تبليغاتX
روش تحقيق
یادداشت برداری

۱.اجزائ برنامه /طزح را کد گذاری کنید.

۲.یشنهاد:کدگذاریتان درختی باشد چون قابلیت بسط دارد.

۳.منابع را (کتب/ مقالات/نوارها) را کد گذاری کنید.

۴.فهرستی از موضوعات را از قبل بردارید.

۵.علاوه بر وارد کردن کدهای موضوعی بر روی فیش ها موضوع را به صورت فارسی در برگه یادداشت کنید.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 17:20 توسط عليرضا محمدي |

               فصل اول

ما میدانیم استدلال کردن به وسیله زبان صورت می گیرد اما همه ارتباط های زبان

شامل دلیل و برهان نیست که فقط با زبا ن صورت گیرد.لذا ما باید به ویژگی های

زبانی که استدلال را پیدا کند دست یابیم،هر چند که ما  پذیرفته ایم که کار زبا برای

برقراری ارطباط با دیگران است.

                            {کلمات نشانگر استدلال}

مشهورترین کلمات که برای ارائه نتیجه از آن استفاده میکنیم،کلمات بنابر این وپس

می باشد

برای شناسایی نتیجه یک استدلال باید به دو چیز توجه کنیم:

۱.کلمات نشانگر نتیجه گیر

۲.اظهار نظراتی که ممکن است برای آن دلایلی ارائه شده باشد

برای بدست آوردن اینکه متن یا عبارت استدلال است یا نه دو را وجود دارد.الف)ابتدا کلمات نشانگر استنتاج مثل لذا ،بنابراین را جستجو می کنیم

ب)اگر هیچ متنی شامل نتیجه گیری  نباشد آن متن استدلال است چون استدلال بدون نتیجه گیری نیست.

تعریف فرض:

در استدلال اشاره به مفرمضات تلویحآ میشود وممکن است شواهد دقیق برای آن باشد یا نباشد

این ویژگی وجه مشترک دلیل فرض است.همچنین ما از فرض برای اشره به مطلبی

که به صراحت بیان نمی شود استفاده می کنیم

    شیوه مهم عملکرد مفروض در استدلال به این صورت است که ،ما باید به

 حمایت از دلایل اصلی ارائه شده در استدلال به عنوان گام نامرئی در استدلال

استفاده کنیم

                               (این خلاصه ادامه دارد...)

                 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 16:26 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

مقدمه کوتاه:

شازده کوچولو در این کتاب سعی کرده که به طور انتقادی از زندگی امروزی

بشر به نوعی ،خاص انتقاد کن.

                    ،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

شازده کوچولو(۱)

وجود انسانهایی در جامعه که تنها به فکر خودشان هستند.

همچنین از قسمت اول کتاب فهمیده میشود که انسانها فقط

به ظواهر اهمیت میدهند.

 

شازده کوچولو(۲)

اینکه ما باید در جامعه با هر کس به اندازه وسعش سخن بگوئیم.

همچنین ما باید به مخاطب نگاه کنیم و ببینیم که چه میخواهددر اینجا جعبه به جای

گوسفندمثال واضحی است که در اینجا توجه به خواست درونی طرف مقابل مهم

است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 14:52 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

شما که تازه ازدواج کرده اید کجاشو دیدین
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 14:22 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

عضویت جمهوری اسلامی در باشگاه هسته ای می تواند هم به عنوان یک فرصت و هم  یک تهدید جدی مطرح باشد > فرصت از جهت کسب اقتدار اسلامی و تهدید از اینکه مبادا تدبیر به عنوان یک مساله اساسی با چالش مواجه شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 14:3 توسط بهمن اطمينان (2) |

عضویت جمهوری اسلامی در باشگاه هسته ای می تواند هم به عنوان یک فرصت و هم  یک تهدید جدی مطرح باشد > فرصت از جهت کسب اقتدار اسلامی و تهدید از اینکه مبادا تدبیر به عنوان یک مساله اساسی با چالش مواجه شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 14:3 توسط بهمن اطمينان (2) |

روایتگردانی ۲۷،۲۶،۲۵

گاه انسان نمیتواند آنچه که قابل دیدن است و ارزش دیدن را دارد ببیند این امر نیز طبیعت یک پدیده را میرساند چرا که اگربنای تمام زیبایی ها بر آشکاربودن آنها بود دیگرکشف آنها هیچ چهره ی زیبایی را به همراه نداشت. برداشتی که انسان از پدیده های عالم هستی دارد برحسب آگاهی هایی است که در طول زمان شکل گرفته و او را بر این امر قادر می سازدوبر اساس همین آگاهی ها نیز انسان روابط خود را با سایر مخلوقات شکل میدهد وگاه این آگاهی سبب بوجود آمدن روابطی بین انسان و سایرین خواهد شدکه این رابطه  برای دیگران تعریف نشده است . اما آنچه حائز اهمیت است این رابطه است نه تلقی دیگران .

 

وقتی که کتاب شازده کوچولو رو می خوندم گاهی اوقات اونقدر تو مفاهیم پیچیدش که به زبانی بسیار ساده بیان شده بود غرق میشدم که یادم میرفت برای چی دارم کتاب رو میخونم اما اون چه که بیش از همه برای من آموزنده و ارزشمند بود این بود که ما هممون میتونیم یکی از اون آدم بزرگایی باشیم که شازده کوچولو تو سفرهای مختلفش با اونا ملاقات داشت اما باید برای جلوگیری از این امر به این نکته توجه کنیم که

" آنچه اصل است از دیده پنهان است. چیزی که بیابان را زیبا میکند چاه آبی است که در گوشه ای ازآن پنهان است ".

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 12:18 توسط كريم عباسيان |

در تهران اعلام شده که نيروی انتظامی از ارديبهشت ماه، با زنان و دخترانی که با شلوار کوتاه يا بدون جوراب در انظار عمومی ظاهر شوند، روسری کوتاه و باريک به سر کنند، مانتوی کوتاه و چسبان بپوشند يا در پارک و خيابان حيوان همراه خود داشته باشند برخورد قاطع خواهد شد. همچنين گفته شده با کسانی که مواد مخدر توزيع کنند يا مزاحم زنان شوند نيز برخورد خواهد شد

خوشم میاد که تو دانشگاه ما ازاین خبر ها نی!!!!(؟)

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:39 توسط علي كاوند |

اخيرا خبري رو خوندم مبتني بر اين امر كه آمار خانواده هاي غير مزدوج در كشور هاي اروپايي به شدت رو به افزايش است و نتيجه ي اين امر نيز بوجود آمدن فرزنداني است كه از بنياد و اساس خانواده شكل نگرفته اند .اين امر نيز خود به خود سبب بوجود آمدن پيامد هاو مشكلاتي خواهد بود از جمله ين كه رفته رفته بنياد و اساس شكل گيري خانواده در معرض انحطاط و نابودي قرار ميگيرد و اين مسئله نيز زماني بحراني تر خواهد بود كه اغلب كشور هاي اروپايي تفاوت چندان بين خانواده هاي رسمي و غير رسمي قرار ندهند كه اين امر هم اكنون امري است كاملا مشهود ،از طرف ديگر سبب بوجود آمدن بحران هاي متعدد براي اين گونه فرزندان به خصوص در دوران جواني و نوجواني خواهد شد چرا كه در اين سنين نياز به يك پايگاه عاطفي كه اساس آن در خانواده ريشه دارد احساس ميشود. مطالعه در رابطه سرگذشت رهبراني كه در دوران سيادت خود برتدبير امور جامعه زمينه هاي جنگ و خونريزي هاي فراواني را براي نوع جامعه ي بشري به همراه داشته اند نوعي خلا را در اين دوران از زندگي نشان ميدهد.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 10:25 توسط كريم عباسيان |

مرا حل مقاله نویسی:

۱.طرح مقاله:

به موضوع و دغدغه اصلی نویسنده اشاره دارد واز یک یا چند مسئله نشئت میگیرد.

۲.اشکار سازی مفروضات:

فرضیات خود را حول محور و موضوع طرح میکنیم.

نکته:باید توجه داشت که ذکر فرضیات بدیهی لازم نیست.

مانند:بر همه مفروض است که عدالت خوب است.

۳.ادبیات موضوع:

نوع مقاله خود را ونوع طراحی فرضیه را شفاف میسازید:نقد/یاداوری /طرح مسئله/طبقه بندی علوم و...

اینجاست که باید متغییرهای ثابت و متغییر را تعیین و نسبت بین انها را برقرار کرد.

نکته:به یاد داشته باشیم که طرح فرضیه یک جمله خبری و قابل تصدیق و کذب است.

۴.مفهوم سازی:

مفاهیم اولیه وپایه ای را سعی میکند باالتبع نوع و سطح فکر خواننده تبیین کند و توضیح دهد.

و نوع رابطه ئ مفروضات خود را با یکدیگر بیان و توضیح می دهد.

به عنوان مثال ادعا میکند ودر صدد مفهوم سازی این جمله است که:

((فلسفه سیاسی مدرن نسبت مستقیم با فلسفه سنتی دارد))

۵.بحث:

به بیان این مسئله میپردازد که چرا فرضیه ها درست به نظر میاید؟

راههی اثبات :قیاس / نمونه / مثال و...

۶. نتیجه گیری یا جمع بندی

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 18:0 توسط عليرضا محمدي |

دغدغه

دانشجوي علوم سياسي

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 12:25 توسط سيد محمد ذوالفقاري(2) |

انتخاب موضوع مطالعه در كار تحقيقي

 

قدم اول در اين مرحله جستجوي منابع و مآخذي است كه با موضوع تحقيق تناسب داشته باشد .استاد مربوط به هر كار تحقيقي نيزبايد در مورد منابع به دانشجويان توصيه هاي مفيد را ارائه كند. گاهي منابع زيادي را جمع آوري و شناسايي مي كنيد اما در ارزيابي آنها در مي يابيد كه با مو ضوع تحقيق چندان تناسبي ندارند. در اين صورت بهتر است آنها را رها كنيدو به دنبال منابع مناسبتر باشيد.

 

نكاتي در مورد دسترسي بهتر به منابع

 

Ø      از كتابشناسي ها و فهرست منابع استفاده كنيد.

Ø      منابع مناسب را از استاد بپرسيد.

Ø      در زمان تدريس نام منابع روز آمد را كه اساتيد بيان ميكنند يادداشت برداري كنيد.

Ø      از دانشجويان همرشته در مقاطع بالاتر استفاده كنيد.

Øدر محيط هاي علمي از جستجوهاي كتابشناسي يكديگر استفاده كنيد .

Ø      از روش جستجوي كتابخانه اي (كليد واژه يا موضوع ) استفاده كنيد.

 

تطبيق منابع با نيازهاي اطلاعاتي

 

براي تطبيق مناسبترمنابع با موضوع تحقيق بايد به نكات مهم كتاب يا مقاله توجه كرد كه عبارتند از:  

1)      عنوان

2)      فهرست مندرجات و فصلهاي متناسب

3)      مقدمه

4)      مطالعه ي بخشي از كتاب يا مقاله

5)      نتيجه

 

كتابخانه ها، منبع جستجوي منابع

 

برا ي پژوهشگران واقعي كتابخانه خانه ي تحقيق است. در هر حال اثر تحقيقي با كتابخانه شروع ميشود در كتابخانه شكل ميگيرد و با منابع و مآخذ پايان مييابد. اما در اكثر مواقع منابع مورد نياز يا در كتابخانه ها يافت نميشود يا به امانت رفته است اما چند روش مناسب براي دسترسي همگان به منابع مورد نياز وجود دارد كه عبارتند از :

Ø      كار گروهي دانشجويان و پژوهشگران

Ø      تهيه كپي از منابع

Ø      برجسته كردن مطالب با قلم هاي رنگي روي كپي متن و...

 

مطالعه و يادداشت برداري

 

در يادداشت برداري بايد بخش ها ي مهم متن را به اجزا كوچكتر تقسيم كنيد، پس از آن بكوشيد آنها را با يكديگر متناجس كنيد. ابتدا بايد مطلبي را كه متناسب با نياز شماست انتخاب كنيد و در اين كار از سر فصلها بهره بجوييد.سپس متن را با دقتخوانده ونكات قابل توجه را شناسايي ميكنيم. هدف مطالعه بايد خواندن براي درك مفاهيم اصلي باشد.

انتخاب نكات قابل توجه به دو عامل بستگي دارد :

1)      نوع اطلاعات قبلي شما از موضوع و ديدگاه شما به متن

2)      موضع و سبك نگارش متن

وقتي نكات مورد نظر را شناسايي كرديد بكوشيد آنرا با استفاده از نگارش خود در چند سطر توضيح دهيد.با همين روش مطالعه را براي قسمتهاي بعدي ادامه دهيد. 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:50 توسط كريم عباسيان |

باقي مانده روايتگرداني شازده كوچولو

آدمي وقتي از خويشتن پا فراتر ميگذارد باانديشه ها رفتارها وگفتارهاي گوناگوني روبرو مي شود كه هر كدام نماينگر دنيائي خاص به خود است

دنياي قدرت طلبان واقتدارگرايان

سرزمين خودپسندان بي خرد

وادي باده نوشان پوچ انديش

قلمرو دنيا طلبان طماع

دنياي بي خردان بيهوده كار

محدوده كاشفاني كه كشفياتشان به درد خودشان هم نمي خورد

وبالاخره پاگذاشتن با دنيائي پر از شگفتيهاوخلقيات گوناگون كه درنهايت انسان را مجاب مي كند كه نمي تواند

 در ميان يكي از اين همه توقف كند ودر نهايت با كوله باري از ديده ها وشنيده ها وتجربيات براي بهتر زندگي كردن به خويش باز ميگردد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:22 توسط سيد محمد ذوالفقاري(2) |

 

عنوان : آداب مطالعه ونگارش علمی برای دانشجویان وپژوهشگران(2)

منبع : فصلنامه مصباح شماره 29

 

در مقاله دوم نگارنده یادداشت برداری هنگام مطالعه را(قبل از نگارش علمی ) ازاساسی ترین کار ها بیان می کند وبرای بیان بهترین کار در این زمینه "ایجاد درخت حافظه" را پس از مطالعه را پیشنهاد می کند که طی این راه فرد با خواندن متن ودرست کرن درختی از مطالب مهم آن باید بتواند با نگاه به آن تمام  مطالب مهم متن را به یاد بیاورید .

 

علاوه بر مورد بالا وی برای تکمیل کار تحقیقی موارد ذیل را اشاره می کند:

 

1-      روشهای ارجاع وماخذ دهی: که برای این کار 2 سیستم ذیل را معرفی می کند:

اول: سیستم دانشگاه ونکوور: که دراین روش از عددهایی برای شماره گذاری یادداشتها استفاده می شود ودر پایان فصل می آید .

دوم: سیستم دانشگاه هاروارد: که در این روش نام نویسنده وتاریخ انتشار کتاب که در داخل پرانتز است به صورت مشخص در متن می آید واطلاعات کتابشناختی آن به طور کامل در انتهای فصل ویا در انتهای کتاب آورده  می شود.

 

             

2-      روش ثبت ارجاع : که بهتر است با استفاده از کارتهای فیش برداری صورت بگیرد وطی آن می توان اهمیت منبع مطالب آن و... را ثبت کرد.

3-      مفهوم سازی در مقاله: که در این رابطه اشاره می شود که مهمترین عامل یاددآوری مطلب مفهوم سازی است ودو مورد ذیل رابرای این کار اشاره می کند :

اول: مطالعه کلی نگر: که در این روش می بایست نسبت به تمام متن نگاه جامع ای داشت  وسپس از طریق برسی ایده ها میتوان موضوع را تحلیل کرد و همزمان یادداشت برداری کرد.

