انسان شناسی معرفت شناسی هستی شناسی فرجام شناسی
انسان شناسی معرفت شناسی هستی شناسی فرجام شناسی
انسان شناسی معرفت شناسی هستی شناسی فرجام شناسی
روایت راوی از اندیشه حلقه های به هم پیچیده ایست که دایره وار در هم فرو رفته اند؛ومرحله به مرحله بزرگتر می شوند
.زیرکی راوی وتبحر وی در ارائه ساده تفکرات فلسفی؛وی راکمک کرده است تاابتدا خلاصه ای از تفکر هیوم در مورد انسان را بگوید؛وبا طرح این بحث که هیوم بر خلاف فیلسوفان گذشته فقط به طبیعت نپرداخته در مرحله دوم وارد منیت انسانی وتغییر دائمی ان شده وبحث انسان شناسی هیوم راگسترده تر ساخته و در مرحله سوم از انسان احساسی سخن گفته وبه نا منتها قدم گذاشته است .در هستی شناسی
هیوم ابتدا هستی را به انچه هست محدود کرده ؛سپس به تصورات وتأثیرات گسترده تر کرده است؛ودر اخروارد دنیای وسیع نادانسته ها و تجربه نکرده هاگردیده است.در معرفت شناسی
به گونه ای اغاز کرد که گوئی تجربه واستدلال تجربی همه چیز است پس معرفت محدود به تجربه است.اما سپس وارد دنیای عقل شده ودایره را وسیع تر کرده است ودر پایان به یک نسبت مطلق در معرفت شناسی رسیده است.
در فرجام شناسی
اما نمی توان به راحتی اندیشه هیوم را روایت کرد؛زیرا او هم قبول داشت که ماورائی باشد وخدائی وهم قبول نداشت.قبول داشت زیرا هیچ وقت دو طرف یک قضیه را تجربه نکرده بود ؛اما قبول نداشت زیرا بازهم تجربه نکرده بود.بنابراین میتوان گفت:دایره های فرجام شناسی هیوم مساوی هم اندپس از مرگ ارسطو اسکندر کبیر با کشور گشائی های خود تمدن یونانی رابه مصر وخاور زمین تا مرزهای هندوستان گسترش داد.
واین اغاز عصر یونانیگری بود که تا 300 سال طول کشید.یکی ازجنبه های مشترک ادیان نوپای دوران یونانیگری اموزه های انها در زمینه رهائی بشر از مرگ است .باید اشاره کرد که :
در تمدن تازه؛اخلاقیات برنامه کار اصلی فلاسفه شد.کلبیان=
خوشبختی حقیقی در گذشتن از مواهب ظاهری است.رواقیان=
یک نوع راستی کلی وجود داردکه در حکم قانون طبیعی است.وهمه فرایند های طبیعی تابع قانون طبیعی است.بزرگانشان مانند سیسرون انسان گرائی را پیش اوردند .
اپیکوریان=
لذت برترین نیکی ودرد بزرگترین بدی است .البته لذتهای بزرگتر؛پایدارتروعمیقتربا چاشنی:خویشتنداری؛میانه روی وارامش {هر سه مکتب از اموزه های سقراط سر چشمه گرفت}ولی چشمگیر ترین روند فلسفی در دوران متأخر یونانیگری مسلماً از فلسفه افلاطون الهام گرفت.بنابر این انرا
فلسفه نو افلاطونی می نامند.پلوتینوس بزرگ این مکتب اعتقاد داشت جهان پلی است میان دو قطب یکسو:نوری ملکوتی=وجود یکتا ودر سوی دیگر :تاریکی مطلق.روح از نور وجود یکتا روشنی می یابد؛حال انکه ماده تاریکی است.عرفان=
پلوتینوس در لحظه های نادری از زندگی خود همجوشی روح خود وخدا رااحساس می کرد.ما ان راتجربه عرفانی می نامیم.
عارف وحدت با خدا یا یکی شدن با او را ازموده است.
(هر قطره به دریا که پیوست دریا می شود؛روح هم سرانجام تعالی می گیرد وخدا می شود)
هر اثر علمی- تحيقيق بر سه رکن اساسی استوار است :
1. مواد سالم و اطمينان بخش که از منابع معتبر علمی به دست آيد و مقدمات استدلالهای علمس را تشکيل دهد.
2. شيوه صحيح استدلال و روش درست تحقيق که مواد به دست آمده مطابق آن سامان داده شود و به نتيجه منطقی برسد.
3. عنوان علمی و اجتهادی محقق که روش های درست تحقيق را بشناسد و باذن منطقی خويش، از مقدمات موجود، به نتايج درست سير کند
مراحل پژوهش
1. فرضيه و تحقيق : سؤال نيکو و سنجيده بر زمينه ای از معلومات پيشين ظاهر می شود.
پس از طرح مجهول و تشکيل فرضيه، برای بررسی و اثبات آن، بايد طرح تحقيق ريخته شود. طرح تحقيق در واقع، قانوان کار محقق است و هدف، محدوده کار، رؤوس مباحث، ابزارهای و روش تحقيق، وحوزه منابع را روشت می سازد
در دسته بندی و تنظيم محورها، ممکن است برخی سؤالات ارتباط بيشتری با يکديگر داشته باشند، وزير مجموعه هم به شمار آيند، برخی درهم ادغام شوند و برخی نيز حذف گردند.
به عبارت ديگر، عناوين اصلی و فرعی يا فصول اصلی و فرعی همانها هستند که در طر تحقيق به صورت سؤالات اصلی و فرعی مطرح می شوند و در پايان کار اين طرح قابل تغيير است.
2. روش تحقيق : نويسنده مقاله تحقيقی به تناسب رشته ای که دارد، روش خاصی را در امر تحقيق انشعاب می کند، امّا در عين حال از برخی قواعد و روشهای عمومی نيز استفاده می کند.
بايد گفت از ديدگاهی، روش تحقيق به دو نوع ميدانی و کتابخانه ای تقسيم می شود.
در تحقيق ميدانی، محقق با کاوش در نمونه های عينی و با تفحص و استقرار در گستره ای خاص به نتايج کلی می سد و در بيرون از محيط کتابخانه است.
در تحقيق کتابخانه ای، حوزه کار محقق، کتابخانه و اسناد و مدارک کتابخانه ای مثل کتاب، مجله، عکس و غيره است. در برخی تحقيقات، ممکن است از هر دو روش استفاده شود.
وقتی که محقق از مطالب کتاب خاصی استفاده می کند، اوّلاً بايد از جهت انتساب کتاب و مطالش به نويسنده مطمئن باشد. ثانياً اطمينان حاصل کند که مطالب مورد استفاده، دقيقاً به همان گونه است که نيسنده مزبور نوشته و ارائه کرده است.
علاوه بر استفاده از متون انتقادی، محقق بايد توجه داشته باشد که مطالب خود را از منابع درجه اوّل انتخاب کند نه از منابع درجه دوّم يا چندم. در مطالب گرفته شده از منابع نيز به ديده انتقاد و تدبر بنگرد.
3. گردآوری مواد استدلال و منابع تحقيق : پس از تشکيل فرضيه، نوشتن طرح و انتخاب روش، محقق به خزانه معلومات خويش مراجعه می کند و از ميان داشته ها، آنچه را که ارتباطی با فرضيه و مجهول وی دارند، بر می گزيند، مرتب می کند و مقدمات استدلال خود را تشکيل می دهد. نکته مهم تری که امروزه در امر تحقيق مطرح است و پيشينيان با آن مواجه نبوده اند، فروانی معلومات و گستره روزافزون اطلاعات است
معلومات عمومی محقق و زمينه های مطالعاتی او، اولين بستر و نخستين منبع در امر تحقيق است، اما به اينها نمی توان بسند کرد، بايد به شيوه درست و علمی، منابع معتبری که مواد تحقيق را در اختطا محقق می گذارند، شناسائی شوند. وجود برخی عناوين در فهرست منابع، نه تنها اعتباری، نوشته مزبور نمی دهد، بلکه از ارزش آن می کاهد، محقق بايد بکوشد که از قديمی ترين منابع و جديد ترين تحقيقات استفاده کند.
4. تنظيم مطالب و نتيجه گيری بسته به موظوع تحقيق و نوع استدلال مربوط به آن، که قياسی با شد، استقرايی و تمثيلی، مقدمات به شيوه خاصی تدارک میگردد که در روشهای تحقيق علوم بايد به آنها پرداخت، اگر محقق فرضيه ای برای خود داشته باشد و بدانها در جستجوی چيست، آنگاه خود مطالب و منابع زبان می گشايند و می گويند که با آنها چه می شود کرد
نگارش
1. طرح مقاله : طرح نوشته شامل سه بخش ؛ مقدمه، متن و نتيجه يا بخش پايانی است.
