تبليغاتX
روش تحقيق
کاش می شد این کلاس همیشگی بود

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 22:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

کاش می شد این کلاس همیشگی بود

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 22:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

انسان شناسی          معرفت شناسی                هستی شناسی                  فرجام شناسی

انسان شناسی    معرفت شناسی    هستی شناسی            فرجام شناسی 

انسان شناسی  معرفت شناسی   هستی شناسی      فرجام شناسی

 

روایت راوی از اندیشه حلقه های به هم پیچیده ایست که دایره وار در هم فرو رفته اند؛ومرحله به مرحله بزرگتر می شوند.زیرکی راوی وتبحر وی در ارائه ساده تفکرات فلسفی؛وی راکمک کرده است تاابتدا خلاصه ای از تفکر هیوم در مورد انسان را بگوید؛وبا طرح این بحث که هیوم بر خلاف فیلسوفان گذشته فقط به طبیعت نپرداخته در مرحله دوم وارد منیت انسانی وتغییر دائمی ان شده وبحث انسان شناسی هیوم راگسترده تر ساخته و در مرحله سوم از انسان احساسی سخن گفته وبه نا منتها قدم گذاشته است .

در هستی شناسی هیوم ابتدا هستی را به انچه هست محدود کرده ؛سپس به تصورات وتأثیرات گسترده تر کرده است؛ودر اخروارد دنیای وسیع نادانسته ها و تجربه نکرده هاگردیده است.

در معرفت شناسی به گونه ای اغاز کرد که گوئی تجربه واستدلال تجربی همه چیز است پس معرفت محدود به تجربه است.

اما سپس وارد دنیای عقل شده ودایره را وسیع تر کرده است ودر پایان به یک نسبت مطلق در معرفت شناسی رسیده است.

در فرجام شناسی اما نمی توان به راحتی اندیشه هیوم را روایت کرد؛زیرا او هم قبول داشت که ماورائی باشد وخدائی وهم قبول نداشت.قبول داشت زیرا هیچ وقت دو طرف یک قضیه را تجربه نکرده بود ؛اما قبول نداشت زیرا بازهم تجربه نکرده بود.بنابراین میتوان گفت:دایره های فرجام شناسی هیوم مساوی هم اند

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 19:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

پس از مرگ ارسطو اسکندر کبیر با کشور گشائی های خود تمدن یونانی رابه مصر وخاور زمین تا مرزهای هندوستان گسترش داد.واین اغاز عصر یونانیگری بود که تا 300 سال طول کشید.

یکی ازجنبه های مشترک ادیان نوپای دوران یونانیگری اموزه های انها در زمینه رهائی بشر از مرگ است .باید اشاره کرد که :در تمدن تازه؛اخلاقیات برنامه کار اصلی فلاسفه شد.

کلبیان=خوشبختی حقیقی در گذشتن از مواهب ظاهری است.

رواقیان=یک نوع راستی کلی وجود داردکه در حکم قانون طبیعی است.وهمه فرایند های طبیعی تابع قانون طبیعی است.

بزرگانشان مانند سیسرون انسان گرائی را پیش اوردند .

اپیکوریان=لذت برترین نیکی ودرد بزرگترین بدی است .البته لذتهای بزرگتر؛پایدارتروعمیقتربا چاشنی:خویشتنداری؛میانه روی وارامش {هر سه مکتب از اموزه های سقراط سر چشمه گرفت}

ولی چشمگیر ترین روند فلسفی در دوران متأخر یونانیگری مسلماً از فلسفه افلاطون الهام گرفت.بنابر این انرا فلسفه نو افلاطونی می نامند.پلوتینوس بزرگ این مکتب اعتقاد داشت جهان پلی است میان دو قطب یکسو:نوری ملکوتی=وجود یکتا ودر سوی دیگر :تاریکی مطلق.روح از نور وجود یکتا روشنی می یابد؛حال انکه ماده تاریکی است.

عرفان=

پلوتینوس در لحظه های نادری از زندگی خود همجوشی روح خود وخدا رااحساس می کرد.ما ان راتجربه عرفانی می نامیم.

عارف وحدت با خدا یا یکی شدن با او را ازموده است.

(هر قطره به دریا که پیوست دریا می شود؛روح هم سرانجام تعالی می گیرد وخدا می شود)

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 19:20 توسط مجتبي اكبري(2) |

هر اثر علمی- تحيقيق بر سه رکن اساسی استوار است :

1.      مواد سالم و اطمينان بخش که از منابع معتبر علمی به دست آيد و مقدمات استدلالهای علمس را تشکيل دهد.

2.      شيوه صحيح استدلال و روش درست تحقيق که مواد به دست آمده مطابق آن سامان داده شود و به نتيجه منطقی برسد.

3.      عنوان علمی و اجتهادی محقق که روش های درست تحقيق را بشناسد و باذن منطقی خويش، از مقدمات موجود، به نتايج درست سير کند

 

مراحل پژوهش

1.      فرضيه و تحقيق : سؤال نيکو و سنجيده بر زمينه ای از معلومات پيشين ظاهر می شود.

پس از طرح مجهول و تشکيل فرضيه، برای بررسی و اثبات آن، بايد طرح تحقيق ريخته شود. طرح تحقيق در واقع، قانوان کار محقق است و هدف، محدوده کار، رؤوس مباحث، ابزارهای و روش تحقيق، وحوزه منابع را روشت می سازد

در دسته بندی و تنظيم محورها، ممکن است برخی سؤالات ارتباط بيشتری با يکديگر داشته باشند، وزير مجموعه هم به شمار آيند، برخی درهم ادغام شوند و برخی نيز حذف گردند.

به عبارت ديگر، عناوين اصلی و فرعی يا فصول اصلی و فرعی همانها هستند که در طر تحقيق به صورت سؤالات اصلی و فرعی مطرح می شوند و در پايان کار اين طرح قابل تغيير است.