            دوم: مطالعه تحلیلی: که در این روش نوعی اشتراتژی در نگارش موفق کار های تحقیقی می باشد که این کار از طریق مطالعه استراتژی های مختلف می باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:14 توسط علي كاوند |

    برادر رضا÷ور از ابراز لطف و نقدتان متشکرم ببخشید که مجاله ادامه بحث را نداشتم انشالله نوبت بعدی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 17:44 توسط علي سروش(2) |

     مجلس شورای ملی دوره شانزدهم /رزم آرا :
    
     «ما لیاقت لولهنگ سازی [آفتابه سازی] راهم نداریم 50 سال است که خودمان آن را میسازیم ولی ترقی نکرده ایم ما چطور می توانیم خودمان صنعت نفتمان را اداره کنیم؟ اگر این کارهای عوام فریبانه ادامه ÷یدا کند من ناچار می شوم که مسجد شاه را توی سر کاشانی ومجلس را توی سر اقلیت خراب کنم .»

    بله ظاهرا هنوز هم یافت می شوند که چونان جناب رزم آرا ایرانی را لایق آفتابه می دانند.
    جالب که در قالب به اصطلاح تحلیل علمی  البته آبکی و غرض ورزانه سعی دارند دستیلبی ایران را به چرخه سوخت هسته ای بی اهمیت یا حتی مضر جلوه دهند .

    امان از سیاست که بدر و مادر ندارد.
    بیشنهاد می دهم از این به بعد این نگاه سیاست زده را « ریسکا » بنامیم ریسکا همان برگردان « اکسیر» است چرا همان گونه که اکسیر کارش تبدیل کردن مس به طلا است کار این آقایان چبه است تبدیل کیک طلایی به چماق است.   

   مجال کم است وتبیین علمی اقتصادی سیاسی آن مجال نوبت های بعدی البته به نظر من باید مسئله را طرح کرد اگر اعتراض ونقدی بود بعد ناظر براشکال تبین را ارائه داد. و اگر هم مسئله مورد اتفاق دوستان بود که صورت مسئله باک می شود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 17:31 توسط علي سروش(2) |

كتاب شازده كوچولو اثر زيبا ودلنشين آقاي آنتوان دوسنت اگزوپري نويسنده نامدارو خلبان فرانسوي قرن 20 است كه داستان آن داستان تخيلي گيرافتادنش در يكي از بيابانهاي خشك و بي آب وعلف  آفريقا بر اثر خراب شدن هواپيمايش مي باشد؛ وي پس از اين اتفاق تصميم به تعميير هواپيماي خود ميكند كه در حين اين كار با شازده كوچولو ،آدمك زيباودوست داشتني كه بدور از هيچ گونه آلايشي مي باشد آشنا مي شودكه  براي كسب دانش ومعرفت سياره اي كه در آن زندگي مي كرده را ترك كرده  ودريكي از سفرهايش به زمين آمده است؛ودرطي چند روزي كه تعميير هواپيمايش با نااميدي به پيش برده مي شد ازخلق وخو وداستان سفرهاي او مطلع مي شود،كه همين خلق و خو وداستان سفرهاي او منبع اصلي پيامهاي كتاب وزيبايي هاي آن مي باشد؛اين داستان با مرگ شازده كوچولو(بازگشت او به جايي كه از آنجا آمده است)ونجات نويسنده داستان ازبيابان آفريقا با درست شدن هواپيمايش پايان ميپذيرد .

دراين اثر زيباي سهل اما ممتنع سه طرف سخن ران وجود دارد كه شامل شازده كوچولو طرف مقابل شازده كوچولو كه با وي ديالوگ ميكند وخود نويسنده كه گاه در مقام كل سخن مي راندوجود دارد؛ در نوع وپيام اصلي هر ديالوگ(كه به نظرهرخواننده ميتواند متفاوت باشد)ميان شازده كوچولو وطرف مقابلش عواطف انساتي وزيبايي هاي آن به زبان وشكلي ساده بيان ميشود وعلايق ووابستگي هاي مادي تحت عنوان" آدم بزرگها" به باد مسخره گرفته ميشود.

به عنوان مثال ديالوگ ميان شازده كوچولو و گل زيباي درون سياره اش  از صداقت وپاكي عشق شازده كوچولو به گلش ،از ساده وبيآلايش بودن شازده كوجولو از راستگو نبودن گل و.. پرده بر ميدارد.

يا ديالوگ ميان او و روباه كه به نظرمن زيباتري ديالوگ مي تواند باشد از آنچه كه اصل است ازديده پنهان مي باشد و براي درك اصل هر چيزي بايد با چشم دل ديد وديگر نكاتي كه در آن وجود دارد سخن ميگويد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 16:28 توسط علي كاوند |

بخش۶:

توانایی و قدرت انسان بیشتر از این است که خود را محصور در مادیات و زمان بکند و فارغ از این امور همه چیز برای انسان میسر می شود و هر امر غیره ممکنی ممکن می شود.

بخش ۷:

انسانهای ضعیف همیشه در معرض ازار و اذیت و نابودی توسط انسانهای ظالم قراردارند و با قدرت کم خود قادر به مقابله با انها نیستند و این انسانهای ضعیف اندک مقاومتی هم که به خر ج میدهند فقط برای حفظ و بقائ انها می باشد نه بخاطر بد ذاتیشان و عده ای هم نظاره گر این ظلم و ستم هستند و فقط حرف می زنند و از خود هیچ واکنشی نسبت به این ظلم نشان نمی دهند.

بخش۸:  

در میان انسانهای ضعیف معدود افرادی هستند که با دیگران فرق می کنند٬ انها که به ظاهر خود بسیار توجه می کنند و ظاهری فریبنده دارند از طرفی کلامی عشوه گر و فریب کارانه دارند که انسان را به اشتباه می اندازد و گاهی انسان فریب انها را می خورد .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 16:27 توسط علي محمدي ضياء |

 

 

 

ادامه روایتگردانی کتاب شازده کوچولو

بخش دهم :

ü     هر انساني با ديد خود، جهان را مي يابد ومي شناسد (شاه باچشم شاهي ،عارف با چشم معنوي ،شيمي دان با چشم تجربي ).پس باهمان ديد بايد با او صحبت كرد .

ü     حاكم بايد فرصتي هم به رعيت بدهد وهمه جارا با قدرت خود تصرف نكند .

ü     بايد واقع بين بود وخيلي آرماني به دنيا نگاه نكرد ودرمورد تصميم خود امكان سنجي  كرد وغير ممكن فكر نكنيم .

ü     قضاوت در مورد خود ومحاكمه خود بسيار مهمتر ودشوارتر از قضاوت در مورد ديگران است .

 

بخش يازدهم :

ü     افراد خود پسند همه را ارادتمند خود مي داند وكارهايش منطقي وبا فكر نمي باشد .

ü     خود پسند فقط تحسين را مي شنوند واين كاري بي فايده ميباشد چرا كه سعي در اصلاح خود ندارد . (تنها كلاه خود را جابجا مي كند )

 

بخش دوازدهم:

ü     او به دنياي ميخواره ميرود كه براي فراموش كردن شرمندگي خود كه علتش مي خوردن است دو باره به مي پناه مي برد .واين كار بسيار عجيبي است.

ü     انسان در فرار از چيزي به همان چيز پناه مي برد .

 

بخش سيزدهم :

ü     او به دنياي عجيب تاجر وارد ميشود ،كار او فقط شمردن است وبه اينكه كارش چه فايده اي دارد توجه نميكند وحتي به خاطر اين كار بيهوده، سلامتي خود رابه خطر مي اندازد .

ü     داشتن تنها، فايده اي ندارد اگر داشته ات به تو نيازمند بود آن موقع(داشتن ) مفيد خواهد بود .

 

بخش چهاردهم :

ü     اطاعت از قانون را مهم واساسي ميداند اگر چه ضروري است كه قانون گذار به تناسب قانون با زمانه توجه كند

 

بخش پانزدهم :

ü      دردنياي جغرافي دانها تنها به اموري كه ثابت است اهميت ميدهند وآنها را ثبت مي كنند(وامور زود گذري مثل وجودگل را ثبت نمي كنند ) درحالي كه براي آينده گان آنچه بوده ونيست مهمتراست ازآنچه باقي مانده است .

ü     به سابقه درداوري كردن، خيلي اهميت ميدهند  .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 15:51 توسط احمد اسلامي(2) |

عنوان مقاله: مقاله  های تحقیقی را چگونه بنویسیم

منبع: نشریه ندای صادق شماره 16

 از جمله ارکان هر اثر علمی –تحقیقی موارد ذیل است

 

1- مواد سالم و مطمئن که از منابع معتبر و از طریق استدلالهای علمی به دست آمده باشد.

 

2-ارائه استدلال صحیح وسازمان دهی شده ونیز نتیجه ای منطقی.

 

3- توان علمی و اجتهادی محقق برای شناخت روشهای درست تحقیق.

 

 مراحل پژوهش موارد ذیل می باشد

 1- فرضیه و طرح تحقیق. 

2- روش تحقیق.

3-   گردآوری مواد استدلال و منابع تحقیق.

4- تنظیم مطالب و نتیجه گیری. 

در مرحله ی اول نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

 

- سئوال اصلی مشخص شد باشد.

- محدوده کار مشخص شود .

- رئوس مباحث در بر گیرنده تعیین شود .

- ابزار های مناسب کار مشخص شود .

- حوزه منابع تحقیق مشخص شود .

- تمام احتمالا برای پاسخ به سئوال اصلی وارد شود ،سپس آنها دسته بندی –شوند.

- حاصل کار طرح تحقیقی خواهد شد که دارای محور های اصلی و فرع است و همین محور ها عناوین فصل ها و رئوس مقاله خواهند شد.

 

در مرحله ی دوم نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

 

 نوع روش تحقیق وابسته به رشته ی خاص خواهد بود اما قواعد عمومی حاکم بر روش تحقیق هم وجود دارد که 2 نوع می باشد

1-                             روش تحقیق میدانی:

- این روش بیشتر به حوزه علوم تجربی_ اجتماعی _جامعه شناسی مربوط می شود .

- در این نوع روش نمونه های عینی کاوش می شوند .

- در این نوع روش نتیجه از راه تفحص واستقراء بدست می آید .

-_ در این نوع روش تحقیق بر روی افراد  ، اشیاء وپدیده ای خارج از کتاب خانه می باشد .

 

2-                             روش کتابخانه ای:

 

-در این نوع روش ما محقق محدود به کتاب عکس کتاب خوانه وامثالهم می باشد .

- در این نوع روش نمونه عینی برسی نمی شود .

کتاب معتبر ، بدون دخل وتصرف ،تحریف وخارج از جناح بندی های سیاسی و شخصی منبع اصلی این نوع روش است .

- توجه به این نکته در این مرحله مهم است که آنچه که دیگران نوشته اند وحی منزل نیست .

 

توجه: در برخی از تحقیقات ازدو نوع روش هم استفاده می شود .

 

 در مرحله ی سوم نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

بعد از انجام سه مرحله نوبت این می رسدکه به دانسته های خود مراجعه کنیم ومقدمات استدلال خود را مرتب کنیم (هر چه معلومات انباری مان بیشتر باشد استدلال های مان قویتر خواهد بود ) .

 

بعد از آن به منابع تحقیق رجوع می کنیم (کتاب شناسی ها ، فهرست نویسی ها ، نمایه ها ، اینترنت ، برگه دان کتابخانه ها از جمله آنهاست ) .

 

در مرحله ی چهارم نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

در این مرحله فیش برداری ها ، مطالب تحقیقی و آنچه که در حین تحقیق بدست آمده با توجه به استدلالها و معلومات وطرح سئوال اصلی خود باید تنظیم کنیم ونتیجه تازه خود را در اختیار دیگران قرار بدهیم

 

بعد از طی مراحل گفته شده محقق باید مطالب خود را با رعایت نکات شیوه ی ارائه مقاله به نگارش مقاله خود به پردازد . تعدادی از این موارد در ذیل آمده است.

 

1-                                 نگارش:

2-                                 فهرست منابع:

3-                                 چکیده، کلید واژه، عنوان:

 

در ابتدا مقدمه (آغازی دلپذیر و دلنشین برای ورود به بحث ) سپس متن اصلی(در اینجا باید استدلالهای علمی خود را در رد یا اثبات فرضیه نخستین ارئه کنید)

 و در پایان نتیجه نهایی(که در اینجا نتایج نهایی خود را در رد یا اثبات فرضیه اصلی خود باید بیان کنید ، به کار گرفتن لحن غیر مستقیم در این مرحله بهتراست چرا که خواننده را به مقاومت و بن بست تفکر در مقابل نتیجه نهایی شما سوق نمی دهد )خود را بنویسید .

 

در نگارش مقاله ( بخصوص مقاله تحقیقی ) از حدس و گمان ، تخیل ، تکه بر شنیده های غیر موثق وغیره باید بدور بود .

 

ذکر منبع در هنگام نگارش فواید زیادی دارد از جمله: رعایت اصل اخلاق و امانتداری ، بدور بودن از تبعات صحت وسقم مطالب ، باز کردن راه پژوهش برای خواننده گان دیگر .

 

یکی از روش های ثبت ارجاع ؛ پاورقی است که  به دو صورت در انتهای صفحه می آید و به وسیله پاره خطی از متن اصلی جدا می شود

پاورقی توضیحی : این نوع معمولا شامل مطالب تکمیلی است که برای روشن تر شدن مطالب مجمل متن می آید.

پاورقی ارجاعی: برای ذکر سند و منبع مورد استفاده نویسنده است .

 

ازجمله ارکان صوری مقاله فهرست منابع ، چکیده،کلید واژه و عنوان می باشد .

درفهرست منابع ذکر مشخصات کامل کتب و آثاری که مولف به آنها استناد کرده است  الزامی است در قسمت چکیده که در اول مقاله می آید باید بر اساس طرح تحقیق و بطور فشرده عناوین،رو ش کار،نوع منبع،نتیجه نهایی و امثالهم معرفی شود (چکیده خوب نشانه تسلط نویسنده بر کار خویش است) .

 

کلید واژه ها مکمل چکیده مقاله اند که مقاله را در چند واژه معرفی میکنند .

عنوان مقاله محل جذب نگاه  است پس انتخاب عنوانی مناسب برای مقاله از مهمترین کار ها میباشد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:20 توسط علي كاوند |

 

 

خلاصه ای از کتاب                                                                    

Critical reasoning: a practical introduction

اثر Thomson.Anne که توسط فریده هاشمیان وحسن ملکی با عنوان استدلال انتقادی ترجمه شده است.

 

تفکر انتقادی به عنوان یک کمبود در سطح جهانی ، نظر کارشناسان را به طور جدی به خود جلب کرده است ؛ در این کتاب سعی شده است تفکر انتقادی به عنوان فعالیتی در جهت برسی عقاید و نظرات ،بر مبنای موید آن و نتایجی که پیامد آنهاست آموزش و تمرین داده شود.

 

خلاصه ای از مطالب آن

 

فصل نخست:

 

-        سعی کنید در متن ارئه شده دلایل سخن و نتایج آنرا از هم جدا کنید و آن ها را بسنجید.

-        برای شناسایی استدلال از در جمله؛ از کلمات نشانگر استدلال مثل بنابراین، از این رو، باید، نمی تواند، در نتیجه و.. میتوان کمک گرفت ( توجه: لزوما وجود کلمات نشانگر استدلال نشانه استدلالی بودن آن نیست و برعکس ) .

-        در متنی که کلمات نشانگر استدلال وجود نداشت از روابط بین عبارات متن می توان به استدلالی بودن با نبودن متن پی برد .