مقدمه غار دلپذيری است که ذهن خواننده را برای وردود به بخش اصلی متن آماده می کند. بخش ديگر مقاله، متن اصلی يا ذی المقدمه است که حاوی مهمترين و اصلی ترين مطالب مقاله است. نتيجه يا بخش پايانی در انواع مقاله ها تفاوتهايی دارد. در مقاله های عمومی، فرهنگی و ادبی بهتر آن است که مقدمه و متن مقاله به گونه ای پرداخت شود که نتيجه لازم را خود خواننده در پايان مقاله بگيرد. امّا پايان مقاله های تحقيقی از گونه ای ديگر است. اينجا نويسنده بايد نتيجه ای را که از تحقيقات خود گرفته است، بطور روشن و مشخص اعلام کند.
2. مستند نوشتن : در نگارش مقاله- بخصوص مقاله های تحقيقی، محقق بايد در مطالب و مقدمات خود را از معتبر ترين منابع اخذ کند و در مقاله خود بدان اشاره کند. در ارجاع دادن نبايد افراط کرد. مطالبی که در هر رشته تخصصی جزو اطلاعات عمومی است و همچنين مطالبی که در حوزه اجتهاد محقق و نويسنده قرار دارد و او با تدبر و تجزيه خود به آنها رسيده است. نياز به ارجاع ندارد. ثبت ارجاعات، شيوه های گوناگون دارد که به يکی از آنها يعنی ذکر ارجاع در پاورقی است، اشاره می شود.
پاورقی : پاورقی بر دو نوع است :
1. پاورقی توضيحی : نويسنده در اين نوع پاورقی، به مطالب فرعی میپردازد که دانستن آن برای خواننده مفيد و حتی ضروری است امّا اگر در متن بيايد، موجب گسستگی مطالب می گردد. علاوه بر اين، معنی واژه های دشوار، املای لاتين اسامی خاص و معادل خارجی برخی اصطلاحات نيز در پاورقی های توضيحی می آيد.
2. پاورقی ارجاعی : پاورقی ارجاعی برای ذکر سند و منبع مورد استفاده نويسنده است. بايد توجّه کرد که اگر منبع مورد استفاده به زبان ديگری مثل عربی و انگليسی باشد، ارجاع هم به همان خط و زبان نوشته می شود.
اگر ارجاع به کتاب لغت، فرهنگ يا دايرة المعارف، ذکر صفحه ضرورتی ندارد اگر قيد بشود ذيل کلمه فلان يا مادّه فلان کافی است. ارجاع به نسخه های خطی يا ميکروفيلم ها لغت ويژه ای می طلبد. شماره گذاری اين آثار، برمبنای برگه و ورق است نه صفحه لذا بايد شماره بزگه را ذکر کنيم و سپس با قيد پشت و رو ( پ يا ر) آنرا مشخص می سازيم. اگر منبع مورد استفاده محقق، مقاله ای باشد که در يک مجله، نشريه ، يا مجموعه ای چاپ شده است. نام مقاله داخل گيوم "-" قرار می گيرد و نام مجله يا مجموعه و شماره آن بعد از نام نويسنده و مترجم مقاله می آيد.
فهرست منابع :
نماينگر استفاده مؤلف و محقق از کتابها و آثاری است که مقاله يا کتاب با استناد بدانها نوشته شده است . تنها منابعی در اين فهرست ذکر می شود که در پاورقی ها آمده. فهرست منابع به صورت الفبايی تنظيم می شود. در فهرست منابع، تمام مشخصات منبع ذکر می شود.
حقیقت
جهان محسوسات.....................عالم مثال
{روان} {جاودان}
افلاطون در پی کشف رابطه میان انجه از یک سوجاوید و تغییر ناپذیر است وانچه ازسوی دیگر روان است بود.
افلاطون عقیده داشت که هر چیز ملموس در طبیعت روان است پس جوهری وجود نداردکه تجزیه نشود.ولی جیزهائی که از قالب یا صورت بی زمان ساخته شده اند جاودانه وتغییر ناپذیرند
.او در شگفت شد که چگونه همه پدیده های طبیعی چنان شبیه هم اند و نتیجه گرفت:در پشت هر پدیده طبیعت {الگوئی}جاودانی و تغییر ناپذیروجود دارد
. این پندار شگرف نظریه مثل افلاطون نامیده می شود.شناخت حقیقی:
ما قادر نیستیم از چیزی که پیوسته در حال تغییر است شناخت حقیقی پیدا کنیم .شناخت حقیقی فقط از چیزهائی ممکن است که با عقل خود تشخیص می دهیم.
روح در جسم حلول می کند =/مثال های عالم بالا را فراموش می کند.../صورت های جهان رامی بیند..../کم کم در او حسرت بازگشت ایجاد می شود .../پس دستخوش شوق بازگشت به اصل راستین خود می شود.این اتفاق برای همه غارنشینها نمی افتد بعضی ها به سایه ها می چسبند.
دولت فیلسوفان:افلاطون معتقد بود که مدینه فاضله انجاست که حکیمان حاکمند.
جسم روح فضیلت دولت
سر عقل دانائی حکمرانان
سینه اراده شهامت پاسداران
شکم اشتها اعتدال زحمتکشان
حکومت او بر مبنای خرد بود پس زنان هم به اندازه مردان قدرت حکومت دارند.
بیش از دو هزار سال است که نظریه های اومورد بحث وانتقاد است.نخستین کسی که به این کار پرداخت شاگرد از اکادمی او به نام ارسطو بود.وی سومین فیلسوف بزرگ اتن است.
ارسطوارسطو عکس افلاطون می گفت:چیز هائی که در روح انسان است بازتاب اشیاءطبیعی است .پس جهان حقیقی همهن جهان طبیعت است. اودر کنار احترام به اندیشیدن به یاری عقل بالاترین میزان
واقعیت را ادراک با حواسمیداند
.او معتقد بود :جوهر عنصر سازنده اشیاء است وصورت ویژگیهای خاص ان چیز.هر چیز در طبیعت استعداد ان را دارد
که صورت خاصی را از قوه به فعل اورد.ارسطو چهار علت رادر طبیعت بر می شمرد :علت مادی /علت فاعلی/علت صوری/ومهمتر از همه علت غائی
:مثلا علت غائی باران نیاز حیوانات ونباتات به اب برای رشد است .
منطق:
منطق ارسطو خانه تکانی در اطاق طیعت است ؛دسته بندی هر چیزدر مقوله خود؛استفاده از قانون برهان .
اخلاق=اعتدال .در سیاست هم همینطور. او سه نوع کشور داری شایسته را بر می شمرد:
حکومت پادشاهی=/اگر به استبداد منجر نشود.
حکومت اشراف=/اگر به الیگارشی منجر نشود.
حکومت دموکراسی =/اگر به سلطه اوباش منجر نشود.
ارسطو بر خلاف افلاطون عقیده داشت زنان از جهاتی ناکامل اند.
فصل اول
مهارتهایی که این فصل به آن میپردازد:
1- شناسایی استدلالها و تشخیص نتایج
2- دلایل و مفروض ها
· شناسایی استدلالها و تشخیص نتایج
استدلالها غالبا با زبان صورت می گیرد ولی همه ارتباطات زبانی از قبيل استدلال نيست بنابراین باید کلمات نشانگر استدلال را نيز دز نظر گرفت که عبارتند از:«بنابراین،پس از این رو،در نتیجه،باید،نمیتواند و نمیتوان.
برهان تنها به ارائه اطلاعات نمیپردازد بلکه زائيده اطلاعات است .حال اگر متن دارای این کلمات نشانگر نباشد باید مراحل زیر را برای تشخیص استدلال بودن یا نبودن آن طی کنیم:
الف- به جمله نگاه می کنیم و می پرسیم:آیا بقیه متن،اطلاعات اضافی- که به من بگوید چرا باید این را قبول کنم- ارائه می دهد؟ اگر جواب منفی است آن عبارت یک استنتاج نیست و چنانچه پاسخ مثبت باشد آن جمله یک عبارت استنتاج است.
ب - اگر متن نتيجه نداشت پس آن متن استدلال نیست زیرا استدلال بدون نتیجه گیری وجودندارد.اگر یکی از جملات نتیجه ای است که یک یا چند دلیل در دنباله متن آن را تایید می کند پس آن متن استدلال خواهد بود.