 

2.      روش تحقيق : نويسنده مقاله تحقيقی به تناسب رشته ای که دارد، روش خاصی را در امر تحقيق انشعاب می کند، امّا در عين حال از برخی قواعد و روشهای عمومی نيز استفاده می کند.

بايد گفت از ديدگاهی، روش تحقيق به دو نوع ميدانی و کتابخانه ای تقسيم می شود.

در تحقيق ميدانی، محقق با کاوش در نمونه های عينی و با تفحص و استقرار در گستره ای خاص به نتايج کلی می سد و در بيرون از محيط کتابخانه است.

در تحقيق کتابخانه ای، حوزه کار محقق، کتابخانه و اسناد و مدارک کتابخانه ای مثل کتاب، مجله، عکس و غيره است. در برخی تحقيقات، ممکن است از هر دو روش استفاده شود.

وقتی که محقق از مطالب کتاب خاصی استفاده می کند، اوّلاً بايد از جهت انتساب کتاب و مطالش به نويسنده مطمئن باشد. ثانياً اطمينان حاصل کند که مطالب مورد استفاده، دقيقاً به همان گونه است که نيسنده مزبور نوشته و ارائه کرده است.

علاوه بر استفاده از متون انتقادی، محقق بايد توجه داشته باشد که مطالب خود را از منابع درجه اوّل انتخاب کند نه از منابع درجه دوّم يا چندم. در مطالب گرفته شده از منابع نيز به ديده انتقاد و تدبر بنگرد.

 

3.      گردآوری مواد استدلال و منابع تحقيق : پس از تشکيل فرضيه، نوشتن طرح و انتخاب روش، محقق به خزانه معلومات خويش مراجعه می کند و از ميان داشته ها، آنچه را که ارتباطی با فرضيه و مجهول  وی دارند، بر می گزيند، مرتب می کند و مقدمات استدلال خود را تشکيل می دهد. نکته مهم تری که امروزه در امر تحقيق مطرح است و پيشينيان با آن مواجه نبوده اند، فروانی معلومات و گستره روزافزون اطلاعات است

معلومات عمومی محقق و زمينه های مطالعاتی او، اولين بستر و نخستين منبع در امر تحقيق است، اما به اينها نمی توان بسند کرد، بايد به شيوه درست و علمی، منابع معتبری که مواد تحقيق را در اختطا محقق می گذارند، شناسائی شوند. وجود برخی عناوين در فهرست منابع، نه تنها اعتباری، نوشته مزبور نمی دهد، بلکه از ارزش آن می کاهد، محقق بايد بکوشد که از قديمی ترين منابع و جديد ترين تحقيقات استفاده کند.

 

4.      تنظيم مطالب و نتيجه گيری بسته به موظوع تحقيق و نوع استدلال مربوط به آن، که قياسی با شد، استقرايی و تمثيلی، مقدمات به شيوه خاصی تدارک میگردد که در روشهای تحقيق علوم بايد به آنها پرداخت، اگر محقق فرضيه ای برای خود داشته باشد و بدانها در جستجوی چيست، آنگاه خود مطالب و منابع زبان می گشايند و می گويند که با آنها چه می شود کرد

 

نگارش

1.      طرح مقاله : طرح نوشته شامل سه بخش ؛ مقدمه، متن و نتيجه يا بخش پايانی است.

مقدمه غار دلپذيری است که ذهن خواننده را برای وردود به بخش اصلی متن آماده می کند. بخش ديگر مقاله، متن اصلی يا ذی المقدمه است که حاوی مهمترين و اصلی ترين مطالب مقاله است. نتيجه يا بخش پايانی در انواع مقاله ها تفاوتهايی دارد. در مقاله های عمومی، فرهنگی و ادبی بهتر آن است که مقدمه و متن مقاله به گونه ای پرداخت شود که نتيجه لازم را خود خواننده در پايان مقاله بگيرد. امّا پايان مقاله های تحقيقی از گونه ای ديگر است. اينجا نويسنده بايد نتيجه ای را که از تحقيقات خود گرفته است، بطور روشن و مشخص اعلام کند.

 

2.      مستند نوشتن : در نگارش مقاله- بخصوص مقاله های تحقيقی، محقق بايد در مطالب و مقدمات خود را از  معتبر ترين منابع اخذ کند و در مقاله خود بدان اشاره کند. در ارجاع دادن نبايد افراط کرد. مطالبی که در هر رشته تخصصی جزو اطلاعات عمومی است و همچنين مطالبی که در حوزه اجتهاد محقق و نويسنده قرار دارد و او با تدبر و تجزيه خود به آنها رسيده است. نياز به ارجاع ندارد. ثبت ارجاعات، شيوه های گوناگون دارد که به يکی از آنها يعنی ذکر ارجاع در پاورقی است، اشاره می شود.

 

پاورقی : پاورقی بر دو نوع است :

1.      پاورقی توضيحی : نويسنده در اين نوع پاورقی، به مطالب فرعی میپردازد که دانستن آن برای خواننده مفيد و حتی ضروری است امّا اگر در متن بيايد، موجب گسستگی مطالب می گردد. علاوه بر اين، معنی واژه های دشوار، املای لاتين اسامی خاص و معادل خارجی برخی اصطلاحات نيز در پاورقی های توضيحی می آيد.

2.      پاورقی ارجاعی : پاورقی ارجاعی برای ذکر سند و منبع مورد استفاده نويسنده است. بايد توجّه کرد که اگر منبع مورد استفاده به زبان ديگری مثل عربی و انگليسی باشد، ارجاع هم به همان خط و زبان نوشته می شود.

