تبليغاتX
روش تحقيق
 ساختار استدلال:

دلائل موجود در استدلال ممکن است از چند طریق با هم متناسب با شند.گاهی تنها یک دلیل در تایید نتیجه وجود دارد . به عنوان مثال :

(پاروتی)لاغر تر است ،بنابر این احتمالا او رژیم غذائی دارد .

در موضوع اصلی ما در موضوع پاروتی دو دلیل وجود دارد :

دلیل ۱) وزن کسانی که رژیم غذائی دارند کاهش می یابد .

دلیل ۲)وزن پاروتی کم نشده است .

استدلال می تواند دارای سه چهار و یا تعدادی دلیل باشد .

تشخیص مفروضها:

منظور ما از کلمه فرض در استدلال بیشتر اشاره دارد به مفروضهائی که تلویحا بیان می شود . در واقع از اصطلاح فرض برای اشاره به مطلبی که به صراحت بیان نمی شود استفاده می کنیم و همچنین در صورتی که در استدلال نیز کلمه خاصی برای اشاره به این نوع فرض وجود نداشته باشد .

اما در این فصل به دنبال دو شیوه مهم عملکرد مفروضها در استدلال هستیم

(۱)حمایت از دلائل اصلی ارائه شده در استدلال .(۲)به عنوان گامی نامرئی در استدلال.

فصل دوم <ارزشیابی استدلال>

خلاصه اجزاء استدلال: (در اینجامهمترین نکات فصل قبل یاداوری می شود )

(۱) استدلال دلیل یا دلائلی را در تاکید نتیجه بیان می کند .

(۲)نتائج ممکن است حقیقتی فرضی را بیان کند :*رانندگی بعد از مصرف الکل خطرناک است.*توصیه کند شما نباید رانندگی کنید .

(۳)نتائج استدلال ها با کلمه <در نتیجه>و یا کلمه <بنا بر این>مطرح می شود ،وبعضی دیگر از این کلمه ها استفاده نمی کنند .

(۴)نتیجه نباید حتما آخرین جمله استدلال با شد ،نتائج میتوانند در هر جای استدلال گنجانده شوند .

(۵)استدلال ممکن است دارای فرضهای بیان نشده ای باشد ،یعنی اقلام اطلاعاتی ویا نظریه هائی که به وضوح در بحث بیان نشده است ،اما رسیدن به نتیجه مبتنی بر انها است .

(۶)استدلال ها ممکن است دارای ساختار بسیار متفاوتی باشند .مثلا:*دلیل نتیجه را تایید میکند .*دو دلیل ویا بیشتر با هم یک نتیجه را تایید می کند .*دو دلیل ویا بیشتر هر کدام به طور مستقل نتیجه را تایید می کند .*دلیل ویا دلائلی که نتیجه مبانی را تایید می کنند ،و انگاه این نتیجه یا به خودی خود ویا همراه با دلائلی دیگر برای تایید نتیجه اصلی به کار می رود .

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:34 توسط مجتبي اكبري(2) |

۱۱تفاوت ایزی و ارتیکل()ایزی به معنای مقاله میباشد اما نویسنده در ان به دنبال ارایه نظریه و نظزیه پردازی و ابتکار جدید میباشد در حالیکه در ارتیکل نویسنده مقاله را به صورت تکه تکه در میاورد /ایزی یک بخش کوچکی از نوشته های یک فرد است و در رابطه با موضوع خاص است اما مقاله نوشت ای است در مورد موضوع خاص به هدف انتشار در مجلات و روزنامه ها/ایزی و ارتیکل به لحاظ ماهوی دارای تفاوت هایی هستند ارتیکل به معنای تکه میباشد اما ایزی به معنای جوهر ووجود است ودارای یک تئوری مشخص است

در زبان ما مقاله نام نوشته ای است نوشتاری که از ریشه قول به معنای گفتن است این مشاهده چه پرسشی را بر می انگیزد /اولین پرسشی که برای من بر می انگیزد این است که ایا واقعا به معنای گفتن است و اینکه چرا در معنای مصدری قول به فاعل اشاره شده است/

ایا چهار مقاله عروضی مجموع چهار مقاله است یا خود یک رساله//میتوان گفت چون این چهار مقاله به صورت تکه تکه جمع اوری شده و به ان اضافه شده میتواند یک رساله باشد/

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:16 توسط علي ثناپور(2) |

در حالیکه هنوز یکی دو ماهی از حادثه تالخ و وحشتناک کشتار جمعی از مردم بی گناه در استان سیستان و بلوچستان نگذشته است حادثه تلخ دیگری این بار در جاده بم کرمان به وقوع پیوستو افراد بی گناه دیگری را به شهادت رساندند و این در حالی است که عوامل این حادثه تروریستی به راحتی در کشور یا در خارج از کشور مشغول زندگی و فعالیت میباشند و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما هم تاکنون اقدامات موثری برای دستگیری و یا جلوگیری از این گونه حوادث انجام نداده اند و مسولان از پاسخ صحیح و روشن طفره میروند /

برای مردم این یک سوال بزرگ است که کشوری به این بزرگی با این همه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی  چگونه هنوز نتوانسته اند عوامل این حوادث را دستگیر نمایند تا دیگر شاهد این نوع جنایات فجیع در کشور نباشیم چرا که گونه حوادث ارامش عمومی جامعه را بر هم میزند /

                             به راستی چه کسانی باید جوابگوی خانواده داغدار این عزیزان باشند

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:48 توسط علي ثناپور(2) |

در حالیکه هنوز یکی دو ماهی از حادثه تالخ و وحشتناک کشتار جمعی از مردم بی گناه در استان سیستان و بلوچستان نگذشته است حادثه تلخ دیگری این بار در جاده بم کرمان به وقوع پیوستو افراد بی گناه دیگری را به شهادت رساندند و این در حالی است که عوامل این حادثه تروریستی به راحتی در کشور یا در خارج از کشور مشغول زندگی و فعالیت میباشند و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما هم تاکنون اقدامات موثری برای دستگیری و یا جلوگیری از این گونه حوادث انجام نداده اند و مسولان از پاسخ صحیح و روشن طفره میروند /

برای مردم این یک سوال بزرگ است که کشوری به این بزرگی با این همه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی  چگونه هنوز نتوانسته اند عوامل این حوادث را دستگیر نمایند تا دیگر شاهد این نوع جنایات فجیع در کشور نباشیم چرا که گونه حوادث ارامش عمومی جامعه را بر هم میزند /

                             به راستی چه کسانی باید جوابگوی خانواده داغدار این عزیزان باشند

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:48 توسط علي ثناپور(2) |

 

                                       

خود کشی صادق هدایت از منظر دکتر شریعتی

 

از خودم می پرسیدم چرا صادق هدایت خودکشی کرد ؟علت اصلی انتحارش چه بود ؟

گاه می گفتم یاس فلسفی ، گاه پریشانی فکری و خلاء اعتقادی ، گاه بی ایمانی به همه

چیز و همه کس ، گاه آشفتگی وضع اجتماعی ، گاه بحرانهای روحی خاص روشنفکران بورژوا و دردهای طبقات مرفه اشراقی و گاه اختلالات عصبی و روانی ناشی از مسائل جنسی و سر کوفتگیهای این غریزه جنسی که در او عقده ای سخت شده بود که تحقیق کردم از خویشانش و تایید کردند که راست است و او هرگز در عمرش نه هوسش شگفت (که بیمار بود)و نه هرگز دلش سیراب عشق شد (که دلش توانائی آفریدن آنرا نداشت و از این استعدادعاجز بود )

اکنو ن پاسخ این سوال مکرر بر من  روشن شده است و دانستم که آنچه او را به مرگ کشاند چه دردی بوده؟..........

یاس فلسفی بود. اما چگونه یاس فلسفی؟ شک فلسفی بود ، درد شک بود ، رنج والتهاب بی خبری بود . بی خبری از چه؟ قرآن پاسخ می دهد : (عم یتسائلون عن النباء العظیم ) از چه می پرسند از خبر بزرگ ، این خبر بزرگ چه خبری است که همه را بی قرار کرده است ؟

 انسان بر روی این خاک سرد و تیره ای که غریب است . مشتاق است و بی قرار؛ که بداند در پس این پرده کبود آسمان چه می گذرد  ؟ آنجا چه خبر است؟ این خبر بزرگ است که همواره انسان تشنه و بیتاب دانستنش بوده است ، هست ، و خواهد بود ، حتی گاه که معتقد شده است که : نه مثل اینکه خبری نیست باز هم آرام نیافته است. سارتر را نگاه کنید، می گوید انسان باید بداند که در پسِ این کبودِِِ آرام خاموش هیچ نیست ، باید بی کمک آسمان زندگی خود را معنی و حرارت و جهت بخشد . باید دیگر چشم انتظارش را از آسمان برگیرد و به زمین دوزد.همین سارتری که به این اعتقاد رسیده و امید نجات و نجات بین خدا و آسمان را واگذاشته است ، همین سارتر را می بینیم  در این بریدن از ماوراء ، دراین اگزیستانسیالیسم ، در این اومانیسم مطلق مطمئن خود، بی قرار است و از" دیوار" می نالد، اگر چنین است ، پس آقای سارتر! چرا آن دست استخوانی لاغرت را که رگهایش از غیظ و رنج و التهاب و نیاز سر برداشته اند  با ناخن به" دیوا"ر می کشی تا در آن روزنه نجات بیابی! تا پنجره کبود فراری بسوی ابدیت و آزادی و "مطلق" باز کنی ؟ چرا پرده آبی ، پشت این پنجره های کبود سقف آسمان خبری نیست "استفراغ" می خوانی ؟ چرا زیستن را و لذت را و نعمت را بی امید آسمانی و بی آرزوی بهشت و بی امید پیوند با آسمان"تهوع " مینامی؟چرا؟

باز اینجا همان فلسفه غربت و بیزاری از واقعیت و گریز از خاک و هوای بازگشت به وطن و سفر به سر منزل خود را نشان میدهد و چه دشوار!

انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد مگر انسان هایی که به چریدن مشغولند و پوزه در خاک دارند و غرقه در آب و علف اند؛اینها که گوسفندان دو پایند ؛ سخن از انسان است ، انسان یعنی یک موجود رو به بالا ، عاشق اسمان ، تنها فرشته ای که به زمین افتاده است و تا به آسمانش باز نگردد آرام  نمی گیرد

و برای چنین موجودی ، چه دردی بالاتر از" بی خبری" است

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:45 توسط مجتبي كاظم پور(2) |

این مطلب را می نویسم تا شاهدی باشد بر ارادتم به مردان بزرگ میهن

جملاتی از زنده یاد دکتر محمد مصدق:

 

اگر یک نفر حاضر شد که دفاع ازوطن بکند از گردن دیگران ساقط می شود من می خواهم در راه وطن شربت شهادت بنوشم من می خواهم در راه وطن بمیرم من می خواهم در قبرستان شهدای آزادی دفن شوم من تا آخر عمر برای دفاع از وطن حاضرم مردم به حضرت سیدالشهدا چرا معتقدند؟ برای اینکه اودر راه آزادی صدماتی کشید وجان خود رافدای امت کرد بابی انت وامی یااباعبدالله پس منم که سگ آستان حضرتم باید به آقا ومولای خویش تاسی کنم وبرای خیر این مردم وبرای آزادی این جامعه هرگونه فحش وناسزا بشنوم وآرزومندم همانندمرحوم مدرس به شهادت برسم او شدیدترین احساسات را به ایران ابراز می کرد ودر محکمه نظامی در دفاع از خود می گوید :مسلک من مسلک حضرت سیدالشهدا است یعنی آنجایی که حق در کار باشد با هرقوه ای مخالفت می کنم از همه چیز می گذرم نه زن دارم نه دختر دارم هیچ چیز ندارم مگر وطنم رادر جلوی چشمانم دارم

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:29 توسط مجتبي كاظم پور(2) |

در عصر ما كه در واقع عصر «شتابندگي تاريخ» است، ضرورت درك اهميّت «زمان»، «دانش زمان» و چگونگي برخورداري از تحولّات جهاني علوم و فنون در سطوح ملّي و به صورت بومي اهميّت ويژه‏اي يافته است  «جهاني انديشيدن» و «محلي عمل كردن»، قطعاً از راهبردهاي مطرح زندگي در جهان امروز است و ترديدي نيست كه جهان امروز بر مدار جابجايي اطلاعات و دانش‏هاي مربوط به حوزه ارتباطات مي‏چرخد. پس گريزي نيست جزآن‏كه براي حركت در مسير پوياي دانش بشري، به تأثيرات تعيين‏كننده‏اي بر مناسبات اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي در سطوح ملّي و بين‏المللي داشته‏اند بيشتر توجه كنيم. تا كمتر تحت تاثير پيامد هاي شكلي و ماهوي آنها قرار گيريم.

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:1 توسط كريم عباسيان |

ریاست محترم جمهوری  اقای احمدی نزاد در پاسخ به پیشنهاد اتحادیه اروپا که از ایران خواستند تا فعالیت های مربوط غنی سازی اورانیوم را متوقف کند اعلام کردند که ما طلا را با شکلات عوض نمیکنیم و برای شما کشور های اروپایی بهتر است که به مقررات بین اللمللی باز گردید چرا که ما هیچ بیشتر از حقمان نمی خواهیم و ما نیازی به مشوق شما نداریم و من به شما توصیه میکنم که کاری نکنید که دولت های عضو ان پی تی پشیمان شوند و ازانس از اعتبار بیفتد و ملتها به این سازمان ها توجه نداشته باشند
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 14:51 توسط علي ثناپور(2) |

        ابراز علاقه دختر کلینتون به اسلام
چند سال پيش دختر كلينتون با ارسال نامه‌اي به مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع) در اصفهان، درخواست تعدادي كتاب تفسير و ديگر آثار اسلامي كرد كه مؤسسه نيز اين كتاب‌ها را براي وي ارسال و پس از مدتي، رئيس دفتر بيل كلينتون، مرسوله پستي را اعلام وصول كرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 14:10 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

 

شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها 1 به 2/1 است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند....

تصاویر مربوط به:

 

خیام، کمال الملک،افلاک نما، امام زاده محروق ،عطار، مسجد چوبی،قدمگاه

میدان بزگ نیشابور،باغرود،فضل ابن شازان

رباط بزرگ از دوره صفوی،مسجد جامع شهر ،دریاچه مصنوعی پشت سد،بینالود

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 12:35 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

حکیم ابوالفتح عمر بن ‌ابراهیم خیام نیشابوری از ریاضی‌دانان - اخترشناسان و شعرای بنام ایران در دوره سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست ولی آوازه وی بیشتر به واسطه نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند. فیتز جرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است که بیشتر مایه شهرت وی در مغرب‌زمین گردیده.

حکیم عمر خیام در دوره سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶-۵۹۰ هجری قمری) و در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک گاهشماری ایران را اصلاح کرد. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود.

عده‌ای از تذکره نویسان خیام را شاگرد ابن ‌سینا و عده‌ای دیگر او را شاگرد امام موفق عارف معروف نوشته‌اند. وی بیش از ۱۰۰ رباعی سروده است. مرگ خیام را میان سالهای ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد، وی را در امامزاده محروق به خاک سپرده اند

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 12:11 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام مبارک باد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 12:0 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

استفاده از اب میوه ها و سبزی جات یکی از بهترین شیوه های دستیابی به شادابی تعادل جسمی است اب میوه و سبزی جات به علت دارا بودن مقادیر زیادی از مواد قندی  و لیپیدی و پروتیینی و ویتامینی و املاح معدنی است که مصرف مرتب انها میتواند از فشار خون بالا  و اختلالات کلیه و کبد و ورم روده و روماتیسم جلوگیری کند

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:58 توسط علي ثناپور(2) |

استفاده از اب میوه ها و سبزی جات یکی از بهترین شیوه های دستیابی به شادابی تعادل جسمی است اب میوه و سبزی جات به علت دارا بودن مقادیر زیادی از مواد قندی  و لیپیدی و پروتیینی و ویتامینی و املاح معدنی است که مصرف مرتب انها میتواند از فشار خون بالا  و اختلالات کلیه و کبد و ورم روده و روماتیسم جلوگیری کند

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:58 توسط علي ثناپور(2) |

به نظر میرسد که فلسفه علمی است که در پی این است که یکسری از معلومات رابرای انسانها تبدیل به مجهولات کند و ما هم در زندگی باید به دنبال کشف بکسری از مجهولات باشیم ان مجهولاتی که باعث میشوند تا انسانها از جاده و مسیر مستقیم به مسیر غیر مستقیم و ناکجا اباد منحرف شوند و در زندگی انسانها یکسری معلومات و مجهولاتی وجود دادرد که مال در تشخیص راه زندگی از یکدیگر جدا میکند

هدف نویسنده این است که انسانها را به سوی فلسفه سوق دهد چرا که فلسفه برای همه زیبا و قابل درک نیست و نویسنده در اینجا با استفاده از یکسری تمثیلها و زیبایی ها میخواهد ما را به سمت فلسفه سوق دهد و متمایل کند و یکسری مفاهیم دیگری مثل عقل و حقیقت و دانایی را به ما انسانها بیاموزد و علت فریاد فیلسوفان را در طول تاریخ برای ما انسانها بیان نماید

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:50 توسط علي ثناپور(2) |

مصرف غذاهای دودی سرطان زا است و احتمال سرطان دستگاه گوارش را افزایش میدهد محققان اعتقاد دارند که مصرف غذاهای دودی شده مثل ماهی سوسیس  وفیگو همه دستگاه گوارش به ویزه معده را در خطر ابتلا به سرطان قرار میدهد چرا که مواد غذایی دودی نمک بسیار زیاد نیترات و نیتریت دارند که احتمال ابتلا به سرطان معده و رود بزرگ را افزایش میدهد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:32 توسط علي ثناپور(2) |

مصرف غذاهای دودی سرطان زا است و احتمال سرطان دستگاه گوارش را افزایش میدهد محققان اعتقاد دارند که مصرف غذاهای دودی شده مثل ماهی سوسیس  وفیگو همه دستگاه گوارش به ویزه معده را در خطر ابتلا به سرطان قرار میدهد چرا که مواد غذایی دودی نمک بسیار زیاد نیترات و نیتریت دارند که احتمال ابتلا به سرطان معده و رود بزرگ را افزایش میدهد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:31 توسط علي ثناپور(2) |

نقش کار و مادری در سلامت زنان

نتایج تحقیقات نشان میدهد که اشتغال زنان به همراه ایفای نقش مادری به افزایش سلامت انان کمک میکندوزنان متاهل و شاغل کمتر از زنان دیگر از نظر سلامتی دچار مشکل میشوندو همچنین میزان چاقی در زنان فعال و متاهل کمتر است ومیتوان نتیجه گرفت که اشتغال زنان با سلامتی انها در ارتباط است و برای انها سلامتی و شادابی در محل کار و زندگی را به همراه دارد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 12:24 توسط علي ثناپور(2) |

بی شک ازادی خواهی مطالبه فرصتی برای ((اندیشیدن)) برای(( بیان اندیشه ))توام با(( رعایت ادب استفاده از ازادی ))یک مطالبه اسلامی است و(( ازادی تفکر قلم وبیان ))نه یک شعار تبلیغاتی بلکه از اهداف اصلی انقلاب اسلامی است و من عمیقا متاسفم که برخی میان مرداب(( سکوت و جمود)) با

((گرداب هرزه گوئی و کفر گوئی)) طریق سومی نمیشناسند و گمان میکنند که برای پرهیز از هر یک باید به دام دیگری افتاد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:0 توسط عليرضا محمدي |

همان طور كه مي‌دانيم از جمله وظايف محلس قانونگذاري و نظارت بر اجراي آن مي‌باشد. اگر ما قانوني را تصويب كنيم ولي به آن عمل نكنيم فايده‌اي را نخواهد داشت.

مجلس حدوداً ۰۰۰/۱۳۰ مامور نظارت در دستگاه‌هاي سه گانه كشور دارد كه آنها بايد هر سه ماه يكبار گزارش نظارتي خود را به مجلس ارائه كنند ولي امر عملا صورت نمي‌گيرد و يا در حد ناچيزي صورت نمي‌گيرد. حال كه مجلس وظيفه نظارت بر اجراي قانون را نيز دارد، بهتر است اين نظارت را از خود آغاز كند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:28 توسط حسن واعظي |

نام مقاله:تبیین تمدن (اسلامی)با رشد و شکوفائی (دینداری)

در این مقاله سعی شده به صورت اجمالی به فوائد و اثار تبیین تمدن و به طور خاص تمدن اسلامی و ارتباط ان با رشد و پویائی و در گفتمان دین دین داری بپردازد.

رویکرد های این مقاله روانشناختی اعتقادی و کلامی است .

و درپایان ویزگیهائی از مدینه فا ضله مهدوی ذکرشده است.

علاوه بر ان دو عنصر (تولید فکر .پرورش انسان)برای تمدن سازی لازم و ضروری شسمرده شده است

امید است که این مقاله بابی در جهت تبیین بیش از پیش تمدن اسلامی گردد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:56 توسط عليرضا محمدي |

 

فکر این که  روش تحقیق با این نحوه تدریس  مفید است یا  نه  منو واداشت تا این مطلب را بنویسم و  مثل  خیلی از بچه ها  به تعریف و تمجید این نحوه تدریس بپردازم 

 البته از نظر نباید دور نگاه داشت این مطلب که روش تدریس بسیار نو وجدید است اما  بعضی از بجه ها  انطوری که در ذهنشان است این مطلی را بیان نمیکنند  و خیلی بر خلاف ان چیزی  که هست به بیان ان میپردازند  که خیلی دلچسب نیست  باید در نظر داشت که به بیان منطقی  و اگاهانه  نظر خویش بپردازیم و به بزرگنمایی ان نپردازیم  که دل چسب نمیباشت.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:50 توسط سيد حسام مصطفوي |

سر+ کاری=سرکاری

 بعضی ها  یعنی اکثر علما فکر که در برخورد با دیگران طوی رفتار میکنند که انها را دست میاندازند و برای مدتی شاد میشوند و تا مدتی به تعریف ان میپردازند  و همین طور این فعل را انجام میدهند تا به مقصود خویش برسند   باید توجه کرد که این کار بعد مدتی تکراری میشود اگر نفعی در ان باشد همین طور ادامه مییابد ولی اگر نباشه متوقف میشود  تا وقتی که تو یه جمع که همه مثل هم باشند قرار بگیری   باز دوباره انجام میشه و وقتی از انها خداحافظی بکنی دوباره ترک میکنی

راستی اگه وقت  کردید فیلم ((  اگه میتونی منو بگیر )) رو حتما ببینید      

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:48 توسط سيد حسام مصطفوي |

عدالت!