ج- درمتنها نتيجه در پايان وبا كلمه بنابراين مشخص مي شود .
· تشخیص دلايل ونتايج
ما از چند طريق از دلايل استفاده مي كنيم :
1. براي تاييد نتايج بحثها
2. تاييد نظريه ها
3. توضيح علت وقوع يك پديده.
در اين قسمت به استفاده از دلايل در تاييد نتايج بحثها اشاره مي كنيم. ما زمانيكه نتيجه استدلالي را كه هيچ كلمه نشانگري ندارد،تشخيص دهيم احتمالا قبلا در مورد دلايل استدلال سابقه ذهني داشته ايم.
كلمات مبين دلايل:زيرا- به دليل اين كه – از اين رو- از آن جايي ك
· ساختار استدلال:
استدلال مي تواند داراي دلايل زيادي باشد و گاهي هر دليل خودش به تنهايي مي تواند مثبت نتيجه باشد وگاهي از دلاتيل ديگر كمك مي گيرد .
خلاصه انواع دلايل:
انواع نتايج:
· تشخيص مفروضه
فرضيه به دلايل ونتايج موجود در استدلال اشاره مي كند به طوري كه ممكن است اين اظهار نظر صحيح باشد يا نباشد.
گونه هاي مفروض:
فصل دوم
· ارزش يابي استدلال
ارزشيابي درستي دلايل و مفروضها به وسيله چند چيز صورت مي گيرد:
1. دانش عمومي:صحت وسقم استدلالات ودلايل با دانش عمومي صورت مي گيرد چون هر كس تخصص خاص خودش رادارد.
2. اعتبار مراجع
تشخيص نواقص استدلال:
استدلالي ناقص است كه دلايل ارائه شده در آن منتهي به نتيجه مورد نظر نمي شود.مهارت تشخيص نقايص استدلال،فرد را قادر به درك اين موضوع مي سازد كه نتيجه از دلايل يا شواهد پيروي نمي كند و اين كه علت اين عدم توافق چيست؟
عامل نقص استدلال:
1. از يك دليل جزيي استدلال كلي صورت گرفته است.
2. نتيجه بر اساس مدارك ناكافي بنا نهاده شده باشد
3. عدم در نظرگرفتن دلايل ديگر
بررسي تبيين ها
بعضي از استدلالها سعي دارند تا چيزي را كه ما قبلا آن را به عنوان يك حقيقت قبول داشته ايم تبيين كنند.اين نمونه اي از استدلال براي چنين موردي است كه چرا چيزها آن طور كه هستند ميباشند و نه دليل آوردن براي باور آنها .
- راههاي ارزيابي يك تبيين:
1. بررسي ابهاماتي كه در ارتباط با تبيين وجود دارد.
2. جستجوي تبيين هاي ديگر
فصل سوم
· شناسايي مدلولها
· استخراج نتايج
در استدال بايد سعي شود كه از اطلاعات داشته فراتر رفت،استخراج نتايج از شواهد و درك پيامدهاي سخنان ديگران است.
- شناسايي مدلول هاي استدلال
گاهي مدلول هاي استدلال،فراتر از موضوع اصلي آن است.بحث حاضرمي تواند به دو روش اين كار را انجام دهد:
الف)با ارائه شكلي ويژه كه در استدلالهاي ديگر نيز وجود دارد.
ب)باتكيه بر اصلي كلي كه در موارد ديگر نيز كاربرد دارد.مهارتي كه در پرداختن مدلولهاي استدلال به كار مي رود به عنوان" شناسايي استدلالهاي موازي" و "شناسايي و كاربرد اصول" ناميده ميشود.
· شناسايي استدلالهاي موازي
شناسايي استدلال موازي به فرد كمك خواهد كرد تا نقض استدلال را پيدا كند.شخصي كه با اظهار‹ بايد در مورد اين هم بحث مي كردي كه ...›بايك استدلال مخالفت مي كند،اغلب در حال ارائه استدلال موازي است تا نشان دهد در استدلال اصلي ايرادي وجود دارد.
· شناخت و كاربرد اصول
استدلالهاي كه بر اصول كلي متكي بوده،داراي مدلولهايي فراتر از موضوع خود هستند؛چون اين ماهيت،اصل كلي است كه براي بيش از يك حالت قابل اجرا است.
در يك استدلال ممكن است اصول به عنوان دلايل،نتايج يا فرضيات اظهار نشده،به كار برده شوند.در اصول انواع بسياري مطرح مي شوند به عنوان مثال قوانين حقوقي،راهبردهاي اخلاقي،تجربيات تجاري و غيره.
پس وقتي ميخواهيم از طريق روند معمول دلايل،نتايج و فرضيات را مشخص كنيم ، بايد اين سوال را از خود بپرسيم كه كدام يك ا ز آنها يك بيانيه يا قابليت اجرايي كلي هستند.
فصل چهارم:
· دو مهارت در كاربرد زبان
مباحث قبلي ما در مورد مثالها به تمرين مهارتي بستگي دارد كه مهارت(درك زبان) نام دارد البته اين مهارت مبتني بر توانايي مشخص براي تفكر انتقادي است.چون تفكر انتقادي نقش مهمي در بررسي استدلال مطرح شده در زبان دارد.
سطح مهارت هاي زباني افراد متفاوت است اما با تمرين مي توان پيشرفت كرد.شما مي توانيد دايره لغتهاي خود را توسعه دهيد.
دومهارت كاربرد زبان عبارتند از :
الف - توانايي كاربرد زبان با دقت و وضوح تمام ◄◄ به ارزيابي استدلالها مربوط مي شود
ب - توانايي خلاصه كردن استدلالهاي ديگران ◄◄ به در ك و فهم بستگي دارد.
تلخيص مطالب كمك شاياني به فهم مطلب ميكند.
· خلاصه كردن استدلالها:
تلخيص كردن به دو طريق به فهم بهتر مطالب كمك مي كند:
1. اول اينكه بيان مطلبي به زبان خودتان شما رامجبورمي كند كه ابتدا مفهوم و پيام متن را به خوبي درك كنيد و با آنچه كه متن دقيقا مي گويد با جديت برخورد كنيد.
2. دوم اينكه نوع خاص خلاصه نويسي كه در اين جا توصيه مي شود به شما كمك مي كند تا با تجزيه يك بحث طولاني به قسمت هاي كوچكتر كنترل بيشتري بر آن داشته باشيد.
فصل پنجم
· تمرين مهارت هاي استدلال
پرداختن به متون استدلالي طولاني ممكن است در ابتدا مشكل به نظر برسد اما كاربرد اين مهارتها به طولاني بودن متن ارتباطي ندارد.ما بايد مراحل اصلي را ارائه داده و فهرست تنظيم شده در فصل ۳ را توسعه دهيم:
1 اولين وظيفه تعيين دلايل نتايج است.شاخص هاي نتيجه(مانند بنابراين و درنتيجه ) و شاخص هاي ديگر (مانند به اين دليل و چون) در انجام اين كار به شما كمك مي كنند.
2 مشخص كردن مفروضات
3 ارزيابي دلايل و زمينه هاي ان
4 آيا اين استدلال مبتني بر مدركي است كه منبع آن غير قابل اعتماد است؟
5 آيا خودتان اطلاعاتي كه باعث تقويت يا تضعيف نتيجه مي شود داريد؟
6 آيا توضيحات متن كه شما آنها را مشخص كرده ايد منطقي هستند؟
7 اگر موارد مشابهي در متن پيدا كرده ايد آيا اين تشابهات صحيح هستند؟
8 بنابر اطلاعات متن آيا مي توانيد به نتايج مهمي كه در متن ذكر نشده اند دست يابيد؟
9 آيا استدلال متن موازي يا مشابه استدلالي كه به نظر شما اشتباه است هستند؟
نويسنده در ادامه تمريناتي ارائه مي دهد تا خواننده به وسيله آنها مهارت هاي خود را ارزيابي و افزايش دهد.
تاریخ اندیشه ها همچون نمایشی است درسکانسهای زیاد .سه فیلسوف کلاسیک بزرگ؛سقراط وافلاطون وارسطو این سه تن هر یک به شیوه خودبر تمامی تمدن غرب تأثیر گذاشتند. عصر سقراط عصرفن سخنوری در اتن بود.در این زمان سوفسطائیان وارد اتن شدندانها هم به اساطیر کهن به دید انتقاد می نگریستند .انها عقیده داشتند که سوالات فلسفی اگر هم جواب داشته باشد ؛در قدرت بشر نیستکه حقیقت معماهای طبیعت وجهان رادریابد این دیدگاه در فلسفه شک گرائی نامیده می شود .از دید انان حق وناحق معیار مطلقی ندارد.سقراط کوشید نشان دهد که تعدادی از این معیار ها در واقع مطلق و برای همیشه معتبر است .