اگر ارجاع به کتاب لغت، فرهنگ يا دايرة المعارف، ذکر صفحه ضرورتی ندارد اگر قيد بشود ذيل کلمه فلان  يا مادّه فلان کافی است. ارجاع به نسخه های خطی يا ميکروفيلم ها لغت ويژه ای می طلبد. شماره گذاری اين آثار، برمبنای برگه و ورق است نه  صفحه  لذا بايد شماره بزگه را ذکر کنيم و سپس با قيد پشت و رو ( پ يا ر) آنرا مشخص می سازيم. اگر منبع مورد استفاده محقق، مقاله ای باشد که در يک مجله، نشريه ، يا مجموعه ای چاپ شده است. نام مقاله داخل گيوم "-" قرار می گيرد و نام مجله يا مجموعه و شماره آن بعد از نام نويسنده و مترجم مقاله می آيد.

 

فهرست منابع :

نماينگر استفاده مؤلف و محقق از کتابها و آثاری است که مقاله يا کتاب با استناد بدانها نوشته شده است . تنها منابعی در اين فهرست ذکر می شود که در پاورقی ها آمده. فهرست منابع به صورت الفبايی تنظيم می شود. در فهرست منابع، تمام مشخصات منبع ذکر می شود.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 17:35 توسط مجتبي اكبري(2) |

                                    حقیقت

          جهان محسوسات.....................عالم مثال

               {روان}                           {جاودان}

افلاطون در پی کشف رابطه میان انجه از یک سوجاوید و تغییر ناپذیر است وانچه ازسوی دیگر روان است بود.

افلاطون عقیده داشت که هر چیز ملموس در طبیعت روان است پس جوهری وجود نداردکه تجزیه نشود.ولی جیزهائی که از قالب یا صورت بی زمان ساخته شده اند جاودانه وتغییر ناپذیرند .

او در شگفت شد که چگونه همه پدیده های طبیعی چنان شبیه هم اند و نتیجه گرفت:در پشت هر پدیده طبیعت {الگوئی}جاودانی و تغییر ناپذیروجود دارد . این پندار شگرف نظریه مثل افلاطون نامیده می شود.

شناخت حقیقی:

ما قادر نیستیم از چیزی که پیوسته در حال تغییر است شناخت حقیقی پیدا کنیم .شناخت حقیقی فقط از چیزهائی ممکن است که با عقل خود تشخیص می دهیم.

روح در جسم حلول می کند =/مثال های عالم بالا را فراموش می کند.../صورت های جهان رامی بیند..../کم کم در او حسرت بازگشت ایجاد می شود .../پس دستخوش شوق بازگشت به اصل راستین خود می شود.این اتفاق برای همه غارنشینها نمی افتد بعضی ها به سایه ها می چسبند.

دولت فیلسوفان:افلاطون معتقد بود که مدینه فاضله انجاست که حکیمان حاکمند.

جسم                  روح                   فضیلت                   دولت

سر                     عقل                     دانائی               حکمرانان

سینه                   اراده                      شهامت              پاسداران

شکم                   اشتها                     اعتدال              زحمتکشان

حکومت او بر مبنای خرد بود پس زنان هم به اندازه مردان قدرت حکومت دارند.

بیش از دو هزار سال است که نظریه های اومورد بحث وانتقاد است.نخستین کسی که به این کار پرداخت شاگرد از اکادمی او به نام ارسطو بود.وی سومین فیلسوف بزرگ اتن است.

ارسطو

ارسطو عکس افلاطون می گفت:چیز هائی که در روح انسان است بازتاب اشیاءطبیعی است .پس جهان حقیقی همهن جهان طبیعت است. اودر کنار احترام به اندیشیدن به یاری عقل بالاترین میزان واقعیت را ادراک با حواس

میداند.او معتقد بود :جوهر عنصر سازنده اشیاء است وصورت ویژگیهای خاص ان چیز.

هر چیز در طبیعت استعداد ان را دارد که صورت خاصی را از قوه به فعل اورد.

ارسطو چهار علت رادر طبیعت بر می شمرد :علت مادی /علت فاعلی/علت صوری/ومهمتر از همه علت غائی:

مثلا علت غائی باران نیاز حیوانات ونباتات به اب برای رشد است .

منطق:

منطق ارسطو خانه تکانی در اطاق طیعت است ؛دسته بندی هر چیزدر مقوله خود؛استفاده از قانون برهان .

اخلاق=اعتدال .در سیاست هم همینطور. او سه نوع کشور داری شایسته را بر می شمرد:

حکومت پادشاهی=/اگر به استبداد منجر نشود.

حکومت اشراف=/اگر به الیگارشی منجر نشود.

حکومت دموکراسی =/اگر به سلطه اوباش منجر نشود.

ارسطو بر خلاف افلاطون عقیده داشت زنان از جهاتی ناکامل اند.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 10:53 توسط مجتبي اكبري(2) |

تاریخ اندیشه ها همچون نمایشی است درسکانسهای زیاد .سه فیلسوف کلاسیک بزرگ؛سقراط وافلاطون وارسطو این سه تن هر یک به شیوه خودبر تمامی تمدن غرب تأثیر گذاشتند. عصر سقراط عصرفن سخنوری در اتن بود.در این زمان سوفسطائیان وارد اتن شدندانها هم به اساطیر کهن به دید انتقاد می نگریستند .انها عقیده داشتند که سوالات فلسفی اگر هم جواب داشته باشد ؛در قدرت بشر نیستکه حقیقت معماهای طبیعت وجهان رادریابد این دیدگاه در فلسفه شک گرائی نامیده می شود .از دید انان حق وناحق معیار مطلقی ندارد.سقراط کوشید نشان دهد که تعدادی از این معیار ها در واقع مطلق و برای همیشه معتبر است .

تفاوت سقراط با سوفسطائیان را باید در همین جمله یافت{یک چیز راخوب می دانم وان این است که هیچ چیز نمی دانم.}او معتقد بود که بینش درست به عمل درست می انجامد.بر خلاف سوفسطائیان اعتقاد داشتقدرت تمییز صواب از نا صواببر عهده عقل ادم است نه جامعه؛زیرا چرا کسی باید به دست خود خود را بدبخت کند.

