جغرافیایی عربستان با چین پیامبر (ص) تا کید بر این موضوع داشته وامت را به این فضیلت ارزشمند
ارشاد فرموده اند . وعلاوه بر این علم در نزد ما ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته و گواه بر این مطلب
تمدن بزرگ ایرانی و سیطره آن درطول تاریخ است ( که در این زمینه میتوان دانشگاه جندی شاپور
اهواز در قبل از اسلام نام برد )و در بعد از اسلام تواناییهاو کوششهای دانشمندانی چون ابو ریحان
-ابن سینا وغیره میتوان به آن اشاره نمود .
(ادامه دارد )
یا مقلب القلوب والابصار* یا مدبراللیل والنهار*
یا محول الحول والاحوال* حول حالنا الی احسن الحال*
سلام؛ سال نو مبا
رک . این قافله عمر عجب می گذرد . این آخرین مطلبی هست که در سال 8۴ مینویسم. دوست داشتم یه چیز آموزنده هم کنار تبریکم بگم ولی با عرض شرمندگی فرصت نشد. آخره ساله دیگه همیشه یه چند ساعتی وقت کم میاد. من برای همه دوستانی که ایمیلشون رو میدونستم ایمیل زدم . اونم نه گروهی .برای هر نفر یک ایمیل زدم . یه کم سخت بود ولی ارزشش رو داشت. برای اعضای وبلاگ هم چون اينجا درج می شه ایمیل نزدم . این چند روز كه گذشت همه سعی میکردیم کارای نا تموم امسال رو تموم کنیم ، امیدوارم که موفق شده باشید. امیدوارم که همه با شادی و سربلندی وارد سال جدید بشید. برنامه من فعلا معلوم نیست ولی اگر عید مسافرت نرفتم سعی می کنم وبلاگ را خالی نگذارم.
بازم آرزوی موفقیت و كاميابي برای شما دارم تا سال دیگه خدا نگهدار!
استفاده میکند .واوصاف خود را به ان مزین میکند مثل عالم ... واین حاکی از نیکویی علم نزد خداوند
متعال است . وعلاوه بر این دین اسلام جایگاه ویژه ای برای علم وعالم قرار داده است و در این زمینه
احادیث وروایات زیادی از معصومین وبزر گان وجود دارد (مثل اطلب العلم ولو بالسین . وغیره ) که این
حاکی از این است .
(ادامه دارد )
توفیقهای معنوی نتیجه آرزوهای مقدس است
نویسنده معتقد است این مقاله حداقل هایی را در باب نگارش بیان می کند. مسائلی نظیر نحوه تنظیم طرح تحقیق،انتخاب روش، یافتن منابع، و ارزیابی. و ظوابط ظاهری دیگری برای مقاله مثل داشتن عنوان،چکیده، ارجاعات، کلیدواژه ه ها…
نویسنده پس از ذکر اهمیت یافته های علمی،هر اثر علمی-تحقیقی را دارای سه رکن می داند:
اما برای پژوهش مراحلی وجود دارد که ما در این جا به ذکر آنها می پردازیم:
فرضیه و طرح تحقیق
انسان همواره از مجهول به معلوم می رسد. سؤالات نیکو و سنجیده که بر زمینه ای از معلومات پیشین می باشد. این سؤالها و مجهولات مبنای هر فرضیهی علمی را تشکیل می دهند.
پس از طرح مجهول وتشکیل فرضیه، برای بررسی و اثبات آن، باید طرح تحقیق ریخته شود. طرح تحقیق،در واقع، قانون کار محقق است و هدف،محدوده کار،رؤوس مباحث، ابزارها و روش تحقیق، و حوزه منابع را روشن می سازد و مانع از پراکنده کاری و اتلاف وقت و نیرو میگردد.
یکی از نشانه های علمی و تحقیقی بودن مقاله آن است که نویسنده بتواند چکیده خوب و مفیدی برای آن بنگارد به گونه ای که طرح مسئله و روش کار، اعتبار منابع و نتیجه به دست آمده به طور فشرده در آن ذکر شود و البته از زواید کلام نیز بپرهیزد.طرح اولیه یا سیاهه آزمایشی ممکن است بسیار مغشوش و نامرتب باشد،که در نهایت پس از تفکر درباره آنها و ربط دادن به تدریج محورهای تحقیق مشخص می شود.
این طرح محورهای اصلی و فرعی بحث مشخص شده و شمای کلی مقاله و کتاب به دست آمده است،که در نهایت تیترها و عناوین را تشکیل می دهند.در ضمن طرح تحقیق به هیچ وجه منجمد و لایتغیر نیست.
روش تحقیق
نویسنده مقاله تحقیقی به تناسب رشته ای که دارد، روش خاصی را در امر تحقیق انتخاب می کند، اما در عین حال از برخی قواعد و روشهای عمومی نیز استفاده می کند که تقریبا در تمام مقاله های تحقیقی مشترک است.روش تحقیق به دو نوع میدانی و کتابخانه ای تقسیم می شود. در تحقیق میدانی که بیشتر به مسائل علم تجربی، اجتماعی و جامعه شناسی مربوط است، محقق با کاوش در نمونه های عینی و با تفحص و استقرا در گستره ای خاص به نتایج کلی می رسد.اما در تحقیق کتابخانه ای، حوزه کار محقق، کتابخانه و اسناد و مدارک است و با محیط بیرونی کارندارد.اصلی ترین ابزار در این روش کتاب و امثال آن است و گام مهم در این روش انتقاد کتاب و اسناد مکتوب است.محقق باید کتاب شناس باشد به عبارتی مسائلی نظیر اطمینان از صحت انتساب کتاب و مطالب آن،عدم دخل وتصرف در مطالب،انتخاب منابع درجه اول.محقق باید از منابع به دیده انتقاد و تدبر بنگرد، همه را حقیقت مسلم نپندارد، علوم انسانی همواره حوزه منازعات و مشاجرات بوده است.باید مطمئن شویم مطلب به صورت جدی از گوینده صادر شده باشد.
در این روش محقق از طریق فیش برداری به جمع آوری اطلاعات می پردازد ، همینطور یکی از نظریه ها و مکاتب مهم را در این باب انتخاب کند و با معیار آن به نقد و تحلیل بپردازد.
گردآوری مواد استدلال و منابع تحقیق
پس از عبور از دو مرحله ابتدایی محقق به خزانه معلومات خویش مراجعه می کندو از میان دانسته ها آنچه را که ارتباطی با فرضیه و مجهول وی دارند، برمی گزیند،مرتب می کند و مقدمات استدلال خود را تشکیل می دهد.
دراین جا نوع و میزان معلومات موثر می باشند. فراوانی معلومات و گستره روز افزون اطلاعات نکته مهم دیگری است که نویسنده بدان می پردازد که آموختن و اندوختن همه آنها، آشکارا از حد توان ذهنی انسان خارج است.پدیده هایی مثل اینترنت و اینترانت...
معلومات عمومی محقق و زمینه های مطالعاتی او موثر اما ناکافی است.جستجوی محققانه ا زکتابشناسی ها آغاز می شود که در باب موضوع خاصی می باشد.نویسنده سپس به ریشه تاریخی کتابشناسی اشاره می کند که به قرن چهارم هجری باز می گردد(ابن ندیم...)با آنکه کتابشناسی و فهرست نویسی در تمدن اسلامی سابقه دیرینه دارد،فهرست نویسی به سبک نوین برگرفته از شیوه کار غربیان است.نویسنده به امتیازات کتاب و مقاله اشاره می کند: مقاله امتیازاتی دارد که کتاب فاقد آن است. حوزه مسائل و موضوعات مقاله محدودتر از کتاب است و زمان کمتری را برای تالیف می طلبد.علاوه بر این، سرعت انتشار مقاله سبب می شود که مطالب آن سریعتر از مطالب کتاب به دست خوانندگان برسد.
نباید فراموش کرد که در به کارگیری منابع، اصالت با اعتبار منابع است نه تعدد آنها.فهرست منابع،نمودار اعتبار علمی نوشته و نشانگر اشراف نویسنده بر منابع است.محقق باید بکوشد که از قدیمی ترین منابع و جدیدترین تحقیقات استفاده کند.
تنظیم مطالب و نتیجه گیری
بسیار اتفاق می افتد که پژوهندگان نوپا، در موضوعی خاص انبوهی از فیشهای تحقیق و یافته های مقدماتی را جمع کرده اند و مانده اند که با آنها چه بکنند و تحقیق خود را چگونه سامان دهند.بخشی از این مشکل به خاطر نداشتن طرحی برای تحقیق است، اما اگر محقق فرضیه ای برای خود داشته باشد و بداند در جستجوی چیست،آنگاه خود مطالب ومنابع زبان میگشایند و میگویند که با آنها چه می شود کرد.مشکل دیگر کم توانی در اندیشیدن است البته این به معنای نقص قوه عقلانی نیست، بلکه مقصود عدم ورزیدگی در تعقل است.
امروز ه همه برآنیم که نقطه مقابل جهل"علم" است و عالم در مقابل جاهل قرار دارد.از دیدگاه اسلامی هم عالم کسی است که عاقل و متدبرباشد.
نویسنده در ادامه وجه مفارق مقاله های علمی و مقاله های عمومی و اجتماعی را بیان می کند و به ذکر دسته سومی می پردازد که میان این دو قرار دارند.
نویسنده پس از پایان مراحل پژوهش به شیوه ارائه مطالب می پردازد که رعایت نکاتی لازم است:
نگارش
¨ طرح مقاله
همانطور که در مرحله پژوهش طرح تحقیق الزامی است در مرحله نگارش نیز طرح نوشته لازم است.طرح نوشته شامل سه بخش مقدمه، متن و نتیجه پایانی است.
مقدمه آغاز دلپذیری است که ذهن خواننده را برای ورود به بخش اصلی متن آماده می کند.
متن حاوی مهمترین و اصلی ترین مطالب مقاله است.نویسنده در این بخش، استدلال علمی خود را در جهت رد و اثبات فرضیه نخستین ارائه می دهد.
نتیجه یا بخش پایانی در انواع مقاله ها تفاوتهایی دارد.آنچه مهم است این که در پایان مقاله های تحقیقی نویسنده باید نتیجه ای را که از تحقیقات خود گرفته است به طور روشن و مشخص اعلام کند.
¨ مستند نوشتن
در نگارش مقاله به خصوص مقاله های تحقیقی باید از حدس و گمان و تخیل یا تکیه بر گفته ها و شنیده های غیر موثق، بدون منبع و غیر تحقیقی جدا پرهیز کرد.
نویسنده باید امانتداری را رعایت کرده و خود را از اتهام سرقت ادبی دور نگه داردو دیگر آنکه به تبعات صحت و سقم مطالب استفاده شده دچار نگشته و در نهایت با ذکر نشانی دقیق منبع، راه پژوهش برای خوانندگان دیگر را فراهم کند.
ثبت ارجاعات شیوه های گوناگونی داردکه به یکی از آنها که ذکر ارجاع در پاورقی می باشد اشاره می کنیم:
پاورقی به یادداشتهایی گفته می شود که در بخش پایانی صفحه نوشته می شودو به وسیله پاره خطی از متن اصلی جدا می گردد، که خود دو نوع است
أ- پاورقی توضیحی: این نوع معمولا شامل مطالب تکمیلی است که برای روشن تر شدن مطالب مجمل متن می آید.
ب- پاورقی ارجاعی: برای ذکر سند و منبع مورد استفاده نویسنده است
فهرست منابع
مطلب بعدی درباره فهرست منابع می باشد، فهرست منابع که گاه با عنوان کتابنامه و کتابشناسی از آن یاد می شود،نماینگر استفاده مولف و محقق از کتابها وآثاری است که مقاله با کتاب با استناد بدانها نوشته شده است.
در فهرست منابع تمام مشخصات منبع ذکر می شود: نام کتاب، نام نویسنده،نام مصحح،ناشرو...