تفاوت سقراط با سوفسطائیان را باید در همین جمله یافت{یک چیز راخوب می دانم وان این است که هیچ چیز نمی دانم.}او معتقد بود که بینش درست به عمل درست می انجامد.بر خلاف سوفسطائیان اعتقاد داشتقدرت تمییز صواب از نا صواببر عهده عقل ادم است نه جامعه؛زیرا چرا کسی باید به دست خود خود را بدبخت کند.
سقراط مخاطب می شد تا چیزی را به دیگران بیاموزد ؛اظهار نادانی می کرد ات دانایی را به دیگران اموزش دهد .چونان مامائی که دیگران رایاری می دهد تا بینش درست به دنیا اورند.
سقراط راباید خرمگس اندیشه های تنبل دانست.
سقراط شاید اسرار امیز ترین چهره در سراسر تاریخ فلسفه است؛زیرا بدون نوشتن سطریبیشترین تاثیر راگذاشت.
در کتاب شازده کوچولو به این نتیجه می رسیم که آدمهای کوچولو نسبت به خیلی از چیزها آگاهی دارند در حالی که آدمهای بزرگتر این مسائل را به خوبی درک نکرده باشند برخی فکر می کنند که این آدمها چقدر بزرگ هستند در روایات شاده کوچولو به این فکر می افتیم که گاهی وقتها باید ساده باشیم و هر چه به ما تکلیف کنند را باید انجام دهیم در این کتاب بزرگان به پولدوستی متهم می شود منظور از بزرگان آدمهای بزرگ ولی کوچولوها ساده وبی آلایش هستند و تنها از پدران خود تقاضای پول می کنند با اینکه بچه ها نیازمند پول پدران خود هستند باید همه حرفهای انها را گوش بدی این مساله شاید یک معما باشد کوچولو ها مثبت و جالبه هستی
زیباترین آهنگ هستی
« مادر من ! »
مهربان مادر من !
اي من از مهر تو در جامه ي گرم !
اي من از لطف تو در بستر ناز !
هرگز از خويش مرا دور مساز
اي مرا مايه ي ايمان و غرور !
اي نگاه تو پر از گرمي و نور !
اي صداي تو مرا روحنواز !
هرگز از خويش مرا دور مساز !
نازنين مادر من !
صدای عدالت - زنان و ورزشگاه آزادی ـ و بسیاری دیگر که حساسیت داشتند را حذف نمودم
اسطوره به هم پیوند خورده است طالش اساعه ادب را بسیار زشت و ان را نتیجه ذاتی بودن این اصل در وجود انسان می داند او می گوید همه چیز برای خدا انجام می شود حتی بدی و بدرفتاری .
آناکسیماندروس دومین فیلسوف است که معتقد است همه جیز باید از یک نامتنهایی شروع شود و منشائ هر چیز را جوهر اولیه ان چیز می داند و هیچ چیزی از چیز دیگر ایجاد نمی شود مسائل هسته اولیه دارند
پارمنیدس می گوید هر چیزی که در جهان است پیوسته وجود دارد او عقل گرا بود و حواس را خطاپذیر می دانست امپدکلسن منشائ طبیعت را یک عنصر واحد نمی داند بلکه به عقیده وی طبیعت از چهار عنصر آب آتش و خاک و هوا تشکیل شده است او در مورد کینه و مهر نیز می گوید این دو به هم تعارض دارند و چیزی که مهر انها را به هم پیوند میدهد کینه میان انها جدایی می افکند.
آناکساگوراس همچنین چگونگی شکل گیری جهان اولیه قبل از تولید ادم را مورد بررسی قرا ر می دهد و معتقد است جهان از ذرات ریزی که مشاهده نمی شوند تشکیل شده است در زمین چیزی به نام هسته یا درون وجود دارد که باعث نظم و تکامل زمین می گرد این هسته در انسان عقل و شعور نام دارد
برخی مهارت استدلال را در طولانی بودن متن می دانند به شدت انتقاد می کنند چرا که این اقدام کار ا مشکل می کند مشخص نکردن دلایل و نتایج از طریق شاخصه های دلیل و نتیجه .برای مشخص کردن دلیل و نتیجه باید موضوعات مشخص شوند و نتایج و دلایل نیز باید ارزیابی شود
آیااستدلالهایی که دارای مدرک و منبع غیر قابل اعتماد هستندچه تاثیری روی نتیجه گیری متن میگذارند به نظر تامسون منابع غیر قابل اعتماد نتیجه را مخدوش می سازد اطلاعات نباید نتیجه را تحت تاثیر قرار دهد از انجا که برخی اطلاعات مبهم ممکن است روی نتیجه گیری تاثیر داشته باشد توضیحات متن بای منطقی نیز باشد.
در فصل پنجم این کتاب در مورد توانایی به کار بردن زبان بحث می شود که زبان باید چگونه اگر با قدرت بیان فرد همراه شود با دقت استدلالهای مختلف را ارزیابی خواهد کرد استدلال دیگران به درک و فهم دیگران بستگی دارد سطح مهارت در افراد مختلف متفاوت است که تنها از طریق تمرین کردن تقویت و باعث پیشرفت خواهد شد نباید اجباری را بر متن و گفته های خود تحمیل نماییم که ممکن است باعث عقب گرد مهارتهای تکوینی زبان گرد ما باید پیام متن را خوب درک نماییم تامسون تاکید دارد که چیزی را که ممکن است نتیجه را تضعیف نمایدر ا در متن به کار نبرید
خرافات سر رشته در علاقه انسان به پيش بيني اينده و ناديده گرفتن طبيعت دارد. بشر همواره خواسته است تا كمتر از عقل بهره بگيرد‘ ودر اين راستا كم كم اختيار خود رامحدود كرده است.ودل به سرنوشت سپرده است.
طبق اعتقاد يونانيان سرنوشت نتنها بر حيات انسان بلكه بر تاريخ جهان نيز فرمان مي راند.اين اعتقاد هنوز نيز وجود دارد .بيماري نيز به خدايان نسبت داده مي شد پس شفا هم دست انان بود.
همزمان با فلسفه پزشكي هم به يونان راه يافت و پزشكان سعي كردند براي تندرستي وبيماري علل طبيعي بيابند.از پيشگامان انان بقراط است. او سلامتي رادر زندگي سالم وطبيعي و بيماري را در خروج طبيعت از وضعيت عادي به خاطر به هم ريختن توازن جسماني مي دانست.
استفاده از اساتید بزرگی مانند شما در فرایندهای مسائل و تحولات سیاسی و اجتماعی برای ما و نظام مفید می باشد.
با تشکر حتما پاسخ دهید .
نظریه اتم
دموكريتوس با پيشينيان خود هم رأي بود كه دگرگوني هاي طبيعت بدين سبب نيست كه هر چيزي به راستي تغيير مي كند.بنابراين فكر كرد كه اشياء از قطعات ريز ونامرئي تشكيل شده است‘ كه جاودانه وتغيير ناپذير هستند و انها را اتم خواند.اين اتمها قرص ومحكم هستند ولي همشكل نيستند.
انها قلاب وار در فضا به هم متصل مي شوند درست مثل قطعه هاي لگو.
او يك ماده گرا بود و معتقد بود انسان روح جاودان ندارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
1) هیج کسی از حال دیگری خبر ندارد و این که وی چه می کند و چه دوست دارد دنبال چه میگردد در گذر زمان همه چیز در حال تغییر کردن می باشد و این که نیاز های هر قشر در هر متفاوت است.
2) وقتی که شخص از همه جا بریده است به دو راه حل دارد یکی اینکه به استعداد ها و توانایی های خویش پناه ببرد یا این که منتظر یک فرد باشد که در آخرین لحظه به فریاد انسان برسد.
3) راه از پیش تعیین شده برای انسان که مادی نمی باشد و امسان باتکیه بر اختیارخویش بدان میرسد.
4) دور شدن از معنویات و حرکت به سمت مادیات و دیدن همه چیز از آن دیدگاه.
5) خیر و شر موجود در ذات انسان که از کوچکی با توجه به هر کدام می توان مورد در نظر گرفته شده را رشد و توسعه داد.
6) خوش بین و بدبین بودن شخص و این که در چه شرایطی چه نگرشی داشته باشید.