کجاست؟

کی عدالت رو بوجود میاره؟

هر جا که هر کسی  زورش بیشتره  عدالت را اعمال میکنه

 فرقی نمیکنه که طرف مقابل ضعیفه قویه   ...... 

فردا 2 تا امتحان داره امتحان نداره مریضه  سالمه همه کلاس هس رو امده 4 جلسه مشکل داشته (100%مشکل داشته) نیامده

اما تو دنیای مورچه ها انطوری نیست

انتظار نیست که اینطوری باشه ولی ولی ولی ....

برای رهایی از این مشکل  به قول علماء دو راه حل موجود میباشد که انها  یکی از انها را گفتند و دیگری  را خارجی ها دزدیدند

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:47 توسط سيد حسام مصطفوي |

نظرسنجی

کسی به یه سری اصول پایبند هست و هرگز از ان اصول کوتاه نمیاد  تا  سر حد فنا شدن(1)

و دیگری که به اصولی پایبند است ولی بنا به مصلحت از انها میگذرد (2)

شما دوستان  کدام یک از این  دو را قبول دارین

در مورد دومی باید توجه داشت که چه کسی این مصلحت رو تعیین میکند و به چه قیمتی

نظر خود را  فقط با یک عدد 1 یا 2 بگذارید

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:45 توسط سيد حسام مصطفوي |

اری نباید از(( ازادی )) ترسید واز ((مناظره)) گریخت و ((نقد و انتقاد )) را به کالای قاچاق و یا امری تشریفاتی تبدیل کرد چنانچه نباید به جای مناظره به ((جدال و مرائ)) گرفتار امد و بجای ازادی به دام هتاکی و  مسئیولیت گریزی لغزید.

ان روز که سهم ازادی سهم اخلاق و سهم منطق همه یک جا ودر کنار یکدیگر ادائ شود اغاز روند خلاقیت علمی و تفکر علمی بالنده در این کشور است و کلید جنبش ((تولید نرم ئافزار علمی و دینی ))

در کلیه علوم و معارف دانشگاهی و حوزوی زده خواهد شد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:44 توسط عليرضا محمدي |

اری نباید از(( ازادی )) ترسید واز ((مناظره)) گریخت و ((نقد و انتقاد )) را به کالای قاچاق و یا امری تشریفاتی تبدیل کرد چنانچه نباید به جای مناظره به ((جدال و مرائ)) گرفتار امد و بجای ازادی به دام هتاکی و  مسئیولیت گریزی لغزید.

ان روز که سهم ازادی سهم اخلاق و سهم منطق همه یک جا ودر کنار یکدیگر ادائ شود اغاز روند خلاقیت علمی و تفکر علمی بالنده در این کشور است و کلید جنبش ((تولید نرم ئافزار علمی و دینی ))

در کلیه علوم و معارف دانشگاهی و حوزوی زده خواهد شد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:44 توسط عليرضا محمدي |

شريعتي را همه مي شناسند اودر عمر كوتاه خويش نفرين هاي و افرين ها ي بسياري را براي خويش خريد  وخيلي ها  پيش از ما وبهتر از ما به نقد او نشسته اند  وانديشه اورا نقد كردند

اما انچه ما دراين نوشته جستجو مي كنيم علل محبوبيت و ماند گاري اوست  چه كه هم ميدانند شريعتي جه تاثيري در جاممعه داشته است وچه حركت هاي را برانگيخته و چه جواناني را دل باخته خويش ساختهاست وهنوز كتاب هاي او بي مخاطب نشده است  گويي هم او  وهم انديشه او زنده است ودر جريان زمان          جاري ست اگر چه دوستان و  دشمنان او ديگر به تقدس وتكفير اونمي پردازند اما صداي او هنوز به گوش   مي رسد

در نوشته هاي شريعتي فارغ از انكه او جه ميانديشد يك هويت بخشي  هست. واين هويت بخشي يك  نياز ضروري بوده است كه او اين نياز را شناخته بود و اشكارا به ان پاسخ مي گفت وشايد به اين دليل باشد كه هنوز در ميان نسل ما محبوب ماند است                                                                                  

 او توانايي شگفتي در برانگيخن حس همدردي و همدلي دارد اكثريت  خوانند هاي كتب او خود را خيلي زود با او همدل  و هم درد مي يابند وبه راحتي با او هم صدا مي شوندواين خصوصيت خاص علي شريعتي است كه د ركتابها ي خويش گاه از درد هاي وجود ي مي نالدچنان كه هر بي دردي را با خود همراه مي كند

   درميان نوشته ها او مي توان  گونه خاصي از معنويت را يافت او در يك نوع نگاه متفاوت را به اين عالم مي پروراند والبته خود رامي شناساند كوير او همه تنهاي ها ي اوست كه كلمه شده است  وبه صورت جمله در امدهاست  ودر معرض همه گذاشته است هر چند بارها از ضعف كلمات كه دلالان اين بازا اند شكايت كردهاست.واين كونه بيان صداقتي را كه در وي نهان است را اشكار مي گرداند.

او در كنار اين همه دغدغه هاي سياسي  خويش را با همين نوع نگارش دنبال مي كند

زندگي او نوسانيست ميان سياست و عرفان واين با روحيات جامعه ما سازگار است

و جامعه ما كه جامعه اي است مذهبي و سنت تصوف را د رخود دارد ازعرفاني اجتماعي  استقبال كرد.

انديشه شريعتي در روح چندين نسل دميده شدواودر ميان نسلهاي مختلفي حضور دارد

( فارغ از ان كه اين حضور تاثير خوب است يا بد)  

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 18:0 توسط محمد پشم فروش(1) |

به نظر میرسد که فلسفه علمی است که میخواهد معلوم را برای ما تبدیل به مجهول

کند واین از اول تاریخ ا به این زمان هم این روال بوده است .ما هم باید از این کار

فلسفه درس بگیریم ودر زندگی خود در پی اکتشاف مجهولاتی باشیم که ما را از

جاده مستقیم زندگی منحرف میکنند . واین مجهولات ومعلومات است که انسانها

در تشخیص راه زندگی از یکدیگر جدا میکند .

فلسفه علمی است که به ظاهر برای همه جزاب نیست ولی در این کتاب نویسنده

با بیانی شیوا خواننده را به سوی این علم سوق میدهد .  با تمثیلها وساختن دنیایی

برای خواننده سعی میکند او را به سوی این علم متمایل کند . این کتاب سعی میکند

که مفهومهای حقیقتـت ـ عقل  ـ دانایی و...  به خواننده یاد دهد  و علت فریاد وبانگ

فیلسوفان رادر  طول تاریخ را بیان میکند .                 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:10 توسط حمزه اميني(2) |

          

(بخش۱)

 

انسانهادر دو عالم مختلف سير مي كنند كه يكي غرق در جهان ماده و پيرامون ان است و  ديگري سير در معنا و زيبا شناسي كه انسان غرق شده در عالم ماده زبان حال انسان ماورا را درك نمي كند مگر با تنزل.

(بخش ۲)

انسان وسيله اي به اندازه نياز خود مي خواهد كه بتواند او را ياري كند و از غرق شدن در جهان ماده جلوگيري كند واو را درك كند.

(بخش ۳)

در اثر زندگي با افراد مادي اين خوي و خصلت در او اثر مي گذارد و براي درك غير از ان به مشكل دچار مي شود.

(بخش ۴)

انسان مادي گرا غرق در ظواهر به راهها و اسباب و علل مادي مي نگرد و براي رسيدن به عالم غير از عالم ماده از هر زمان مي تواند شروع كند البته هر چند در زمان پيري وگذشتن سني ديگر ان درك واقع بينانه را كمتر مي تواند پيداكند.

(بخش ۵)

انسان بايد مواظب ورودي قلب خود باشد كه چه چيزي در زمين قلب او كاشته مي شود و به صورت خيلي مخفي٬ و در ابتدا به صورت خيلي ظريف و نامحسوس رشد مي كند و به جايي

مي رسد كه هستي را از انسان مي گيرد وهر روز صبح بايد خانه دل را پاك از انواع بدي ها پاك كرد كه نكند در طول روز ظهور كند ودر اين كار تاخير جايز نيست.

(بخش۶)

وسعت ديد انسان بستگي به بزرگي و كوچكي قلب انها دارد.

(بخش۷)

انساني كه در مشكلات مادي قرار مي گيرد فرصت درك خيلي از مفاهيم را ندارد و يا سر سري از انها مي گذرد وتوجهي به اطراف خود ندارد و طوري برخورد مي كند كه خلاف خلقت و طبيعت خود مي با شد.

(بخش۸)

هر انساني را بايد با زبان حال خودش بشناسيم نه از روي اعتقاد و منش و رفتار خود.

(بخش۹)

بايد اميال و غرايز خود را هر روز برسي كرده و انها را كه به مرحله بروز رسيده اند جهت درست بدهيم و انها كه خاموش مي باشند ضمينه را براي فعال شدن اماده كنيم كه فوران نكند و خسارت زيادي به بار نياورد و انسان بايد در كنار خوشبختي سختي ها را هم تحمل كند وبه جان بخرد.

(بخش۱۰)

اگر انسانها رفتار خود را بر طبق عقل و خرد انجام دهند براي ديگران مشكلي ايجاد نمي كنند در غير اين صورت مشكلي براي ديگران خواهند شد وهمچنين بررسي اعمال و رفتار خود و قضاوت بر درستي يا نادرستي انها خيلي مشكل تر از اين است كه در مورد ديگران به قضاوت بنشيني.

(بخش۱۱)

انسانها در مسير زندگي با افراد و افكار گوناگون برخورد مي كنند كه عقده حقارت چيزي را دارند كه ندارند.

(بخش12)

در بعضی موارد تلاش برای خوب زیستن و خوب بودن که به ناامیدی کشیده می شود روی به فراموشی از گذشته را می اورد.

(بخش13)

تعدادی از انسانها به جمع اوری ثروت دل خوش کرده اند که هیچ سوذی برای انها ندارد.

(بخش14)

انسانهای که به غیر از خود دیگری را می بینندو به انها اهمیت می دهند شایسته ترند برای دوستی نسبت به انسانهای که فقط خود را می بینند و بس.

(بخش 15)

شناخت فرازها و فرودهای انسانیت و مورد برسی قرار دادن ان یکی از مطالب مهم عام اخلاق می باشد.

(بخش16)

انسانها برای زندگی تلاشهای مختلفی می کنند.

(بخش17)

در سرزمين عشق هيچ كس به ديگري نمي تواند اسيب برساند.