-        توجه داشته باشید که گاه هدف متن ، نتیجه خواهد بود اگر چه هدف متن در خود متن وجود نداشته باشد (توجه: اگر هیچیک از جملات متن، شامل نتیجه گیری نباشد آن متن استدلالی نخواهد بود) .

-        اگر در متن ارائه شده دلایلی برای نتیجه وجود داشت کشف کنید که آیا دلایل آورده شده با هم منطبق هستند یا نه، بعد از آن به ارزیابی آنها بپردازید .

-        توجه داشته باشید که بازنویسی متن برای جداسازی استدلال از نتیجه به شما کمک خواهد کرد .

-        گاه در متن دلایلی وجود دارد که همگی باهم نتیجه را اثبات می کند؛ در این صورت باید صحت تمام دلایل آورده شده برسی شود .

-        گاه در متن دلایلی وجود دارد که هریک می تواند نتیجه را اثبات کند بنابراین انجام نکته قبلی نیازی نیست.

-        اگر متن سرشار از دلایل بود به تفکیک دلایل بپردازید این کار کمک زیادی خواهد کرد.

-        دو شیوه ای می تواند شما را در تشخیص دلایل ارائه شده در یک استدلال کمک کند موارد ذیل است:

1-   پیدا کردن دلایلی که بتواند نتیجه های خاص را تایید کند .

2-   پیدا کردن راههایی که با دلایل ارئه شده تطبیق داشته باشد .

 

-        - استدلال ها همیشه شامل مفروضهای زیادی هستند؛ عملکرد آنها در استدلال ها مواد ذیل است:

1-   حمایت از دلایل اصلی ارئه شده در استدلال .

2-   به عنوان دلایل اضافی که برای بیان نتیجه استدلال کافی نیست ویا به عنوان گامی نامرئی در استدلال ها میتواند به هر مقصودی به کارآید.

فصل دوم :

 

- برای ارزشیابی درستی دلایل و مفروض ها دو مورد ذیل به خیلی کمک می کند:

1- دانش عمومی خود .

2- برسی اعتبار مراجع ( دروغ نبودن، تخصصی بودن تحت احساسات نبودن تایید شدن با منابع دیگر و....) .

 

-        توجه داشته باشید پیروی دلیل از نتیجه آورده شده نیاز است .

-        موارد ذیل را برای تشخیص استدلال های ناقص به خاطرداشته باشید:

1-   یک مورد، قابل تعمیم به همه موارد نیست .

2-   مدارک و شواهد کافی .

3-   همزمانی دو اتفاق دلیلی برای گرفتن یک نتیجه نخواهد بود.

 

-        توجه داشته باشید که در هنگام جستجوی نواقص استدلال کاری به صحت دلایل نداریم.

-        برخی از استدلال ها به جای متقاعد کردن برای پذیرش یک نتیجه خاص، سعی دارند تاچیزی که ما قبلا آنرا به عنوان یک حقیقت قبول داشته ایم تبیین کنند؛ در هنگام برسی تبیین موارد ذیل را توجه کنید:

1-   هر گونه ابهام را در ارتباط با تبیین مشخص کنید .

2-   اگر در جستجوی تبیینی دیگر موفق شدید در قبول تبیین ارئه شده محطاط باشید .

 

 

فصل سوم :

 

-        از جنبه های مهم استدلال، استخراج نتایج از شواهد ودرک پیام سخن دیگران است که با تمرین حاصل می شود

-        گاه به هنگام ارائه استدلال اصلی برای نتیجه، استدلال های موازی آورده می شود؛اگر بتوانید استدلال های اصلی را از استدلال های موازی جدا کنید در پیدا کردن نقص استدلال ها راحت تر خواهید بود .

-        استدلال هایی که بر اصول کلی متکی هستند؛ دارای مدلولهایی فراتر از موضوع خود می باشند ، اصول کلی اصولی هستند که برای بیش از یک حالت قابل اجرااند؛ گاه در یک استدلال بر یک اصول کلی تاکید می شود،می توان با کشف اصول کلی و سنجش آن (رد یا اصلاح یا تایید) نقص استدلال را کشف کرد .

 

 

فصل چهارم :

 

-        مهارت درک زبان از جمله مهارت هایی می باشد که ارتباط عمقی با تفکر انتقادی دارد .

-        از جمله مهارت های زبان که ارتباط زیادی با استدلال دارند مواد ذیل است:

 

1-   توانایی کار برد زبان با دقت و وضوح تمام

2-   توانایی خلاصه کردن استدلال های دیگران.

 

گاها در استدلال ها "عبارت مبهم" وجود دارد که شاید معنی نزدیک یک کلمه منظور نباشد یا عرفا یک عبارت بجای عبارت مقصود به کار می رود ویا امثالهم در این گونه موارد باید سعی شود معنی دقیق عبارت مبهم را پیدا کرد تا قصد نویسنده یا گوینده متن مشخص شود (در اینجا برسی تفسیر های ممکن از عبارت مبهم کمک کننده است) .

 

-        برای خلاصه کردن استدلال های متن دو روش می تواند ممد باشد :

 

1-   بیان متن ارائه شده بر زبان خود

2-   خلاصه کردن متن به روش ذیل:

 

متن سعی دارد به من بقبولاند که ...(نتیجه گیری اصلی) ...،بنابر دلایلی که (نتیجه گیری میانی/حد وسط اول)...و...(دلیل اصلی)...و...(نتیجه گیری میانی/حد وسط دوم).

 

 

 

فصل پنجم :

 

 

این فصل آخرین فصل کتاب است ودر آن به تمرین مهارت های استدلال می پردازد(تمرین بر روی متن های طولانی )

 

طرح ذیل خلاصه ای برای ارزیابی استدلال است که در این فصل آمده است

 

 

تجزیه وتحلیل

ارزشیابی

1-   دلایل ونتایج را مشخص کنید

-        نشانگر های نتیجه را پیدا کنید

-        نشانگر های دلیل را پیدا کنید

-        بپرسید متن سعی در قبولاندن چه چیزی را دارد

-        این بحث از چه دلایل ومدارکی برای متقاعد کردن من استفاده می کند

2-   مفروضات بیان نشده را بیان کنید

-        مفروضاتی که از دلایل حمایت می کنند

-        مفروضاتی که به عنوان دلایل اضافی هستند

-        مفروضاتی که به عنوان نتایج میانی عمل می کنند

-        مفروضاتی  که در ارتباط با موارد مشابه یا قابل قیاس هستند مفروضاتی که در ارتباط با صحت یک توضیح ارائه شده ، هستند

3-   صحت دلایل را ارزشیابی کنید

- چگونه اطلاعات بیشتری را که در این امر به شما کمک خواهند کرد جستجو می کنید.

4-   اعتبار متخصصانی را که استدلال مبتنی بر گفته های آنهاست ، ارزیابی کنید

5-   آیا مدارک و شواهد اضافی وجود دارد که نتیجه را تقویت یا تضعیف کند؟

- هر چیزی ممکن است درست باشد

6-   قابلیت پذیرش هر یک از توضیحاتی را که مشخص کرده اید ، برسی کنید

7-   درستی مقایسه های را که مشخص کرده اید، ارزیابی کنید

8-   آیا شما می توانید نتیجه را ازمتن استخراج کنید؟ اگر این طور است،آیا این نتایج دال بر ناقص بودن استدلال متن هستند؟

9-   آیا در متن استدلال موازی با استدلالی که شما آن را ناقص می دانید وجود دارد؟

10- هر یک از دلایل و مفروضات ، متضمن یک اصل کلی است؟

11- استدلال به خوبی نتیجه راتایید میکند؟اگر این طور است، آیا شما می توانید مسیری را که درآن حرکت از دلیل به سوی نتیجه ،دچار نقض شده است مشخص کنید

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:2 توسط علي كاوند |

 

 

عنوان مقاله: روش مطالعه ونگارش برای دانشجویان (1)

 

نگارنده برای ارئه روش مطالعه و نگارش علمی توصیه وتمرین هایی را ارئه می دهد که برخی از انها  در ذیل آمده است.

- به هنگام خواندن متن سعی کنید به گونه ای بخوانید که بتوانید به بر داشتی کلی و روشنی از متن دست بیابید هر چند در برخی از جاهای متن پیچیدگی زیادی باشد.

- سعی کنید برای مطالعه خود شرایط و محیط مناسب را فرا هم آورید

- انتخاب موضوع برای نگارش علمی ، بدست آوردن منابع م ماخذ متناسب با موضوع انتخاب شده ، گرفتن توصیه های مفید از استاد مربوطه ، رجوع به راهنمایی های مختلف کتاب رجوع به نمایه ها از مهمترین کار ها برای نگارش علمی است.

- از جمله کارهایی که می توانید برای دسترسی به منابع انجام دهید موارد ذیل است:

1- استفاده از کتاب شناسی ها وفهرست منابع

2- بدست آوردن منابع معتبر ازطر یق راهنمایی استاد ویا دانشجویان بالاترو....

- توجه به نقاط حساس متن بری تطبیق منابع با نیاز های اطلاعاتی از اهمیت زیادی برخوردار است ؛ نقاط حساس متن شامل :عنوان، فهرست، مقدمه، مطالعه بخشی از کتاب ونتیجه می باشد

- کتابخانه ها منبع جستجوی منابع اند ؛ پس انتخاب کتابخانه مناسب اهمیت زیادی دارد( دارا بودن کتب زیاد و معتبر ،کارکنان خوش برخورد داشتن و... از جمله آنهاست) .

- اگر به هنگام مطالعه با متن آن موافق نبودید دلایل موافق نبودن خود را بر شمارید.

- سعی کنید بخشهای مهم متن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید وسپس آنها را متجانس کنید.

- برای اینکه بتوانید سطح تفاوت مفاهیم و اندیشه ها را در دو متن مشاهده کنید تمرین ذیل را انجام دهید

1- دو متن را انتخاب کنید یکی آشنا به مطالب آن و دیگری نه .

2- یک برگه را به دو قسمت تقسیم کنید و هر قیمت را به هریک از متن ها اختصاص دهید .

3- پس از مطالعه، در برگه ای که آماده کرده اید لیستی از مطالب که وجه تفاوت دو متن است را مشخص منید و در قسمت مربوط به هر متن بنویسید.

4-در حاصل کار خود تفکر کنید (نتایج شگفت انگیز خواهد بود)

 

- برای اینکه بدانید چگونه و چطور یادداشت برداری کنید تمرین ذیل را انجام دهید:

1- متنی متناسب با نیاز خود انتخاب کنید.

2- مطالب متن را با دقت بخوانید بطوریکه بتوانید مفاهیم اصلی آنرا درک کنید و نکات قابل توجه آنرا یادداشت برداری کنید (یادداشت برداری بدون مراجعه به متن اصلی بهتر است).

3- حاصل کار شما انبوهی از یادداشتهای مختلف است؛ حال آنها را با توجه به تصویر ذهنی خود از متن بازنویسی کنید(تداوم این تمرین موفقیت خوبی به دنبال خواهد داشت).

- برای اینکه یادداشت برداری مناسب از متن "پس از مطالعه " را خوب انجام دهید تمرین ذیل را انجام دهید

1- متنی را انتخاب کنید .

2- برگه ای انتخاب و آنرا به دو قسمت قسیم کنید (3/1و3/2).

 3- بعد از خواندن متن در قسمت بزرگتر برگه مطالب متناسب با تحقیق خود را بازنویسی متن را بازنویسی کنید و در قسمت کوچکتر یادداشت های خود را به صورت کلید واژه بنویسید.

4- بعد از انجام این مراحل شما دو یادداشت از یک متن خواهید داشت و پس از تکرار این تمرین شاهد افزایش توان نوشتاری در قالب یادداشت و فهم بهتر مطلب خواهید شد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 18:41 توسط علي كاوند |

راستش نمي دونم از كجا شروع كنم!آخه هرچي فكرش رو مي‌كنم مي‌بينم بدجور عقبم،نزديك به يك ماه هيچ مطلبي ننوشتم،جالب اين كه اين يك ماه در سال جديد بوده و خوب يه كم آزاردهنده است،چون فكر مي‌كنم اين ضرب المثل يه جورايي درسته كه سالي كه نكوست از بهارش پيداست.خوب شما جاي من باشيد چه كار مي‌كنيد؟باور كنيد اصلاً دستم به سمت كار نمي‌ره!طبيعيه بيست و هشت روز از سال جديد گذشته باشه و هيچ مطلبي ننوشته باشيد تازه حجم زيادي از كارها مونده باشه.حالا چي مي‌گيد؟

بچه‌ها بذاريد خودموني بگم هميشه تو زندگيم بعد از اين‌كه خلل و فاصله‌اي تو كارام پيش اومده ضربه‌اش رو هم خورده‌ام،هر وقت تو كارام مكث و شك كردم ضررش رو هم ديدم،نمي‌خوام مسائل شخصي‌ام رو اين جا بيان كنم ولي درست به ياد دارم يادگيري زبان،نويسندگي،حتي همين وبلاگ نويسي...

البته احساس مي‌كنم اين برا همه صادق باشه چون زموني كه شما به لحاظ روحي،رواني خودتونو آماده كاري كرديد و بعد از مدتي بهش عادت كرديد يه جورايي نمي‌تونيد تركش كنيد،مرتب انجامش مي‌ديد،بهش علاقه و رغبت نشون مي‌ديد ولي كافيه يه اتفاق ناخوشايند- مثل فوت يكي از اقوام يا صد تا گرفتاري ديگه- شايد هم خوشايند -مثل تعطيلات سال جديد- پيش بياد همه چيز به هم مي‌ريزه،احساس مي‌كني ديگه اون آدم قبل نيستي،ديگه نمي‌توني ادامه بدي‌،حتي ديگه نمي‌توني بنويسي.

دقيقاً مثل الان بعد از كلّي زحمت تازه تونسته بودم اون حسي رو كه لازمه و هميشه به دنبالش بودم به خودم منتقل كنم،تازه تونسته بودم يه نصفه جرأت و شجاعتي براي نوشتن پيدا كنم ولي يك دفعه همه چيز به هم ريخت؛سيزده روز تعطيلات با ارفاق دانشجويي بيست روز،خوب منم كه جنبه و ظرفيتش رو نداشتم همه چيز يك باره تعطيل شد،زندگي دوباره يكنواخت شد،زمان متوقف شد شايدم اونقدر سرعت داشت كه من متوجه نشدم؛خوب نتيجه‌ش اين شد كه حالا مي‌بينيد.

تازه اين مطلبي رو هم كه نوشتم يه جورايي مطلب نيست حرف دلم بود،خواستم به نوعي خودمو خالي كنم.حالا كي قراره يادداشتم رو بنويسم- درسي يا روزانه- خدا مي‌دونه! ولي دارم دوباره سعي مي‌كنم اثرات بازدارنده اين فاصله لعنتي رو بردارم و به خودم قول بدم كه ديگه نذارم اين فاصله ها تو زندگيم بيفته!اما تا چه حد به قولم وفادار مي‌مونم!،نمي‌دونم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 18:21 توسط سيدحسين ميرخليلي(2) |

    كلاس روش تحقيق شور خوبي براي بعضي بچه هاي علوم سياسي ايجاد كرده ،انشاالله خدا زياد كند اين شور را بلكه اين خوابكده علوم سياسي دانشگاه مفيد را به بيدار گاه يا لااقل چرتكده تبديل گردد.
  
    از استاد گرامي دكتر مجاهدي كه در ترم گذشته مسئله خمود و بي تحركي رشته هاي علوم انساني خصوصا علوم سياسي در ايران را مطرح كردنئ وپيشنهادهايي هم داشتند . خواهشمندم بيشتر به اين مسئله خصوصا در دانشگاه مفيد بپردازند .مطمئنا اگر از سوي شما استاد گرامي صورت گيرد دانشجويان نيز حمايت خواهند كرد .