سقراط مخاطب می شد تا چیزی را به دیگران بیاموزد ؛اظهار نادانی می کرد ات دانایی را به دیگران اموزش دهد .چونان مامائی که دیگران رایاری می دهد تا بینش درست به دنیا اورند.

سقراط راباید خرمگس اندیشه های تنبل دانست.

سقراط شاید اسرار امیز ترین چهره در سراسر تاریخ فلسفه است؛زیرا بدون نوشتن سطریبیشترین تاثیر راگذاشت.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 16:47 توسط مجتبي اكبري(2) |

خرافات سر رشته در علاقه انسان به پيش بيني اينده و ناديده گرفتن طبيعت دارد. بشر همواره خواسته است تا كمتر از عقل بهره بگيرد‘ ودر اين راستا كم كم اختيار خود رامحدود كرده است.ودل به سرنوشت سپرده است.

طبق اعتقاد يونانيان سرنوشت نتنها بر حيات انسان بلكه بر تاريخ جهان نيز فرمان مي راند.اين اعتقاد هنوز نيز وجود دارد .بيماري نيز به خدايان نسبت داده مي شد پس شفا هم دست انان بود.

همزمان با فلسفه پزشكي هم به يونان راه يافت و پزشكان سعي كردند براي تندرستي وبيماري علل طبيعي بيابند.از پيشگامان انان بقراط است. او سلامتي رادر زندگي سالم وطبيعي و بيماري را در خروج طبيعت از وضعيت عادي به خاطر به هم ريختن توازن جسماني مي دانست.

در پايان بايد گفت:مسير حركت فيلسوفان در تاريخ به سمت آزادسازي انسانها از بند خرافات و به راه انداختن جريان تعقلي در تاريخ بوده است
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 13:21 توسط مجتبي اكبري(2) |

  نظریه اتم                                                                                                                                

دموكريتوس با پيشينيان خود هم رأي بود كه دگرگوني هاي طبيعت بدين سبب نيست كه هر چيزي  به راستي تغيير مي كند.بنابراين فكر كرد كه اشياء از قطعات ريز ونامرئي تشكيل شده است‘ كه جاودانه وتغيير ناپذير هستند و انها را اتم خواند.اين اتمها قرص ومحكم هستند ولي همشكل نيستند.

انها قلاب وار در فضا به هم متصل مي شوند درست مثل قطعه هاي لگو.

او يك ماده گرا بود و معتقد بود انسان روح جاودان ندارد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:27 توسط مجتبي اكبري(2) |

وقتي سراغ فيلسوفان مي رويم يادمان باشد كه:مهم نيست كه چه مي انديشيدند،مهم انست كه چگونه مي انديشيدند.فيلسوفان طبيعي خود رااز مذهب واسطوره كندندوسعي كردند با مطالعه خود طبيعت رويدادهاي واقعي طبيعي رادريابند.طالساولين فيلسوفي است كه مي شناسيم.او معتقد بود كه منشأ همه چيزها اب است ومي گفت :همه چيز پر از خداست.دومين فيلسوفآناكسيماندروساست.او مي انديشيد كه همه چيزهاي متناهي بايد از يك نامتناهي به وجود امده باشند وخلاصه كلام اينكه گمان همه اين بود كه منشأ تمام چيزها نوعي جوهر اوليه است.اما سوال اينجا بود كه تغيير چگونه صورت مي گيرد ؟

گروهي ديگر به موضوع تغيير توجه كردند وگفتند:هيچ چيز نمي تواند از هيچ چيز به وجود ايد.

پارمنيدسمعتقد بود كه هر چه وجود دارد پيوسته وجود داشته است.البته او حواس را خطاپذير مي دانست وعقل گرا بود.بعد از اوهراكليتوسمي گفت:همه چيز روان استدر گذر است و مي گفت:اضداد ويژگي جهان است.او در ميان اضداد و تغيير مدام طبيعت نوعي هستي يا وحدت مي ديد و انرا خدا يا لوگوس ناميد.

پارمنيدوس وهراكليتوس ضد هم حرف مي زدنددر اين ميانامپدوكلس پيدا شدو گفت منشأ طبيعت يك عنصر واحد نيست بلكه طبيعت از چهار عنصرتشكيل شدهخاك،هوا،اتش،اب.همه چيز تركيب اين چهار عنصر است اما به نسبتهاي گوناگون.او معتقد بود دو نيروي جداگانه در طبيعت در كار استمهروكينمهر چيزها را به هم جوش مي دهد وكين انها را از هم جدا مي كند.او بين نيرو و جوهر هم تميز قائل شد.

امااناكساگوراسمي گفت:جهان از ذرات ريز بيشماري كه به چشم نمي ايد تشكيل شده است،اين ذرات ريز را كه چيزي از همه چيز در درون دارند بذر يا هسته مي ناميد.او معتقد بود كه نظم نيروي به وجود اورتده است و اين نيرو راذهن يا شعور ناميد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 10:29 توسط مجتبي اكبري(2) |

اسطوره در زمینی می روید که علم نیست.اسطوره داستانی است درباره خداوند و اینکه حیات چرا به این گونه ای است که هست.

اساطیر توجیهی بودند برای چیزهائی که مردم نمی توانستند بفهمند.تا اینکه سر وکله فیلسوفان پیدا شد.هدف فیلسوفان اولیه یونان این بود که برای فرایندهای طبیعی توضیح طبیعی،به جای توضیح فوق طبیعی،بیابند.

این راتحول شیوه فکر اساطیری به فکر تجربی و عقلی می خوانند.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 10:34 توسط مجتبي اكبري(2) |

بهترین راه نزدیک شدن به فلسفه پرسیدن چند سوال فلسفی است (زیستن چگونه اغاز شد؟چگونه باید زیست؟)اما چیزی که این سوالات رابی پاسخ می گذاردعادت است.