(بخش 18)

هر كس برداشتي از واقعيتهاي جهان و اطراف خود دارد.

(بخش 19)

در بعضي از موارد اين انعكاس رفتار ما مي باشد كه ما مي بينيم نه عمل ديگران.

(بخش20)

انسانها در بعضي موارد دانستهاي خود را بزرگ مي پندارند و بي همتا و همچنين از لحاظ اخلاقي بالا مرتبه اما اگر اندكي سير و سياحت كنند پي خواهند برد كه قطره اي در مقابل دريا مي باشد.

(بخش 21)

انسانها در مورد هر چه زحمت بكشند تا او را به دست بياورند قدر ان را خواهند داشت و به او عشق و علاقه دارند و با محبت و همدلي است كه مي توان روزي غير از روز قبل را ساخت با تفاوتهاي فراوان.

(بخش 22)

زندگي انسانها در گذر است و چون ذاتا داراي كمال خواه است در پي مكان بهتر و كمال بالاتر مي گردد در صورتي كه كمال را گم نكرده باشد.

(بخش23)

وقت ارزش زيادي دارد و بايد در كارهاي صحيح و درست ان را استفاره كرد.

(بخش24)

قلب و روح انسان بسيار حساس مي باشد كه با نسيم الهي رقصان وبا نور الهي توان

 مي گيرد و زندگي

 مي كند.

(بخش25)

شخصي كه مدتي در معرفت الله تلاش كند و سپس به اب زلال حقيقت وراستي برسد لذتي وصف ناشدني دارد.

(بخش26)

انسان پاك از رزائل و بديها مي هراسد و سعي مي كند به نزديكي انها نرود و به هر چه توجه كند عشق ان را در دل جاي داده است واگر به چيزي عشق بورزد با تمام وجود عشق

 مي ورزد.

(بخش27)

ودر اخر يك روز انسان بايد اين جسم را رها كرده و به عالم ديگر برود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 12:58 توسط اسماعيل شكراني(2) |

 

 

 

ر

وز به روز بر مبتلایان به مواد مخدر افزوده میشود و این مواد افراد بیشتری را به دامان خود می کشانند

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:3 توسط علي ثناپور(2) |

خواب به اندازه ورزش و تغذیه برای سلامتی افراد موثر می باشد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:55 توسط علي ثناپور(2) |

عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:37 توسط سيد محمد ذوالفقاري(2) |

به نظر می رسد با تو جه به حر کت روزافزون فن اوری پیشرفتی شگرف در دنیای اطلاعات رخ  دهد ولی این به اندازه ای نیست که ما را از کاغذ و کتاب جدا کند به دلیل وا بستگی عا طفی به کتاب ولی بی تا ثیر نیز نبوده است 

 

اما اینکه جرا انسانها کمتر مطامعه می کنند درصدی به نا اشنا بودن خوانندگان به شیوهای تحقیق و نظر مر تبط می با شد  ا    .          از  جمله این شرایط برداشت صحیح از منظور نویسنده می با شد.

 

 

به ای نکته با ید توجه داشت باید سعی کرد تا تمر کز را روی نقاط حساس متون علمی بیشتر  با شد . ودیگر اینکه باید شرایط مطالعه برای خواننده فراهم باشد

 

 

موضوع مطالعه بهترین مهم

 

موضوع مطالعه یکی عناصر تحلیلی تحقیق میباشد  قدم اول در این وا دی جستجوی منابع و ما خذ می با شد در این گذرگاه استاد کار  گشا می با شد در جهت معرفی کتاب و مشاوره 

 

 

نکته دیگری باید به ان تو جه کرد انتخاب صحیح و درست منا بع مورد تحقیق میباشد .

 

 

نکاتی جهت دسترسی بهتر به منابع

 

 

از کتابشنا سی ها استفاده کنید

 

سعی کنید هنگام تدریس استادمنابع را یاد داشت کنید 

 

 

از دانشجویان مقاطع بالاتر سوال کنید

 

 

سعی کنید کار گروهی کنید.

 

 

مطابقت صحیح منابع با موضوع مورد تحقیق

 

 

برای این عمل باید به نکاتی توجه کرد که عبارتنداز

 

              عنوان

 

              فهرست مندرجات

 

               مقدمه

 

               مطالعه بخشی از کتاب

 

               نتیجه.                 کتاب مورد نظر را این گونه ارزیابی کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:35 توسط قادر حافظ(2) |

به نظر می رسد با تو جه به حر کت روزافزون فن اوری پیشرفتی شگرف در دنیای اطلاعات رخ  دهد ولی این به اندازه ای نیست که ما را از کاغذ و کتاب جدا کند به دلیل وا بستگی عا طفی به کتاب ولی بی تا ثیر نیز نبوده است 

 

اما اینکه جرا انسانها کمتر مطامعه می کنند درصدی به نا اشنا بودن خوانندگان به شیوهای تحقیق و نظر مر تبط می با شد  ا    .          از  جمله این شرایط برداشت صحیح از منظور نویسنده می با شد.

 

 

به ای نکته با ید توجه داشت باید سعی کرد تا تمر کز را روی نقاط حساس متون علمی بیشتر  با شد . ودیگر اینکه باید شرایط مطالعه برای خواننده فراهم باشد

 

 

موضوع مطالعه بهترین مهم

 

موضوع مطالعه یکی عناصر تحلیلی تحقیق میباشد  قدم اول در این وا دی جستجوی منابع و ما خذ می با شد در این گذرگاه استاد کار  گشا می با شد در جهت معرفی کتاب و مشاوره 

 

 

نکته دیگری باید به ان تو جه کرد انتخاب صحیح و درست منا بع مورد تحقیق میباشد .

 

 

نکاتی جهت دسترسی بهتر به منابع

 

 

از کتابشنا سی ها استفاده کنید

 

سعی کنید هنگام تدریس استادمنابع را یاد داشت کنید 

 

 

از دانشجویان مقاطع بالاتر سوال کنید

 

 

سعی کنید کار گروهی کنید.

 

 

مطابقت صحیح منابع با موضوع مورد تحقیق

 

 

برای این عمل باید به نکاتی توجه کرد که عبارتنداز

 

              عنوان

 

              فهرست مندرجات

 

               مقدمه

 

               مطالعه بخشی از کتاب

 

               نتیجه.                 کتاب مورد نظر را این گونه ارزیابی کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

کتابخانه ها منبع منابع

 

 

برای دانشجو کتابخانه محیط بسیار مناسبی میباشد  چون او بواسطه سکوت اندیشیدن را تمرین خواهد کردبا اندیشه اشنا میشنود .

 

 

از دیگر سو با حضور د انجشجو موجبات اصلاح کتابخانهرا نیز را فراهم میشنود

 

 

 

باید توجه داشت که بواسطه همین حضور است که کتابخانه ها مجموعه سازی میکنند

 

 

 

چند روش برای مراجعه بهتر به منابع وجود دارد

 

 

  1.کار گروهی

 

2.تهیه کپی

 

.3برجسته کرد مطالب

 

 

فکر کردن در مورد دو متن 

 

باید توجه داشت که همیشه سطح دو متن یکسان نیست  . می توانید با هم مقایسه کنید

 

 

 

مطالعه و یادداشت برداری . 

 

 

 

یکی از روش های مطالعه مطلوب فیش برداری میباشد و لی اغلب اوقات پزوهشگران این روش را به درستی بلد نیستند 

 

انتخاب نکات مورد نیاز به دو عامل بستگی دارد

 

 

به نوع اگاهی قبلی خواننده نسبت به موضوع مورد مطالعه

 

 

سبک و نگارش متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

کتابخانه ها منبع منابع

 

 

برای دانشجو کتابخانه محیط بسیار مناسبی میباشد  چون او بواسطه سکوت اندیشیدن را تمرین خواهد کردبا اندیشه اشنا میشنود .

 

 

از دیگر سو با حضور د انجشجو موجبات اصلاح کتابخانهرا نیز را فراهم میشنود

 

 

 

باید توجه داشت که بواسطه همین حضور است که کتابخانه ها مجموعه سازی میکنند

 

 

 

چند روش برای مراجعه بهتر به منابع وجود دارد

 

 

  1.کار گروهی

 

2.تهیه کپی

 

.3برجسته کرد مطالب

 

 

فکر کردن در مورد دو متن 

 

باید توجه داشت که همیشه سطح دو متن یکسان نیست  . می توانید با هم مقایسه کنید

 

 

 

مطالعه و یادداشت برداری . 

 

 

 

یکی از روش های مطالعه مطلوب فیش برداری میباشد و لی اغلب اوقات پزوهشگران این روش را به درستی بلد نیستند 

 

انتخاب نکات مورد نیاز به دو عامل بستگی دارد

 

 

به نوع اگاهی قبلی خواننده نسبت به موضوع مورد مطالعه

 

 

سبک و نگارش متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

به نام خدا

 

در بند یازدهم به این نکته اشاره دا رد که شخص خود پسند خودش  را محور و هدف میداند غیر خود را وسیله ای از برای رسیدن به این مقصود فرض میکند 

 

در حقیقت زندگی برای این شخص هیج تازگی ندارد و نخواهد داشت در بند 12

 

 

مرا اینگونه متنبه کرد که ادمها چنان گذشته را تباه میکنند که ازبرای فراموشی گذشته دوباره کا رگشته را تکرارمیکننند

 

 

 

 

در بند 13 سیزدهم اینگونه متصور است  که انسانهای غنی بی هدف چنان تصور میکنند که  صاحب  همه چیز هستتند ولی در حقیقت در زندگی متوهم سیر میکنند 

 

 

 

در بند 14 انچه نظر را جولان می دهد این است که انجه کامل است در این دنیا پیدا نمی شود و انسانها همیشه خاکستری هستنند    

 

 

بند15 مرا یاد این نکته انداخت که در بعظی جوامع علمی معروف است  در حوزهای علمیه که در شان علما نیست که به دنبال مصداق برای حکم بگردد  این وظیفه مکلف است که امر را بعهده گیرد . وهمین امر موجب مشکلات متعددی شده است              

در بند 16 ظاهرا تمام انسانها مصداق مردمان تجربه شده در دیگر سیارات توسط  همسفر  کتاب ما میباشد . مصداق انسانهای ظاهر بین غیر واقع بین

 

 

در بند 17 به نکته جالبی اشاره دارد وان اینکه معمولا از انچه فکر می کنند کمتر هستنند . خود بزگتر از انچه می نمانایند هستنند

18. کنایه از یاری میماند که در اوج ریسدن به عشق دیرینه اش ناکام مانده است لذا به حکم کل حکم میراند  

 

در بند 19ظاهرا انسانها در دنیای پر هیایی که زندگی می کنند بیشتر تکرار مکررات می کنند تا اندیشه نو                                              

 

 

 

در بند بیست  شناختی والا پیدا می کند وان اینکه بهتر ین از بهتر خواهد بود اگر یکسو نگر نباشیم و هیچگاه هیچ چیز را اخرین محسوب نکنیم

 

 

 