چکیده، کلید واژه، عنوان:
چکیده بر اساس طرح تحقیق نوشته می شود و نویسنده در آن به طور فشرده موضوع مقاله، عناوین بحث،روش کار، نوع منابعی که از آنها استفاده کرده و نتیجه ای را که بدان رسیده است معرفی می کند.کلید واژه ها هم مکمل فایده چکیده هستند و می توان گفت چکیده چکیده هستند.و در پایان در نگارش مقاله های تحقیقی نباید از انتخاب نام و عنوان مناسب برای مقاله غافل شد.عنوان باید کاملا رسا و دور از ابهام، پیچیدگی و معنای مجازی باشد.
در پایان یادآور می شوم این مقاله دارای جزئیات بیشتری در باب نگارش می باشد که برای دستیابی به تمام آنها مطالعه کامل آن امری ضروری می نماید.
موفق باشید
وهمچنین علم درنزد تمامی ادیان چه ادیان ابراهیمی وچه غیر از آن دارای اهمیت بوده وشخص آموزنده
علم هم دارای کمال است واین ارزش واهمیت علم را می رساند که علاوه بر اینکه خود به ذاته ارزشمند
است به شخص دانش پژوه هم یک نوع فضل وبرتری میدهد واو را از سایر اشخاص تمییز میدهد .
(ادامه دارد )
امروز کتابی میخواندم از جیمز آلن که صد سال پر فروش ترین کتاب بوده است
تمام حرف کتاب این بود (تو همانی که می اندیشی )
روایتگری بخش 4
نویسنده در این بخش خود بینی مطلق اندیشی تبعیض دوری از واقعیات و000 را با زبانی ظریف بیان می کند0
خصوصا تبعیض علمی وخود محوری دنیای غرب را به بهترین وجه بیان می کند0
گام اول
در این مرحله جستجوی منابع و مآخذ است که با موضوع تحقیق تناسب داشته باشد .گام دوم
خلاصه كردن موضوع مورد نظر در سه يا چهار كلمه .گام سوم
اسفاده از استاده راهنما در امر تحقيق .-استفاده كردن از كتابشناسي ها و فهرست منابع.
-پرسش از استاد درباره ي منابع مناسب.
-پرسش از دانشجويان هم رشته خود در سطوح و مقاطع بالاتر .
-سود جستن از جستجوی كتابخانه ای .
-عنوان
-فهرست مندرجات و فصل های متناسب
-مقدمه
-مطالعه بخشی از کتاب یا مقاله
-نتيجه
-كار گروهی
-تهیه کپی از منابع
-بر حسته كردن مطالب با قلمهای رنگی روی کپی متن و. . .
بخش های مهم متن را به اجزای کو چکتری تقسیم کنید پس از آن بکوشيد آنها را با یکدیگر متجانس کنید این روش ارتباطی ميان مطالعه و ياد داشت برداری به وجود می اورد و ناخود اگاه شما را به نوشتن وامی دارد .
-
نوع اطلاعات قبلی شما از موضوع و ديدگاه شما به متن-
موضوع و سبک نگارش متنبرخی معتقدند که ياد داشت برداری ساده از متن ، روش مناسبي برای ياد گیری و يادآوری نیست؛ بلكه آنها معتقند که ایجاد درخت حافظه کمک بهتري در انجام این مهم میکند.
- روش آزاد ،اصل مطلب بدون کمی و كاستی بيان مي شود .
-نویسنده مطلب را آن طور که خوانده باز گو می کند .
- شماره گذاری و در پايان فصل یا مقاله نكات را توضيح داده میشود(سيستم دانشگاه ونكوور)
-نام نویسنده و تاريخ انتشار کتاب، عنوان کتاب، محل انتشار و ناشر در پایین متن در داخل پرانتز می آید(سيستم دانشگاه هاروارد)
کتاب شازده کوچولو از نگاه من
روایت گری بخش(1)
نویسنده با ترسیم دو دنیای متفاوت نوشته خود را شروع می کند به نظر من بهترین تعبیر برای بخش اول مفهوم شی گشتگی است.
بدین معنا که ما در غالب اصطلاحات وساختارهای خود ساخته گرفتار آمده ایم وبا زبانی غیر از آنچه ساختارها ساخته اند چیزی نمی فهمییم زبان انسانهای ساده اندیش واقع گرا و بی تکلف برای ما غیر قابل فهم نیست هرچند ساختارها تا حدود بسیار زیادی (مثل جغرافیا )مفید هستند .
بخش (2)
|
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار اصل خویش |
نویسنده دراین بخش رجوع به خویشتن را در اثر اضطرار را مطرح می کند .
بخش (3)
انسان وقتی خود خود گم کرده اش را مییابد باورش نمی شود و با خودش احساس غریبی ودوری میکند تا خودش را بیابد و باور کند زمان بسیاری نیاز دارد .
س م ذ
با تشكر از همكلاسي عزيز به خاطر نقد جدي اي كه در سايت گذشتيد.
بنده به علت ترس از محدوديت فضائي نظر دهيد و اطلاع ساير دوستان ان را بر روي صفحه اصلي ميگذارم:
و اما نقد بنده به ياددشت روزانه شما با عنوان انرژي هسته اي حق مسلم ما نيست؟
در مورد عدم خويشتن داري:
۱.حدود سه سال چشم پوشي از حق طبيعي و پيشرفت همه جانبه شما را به ياد واژهاي عدم خويشتن داري مياندازد؟
۲.ايا مگر فتنه را مااغاز كرديم و مگر نه اينست بر اساس اموزههاي نقلي و عقلي كه فتنه از قتل بدتر است (با اشاره به ايه اي از قران)؟زيرا در فتنه ديگر تشخيص زشتي وزيبائي و حق از باطل مشكل است كه بتوان در برابر ان از خود دفاع كرد.
۳.فكر ميكنم برداشت شما از سخنان امام خميني و دكتر احمدي نژاد ماترياليستي است زيرا ادعاي
پيروان اين انقلاب اين است كه ما داريم هر روز به منا فع و قدس خود نزديك تر ميشويم و زوال و بارقه هاي محو و نابودي اسرائيل را ميبينيم ولازم نيست حتما تفنگ به دست گرفته ومانور بدهيم براي اشنائي بيشتر شما را به مطالعه ريشه انقلاب و معناي صدور انقلاب ا رجاع ميدهم.
در مورد پيگيري حقوق اساسي تر:
بايد از توجه شما به اين حقوق توجه كرد اما:
۱.احقاق چند حق محقق نشدده باعث نميشود از بعضي از انها چشم پوشي كرد مگر اينكه ما قائل به ضعف خود باشيم واين با سياست غير انفعالي ما سازگار نيست.
۲.در ثاني بايد تفكيكي بين حقوق بين الملل وداخلي قائل شد و هر كدام را در جايگاه خود مطالبه كرد.
در مورد تناقضات گفتاري ورفتاري:
۱.بايد توجه شود كه كاربردهاي متعدد انرژي هسته اي هيچ تناقض گفتاري را در سخن مسئولان و اصناف مختلف به وجود نمياورد و هيچ وقت كاربردهاي متعدد انرژي هسته اي اصل حق بهره برداري از ان را مخدوش نميسازد.
۲.هولوكاست:زير سوال نبردن نظريه اي كه ريشه هاي توجيهي حمله به كشورهاي ضعيف و بيگناه است را نمي توان با عنوان احترام به عقايد ناده گرفت در ثاني هولوكاست يك فكر نيست كه ما ان را در قالب ازادي افكار بيان كنيم اما عاشورا هم از لحاظ سنديت تاريخي و هم فلسفه وجودي بسيار غني است.براي روشن شدن مسئله شما را به كتاب هولوكاست/عليرضا محمدي:انتشارات نهاد نمايندگي رهبري حماسه حسيني /استد شهيد مطهري ارجاع ميدهم.
در پايان دوباره از نقد و اهتمام شما به مسائل روز به عنوان يك دانشجو و دوست سپاسگذارم.
نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران باستان یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد. چون آغاز جشن نوروز و آغاز سال نو در تقویم خورشیدی ایرانی بر پایه لحظه عبور مرکز زمین از نقطه اعتدال ربیعی تعیین میشود، جشن نوروز در همه نقاط زمین در یک لحظه شروع میشود.
با آرزوی ایامی خوش و سالی پربار برای شما دوستان عزیز.
هدف از این کار یا بهتر بگویم ثمره رواتگردانی چیست آیا این کار درجازدن در افکار دگزوپری نیست ؟
«۴»
نویسنده از غلبه اعداد و همچنین نگاه پزیتیویسی بسیار نگران است چرا که اعداد جای نگاه به زیبایی ها و غیر ملموسات را گرفته است .
نویسنده همچنین از نژادپرستی غربی ها حتی در مسائل علمی گلایه دارد .
نگرانی دیگر نویسنده این است که حواس آدم بزرگ ها محدود به اعداد و ارقام شده است و یاد نگرفته اند که با حواسشان زیبایی ها را درک ولمس کنند .
«۵»
مسئله مبارزه با فساد و ریشه کنی آن از نگرانی های دیگر نویسنده است او توضیح میدهد اگر با فساد در ابتدا برخورد نشود و ریشه کن نشود موجب می شود که کل جامعه از بین برود .
مقابله با فساد بقول نویسنده از زبان شازده کوچولو « یک تکلیف انظباطی است .آدم باید با کمال دقت به پاک کردن سیاره خود بپردازد باید بمحض آنکه نهالهای بائوبابرا از بوته های گل سرخ که در کوچکی بسیار به هم شبیهند تشخیص داد مرتبا آنها را ریشه کن بکند .این کار خسته کننده ولی آسان است ».
نويسده نوشته نگا شته
نقش نويسنده در جا معه
نويسده تنها برا ي خو د نمي نويسد نويسده مقاله و دا ستان ونما يشنا مه كه در خوا ننده تا ثير ميگذارد وطبعا خوا نندگا ن فراوا ني ميدارد به همين جهت مسو ليت وي هم سنگين است نويسده توانا وچيره دست با روح انسا نها بوژيه نسل وجوان سر كار دارد ومي تواند با قلم سحار خود احسا سا ت عواطف ملتي را به سود يا زيان حاكميتي برانگيزيد وبه افراد سرد خامو ش توان و تحر ك بخشد و روابط حا كم بر جا معه را دگرگو ن سازد وحتي از بيخ بن براندازد
شازده کوچولو
در بند اول شاید اشا رهای به دنیا ی کوچک کودکا نه با توجه به اقتضای سنی می با شد هک تا بع انتظا را ت خا صی است و شاید بخا طر روح لطیفی که دارد جنبه های زیبای این صحنه را به تصویر میکشد ویک اشا رای به گریز از ظا هر بینی دارد در بند دوم به ظا هر نوعی سفر در درون میبا شدگوش به نجوا های درونی خود بدهد انگار همدمی برای خویش پیدا کرده است همراه او می باشد
در بند سوم انسان جرا با ید از منزگاه اصلی خودش که هما ن نا کجا اباد میباشددور باشد که به نظر می رسد همان روز نخستین یا عهد اولین مباشد این انسا ن اگر بر فطرت خویش گا م بردارد هیجگاه منحرف نخواهد شد
ما ز با لائیم با لامی رویم ما زبی جا ئیم بی جا می رویم
در بند جها رم اشار ظریفی به نکته جا لبی می کند و ان اینکه انسانها کمیت انگار هستند به پوسته توجه می کنند تا به هسته
بند پنجم شا زده کو جو لو با توجه به ذهنیت خو دش پا سخ تحلیل می کند و سعی میکند پا سخها همسو با انتظا را ت او باشد
و بعد اشاره به یک سنت گسست نا پذیر میکند همه جیز بستگی اصل بنه ان دارد
ود یگر اینکه انسانها باید به دنیای پیرامون خود دلسوزی کنند واگر ازاین کار غفلت شود شاید غیر قابل جبران بشود
واگر بدی جایی را فرا گرفت باید زود ان را اصلاح کرد
دربند 5 نكته اي را كه مي توان به ان شاره كرد اين مي با شد انسان با توجه به ذهنيتي كه دارد نسبت به وقايع بيرو ني قضاوت مي كند
در بند ششم اشاراي به اين نكته دارد همه جيز در عالم هستي فلسفه وجودي دارد هيج چيز در عالم هستي بيهو ده نيست واين كه انسانها اگر احسا سات نداشته با شند مثل اشيائ هستند ديگر اينكه اگر انسانها اميد به زندگي داشته باشند دنيا وفق مراد انها ميباشد در بند هشتم مي گويدكه هيچگاه نمي شود به ظا هر قضا وت كرد وبا يد به درون توجه كرد
بند 9 مرا بياد اخرت انداخت كه انسان قبل ا ز سفر بايد نام نيك از خود به جا ي بگذارد و سفر او رو به بالا باشد و تحليل نرود
در بند 10 اشا ره به اين دارد كه بعضي از انسانها جنان خود را بزرگ ميدانند كه انگار تمام عالم براي انها ميباشد
سلطا ن بدون رعيت جالب است اين انسان در دنياي زند گي كند صاحب ان نميباشد بيشتر فسا نه است تا واقعيت
چهار شنبه اخر سال يك سنت ديرينه يك ايين باستاني گذشته اي به عمر تا ريخ با تما م فراز نسيبش
امسال هم چهار شنبه اخر سال ديگر اما انگار اين يكي با سالاي قبل فرق داره
اروم تره بخاطر ترس يا نبودن حوصله نميدونم چي بگم انگار هر سال كه د اره ميگز ره رغبتي نميمونه
ايا ميشه يكاري كرد كه بشه اين سنت به نحو خوبي اجرا بشه وطوري كه هيج كس متضرر نشه
فرهنگ سازي بشه
خيلي لازم نيست كه ما رو منطق استدلالي دنبال اين موضوع بگرديم چون سنتها هميشه اين گونه نيستنند
ايا يك باور مذهبي مي با شدبرگرفته از اعتقادات يا ريشه در احساسات دارد
واگذار مي كنيم به قضاوت تاريخ
این متن را به دوست عزیزی تقدیم میکنم که طرح بحث انرژیهستهای را پیشنهاد داد، بيآنكه بدانم نامش چیست یا بدانم در نظر با او موافقم يا نه.