   وقتي وارد گروه علوم سياسي مي شوي هيچ فضا با تو صحبت نمي كند و متوجه نمي شوي اينجا گروه علوم سيلسي يك دانشگاه است يا بيماستان .جز اينكه روي يكي از اتاق ها نوشته دفتر رئيس گروه علوم سياسي .

   حتي وقتي وارد گروه فلسفه همين دانشگاه مي شوي ۴تا مقاله فلسفي وفراخوان مقاله فلسفي و... مي بيني.
   دانشجويان گروه با اتاق اساتيد قهر هستند و يا بر عكس اتاق اساتيد با دانشجويان قهر هستند [ البته بگذريم كه دانشگاه مفيد با همه قهر است مگر با ۲،۳دانشگاه خارجي ]

   دريغ از يك ميزگرد ،مناظره و... در مورد اينهمه مسائل سياسي ايران وجهان.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 16:29 توسط علي سروش(2) |

يادداشت برداري مراحل مختلفي را نياز دارد كه با طرح مقابه آغاز مي شود. طرح مقاله نشان خواهد داد كه در حجم محدودي از نوشته چه مطلبي عرضه خواهد شد. اين امر پلن اوليه  بوده وپلن هاي بعدي تفصيلي تر خواهد بود و ازشفافيت بيشتري برخوردار خواهد بود . پلن اوليه به موضوع اصلي و چند مسئله از آن  اشاره ميكند. در ادامه بايد مفروضات خود را بيان كنيم. بيان هر مفرو ضي در اين بخش اهميت ندارد بلكه بايد مفروضات درست و تعيين كننده در مسئله بيان شوند . پس از روشن شدن مفروضات ما نيازداريم تا به ادبيات حوزه ي موضوعي مورد نظر رجوع كنيم بعد از اين كارزمان فرضيه سازي است .در فرضيه ما دو دسته از متغير ها را از هم جدا ميكنيم:  متغير هاي ثابت

    متغيرهاي وابسته

حال نسبت جديدي بين اين دو ايجاد كرده و يك جمله ي خبري ايجاد ميكنيم كه قابل تصديق و تكذيب باشد.

مرحله ي بعد مفهوم سازي است ، يعني ايجاد مفاهيم پايه در مسئله.اين مفاهيم سعي ميكنند مراد اصلي نگارنده را از مفاهيم به كار برده شده بيان كنند و اين كه چرا به نظر مي رسد فرضيه ي ما درست باشد.ما در دو سطح مطالب خود را بيان مي كنيم

سطح اول مباحث نظري است كه درآن مباحث تئوريك خود را مطرح كرده و ار قياس و امثال آن استفاده ميكنيم .

سطح دوم مباحث عملي است كه در آن مثال و نمونه خواهيم آورد.در نهايت هم جمع بندي خواهيم كرد.

 

اين پلن ،پلن اجمالي است كه به ما كمك ميكند تا مطالعه را آغاز كنيم.

مر حله ي بعدي مرحله ي منبع يابي است .در اين قسمت بايد براي تمام اجزا اين پلن منبع تهيه كنيم .براي برخي از اين پلن ها منبع يافت شده و براي برخي نيز يافت نميشود ،كه بايد اهتمام خاصي را براي موارد يافت نشده اعمال كرد.

با جمع آوري منابع كار يادداشت برداري آغاز ميشود . در يادداشت برداري (فيش برداري) بايد براي فيش ها كد قرار داده شود تا فيش ها پس از انباشته شدن قابل بازيابي باشند،بنا براين ما يك فهرست از فيش ها را نياز داريم وبايد اين فهرست را منظم مي كنيم . بهترين روش براي كد گذاري ،كد گذاري به شيوه ي درختي است. (مثال:۴-۳-۳)

براي مطالعه بايد از پلن هاي با اولوت بالاتر شروع كرد ودر هنگام فيش برداري فقط موضوع اصلي و فرعي را در قسمت بالاي فيش مينويسيم.دليل اين امر اين است كه هنگامي كه به يادداشت مراجعه ميكنيم براي ما مفهوم داشته باشد .حال با جمع آوري اين پلن ها و كنار هم قرار دادن آنها بدنبال طرح اصلي ميرويم.

  تكليف هفته ي بعد:چند فيش ازكتاب دنياي سوفي با موضوع "پرسش هاي هميشگي فلسفه " تهيه كنيد.      

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 13:13 توسط كريم عباسيان |

میلاد مسعود خاتم المرسلین  پیامبر مهربانی وعطوفت حضرت محمد بن عبدالله  (ص)

(درعام الفیل.  ۵۳ سال پیش از هجرت)وهمچنین خجسته میلاد با برکت حضرت امام

جعفر صادق(ع) رابه تمام مسلمین وبالا خص دو ستان عزیز تبریک میگویم و امیدوارم

سالی که به نام این پیامبر عظیم الشان نام گذاری شده سالی پر از موفقیت و  نیکی

وشادی باشد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 12:36 توسط حمزه اميني(2) |

جامعه آرماني من مردماني دارد مهربان ، رئوف ، هم صدا و هم دل و خدايي مهربان تر و رئوف تر .

خداي متصور من تنها رحيم است و رحمن ، حكمت او هيچ گاه سختي و رنج و درد و زجر مردم را تجويز نمي كند . مصلحت او ايجاب نمي كند كه براي احساس تفاوت و تمييز زيبايي ها از نازيبايي ها مردم متفاوت آفريده شوند .

يكي زيبا يكي زشت ، يكي سالم يكي ناقص ، يكي از اول ثروتمند و ديگري محتاج تكه اي نان .در يوتوپياي من همه خوشحال اند ، همه سالم اند ، همه زيبايند ، همه ثروتمنداند ، همه آزادند... همه برابرند .

در يوتوپياي من چيزي به نام فقر ، خصومت ، دشمني ، نابرابري ، اسارت ، حسرت و ... وجود ندارد .

در اين جامعه همه مردم تشنه و سيراب شادي و لذت اند . مقصد و مقصود آن به قدري روشن است كه از بديهيات محسوب مي شوند و هيچ كس در آن ضال نيست . مردم دو دسته اند يا هادي اند يا مغضوب .

نه شايد همه هادي باشند . چون خداي يوتوپياي من چنين تواني را دارد و حكمت و مصلحتش نيز خلاف آن را حكم نمي كند .

شايد رويايي محال به نظر برسد اما تصورش محال نيست .

 

تـصـور كن اگـه حـتـي تـصـور كردنــش سختــه

                                       جهاني كه هر انساني تو اون خوشبخته خوشبخته

هـمـه آزاد آزادن هـمـه بــي درد بــي دردن

                                       تـو روزنامـه نمي خوني ، نهنــگا خود كشي كردن
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:41 توسط حسين شرفي |

روایتگری کتاب شازده کوچولو:

بخش۱:

انسانهایی را به تصویر می کشد که خیال می کنند از سواد و تحصیلات بالایی برخوردارند و از همه چیز اگاه هستند در حالیکه قادر به تشخیص چیزهای ساده نیستند زیا مغرورند ونیاز به توضیح دارند.از طرفی ابتکار و خلاقیت دیگران را نمی توانند ببینند.

بخش۲:

 انسانهایی هم پیدا میشوند که در عین سادگی و عدم غرور به خود دارای شعور و درک بالایی هستند و باعث شکوفائی استعداد دیگران می شوند واین نوع انسانها در عین سادگی از درک بالا و فهم وسیعی از جهان پیرامون خود برخوردارهستند.

بخش ۳:

تجملات دنیا و هیاهوی ان برای انسانهای فهمیده مهم نیست و شکستهای انسان برای انها بیشتر جلوه گر است. انها به مسائل پیرامون خود به طور ساده نگاه می کنند و هیچ امری برایشان پیچیده نیست . از امور پیرامون خود اگاهی کامل دارندو اسوده خاطرند.

بخش ۴: 

انسانهای مغرور و کسانی که غدق در دنیا و ظواهر ان شده اندبه ظاهر امور خیلی اهمیت می دهند و از باطن و حقیقت اشیائ و امور معلوم برایشان بدور هستند. عواطف و احساسات در انسانها کم رنگ  وگاهی نابود شده وانسانها در علائم و ظواهری که خود بوجود اورده اند گرفتارشده اند.

بخش ۵:

درک ساده و روشنگرانه و منطقی از اشیائ پیرامون داشتن را گوشزد می کند و از طرفی داشتن نگاه منفی را نفی میکند.

انسان باید قبل از اینکه صفت های رذیله و زشت او را احاطه کنند وتمام وجود او را دربر گیرند بایستی انها را از خود بزداید. همانطورکه هر روز خود را ارایش می کند هر روز نیز سعی کند  صفات زشت را از خود دفع کرده و در انجام این امر سستی نکند. 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:39 توسط علي محمدي ضياء |

نكاتي در مورد دسترسي به منابع:

ـــ  استفاده از كتاب شناسيها و فهرست منابع

ـــ  پرسش از استاد

ـــ  يادداشت منابعي كه حين تدريس نام برده ميشود

ـــ  سئوال از دانشجويان هم رشته بالاتر

ـــ  با كار گروهي از جسثجوهاي كتابشناسي هم اسثفاده كنيد

ـــ  از روش جستجوي كتابخانه اي استفاده كنيد

ـــ  از كليد وازه ها براي موضمع خاصثان بهره ببريد

نكته:براي تطبيق و تشخيص مناسب منابع با موضوع تحقيق بايد به نقاط حساس و مهم كتاب يا مقاله توجه كرد.

نقاط مهم مقاله:

۱.عنوان                                                    ۲.فهرست

۳.مقدمه                                                   ۴. مطالعه بخشي از كتاب يا مقاله

۵.نتيجه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:37 توسط عليرضا محمدي |

طرح درس روش تحقيق( ب )

 

م.م. مجاهدي

 

نشست  هفتم : فنون يادداشت برداري

 

Ø       محتواي درس :

 

  • مروري بر دستاوردهاي هفته گذشته
  • انتخاب يك موضوع – يك مساله – يك سئوال براي مباحث هفته آينده
  •  فنون ياداشت برداري

 

Ø       بنويسيد:

 

  • پنج فيش از فصل اول و دوم دنياي سوفي پنج يادداشت تا هفته آينده تهيه كنيد.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:30 توسط محمدمهدی مجاهدی |

 

 

اخراج دو تن از اساتيد دانشگاه مفيد به بهانه هاي واهي و تهمتي تهي كاري است شرم آور و خجل كننده .

چه جايي دارد كه در دانشگاه –كه جايگاه دانش است و حقيقت جويي- استاداني از هراس فقاهت و از ترس خشونت كلام نيمه  گويند يا اصلا نگويند. اين روش و منش استبدادي و علم ستيز و آزادي كش از چه رو در دانشگاه حضور دارد و عجبتر اينكه استيد ديگر ما كه پيش چشمشان تيغ بر گلوي عدالت مي نهد و لب نميگشاتيند و بر اين همه بي حيايي و گستاخي عتابي نمي زندد و از داغ اين ننگ پيراهتن چاك نمي كنند .اين چه رسمي است كه براي گفتن نيم جمله اي امنيت شغلي  از ميان برود .

حال سوال اين است سكوت اساتيد از چه روست؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:17 توسط محمد پشم فروش(1) |

هر ملتي به دنبال كسب رفاه و براوردن نياز هاي حياتي خويش است و براي اين امر در پي علم مي رود و در به روي تكنولوژي ها مي گشايد و با تكيه بر آنها هم حيات خويش را تضمين ميكند و هم نياز افراد جامعه را پاسخ گويد.

انرژي هسته اي از جمله آن تكنولوژي هاست كه مي تواند مدد رسان ايراني ها باشد و به دلايلي چند كشور هاي منطقه و فرا منطقه از اين بيم دارند و از هراس جنگ و خونريزي و افتادن به دام خود كامگي بر ايزاني ها فشار آوردند تا كه انرژي هسته اي را رها كنند و ايران از اين كاري سر باز مي زند و چنين است كه از آنها اصرار و از ما انكار و گاه به تهديد و گاه به تطميع ما را بدان سو مي رانند .

حال سوال اين است كه آيا رفاه و امنيت مردم و حيات سياسي نظام در خطر افتد باز اصرار بر اين مسير امر معقولي است يا نه.؟

هدف انقلاب ايجاد جامعه اخلاقي بوده است .جامعه اي كه تضمين كننده رفاه و امنيت و آسايش و در عين حال سازنده انسان هاي اخلاقي باشد .اكنون پاي سوال ديگري به ميان مي ايد كه انرژي هسته اي تا چه ميزان ما را براي رسيدن به هدف خويش ياري مي رساند كه اگر ما با ستيز با دنيا و انتخاب گزينه هايي كه خطر ستيز و رويارويي را بيشتر مي كند گامي در جهت رسيدن به هدف ديرين خود برداشته ايم؟

قدرت براي قدرت امر مطلوبي نيست .كسب قدرت براي رسيدن به هدف است و حال اگر ما به استقبال جنگ و ستيز با دنيا برويم هر چند كه قصد جنگ نداشته باشيم ولي عملا به آنجا برسيم و كاري كنيم كه آتش جنگ شعله ور شود در واقع راه به روي نا امني ،قتل، احتكار،…تجاوز، بي نظمي گشوده ايم و همه دستاوردهاي انقلاب و پس از انقلاب از دست گزاشته ايم.

كسب انرژي هسته اي تا زماني مطلوب است كه ما را به اهداف كلي تر و كلان تر برساند نه اين كه اهداف را فداي رسيده ها كنيم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:11 توسط محمد پشم فروش(1) |

 

انسان ها در خلاء نمي شناسند بلكه در ميان كنش هاي روزمره و در برخورد با ديگران است كه خويش را مي يابند و مي شناسند و تصويري از خود، از توانايي هاي خود، استعدادها، خواسته ها و حتي شناختي از جهان پیرامون خود به دست مي آورند.

كودكي در ميان باران بي امان محبت ها و مهرباني رشد كردن با كودكي كه مداوم مورد سرزنش قرار گرفته است، بيگمان با هم متفاوتند و شناخت هاي مختلفي از جهان پيرامون و دنياي كه در آن­اند دارند.ما خويش به وسيله ديگران و در نسبت سنجي خو را با آنها مي شناسيم .

وجود آقاي مجحاهدي آيينه شده است كه تصويري متفاوت از خويش را در او يافتيم و بر باور توانستن هاي ما افزوده ايم .ايشان تصويري متفاوت از دانشجو بودن آفريده است و عملا گفته است كه ما نيازمند تلاشيب همراه با جديت و صداقتيم .ما سيمايي از خويش در او مي يابيم كه در آيينه زنگار گرفته ديگران نديده ايم .شايد بيراه نگفته باشند كه شناخت ما عبارت است از رابطه آگاهانه با شي يا شخص يا فكر خارجي و ما با او خود را بهتر شناختيم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 9:58 توسط محمد پشم فروش(1) |

برای تحویل سال مانده‏ای کجا بروی! سال‏های نوجوانی به مسجد می‏رفتی و حال، بی‏قراری و انسان تنهایی را طلب می‏کنی.

امسال به خاطر تقارن اربعین و نوروز مردم در مسجدها عزادارند و بعید است مراسم "آب دعا" برپا باشد. تو می‏پنداری "کسی" میان شیعیان عزادار تنهاست! و تو در جستجویی که او کجاست. در ذهنت انسان تنهای دیگری خطور می‏کند: ننه جان!  آه، شاید حسین هم آنجاست! خوب است، خوب است پس سجده‏گاه امشب تو همانجاست!