بند 21 مرا به یاد داستان عاشقانه لیلی و مجنون انداخت که مجنون جای پای سگ لیلی را با شور بوسه میزد که این را اشا رت   نوید میدهد تمام اشیای مربوط به محبوب از برای عاشق لذت بخش می باشد . همچنین میرساند که ظاهر فرینده میباشد و باید درون رانگریست . به قول مولانا ما درون را بنگریم حال را نی برون بنگریم را قال را  

 

 

 

 

 

در بند 22 اشاره به این نکته دارد که انسانهابدون اینکه توجه کنند وبفهمند از برای چه در این دنیا باید باشند مشغول هیچ هستنند بی هدف به دنبال سراب به امید اب

 

 

 

23هم اشارتهای فراوانی دارد از جمله ان همان فکر ادمهای بزرگ می باشد که از ظرا ف زندگی بدور هستنند مادیات را به هر جیزی ترجیح میدهند

 

 

بند24 اسرامیز و زیبا جنین مینمایاندازرش دارد به خاطر محبوب وحضور او کل هستی را زیبا دید

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:30 توسط قادر حافظ(2) |

نامه رییس جمهور به بوش در روزهای اخیر مهمترین تیتر روزنامه های جهان بود در این نامه ضمن تحلیل وضعیت جهان و ریشه یابی برخی از مشکلات راههای جدیدی برای برون رفت از وضعیت شکننده جهانی ارایه شده است و بوش نیزاعلام کرده است که دیپلماسی بهترین راه حل حل بحران هسته ای ایران است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:29 توسط محمودي |

چندی پیش در خبرها خواندیم که آقای احمدی نژاد دستور ورود زنان به ورزشگاهها را داده است ولی بعدا ازمدتی به دلایل مختلف تجدید نظر کرد و این تجدی نظر وی شاید به دلیل فشارهای برخی از مقامات باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:26 توسط محمودي |

موضوع مورد بحث بنده براي تحقيق طرح يك شاخهاي از عنوان فقه در زمينه اخلاق ميباشد كه به موضوع علوم سياي نيز مربوط ميشود و از انجا كه اين عنوان از جمله بسيار مباحثي كه نسبت به ان اجحاف صورت گرقته ميباشد  

هم در حوضه هاي علميه و نيز دانشگاه

 

طرح بنده كليات از موضوع اخلاق سياسي ميباشد

 

 

مقدمه

 

كاتب دنياي صوفي ميشود گفت مفسري حقيقي از براي هزاران مطاب بغرنج فلسفي تا كنون ميباشد بطوريكه اگر كسي اهل درك هستي از منظر عقل مدار باشد به درستي در خواهد يافت كه اين كتاب چگونه است 

 

 

در حقيقت ما براحتي خواهيم شناخت كه فيسوفان از براي جه تاكنوناين همه فرياد و بانگ حقيقت سر ميداده اند

 

اگر كسي كتاب جمهورافلاطون را ياضيافترا وخوانده باشد خواهد فهميد كه اين كتاب جيست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:21 توسط قادر حافظ(2) |

درعصر جديد به علم ارج بسيار گذاشته ميشود 

 

 

ارج گذاري به علم منحصر به زندگي روز مره ووسايل جمعي نيست . بلكه اشكارادر كانونهاي علم وتحقيق ودر تمام اجزاي جهان معرفت  مشاهده ميشود

 

اينكه بسياري از حوزهاي مطالعاتي را حاميانشان علم مي خوانند از اين روست كه تلويحا فهمانده ميشود روشهاي مورد استفاده به همان اندازه وثيق وبه همان اندازه ثمربخش است كه علم با سابقهاي همجون فيزيك 

 

به كار بردن اصطلاح علوم سياسي و علوم اجتماعي مددهاست كه متداول شده است . ماركسيتها باتاكيد   بسيار

 

اصرار مي ورزنند كه ماترياليسم تاريخي علم است

 

اين نشانده دهنده اعتبار زياد علم تجربي ميباشد تا جايي كه بر سر دانشگاه شيگاگو نوشته شده است كه اگر نتوانيد اندازهگيري كنيد دانش شما كافي نيست  

 

بعضي از براهين اقامه شده براي اين مدعا كه نظريه هاي علمي را نميتوان به صورت قطعي اثبا ت يا نفي كرد بيشتر بر عهده علم شناسي فلسفي ومنطقي گذاشته شده است وبر ديگر براساس تحليل تاريخ علم و تاريخ نظريه هاي جديد علمي استوار گشته است .......................................................................................................................................................     علم شناسي فلسفي در نگاه يك فيلسوف علم . ........................................................................................................................................................يكي از عواقب درك اين نكته كه نظريهاي علمي قابل اثبات ياابطال قطعي نيستنندواين كه تبين فلاسفه از انجه واقعا وجود دارد شباهت كمي دارد كنار گذاشتن اين فكر است كه علم يك فعاليت عقلاني است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:19 توسط قادر حافظ(2)

آدمها همه ستاره هایی دارند که با هم یکی نیستند  برای آنها که به سفر می روند ستاره ها راهنما هستند برای کسان دیگر چیزی بجز چراغهای کوچک نیستند  برای آنها که دانشمندند معما هستند  برای کارفرمای من طلا بودند  اما همه این ستاره ها ساکتند

گویا این جملات میخواهد بگوید که این ما هستیم که به ستاره ها معنا می دهیم و ما از ستاره سوال می کنیم و خود جواب خود را از دهان ستاره می دهیم به یاد جمله ای از دکتر سروش افتادم که می گفت: عبارات گرسنه معانی اند نه آبستن آنها

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:17 توسط سيد ابوالقاسم رضوي(2) |

جغرافی دان به شازده گفت : برای ما اصل همان کوه است چون تغییر نمی کند

ولی در نگاه شازده اصل در تغییر نکردن نیست بلکه اصل در دل کوه است  محکم بودن کوه  پایداری آن و در کوران حوادث خم به ابرو نیاوردن  دلی بزرگ مثل کوه داشتن

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:8 توسط سيد ابوالقاسم رضوي(2) |

همیشه هر چیزی که با ارزش پنهان مثلا گنج یا نفت در زیر زمین یا مغز آدمی در سر و یا زن در حجاب ویا مغز گردو در پوسته آن و حقیقت در پشت الفاظ و محسوسات  باید از عالم محسوس گذر کرد و از نمود به بود رسید اصلا خود آدمی در خود دو خود دارد  خود حقیقی و خود مجازی که یکی پنهان است و یکی ظاهر  یکی جسمانی است و یکی روحانی 

شاید بخاط همین است که می گویند آدمیان رو از ظاهر نمیتوان شناخت و برای شناخت انسان از ظواهر باید گذشت و باید به زوایای پنهان اش آشنا شد و با او زیست تا شناخته شود انسان موجودی ناشناخته است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:50 توسط سيد ابوالقاسم رضوي(2) |

مطهری به راستی فقیه و به راستی معاصر بود و در میان معاصرانی که فقیه نبودند یا فقیهانی که معاصر نبودند آن گوهر شب چراغ غنیمتی بود .

 مطهری شهید معرفت خود شد.

 متجدد نبود زیرا اسلام را از بن همیشه جدید می دانست .

 مطهری به قلم و تریبون و اساسا به فرهنگ  به دیده یک ناندانی نمی نگیرست و فضل خویش را مایه کسب پول و جای خویش نمی کرد .

 مطهری در اعلام کلمه حق صراحت و شجاعت کم نظیری داشت.

 شهید مطهری همواره توجه به باطن داشت و مبدا قدرت و تاکید بر عمل برای آن مبدا

 شهید مطهری جوانان را عمیق و جستجو گر بار می آورد .

 شهید مطهری موفق ترین روحانی در محیط فرهنگ جدی بود

 و خلاصه مطهری دارای طهارت روح ـ- قوت ایمان و قدرت بیان بود و .... 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:47 توسط سيد محمد سادات(2) |

به بود توجه کن نه نمود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:39 توسط سيد ابوالقاسم رضوي(2) |

بنام خدا

عالم هستی پر از رمز و راز و حقایقی پنهان است و آنچه اصل است همین حقایق است که البته با چشم ظاهر دیده و کشف نمی شود پس برای دیدن اصل باید چشم دل باز شود و تا نگاه ما شهودی نشود تفهم دنیا و کشف حقیقت نا ممکن است

ابوسعید ابوالخیر به ابن سینا گفت: آنچه تو می دانی من می بینم   پس نگاه ظاهری که منشا آن حس است نمیتواند ما را به درک حقیقت برساند و با نگاه پوزیتویستی نمیشود به در ک حقیقت نائل شد

پس باید از عالم محسوسات گذر کرد و به عالم انگیزه ها و شهود و باطن رسید تا اصل عیان شود

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:37 توسط سيد ابوالقاسم رضوي(2) |

جناب آقای دکتر مجاهدی از شما تقاضا داریم که درمورد اخذ مدرک دکتری و فوق دکتری خود از دانشگاههای خارج از کشور توضیح دهید چرا که برای من مهم است که استاد چگونه موفق شد در خارج از کشور به بالاترین مراتب علمی دست پیدا کند تا ما هم الگو بگیریم بنابراین از شما انتظار داریم که محل تولد> دانشگاههای محل تحصیل خود و کسانی که شما را در این امر مهم یاری دادند را معرفی نمایید تا ما بتوانیم در این راستا قدمی برداریم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:36 توسط بهمن اطمينان (2) |

غم مخور ایام هجران رو  به پایان می رسد       این خماری از سر ما میگساران می رود

  در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند  من آنجا تکدانه ای از محبت را آرزو کردم

  به نام خداوند جان و خرد> می خواهم بدانم که در این دنیای بی مهر و محبت چرا همیشه عده ای از ناتوانان قربانی سبزی آسمان می شوند و بینوایان پیوسته باید تاوان گرمای خورشید و سرمای زمستان را پس دهند تا کی و این قصه ما به کجا ختم می شود که بگوییم امروز روزی دگر است و آفتاب همه را نوازش می کند و خورشید از دل کوه بی صبرانه در انتظار تابیدن است ای مهدی صاحب زمان بیا خسته شدیم از این زمانه از این گرما و سرما که نه مهری دارند و نه یخبندانی تنهای تنها می آزارند با هر چوب و دست و خاشاکیکه بخواهند به بهانه نوازش از درددل و حسرت سیرابت می کنند مگر ماهی می تواند بدون آب زندگی کند مگر پرنده می تواند پرواز یادش برود مگر شیرین بدون فرهاد می تواند زندگی کند پس ما چگونه بدون مهر محبت و عدالت زندگی کنیم عدالتی که اسیر هوس و عاشقان بدون معشوق  شده است فریاد از این دل که هر بار می گوید بیا برویم از این دیار که غبار تنهایی را از سر خود بیرون نماییم .

  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 9:30 توسط بهمن اطمينان (2) |

 

جلال آل احمد در جائی گفته بود دو گروه هستند که هیچ وقت روشنفکر نخواهند شد یکی روحانیون ودیگری نظامیون.

اگرچه در وهله اول از این سخن به خشم آمده وبه روح آن مرحوم خیراتی فرستادم لیکن پس از مدتی که نگاه کردم دیدم جلال خدابیامرز همچین بی راه هم نگفته است باتوجه به اینکه نحن ابناءالدلیل چه برسد که دلیل هم خود آدم باشد.