تنها کاری که باید بکنیم این است که درون موهای نرم خرگوش هستی فرو نرویم.

تنها چیزی که نیاز داریم تا فیلسوف خوبی شویم قوه شگفتی است.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 9:58 توسط مجتبي اكبري(2) |

موضوع:جهانی شدن و هویت فرهنگی ایران اسلامی

 

     مسئله اصلی:تاثیر جهانی شدن بر هویت فرهنگی ایران اسلامی چیست؟

سوالات اصلی:1)هویت وعوامل تشکیل دهنده ان چیست؟

2)جهانی شدن واثاران چیست؟

3)نسبت منطقی این دو کدام است؟

ضرورت مقاله:امروزه موج جهانی شدن مانند تسونامی،تمام ساحل نشینان د نیای مدرن را وحشت زده کرده است.وحشت ازویران شدن ساختارهای اقتصادی نوپا،وحشت از شکستن سدهای قدرت سیاسی ومهمتر از همه گمشدن هویت های مختلف در میان امواج جهانی شدن است.دقدقه بسیاری از سیاست مداران دنیای کنونی این است که روزانه موج وسیعی از شکلها ،باورها ورفتارهای فرهنگی بیگانه باهویت ملی از طریق تکنولوژی وارد خانه وخون یک ملت می شود وخود را در تمام عرصه ها مانند کار ،تفریح،ورزش ،فعالیتهای اجتماعی دیگر ،کوچه وخیابان،مدرسه ودانشگاه ودر شکلهای مختلف از مد لباس یا شیوه زندگی وتعاملات اجتماعی نشان می دهد.

ما در زمانه ای زندگی می کنیم که موجودیت (فاعل شناسا)واستعداد بازنمایی ان به شدت به مخاطره افتاده است و عده ای نیز پا را فراتر از ان گذاشته وخبر از مرگ انسان(سوبژه)میدهد.این تبیین و توصیفی است از معنای بحران هویت.

مفروضات:1)بخشی از اداب ورسوم ملی ومذهبی ما در نوع لباس،روابط اجتماعی و…هویت ما راشکل می دهند.

2)شاخصه های فرهنگ ملی_مذهبی ما در سالهای واضطراب واحساس اخیر دچار تغییراتی شده است.

3)این تغییرات اثار مستقیم و یا غیرمستقیم جهانی شدن است.

ادبیات موضوعی:1)پارادایم دو جهانی:جهان واقعی ومجازی و در نهایت بحران هویت 2)جهانی شدن نوعی فرایند دیالکتیکی راسبب میشود:ازادی واضطراب،واحساس

موقتی ومتغیر بودن.3)چهل تکه گی:شناخت در پراکندگی وگستردگی هویت های چند گانه.4)(اندرسون):«تعامل بین بیولوژیک،الکترونیک»،(انسان وتکنولوژی):فرد تک مرکزی تبدیل به یک فرد چند مرکزی می شود و باعث ضعف لایه های هویتی او می شود.

5)(هابرماس):تاکید بر ویژگی های ژنتیکی:ژن ساخته شده وژن طبیعی تفاوتهای هویتی را در جامعه به وجود می اورد .

فرضیه:جهانی شدن یک مفهوم خنثی نیست.

مفهوم سازی:الف-1 گره خوردن جهان به  حلقه تکنولوژی:1)سرعتارتباطات2)ایجاد یک جهان مجازی وغلبه مجاز بر حقیقت 3)ایجاد یک فرهنگ ماشینی.

الف-2جهانی شدن وارتباطات نظری وایجاد گفتمانهای جدید.

الف-3در خطر بودن اینده هویت فرد،هویت یک منطقه ،هویت تمدنی مثل هویت معماری،نقاشی،هویت شهری و...

ب:مثل فرهنگ ژاپنی که امروز تحت الشعاع تکنولوژی جدید وارتباطات به راحتی در موج فرهنگ غربی گم شده است و لا ا قل در ظاهر قابل تمایز از فرهنگ غربی نیست و یا کشورهای حاشیه خلیچ فارس مانند امارات،کویت و ... که به سرعت به سمت غربی شدن پیش می روند .

روش یا متدولوژی:توصیفیُ،تبیینی با اتکاء به قیاس منطقی

منبع یابی:منابعی که تا کنون یافته ام :1)گل محمد ی ،احمد،جهانی شدن ،فرهنگ،هو یت،تهران ،نشرنی،چاپ دوم،1383

2)مجموعه مقالات،هویت ملی وجهانی شدن،تهران،موسسه تحقیقات وتوسعه علوم انسانی،چاپ اول،1384

بقیه منابع در مقاله درج خواهد شد.

از استاد تقاضامندم اشکالات این (پلن)را در قسمت نظرات گوشزد نمایند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 20:53 توسط مجتبي اكبري(2) |

مدتهاست که در ایران سخن از این است که بورس اوراق بهادار جای خوبی برای سرمایه گذاریست.

هرچند سرمایه ای نداشتم،ولی گفتم:سرزدن به سالن بورس که هر وقت سخن از پیشرفت اقتصاد مملکت است نام ان می درخشد،باید جالب باشد.

از طرفی می دانستم که قم سالن بورس دارد،قبلا در بلوار عمار یاسر، پارچه نوشته -ای دیده بودم با عنوان (سالن بورس). لذا به انجا رفتم ،اماخبری نبود.

از یکی از مغازه داران پرسیدم گفت:به خیابان باجک منتقل شده است.

به خیابان باجک رفتم و از چندین نفر مغازه دار پرسیدم اما هیچکدام نمی دانستند بورس کجاست.جالب تر انکه از یک مغازه دار پرسیدم بورس کجاست،

گفت :بورس چیست؟!