***

این‏جا خانه‏ی ننه جان است. طنابی در گوشه‏ی دیوار، تعبیه شده است تا بتوانی در را باز کنی. وارد می‏شوی و سلام می‏کنی. آق‏دایی‏حسن هم آن‏جاست. ننه‏جان طبق معمول به نشانه آغوش گرفتنت، "یک‏دست"اش را بالا می‏گیرد. دریغ نمی‏کنی – همان‏طور که برتخت خوابیده است- صورتت را به لبانش می‏چسبانی. او نیز لبانش را بر گونه‏هایت می‏فشارد. با همین بوسه، بخشی از تنهایی و دردهایت تسکین می‏گیرد. روی تخت کنارش می‏نشینی.

آق‏دایی حسن خبر می‏دهد: عمه‏مریم مشهد رفته است و امشب و شب‏های دیگر را او باید پیش ننه‏جان سرکند. تو می‏دانی آق‏دایی حسن هم مثل قدیمی‏ها زود می‏خوابد و تو نمی‏توانی زیاد آن‏جا بمانی. دو استکان چای که میهمان می‏شوی از ایشان خداحافظی می‏کنی، اما ننه‏جان با غرولند راضی به رفتنت نیست. جمله‏ای به لحن پرسشی به تو می‏گوید. تقاضا می‏کنی از دوباره تکرار کند. می‏گوید: کجا می‏خواهی بروی؟ بمان!

-          نه ننه جان! می‏خواهم بروم مزار...

-          کجا؟ (با تعجبی که برخواسته از بی‏خبری‏اش از تحویل سال است)

-          ساعت تحویل است می‏خواهم بروم مزار شهدا!

پیرزن، برق در چشمانش می‏درخشد. با همان دستی که در آغوشم گرفته است دستم را می‏گیرد و می‏فشارد. انگار پیغامی دارد. چشمانت را در چشمانش می‏دوزی. به نشانه‏ی پاسخ مثبت، چشمانت را می‏بندی و با زبان بی‏زبانی می‏گویی: چشم ننه‏جان چشم!...

 

***

این‏جا مزار شهداست. باد سردی صورتت را می‏نوازد. به همه‏شان سلام می‏دهی و وارد می‏شوی. جلوی مزار، کسانی به انتظار برگزاری زیارت عاشورا جمع‏اند و همان‏ها از بلندگو نوار مداحی مدرن گذاشته‏اند! بین همان کسان، آشنایانی هم به چشم می‏خورد؛ همان‏هایی که شب‏های عاشورا در کنار دوستان مهاجر، بر سینه می‏زدی.  چه کسی فکرش را می‏کرد، گذر زمان شما را این‏قدر از هم دور کند و به سه گروه عمده تقسیم کند:

گروه نخست، همان تقدیس کنندگان خشونت و عواطف‏صرف که بهتر است برای راحتی خودت راحت‏شان بگذاری! گروه دوم، کسانی مثل م.شهنما که بعد از قطع‏نامه سراغ اقتصاد رفت و به تعبیری سراغ "زندگی" را گرفت. گروه سوم، کسانی مثل م.علی‏زمانی که توقع و برداشت دیگری از خون شهدا داشتند و "نقدی بر قرائت‏های رسمی از دین" 

دقیق که می‏شوی انگار از هر سه گروه این‏جا، یک‏جا جمع‏اند، اما ظاهراْ گروه نخست با بقیه قهرند!  به آسمان‏‏شب نگاهی می‏اندازی، هوا ابری است و ستارگان در محاق‏‏اند!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 1:20 توسط علی رضاپور(1) |

در سنین نوجوانی، مثنوی طاقدیس نگاهم را نسبت به عید دگرگون کرد. بر خشت آن نخستین نگاه، خشت‏ها بنا شده، با خشت‏های دیگر در پیوند شد. چنین بود که طرح‏های دیگر معماری زندگی‏ام نیز دست‏خوش تغییر شد:

سالی یک‏بار نو شدن روز را به انتظار نشستن، کاری بیهوده و زجرآور می‏نمود. در نو شدن‏ش هم باز هزار سخن درمیان بود: ما نو شدن روز را در طبیعت پیرامون‏مان به جشن می‏نشینیم، یا نو شدن خودمان را؟ اگر نو شدن طبیعت را عید می‏گیریم، برچه اساسی کهنگی خودمان را ندید می‏گیریم؟ اگر هم جشن نو شدن خود ما در میان است که دیگر سالی‏ یک‏بارش چیست؟

از آن روز، سال‏ها می‏گذرد و هر تحویل سال، پیامی غمناک برایم به همراه می‏آورد: سال‏های بسیار از پی هم گذشتند، نو شدند و تو هنوز نو نشده‏ای!

باري، من از ميان انسان نو و سال نو ، انسان نو را برای عید برمي‌گزينم ؛ اگر چه در نو شد‌‌نم سال‌‌هاست خون‌جگر خورده‌ ، ناكام مانده‌ام.

 

سال‏روز تولد محمد (ص)

محمد(ص) روزی مثل هر انسانی، به دنیا آمد و چند سالی عمر کرد و از دنیا رفت. تابعان دینی‏اش، سالی یک‏بار تولد جسمانی‏اش را جشن می‏گیرند و نیز سال‏روزِ از میان رفتن کالبدش را به عزا می‏نشینند.

حضور ظاهری و صوری پیامبر، مرا وادار می‏کند مثل نیچه که مرگ خدا را در دنیای معاصر خبر داده بود، با اندوه معتقد باشم: محمد در میان مسلمانان مرده است!

منظورم از مرگ، نه آن خبر تکراری از جسم پیامبر است که ابوبکر برای همیشه در میان مسلمانان منادی شد: إنّک میّت و إنّهم لمیّتون 1  آن‏چه حیات پیامبر را در دنیای مسلمانان موجب می‏‏شود، حضور معنوی و روحانی ایشان است که نیست. به گمانم زمانی عید تولد محمد معنایی حقیقی میابد که شاهد تولد رفتار و روحیه‏ی محمدی در مسلمانان باشیم و این نیز انتظار سالی یک‏بار نمی‏طلبد.

 

طرح اهانت به پیامبر

چه زننده است برای مسلمانان اگر بگویم کاریکاتور های پیامبرشان واقعیت دارد!  می‏دانم جسارتم باعث خشم‏شان می‏شود؛ چرا که من نیز مسلمان‏انم و ایشان نسبت به مسلمانی‏ام متوقع‏اند؛ اما کاش ایشان هم می‏دانستند که من هم نسبت به مسلمانی‏ ایشان توقعاتی دارم!

جسارت و خونسردی من، نه از سر بی‏غیرتی و بی‏ارادتی به پیامبر است، چرا که متوجه شخص ایشان نیست، بلکه متوجه تابعان است:

نخست: اهانت به سزا به پیامبر اسلام غیر ممکن است.  روحیه‏ی معنوی و الهی و انسان‏دوستانه‏ی ایشان در زمان حیات دنیوی‏شان متجلی شده، دیگر نزد خدا و انسان‏ ثبت شده است. تحلیل‏های مخالفان و اهانت‏کنندگان وقتی معتبر است که برمبنای آن‏چه رخ‏داده است، طرح شود. آن‏چه مخالفان به تصویر کشیده‏اند، واقعیت ندارد که او مردی رحمت للعالمین و نماد مکارم اخلاق و رأفت انسانی بوده است.

دوم: وقتی مسلمانان، جامعه‏ی پیامبرپسند را تبدیل به جامعه‏ای خودپسند می‏کنند، وقتی حضور معنوی و روحانی پیامبرشان را بر می‏دارند و خود را جانشین‏ش می‏کنند، چنین می‏شود که در دنیای اسلام جز نامی از پیامبر باقی نمی‏ماند و  آن‏چه از مسلمانان دیده‏می‏شد، همان تصویری است که در کاریکاتورهای غربیان منعکس شده است.

برای همین است که خونسردم؛ چرا که مسلمانان برای من تقدیس ندارند و خود مسئول رفتار خویش‏اند. تنها چیزی که از تصویر خشن مسلمانان آزارم می‏دهد، نام پیامبر عزیزم هست و بس.

 

نام‏گذاری سال به نام پیامبر اعظم

نام‏گذاری سال به نام پیامبر، هم می‏تواند خوب باشد هم بد. بستگی دارد به احترام و توجه مسلمانان که در راه تولد معنوی و روحانی پیامبر گامی بردارند یا نه. مسلماً اگر این گام برداشته نشود، امری موهن است!

________________________

1. قرآن کریم؛ 39:31.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 16:1 توسط علی رضاپور(1) |

مرگ رئیس جمهور سابق یوگسلاوی

اسلوودان میلوشوویچ به دلیل هدایت یک دهه جنگ معروف به قصاب بالکان شد.

میشلوویچ:((صرب ها از من پیروی میکنند فرق نمی کند من چه باشم.))؟؟!

این جمله مرا یاد پادشاه داستان شازده کو چولو میاندازدو یکی از دروسی که پاس کرده ام؟!

انجا که استاد می گفت:

سیاستمدار یعنی کسی که بتواند در هر موقعیتی خود و سیاستش را تغییر دهد(رنگ عوض کند)؟!

هم با توده ایها دم خور باشد وهم با دموکراتها دم از اتحاد بزند .با شورشیان...ویک دفعه تغییر موضع  بدهد؟وتوده ایها را تحت فشار قرار دهدو...

نظر شما چیست؟              سیاستمدار کیست؟

در جامعه ارمانی من سیاست مدار کسی است که۱. بر عقیده و ایدئولوژی خود پایبندد 

                                                                    ۲.به حکومت به عنوان ابزارقدرت ورزی ننگرد

                                                                    ۳.بر عقیده خودش حتی باطل صادقانه بایستد 

ای شیعه ابی سفیان اگر دین ندارید ازاد مرد باشید؟        

                                                                                 امام حسین(ع)

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 18:5 توسط عليرضا محمدي |

کاش ساده و  بی ریا بودیم . مثل کشکول ساده درویش.

مثل برگهای درخت بید . مثل نارنج روی شاخه .  مثل

رویای کودکان .  کاش مثل باران بهاری مثل خلو ت

حافظ بی ریا بودیم. 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:34 توسط حمزه اميني(2) |

من وپنجره  و جمعه دست در دست هم در باغ  انتظار به امید طلوع تو

نشستیم میدانم وقتی دستهای نیازمند  آسمان را می طلبند   نوای

دلنشین  (انا المهدی) است که انها را  بینیاز می کند .

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:24 توسط حمزه اميني(2) |

متاسفانه من بعد از خواندن داستان "شازده كوچولو" به اين نتيجه تاسف بار رسيدم كه : من هم دارم مثل آدم بزرگها ميشوم و بعضي از قسمت هاي اين كتاب را متوجه نمي شوم آخه دغدغه ها ي آدم بزرگها از مطالعه ي كتاب چيز ديگري است؛

براي خيلي ها اين نتيجه گيري رو تعريف كردم اونها منو تحسين كردند و گفتند كه خوش به حالت كه به اين زودي متوجه شدي و شايد بتوني راه حلي پيدا كني ؛وليكن من كه چشمم آب نمي خوره و به اين امر خيلي بدبينم .

توجه: اگر مي بينيد كه شماره هاي بند ها رو درج نكرده ام به خاطر اينه كه نمي خواهم فكر كنيد كه اعداد و ارقام خيلي برام اهميت پيدا كرده!! درسته كه بزرگ شده ام اما نه به اون حد . . . !!

ولي نكته اي كه در اين داستان خيلي برام جالب بود و نتيجه ي شخصي من از داستان هستش اينه كه اگر يادتون باشه شازده كوچو لو پيش از اينكه اون حادثه حزن انگيز براش اتفاق بيفته ، يكبار ديگه با مار ملاقات داشت (بند17) ولي اون بار مار گفت: كه تو خيلي پاك و معصوم هستي و من تو رو نيش نمي زنم . فقط اگه ميخواستي بري سياره ات بيا من كمكت مي كنم ؛ مرتبه ي دوم كه نيش مار بر شازده كوچولو اثر كرد ، به دليل رفاقتش با يك آدميزاد بود!! نمي دونم شايد برداشت درستي نباشه ولي من مطمئنم كه شازده كوچولو دلش براي گلش خيلي تنگ شده بود و دلش براي گلش شور ميزد که از مار کمک گرفت.

 چيزي كه بسيار مهمه و نتيجه كل داستان هستش اينه كه :

 "هر چيزي رو به چشم ظاهر نمي توان ديد" .

 

در ضمن براي دوستان، كتاب شازده كوچولو با ترجمه ي زيبا و صداي دلنشين احمد شاملو رو لينك گذاشتم . اگر دوست داريد اينجا رو کلیک کنید .  

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 1:14 توسط مهدي عزيزي |

استاد مجاهدی در هفته‏ای که گذشت، در مقابل دانشجویان کلاس و همچنین شاهدان بیرون کلاس که به موقعِ خودش در صحنه حضور به هم خواهند رساند، به نکات قابل توجهی اعتراف کردند:

من (م.م.مجاهدی) و آقای م.کاظمی(همدست‏شان)، خودمان دونفری یک سیستمی [ضد امنیتی] داریم که می‏توانیم شما دانشجویان را که هیچ، هرکسی که پایش را در وبلاگ روش تحقیق بگذارد، ردیابی کنیم!

در عین حال در لابلای سخنان‏شان، این‏طور فهمیده‏ می‏شد که تعدادی از دوستان آگاه توانسته‏اند پیش از این اعتراف، خود را از ردیابی برهانند که آقای مجاهدی از ایشان با نام ماست‏بند یاد کرد!

ایشان در حالی که لبخندی مرموزانه آمیخته با رضایت بر لب داشتند، ادامه دادند: طبق ردیابی‏ها، متوجه حضور خوانندگان [محترم] خارجی از جمله امریکایی‏ها شده ایم. (محترم را از لحن ایشان به دست آوردم)

ایشان پس از مطالبی گفتند: از دانشجویان خواهش می‏کنم (با تأکید) غلط املایی ننویسید.

بنده خیلی سریع و هوشمندانه پرسیدم: آقا منزورتان اینه که آمریکایی‏ها[ی پست فطرت] متالب را می‏خوانند [و آبروی شما و همدستتان م.کاظمی جلوی آن اجانب می‏رود] ؟

ایشان که فهمیده بود که من فهمیده‏ام و دارم چی توی دلم می‏گویم، با دست‏پاچگی گفتند: نه نه! منظورم نفس ایراد املایی هست!

و بعد ادامه داد: من خواهش می‏کنم به یقین‏تان (منزورشان فقط من بود) اعتنا نکنید! یقین ها همگی موقتی اند!

آقا خلاصه من

درد توی رگونم

حسرت توی استخونم

یه چیزایی تو مایه آتیش در جونم

پیچید!

سرتاسر وجود مرا...

(آقا بگذریم! این شعر قشنگ رو من در توقف کوتاهی در تهران، برا یه همچین روزایی سرودم. در مورد سبک و سیاقش هم اصلا الهام از شاملو نیست،  شاید فقط کمی شباهت داشته باشه که خودم معتقدم اصلا شباهتی نداره. شاملو یه شاعر ضدانقلاب بوده و من به او ربطی ندارم! از طرفی من طرفدار حافظ علیه الرحمه هستم.)