حقیرازاآنجاکه دربین دوستان ودشمنان مشتهر به منورالفکری وارتباط باجریانات فراماسونری می باشم درروزهای آشنائی با مباحث روشنفکری چنان دچار شعف شدم که سر ازپانمی شناختم.تاآنجا که در آزادیخواهی ومشروطه خواهی گوی سبقت را از دیگران ربودم وبا خود گغتم که چه خوب میشد مسلمین ومسلمات وحوزه های علمی هم به این مباحث روی بیاورند ودرکنارشرح امثله رساله یک کلمه بخوانند.چند صباحی هم درترویچ آنچه که برخی کلمه قبیحه آزادی می خوانندش کوشیدم وبه دوستانی که تمایلاتی داشتند خواندن کتاب قراردادهای اجتماعی راپیشنهاد می کردم

البته تا از یاد نرفته است باید ذکری از دوستان منورالفکرم هم بکنم که زحمات بسیاری پس از منورالفکر شدنشان در راه این آب وخاک کشیده اند

آن دلاور مردان آن شجاعان وطن دوستان آن مستفرنجان که پس از منورالفکرشدن خرقه تحجر ازتن درآورده ومشلور به شلاویر لی ودر ازای نعلین کفش های نوک تیز به پاکردند(جزدرمواقع اخذ شهریه آن هم به دلیل رعایت مصالحی) لازم به ذکر است که حقیر هم بیکار ننشسته ومحاسن را آنکارد کردم واینگونه شد که به خیل منورالفکرها درآمدم

روزها می گذشت وماسرخوش از منورالفکری خود و اوقات را مدام درباب مسائلی از قبیل آزادی اقلیت ها و دعوای مشروطه خواهی ومشروعه خواهی می گذراندیم که اتفاقی بس عجیب حال حقیر راگرفت

درجمعی بزرگمنورالفکری درباب راههای فرنگی شدن خطابه میراند تا آنجا که رسید به احکام شریفه شرع مطهر وگفت آنچه که نمی باید می گفت وهمپالگان اورابه کف واحسنت تشویقی شگرف کردند

القصه هر آنچه بادل خراب شده ور رفته شاید از خر شیطان پائین بیاید نشد که نشد وشریعت را به طریقت نفروخت که نفروخت و از آنجا که خصلت هر ایرانیست من هم اسیر دل شده وبه دوستان گفتم:هذا فراق بینی وبینکم من اصول کافی رابه قراداد اجتماعی مکاسب شیخ انصاری رابه مثنوی معنوی وشیخ فضل الله رابه تقی زاده نمی فروشم .اینگونه شد که به صحت سخنان آن مرحوم پی بردم که گفته بود دو گروه روشنفکر نخواهند شد

خلاصه دوستان مرا به ارتجاع وعقب افتادگی ودشمنان به الحاد وبابیگری متهم کردند .دیگر نه راه پس مانده بود و نه راه پیش

قم-صانهالله عن قنبله الاتمیه

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:39 توسط مجتبي كاظم پور(2) |

امروز جرج بوش يا همان سوفي بهشت ليبراليسم درب صندوق پستي خود را باز مي كند و نا مه اي را مي بيند كه روي ان نوشته برسد به دست بوش(سوفي)او نمي داند درون نامه چيست ؟شايد نوشته: تو كيستي؟يا نوشته ايا جهان ديگري بعد از سرمايه داري وجود دارد ؟جهان چگونه تك قطبي شد ؟

او نامه را باز مي كند ومي بيند نويسنده اورا به خدا دعوت كرده است و نويد فرو ريختن پايه هاي ليبرال دموكراسي را داده است او از انسانهاي بي گناه سخن گفته است و...

جرج همچنان كه در باغ قدم مي زد سگش را بغل كرد و نگاهي به كاخ سفيد انداخت و با خود گفت :امروز كه به ۵/۳ درصد رسيده اند نامه مي فرستند اگر به ۸۰ يا ۹۰ درصد برسند چه خواهند فرستاد !

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:55 توسط مجتبي اكبري(2) |

    برادر ذوالفقاري ،پشم فروش،عزيزي و... مواظب لحاف باشيد!
   
    قضيه لحاف ملا را كه شنيده ايد ، بنظر ميرسد اين دعوا هاي اخير حجاب هم سر لحاف ملا است لطفا اينقدر خود را مشغول مكدر نكنيد.
    
   تحجر وسرمايه داري رابطه ديرينه اي با هم دارند.!
   داستان از اين جا شروع شد كه عده اي با نگاهي متحجرانه خواستند حجاب را با راهپيمايي حل كنند و عده سودجو كه مشغول ماهي گيري هستند سريع با روزنامه هي خود و... آتش بيار معركه شدند و اين شد كه شد .

   امروز بار ديگر تحجر و سرمايه داري و رانت خواري دست به دست هم داده اند تا بي عدالتي ها را نبينيم و ويژه خواران طرفين را فراموش كنيم .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:49 توسط علي سروش(2) |

نان ماشینی سنتی

 

شاید در ابتدا عنوان و موضوع جالبی برای خواننده نباشد و او را یاد حرف مادر یا همسرش بیندازد که موقع خارج شدن از خانه گفته بود که نان تهیه کند ویا یاد این بیفتد که امروز هم به خاطر نداشتن نان صبحانه نخوده است ویا خیلی فکرای دیگر

اما آنچه توجه مرا به خود جلب کرد نوشته سر در مغازه نانوایی بود که بااین ترکیب خود را نمایان می کرد : نان ماشینی سنتی

آی درست است ماشین و سنت ؛نیازوماشین وتجدد .

بحث بسیار جنجال بر انگیز وقدیمی که همه اعصا ر ذهن متفکران را به خود جلب کرده است آیا به سمت تجدد باید رفت یا همچنان به داشته های قبلی خود و سنتهای کهن و ابزارهای قدیمی اکتفا کرد؟

اگر چه سوال بسیار آسانی به نظر میرسد اما درعمل بسیار مشکل خواهد بود که شخص فکر وداشته های خود که درذهن او مستحکم شده وهوییت او را ایجاد می کند از آن دست برداشته وبه سراغ چیزهای جدیدی برود آنهم فکری که نه از درون جامعه وفرهنگ خود بلکه از یک فرهنگ وجامعه غیر نشات گرفته است .

در این  باب استدلالهای گوناگون ومتنوعی هم از طرف سنت گرایان وهم تجدد گرایان بر برتری هر یک بر دیگری و امکان یا عدم امکان ایجاد اتصال وجمع بین آنها آورده شده است  اما من با مبانی واستدلال های  این دو گروه کاری ندارم، بلکه به آنچه درخارج واقع شده است توجه میکنم که حرف اول وآخر را همان سردر مغازه می گوید :نان ماشینی سنتی .

آری درست است هر دو ساخته دست ومحصول فکری انسانها می باشد که در جهت ارتقای خود .ورسیدن به کمال مطلوب انسانی  واستفاده از عقل و ابزارها در جهت رفاه میباشد .

البته نباید به ذهن برسد که ما معتقد به جبر تاریخی و سیر خطی وصعودی می باشیم، بلکه معتقد هستیم که نه گذشته و سنت تمام حقیقت ونهایت کمال وصحت  بوده است و نه آنچه جدید است، تمام کلام است بلکه معتقد هستیم هم گذشته سنت وهم تجدد ومدرنیته دارای معایب ومزایایی میباشند که باید با جمع کردن وجوه مثبت و نفی نکات منفی آن به آنچه منطقی و عقلانی تر است نزدیکتر شویم واز تعصبات بی جا و دنباله روی های کودکانه خود داری کنیم .  

                                                      موفق باشید  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:28 توسط احمد اسلامي(2) |

نویسنده کتاب دنیای سوفی در باغ عدن با ارسال نامه هائی به سوفی سوالاتی را از او می پرسد که ذهن سوفی را درگیر مفاهیمی بزرگتر از گربه و مدرسه و شکل و قیافه اش می کند نویسنده در حقیقت می خواهد ذهن مخاطبان خود را با این سوالات درگیر کند ،سوالاتی که در حقیقت حلقه اتصال بخش های کتاب به یکدیگر هستند .

این سوالات :تو کیستی؟ این جهان چگونه خلق شده است ؟ آیا پس از مرگ جهان دیگری هست ؟عمیقترین سوالاتی هستند که ذهن بشر مذهبی و غیر مذهبی ،عالم و جاهل را به خود جلب کرده است .

نویسنده یکی از بهترین روشها را انتخاب کرده است تا پای انسان هائی را که شاید هیچوقت میلی برای خواندن فلسفه نداشته اند ،به دنیای فلسفه باز کند .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:19 توسط مجتبي اكبري(2) |

همانطورکه می‌دانیم کتاب‌حاضرما را با مهارت‌های استدلال،به ویژه با کاربرد زبان وتحلیل زبان‌شناختی آشنا می‌کند به‌علاوه با ذکرمثالهای متنوع.این‌کتاب به‌ارائه راهبردهای عملی برای کاربرد مهارت‌های استدلال انتقادی نیز پرداخته است که تأثیر به سزایی دارد،به‌خصوص ازطریق طراحی تمرین‌هایی درزمینه‌ی هریک از مهارت‌ها که‌خوب نهایتا‌ منجر به«خودرهبری»و«خودارزیابی»درفرد می‌شود.

به نظرمن این‌کتاب باید چندین بار توسط دانشجویان خوانده شود حتی با فرض درک مطالب در مرتبه اول،اما سعی من در این تلخیص براین بوده که حتی‌المقدورنکات کلیدی‌ومهم را برای شما گردآوری کنم ولذا توصیه من این است که برای درک بهتر مطالب و به ویژه تطبیق تمرین‌ها به متن رجوع شود.

Q      فصل اول

دو مهارتی که این فصل آنها را تبیین می‌کند:

.    تشخیص نتایج و شناسایی استدلال‌ها

.    دلایل‌ومفروض‌ها

تشخیص نتایج وشناسایی استدلال‌ها:

نویسنده معتقد است تمام ارتباطات زبانی شامل دلیل وبرهان نیست گرچه استدلالات به وسیله زبان صورت می‌گیرد لذا کلمات نشانگر از قبیل«بنابراین»،«باید»،«از این رو»،و...راباید بشناسیم.کاراستدلال فقط ارائه اطلاعات نیست بلکه نتیجه و اثری را که بر اطلاعات و دلایل نیزمترتب است بیان می‌کند.خوب اگرمتنی کلمات نشانگررانداشت بایدچه‌کرد؟مراحل زیر برای تشخیص استدلالی بودن یا نبودن آنهاست که باید طی شود:

.    ارائه اطلاعات اضافی از سوی متن نشان‌دهنده استنتاج است ودرغیراین صورت خیر.

.    دربرداشتن نتیجه‌گیری درجملات متن نشان‌دهنده استدلال است درغیر این صورت خیر.