بعد از برگزاري آن رفراندوم كذايي! كه همهي ملت ايران در آن شركت كردند، پيدا شدن آدمهايي معدود كه نه تنها با عدم شركت در رفراندوم، بلكه به صراحت نیز مخالف انرژي هستهاي فعلي ايران هستند، جاي بسي شگفتي است.
دلايل اين فقير (منظورم فقر علمي هست نه درويشي!) جهت نقد و بررسي تقديم دوستان ميشود، يكي دوتا متن طنز نيز در ذهن دارم، كه صرفاً به دليل تنوع و ايجاد فضايي صميمي بين خود و دوستان تقديم ميشود نه آزردن دل كسي يا خداي ناكرده، استهزاي شخصي.
آنچه من در درس "استراتژي معاصر" از استاد متقي آموختم، حق بهرهبرداري از انرژي هستهاي، از طرف جامعهي بينالمللي، متوجه كساني ميشود كه خويشتندار باشند. در اين مورد ما نه در حد واقعي اقدامي كردهايم و نه در حد حفظ ظاهر گامي برداشتهايم.
به نظر من حتا اعلام خشك و خالي خويشتنداري، چيزي شبيه به تناقضات آشكار نظري و عملي بحث گفتگوي تمدنهايي است كه خود ايران به تصويب رسمي جهاني رساند. چگونه خود را خويشتندار بدانيم وقتي در امور داخلي خويشتندار نيستيم؟ ما در دفع فتنههاي داخلي كه در ماهيت فتنهبودنشان نيز بحث داريم چگونه برخورد ميكنيم؟ آيا به جامعهي غيرمسلمان خارجي نبايد اين حق هراس از برخوردهاي خشن و سلبي را بدهيم؟ در مورد تعامل با دنياي خارج نيز در حافظهي ديگران چنين نقش بستهایم كه در جنگ هشتساله، شعارمان اين بود: جنگ جنگ تا رفع فتنه از جهان! يا موقعي كه به خاك عراق رسيديم شعار ميداديم: راه قدس از كربلا ميگذرد. و امروز هم رئيس جمهورمان از محو اسرائيل از نقشهي جهان سخن به ميان ميآورد. به واقع يا حتا در ظاهر ما كشوري خويشتندار هستيم؟
انصافاً جاي تقدير است: دولت ايران در به دست آوردن فناوري هستهاي از تمام ظرفيتهاي موجود استفادهميكند، حتا با دعوت از مردم و مصاحبه با موافقان، رنگي ملي به آن ميبخشد؛ اما اين تقدير وقتي قابليت بيشتري مييابد كه حكومت با اولويت بندي، پازل حقوق ملت ايران را تكميل كند، بخصوص حقوق طبيعي و فطريشان را. در دور نخست رياست جمهوري خاتمي تازه علني شد: هنوز در فهم آزادي مشكل داريم، و قبول نكردهايم آزادي متوجه مخالفان است نه موافقان! و تعريف ثابت و شفافي از جرم سياسي نداريم. دادگاهها بدون هيأت منصفه اداره ميشوند. آزادي انديشه و بيان انديشه در محاق است... و از اين قبيلاند اجراي عدالت اجتماعي و مهرورزي! و... تمركز حكومت بر سر حق انرژي هستهاي و عدم تمركزش بر احقاق حقوق مسلم و اساسي ديگر آنهم با استفاده از همان ظرفيتها، قابل انتقاد است.
كاش دولتمردان ما از يك استراتژي واحدي برخوردار ميبودند. متأسفانه در نحوهي توجيه حق بهرهبري از انرژي هستهاي دچار تناقضات آشكاري هستيم: گروهي از مسئولان قصد حكومت را صرفاً بهرمندي علمي معرفي ميكنند و در همان زمان، مسئولان ديگري [... ] به نوعی بر قصد بهرهبرداي نظامي از انرژي هستهاي معترف ميشوند و آن را براي ايجاد توازن قدرت و استفادهي دفاعي در منطقه عنوان ميكنند!
(ادامه دارد)
چهار شنبه سوري :
من با اينكه اين جشن ايراني است يا عربي يا غربي كاري ندارم اما آنچه براي من مهم است اين سوال است كه:
واقعا افراد ازاينكه پولي را كه با چنگ ودندان به دست آورده اند چگونه حاظر مي شوند براي يك لحظه ازدست داده وعلاوه بر آن در بعضي مواقع سلامتي خود را هم از دست بدهند و نيز باعث آزارديگران هم بشوند وبر آن بخندند واحساس خوشحالي بكنند ؟
شخصا براي من حل كردن اين مساله بسيار سخت وسنگين است .چه با فكركودكانه وشازده كوچولويانه بسنجي وچه بافكرآدم بزرگها .................
بنام خدا
1. جواب سوال اول :
ازلحاظ لغوی article به معنای نوشته ای است که در روزنامه ومجله نوشته میشود.
اما essayداری معنای وسیعتری بوده و منحصر در روزنامه یا مجله نمی باشد.
البته با توجه به ریشه این لغات می توان به راحتی وجه تمایز این لغات را فهمید :
Articleبه معنای تکه-بند می باشد لذا در این صورتarticleبه معنای نوشته ای خواهد بود که
از وصل شدن تکه هائی به هم به وجود آمده است. پس نويسنده حرف خود را نمي زند بلكه ناقل است.
اما essay ازریشه لاتینیesesبه معنای ریشه و وجود گرفته شده است لذا می توان گفت در مقاله ای که essayنامیده می شود نویسنده استقلال خود را حفظ کرده و تفکرات خود را درنوشته اش تجلی می بخشد .
2. جواب سوال دوم :
a) چرا در زبان فارسی از لفظی که معنای گفتاری دارد در معنای نوشتاری استفاده شده است ؟
b) چه وجه ارتباطی بین این دو وجه وجود داشته است که به این صورت استفاده شده است
در جواب این دوپرسش میتوان گفت:
در فرهنگ ایرانی به صورت معمول در اکثر مواقع برای انتقال مفاهیم مورد نظر خود از ادبیات شفاهی استفاده می کنند واین خود ممکن است ازعوامل تسميه مكتوب به مقول باشد.
اما به طور كلي ميتوان گفت كه قول در فرهنگ ما به نظريات يك فرد گفته مي شود، حال چه گفتاري باشد وچه نوشتاري .ولذا در بخش نوشتازي هم اگر شخص نظرييات خود را ذكر كندبه آن مقاله اطلاق مي شود .
3. جواب سوال سوم :
به نظر می رسد که این کتاب یک مقاله بیشتر نبوده است .
وکتاب درمورد چهار دسته از مردم(دبیر –شاعر- منجم –طبیب ) است که شاهان به آنها نیاز دارند .
شاید بتوان گفت علت شهرت کتاب به چهار مقاله همان چهار موضوعی است که کتاب در مورد آن بحث می کند . نه آنكه چهار مقاله مستقل باشد .
4 .جواب سوال چهارم :
شايد بتوان ادعا كرد كه همه فرهنگها سعي در هضم ديگري دارد،البته نه به صورت خشن وبا زور بلكه تلاش مي كنند كه با استدلال داشته هاي خود به عرصه داوري آورده تامردم از آن استقبال كرده و پيروي نمايند .و درصورت متزلزل بودن، آن را اصلاح كنند .ودر اين عرصه حتي از گفته ها و نظرييات ديگران استفاده كند .
البته اين امر فرا فرهنگي بوده وعلت اين امرهم از ذاتي بودن آن نشات ميگيرد .چرا كه اين احساس براي تك تك انسانها ميباشد و اين حق را براي خود محفوظ ميداند كه بتواند خواسته وافكار خود را آزادانه مطرح كرده ومنتظر پاسخ ديگر افكار باشد .واين امر را هم در راستاي رسيدن به كمال است .
از مطالب مذكور مي توان چنين نتيجه گرفت كه همه فرهنگها وانسانها دراي يك حق مشترك بوده وآن ابراز عقيده مي باشد
باتوجه به گذشته وتاريخ ميتوان چنين نتيجه گيري كرد كه اين افراد در اين مسير از تمامي ابزارها استفاده كرده وحتي دراين مسير سعي كرده اند كه ابزارهايي به كار ببرند كه توان بيشتري درگسترش افكار خود داشته باشد لذا به سوي نوشتن وقلم حركت ميكنند .اما اين وسيله سرعت كافي را نداشته و تعداد كمي از افراد مي توانستند ازآن بهره ببرند . لذا مي توان گفت كه خود اين امر(تلاس درجهت ابراز عقيده) باعث ايجاد تكنولوژي مي شد.
وهر گاه احساس كرده اند كه درحال محدود شدن هستند روبه تكنولوژي هاي جديد آورده اند تا دچار محدوديت نشوند .در اين راستا از قلم به ديگرابزارها روي آورده اند مثل دستگاه چاپ دوباره با محدوديتهايي كه در اين زمينه ايجاد شد روبه سوي ايجاد ابزارهايي اوردند كه محدوديتهاي قبل را نداشته باشد مثلااينترنت .
حال سوالي كه مطرح ميشود اين است كه آيا با ايجاد هر گونه مانعي مي توان اين حق را از انسان گرفت ؟
با قاطعييت مي توان گفت خير: چرا كه با رجوع به تاريخ مي توان ديد كه هر گونه ايجاد مانعي در اين راه علاوه بر اينكه باعث عقب نشيني آنها نمي شود بلكه باعث تجري هرچه بيشتر ميشود .
پس مي توان توصيه كرد به جاي آنكه مخالفين خودرا با انواع روشهاي خشن از دور خارج كنيم بهتر است باروشهاي منطقي با آنها صحبت كنيم وما كه اعتقاد داريم كه به حق هستيم مسلما حرف ما اگر همراه استدلال باشد حتما مقبول خواهد شد والا ديگر انواع تلاشهاي ما سودي نخواهد داشت.