 

و اما:

بنده و همه‏ی برادران غیورمان که جناب استاد دو ترم هست که شدیداً ما را تحت اذیت های روحی قرارمی‏دهند (نمره‏ی بد می‏دهند، تکالیف زیاد می‏دهند تا جایی که از انجام واجبات باذ می‏مانیم) اعلام میکنیم که دیگر صبرمان لبریز شده و چند سئال داریم که امیدواریم هرچه زودتر یعنی قبل از آن‏که مسئله به بیرون دانشگاه درز کند، مراتب را توجیه کنند:

چرا تا پیش از این، اشکالات املایی دانشجویان محترم این‏قدر مهم نبود؟

چرا بحث رفع اغلاط املایی درست بعد از خبر حضور خارجیان در وبلاگ مطرح شد؟ (این دوتا سئال در ظاهر با هم شباهت دارند اما با هم فرق دارند. آن کسی که باید بداند می‏داند)

شما دقیقا از کی متوجه حضور عوامل خارجی در وبلاگ ما شده‏اید و چرا پیش آنها آبرو دارید؟ مگر بحث مالی درمیان هست؟ (دوستان عنایت دارند که؟)

آدرس وبلاگ محترم ما، کی و توسط چه اناصری فاش شده است؟

شما اعتراف کردید: خارجی ها دارند از مطالب وبلاگ ما بهره‏برداری می‏کنند. با کدام مجوز؟ (چرا باید متالبی که با یک عالمه زحمت به دست آورده‏ایم، خارجی ها به تاراج ببرند‏؟)

شما که از تجاوز آ‏مریکاییان به وبلاگ ما مطلع بوده اید و چنین توانایی دارید که سیستمی فوق امنیتی بسازید، چرا با آقای م.کاظمی یک سیستمی نمی سازید که از حضور آمریکاییان در وبلاگمان جلوگیری کند؟

 

بنده به آن خارجیان عرض می کنم خیلی هم مؤدبانه، اگر فارسی بلدند که هیچ اگر نیستد انگلیسی فصیح:

خواهش می‏کنم زود گمشید و این‏جا را ترک کنید و گرنه وبلاگمان را هک می‏کنیم که دیگر دستتان قطع شود.

 Go home! Goبه home! یاالله Berid khanehayetan zud! almot le USA! Almot le all thing! آقایان

 

ما داریم این‏جا خر داغ می‏کنیم آقایان محترم! اشتباه نکنید بوی کباب‏برگ یا کیک زرد نیست که جمع شده‏اید! (حالا مگه می‏شه این خارجی‏های زبان نفهم را حالی کرد؟)

 

برگردیم سر تسویه حساب خودمان با آقای مجاهدی:

شما بر چه اساسی ترم قبل، تصمیم گرفتید کلاس محترم ما را به جنگل‏های اطراف منتقل کنید؟ بعله ما هیچ‏وقت حرکات بودار یادمان نمی‏رود! براستی شما با دانشجویان جوان (البته بنده خودم را فاکتور می‏گیرم اما باز چه فرقی می‏کند؟) در فضای سبز اطراف دانشگاه چیکار داشتید، چه اقدامی می خواستید بکنید و چه مطالبی را می خواستید القا کنید؟

 

خب به نظرم فعلا تا همین اندازه کافی هست و در پایان الزاماً می‏رویم سراغ توافقات یک‏جانبه:

ما برادران، خودمان می‏دانیم که در شرایطی خاص یقین‏ها می‏توانند موقتی بشوند! و بعد از آن، همه چیز مثل اولش بشود انگار نه انگار که شما این کارها را انجام داده‏اید! در آن صورت ما قول میدهیم قلط املایی ننویسیم و اصلا آن خارجی‏ها که شما پیششان آبرو دارید، کسانی بوده اند که زمینه ی اصلاح داشته اند و شما خواسته اید آنها را ارشاد کنید تا مسلمان بشوند، پولی هم اگر درکار بوده بخاطر تبلیغ دینی بوده و گرفتنش هم تازه مستحب است! چطوره؟ اینها همه قابل حل است.

  1. برای هر کدام از برادرانی که با من همراه هستند و بنده اسم‏شان را اعلام می‏کنم دو نمره منظور بدارید.
  2. کتاب استدلال انتقادی را خودتان تهیه کرده، بعد از تحویل آن به ما، برایمان خلاصه کنید!
  3. کتاب دنیای سوفی را نمی گویم حذف کنید که گمان کنید ما داریم سوع استفاده می کنیم اما اختیاری اش کنید.

یک خواهشی هم در پایان دارم، من با تمام این حرف‏ها یقین دارم که شما مسلمان هستید، یعنی تا این‏اندازه مسلمان هستید که اگر مطالب بنده به هر نحوی اثبات نشود، لااقل برای "تلاش" و نیت پاکی که داشته‏ام، یک "‏اجر" در نظر بگیرید و این متن را به عنوان همان تکلیف گزارش کلاسی در نظر بگیرید و نمره بدهید. آره بابا من مطمئنم تا این اندازه شما مسلمان هستید!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 20:9 توسط علی رضاپور(1) |

برای منِ ایرانی، جای بسی تعجب است: در کشوری تا چند روز در برابر قانونی هرچند ناعادلانه، جوانانی فریب‏خورده و به ظاهر دانشجو، ایستادگی کنند و مسئولان کشوری و لشکری در سرکوبی این قائله اقدامی قاطع نکرده، برعکس دربرابرشان عقب‏نشینی کنند! حالا مسئولان به کنار، یعنی در این کشور به اصطلاح توسعه یافته دوتا نیروی مردمی هم پیدا نمی شود که در صورت ناتوانی نیروی انتظامی، به صورت خودجوش این رعیت شورشی را سرجایش بنشاند؟

به نظر من هنوز هم دیر نشده است! در غیرخودی بودن ایشان و سردمداران‏شان هیچ شکی نیست پس به راحتی می‏توان از ایشان اعتراف گرفت. برای ما ایرانیان که با انواع و اقسام توطئه‏ها آشنا هستیم، پر واضح هست که ایشان جوانانی بی‏سروپا بوده‏اند که خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر تبلیغات دشمنان مشرق‏زمین قرار گرفته‏اند و دست کم، آبروی نظام فرانسه را برده‏اند.

این‏ها را نگفتم که به مسئولان یک بلاد کفر چیزی یاد بدهم. خواستم بگویم اولاً همگی، قدر مملکت خودمان را بدانیم، مسئولان هم قدر نیروهای مردمی ضدشورش را بدانند. دوماً  تعجب متقابل فرانسویان را در برخورد مسئولان‏ عزیزمان با شهروندان جواب داده باشم. به قول معروف موشک جواب موشک این تعجب به آن تعجب در.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 8:51 توسط علی رضاپور(1) |

حیرتت را خواندم و  درحیرت‏ شدم! این درحالی است که دغدغه‏هایت را درک می‏کنم و مرتضا را خوب می‏شناسم و می‏ستایم. و الآن فکر می‏کنم اگر آن موارد نمی‏بود، امروز لحن نوشته‏ات چه تأثیری در من می‏توانست داشته باشد.

نوشته‏ات در بخش معرفی مرتضا می‏توانست خود یک سال‏گشت تمام عیار باشد و آنان را که آشنا نیستند، به معنویت و سیرباطنی دعوت کند.  و مگر مرتضا از خدا هم بالاتر است و مخاطبانت از مشرکان زمان پیامبر "پست"تر؟

حسن‏جان! اگر می‏خواهی پیامی از جانب دوستان شهیدمان داشته باشی، پیامبرانه باش: فبما رَحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظاً غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعفُ عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الامر ؛ به لطف رحمت الهي با آنان نرمخويي كردي و اگر درشتخوي سخت دل بودي بي‌شك از پيرامون تو پراكنده مي شدند؛ پس از ايشان در گذر و برايشان آمرزش بخواه!... 1

دوستت دارم!

_________________________

1. قرآن‏کریم، 3:159

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 8:47 توسط علی رضاپور(1) |

در نگاه نخست درست نتوانستم قضاوت کنم نوشته‏ی دوستم جدی است یا طعنی سیاسی. پس از آن‏ روزهای بیهوده‏ی تعطیل، ابهامم را در کلاس، وقت نقد نوشته‏هایش مطرح کردم. بعد از درس، پیشم آمد. لبخند می‏زد و چه مهربان بود! کاش همه‏ی ایران در تعاملات نظری‏اش، چنین می‏بود! به هرحال بحث ایشان جدی بود:

جدا دوست عزیز جدای از همه چالش ها و نیاز هائی که نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی دارد آیا اینکه در سالهای متمادی اروپائی ها وآمریکائی ها در بحث حقوق بشر فقط به اسم چهار پنج نفر انگشت شمار مثل اکبر گنجی وزهرا کاظمی و... اشاره می کنند آیا این بیانگر وضعیت خوب حقوق بشر درایران است یا بد ؟

حتی اگر در مورد همه این چهار پنج نفر هم نقض حقوق بشر شده باشد وآن هم عمدی آیا این باعث   افتخار است یا ... که در ایران فقط سه چهار مورد نقض حقوق بشر بیشتر نیست به اعتراف غیر مستقیم خود اروپائی ها

یک نفرش هم یک دنیاست!

پاسخ شما را سعی می‏کنم بر اساس دغدغه‏های خودمان بدهم که بر اساس دین اسلام و مذهب شیعه رقم خورده‏است و به پای نیل به آن، وعده‏ها داده‏ایم و هزینه‏های سنگینی پرداخته‏ایم به عظمت خون شهدای عزیزمان.

امیدوارم پاسخم آن‏چه از مذهب، آرمان‏ها و وعده‏های انقلابی منظورم هست در کلام آقای مطهری یک‏جا، جمع شده باشند. ایشان در آبان 1357، چند ماه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در بحثی با عنوان "اهداف روحانیت در مبارزات" جمله‏ای را از علی(ع) نقل می‏کنند:

علی (ع) می‏گوید:... لو أنّ امرءً مسلماً مات علی هذا اسفاً ما کان به ملوماً بل کان به‏ عندی جدیراً؛ به خدا قسم! اگر مرد مسلمان وقتی این‏جور چیزها را می‏شنود از غصه بمیرد از نظر من مورد ملامت نیست، شایسته است. [این سخن‏] درباره‏ی چه بود؟ آیا درباره‏ی قضیه‏ای نظیر کارهای چوپان سنگسری بود؟ نه، [درباره‏ی این بود که] چرا از دست یا پای زن غیر مسلمان که در ذمه‏ی اسلام است به زور [و به‏ ناحق] دستبند یا خلخالش یعنی آن زینتی که زنان عرب به پایشان می‏بستند را بیرون کردند. 1

دوست خوبم! قرآن، کرامت هر فرد انسان را به اندازه‏ی جمع انسان‏ها معرفی می کند. 2  برهمین اساس است که عرض کردم یک نفرش هم به اندازه‏ی یک دنیاست!

این بر آن فرض است که ثابت شود حقوقی از شهروندان‏مان آن‏هم خدای ناکرده به عمد، ضایع شده باشد و من با همان ملاک‏های پیشین، دلایلی دارم که هیچ انسانی، حقش نیست بخاطر عقایدش تا وقتی که عملاً دست به سلاح نبرده است، حبس شود. سیره‏ی علی در مواجهه با خوارج چنین می‏آموزد.

دوست خوبم! برای ادامه‏ی این گفتگوی انسانی حرف بسیار در سینه دارم، اما قصدندارم سرت را به‏ درد آورم. همچنان دوستم بمان که دوستت دارم و "لبخندت را از من نگیر!"

 

________________________________

  ۱. مرتضا مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص 84.

  ۲. قرآن کریم، 5:32.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 8:45 توسط علی رضاپور(1) |

با يكي از دوستانم در حرم حضرت معصومه (س) مشغول نماز خواندن بوديم كه ناگهان باران شديدي شروع به باريدن كرد. ما هم كه در صحن جديد بوديم و با خودمان مي‌گفتيم خوب شد زود آمديم داخل حرم. بعد از اينكه نماز را شروع كرديم من متوجه شدم كه دارم خيس مي‌شوم ولي چون در حال نماز خواندن بوديم چاره‌اي جز ادامه نماز نداشتم. بعد از اتمام نماز ديدم كه فقط يك سوراخ در سقف وجود دارد كه من در زير ان نشسته‌ام و حسابي خيس شدم. حالا شما فكر كنيد من اگر خدايي نكرده در بانك براي قرعه كشي حساب باز كنم چه اتفاقي برايم خواهد افتاد؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:37 توسط حسن واعظي |

 ۲۰ فروردين سالروز شهادت مرتضي آويني بود. در دانشگاه ما نيز به يادبود ايشان چند برگ در درب نمازجانه چسبانده بودند. من واقعاً نمي دانم كه بالاخره ما بايد از چه كسي خوشمان بيايد و از چه كسي متنفر باشيم. اين عزيز سفر كرده كه زندگي اي سرشار از معنويت داشتند و استادي دانشگاه را بعد از يك ترم تدريس رها كردند و گفتند كه اين امور او را به سمت امور دنيوي مي‌كشاند وايشان روستايي را در ايران پيدا كرده بودند كه حتي جزء سرشماري نيزحساب نشده بودند و به لحاظ فرهنگي هم كارهاي زيادي كردند. آيا همين كه فقط چند برگ به در و ديوار بزنيم كافي است؟

در حيرتم از مرام اين مردم پست                              اين طايفة زنده كش مرده پرست

تا هست بكشندش به جفا                                     تا مرد ببرندش سر دست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:35 توسط حسن واعظي |

در اواخر عيد نوروز كه از جنوب برمي‌گشتيم )در شب)با خودروهايي پليسي مواجه شديم كه در كنار جاده در زير درختي پارك كرده بودند و خوابيده بودند. البته بعضي هايشان نيز كيوسك‌هاي مخصوصي داشتند و نسبت به ديگر همكارانشان وضع بهتري را دارا بودند. فكر مي‌كنم اين عزيزان زحمت كش در حال بيرون كردن خستگي‌هاي عيد نوروز خود بودند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:26 توسط حسن واعظي |

در روز دوم و سوم فروردين جاده‌ها پر بود از ماشين‌هاي پليس و پروژه جديدشان يعني ماشين‌هاي پليس سمند. به نظر من نيروي انتظامي با بكار گرفتن خودروهاي الگانس مرتكب اشتباه شد و كمترين دليل آن هزينه نگهداري و سرويس كردن انها مي‌باشد. مثلاً در جاده‌هاي ناهموار و داراي پستي و بلنديهاي زياد جنوب كشور كه تويوتاهاي دو كابينه (كه اكثراً براي قاچاق كردن استفاده مي‌شوند)به زحمت مي‌توانند عبور كنند، خودروهايي مثل الگانس و يا سمند اگر چه به فرض محال بتوانند از آن مسير عبور كنند به طور حتم خسارت زيادي به آنها وارد خواهد شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:25 توسط حسن واعظي |

 امروز در كلاس درس به موضوعي اشاره شد كه من چند وقت پيش به عينه مشاهده كردم.

مادري وارد يك كلوپ بازيهاي كامپيوتري شد و با سيلي پسر 13-14 ساله خودشو كه ماشاء الله جثه‌اش دو برابر مادرش بود را از كلوپ بيرون آورد و اين بنده خدا را تا اونجايي كه من ديدم مي‌زذ. امروز سر كلاس گفته شد كه يكي از دلايلي كه مادران بچه‌هاي خودشون مي‌زنند به خاطر اينه كه احتمالاً خودشون قبلااً اين امر رو تجربه كردن. حالا من اينو مي‌خوام بگم كه درسته كه احتمالا اين پسر بچه با فرزندان خودش هم در آينده اين رفتارو خواهد داشت ولي يه طرف ديگه سكه هم اينه زماني كه در قرآن كريم آمده به پدر و مادر خود حتي اف هم نگوييد، آيا اين پسر بچه اگر اف نگويد در آينده چيزهاي ديگري را نخواهد گفت؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:25 توسط حسن واعظي |

قبل از هر چيزي بگويم كه مطالبي كه من در مورد نيروي انتظامي (پليس) بيان مي‌كنم، به هيچ وجه نمي‌خواهم ارزش‌ كار ايشان را زير سوال ببرم و يا اينكه منظور خاصي داشته باشم و شامل همه اين عزيزان زحمت كش نمي‌شود.