.    بازنویسی متن درصورت داشتن نتیجه‌گیری وقراردادن آن درانتهای متن با کلمه«بنابراین»

تشخیص دلایل:

از چندطریق ممکن است از دلایل استفاده کنیم:

.    برای تأیید نتایج بحث‌ها

.    تأیید نظریه‌ها

.    توضیح علت ونوع یک پدیده

ساختار استدلال:

یک استدلال می‌توانددارای یک تا پنج دلیل و بیشترباشدکه یک دلیل خودش به تنهایی می‌تواند نتیجه راتأیید کند وبه کمک دلیل اضافی نیزمی‌تواند.دلایل نیزانواعی دارد:مشترک،مستقل،اصلی،اضافی/ همینطورنتایج انواعی‌دارد:اصلی،میانی(حدواسط).

تشخیص مفروض‌ها:

استدلال‌ها دربرگیرنده مفروضات بسیاری هستند که این فرضیه‌ها به دلایل و نتایج موجوددراستدلال اشاره می‌کند.مفروضات ممکن است زیرسازدلیل اصلی باشند و ممکن است به عنوان دلایل ونتایج بیان نشده باشد.

Q      فصل دوم

ارزش‌یابی استدلال:

ما برای ارزش‌یابی صحیح دلایل و مفروضات چندراه راپیش‌روی داریم:

.    دانش عمومی

.    اعتبارمراجع

تشخیص نواقص استدلال:

استدلالی را ناقص و ناکافی گویند که دلایل آورده شده منتهی به نتیجه دلخواه نشود.خوب این نواقص می‌توانند یکی از این موارد باشند:

.    استدلال کلی گرفتن از یک دلیل جزیی

.    پی‌ریزی نتیجه بر اساس مدارک ناکافی

.    درنظرنگرفتن دلایل دیگر

بررسی تبیین‌ها:

برای بررسی تبیین‌ها راه‌هایی وجودداردازقبیل:

.    بررسی ابهامات مرتبط با تبیین

.    جستجوی تبیین‌های دیگر

Q      فصل سوم

شناسایی مدلول:

استخراج نتایج،از ابعاد مهم استدلال،استخراج نتایج ازشواهدودرک پیامد سخنان دیگران وفراتررفتن ازسطح اطلاعات داده شده می‌باشد.

شناسایی مدلول‌های استدلال:

گاهی مدلول‌های استدلال درمرتبه‌ی بالاتری نسبت به موضوع اصلی‌آن می‌باشد که این ازدوطریق انجام می‌گیرد:

.    با ارائه ساختاری خاص یا شکلی ویژه مشابه استدلال‌های دیگر.

.    تکیه بر اصل کلی که درموارد دیگرنیزوجوددارد.

مهارتی که برای پرداختن به مدلول‌های استدلال به کار می‌رود به عنوان«شناسایی استدلال‌های موازی»،«شناخت وکاربرد اصول»نامیده می‌شود.

شناسایی استدلال‌های موازی:ارزش این مهارت دراین است که درصورت شناسایی استدلال موازی قادرخواهیم بود نقص استدلال راپیدا کنیم.

شناسایی کاربرد اصول: همانطورکه گفتیم استدلال‌هایی که به اصول کلی متکی بوده،دارای مدلول‌هایی فراترازموضوع خود هستند،دریک استدلال ممکن است اصول به عنوان دلایل،نتایج یا فرضیات اظهارنشده به کاربرده شوند.

در اصول قوانین‌حقوقی،راهبردهای اخلاقی،تجربیات تجاری وغیره مطرح می‌شوند.

Q      فصل چهارم

دو مهارت درکاربرد زبان عبارتند از:

.    توانایی کاربرد زبان بادقت ووضوح تمام که این مورد به ارزیابی استدلال‌ها مربوط می‌شود.

.    توانایی خلاصه کردن استدلال‌های دیگران که این مورد به درک وفهم بستگی دارد.

سطح مهارت‌های زبانی افراد متفاوت است که تنها از طریق تمرین می‌توان باعث پیشرفت آن شد.ارزیابی بدون درک وفهم ممکن نیست و به دلیل آن که خلاصه‌نویسی کمک مفیدی به درک وفهم می‌کند،لذاتوسعه آن ارزشمند است..

خلاصه‌کردن استدلال‌ها:

تلخیص به دو شیوه به فهم و درک بهتر مطالب کمک می‌کند:

.  بیان مطلب از زبان خودمان،اجباری رابرماتحمیل می‌کند که ابتدامفهوم و پیام متن را درک کنیم و به صورت کاملا دقیق وجدی با متن برخورد کنیم.

.    با نوع خاص از خلاصه‌نویسی می‌توانیم بحثی طولانی را به پارت‌های کوچک‌ترتقسیم کنیم.

Q      فصل پنجم

تمرین مهارت‌های استدلال:

رسیدگی وتوجه به متون استدلالی طولانی درابتدای کارمشکل به نظرمی‌آید اماکاربرد مهارت‌های استدلال به طولانی بودن متن ارتباطی ندارد،که ما باید مراحل اصلی را ارائه دهیم:

.    مشخص کردن دلایل ونتایج از طریق شاخص‌های دلیل ونتیجه.

.    مشخص کردن مفروضات.

.    ارزیابی دلایل.

.    آیا استدلال ما دارای مدرکی هست که منبع آن غیرقابل اعتماد باشد؟

.    آیا شما اطلاعاتی را که منجر به تضعیف یا تقویت نتیجه می‌شود را دارید؟

.    منطقی بودن توضیحات متن یا نبودن آن؟

.    و...هم‌چنین می‌توانیم این فهرست را توسعه دهیم و به مهارت‌ها دست پیدا کنیم.

همانطور که گفتم با توجه به اهمیت این کتاب و دربرداشتن تمرین‌های گسترده رجوع به متن امریست الزامی برای درک بهتر مطالب،گرچه من نکات کلیدی وچکیده‌ی ازمباحث مهم را به شکلی ساده جمع‌آوری کرده‌ام و بادرنظرداشت این مطلب که دوستان دیگرنیزخلاصه‌های خوبی راارائه کرده‌اند که این خلاصه‌ها در کنار یکدیگر می‌توانند مارابه هدف اصلی رهنمون کنند.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:24 توسط سيدحسين ميرخليلي(2) |

آقای پشم فوش

از شما بعید بود چنین عجولانه جواب بدهید خواهش میکنم کمی با دقتتر و منصفانه تر بخوانید و کمی با نزاکت بیشتری قلم بزنید .

بنده حقیقت کلام شما را نادیده نگرفته وفقط با طرح موضوع شما خواستم مطلبی در مورد حجاب متذکر شده باشم .

ضمنا عبا و قبا لباس دیانت نیست بلکه فقط پوششی است برای صنفی خاص که فراخور وظیفه خود از آن استفاده میکنند لباس دیانت تقوی است نه چند متر پارچه

همانطور که اگر کمی دقت کنید در خواهید یافت بنده هم در حسن یا قبح مطلب شما چیزی مطرح نکرده ام .

لطفا دوباره  بخوانید 

در پایان از بذل نیش ولطف شما تشکر میکنم

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:40 توسط سيد محمد ذوالفقاري(2) |

 

ادراك در ست  وفهم صحيح  ادراك و فهم كيست ؟ ايا من به مي توانم تنها به سبب اينكه

درك من دركمن است به ان اعتماد نمايم ؟ وان را برتر از فهم ديگران بينگارم؟

چه تضميني است كه فهم  من از فهم ديگران برتر و بهتر است ؟ چرا من ادارك وشنا خت خود را مطلقآ صحيح مي پندارم فقط به اين دليل كه شناخت من است ؟ ايا  امكان ندارد كه شناخت ديگران برتر باشد وما بر خطا باشيم ؟ چه كسي متوانند ما را از اين شك و ترديد به رها ند ؟وملاكي به دست ما دهد كه شناخت هارا به وسيله ان بر هم برتر ي دهيم؟

به نظر مي ايد كه تنها راه ممكن اين است كه ما(انسانها)  تمام ادراكات خويش را فهم خود را از واقع را با هم در ميان بگذار يم وكاملا همدلانه به گفتگو بنشينم و بي تعصب و  صادقانه به هم گوش دهيم وهم را دلسوزانه نقد كنيم تا با هم به بهترين ادراكات نايل ايم

واين تنها راهي است كه من مي شناسم . شما راه بهتر ي سراغ داريد؟

اما نخستين شرط گفتگو احترام به هم است اگر من شما را به خيانت وبه ارتجاع و…

وشما مرا به خود باختهگي ووطن فروش كه پول از امريكا مي گيرم هرگز چنين اتفاقي زيباي رخ نخواهد داد .

پس همه فرياد كنند :

زنده باد مخالف من
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:3 توسط محمد پشم فروش(1) |

اقایان مهدی عزیزی و خوشرو

انچه من در نوشته خویش نگاشتهام پاسخی است به این پرسش که ریشه این نزاع و این همه اسرا

بر سر حجاب در کجا ست ؟ ایا این اسرار بر اثر اعتقدی دینی است یا چیز دیگر 

سوالی  که شما در متن ونوشته خود طرح کردهاید واقای خوشرو بر ان مهر تا یید زدهند پاسخی است که دورکیم بهاین پرسش من ممی دهند که کمرنگ شدن وجدان جمعی جامعه در نسل ما شکاف نسلها را سبب شدهاست در واقع انچه نسلهای  را به هم پیوند می دهد همین وجدان جمعی جامعهاست

گویی همبستگی در جامعه ما در حال تغییر است واین ستیز ها ونزاع ها وکشمکشها از پی این تحول اجتماعی است و دامن دین این الودگی پاکاست فارغ از این که حجاب امر مطلوبی اس یا خیر

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:32 توسط محمد پشم فروش(1) |

بنعش اين عزيز رودست ما مانده است        روي دست ما، دل ما

چون نگاه نا باروري به جا مانده است

 اين پيمبر، اين سالار،اين سپاه را سردار

با پيام هايش پاك

با نجابتش قدسي، سرودهاي براي ما خوانده ست

ما به اين جهاد جاودان مقدس امدهايم.

او فرياد مي زد :

هيچ شك نبايد داشت روز خوبتر فرداست وبا ماست "

 

اما اكنون ديرست ،

نعش اين شهيد عزيز

روي دست ما چوحسرت دل ما ،

برجاست.

 

و

روزي اين چنين بتر با ماست

 

امروز ما شكسته ما خسته

اي شما بجاي ما پيروز،

اين شكست وپيروزي به كامتان خوش باد

هر چه فاتحانه مي خنديد   ؛

هرچه مي زنيد مي بنديد ؛

هر چه مي بريد مي باريد

نعش اين عزيز ماراهم به خاك بسپاريد

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:8 توسط محمد پشم فروش(1) |

دوست عزیزم:محمد پشم فروش!!

اینکه به صورت روشمند و مضبوط و بر اساس آرا و عقاید جامعه شناس بزرگی چون دورکهایم یک کیس اجتماعی را مورد تحلیل و بررسی قرار داده اید، قابل ستايش است و از ابتكار عمل شما سپاسگزارم .

نتيجه ي گذار از همبستگي مكانيكي به همبستگي ارگانيكي (اندامي) به نظر دوركهايم، از بين رفتن همانندها ست. دوركهايم در همبستگي ارگانيكي به اين مسئله هم اشاره دارد كه در جوامع مدرن تمام اجزا و عناصر جامعه براي حيات جامعه كل ، ضروري است .