اخر سر تصمیم گرفتمبه بانک بروم و از انها بپرسم ولی انها هم اطلاعی نداشتند.

به دفتر روزنامه اطلاعاتدر کنار بانک مراجعه کردم،گفتم شاید بورس پیام تبلیغاتی به انها داده با...امانه انها هم نمی دانستند.انها نیز مرا به سازمان اقتصاد اسلامی که روبروی دفتر بود ارجاع دادند.در کمال شگفتی!

سازمان اقتصاد اسلامی هم دقیقا نمیدانست بورس کجاست!

اخر سر مجبور شدم با ۱۱۸تماس بگیرم . شماره بورس قم را گرفتم وبا بورس قم تماس گرفتم ،گفتم شاید انهابدانندکه بورس چیست؟واحتمالا از محلش خبر داشته باشند.!

اخر این ضرب المثل به بورس فم هم رسید :سالی که نکوست از بهارش پیداست.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 10:23 توسط مجتبي اكبري(2) |

غالبا جامعه ها از راه گرایش صد در صد به باطل،به گمراهی کشیده نمی -شوندبلکه از راه افراط در یک حق به فساد کشیده می شوند.*

اینکه انحطاط و زوال جوامع به چه عواملی بستگی دارد،از دیر باز مورد توجه اندیشمندان بوده است.در میان نظریات مختلف ،این جمله استاد مطهری ،نظر مرا به خود جلب کرد.

جمله واندیشه ای که مصداق های زیادی در گذشته وحال داشته است ودارد.

خود استاد مطهری به عنوان مثال: اصرار بر عبادت را مطرح می کند وبه عنوان نمونه از برخوردتند امام علی(ع)باکسانی که فقط در مسجد کوفه به عبادت مشغول بودند،یاد میکند.

اما من مارکسیستها را مثال می زنم که بیش از اندازه بر برابری و مالکیت عمومی تاکید کردند.و همین یکی از دلائل سقوط انها بود.

ویا دنیای غرب که امروز مقوله آزادی رادر حد افراط ان در پیش گرفته است.

اما باید از خود بپرسیم :آیا ما نیز بر حقی اصرارودر حقی افراط می کنیم که ممکن است گمراه کننده باشد؟

یادمان نرود که اسلام دین اعتدال است نه افراط .


*مرتضی مطهری،انسان کامل(تهران،قم:صدرا،۱۳۸۳)،۳۶.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 18:38 توسط مجتبي اكبري(2) |

 ساختار استدلال:

دلائل موجود در استدلال ممکن است از چند طریق با هم متناسب با شند.گاهی تنها یک دلیل در تایید نتیجه وجود دارد . به عنوان مثال :

(پاروتی)لاغر تر است ،بنابر این احتمالا او رژیم غذائی دارد .

در موضوع اصلی ما در موضوع پاروتی دو دلیل وجود دارد :

دلیل ۱) وزن کسانی که رژیم غذائی دارند کاهش می یابد .

دلیل ۲)وزن پاروتی کم نشده است .

استدلال می تواند دارای سه چهار و یا تعدادی دلیل باشد .

تشخیص مفروضها:

منظور ما از کلمه فرض در استدلال بیشتر اشاره دارد به مفروضهائی که تلویحا بیان می شود . در واقع از اصطلاح فرض برای اشاره به مطلبی که به صراحت بیان نمی شود استفاده می کنیم و همچنین در صورتی که در استدلال نیز کلمه خاصی برای اشاره به این نوع فرض وجود نداشته باشد .

اما در این فصل به دنبال دو شیوه مهم عملکرد مفروضها در استدلال هستیم

(۱)حمایت از دلائل اصلی ارائه شده در استدلال .(۲)به عنوان گامی نامرئی در استدلال.

فصل دوم <ارزشیابی استدلال>

خلاصه اجزاء استدلال: (در اینجامهمترین نکات فصل قبل یاداوری می شود )

(۱) استدلال دلیل یا دلائلی را در تاکید نتیجه بیان می کند .

(۲)نتائج ممکن است حقیقتی فرضی را بیان کند :*رانندگی بعد از مصرف الکل خطرناک است.*توصیه کند شما نباید رانندگی کنید .

(۳)نتائج استدلال ها با کلمه <در نتیجه>و یا کلمه <بنا بر این>مطرح می شود ،وبعضی دیگر از این کلمه ها استفاده نمی کنند .

(۴)نتیجه نباید حتما آخرین جمله استدلال با شد ،نتائج میتوانند در هر جای استدلال گنجانده شوند .

(۵)استدلال ممکن است دارای فرضهای بیان نشده ای باشد ،یعنی اقلام اطلاعاتی ویا نظریه هائی که به وضوح در بحث بیان نشده است ،اما رسیدن به نتیجه مبتنی بر انها است .

(۶)استدلال ها ممکن است دارای ساختار بسیار متفاوتی باشند .مثلا:*دلیل نتیجه را تایید میکند .*دو دلیل ویا بیشتر با هم یک نتیجه را تایید می کند .*دو دلیل ویا بیشتر هر کدام به طور مستقل نتیجه را تایید می کند .*دلیل ویا دلائلی که نتیجه مبانی را تایید می کنند ،و انگاه این نتیجه یا به خودی خود ویا همراه با دلائلی دیگر برای تایید نتیجه اصلی به کار می رود .

 

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 18:34 توسط مجتبي اكبري(2) |

امروز جرج بوش يا همان سوفي بهشت ليبراليسم درب صندوق پستي خود را باز مي كند و نا مه اي را مي بيند كه روي ان نوشته برسد به دست بوش(سوفي)او نمي داند درون نامه چيست ؟شايد نوشته: تو كيستي؟يا نوشته ايا جهان ديگري بعد از سرمايه داري وجود دارد ؟جهان چگونه تك قطبي شد ؟

او نامه را باز مي كند ومي بيند نويسنده اورا به خدا دعوت كرده است و نويد فرو ريختن پايه هاي ليبرال دموكراسي را داده است او از انسانهاي بي گناه سخن گفته است و...