7) یکنواختی و روزمرگی رفتن ها و آمدن ها بدون هیچ تاملی که پسندیده نیست.
8) این که هر چیزی خوبی و بدی دارد اما تفاوت در میزان آنها می باشد و این ما هستیم که بر اساس دانسته ها تشخیص می دهیم که کدام خوب و کدام بد می باشد.
9) بر ظاهر قضاوت نکنید که هیج وقت ملاک کامل و جامع نمی باشد.
10) از هر کسی به اندازه توانش کار بخواهیدنه بیشتر و نه کمتر تا شما دوست بدارند.
11) آینه هر چیزی رو که در درون آن باشد نشان می دهد پس زیبا کردن خویش کار های خوب انجام دهیم.
12) سر خویش را کلاه کذاشتن با انجام یک اشتباه اشتباهات بعدی را انجام بدهیم.
13) انسان همواره دو بعد مادي و معنوي را در سايه سار خودهمداستان است. گاه و باز هم گاه است كه بيشتر ما انسان ها به دنبال آنيم كه نه از براي آنيم و به دنبال چيزي هستيم كه آن بايد از پس ما باشد و بعد معنوي و جاودانه ي انسان را زماني به ياد مي آوريمو زمانی ب یاد می آوریم که دیر شده است.
14) دنیا مزعه آخرت می باشد پس کشت کن تا آن موقع برداشت کنی.
15) هر کسی را بهر کاری ساختن ولی هر کاری برای شخص مورد نظر نمی باشد.
16) وجود جامعه گذرا و اوضاع مورد نظر آن شرایط هر کسی که موفق تر می باشد بیشتر به یاد می ماند.
17) چه دردي است در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن.
دوری و دوستی های اجباری این جا معنا میابد.
18) این دغل دوستان را که می بینی مگسانند گرد شیرینی دارند.
19)خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو (البته بعضی وقت ها).
20) اگاهی کامل داشتن در انتخاب هر چیزخوب می باشد.
21 ) تمام ما نام انسان را با خود یدک میکشیم اما آیا واقعا از اسباب و وسایل آن نیز برخورداریم ؟ انسان بودن لازمه اش ایثا ر، گذشت ، فداکاری ومحبت وهزاران رقتار انسانی دیگر است اما انسان به داشته های خویش مغرور بوده ودر حسرت چیزی است که در اختیار او نیست .این که چاپلوسی و دروغ زندگی بشری را فرا گیرد و تمام رفتار انسان پر باشد از مایه های مادی ما را به یاد یوم حساب نمیدانم که چرا نمی اندازد .این از ویژگی های بارز ما شده است که در اغلب موارد توان درک و هضم طرف مقابل را نداشته و همواره به دنبال طرد آنیم.
22) گذر زمان و تغییر همه چیز عوض شدن همه.
23) زندگي ماشيني و سريع السير امروز باعث شده همه چي ”ساندويچي“ بشه ، حتي مهر و محبت و ... فقط در حد رفع تكليف.
24)عشق حل کننده همه مشکلات می باشد پس دنبال معشوق خویش باش تا مشکلاتت حل شود.
25و26و27) این که انسان بعضی وقت ها محبت و احساس را سر لوحه کار هایش قرار دهد. الباقی داستان هم شرح فراغ است و غم هجران كه كم و بيش هممون يه جورايي تو زندگي دچارش شديم...
1) موضوع اصلی : شکل گیری بهائیت در ایران زمان محمد شاه قاچار
2) مسئله: بررسی نقش مذهب در کسب قدرت
3) سئوال اصلی: تاثیر بهائیت بر روی آزمایش کننده و آزمایش گر
4) سئوال فرعی: الف) ابعاد تاریخی و سیاسی
ب) رابطه بهائیت و کسب قدرت و نحوه نگرش بر این موضوع از سوی دو طرف
5) مفروض: مذهب به عنوان عامل تاثیر گذار در حل مسئله مورد نظر
6) روش یابی: تحلیل تاریخی
7) ضرورت و اهمیت: واقع شدن ایران در یک شرایط خاص ژئو پلیتیکی در منطقه سبب شده تا بروز جنگ و کشمکش بین دو گروه رقیب ( داخلی و خارجی) بصورت طبیعی در آید.
در این بین هر گروه با استفاده از حیلت هایی سعی در کنترل اوضاع به نفع خویش می باشد.
نقش مذهب به عنوان یکی از این عوامل کنترل زا بسیار مهم می باشد که از سوی نخبگان هر گروه کشف می شود و در صدد استفاده از آن بر می آید که در نتیجه آن هرج و مرج فرا گرفته در منطقه مورد استفاده می باشد .
این مقاله با روشن کردن این موضوع و بررسی واقعه مد نظر سعی در تحلیل ایدئولوژیک مسئله مطرح شده دارد و در قسمت نتیجه گیری نظرات صاحب نظران را می آورد.
اگر مشکلی در پلان مذکور می باشد از صاحب نظران تقاضا می شود که آن را بیان کنند.
وقتي سراغ فيلسوفان مي رويم يادمان باشد كه:مهم نيست كه چه مي انديشيدند،مهم انست كه چگونه مي انديشيدند.فيلسوفان طبيعي خود رااز مذهب واسطوره كندندوسعي كردند با مطالعه خود طبيعت رويدادهاي واقعي طبيعي رادريابند.طالساولين فيلسوفي است كه مي شناسيم.او معتقد بود كه منشأ همه چيزها اب است ومي گفت :همه چيز پر از خداست.دومين فيلسوفآناكسيماندروساست.او مي انديشيد كه همه چيزهاي متناهي بايد از يك نامتناهي به وجود امده باشند وخلاصه كلام اينكه گمان همه اين بود كه منشأ تمام چيزها نوعي جوهر اوليه است.اما سوال اينجا بود كه تغيير چگونه صورت مي گيرد ؟
گروهي ديگر به موضوع تغيير توجه كردند وگفتند:هيچ چيز نمي تواند از هيچ چيز به وجود ايد.
پارمنيدسمعتقد بود كه هر چه وجود دارد پيوسته وجود داشته است.البته او حواس را خطاپذير مي دانست وعقل گرا بود.بعد از اوهراكليتوسمي گفت:همه چيز روان استدر گذر است و مي گفت:اضداد ويژگي جهان است.او در ميان اضداد و تغيير مدام طبيعت نوعي هستي يا وحدت مي ديد و انرا خدا يا لوگوس ناميد.
پارمنيدوس وهراكليتوس ضد هم حرف مي زدنددر اين ميانامپدوكلس پيدا شدو گفت منشأ طبيعت يك عنصر واحد نيست بلكه طبيعت از چهار عنصرتشكيل شدهخاك،هوا،اتش،اب.همه چيز تركيب اين چهار عنصر است اما به نسبتهاي گوناگون.او معتقد بود دو نيروي جداگانه در طبيعت در كار استمهروكينمهر چيزها را به هم جوش مي دهد وكين انها را از هم جدا مي كند.او بين نيرو و جوهر هم تميز قائل شد.
امااناكساگوراسمي گفت:جهان از ذرات ريز بيشماري كه به چشم نمي ايد تشكيل شده است،اين ذرات ريز را كه چيزي از همه چيز در درون دارند بذر يا هسته مي ناميد.او معتقد بود كه نظم نيروي به وجود اورتده است و اين نيرو راذهن يا شعور ناميد.
خلاصه کتاب استدلال انتقادی
فصل اول: تجزیه و تحلیل استدلال انتقادی
در این فصل از کتاب به دو مورد از تخصص های مربوط به صورت مسئله می پردازد که این دو مورد عبارتند از 1)شناسایی استدلال ها 2) تشخیص نتایج، دلایل و مفروض ها.
در قسمت اول که مربوط به شناسایی استدلال می باشد ما باید کلماتی که در استدلال ها بکار می رود را شناسایی کنیم که عبارتند از: بنابراین، پس، در نتیجه، باید و...
در این گونه جمله ها عبارتی خبری بیان می شود و دنبال آن یک عبارتی بیان می شود که به جمله قبل خود مربوط می باشد و عقل حکم میکند که آن منطقی است یا نیست
جمله هایی هستند که دارای کلمات نشانگر استدلال نیستند که راه شناسایی آن ها بصورت زیر می باشد:
1) به جمله دقت می کنیم و از خود می پرسیم« بقیه متن اطلاعات اضافی را به من می دهد چرا باید این ها را قبول کنم؟ » اگر جواب منفی است آن عبارت یک استنتاج نیست و چنانچه پاسخ مثبت باشد آن جمله یک عبارت استنتاج است
2) اگر هیچ یک از جملات متن،شامل نتیجه گیری نباشد پس آن متن استدلال نیست زیرا استدلال بدون نتیجه گیری وجودندارد.اگر یکی از جملات نتیجه ای است که یک یا چند دلیل در دنباله متن آن را تایید می کند پس آن متن استدلال خواهد بود.