والسلام
اسلامي
چهار شنبه سوری جشنی است که همه ما ایرانیان با آن آشنایی داریم. از کودک خرد سال تا بزرگترها. همه می دانیم که آخرین ۳شنبه هر سال با بر پایی جشن با شکوه ۴ شنبه سوری به استقبال فرا رسیدن سال نو می رویم و تمام اندوه ها و نا خوشی ها را در این شب به پایان می رسانیم.اما این که این مطلب تا چه حد خرافه باشد یا خیر؟ باید بررسی صورت گیرد،به عبارتی بهتر اینکه ما چگونه از این قضیه استفاده می کنیم قابل بررسی می باشد،کما این که به گمان خیلی ها حذف این قضیه امکان پذیر نمی باشد و ما تنها و تنها از طریق فرهنگ سازی می توانیم به آنچه که شایسته این مطلب است برسیم.من در این جا مطلب جالبی را که به عبارتی در مورد پیشینه تاریخی آن آورده شده است را برای شما می آورم،البته در مورد تایید آن، مطلب را به خود شما واگذار می کنم:
از زبان دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی؛
سه شنبه شب؟ جشن چهارشنبه سوری؟ همين برای بسياری روشنه که اين جشن بايد واکنشی به سنتها و باورهای اعراب بعد از فتح ايران در پايان سلسله ساسانی باشه. ولی کيه که متوجه بشه ؟
جواب : دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی و پژوهشگر در فلسفه وسنن ايران باستان از راز ، چرا چهارشنبه سوری؟ و چرا آتش ؟ پرده برداشتند.
ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش رو زشت می دونيم .
در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود نداره. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم . شنبه و يکشنبه و . . . بعد از تسلط اعراب از فرهنگ اونها داخل ايران شد . بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای رو جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.
تقدیم به استاد عزیز اقای مجاهدی و استاد کاظمی و همه همکلاسی ها.
چهار شنبه سوریبحث روز در این ایام شده است . این مسئله هم مثل روز سیزدهم فروردین است که از نظر اسلام وعلما چیزی خلاف اسلام است ودر اسلام نبوده است.
البته نظر من هم همین است که این موارد از زرتشت هنوز در اسلام باقی مانده است ولی انکه مردم را از تفریح در این روزها نهی کنیم کار جالبی به نظر نمی رسد. ابتدا باید یک جایگزین برای انها در نظر گرفت ومردم را به سوی انها هدایت کرد وبعد زیراب اصل مطلب رو زد.
بذر هر اکتشاف و اختراعی با سوال پاشیده می شود. دشوارترین و در عین حال راهگشاترین مرحله تفکر ادمی سوال سازی است. اولین مرحله در اغاز نوشتن هر متنی سوال سازی در ذهن می باشد که باید به ان توجه داشت.
ایجاد درخت حافظه پس از مطالعه:
کسانی از این امر استفاده می کنند که یادداشت برداری را روش مناسبی برای یادگیری و یاداوری نمی بینند لذا از روش درخت حافظه برای نمایش تصویری یادداشت ها استفاده می کنند.
مطالعه ٬ ماخذ دهی و سرقت ادبی:
یکی از مسائل مهم در نوشتن یک متن بحث ماخذ دهی میباشد. از قواعد مهم نگارش علمی این است که نویسنده مرز تعلق اندیشه را بشناسد و به انچه به دیگران تعلق دارد استناد بکند. اگر چنین امری توسط نویسنده صورت نگیرد به سرقت ادبی متهم می شود. در بحث سرقت ادبی و منابع مورد استناد در بسیاری از موارد لازم است که با استاد راهنما و دیگر اساتید مشورت به عمل اید. و در مواردی که شک دارید یک مطلب مربوط به خود شماست یا دیگران بهتر است بنا را بر استناد و ارجاع بگذارید.
ساده ترین روش ارجاع٬ نقل قول مستقیم میباشد که بایستی در رابطه با ان ارجاع روشنی داده شود. در استفاده از نقل قول دو روش رایج است :
۱- در روش اول اصل مطلب نویسنده بیان می شود و در واقع نوعی برداشت ازاد از مطلب است.
۲- در روش دوم نویسنده مطلب را انطور که خوانده است بازگو می کند. ارجاع به این مطلب باید پس از ذکر اولین جمله صورت بگیرد. یکی از بهترین شیوه های یادگیری ارجاع ٬ توجه به شکل ماخذ دهی منابع در اثار نویسندگان دیگر است.
روشهای ارجاع و ماخذ دهی :
دو روش عمده برای ان وجود دارد:
۱- در روش اول از عددهایی برای شماره گذاری یادداشتها استفاده شده و در پایان فصل یا در انتهای مقاله ان نکات توضیح داده می شود. که به ان سیستم دانشگاه ونکوور می گویند.
۲- در روش دوم نام نویسنده و تاریخ انتشار کتاب داخل پرانتز اورده شده و به صورت مشخص در متن بیان میشود و اطلاعات کتاب شناسی از ان اثر در اخر کتاب و مقاله٬ یا اخر فصل اورده میشود. که به ان سیستم هاروارد گفته می شود.
روش ثبت ارجاع:
یک روش مناسب برای این امر استفاده از کارتهای فیش برداری است که روی این کارتها اطلاعات مربوط به منابع ثبت می شود.
مفهوم سازی در منابع:
ساختن مفهوم از انچه خوانده اید مهمترین عامل یاداوری مطالب برای خواننده می باشد در مفهوم سازی دو روش وجود دارد:
۱- مطالعه کلی نگر: در این روش میتوان با مطالعه تمام متتن ٬ نگاه جامعی به ان افکند که این امر به شما کمک کی کند دقیقا به ایده هایتان برسید و بتوانید همه موضوع را تحلیل و به دقت شرح دهید.
۲- مطالعه تحلیلی : دراین نوع مطالعه به مطالبی از قبیل چگونگی شروع مقدمه توسط نویسنده٬ توانایی در استخراج نظریات اصلی متن٬ دلیل و شواهدی که نویسنده برای استناد مطالب استفاده کرده٬ منطقی بودن یا نبودن بحث نویسنده و اموری از این قبیل باید توجه کرد.
ترویج فرهنگ سؤال سازی باید از مقطع ابتدائی اغاز شود .
ایجاد درخت حافظه پس از مطالعه:در حقیقت همان مصور سازی افکار و اندیشه هاست که هم باعث مفید سازی یادداشت برداری های مه می شود و هم در زمان تصمیم گیری مفید است .
مطالعه ،ارجاع و سرقت ادبی :از قواعد مهم نگارش علمی این است که نویسنده مرز تعلق اندیشه ها را بشناسد ،پس استناد کردن به منابع و اثار نویسندگان مهم است و اگر چنین نکنیم به سرقت ادبی متهم می شویم ،اما مفهوم سرقت ادبی پیچیده است و نمی توان در همه جا اطلاق کرد.
ساده ترین روش ارجاع ،نقل قول غیر مستقیم است .
در استفاده از نقل قول دو روش رایج است ۱)بیان اصل مطلب نویسنده۲)بازگو کردن مطلب انطور که خوانده ایم .
روشهای ارجاع و ماْخذ دهی :دو روش عمده ۱)از عددهائی برای شماره گزاری یادداشتها استفاده و در پایان مقاله توضیح داده می شود که می تواند یک واژه باشد یا منبعی را معرفی کند.که به سیستم دانشگاه ونکوور معروف است .
۲)سیستم هاروارد :نام نویسنده و تاریخ انتشار کتاب که در داخل پرانتز نوشته شده به صورت کامل در پایان کتاب یا مقاله اورده شده است
ثبت ارجاع:روش مناسب برای ثبت ارجاعات ،استفاده از کارتهای فیش برداری است
مفهوم سازی در مطالعه :۲ روش برای این کار است ۱)مطالعه کلی نگری :نگاه جامع به متن برای تحلیل موضوع و شرح ان . سعی کنید همزمان با مطالعه یادداشت برداری کنید .۲)مطالعه تحلیلی:در اینجا شما باید به استراتژی های مختلف مطالعه دست پیدا کنید ،در این مطالعه ذهن شما با سؤالاتی درگیر می شود که پاسخ به انها شما را در کار تحقیقیتان موفق خواهد کرد ،مثلا:نویسنده مقدمه را چگونه شروع کرده است؟ایا هدف خود را درست بیان کرده است ؟ایا می توانید نظریات اصلی را استخراج کنید ؟ایا می توانید بین بخشهای مختلف متن ارتباط بر قرار کنید ؟ایا بحث منطقی بود ؟ایا نتیجه بحث از گفته ها مشخص می شود ؟
نتیجه گیری :مطالعه و نگارش دو فعالیت جدا در عین حال وابسته به یکدیگر است .
رعایت نکات دستوری،استفاده بجا از نقل قول ها ،یادداشت بر داری و ماُخذ دهی در فرایند نگارش علمی حائز اهمیت است .
خواندن و نوشتن دو مهارت همزمان است که فرد باید انها را در درون خود با تمرین و مهارت بپروراند.
( عيد شما مبارك باد)
نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران باستان یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوريه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد. چون آغاز جشن نوروز و آغاز سال نو در تقویم خورشیدی ایرانی بر پایه لحظه عبور مرکز زمین از نقطه اعتدال ربیعی تعیین میشود، جشن نوروز در همه نقاط زمین در یک لحظه شروع میشود.
با آرزوی ایامی خوش و سالی پربار برای شما دوستان عزیز.
هفته پیش با بچه های دانشگاه به شهر مشهد مقدس رفته بودیم،جاتون خالی،نائب الزیاره از جانب تمام دوستان عزیز،دوست گرامی آقای کاظمی، و استاد محترم آقای دکتر مجاهدی بودم.جذابیتها و حال و هوای معنوی سفر خصوصا در چند روز مانده به سال نو که قابل توصیف هم نیست به جای خود باقی.
وقتی با دوست عزیزم آقای ابوالحسنی در به در دنبال یک کافینت با اینترنت سرعت بالا می گشتیم خیلی دوست داشتم مطلبی را از اونجا روی وبلاگ بگذارم و بگم این هم از مزیتهای کلاسهای آموزشی اینترنتی است که میتوانیم در هر نقطه ای(داخل و خارج)به این دنیای مجازی دست پیدا کنیم و در جریان فعالیتهای کلاس قرار بگیریم و حتی به نوعی حضور غیر فیزیکی در کلاس داشته باشیم،کما اینکه قصد داشتم در ساعت تشکیل کلاس مطلبی را روی Web بگذارم ولی افسوس که زمان قدری اندک و فشرده و برنامه از پیش تعیین شده بود و فرصت این امر پیش نیامد.
اما امروز که پس از چند روز بی خبری در قسمتAddressbar آدرس بامسمّایResearchmethod.blogfa.com را تایپ کردم و کلید Enter را فشردم مواجه شدم با یک عالمه مطالب متنوع جدید باموضوعات گوناگون که گوئی همه در پی یک هدف بودند.خیلی خوشحال شدم چون احساس کردم آن هدف بزرگ که در پی آن بودیم و هستیم دست یافتنی است گرچه ممکن است در کوتاه مدت تحقق آن دور از دسترس باشد اما صرف این مطلب امید بخش بود که بچه ها و حتی خود من با ابزاری آشنا شده اند که قطعا بستر پیشرفت آنها را فراهم می کند و روز به روز این آشنایی کامل تر و بیشتر می شود.اندیشیدن از طریق نوشتن آن هم در قالب وبلاگ که به مراتب تاثیر به سزایی دارد.به هر حال جای شکرش باقیست، چون ماهی هر وقت از آب گرفته شود تازه هست حتی اگه آخر سال 84 باشه اونم تو کلاس روش تحقیقب.
راستی خیلی دنبال این نباشید که ببینید این مطلب من اجتماعی بود یا...چون خودم هم نفهمیدم،البته مطمئنم احساسی نبود.
1
براي نخستين حضورم در كلاس، آنهم بعد از گذشت دو سه جلسه، به اندازهي دوستانم حرفي براي گفتن ندارم، هنوز نتوانستهام همهي كتابهايم را تكميل كنم، حتا از گنجشكي كه در کلاس سخنش در ميان است، سردر نميآورم، تا چه رسد به مصاديقی بزرگتر! دارم به اين باور ميرسم كه من، دوازده ماهه به دنيا آمدهام و مادرزادي عقبماندهام!