جرج همچنان كه در باغ قدم مي زد سگش را بغل كرد و نگاهي به كاخ سفيد انداخت و با خود گفت :امروز كه به ۵/۳ درصد رسيده اند نامه مي فرستند اگر به ۸۰ يا ۹۰ درصد برسند چه خواهند فرستاد !

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:55 توسط مجتبي اكبري(2) |

نویسنده کتاب دنیای سوفی در باغ عدن با ارسال نامه هائی به سوفی سوالاتی را از او می پرسد که ذهن سوفی را درگیر مفاهیمی بزرگتر از گربه و مدرسه و شکل و قیافه اش می کند نویسنده در حقیقت می خواهد ذهن مخاطبان خود را با این سوالات درگیر کند ،سوالاتی که در حقیقت حلقه اتصال بخش های کتاب به یکدیگر هستند .

این سوالات :تو کیستی؟ این جهان چگونه خلق شده است ؟ آیا پس از مرگ جهان دیگری هست ؟عمیقترین سوالاتی هستند که ذهن بشر مذهبی و غیر مذهبی ،عالم و جاهل را به خود جلب کرده است .

نویسنده یکی از بهترین روشها را انتخاب کرده است تا پای انسان هائی را که شاید هیچوقت میلی برای خواندن فلسفه نداشته اند ،به دنیای فلسفه باز کند .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:19 توسط مجتبي اكبري(2) |

برخی از دوستان راجع به ان نوشته بودند ، به نظر من هم طرح بدی نیست هرچند خالی از اشکال هم نیست، اما رای مراجع هم همینطور ،اخر اگر بحث دیدن بدن مرد است که انچه از رسانه ها پخش می شود بدتراست ،اگر هم بحث جو ورزشگاه که  گفته اند با شرایط ان الهم الا ان یقال.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:55 توسط مجتبي اكبري(2) |

یادداشت اقای میر خلیلی مرا یاد این انداخت(ناگهان چه زود دیر میشود)

نمدانم چرا اساتید دانشگاه را معلم نمیدانیم ،شاید به خاطر رفتار دوستانه ایست که دارند،یا خط کش به دست وارد کلاس نمی شوند .

البته چیزی از مشق شبها کم نشده .

تا یادم نرفته (آقای مجاهدی خسته نباشید)

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

فصل اول:شناسائی استدلال و تشخیص نتایج

اگرچه استدلال به وسیله زبان ارائه می شود ،ولی همه ارتباط های زبانی شامل دلیل و برهان نیست. بنا بر این ما باید بتوانید ویژگیهای زبانی را که نشان دهنده استدلال است پیدا کنیم.

(کلمات نشانگر استدلال)علائم زبان شناسی نسبتا ساده ای وجود دارد که نشان دهنده استدلال باشند انها عبارتنداز<بنابر این>و <پس>مثلا:

او که ۴۲ سال دارد به ما گفت دخترش ۳۰ ساله است. پس باید مسن تر از ان باشد که می گوید .

اکنون دو مورد را مورد توجه قرار می دهیم که برای شناسائی نتیجه گیری یک استدلال باید به ان توجه داشته باشیم:

۱)کلمات نشانگر نتیجه گیری

۲)اظهار نظرهائی که به نظر میرسد دلائلی برای انها ارائه شده است .

(قضاوت درباره استدلالی بودن متن )

۱)ابتدا کلمه ی نشانگر استنتاج را جستجو کن .

۲)اگر هیچ کلمه ی نشانگر استنتاج پبدا نشد ،به هر جمله دقت کنید و از خود بپرسید ایا بقیه متن اطلاعات اضافی که به من بگوید چرا باید این را قبول کنم ارائه میدهد .

۳)اگر هیچ یک از جملات متن شامل نتیجه گیری نباشد پس ان متن استدلال نیست .

۴)وقتی در متنی با نتیجه گیری مواجه شدید انرا به گونه ای باز نویسی کنید که نتیجه در انتها قرار گیرد و با کلمه ی بنا بر این مشخص شود .

(تشخیص دلائل )

ما به چند طریق از دلائل استفاده می کنیم به عنوان مثال برای تا یید نتائج بحثها ،تا یید نظریه ها،توضیح علت وقوع یک پدیده یا نحوه ی خاص عملکرد یک فرد این قسمت از کتاب بر استفاده از دلائل در تایید نتائج بحث ها تاکید می کند .

اگر ما نتیجه استدلالی راکه هیچ کلمه ی نشانگری ندارد تشخیص دهیم احتمال دارد قبلا در مورد دلائل این استدلال حضور ذهن داشته باشیم . اما اگر نتیجه را با استفاده از حضور کلمات نشانگر تشخیص دهیم انگاه مجبوریم برای پیدا کردن دلایل دوباره متن را بررسی کنیم .

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:23 توسط مجتبي اكبري(2) |

فرهنگ سوال سازی:سؤال یابی ،طراحی خوب سؤال و پرسیدن ان از منبع اگاه جزئ جدا نشدنی فرهنگ پژوهشگری است .

ترویج فرهنگ سؤال سازی باید از مقطع ابتدائی اغاز شود .

ایجاد درخت حافظه پس از مطالعه:در حقیقت همان مصور سازی افکار و اندیشه هاست که هم باعث مفید سازی یادداشت برداری های مه می شود و هم در زمان تصمیم گیری مفید است .

مطالعه ،ارجاع و سرقت ادبی :از قواعد مهم نگارش علمی این است که نویسنده مرز تعلق اندیشه ها را بشناسد ،پس استناد کردن به منابع و اثار نویسندگان مهم است و اگر چنین نکنیم به سرقت ادبی متهم می شویم ،اما مفهوم سرقت ادبی پیچیده است و نمی توان در همه جا اطلاق کرد.