3) وقتی در متنی با نتیجه گیری مواجه شدید آن را به گونه ای بازنویسی کنید که نتیجه در انتها قرار گیرد و با کلمه«بنابراین»مشخص شود.
تشخیص دلایل و استدلال ها
ما از 3 راه از دلایل استفاده می کنیم که این راه ها عبارتند از:
1) برای تایید نتایج بحث ها( با استفاده از حضور ذهن در قبل)
2) تایید نظریه ها. (با استفاده از جملاتی از قبیل به دلیل این که، از انجایی که، و..)
3)توضیح علت وقوع یک پدیده یا نحوه خاص عملکرد یک فرد.
ساختار استدلال:
هر استدلال دارای دلایلی می باشد که هر کدام از این دلایل می تواند اثبات کنندنتیجه انتهایی باشند و شاید هر کدام به کمک دلیلی دیگر نتیجه مورد نظر را اثبات کنند
انواع دلایل:1) دلایل مستقل
2) دلایل مشترک
3) دلایل اصلی
4) دلایل اضافی
انواع نتایج:ما دو دسته نتیجه را در این مورد در نظر گرفته ایم:
1)دلایل اصلی
2)دلایل میانی
تشخیص مفروضه ها:با استفتده از فرض های بسیاری در طول روز می توان استدلال های بیشماری را در طول روز بکار برد که بصورت حدسی می توانند باشند که به روشنی و صداقت ابراز شده اند. ما در استدلال به کمک فرضیه می توانیم درستی یا نادرستی نتیجه گرفته شده را اثبات کنیم. ما دو نوع فرضیه داریم که یکی ممکن است بعنوان زیر بنا ی دلایل ما باشند و دیگری بعنوان دلایل یا نتایج بیان نشده.
فصل دوم: ارزشیابی استدلال
ارزشيابي درستي دلايل ومفروضات
گاهي ممكن است در ارزيابي صحت جمله ها به استناد به مراجع نياز داشته باشيم.
در مواقعي كه به اطلاعات كارشناسانه نيز نيازمنديم بايد به مراجع اتكا كنيم.
اعتبار مراجع
در ارزيابي اعتبار مراجع با توجه به شرايط در مورد احتمال درستي يانادرستي آن اظهار نظر ميكنيم .در اين جا خلاصه اي از سوالات مهم در مورد اعتبار شهادت و اعتبار مراجع يا متخصصان وجود دارد كه بايد د رهنگام شنيدن يك استدلال از خود پرسيد :
1) آيا در مورد اين شخص احتمال دروغگفتن، عدم ارائه ي اطلاعات كاملا مرتبط و يا احتمال تلاش در جهت گمراه كردن ما وجود دارد ؟
2) آيا اين فرد در مورد موضوع مورد نظراز تخصص برخوردار است ؟
3) آيا اين قضاوت فرد ناشي از تاثير احساسات او نبوده است ؟
4) آيا مدرك ديگري از ساير منابع وجو دارد تا اظهارات اين شخص را تاييد كند؟
ارزشيابي تاييد نتايج
ما در ارزيابي تاييد نتايج به دنبال آنيم كه آيا نتايج استدلال ها تويط دلايل ارائه شده اثبات ميشوند يا نه؟
و در صورتي كه دليل ارتباطي با نتيجه نداشته باشدمورد قبول قرار نميگيرد. بااين وجود قضاوت در مورد مرتبط بودن دليل براي نشان دادن اينكه دليل مزبور نتيجه را تاييد مي كند كافي نيست .به عبارت ديگر قدرت تاييدي كه دلايل براي نتيجخ ارائه ميدهند متفاوت است. با اين حال دقت درمورد ميزان قوت تاييد امكان پذير نيست و در موارد بسياري ممكن است اه منظور ارزيابي دلايل،سه مورد تاييد قوي،نسبتا قوي،و ضعيفرا براي نتيجه ارائه داده و نياز به درك بيشتري از استدلال داشته باشيم .
تشخيص نواقص استدلال
استدلالي ناقص است كه دلايل ارائه شده در آن نتيجه ي مورد نظر را تاييد نمي كند .
اولين قدم در ارزيابي نواقص استدلال اين است كه نتيجه و مدارك و دلايل ارائه شده ي مربوط به آنرا مشخص كنيم. قبل از خواندن متن ، نتيجه و دلايل را مشخص كنيم .بايد به ياد داشت كه در حين جستجوي نقص ها صحت دلايل را در نظر نمي گيريم .
برخي از راههايي كه از طريق آن استدلال با نقص روبرو ميشود، به قرار زير است:
· نتيجه ي اصلي را مشخص كنيد
· دلايل و همچنين روشي را كه روشي را كه از آن طريق اين دلايل ميتوانند نتيجه ي اصلي را تقويت كنند مشخص كنيد
· در هر مرحله استدلال بپرسيد آيا نتيجه با دلايل ارائه شده تناسب دارد يا خير؟
ارزشيابي شواهد و مدارك بيشتر
داشتن توانايي ارزشيابي تاثي مدارك اظافي ارزشمند است زيرا مردم همواره از طريق مبادله اطلاعات جديد بايكديگر به بحث و گقتگو در مورد استدلال هاي يكديگر مي پردازند
وقتي كه مدرك جديد را مطابق با موضوع خود مي بينيم بايد در نظر بگيريم كه آيا اين مدرك متضاد با عقيده ي قبلي است يا موافق آن است .يعني علاوه بر در نظر گرفتن احتمال تضعيف استدل توسط مدركاظافي، احتمال تقويت آنرا نيز در نظر داشته باشيم .
بررسي تبيينها
برخي استدلال ها به جاي متقاعد كردن براي پذيرش يك نتيجه ي خاص سعي دارند تا چيزي را كه ما قبلا آنرا به عنوان يك حقيقت قبول داشته ايم ، تبيين كنند.آنچه كه ما بايد در مورد تبيين بدانيم درستي آن است اما راههاي مختلفي براي ارزيابي يك تبيين وجود دارد .يكي از اين روش ها بررسي هر گونه ابهامي است كه در رابطه با تبيين است راه دوم جستجوي تبيين هاي ديگر است.
تلخيص مهارت ها ي ارزشيابي
1) نتيجه را پيداكنيد.
2) دلايل و مفروضات بيان نشده را بيابيد.
3) بررسي كنيد كه در ارزيابي صحت دلايل و مفروضات بيان نشده تا چه حد ميتوانيد پيش رويد .
4) آيا خود شما اطلاعاتي داريد كه باعث تضعيف يا تقويت نتيجه شود .
5) آيا متن داراي توضيحاتي است ؟ در اين صورت آيا آنها منطقي هستند ؟ نشان دهيد.
6) اگر معتقديد دلايل و مفروضات به خوبي نتيجه را تاييد نمي كنند آيا ميتوانيد كه مسيري كه داراي چنين نقصي است را نشان دهيد .
فصل سوم: شناسایی مدلول ها
1) شناسايي مدلولها
2) استخراج نتايج
.
1) شناسايي مدلول هاي استدلال
گاهي مدلول هاي استدلال،فراتر از موضوع اصلي آن است.بحث حاضرمي تواند به دو روش اين كار را انجام دهد:
الف) با ارائه ساختاري خاص يا شكلي ويژه كه در استدلالهاي ديگر نيز وجود دارد.
ب) باتكيه بر اصلي كلي كه در موارد ديگر نيز كاربرد دارد.مهارتي كه در پرداختن مدلولهاي استدلال به كار مي رود به عنوان" شناسايي استدلالهاي موازي" و "شناسايي و كاربرد اصول" ناميده ميشود.
o شناسايي استدلالهاي موازي
ارزش چنين مهارتي اين است كه اگر فرد قادر به شناسايي استدلال موازي باشد اين امر به او كمك خواهد كرد تا نقض استدلال را پيدا كند.شخصي كه با اظهار‹ بايد در مورد اين هم بحث مي كردي كه ...›بايك استدلال مخالفت مي كند،اغلب در حال ارائه استدلال موازي است تا نشان دهد در استدلال اصلي ايرادي وجود دارد.
o شناخت و كاربرد اصول
استدلالهاي كه بر اصول كلي متكي بوده،داراي مدلولهايي فراتر از موضوع خود هستند؛چون اين ماهيت،اصل كلي است كه براي بيش از يك حالت قابل اجرا است.