در اين ترم نيز خدا به من رحم كند، با اين عقبماندگيها و روحيهي آقاي مجاهدي... او كه توانسته دوخصلت غيرقابل جمع را با خود همراه كند: نظامي و روشنفكري! كاش قدري اهل سرويسدهي پاچهخوري ميبود! با اين حال، بنا به همين دلايل بسيار دوستش ميدارم و بخدا اين يك پاچهخوري نيست!
2
پيش از اتمام كلاس، موضوعي هفتگي را به رأي گذاشتيم و چهارشنبهسوري رأي آورد. به احترام رأي اكثريت، نخستين نوشتهام را بدان اختصاص دادم؛ اما جاي سؤالي در ذهنم باقي ماند: چرا موضوع حادثهي دراویش قم و تخریب حسینیه شریعت، مورد استقبال دانشجويان و تأكيد استاد قرار نگرفت، درحالي كه اگر به بحث گذاشتهشود، حرف بسيار دارد؟
هرچه بود، در این جلسه دلم گرفت، همچنانكه از عصر و نسلي كه در آن قرار دارم، دلم ميگيرد، كلاس ما دريچهاي كوچك بود به جامعهي بزرگ ايران... ( شايد ادامه داشته باشد!)
پیامبر راهنما شد.روزی است که خداوند دین را به کمال رساند ونعمت را بر امت تمام کرد واسلام را
به عنوان دین برای امت پسندید .مهمترین ویژگی غدیر مسئله ولایت وحکومت اسلامی و مشخص
شدن آن به عنوان یک حقیقت قانونی در اسلام است .
بر اين باورم در ايران، پيشينههاي دين قبلی بر دين فعلياش تأثيرگذاشته است - البته كشور ما در اين تأثيرپذيري تاريخي، مستثنا نيست - چه اصراري است مراسم چهارشنبهسوري هرساله در زماني خاص انجام شود؟ مسلما موسس اين وضعخاص، اسلام يا فرهنگ عربي نيست، بلكه زردشت و فرهنگ ايراني است.
اينجا اما تبصرهاي وجود دارد. مراسم چهارشنبهسوري امروزين از جانب ايرانيان مسلمان با نيت آيينی الهام گرفته از زردشت اجرا نميشود. از آن مراسم کهنه، تنها مترسكي بيروح باقي ماندهاست، كه در كالبدش تنها تفريحي خاطرهساز حاضر است.
انواع عرفها از نظر ديني:
مراسم چهارشنبهسوري امروزين با وصفي كه پذيرفتهاست، براي ايرانيان مسلمان امري عرفي از نوع سوم است: بخاطر بياعتنا بودنش به فرهنگی غيراسلامي مخالفتي با شرع ندارد و اسلام نيز توصيهاي بر انجامش ندارد. چهارشنبهسوري، امروز مراسمي در استقبال نوروز است و بهانهاي براي شادي. به نظر من در انجام این مراسم، برای مخالفت با مردم دلیلی باقی نمی ماند، جز توصیه هایی جانبی در رعایت مسائلی ایمنی و اخلاقی...
به اميد روزي كه همگام با اخلاق، بيدريغ باشيم در دردها و شاديهايمان.

دوستان عزیز چون امروز از حضور برادران و خواهران مرخص و به دیار تبریز
سفر می کنم، پيشاپيش سال نو را به شما دوستان بزرگوار تبريك عرض مينمايم.
نوروز امسال را آزموني ظريف و زيباست در تقارن بهار طبيعت و بهار سوگ
امام حسين (عليه السلام)،و چه زيباست كه سرود سال نو را به سوگ و سرشك
عشق امام حسين (عليه السلام) سودا نمودن.
سال نكويي را برايتان آرزومندم.
آقایان کاوند و عزیزی
امیدوارم که تا پایان ترم توانایی تمیز نقد را از یادداشت روزانه کسب کنید.
طرح درس روش تحقيق( ب )
م.م. مجاهدي
نشست پنجم : ساختار متن (2)
Ø محتواي درس :
· مروري بر فعاليت هاي هفته گذشته
· انتخاب يك موضوع يا مساله يا سئوال براي مباحث آينده
· ساختار متن (2) : بررسي ساختار جمله
Ø بنويسيد:
۱. استخراج ساختار روايي متن " دنياي سوفي "
2- استخراج ديرپاترين و مهم ترين مسائل فلسفي از كتاب دنياي سوفي كه ذهن بشر را در خلال زندگي روزمره قرن هاست كه به خود مشغول كرده است.
|
تذكر مهم : مهلت انجام فعاليت هاي بخش " بنويسيد" نشست پنجم تا پايان خردادماه 1385 مي باشد. |
در بخش ۱ ابتدا از تصاویر حرف میزند شاید منظور اینکه باید بود ها رادید نه نمودها وحرف هارا.
نویسنده سی می کند انسانها را به دو دسته ادم بزرگ ها و آدم های غیر بزرگ تقسیم کند و هر کدام را به تصویر می کشد .
آدم بزرگ هایی که عادت کرده اند فقط به ظواهر ومسائل سطحی نگاه کنند .
درعوض آدم هایی که آدم بزرگ نیستند به هنر علاقه دارند و سعی می کنند حقایق را ببینند وبه باطن ها توجه دارند .
آدم هایی که آدم بزرگ نیستند آدم ها را با هنر خود امتحان می کنند واگر دیدند مخاطبشان ادم بزرگ است با آنها با زبان خودشان صحبت می کنند .
آدم های غیر آدم بزرگ مجبورند با آدم بزرگ ها تعامل کنند وسعی می کنند اگر نمی توانند به سوی حقایق پرواز کنند با ظواهر پرواز کنند .
«۲»
نویسنده در فضایی که مسئله مرگ وزندگی اش مطرح است و دور از دنیا وآدم بزرگ هاست با دوستی اشنا می شود آدمکی کوچولو .
«۳»
آدم کوچولو از عالمی بسیار بالاتر به زمین آمده است در وطن او غیر از روابط زمینی حاکم است و آدم کوچولو روابط زمینی هارا نمی تواند در ک کند.
آنقدر در گوشمان خواندن كه الان نه تنها دانشجويان بلكه بچههاي كودكستان هم در حركتهاي نمادين خود به هيچ وجه حاضر به عقب نشيني نيستند. در آبان ماه كه براي تشكيل حلقة انساني در اطراف تاسيسات هستهاي نطنز، به نطنز رفتم مراسم بسيار پرشوري برگزار شد كه آقايون و خانمها با شنيدن صداي موسيقي پاپ كه از بلندگوها پخش ميشد به پايكوبي (همچنين به حركات موزون چند ثانيهاي) پرداختند. ولي امروز در دانشگاه ما قرار بر اين شد كه دانشجويان در مقابل بيت حضرت امام تا آنجايكه من شنيدم تجمع كنند. در نطنز پايكوبيها كه راهي به جايي نبرد ولي اميدوارم كه در قم مردم با دست به دعا برداشتن حق مسلم ما را بگيرند. به اميد آن روز؟
چهارشنبه سوری سالهاست که به عنوان بک بحران درکشور دیده می شود .
اما بنظر میرسد باسیاستی حساب شده ویک برنامه ریزی صحیح میتوان از این بحران یک فرصت ساخت.
درروزهای پایانی سال ونزدیک شدن به تعطیلات بهاری ناخوداگاه آرامش و نشاطی را در مردم خصوصا جوانان ایجاد می کند که چهارشنبه آخر سال کانون این نشاط شده است .
از سویی نشاط اجتماعی امر بسیار مطلوبی است پس می توان به این ایام واین روز به عنوان یک فرصت نگاه کرد وبه شیوه ای معقول ایجاد نشاط اجتماعی کرد .
البته این نظر نیاز به چند مکمل دارد یکی اینکه برخی شادی های این ایام خطرات جانی دارد وایجاد هرج ومرج می کند ولازمه این امر آن است که اولا با ابزار تبلیغاتی ثانیا با روشهای انتظامی دیگر نظمی معقول بر این ایام حاکم کرد .
ازسویی این سنت شاید خلاف سنن اسلامی دانسته شود در این مورد نیز اولا نباید انچنان چهارشنبه سوری را بیان کرد که نوجوانی که به صرف شادی آتش بازی می کند خود را خارج هز دین بببیند و ثانیا می توان بصورت بلندمدت برای مردم براساس ارزش های اسلامی فرهنگ سازی کرد و البته شادیهای مشابه را برای مردم زمینه سازی کرد.
مقاله های تحقیقی را چگونه بنویسیم ؟
نویسنده دکتر اکرم جودی (ندای صادق شماره 16)
نویسنده ی یک تحقیق در درجه اول باید محقق توانایی باشد تا یافته های علمی خویش را به مخاطبان خویش عرضه دارد. از انجا که هر اثر علمی تحقیقی بر سه رکن اساسی استوار است:
1)مواد سالم و اطمینان بخش از منابع معتبر علمی
2)شیوه صحیح استدلال وروش درست تحقیق
3)توان علمی و اجتهادی محقق
از اینجا ثابت می شود که تحقیق علمی در واقع تلاش فکری محقق برای یافتن مطالب جدید می باشد .
مراحل پژوهش:
1)فرضیه و طرح تحقیق:
تا زمانی که سوال و مجهولی برای انسان مطرح نباشد کوشش برای بدست اوردن علم صورت نمی گیرد
و اینگونه سوالات ومجهولات مبنای فرضیه های علمی را تشکیل می دهد وپس از ان طرح تحقیق ریخته می شود .و نوشته باید دارای طرح باشد تا ازمحور بحث دور نشود. یکی از نوشته های علمی و تحقیقی
بودن مقاله ان است که نویسنده بتواند چکیده خوب و مفیدی برای ان بنگارد به گونه ای که که طرح مساله
و فرضیه٬ روش کار٬ اعتبار منابع ونتیجه بدست امده بطور فشرده در ان ذکر شود .
2)روش تحقیق:
تحقیق در هر رشته ای دانش خاص خود را می طلبد و علاوه براین ازیک سری قواعد عمومی نیز استفاده می کند وروش تحقیق ازدیدگاه خوانندگان به دو روش :
الف)میدانی:که بیشتر به مسائل علوم تجربی واجتماعی وجامعه شناسی مربوط است.
ب)کتابخانه ای:حوزه کار محقق کتایخانه واسناد ومدارک کتابخانه است و در این روش دو نکته مورد اهمیت است اولا:صحت انتساب کتاب ومطالبش به نویسنده مطمئن باشد.ثانیا:دخل وتصرفی در مطالب مورد استفاده نشود.
در متون انتقادی محقق بایدمطالب خود را ازمنابع درجه اول انتخاب کند و به مطالبی که می نویسد باید به دید انتقاد و تدبر بنگرد و همچنین در نقد مطالب باید توجه داشته باشیم كه ایا ان قول بطور جدی از گوینده صادر شده یا به طریق طنز و شوخی.تحقیق در روش کتابخانه ای باید به صورت جمع اوری اطلاعات بر اساس فیش برداری انجام گیرد.
3)گرداوری مواد استدلال ومنابع تحقیق:
در تالیف و تحلیل مطالب محقق باید ملاک ومعیار خاصی داشته باشد به عبارت دیگر یکی از نظریه های مهمی را که در این باب وجود دارد انتخاب کرده با معیار ان به نقد وتحلیل مطلب بپردازد.نکته مهمتر اینکه در تمام تحلیل خود به ان نظریه یا مکتب پایبند باشد.
4)تنظیم مطالب و نتیجه گیری:
مشکل اساسی بسیاری از دانش اموختگان ما کم توانی در اندیشیدن است ودر محققان کسانی موفقترند که قدرت تعقل بالاتری دارندوقدرت بالاتری درارتباط دادن فیشهای برداشته به هم داشته باشند.
نگارش:
در نگارش بايد به نكات زير توجه كرد:
۱)طرح مقاله:شامل سه بخش مي شود:
الف)مقدمه:كه ذهن خواننده را براي ورود به بخش اصلي متن اماده مي كند وكنجكاوي او را براي پيگيري مطلب بر مي انگيزد.
ب)متن:كه حاوي مهمترين و اصلي ترين مطالب مقاله است كه شامل استدلالهاي علمي مي باشد.