 

روز ۲۲ اسفند كه من از قم راهي تبريز شدم، با توجه به تبليغاتي كه نيروي انتظامي كرده بود من منتظر كنترل شديد و حضور فعال پليس در جاده‌ها بودم. ولي از قم تا تبريز كه حدوداً ۱۰۰۰ كيلومتر راه است،  فقط ۲ ماشين پليس كه هر دوي آنها هم در پليس راهها بودند را ديدم و در راه هيچ ماشين پليس ديگري را نديدم. احتمالا نيروي انتظامي در صدد ذخيره‌سازي انرژي براي عيد نوروز بوده است؟ حال با توجه به اين كه كشور ما از نظر تناسب ميان ميزان جمعيت و آمار تصادف رتبه يك را در جهان دارد و با توجه به اينكه يكي از اصول دكترين آقاي احمدي نژاد خدمت صادقانه است! ارزش جان يك شهروند در ايران چقدر است؟ 

البته اين مورد را قبل از عيد مشاهده كردم و در عيد كه سفري به جنوب كشور داشتيم وضع كمي فرق كرده بود! كه بعدها بيان خواهم كرد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:22 توسط حسن واعظي |

به مناسبت هفته وحدت

آیا واقعا با اظهارات سران کشورهای سنی وشیعی (مصر عراق)آرمان مقدس وحدت به دست خواهد آمد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:4 توسط سيد محمد ذوالفقاري(2) |

  به نظر من يكي از ماندگارترين و بهترين كتاب هايي كه از دوران كارشناسي براي من باقي مي ماند ٬ كتاب دنياي سوفي است. زيرا اين كتاب عليرقم ظاهر آن كه مانند رمان و داستان مي ماند ٬ داراي باطني جذاب و علمي است و انسان را به تفكر درباره ماهيت خويش و دنيا وا مي دارد و اين سرآغاز هر گونه توسعه و پيشرفت است . زيرا تا زماني كه ما ندانيم كه اين علم٬ تكنولوژي ٬ صنعت و حتي هويت انسان از كجا نشات گرفته ٬ هيچ گاه نخواهيم توانست ٬ دست به ابتكار بزنيم. اين كتاب از آن معدود كتاب هايي است كه با زباني ساده و شيرين ٬ زير بناي تحولات دنياي امروز را كه ريشه در ۳ هزار سال قبل از ميلاد دارد را براي ما بيان ميكند.اميدوارم كه براي شما نيز اين كتاب و محتويات آن همانگونه باشد كه براي من است.

گوته مي گويد: كسي كه از سه هزار سال بهره نگيرد تهيدست به سر مي برد .

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 11:59 توسط رضا درياباري |

میلاد پیامبر اعظم و هفته وحدت مبارک
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 10:41 توسط سيد محمد ذوالفقاري(2) |

روایتگردانی کتاب شازده کوچولو :

 

 

شازده در این کتاب نماد فکر انتقادی به نحوه زندگی امروزی بشر است که خالی از احساسات و اندیشه های پاک شده وفقط به سود وزیان مادی فکر می کند .

 حال به صورت بخش بخش به مطالب آن می پردازیم :

بخش اول :

ü     انسان ها به ظاهر امر فقط توجه دارند و به باطن امور کاری ندارند .

ü     انسان ها به امورکوچکی که در نزدیک آنها است بیشتر توجه می کنند تا به امورمهمتر وبزرگتری که  دورتر هستند

بخش دوم :

ü     برای جلب رای مخاطب بایدحرف مان(تصویرمان) به گونه ای باشد که کاملا خواسته طرف را در خود جای دهد وتصور اورا محدود نکنیم (کشیدن جعبه به جای گوسفند )

ü     با هر کس به اندازه درکش باید صحبت کرد

بخش سوم :

ü     بزرگ بودن شیئی نشان دهنده توانایی ،ارزش و قدرت آن نیست ، شی بزرگ هم سقوط می کند(هواپیما )

ü     اگردنیا را کوچک دیدیم دیگرآرزوهایمان آنقدر بزرگ نمیشود که نتوایم آنها را کنترل بکنیم (مثل گوسفند در دنیای شازده )

بخش چهارم:

ü     درفکر مادی اگر چیزی یا کسی اسم ورسمی نداشتته باشه مترود است وارزش شیئ به خودش نبوده بلکه به متعلقات آن است.(منجم ترک با لباس کذایی )

بخش پنجم:

ü     اول هر چیز ضعیف و کوچک است پس چیزهای بدرا نباید گذاشت تا خیلی بزرگ بشوند که دیگر نتوانیم آنها را کنترل کنیم(درختهای بائوباب)و موقع حرس کردن باید مواظب چیزهای خوب هم بود .

بخش ششم :

ü     خوب بودن  و بدبودن دنیا بستگی به تصورو دید ما دارد که چگونه آن را تصور بکنیم :خوب یا بد (طلوع وغروب آفتاب برای ساکنین دنیا )

بخش هفتم :

ü     وجود مسائلی مهمتر از پیچ هواپیما مثل گل وخارهایش

ü     تشبیه انسان مغرور به قاچ چرا که کلاه بزرگی جلو چشمش را گرفته است وفقط خود را می بیند

ü     مثائلی که به ظاهر خیلی مهم است اگر خوب به آنها نگاه کنیم بسیار کم اهمیتر از مسائلی است که به ظاهر بی اهمیت هستند .

بخش هشتم :

ü     هر آنچه گفته می شود کل حقیقت نیست وممکن است شخص خواسته های اصلی خود را در میان آن مخفی کرده باشد

ü     هر چیزی را باید با معیار خود او سنجید وبا اوآنچه مناسب حال اوست برخوردکرد  

(گل را باید بویید نه اینکه به حرفش گوش داد والابه اشتباه خواهیم افتاد )   

  بخش نهم :

ü     رسیدگی به امور مردم مهم است ونباید درمورد آن چشم پوشی کنیم والا قیام می کنند (کوه آتشفشان را به جامعه و شازده را به حاکم تشبیه می کند)

ü     با تحمل مشکلات به راحتی میرسی ، خوبی همجوار بدی است ، هرکه خربزه بخوره پای لرزش هم میشینه (اگر پروانه بخواهی باید جور کرم را هم بکشی)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 19:0 توسط احمد اسلامي(2) |

روایتگردانی 17، 18، 19، 20، 21، 22، 23

انسان در مصاف دنیایی خویش هر چقدر صبور تر بوده  و در انتخاب راه خویش معیارهای دنیوی را کمتر دخالت دهد خداوند نیز همواره با او خواهد بود. تمام ما نام انسان را با خود یدک میکشیم اما آیا واقعا از اسباب و وسایل آن نیز برخورداریم ؟ انسان بودن لازمه اش ایثا ر، گذشت ، فداکاری ومحبت وهزاران رقتار انسانی دیگر است اما انسان به داشته های خویش مغرور بوده ودر حسرت چیزی است که در اختیار او نیست .

این که چاپلوسی و دروغ زندگی بشری را فرا گیرد و تمام رفتار انسان پر باشد از مایه های مادی ما را به یاد یوم حساب نمیدانم که چرا نمی اندازد .این از ویژگی های بارز ما شده است که در اغلب موارد توان درک و هضم طرف مقابل را نداشته و همواره به دنبال طرد آنیم . انسان همواره باید در رویایی با یک پدیده تمام جنبه های آن را مورد ملاحظه قرار داده ونباید تنها جنبه های منفی آن را مورد ارزیابی و نتیجه گیری قرا ردهد.گاه برای ایجاد یک علاقه و شعله ور نگه داشتن آن تنها نیاز به یک حرکت ساده دارد تا بتواند فرد مقابل را در تسخیر خود درآورد وبا همین کار نیز میتوان دنیای پیش روی شخصی را تغییر داد اما حیف و حیف که ما در جهتی حرکت نمیکنیم که  این موارد را بر طرف کنیم .این است که انسان ها در زمین پراکنده شده اند این سو و آن سو میروند ،میروند و می آیند و روز خود را شب میکنند و شب خود را روزبی آن که بدانند چه میکنند .وبا این کار فرصت های پیش روی خود را یکی پس از دیگری نابود کرده وهمواره دنبال فرصت سازی برای خویش اند .   

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 17:14 توسط كريم عباسيان |

اینطور که  آمار نشان میدهد ۲۲درصد كل زندانهاي كشور را جوانان تشكيل ميدهند به طوري كه سالانه

۲۷تا ۳۰هزار جوان در گروههاي سني ۱۹تا ۲۵سال زنداني ميشوند . اين آمار مه خدمتتان ارائه شد  در

ديروز در روزنامه مطالعه كردم ،واقعآ آمار عجيبي بود وبحثهاي كارشناسي هم كه در مورد اين قضيه شده

بود علت اين جريان را بيشتر فقدان يك جايگاه امن روحي ورواني و پر شور وحال بودن دوره جواني ذكر

ميكردند ودر آخر هم با پيشنهاد دادن ازدواج سرو ته قضيه را  جمع كرده بودند .

ولي آنچه به نظر ميرسد اين مسئله ريشه در مسائل مهمتري دارد كه من فكر ميكنم اين گونه مباحث را

حضوري دنبال كنيم  ضريب امنيتي بيشتري دارد .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 12:26 توسط حمزه اميني(2) |

در جامعه ارمانی من درس گرفتن از ازمایشگاه بزرگ تاریخ یک اصل است.

تاریخی که در ان مهمترین محصول عمر انسان((تجارب))را برای زندگی بهتر.جهاد بیشتروتکامل فزونتر ارزانی میدارد:

                               فاقصص القصص لعلهم یتفکرون       اعراف ۷۶

                               این داستانها را برای انها بازگو کن شاید بیاندیشند و بیدار شوند.

این روزها در عراق و فلسطین .قتل عام ها دوباره اوج گرفته است.

مسلمانهای بی گناه را ده تا ده تا وصدتا صدتا در خانه و روستا ومسجد وزیارتگاهها میکشند.با مدیریت اشغالگران.اما این جنایتهای کم سابقه.دقیقا نشانه بن بست و عجز است نه نشانه قدرت.

درست مانند روزهائی فرعون کابوس زده. سر نوزادان بنی اسرائیل را یکی یکی می برید تا ((منجی))

متولد نشود واو متولد شد و در کاخ همان طاغوت در حالی که از سینه مادر به مشیت الهی شیر میخورد بزرگ وتنومند شد قصه فرو پاشی استکبار را اغاز کرد.

....واین روزها مقارن با سالروز اغاز امامت ((ذخیره الهی))و((منجی  موعود ))از سلاله پیامبراعظم(ص)است که جهان سرکش پس از همه افت و خیزها و بد قلقی ها روی به حضرتش خواهد نهاد وسر بر

زانویش خواهد نهاد.ان شائ الله

        ونرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین))

        ان الله لا یخلف المیعاد))

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 17:30 توسط عليرضا محمدي |

خصوصيات پاراگراف:

جمله ي آغازين ايده ي اصلي را بيان ميكند.

جمله ي پاياني هر پاراگراف به منزله ي جمع بندي مطالب پاراگراف وحلقه ي اتصال به پاراگراف بعدي است.

وجمله ي مياني يا بدنه ي پاراگراف مفاهيم جمله ي اول را تشريح ميكند.

مقاله

هر مقاله به طور مشخص از سه قسمت تشكيل شده است:

مشاهده : بيان تصويري از مشاهده

تئوري پردازي : اشاره كردن به ۱ يا ۲ تئوري اصلي كه ميخواهيم به كمك آن ها مشاهده ي خويش را تشريح كنيم.

تطبيق : ضرورت و اهميت مشاهده ي خويش را براي حل مشكلي از جامعه بيان كنيم .

نكته ي مهم اين است ارزش پاراگراف هاي مياني با پاراگراف هاي پاياني و... يكي نبوده زيرا هر كدام داراي نكاتي هستند كه هر يك در درجه ي خاصي از اهميت قرار دارند. در رابطه با مقاله نيز پاراگراف هاي آغازين نقشي را دارند كه جمله هاي آغازين هر پاراگراف دارند يعني ايده ي اصلي را بيان ميكنند .

 

شيوه ي مطالعه ي كتاب

تقسيم بندي هر كتاب به شكل بخش - فصل – قسمت ميباشد. يعني هر بخش به فصول و هر فصل به قسمت هايي تقسيم ميشود. حال براي مطالعه ي هر كتاب نياز نيست از اول تا پايان آن به دقت مورد مطالعه قرار گيرد،بلكه بايد ايده ي اصلي هر فصل را با مطالعه ي صفحات آغازين آن دريافته و همچنين بامطالعه ي صفحات پاياني نتيجه گيري را ايتخراج كنيم  وبا اين روش به بخش هاي اصلي متن كه بايد به دقت مورد مطالعه قرار گيرند پي ميبريم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 12:36 توسط كريم عباسيان |

مردان بزرگ

هر مرد بزرگی در سایه تربیت درست و سالمی استعدادهایش شکوفا میشود  این تربیت  ممکن است هر جا صورت گیرد مهم ان است که ان تربیت مد نظر صورت پذیرد و بهر نحوی  به اجرا شود البته محدودیت ها و چهار چوبها را نباید فراموش کرد

مردان بزرگی که تاثیر بسیاری در مسائل  و امور داشتند در مقطعی از جایی امدند که میرزا  تقی خان امیر کبیر انجا را بنا  کرد 

در چنین روزی میرزا  دارالفنون را ساخت را مرکز پرورش استعداد های بسیاری گردد

یادش بپاس کار های مفیدش گرامی

زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

هر کسی نغمه خویش خواند و رود صحنه پیوسته بجاست

خرم ان نغمه که مردم بسپارندش بیاد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:18 توسط سيد حسام مصطفوي |

مردان بزرگ

هر مرد بزرگی در سایه تربیت درست و سالمی استعدادهایش شکوفا میشود  این تربیت  ممکن است هر جا صورت گیرد مهم ان است که ان تربیت مد نظر صورت پذیرد و بهر نحوی  به اجرا شود البته محدودیت ها و چهار چوبها را نباید فراموش کرد

مردان بزرگی که تاثیر بسیاری در مسائل  و امور داشتند در مقطعی از جایی امدند که میرزا  تقی خان امیر کبیر انجا را بنا  کرد 

در چنین روزی میرزا  دارالفنون را ساخت را مرکز پرورش استعداد های بسیاری گردد

یادش بپاس کار های مفیدش گرامی

زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست

هر کسی نغمه خویش خواند و رود صحنه پیوسته بجاست

خرم ان نغمه که مردم بسپارندش بیاد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:18 توسط سيد حسام مصطفوي |

یاد و خاطره

 در 15 فروردین 1320 در چنین روزی خانم پروین اعتصامی شاعره بزرگ ایران زمین به دیار باقی شتافت یاد و خاطرش گرامی باد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:15 توسط سيد حسام مصطفوي |

مثبت نگری و امیدواری

.انسان برای بقا و بهتر زیستن  همیشه  تلاش میکند در این حرکت مهمترین مسئله  بهره مندی  از تفکر  مثبت است و این تلاش  بشر  را به سر منزل  ارامش و اسایش جسم و روح  سوق میدهد   گواه ان سفارش بسیاری از بزرگان دین است که انسان را به اندیشه مثبت رهنمون کرده اند

اگر به تاریخ نگاهی بیاندازیم میفهمیم  که ملتی پیروز شده است  که اندیشه مثبت را سر لوحه  زندگی اش قرار داده  و در رسیدن به سعادت تلاش میکند

و هیچ چیز در دنیا  غیر ممکن نیست اگر و تنها اگر انسان  از قوه فکر و اندیشه اش  استفاده کند  یعنی با منطق دلیل و استدلال  جلو رود  و غیر ممکن را مممکن سازد

 حال سئوال اینجا میباشد که این مقوله مثبت نگری  به شرایط و مکان بستگی دارد یا  روحیات شخصی"شاخص این مثبت نگری کجا میباشد ؟"

 مثبت نگری حاصل تعامل  ارام و بدون مشکل  با محیط اجتماعی استکه پیامد ان مجموعه ای مبتنی بر رضایتمندی  خوش بینی اعتماد امید و اطمینان خاطر در فرد  است که نقطه مقابل ان  بیزاری   ترس   عصبانیت  ناامیدی  و نگرانی

مثبت اندیشی و مثبت نگری یعنی دیدن چیز های خوب در دنیا

ممکن است دو زندانی از پنچره زندان بیرون را ببینند یکی سوسوی ستاره ها را دراسمان را ببیند و دیگری   زباله ها را ببیند و  بر عکس زندانی بالا احساس منفی را تجربه  کند

 در این میان فرهنگ حاکم بر جامعه  و اجتماع تاثیر بسزایی در انتخاب  این  نوع تفکر  در اشخاص دارد  و از همه این عوامل موءثر نقش خانواده  را نباید کمرنگ در نظر بگیریم

در جامعه کسی  یا گروهی که فکر کند به کمال مطلوب   خود رسیده و توانسته به توقعات و انتظارات  خود پاسخ دهد  احساس رضایتمندی  بیشتری میکند  و در تیجه از مثبت نگری  بیشتری  برخوردار است

         

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:15 توسط سيد حسام مصطفوي |

 روايتگرداني ۱۳

انسان همواره  دو بعد مادي و معنوي را در سايه سار خودهمداستان است. گاه و باز هم گاه است كه بيشتر ما انسان ها به دنبال آنيم كه نه از براي آنيم و به دنبال چيزي هستيم كه آن بايد از پس ما باشد و بعد معنوي و جاودانه ي انسان را زماني به ياد مي آوريم كه غافله ي عمر مقصد خود را پيموده است.