در يك استدلال ممكن است اصول به عنوان دلايل،نتايج يا فرضيات اظهار نشده،به كار برده شوند.در اصول انواع بسياري مطرح مي شوند به عنوان مثال قوانين حقوقي،راهبردهاي اخلاقي،تجربيات تجاري و غيره.
بنابراين هنگامي كه قصد داريم از طريق روند معمول دلايل،نتايج و فرضيات را مشخص كنيم ، بايد اين سوال را از خود بپرسيم كه كدام يك ا ز آنها يك بيانيه يا قابليت اجرايي كلي هستند.
2) استخراج نتايج: يكي از جنبه هاي مهم استدلال،قدرت فراتر رفتن از سطح اطلاعات داده شده،استخراج نتايج از شواهد و درك پيامدهاي سخنان ديگران است
در استخراج نتيجه در مواردي كه شواهد به نتيجه اي اشاره دارد كه ممكن است لازم باشد آنرا باشواهد ديگري نيز بررسي كرد بهتر است كه نتيجه خود را به صورت (( احتمال )) بيان كنيم .
فصل چهارم: دو مهارت در کاربرد زبان
1) توانایی کاربرد زبان با دقت و وضوح تمام
2) توانایی خلاصه کردن استدلال های دیگران
کاربرد روشن و دقیق زبان
در مواردی که عبارت مبهم است ما به پیدا کردن شواهدی در متن نیاز داریم که بفهمیم کدام مفهوم مورد نظر بوده است.مورد دیگر که نیاز به توضیح دارد درجایی است که مقصود ازآوردن یک عبارت آشکارا این بوده است که تمام انواع یک شیء را شامل شود اما چون مقصود نویسنده آشکار شده است بلافاصله مشخص نمیشود که عبارت به طور دقیق چه چیز هایی را دربر می گیرد.
خلاصه کردن استدلال ها
تلخیص کردن به دو طریق به قهم متن کمک میکند : اول اینکه بیان مزالبی به زبان خودتان، شمارا مجبور میکند که ابتدا پیام و مفهوم متنرا به خوبی درک کنید و با آن چه متن میگوید با جدیت برخورد کنید
دوم آن خلاصه نویسی به شما کمک میکند تا با تجزیه ی یک بخش طولانی به قسمت های کوچتر کنترل بیشتری بر آن داشته باشید .
طریقه ی خلاصه نویسی
ابتدا نتیجه ی اصلی را مشخص کنید. سپس دلایل میانی که قصد تایید این مطلب را دارند بیاورید.این ها ممکن است دلایل اصلی یا نتیجه گیری میانی باشند.دراین مرحله سعی کنید به یک یا دو مطلب یا بیشتر که نتیجه گیری اصلی را مستقیما تقویت می کنند بپردازید .
خلاصه ی شما میتواند به شکل زیر باشد
متن سعی داردبه من تقبولاند که...( نتیجه گیری اصلی )...،بنابر این دلایلی که ( نتیجه گیری ملانی/ حد واسط اول )...و...( دلیل اصلی )...و...( نتیجه گیری میانی/ حد وایط دوم ).
وقتی شما این خلاصه ی کوتاه را نوشتید چهار چوبی خواهید داشت که میتوانید استدلال های مفصل تری را نیز در آن بگنجانید.
فصل پنجم: تمرین مهارت های استدلال
پرداختن به متون استدلالي طولاني ممكن است در ابتدا مشكل به نظر برسد اما كاربرد اين مهارتها به طولاني بودن متن ارتباطي ندارد.ما بايد مراحل اصلي را ارائه داده و فهرست تنظيم شده در فصل ۳ را توسعه دهيم:
◄ اولين وظيفه تعيين دلايل نتايج است.شاخص هاي نتيجه( مانند بنابراين و درنتيجه ) و شاخص هاي ديگر (مانند به اين دليل و چون) در انجام اين كار به شما كمك مي كنند.
1) مشخص كردن مفروضات
2) ارزيابي دلايل و زمينه هاي ان
3) آيا اين استدلال مبتني بر مدركي است كه منبع آن غير قابل اعتماد است؟
4) آيا خودتان اطلاعاتي كه باعث تقويت يا تضعيف نتيجه مي شود داريد؟
5) آيا توضيحات متن كه شما آنها را مشخص كرده ايد منطقي هستند؟
6) اگر موارد مشابهي در متن پيدا كرده ايد آيا اين تشابهات صحيح هستند؟
7) بنابر اطلاعات متن آيا مي توانيد به نتايج مهمي كه در متن ذكر نشده اند دست يابيد؟
8) آيا استدلال متن موازي يا مشابه استدلالي كه به نظر شما اشتباه است هستند؟
گاهی مدلولهای استدلالی در مرتبه بالایتر از موضع اصلی قرار می گیرند که از دو طریق می توان با ارایه ساختار های خاص یا شکلی ویژه
مشابهه به استدلال آشنا شد مهارتی که برای پرداخت به مدلولها استدلالی به کار می رود به عنوان شناسایی استدلال موازی و شناخت و کاربرد اصول نامیده می شود شناسایی استدلالهای موازی شناخت و کاربرد اصول است و ما قارد خواهیم بود نقص استدلالها را
پیدا نماییم شناسایی کار برد اصول : استدلالی که به اصول کلی متکی
بود دارای مدلولهای فراتر از موضوع خواهند بود در اصول و قوانین حقوقی
راهبردهای اخلاقی و تجربیات تجاری مطرح می شود.
و مفروضات برای یک متن می پردازد به نظر وی برای ارزشیابی صحیح
دلایل و مفروضات باید راهکارهایی را ارایه دهیم وی مسائلی از جمله
دانش عمومی < اعتبار مراجع به تشخیص نواقص استدلال را مثال می زند
به اعتقاد تامسون استدلالی را ناکافی و ناقص گویند که دلایل آورده شده منتهی به نتیجه دلخواه نشودنواقص یکی از راههای زیر می تواند باشد استدلال کلی گرفتن از دلیل جزئی و پیگیری استدلال بر اساس مدارک ناکافی در تظر گرفتن دلایل زیر مانند بررسی تبیین ها و ابهامات مختلف و همچنینمرتبط با تبیینها و محورهای دیگر !
در فصل اول این کتاب ما به تشخیص و شناسایی استدلالها می پردازیم
تمام استدلالها و ارتباطات شامل دلیل و برهان نیست بلکه گفتارهای زبانی نیز به نوعی وسیله ارتیباط می باشد و کلماتی نیز مانند پس >
بنابراین و باید نوعی نشانگر ارتباط می باشند ارایه اطلاعات اضافی از
سوی متن نشانه استنتاج می باشد و بازنویسی متن در صورت داشتن نتیجه گیری و قرار دادن ان در انتهای متن نوعی استدلال می باشند.
یک استدلال می تواند دلالیل متفاوتی داشته باشد استدلال در برگیرنده مفروضات زیادی نیز می باشد و این فرضیه ها به دلیل موجود به این استدلال اشاره می کند
اساطیر توجیهی بودند برای چیزهائی که مردم نمی توانستند بفهمند.تا اینکه سر وکله فیلسوفان پیدا شد.هدف فیلسوفان اولیه یونان این بود که برای فرایندهای طبیعی توضیح طبیعی،به جای توضیح فوق طبیعی،بیابند.
این راتحول شیوه فکر اساطیری به فکر تجربی و عقلی می خوانند.
تنها کاری که باید بکنیم این است که درون موهای نرم خرگوش هستی فرو نرویم.
تنها چیزی که نیاز داریم تا فیلسوف خوبی شویم قوه شگفتی است.
با نشستهای متعددی که در این زمینه انجام گرفت غربیها به این نتیجه رسیدند که بدون ارائه هیچ پیشنهادی به ایران در خواست تعلیق غنی سازی از این کشور امری معقولانه و امکان پذیر نمی باشد. از طرفی ارائه یکسری پیشنهادات به ایران در قبال تعلیق غنی سازی ، کشورهای غرب و بخصوص امریکا را قادر خواهد ساخت که در صورت عدم پذیرش این پیشنهاد از جانب ایران قدم مهمی در اجماع علیه ایران برداشته و به اعمال تحریم علیه این کشور بپردازند. لذا بسته پیشنهادی از جانب این کشورها تهیه و برای ایران ارسال شد . اما در این میان یک اشتباهی از جانب غربیها رخ داد و ان قرار ندادن مدت زمان پاسخگویی به این بسته پیشنهادی بود که می توان انرا یک اشتباه تاکتیکی قلمداد کرد. این امر موجب شد که دست ایران در پاسخگویی به این بسته باز باشد و ابتکار عمل به طرف ایرانی داده شود یا شاید به قول دیپلماتهای غربی توپ اکنون در زمین ایران می باشد. در ادامه باید منتظر ماند که عاقبت این رمان به کجا ختم می شود.