ج)نتيجه:در همه ي مقالات يكسان نمي باشد در مقاله هاي عمومي ٬ فرهنگي و ادبي نتيجه گيري به عهده خواننده گذاشته مي شود اما پايان مقاله هاي تحقيقي نويسنده بايد نتيجه را به طور صريح ذكر كند.
۲)مستند نوشتن:
نويسنده بايد از حدس وگمان و تخيل وقول غير موثق به دور باشد و محقق بايد از معتبرترين منابع اخذ كند واينكه بايد نقل قولهارا با نشاني دقيق به خواننده باز گويد كه فوايد و محاسني دارد:
اولا)امانت داري را رعايت كرده.
ثانيا)به تبعات صحت وسقم مطالب استفاده شده دچار نمي شود.
ثالثا)راه پژوهش را براي خوانندگان ديگر باز مي كند .
پاورقي:
به نكاتي كه در پاياني صفحه نوشته مي شود وبه وسيله پاره خطي از متن اصلي جدا مي گردد كه داراي انواعي مي باشد:
اولا)پاورقي توضيحي:كه شامل مطالب تكميلي است كه براي روشنتر شدن مطالب مجمل متن مي ايد.
ثانيا)پاورقي ارجاعي:براي ذكر سند و منبع مورد استفاده نويسنده است .
فهرست منابع:
نمايانگر استفاده مولف و محقق از كتابها و اثاري است كه مقاله يا كتاب با استناد بدانها نوشته شده است و فهرست منابع به صورت الفبايي تنظيم مي شود وبايد تمام مشخصات منبع ذكر شود.
چكيده و كليد واژه:
چكيده مقاله براي درج در اغاز مقا له تهيه مي گردد و در ان بطور فشرده موضوع مقاله ٬ عناوين بحث روش كار ٬ نوع منابع كه از ان استفاده كرده و نتيجه اي را كه بدان رسيده است معرفي مي كند.
عنوان:
كه انتخاب نام و عنوان مناسب براي مقا له است كه ذهن و فكر مخاطب را به خود جذب كند.
تطبیق منابع با نیازهای اطلاعاتی:
برای دسترسی به این امر به نکات ذیل توجه کنید: ۱- عنوان ۲- فهرست مندرجات و فصلهای متناسب ۳- مقدمه ۴- مطالعه بخشی از کتاب/ مقاله ۵- نتیجه
کتابخانه ها منبع جستجوی منابع:
کتابخانه نقطه پیوند دانشجو واستاد و همچنین پژوهشگر و خواننده است. برای تعیین سطح علمی پژوهشگران باید میزان ارتباط موثر انها رابا کتابخانه در نظر گرفت.
اثر تحقیق با کتابخانه شروع شده و در ان شکل می گیرد. از طرفی کتابخانه بایستی براساس اصول علمی و نیازهای پژو هشگران و مراجعه کنندگان بوجود اید.
روشهای مناسب برای دسترسی همگان به منابع مورد نیاز: ۱- کار گروهی دانشجویان و پژوهشگران ۲- تهیه کپی از منابع ۳- برجسته کردن مطالب با قلمهای رنگی روی کپی متن و.....
مطالعه همراه با تمرین:
دو مشکل عمده در مطالعه دانشجو وجود دارد: ۱- دانشجو در پی روش مناسب برای نگارش مطالب مفید است ۲- طولانی بودن مدت مطالعه میباشد.
از طرفی درک یک متن برای هر خواننده متفاوت می باشد که به میزان : سطح علمی خواننده میزان اشنائی او با موضوع و نیز فشردگی و نوع نگارش بستگی دارد. گاهی لازم است یک متن بارها تکرار و یادداشت برداری شود که از این قبیل می توان متن درس را نام برد.
انسان می تواند تفاوت دو متن رادر میزان یادگیری و فهم خود نسبت به ان اینگونه مشاهده کند که دو متن را انتخاب کرده یکی از قبیل داستان خبر و.... و دیگری مقاله ای را که مجبورید برای مطالعه خود بخوانید. با مقایسه دو متن انسان میتواند علت دشواری یک متن را بررسی کند.
مطالعه ویادداشت برداری:
یک روش خوب برای مطالعه این است که بخشهای مهم متن را به اجزای کوجکتری یقسیم کنید و انها را با هم متناجس کنید .
برای یادداشت برداری از متن تمرین های زیر ارائه می شود:
۱- مطالب مورد نیاز را از سر فصلها برای درک بهتر مطالب انتخاب کنید متن را به دقت بخوانید و مفاهیم اصلی متن رادرک کنید. انتخاب نکات قابل توجه به دو عامل بستگی دارد: ۱- نوع اطلاعات قبلی شما از موضوع و دیدگاه شمابه متن ۲- موضوع وسبک نگارش . در ادامه تمرین نکات مورد نظر را در چند سطر یادداشت برداری کنید و در پایان بر اساس تصویر ذهنی از متن ان را باز نویسی کنید.
۲- یک کاغذ را به سه قسمت تقسیم کنید که یک قسمت سمت راست و دو قسمت سمت چپ باشد که مکان بیشتری بای یادداشت بداری داشته باشد در ان نکات مهم مورد توجه را با سبک نگارش خود یادداشت کنید و در مرحله بعد از سمت راست صحفه استفاده کنید و کلید واژه هایی را برای مطالب اولیه خود پیدا کنید . این تمرین به توان نوشتاری شما کمک می کند.
اما یک سوال
امرز درهمایش اساتید دانشگاههای قم در بیت امام(ره) جای اساتید گروه علوم سیاسی دانشگاه ما خیلی خالی بود چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی من معتقدم که درست است اقتصاد و پول نقش مهمی در فعالیت های انسانها ایفا میکند ولی اینگونه نیست که همه ذهن و ذکر انسان متعلق به پول باشد. بلکه بعضی از افراد هستند که فعالیت هایشان نه برای پول بلکه برای خود ان کار میباشد پول برایشان اصلا مهم نیست. مانند انسانهای خیری که پول خود را بدون هیچ چشمداشتی در راه های خیر هزینه میکنند و اصلا سودی هم از لحاظ مادی نمیبرند. به قول سن: انسان اقتصادی خالص ٬ هالویی اجتماعی بیش نیست.
گاهی در استدلال یک عبارت شرطی به جای نتیجه به کار میرود. بنابراین شما نمیتوانید هر عبارت شرطی را به عنوان دلیل در نظر بگیرید. کلمات نشانگر دلیل هم می توانند همراه کلمات نشانگر به کار روند٬ اما وظیفه انها چیزی بیش از معرفی دلایل است. بنابراین حضور انها وجود دلیل را تضمین نمیکند اگر چه کمک موثری خواهد بود. بنابراین هر بحث استدلالی باید دست کم یک دلیل اساسی که هیچ تاییدی برایش در متن وجود نداشته باشد ارایه دهد ٬بدین ترتیب کسانی که استدلالی را ارایه میدهند اغلب انرا با یک حقیقت محض یا چیزی که دیگران به سهولت می توانند درستی ان را کشف کنند شروع میکنند. ما دو شیوه اساسی را برای تشخیص دلایل ارایه شده در یک استدلال بیان می کنیم:
الف=جستجوی دلایلی که بتوانند نتیجه های خاص را تایید کنند.
ب=تلاش برای پیدا کردن راه هایی که با دلایل ارایه شده تطبیق داشته باشد.
استفاده از کلمه فرض می تواند به عنوان حدسی باشد که به روشنی و صداقت ابراز شده و ممکن است درست یا نادرست باشد. یکی از مواردی که افراد بطور معمولی از این کلمه استفاده می کنند هنگامی است که عقیده ای را بدون مدارک و شواهد کافی جهت تایید ان مطرح می کنند. در واقع این اصطلاح را میتوان حد فاصل انچه شناخته شده است و انچه فقط اعتقاد داریم شناسایی کرد. منظور ما از کلمه فرض بیشتر اشاره به مفروض هایی دارد که تلویحا بیان می شود. حقیقت این است که یک فرض بطور واضح از دلیل متمایز نمی شود و گاهی در فرایند ارزش یابی استدلال از اصطلاح پیش فرض به جای فرض استفاده میشود.
گاهی اوقات ممکن است دلیلی که برای صحت یک ادعا بکار میرود ارتباطی با نتیجه ادعا نداشته باشد و بر همین اساس مورد قبول قرار نمی گیرد. ممکن است این مساله بسیار اشکار بنظر اید زیرا اگر دلیلی درباره عنوانی کاملا غیر مرتبط با موضوع نتیجه باشد ٬ تصور اینکه دلیل قادر به تایید نتیجه باشد مسلما اشتباه است. با این وجود هنگامی که در مورد دلیلی مرتبط با نتیجه صحبت میکنیم منظورمان فقط این نیست که چنین دلیلی در صورت درست بودن در قابل قبول بودن نتیجه تاثیر می گذارد. ارتباط در این معنا لزوما به معنای این نیست که جمله مرتبط را تایید کرده است . یک جمله میتواند به موضوع مرتبط بوده و درعین حال با نتیجه شما متضاد باشد.
در مورد استدلالات باید گفت که استدلالی ناقص است که دلایل اریه شده در ان منتهی به نتیجه مورد نظر نمی شود و مهارت تشخیص نقایص استدلال فرد را قادر به درک این موضوع میسازد که نتیجه از دلایل یا شواهد پیروی نمی کند. توانایی بیان نقص ها بدین روش مهارت مهمی است که باید توسعه داده شود. چون این مهارت می تواند روش موثری برای نشان دادن نواقص استدلالهای دیگران باشد.
بعضی از استدلالها به جای متقاعد کردن برای پذیرش یک نتیجه خاص سعی دارند تا چیزی را که ما قبلا ان را به عنوان یک حقیقت قبول داشته ایم تبیین کنند. اما انچه را که باید در مورد یک تبیین بدانیم عبارتند از :
الف)بررسی هر گونه ابهامی که در ارتباط با تبیین است.
ب) جستجوی تبیین های دیگر.
هنگام بررسی یک متن استدلالی باید بررسی کنید که ایا دلایل هر یک از مفروض های بیان شده درست هستند؟ ایا ان بحث متکی به مدرک از طرف کسی است که اعتبار وی قابل تردید است؟ ایا انچه که در متن ذکر شده ولی ما ان را نمی دانیم باعث تضعیف یا تقویت نتیجه است؟ وبالاخره اینکه نقایص استدلالی را که به ما نشان دهد نتیجه مبتنی بر دلایل نیست را تشخیص می دهیم یا نه؟
گاهی مدلول ها در یک بحث فراتر از موضوع اصلی ان است. بحث حاضر می تواند به دو روش صورت گیرد که عبارتند از:
۱=با ارایه ساختاری خاص با شکلی ویژه که در استدلال های دیگری نیز وجود دارد.
۲=با تکیه بر اصلی کلی که در موارد دیگر نیز کاربر
اگر چه استدلال به وسیله زبان ارایه می شود ولی همه ارتباط های زبانی شامل دلیل و برهان نیست.بنا بر این ما باید بتوانیم ویژگی های زبانی را که نشان دهنده استدلال است را پیدا کنیم. بیشترین کاربرد زبان تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران است.زبان استدلال میتواند بسیار پیچیده باشد ولی علم زبان شناسی نسبتا ساده ای وجود دارد که میتواند نشان دهنده استدلال باشد.
بررسی هدف متن به عنوان اولین قدم در هنگام تصمیم گیری که ایا استدلال است یا خیر عبارتند از:
۱)ابتدا کلمه نشانگر را جستجو کنید٬ یعنی کلماتی مانند لذا٬ بنابراین٬ باید٬ نمیتواند و نمی بایست.
۲)اگر هیچ کلمه نشانگری پیدا نشد به هر جمله دقت کنید واز خود بپرسید که ایا بقیه متن اطلاعات اضافی ٬ که به من بگوید چرا باید این را قبول کنم ارایه میدهد؟اگر جواب منفی است٬ ان عبارت یک استنتاج نیست و چنانچه پاسخ مثبت باشد ان جمله یا عبارت یک استنتاج است.
۳) اگر هیچ یک از جملات متن شامل نتیجه گیری نباشد د دارد. مهارتی که در پرداختن به مدلول های استدلال به کار می رودبه عنوان شناسایی استدلال های موازی و شناخت و کاربرد اصول نامیده می شود.