 

روايتگرداني ۱۴

چو بر روي زمين باشي توانايي غنيمت دان

كه دوران ناتواني ها بسي زير زمين دارد

 

روايتگرداني ۱۵

رسيدن به سعادت چيزي نيست كه به آساني در دسترس باشد ما همواره به دنبال آنيم كه راههاي كمال و سعادت طلبي را ديگران به ما نشان دهند اما چيزي كه بديهي است آن است كه كمال حاصل نميشود مگر اين كه خود را در طريقت آن فرسوده سازيم.

 

روايتگرداني ۱۶

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست

 هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود

صحنه پيوسته به جاست

خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 10:46 توسط كريم عباسيان |

روايتگرداني 10

من فكر ميكنم بهترين روايتگرداني از اين قسمت، همين بخش از متن باشد:

بايد از هر كس چيزي را انتظار داشت كه از عهده ي آن برآيد. قدرت بايد قبل از هر چيز متكي بر عقل باشد.اگرتو به ملت خويش فرمان بدهي كه همه خود را به دريا بياندازند انقلاب خواهند كرد.

 

روايتگرداني 11

انسان همواره در زندگي به دنبال آن باشد كه تكبر و غرور را از خويش دور كندچرا كه اين امر نه تنهاسبب ميشود كه انسان از ديگران فاصله گرفته بلكه موجب ميشود واقعيت هاي زندگي را به شكلي نا ما نوس درك نمايد.

 

روايتگرداني 12

انسان گاه فعل اشتباهي را انجام ميدهد وبراي آن نيز استدلالاتي  آورده وبراي نشان دادن درست بودن آن افعال ديگري رانيز به تبع و به اشتباه انجام ميدهد حال مهمترين نكته اين خواهد بودكه انسان  همواره به دنبال اشتباه درصدد جبران آن برآيدو نه خود را مسخ در آن ديده و پي در پي آن رابه اشكال گوناگون مرتكب شود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 13:1 توسط كريم عباسيان |

               تحليل كتاب شازده كوچولو

انسانهاي كارگر و ضعيف با اينكه از لحاظ كار و توانايي خيلي بزرگ بودند، اما چون وجود ابراز كردن خود را نداشته ، توسط انسان هاي كم توان و خطرناك كه مانند مار بوآ مي باشند و وجود ابراز كردن خود را دارند، استثمار شده و تحت سلطه قرار مي گيرند.

به علت اين گونه افكار كه از رابطه قوي و ضعيف رنج مي بردم و در اين دنياي نااميد كننده كه هيچ كس مرا درك نمي كرد ناگهان فردي پيدا شد كه او نيز از اين رابطه قوي و ضعيف به سطوح آمده و مانند من به دنبال روزنه اي براي فرار از اين دنياي گمراهي مي كرد. من نام آن فرد را به دليل اينكه بسيار مانند من از نظر ديگران رويائي بود، شازده كوچولو گذاشتم.

او معتقد بود كه: آزادي انسانها چندان كه ديگران فكر مي كنند در اين كلبه محقر زيان آور نيست.

او همچنين معتقد بود كه، انسان هاي كم خرد در غالب دين خود را بزرگ جلوه مي دهند. انسان هاي به ظاهر بزرگي كه هيچ حيوان عظيم الجثه‌اي حتي فيل‌ها نيز به آنها نخواهند رسيد. آن آدمها بزرگ هستند چون دين بزرگ است. همين انسانهاي به ظاهر بزرگ روزي از يك گياه نيز كوچكتر و ضعيف تر بودند و بايد انسانهاي روشنفكري به وجود بيابند كه اين گياهان كوچك امروزي (دين) را كه هنوز ضعيف هستند و تنومند نشده اند را از همان دوران نو نهالي مورد نقد قرار دهند و آنها را از ريشه خشكاند.

دين يك ساختار، ايده و يا يك موجودي است كه اگر او را به حال خود رها كنيم آنقدر بزرگ مي شوند كه روزي همه انسانها را تحت سلطه خود در مي آورد. از همين رو بايد از سلطه انسانهاي توانمند ( دينداران) بيرون آمد و براي بيرون آمدن از سلطه آنها بايد آنها را در هم شكست و براي در هم شكستن آنها بايد آنها را دائما مورد نقد قرار داد.

براي انسانهاي روشن بين انسانهاي استثمار شده مانند غروب خورشيدي مي ماند كه طلوعي ندارد و اين بسيار غم انگيز است. در واقع زماني كه در گوشه اي از اين دنياي فاني زمان شروع و طلوع يك روز استثماري است، در گوشه ديگر زمان پايان و غروب يك روز استثماري است و فاصله طلوع در يك نقطه تا غروب در يك نقطه ديگر را مي توان با تفكر خود به اندازه جابجا كردن يك صندلي به چند گام جلو و عقب آنها را به هم نزديك كرد.

بطوريكه در روز وقتي به 43 نقطه نگاه مي كني ، در هر 43 نقطه غروب خورشيد را خواهيد ديد.

خلاصه اينكه اين انسان ظاهرا كوچك براي فرار از اين دنياي تباهي و تاريكي تصميم گرفت تا به سرزمين هاي ديگر مسافرت كرده و از حال مردمان آن سرزمين نيز مطلع شود.

شازده كوچولوي ما وقتي وارد اولين سرزمين شد ، اين سرزمين داراي پادشاهي بود كه بسيار مغرور ولي عاقل بود. او همه مردم ر رعيت خويش مي دانست و چند سرزمين را نيز تحت سيطره خود در  آورده بود. اين پادشاه معتقد بود كه همه كارها بايد بر طبق برنامه انجام شود و نميشود به يك باره وضعيت را دگرگون كرد شازده كوچولو از اين سرزمين رفت و وارد سرزمين ديگري شد.

در سرزمين دوم همه افراد خودپسند بوده و فقط به چرب زباني و ستايشگري اهميت ميدادند. اين انسانها به نظر شازده كوچولو احمق‌ترين مردمان بودند و سپس آنجا را ترك كرد. در سرزمين سوم افراد به خاطر خجالت از كارهاي بدشان ، كارهاي بد را تكرار مي كردند و هيچ گاه سعي نمي كردند كه آن كارهاي پست و زشت را ترك كنند. شازده كوچولو اين سرزمين را نيز ترك كرد .

در سرزمين چهارم اقتصاد نقش برجسته اي داشت. همه چيز حتي حالات و رفتار آدمها بر اساس پول و اقتصاد تعريف ميشد و اقتصاد نقش برجسته اي داشت.

سرزمين پنجم بسيار عجيب تر از سرزمينهاي ديگر بود. در اين سرزمين افراد نقش خدمتكاراني را داشتند كه فقط وظيفه آنها انجام كارهايشان بود. بدون اينكه از چرايي و علت انجام كارهايشان سوالي بكنند.

در سرزمين ششم ،نقش نخبگان و انسانهاي دانشمند برجسته بود و به انسانهايي كه مانند گل فاني بودند هيچ اهميتي داده نمي شد و فقط بزرگان حق زندگي داشتند.

و اما سرزمين هفتم. مسافر كوچولوي ما هر آنچه را كه در شش سرزمين گذشته ديده بود ، همه را با هم در اين سرزمين ديد. در اين سرزمين همه افراد داراي نقش و ارزش يكساني بودند و هيچ كدام ديگري را به تمسخر نمي گرفت و كارها بر طبق نظم و قانون صورت مي گرفت. شازده كوچولو در اين سرزمين با انسان بسيار كوچكي روبرو شد كه ظاهرا از همه انسانها ناتوان تر بود و اين انسان در جاي بسيار دور و تنها مانند بيابان زندگي مي كرد. آ ن انسان براي توجيه ناتواني خود گفت كه حتي از يك پادشاه نيز تواناتر است. و آنقدر توانا است كه وقتي كسي را لمس كند مي تواند او را در خاك فرو ببرد. مانند مار، كه با آنكه كوچك است ولي با يك نيش خود انسان را ميكشد.

مسافر كوچولوي ما بعد از ملاقات با اين فرد رفت تا رسيد به يك انسان بسيار مغروري كه حتي جواب سلام شازده كوچولو را نداد .

شازده كوچولو از آن فرد نيز جدا شد و رفت تا رسيد به انسانهاي بسيار فداكار و عاشق كه مانند گل سرخ بسيار زيبا بودند. مسافر ما خود را در مقابل اين انسانها بسيار كوچك احساس كرد و لقب شازده را براي خود بسيار سنگين مي دانست.

خلاصه من و شازده كوچولو در اين سرزمين همسفر شديم. او به من گفت كه بهترين يار انسان دوست خوب است و خوب است كه انسان حتي در حال مرگ نيز دوستي داشته باشد.

او تعلقات دنيوي را رنج باطلي مي دانست. من و او در اين سفر آنقدر خود را از تعلقات دنيوي دور كرديم كه بالاخره توانستيم از چشمه حقيقت آبي بنوشيم . اين چشمه همان حقيقت وجودي ما بود كه ما توانسته بوديم به حقيقت خود دست يابيم . سرانجام من و او در يك غروب بسيار غم انگيز از هم جدا شديم . او در يك لحظه مانند رعد و برق از من جدا شد و به سرزمين خود رفت تا مردمان آنجا را با تجربه خودش از زير سلطه قدرتمندان نجات دهد و من نيز در سرزمين خود شروع به انجام اين كار كردم . به راستي كه غروب چقدر غم انگيز است.

 

( عطار هفت شهر عشق را گشت                    ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم )

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:23 توسط رضا درياباري |

همیشه  ۲۰ ُفروردین ماه  مارا به یاد شهادت هنرمند بسیجی سید مرتضی آوینی  می اندازد

شخصیتی که به تمام معنی اسلامی و ایرانی بود . شخصیتی که هم اهل علم وهم اهل  عمل

بود وهم تعهد . شخصیتی که در این مقطع واقعآ جای خالی آ ن احساس میشود .

روحش شاد ویادش گرامی وراهش پررهرو باد .

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 11:10 توسط حمزه اميني(2) |

ديروز كه با يكي از دوستان به حرم حضرت معصومه (س) رفته بوديم، بچه‌هاي زيادي را ديديم كه مشغول بازي كردن در آنجا بودند به طوري كه مزاحمت‌هايي را نيز براي زائران بوجود مي‌آودند. و اين سوال براي من پيش آمد كه چگونه بايد با اين عزيزان برخورد كرد؟ و جنابان خدام فلسفه وجوديشان براي چيست؟!

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 17:10 توسط حسن واعظي |

بر مبنای اعتقادی که ایرانیان باستان به ضرب المثل بالا داشته اند اتفاقاتی که برای انسان در بهار هر سال رخ میدهد نقش مهمی در میمون بودن و یا نبودن ان سال برای انسان دارد و میتوان این مساله را در را بطه با یک جامعه  وبالاتر از ان٬ یک کشور تسری داد .

از طرفی زمانی یک مطلب به عنوان یک ضرب المثل بین مردم رواج پیدا می کند که تا حدود زیادی در خارج به واقعیت پیوسته باشد.لذا این ضرب المثلها بین مردم از اعتبار بالایی بر خوردار می باشد.

در بهار امسال و شروع سال جدید کشور و ملت ما در عرصه بین الملل با یک رویداد ناخوشایند مواجه شد و ان بیانیه شوذای امنیت در رابطه با ایران بود که از ایران درخواست شده بود تمامی فعالیتهای مربوط به غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق دراورد که این  امر به هیچ وجه خوشایند ملت ما نبوذ.

با توجه به ضرب المثلی که ابتدای سخنم بیان کردم بهارسالی که با این رویداد نا میمون  اغاز شود خدا بداد مردم و کشوری برسد که چنین سالی را در پیش رو دارند 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 15:4 توسط علي محمدي ضياء |

هر چه که به جلوتر پیش می رویم، بيشتر مي‌توانيم به تحقق اين جمله "انسان گرگ انسان است" پي ببريم. با توجه به اين كه در عيد نوروز هم اعلام شد  آمار كلاهبرداري ۸۵٪ افزايش يافته است، مي‌ترسم  اگه همين طور پيش بره ما سر خودمونو هم كلاه بگذاريم و....

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 11:31 توسط حسن واعظي |

حالا که دولت جمهوری اسلامی ساعت رو جلو نکشید می تونیم برای قانع کردن خودمون! بگیم که آهای اروپایی ها ما تو این مورد از شما جلو هستیم. چون ساعت کشورهای اروپایی یک ساعت به جلو کشیده ميشه، بنابراین اختلاف ساعت ما با ساعت (CET) اروپای مرکزی 30/1+ و با ترکیه 30+ دقیقه می شود..یعنی اگر در تهران ساعت 12 باشه در اروپای مرکزی ساعت 30/10 و در ترکیه ساعت 30/11 خواهد بود.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 16:31 توسط حسن واعظي |

در روز ۲۱ فروردين مقامات ايراني و آمريكايي با يكديگر نشست خواهند داشت.آن چه كه مسلم است مقامات آمريكايي براي دادن حق استفاده ي صلح آميز از انرژي هسته اي نشست را نپذيرفته اند وآنها به دنبال آن خواهند بود كه به هر شكل ممكن اين حق را از ما دريغ نمايند،فلذا آنچه براي سياستمداران ما مهم خواهد بود اين است كه روند مذاكره را به شيوه اي عاقلانه در دست گرفته تا از  نزديك شدن بيش از حد پرونده ي ايران به شوراي امنيت جلوگيري شود.آن چه كه مسلم است حتي پس از تعليق فعاليت هاي هسته اي نيز كشورهاي غربي و آمريكا به اين امر بسنده نكرده به سمت فعاليت هاي موشكي ايران نشانه خواهند رفت.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 13:8 توسط كريم عباسيان |

مطالب قدیمی‌تر