هر اثر تحقیقی در این مقاله دارای سه رکن می باشد:
۱- مواد سالم و مطمئن که از منابع معتبر و استدلالهای علمی به دست آمده باشد.
۲- شیوه صحیح استدلال
۳- توان علمی محقق برای شناخت روشهای درست تحقیق
مراحل پژوهش:
۱ ) فرضیه و طرح تحقیق
این سوال است که که مبنا و نقطه شروع یک تحقیق قرار می گرد.زمانیکه مجهول و فرضیه تحقیق ساخته شد بایستی برای تحقیق طرحی آماده شود. در طرح تحقیق که قانون کار محقق بحساب می اید ، محدوده کار، اصل مباحث، ابزارها و روش تحقیق و حوزه منابع مطرح می شود.
یکی از نشانه های تحقیق علمی این است که نویسنده بتواند چکیده خوبی از مقاله خود ارائه بدهد. در امر تحقیق ما با مساله ای به عنوان طرح اولیه یا سیاهه ازمایش مواجه هستیم که بسیار پرکنده می باشد وبا کمی تفکر می توانمحورهای تحقیق را در ان مشخص نمود. در این طرح محورهای اصلی و فرعی بحث وان شکل کلی مقاله را به دست ما میدهد.
۲) روش تحقیق
هر نویسنده روش خاصی را برای تحقیق خود انتخاب می کند، اما در کل همه نویسندگان از یکسری قواعد کلی پیروی می نمایند. روش تحقیق دو نوع می باشد : میدانی ، کتابخانه ای
تحقیق میدانی که در رابطه با مسائل علوم تجربی، اجتماعی و جامعه شناسی می باشد در حالیکه تحقیق کتابخانه ای حوزه کار محقق کتابخانه ها و اسناد و مدارک می باشد و با محیط بیرونی کاری ندارد. اصلی ترین ابزار این روش کتاب و امثال ان می باشد. در این روش محقق باید از طریق فیش برداری اطلاعات مورد نیاز خود را جمع اوری نماید.
۳) گرداوری موارد استدلال و منابع تحقیق
پس گذراندن دو مرحله قبل محقق با مراجعه به اطلاعات خود ان مطالبی را که مربوط به فرضیه می باشد بر گزیده ، مرتب می نماید و مقدمات استدلال خود را تشکیل می دهد.
معلوماتیکه محقق در این راستا دارد کافی نمی باشد و بایستی جستجوی خود را از کتابشناسی ها اغاز نماید.
تفاوت بین کتاب و مقاله را می توان در موارد زیر بیان کرد :
حوزه مسائل و موضوعات مقاله محدودتر از کتاب می باشدو زمان کمتری را برای نگارش می گیرد. سرعت انتشار مقاله سبب می شود که مطالب ان سریعتر از مطالب کتاب به دست خوانندگان برسد.
در رابطه با منابع نباید فراموش کرد که اصالت با اعتبار منابع می باشد نه تعدد انها.از طرفی فهرست منابع اعتبار علمی یک نوشته را مشخص می سازد.
۴) تنظیم مطالب و نتیجه گیری
یکی از مشکلات بر سر راه محقق داشتن فیشهای زیاد در رابطه با یک مطلب و عدم توانایی در سامان دهی به انها می باشد . یکی از دلایل شکل گیری این مشکل نداشتن طرح برای تحقیق می باشد و اگر محقق فرضیه ای برای خود داشته باشد و بداند که به دنبال چیست در این حال است که خود مطالب زبان می گشایند و می گویند که باید با انها چه کرد. از دیگر مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد کم توانی افراد در امر تفکر می باشد.
مراحل نگارش:
طرح مقاله: در مرحله نگارش طرح مقاله الزامی می باشد که شامل سه بخش : مقدمه، متن، نتیجه پایانی است.
مقدمه بخشی است که ذهن مخاطب را برای ورود به متن اصلی اماده می کند. متن حاوی مهمترین و اصلی ترین مطالب مقاله می باشد.انچه در نتیجه پایانی یک مقاله مهم است اینکه نویسنده باید نتیجه ای را که از تحقیق خود گرفته به طور روشن بیان نماید.
مستند نویسی : در نوشتن مقاله بایستی از حدس گمان پرهیز کرد و از نوشتن مطالب بدون منبع ویا منبع غیره موثق خودداری نمود. در این راستا نویسده باید خود را از اتهام سرقت ادبی بدور نگهدارد.
ثبت ارجاعات به شیوه پاورقی: پاورقی به یادداشتهای گفته می شود که در پایان صحفه نوشته شده و بوسیله پاره خطی از متن اصلی جدا می شود و دو نوع دارد:
۱- پاورقی توضیحی : این معمولا شامل مطالب تکمیلی است که برای روشن تر شدن مطالب مجمل متن می باشد
۲- پاورقی ارجاعی: برای ذکر سند و منبع مورد استفاده قرار می گیرد.
فهرست منابع: فهرست منابع نمایانگر استفاده نویسنده از کتابها و اثاری است که مقاله یا کتاب با استناد به انها نوشته شده است. در این قسمت تمام مشخصات کتاب نوشته می شود.
چکیده، کلیدواژه، عنوان : چکیده بر اساس طرح تحقیق نوشته می شود و نویسنده به طور خلاصه موضوع مقاله، عناوین بحث، روش کار، نوع منابع و نتیجه را معرفی می نماید. کلیدواژه هم مکمل فایده چکیده می باشد.در پایان مقاله نباید از انتخاب عنوان مناسب برای ان غافل شد. از طرفی این عنوان باید رسا و دور از ابهام و پیچیدگی باشد.
خميني شاهد باش ما اعتراض كرديم؟!
بله اين گنجشك شكاري من و شعاري بود كه بين شعارهاي دانشجويان معترض در جلوي سفارت به گوش ميرسيد.
(سپاهيان محمد در راهند . ما منتظر دو لت ها نمي مانيم . براي اعزام به فلسطين اماده ايم)
دختران و پسران غيوري كه بعضا گذرنامه به دست و كفن پوشيده شعار هيهات من الذله سر ميدادند.
كجايند قلم ها و رسانه ها ي به اصطلاح روشنفكران و اصلاح طلبان چرا خاموش نشسته اند ؟!
كجايند مجامع حقوق بشر و خروارها بند و تبصره چرا خاموش نشسته اند؟!
اري اينجا ديگر پاي جان و پرستيز روشن فكري در ميان است و عقيده نه عقده نه دالي هاي كودكانه و رجزهاي سر ديوار!
كجايند...
حمله و کشت و کشتار را میتوان زیر سانسورهای خبری و هیاهوی بین المللی قایم کرد اما...
اما گروگان گیری سران یک ملت اعم از وزرائ و نمایندگان ان را با هیچ توجیه و یا بند و غربت بازی ای نمیتوان توجیه کرد .
امروز دانشجویان دانشگاههی تهران و مشهد جلوی وزارت دست به اعتراض زدهاند و از داوطلبین اعزام به غزه ثبت نام به عمل اوردند.
دانشجویان جنبش عدالتخواه
جنبش جوانان جهان اسلام
ستاد دانشجوئی حمایت از فلسطین
صندوق دانشجوئی کمک به نابودی اسرائیل
راستش را بخواهید ما مفیدی ها خیلی عقبیم.
موضوع اصلی : تحلیل معنیت گرا انقلاب اسلامی
مفروضات : تحلیل های متعارف : جامعه شناسی ( مارکسیستی و لیبرال ) و سیاسی و اقتصادی نمی توانند بصورت کامل انقلاب اسلامی را تحلیل کنند .
سوال اصلی : ساختار و محتوای متمایز انقلاب سلامی
مساله تحقیق : عوامل غیر مادی : معنویت . عرفان . ارزشها در سیاست اثر گذارند
فرضیه : به دلیل اینکه روش این مقاله توضیح ومقایسه تحلیل های معنویت گراست فرضیه خاص ندارد
ادبیات موضوعی : ادبیات کمی در این زمینه موجود است از آن جمله است تحلیل های : لیلی عشقی
سید مرتضی آوینی . میشل فوکو . حامد الگار
روش : ییان ومقایسه تحلیل های معنویت گرا انقلاب اسلامی