تفکر انتقادی نیز نقش مهمی در بررسی استدلال دارد. پرداختن به متون استدلالی طولانی تر ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد٬ اما کاربرد این مهارت ها به طولانی بودن ارتباطی ندارد. همچنین تجزیه متون بسیار طولانی به بخش. های کوتاهتر و جستجوی موضوع قسمت های مختلف ان قبل از نوشتن خلاصه می تواند مفید باشد
داشت که چند مطلبی در مورد آن بنویسم سعی وکوشش این سازمان در زمینه تاریخ باستان ایران
است.وآنچه که به نظر میرسدشکوه وعظمت ایران درآن دوره بوده است که حتی خارجی ها هم تحت
تاثیر قرار داده است وباعث شده است که دراین زمینه کار کنند .ولی در کشور خودمان هنوز یک اثر
درست وحسابی که واقعآ بتوان در مورد آن صحبت کرد تهیه نشده است.وباید توجه داشت که این
مسئله نبایدبه منزله باستان گرائی تلقی شود.چون واقعآ اینقدر که این سازمان در زمینه تاریخ اسلام
کار کرده در زمینه تاریخ باستان ما کار نکرده است وتنها یک طرفه قضاوت کرده است. امید وارم با
دوراندیشی بهتری گذشته وحال ایران را بهتر به جهانیان نشان دهیم.
در زبان ما،مقاله نام قطعه اي نوشتاري است،اماازريشه عربي قول به معناي گفتن،اين مشاهده نزد شما چه پرسشهايي را بر ميانگيزد؟پاسخهاي موقت و پيشنهادي شما به انها چيست؟
در پاشخ به اين سئوال ميتوان دودسته سئوال را ازهم تفكيك كردكه دردسته اول پيش فرض ما خلط ميان مقاله درزبان ما وريش هاش صورت گرفته ودر دسته دوم پيش فرض ما مبني برعدم خلط ميان ان دوميباشد.
ازجمله پرسشهايي كه در دسته اول ميتواند مطرح شود اين است كه آيا به هنگام وروداين كلمه به زبان ما، ما تسلط كافي بر مفهوم مقاله نداشته ايم؟كه در جواب مي توان گفت با پيش فرض خود، جواب مثبت خواهد بود وراهكا كارامد ميتواند تلاش براي ارائه واژه مناسبتر باشد.
سئواي ديگر در اين دسته ميتواند اين باشد كه ايا سنت فرهنگي ما مبني بر اينكه بيشتر نقل قول كننده ايم وبيشتر سخن مگوييم تا نويسنده باشيم موجب اين خلط شده است؟متوان گفت بلي چرا كه سنت فرهنگي ما عاملي موثر ودخيل بوده است واين امر را تاريخ ما تاييد ميكند،راهكار پيشنهادي درنظر من تمرين وممارست است براي تغيير فرهنگ خود.
اما برخلاف دسته سئولات اول متوان به دستهاي از سئولات رجوع كرد كه در ان پيش فرض اين است كه خلط ميان مقاله در زبان ما وريشه ان وجود ندارد از جمله اينكه،آيا مقاله خود نوعي گفتن است؟بله چرا كه قبل از اينكه فرد مقاله را بنويسد اول انرا درپيش خود وذهن خود ميخواند.
کاش روزی تحت عنوان "روزجهانی زن(۸ مارس)" در بین ایام سال نبود تا زنان ایرانی دست به تجمع در پارک دانشجوی تهران ، آنهم ازنوع غیر قانونی!!!(شاید نشانه دردی در جامعه ما)بزنند وسپس با انها برخورد قانونی!!!! شود.
با سلام
روايت فرموده بسيار جالب و خواندني بود. اما بهتر بود با نگرشي به كمال مطلوب نزديكتر و بسيط تر خاتمه پيدا كرده وازفنون نگارش خويش به شيوه ي احسنت بهره مي برديد .
چهار شنبه سوری یک طرف . ولی آنچه این قشنگی را خراب می کرد رفتار ناشایست وضایعی بود
که توسط بعضی از افراد انجام می شد که موجب زخمی شدن وناراحتی تعدادی از همشهریان شد
امید وارم که امسال با برنامه ریزی صحیح این جشن باستانی با زیبایی هرچه بیشتر به پایان برسد
وماشاهد ناراحتی هم وطنانمان نباشیم.
1.مواد سالم و معتبر .
2.شیوه صحیح استدلال و نتيجه ي منطقي .
3.توان علمي و اجتهادي محقق که روش های علمی را بشناسد .
الف)
فرضیه و طرح تحقیق: ایجاد سئوال برای تلاش فکری لازم است . پس از طرح مجهول و تشکیل فرضیه، برای بررسی و اثبات آن باید طرح تحقیق ريخته شود . طرح تحقیق در واقع، قانون كار محقق است و هدف، محدوده ي كار، روئوس مباحث، ابزار ها و روش تحقیق، و حوزه ي منابع را روشن می سازد و مانع از پراکنده كاری و اتلاف وقت و نیرو میگردد.ب)
روش تحقیق: تحقیق در هر یک از رشته های بشری روش خاص خود را می طلبد اما یک سری روشها و قواعد عمومی نیز وجود دارد.روش تحقیق 2 نوع است : میدانی و كتابخانه ای
۱. در روش میدانی که بیشتر به مسائل علوم تجربی اجتماعی و جامعه شناسی مر بوط است با كاوش در نمونه های عینی و با تفحص و استقرا در گستره ای خاص به نتایج کلی میرسد
۲. در روش (تاریخی)كتابخانه ای حوزه ي كار محقق كتابخانه و اسناد و مدارک كتابخانه ای مثل کتاب مجله عکس و غيره است؛که اصلی ترین ابزار تحقیق در این مورد کتاب و امثال ان است .
ج)
گردآوری مواد استدلال و منابع تحقیق: پس از تشکیل فرضیه نوشتن طرح و انتخاب روش ، محقق به خزانه معلومات خویش مراجعه میکند و از ميان دانسته ها آنچه را که ارتباط با فرضیه و مجهول وی دارد را بر می گزیند مرتب میکند و مقدمات استدلال خود را تشکیل میدهد .د)
تنظیم مطالب و نتيجه گیری: اطلاعات علمی از هر منبع و به هر طریقی که حاصل شود مقدمات استدلال محقق را تشکیل می دهد . بسته به موضوع مورد تحقیق و نوع استدلال مربوط به ان که قياسی باشد یا استقرايي و تمثيلی و مقدمات به شیوه خاصی تدارک می گردد که در روشهای تحقيق علوم باید بدانها پرداخت .1. مقدمه ذهن خواننده را برای ورود به بخش اصلی متن آماده میکند و كنجكاوی او را برای پیگیری مطلب بر می انگيزد.این مقدمه ها با توجه به نوع نوشته متغیر است .
2. متن اصلی یا ذی المقدمه است که حاوی مهمترین و اصلی ترین مطالب مفاله است.
3. نتيجه یا بخش پايانی در انواع مقاله ها تفاوت هایی دارند بعبارت دیگر همهي مقاله ها به یک شیوه پايان نمییابند.
الف - پاورقی توضيحي: برای روشن تر شدن مطالب مجمل متن می آید .
ب - پاورقی ارجاعی: با ذکر سند و منبع مورد استفاده نویسنده است راهنمای خواننده به منبع مورد استفاده شماره ارجاع است .
هر سالي كه ميگذره يك سال به تجربههاي آدمي اضافه و يك سال از مابقي عمرش كاسته ميشه. و بعضي از ما انسانها هم زماني كه به آخر سال نزديك ميشيم تازه يادمون ميافته كه اي دل غافل امسال هم تموم شد و ما هم همچين استفادهاي رو نكرديم و براي بعضي ديگه از آدمها وضع كمي متفاوته يعني تا حدودي به خواستههاي خودشون رسيدن و كمي هم تجربه كسب كردن. به اين جمله هم معتقدند: "تلخي عمر بشر حاصل بيتجربگي است." خدا كنه اكثر ماها جزء دسته دوم باشيم.
کاش اگر کمی هم به هم لطف می کردیم،مختصر اما پنهانی بود.
آیا جایگاه و شان رئیس جمهور یک مملکت اقتضا می کند که چنین سخنانی را بر زبان بیاورد؟ رئیس جمهوری که نماینده یک ملت است از بالاترین طبقه یک اجتماع گرفته تا پائین ترین ان او که از جایگاه بالائی در یک جامعه برخوردار است بایستی در جملاتی که به زبان میاورد کمال دقت را داشته باشد. این گونه جملات باعث می شود جایگاه و اعتبار یک رئیس جمهور در بین مردم متزلزل شده و کلام او اعتبار خود را از دست بدهد. این کلام دیگر برش قبل را ندارد و دیگر نمی تواند کارائی کلام یک رئیس جمهور را داشته باشد.
انسان بایستی دقت کند به هر قیمتی نباید از خط قرمز ها و حد و مرزهای تعیین شده عبور کند. اقای احمدی نژاد بایستی به این نکته توجه کند که رئیس جمهور یک ملت می باشد نه شهردار و نه کارگر یک جامعه و سعی کند از مقامی که در ان قراردارد با مردم سخن بگوید. انسان باید در صدد این باشد که با عمل حسن نیت خود رابه مردم ثابت کند چرا که مردم تشنه خدمت رسانی هستن نه تشنه کلام رسانی.
انتخاب موضوع مطالعه در کار تحقیقی: انتخاب موضوع مطالعه بزرگترین عامل باز دارنده در کار تحقیقی است. در این قسمت باید به جستجوی منابع و ماخذی پرداخت که با موضوع تحقیق مناسب است استادان مربوط به هر کار تحقیقی بایستی پژوهشگر را در این امر یاری برساند. توجه به راهنماهای مختلف کتاب در انتخاب موضوع مورد نیاز مهم است. نمایه ها را از نظر گذرانیده وبعد به بخشها فصلهای کتاب در فهرست می پردازیم. در مرحله بعد با مطالعه سر فصلها و مرور سریع به متن می توان به موضوع اصلی کتاب در حدود زیادی پی برد.
نکات مربوط به دسترسی بهتر به منابع: 1- استفاده از کتاب شناسی ها و فهرست مطالب 2- منابع مناسب را از استاد سوال کنیم 3- یادداشت منابع هنگام تدریس استاد 4- ازدانشجویان هم رشته ای در سطوح بالاتر پرسیده شود 5- استفاده از گروههای علمی دیگر در مورد کتاب شناسی 6- استفاده از روش جستجوی کتابخانه ای. ادامه دارد.......
۱.مطلب را باید در ذهن پروراند وسپس ان را ارائه داد.
۲.در خلاصه نویسی باید به: ۱.شکل هندسی متن ۲.مجمل بودن
توجه داشت.
پاراگرافک
به لحاظ کمی ۱۰ جمله ای حالت معمول ان است.
به لحاظ کیفی دارای دو ساخت: ۱.درونی ۲. بیرونی
۱.درونی: ربط منطقی بین جملات درون پاراگراف(ارتباط جملات اغازی و پایانی پاراگراف)
۲.بیرونی: ۱.خرد:که ربط منطقی پاراگرافها با هم.
۲.کلان:ربط متوالی کل پاراگرافها
به نظر من مکاتباتی که ما با یکدیگر داشته ایم را می توانیم با غلظت کمتری برای کشور خودمان نیز در نظر بگیریم. شما به وضوح در کشور خودمان تعامل و تقابل احزاب با یکدیگر را می بینید، و ميبينيد كه چگونه در زماني به دنبال تخريب، تضعيف و ... طرف مقابل خود ميباشند و به مقابله با يكديگر ميپردازند. ولي زماني كه شرايط سياسي متفاوت ميشود (مثلاً انتخابات) احزابي كه پيشتر به دنبال تخريب طرف مقابل بودند، ممكن است در صدد ايجاد تفاهم با آن حزب براي تخريب حزب ديگر برآيند. ومعمولا احزابي كه با آيندهنگري و تأمل و تحمل بيشتري جريانات سياسي را دنباي ميكنند و شتاب زده به دنبال پاسخگويي به هر مسئلهاي نيستند، و تحمل انتقادهاي ديگران را دارند به نظر بنده هر چند كه فرضاً در وادي امر از جانب مردم شكست خورده تلقي شوند ولي در نهايت هم الغالبون.