اما سوال اينجاست كه ايران جامعه ای مدرن است و فرایند مدرنیزاسیون به معنای واقعی آن در ایران صورت گرفته و یا در مرحله ی گذار است و يا اینکه جزء جوامع سنتي است ؟ پس از پاسخ به این سوال، به همبستگي موجود ميان جامعه ي آن بر اساس آراي دوركهايم بايستي پرداخت .

بنده چنين تصور ميكنم كه افكار حاكم بر حاكمان و جامعه ايراني سنتي است اما ابزارها ي مورد استفاده ي حاكمان ابزارهايي مدرن است و اين ناهمگوني، مشكلات بسياري را به دنبال خواهد داشت .

اگر روزگاري تمام ايرانيان حجاب را بر گزيدند به دليل مخالفتهايي بود كه از سوي رژيم پيشين برای مبارزه با حجاب و کشف آن صورت گرفت و اگر هم اكنون روند حجاب زدايي از سوی ايرانی(چه زن و چه مرد) شكل گرفته باز هم محصول مبارزه افراطي با بي حجابي توسط انصار حزب الله و بسيجيان جان بر كف و . . . در سالهاي پيش است كه هر آنچه با جبر و تحميل شكل گيرد طولي نينجامد كه مي شكند و به دو نيم ميشود .

بنياد گرايان ايراني با آن همه "چست و چابكي"!! بعيد به نظر مي رسد از تجارب پيشين استفده نكنند .

اميدوارم براي حل چنين معضلي راهكار هاي منطقي و عقلايي را از سوي مسئولين شاهد باشيم . و آنچه كه چند سال پيش در خيابانهاي وليعصر و ديگر مناطق تهران به بهانه ي مبارزه ي با بد حجابي توسط برادران بسيج و حزب اللهيان تندرو رخ داد ديگر شاهد نباشيم كه اين بي تدبيري مسئولين و فقدان بينش صحيح آنها را ميرساند.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:29 توسط مهدي عزيزي |

اقای ذالفقاری پس از خواندن مطلب حضرت عالی از ادب سرشار تان شگفت زده شده ام وبه چشم دیدم که دوست روحانی ما که گاه گاهی لباس دیانت بر تن می کند  گاهی از تن به در مکنند چگونه

متعصبانه سخن می رانندوبه عمد ویا غیر عمد حقیقت کلام مرا نا دیده می گیرند

در دل این سخن او یک غیرت دینی نهفته است که قابل ستایش است اما نا گفته پیدا است که اخلاق  ان است که نقد مان نسبت به  هر کس  در  کمال ادب وگرنه با تشبیه من به یک موش درستی ویا نا درستی کلام من اشکار نمی گردد.

حضرت اقای ذالفقاری

کلام من نه حسن خوانند حجاب یادر قبح خوانندن انبودهاست لطفآ از نو بخوانید.  

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:5 توسط محمد پشم فروش(1) |

دوشنبه هفته قبل روز جهاني كار و كارگر بود، و من خودم مطلبي در اين  مورد ننوشتم تا ببينم كه كدام يك از بزرگواران مطلبي مي‌نويسند كه كسي ننوشت. بنده كاملا از اين امر متاسف شدم. حال اگر روز پاسداشت كارفرمايان يا ثروتمندان بود چه ريخت و پاشي در كشور عزيزمان ايران انجام مي‌دادند.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:46 توسط حسن واعظي |

 

 

 

دراين روزگار كه استادي شآن وكلاسي يافته است وهمه به دنبال استادي دانشگاه افتاده اندوتاكه اعتباري داشته باشند وهم كار آساني.در چنين وضعي  كيفيت استادي افت كرده است (البته من نميدانم كه ديروز چه گونه بودهاست )اما اگر بخواهيم كار استا د را تنها به گفتن اطلاعات فرو بكاهيم كه آن گاه بايد گفت كه كتاب خيلي بهتر اطلاعات به آدمي مي بخشدوهم بهتر از معلم ذهن را پرورش ميدهدپس كار معلم چست؟

   كار معلم اين نيست كه تلخيص خود را از چند كتاب جمع كند ودر عرض يك ساعت بيان كند اين كار از دانشجو نيز بر خواهد امد وشايد اواز استاد خويش در اين كار  توانا تر باشدآتچه يك استاد بايد به دانشجو بيامزد ودر ان به او ياري رساند به دست دادن متد است و روش كار در ان موضوع است تا دانشجو زير نظر استاد فعالانه به كسب اطلاعات به پردازدودر اين راه از تجربيات ا ستاد استفاده كند واستاد به توانند در ذهن دانشجو سوالاتي را به پروراند تا اورا به تحليل بكشاند ودر اين صورت است كه ديالوگ همدلانه ميان  شاگردو استاد سودمند خواهد بود

وفاصله بقال و معلم اشكار ميگردد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:31 توسط محمد پشم فروش(1) |

سالروز ولادت امام حسن عسکری را بر عموم شیعیان ،خاصه رهبر انقلاب ، مراجع تقلید

واستاد وهمکلاسیانم تبریک عرض می نمایم 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:25 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

اينروزها زمزمه قشنگي به گوش ميرسه شايد هم تا حالا هم شنيده باشيد اون زمزمه اينه كه

قراره انتخابات شوراها هم براي بررسي زير نظر شوراي نگهبان بياد .( تا قبل از اين انتخابات شوراها

زير نظر مجلس بررسي ميشد ) اگر اين قانون تصويب بشه خوب خلاف قانون اساسي جمهوري اسلامي

است وهمچنين چون شوراها بيشتر جنبه محلي دارند كار بررسي اگر در مجلس صورت بگيرد به نظر

مي رسد بهتر باشد . ولي نكته اساسي اينجا است اينها ميگويند تا سه نشه بازي نشه ( يعني هم

انتخابات مجلس و  هم رياست جمهوري وهم شوراها هرسه رو ... )

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 توسط حمزه اميني(2) |

خجسته میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت را به

تمامی شیعیان و بالا خص دوستان عزیز تبریک عرض میکنم و آرزوی

سعادت را برای شما عزیزان آرزو مندم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:15 توسط حمزه اميني(2) |

امام علی(ع) میفرمایند : از جمله حقوق معلم این است که از او زیاد سوال نکنی و در پاسخ دادن زیاد

او را به زحمت نیندازی و هنگامی که خسته است در سوال و جواب از او اصرار نورزی ...  و بر تو لازم است

تا هنگامی که او از دستورات الهی نگهبانی می کند به خاطر خدا به احترام کنی و جلو او ننشینی و اگر

نیازی داشت بای انجام آن از دیگران سبقت جویی.

روز معلم را به تمام اساتید و معلمان زحمتکش میهن اسلامی تبریک عرض میکنم و همچنین سالروز

شهادت استاد مطهری را گرامی میداریم .

امام خمینی :من گرچه فرزندی را که پاره تنم بود از دست دادم ولی مفتخرم که چنین فرزند فداکاری

در اسلام وجود داشت ودارد .

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:9 توسط حمزه اميني(2) |

در فراز دلنشین مولایمان چه می شنیدیم در وجود پاکمان چه چیری نهفته است که توانایی شکوفایی و طلوع ندارد در قلبهای ما یک دنیا اندوه حرف و حساب است ولی چه کنیم که مهلت به زبان آوردن نداریم زمانه مهربان است ولی نامهربانی در دل آن پیله کرده است ما را سزاور مهربانی است ولی همراه با لطافت و باریدن را  خونین دل داریم ولی عاشق نیستند چرا شاعر داریم ولی شعر نمی گوییم چرا بلبل داریم ولی نمی خوانند از زبان بلبلکان شنیدیم که چرا آواز نمی خوانند پاسخ می دهند در دنیای مهربانی محبت نیست از آهو سوال کردم چرا روی شاخ های بلندت کلاه گذاشتی و گیسوان قشنگت را  با قیچی عجل می چیمی می گوید صیاد نامهرن است و می ترسم اسیر نامهربانی و عشق شوم راستی اسیر عشق کیست چرا ستاره حال و هوای مهربانی ندارد چرا خورشید هنگام تابیدن رنگانگ نیست مگر چه اتفاقی افتاده استد که أسمان تنهای تنها آبی است در گذشته می گفتند گاهی رنگین کمان پیدا می شد ولی نمی دانم مگر آسمان هم اسیر مهربانی بدون محبت شده است ماری را دیدم که شتابان در حیات خانمان می خزید به او گفتن ای مار به کجا چنین شتابان > گفت به همان سرا که باشد بجز اینجا مکانی گفتم چرا گفت در خانه شما من هم به محبت نیاز دارم باید فکر کنیم و توان این همه حرفها و نیش زبان شما را ندارم به او گفتم چرا از خود دفاع نمی کنی پاسخ داد بی دردی عجب دردی است بی دستی عجب سخت است شما قدرت دارید و من ندارم مم

ادامه دارد

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:31 توسط بهمن اطمينان (2) |

شازده کوچولو

        خالق   آنتوان دوسنت      اگزوپری

      ترجمه

 محمد قاضی

 

بيشتر افراد داراي مرتبه‌ها و درجه‌هاي بالا (كه به علايق دنيوي دل بسته‌اند) افرادي هستند توخالي و اعتبار آنها به درجه و مقام و ثروت و جايگاهشان وابسته است. اينان بدون اين عوامل موجوداتي ضعيف، بي‌اراده و فاقد هر گونه شايستگي مي‌باشند. اين افراد علي‌رغم ظاهر وارسته‌اشان، افرادي پست، كودن و ظاهر بين هستند.اينان طاقت پذيرش علايق و تفكرات افرادي را كه -از نظر خودشان- در سطح پايين‌تري هستند را ندارند و با همسانان خود نيز رفتاري اين چنيني دارند. هميشه به دنبال تحميل كردن خواسته‌هاي خودشان هستند.

آدم بزرگ‌ها فقط افرادي را كه ظاهري وارسته دارند را قابل مجالست و مصاحبت مي‌دانند (البته با اكراه)، اين افراد با چاپلوسي و ظاهرسازي به راحتي مي‌توانند با آدم بزرگ‌ها ارتباط برقرار كنند، در غير اين صورت چنين امري محال به نظر مي‌آيد. آدم بزرگ‌ها اصالت را در ظاهر افراد مي‌دانند و اصولااً براي آنها اصالت معنايي ندارد. به نظر شازده كوچولو بايد جلوي همه بدي‌ها را از بدو آغازشان گرفت، چون بدي‌ها آنقدر تيز و برنده عمل مي‌كنن كه مجالي براي كنترل كردن آنها بعد از پيدايششان فراهم نمي‌شود.

جهالت و ناداني آدم بزرگ‌ها، آدم‌هاي به اصطلاح كوچك را غمگين و متاثر مي‌كند و بهترين نماد اين غمگيني غروب خورشيد و سياهي پنهان شده در پشت اين غروب مي‌باشد كه هر لحظه براي سياهتر شدن و پر رنگ‌تر شدن انتظار مي‌كشد تا روشنايي‌ها و پاكي‌ها را در خود محو كند.

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:23 توسط حسن واعظي |

مطالب قدیمی‌تر