لب لباب كلام من اين است كه اي بزرگوار، اي دوست، اي مهدي عزيزي عزيز بنده قصد جسارت به شما را نداشتهام و نه در مخيلهام چنين انديشهاي را ميپرورانم. چه زيباست كه ما در انتقادهاي خود به جنبههاي مثبت نيز نيم نگاهي داشته باشيم. در هر صورت به نظر شما اگر از جانب حقير خدايي ناكرده جسارت و يا... شده است، شما قلم عفو بر اعمال بنده بكشيد و ما را ببخشيد.
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
این داستان به نوعی بسیاری از ساختار ها را که انسان مدرن که در این مقال از ان به عنوان ادم بزرگها
از ان یاد میشود به چالش وزیر سئوال میبرد:
۱.چرا باید علم را فقط در پوزیتیویست دید؟
ایا فقط باید از مارهای جنگل ترسید چه بسا ساختارهائی خطرناکتر ما را بلعیده باشند وما همانند
ان فیل ساده لوح نفهمیده باشیم چه بر سر ما امده است شاید اینجا او را متهم به توهم کنیم اما
برای او فرقی نمیکند زیرا او با اینکه دنیا بزرگترها را قبول ندارد اما با انها نیز با زبان خودشان
سخن میگوید وسعی نمی کند انان را از دنیای ما بعد الطبیعه وجهان بینی خود اگاه سازد؟
اسیر ساختار و هزمونی نیستم.ثانیه ها می گذرد و تاریخ شیعه در حال تکامل است.
ومن در سراسر این میراث مسئول و وارث هستم.
همانطور که حسین (ع) وارث ادم بود.
این انسان ازاد و متفکر چنان نگاه عمیق و پرسشگری دارد که می تواند انسان سرگشته را از جغرافیا و تاریخ حساب و دستور زبان و هزاران دغدغه دیگر جدا سازد و به تصویر گری و تفکر که در ان شرائط به نظر غیر ممکن می اید وادار سازد.
نکته قابل توجه اینجا است که او به نقاط باطنی نقاشی بیشتر اهمیت می دهد تا به مخاطب بفهماند که این در حقیقت یک برنامه و طرح است برای اصلاح در دنیای واقعی.
نکته قابل توجه دیالگ این است :به همان اندازه که فیل درون بوا به خاطر اسارت بی ارزش است ،بره درون جعبه به خاطر ازادی و هدفمند بودن با ارزش است،چون قرار است وسیله مبارزه با پلیدی ها باشد.
از فرار نخبگان و مغزها از این سرزمین . آنچه به نظر میرسد این مشکل این دوره زمانه ما نیست آنچه
تحقیقات نشان میدهد این مشکل قبل از انقلاب هم بوده است ولی این زمانه با توجه به جو بین المللی
وموقعیت خاص ایران بیشتر به این مسئله دامن زده می شود .لذا از دوستان خواهشمندم به این موضوع
بیشتر فکر کنند شاید راه حلی خودمان رسید.
و انسانها با ابزاری به نام ( بزرگترها ) خو دشان را درگیر کارها واشیاء کم ارزش کرده اند . در این اثر
انسانها آنقدر گرفتار مادیاتوغرق در پول پرستی شده اند که اصالت وعواطف زیبای انسانی درآنها رخت
بر بسته است .آنتوان دوسنت اگزوپری با خلق این داستان میخاهد به انسانها گوشزد کند که اصول
انسانیت را فراموش کرده اند .
عيد بر شما استاد گرامي و اقاي كاظمي و دانشجويان عزيز مبارك باد.
کور وبینائی پولاشون رو روی هم گذاشتن وانگور خریدن. قرارشون این بود که حبه حبه بخورن یه مقدار که خوردن نابینا با خودش گفت من که نمی بینم نکنه اینکه چشم داره دوتا دوتا میخوره و شروع کرد به دوتا دوتا خوردن وقتی دید بینا چیزی نمیگه با خودش گفت حتما داره سه تا سه تا میخوره که به من چیزی نمگه و شروع کرد به ۴تا۴تا خوردن و... کار به جای رسید که بینا طاقت نیاورد ودست نابینا رو گرفت وبا تعجب گفت "عمو چه خبره یواش یواش"نابینا گفت من دیدم تو چیزی نمیگی گفتم حتما داری با جعبه می خوری که من 10تا10تا میخورم ساکتی .
مردم اگر ساکت باشند آنهائی که خودشان را به کوری زدن همه چیز را خواهند بلعید ...
بنده اين فضاي پديد آمده ي داخل وبلاگ را به فال نيك مي گيرم و چنين تصور مي كنم خداوند، نعمت خود را شامل حال ما قرار داده است و شجاعت نقد كردن و گفتن حق و حقيقت را نصيب ما نموده است .
از اينكه اين چنين دوستان فعالانه دست به كار شده اند و تيغ برنده نقادي را از رو بسته اند ، بسيار خوشحال و شكرگزار درگاه الهي هستم ؛
در هر صورت فضايي است علمي و شايسته است كه در فضاي علمي از عبارات علمي و استدلال هاي عقلاني به كار گرفته شود و از عبارات غير علمي پرهيز كنيم .
حدس و گمان را بايستي در تحقيق هاي خود حذف كنيم و با درايت و ذكاوت در جستجوي كليد معماها؟! تلاش كنيم . البته مراد بنده از عنوان حدس و گمان بيش تر "پيش فرض ها و پيش داوري ها" ست كه از علمي بودن مطالبمان به طور فزاينده اي مي كاهد .
هيچ گاه در مثل هاي ما چاقو دسته ي خودش را نبريده است .
و مجددا سخن دكتر سروش را اينجا مطرح ميكنم ايشان فرمودند : «تیغ برنده نقادی را هميشه به همراه داشته باشید و هیچ وقت آنرا در غلاف نكنيد و با همان جرئتی که گلوی باطل را می برید با همان شجاعت حق را هم بپذیرید» .
امروز وقتی بنا بر توصیه های پیر ذکرم جناب آقای ...،م، عزيزي مطالب را به صورت عميق (و با احتياط كامل براي حفظ جانم) ميخواندم متوجه تناقضي بسيار واضح و شفاف شدم. البته در مقام پيش داوري قصد ندارم كه به اين قضيه بپردازم. ولي خب خيلي تابلو بود به همين خاطر سر بسته به اون اشاره ميكنم. براي نوشتههاي پير ذكر بنده كه ديروز مرقوم فرموده بودند (لطفا خودتان رجوع كنيد، نميخواهم با اين كار موجبات آزار پير ذكرم را فراهم آورم) دو نظر نوشته اند، يكي توسط سركار خانم افسانه و ديگري توسط زهرا خانم (مشاركت زنان=آزادي زنان=خاتمي-(منهاي) زن كجا بحث امور جاري...)
در نظر اول كاملا پير ذكرم در مضان اتهام قرار گرفته و در ديگري كاملا تبرئه شده است. و اين تبرئه شدن دقيقاً ۱۹ دقيقه بيشتر از زماني كه پير ذكرم در مضان اتهام قرا گرفته بود نميگذشت. بنده حدس ميزنم كه پير ذكرم بسيار زود رنج و شتابان كاري را انجام داده است كه شايد شما هم متوجه اين امر بشويد.
(كليد معما: تشابهي از نظر زماني بين نظراتي كه يكي از دوستان (؟) براي مطالب من ميگذارد با زمان درج شده در بالا وجود دارد.)
تيغ برنده نقادي را هميشه به همراه داشته باشيد و هيچ وقت آنرا غلاف نكنيد...
البته مواظب باشيد چون گاهي چاقو دسته خودش رو هم ميبره، پس زياد تيزش نكنيد.
بسم الله خیر الاسماء
در تحقیقی آمده بود به آتش انداختن حضرت ابراهیم (ع) مصادف بوده با آخرین چهار شنبه سال شمسی بعد از آنکه آن واقعه معروفه رخ داد (گلستان شدن آتش ) جمعیت انبوهی ایمان آوردندودر سال بعد به یاد آن روز تاریخی آتش برافروختنده وخاطره آن روز را گرامی داشتند اما به مرور زمان دستهای توطئه از آستین بدر آمد واین جریان را از مسیر اصلی خود منحرف کرد تا اینکه امروزه به معضلی اجتماعی ودغدغه ای برای خانواده ها تبدیل شده است.
البته من درصدد تایید این قول نیستم و فقط خواستم یک زاویه دیگر از نگاه به چهارشنبه سوری را مطرح کنم .
ارادتمند همه دوستان
س م ذ
چنين به نظر مي آيد مطلبی را كه چندي پيش در وبلاگ درج نموده ام كارساز واقع شده و آن پويايي و نقادي را كه از دوستان انتظار مي رفت بوجود آمده است ؛ از اين بابت خداي را شكر گزارم .
و همچنين از دوستاني كه به صورت مستقیم و يا غیر مستقیم(شفاف سازی نشده) مطالب بنده را شايسته نقد كردن دانستند سپاس گزارم ؛ چرا كه به گفته ي دکتر مجاهدی درست نقد كردن لازمه اش درست انديشيدن است . و به قول دکتر سروش«تیغ برنده نقادی را هميشه به همراه داشته باشید و هیچ وقت آنرا در غلاف نكنيد و با همان جرئتی که گلوی باطل را می برید با همان شجاعت حق را هم بپذیرید» .
1.بهتر است به جاي نگاه اجمالي به مطالب وبلاگ ، نگاهي عميق به هر مطلب داشته باشیم و در پايان آن نيز از قرار دادن نظر شخصي خود، دريغ نكنيم.
2.از دوستاني كه احساس مسئوليت مي كنند و به دنبال بيدار كردن خفتگان خفته هستند كمال امتنان را دارم .
3.سعي كنيم از تحقير دوستان و اعضاي وبلاگ و مقايسه آنها با آنچه كه برآزنده ي نام دانشجو نيست (چه به صورت شفاف و يا غير شفاف)پرهيز كنيم .
4.بياييد از هم اكنون شهامت شفاف سازي و نقادي را بياموزيم و در نگارش مطالب مان آن را به كار گيريم .
۵.اگر نقدی از سوی دوستان صورت گرفته و تا حدودی هم توهین آمیز و نابخردانه بوده به دلیل آن است که آنها آشنایی لازم را با ادبیات نقادی (critical) نداشته و هدف کلاس روش تحقیق (ب)دستیابی به این مهم می باشد .
در آخر مي خواستم اين مطلب را عنوان كنم كه اگر نقدي صورت گرفته هرگز از روي كينه توزي و يا عداوت نبوده و تنها براي فهم بيشتر و برطرف شدن ابهام و رد باطل و بيان حق بوده است و در ضمن از دوستاني كه درج مطالب بنده موجبات ناراحتي آنها را فراهم كرده است، عذر خواهي مي كنم .
میکنند که٬آنها کوزههای را پر از آب میکنند ودر آن نمک میریزنند واز یک بلندی به
پائین پرتاب میکنند آنها معتقداند با این کار خودو خانواده خود را از چشم زخم
مردم درطول سال در امان نگه داشته اند
با تشکر:مهدی جعفری پناه
يكي از دوستان افازههايي رو براي بقيه بچهها (كه من هم از اين امر مستثني نيستم)، هر از چند گاهي ايراد ميكنند. در خيلي از آنها بوي عداوت و كينهورزي و....! موج ميزنه. جالب اينه كه اين عزيز بيشتر از اينكه به فكر خودش باشه،به فكر دوستاشه. يعني مطلبي رو براي برخي مينويسه كه خودشان اصلا اونا رو رعايت نميكنه. البته ايشان خودشان را آقاتر از اين حرفها ميدونن.من پيشنهاد ميكنم كه ايشان به جاي اين خاله زنك بازيها برن درسشون بخونن و بيست بگيرن و با ما كل نندازن.
حالا ببينيد اگه ميخواستم شفاف سازي كنم، مطالبم چقدر زياد ميشد.