ساده ترین روش ارجاع ،نقل قول غیر مستقیم است .

در استفاده از نقل قول دو روش رایج است ۱)بیان اصل مطلب نویسنده۲)بازگو کردن مطلب انطور که خوانده ایم .

روشهای ارجاع و ماْخذ دهی :دو روش عمده ۱)از عددهائی برای شماره گزاری یادداشتها استفاده و در پایان مقاله توضیح داده می شود که می تواند یک واژه باشد یا منبعی را معرفی کند.که به  سیستم دانشگاه ونکوور معروف است .

۲)سیستم هاروارد :نام نویسنده و تاریخ انتشار کتاب که در داخل پرانتز نوشته شده به صورت کامل در پایان کتاب یا مقاله اورده شده است

ثبت ارجاع:روش مناسب برای ثبت ارجاعات ،استفاده از کارتهای فیش برداری است 

مفهوم سازی در مطالعه :۲ روش برای این کار است ۱)مطالعه کلی نگری :نگاه جامع به متن برای تحلیل موضوع و شرح ان . سعی کنید همزمان با مطالعه یادداشت برداری کنید .۲)مطالعه تحلیلی:در اینجا شما باید به استراتژی های مختلف مطالعه دست پیدا کنید ،در این مطالعه ذهن شما با سؤالاتی درگیر می شود که پاسخ به انها شما را در کار تحقیقیتان موفق خواهد کرد ،مثلا:نویسنده مقدمه را چگونه شروع کرده است؟ایا هدف خود را درست بیان کرده است ؟ایا می توانید نظریات اصلی را استخراج کنید ؟ایا می توانید بین بخشهای مختلف متن ارتباط بر قرار کنید ؟ایا بحث منطقی بود ؟ایا نتیجه بحث از گفته ها مشخص می شود ؟

نتیجه گیری :مطالعه و نگارش دو فعالیت جدا در عین حال وابسته به یکدیگر است .

رعایت نکات دستوری،استفاده بجا از نقل قول ها ،یادداشت بر داری و ماُخذ دهی در فرایند نگارش علمی حائز اهمیت است .

خواندن و نوشتن دو مهارت همزمان است که فرد باید انها را در درون خود با تمرین و مهارت بپروراند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 14:18 توسط مجتبي اكبري(2) |

در دیالگ دو انسان سرگشته از دنیای بزرگتر های اسیر ،هزاران میل از انان دور می -شود و در تنهائی خویش به همان انسانی می رسد که در جغرافیای بزرگتر ها جائی ندارد ،انسانی که از مار بوا و فیل می ترسد و به دنبال وسیله ای است تا پلیدی ها را نابود کند .

این انسان ازاد و متفکر چنان نگاه عمیق و پرسشگری دارد که می تواند انسان سرگشته را از جغرافیا و تاریخ حساب و دستور زبان و هزاران دغدغه دیگر جدا سازد و به تصویر گری و تفکر که در ان شرائط به نظر غیر ممکن می اید وادار سازد.

نکته قابل توجه اینجا است که او به نقاط باطنی نقاشی بیشتر اهمیت می دهد تا به مخاطب بفهماند که این در حقیقت یک برنامه و طرح است برای اصلاح در دنیای واقعی.

نکته قابل توجه دیالگ این است :به همان اندازه که فیل درون بوا به خاطر اسارت بی ارزش است ،بره درون جعبه به خاطر ازادی و هدفمند بودن با ارزش است،چون قرار است وسیله مبارزه با پلیدی ها باشد.

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 14:1 توسط مجتبي اكبري(2) |

آتش که نمادی از گرما و روشنائی است در ادبیات ایران زمین جایگاه ویژه ای داشته است و حتی در ایران باستان آتشکده ها به عبادتگاه هائ تبدیل شده بودند و آتش پرستی به یک آئین.

مردم برای طلب باران ،علامت دادن ،چشم زخم،جشن ها و عزا ها آتش روشن میکردند و یکی از انان چها شنبه سوری بود.

هر کسی مقدار کمی هیزم جلوی در خانه اش آتش می زد و بزرگتر ها برای کوچکتر- ها فلسفه انرا می گفتند:این کار یعنی خدا حافظی با سرما،طلب باران و رحمت ،آمرزش و سوختن گناهان،نور و روشنائی و...

گه گاهی هم از روی ان می پریدند و دعا می خواندند تا انجا که من میدانم و بزگتر -هایمان می گویند در تاریخ نوشته نشده کسی به خاطر چهار شنبه سوری عضو ش را از دست بدهد و یا کشته شود . اما حالا اگر مردی از روی نارنجک و ترقه بپر و دعا بخوان ، البته دعایت را ملک الموت اجابت خواهد کرد .

براستی این چهار شنبه سوری کجا و ان چهار شنبه سوری کجا!

وای ازدست ما مردم ! این از چهار شنبه سوری مان که با جان و اعصاب آدمها بازی میکنیم انهم از سیزده بدر هامان که طبیعت را له ولورده می کنیم

باز هم افسوس که این همه سال نه رسانه ها توانستند فرهنگ سازی کنند و نه نیروی انتظامی درست عمل کرد و نه خانواده ها و خیلی های دیگر

به قول اخوان ثالث : کاوه ای پیدا نشد امید

                                          باز

                                              کاشکی اسکندری پیدا شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 11:29 توسط مجتبي اكبري(2) |

سه کلید واژه اساسی در قسمت اول یا دیالگ یک وجود دارد :کودک شش ساله،فیل و مار بوا کودک شش ساله نماد انسانهائی است که هنوز با نگاهی عمیق به جهان نگاه می کنند، انسانهائی که هنوز اسیر ساختار ها نشده اند .

فیل نماد بزرگیست و مار بوا ساختارهائی که انسان را در خود اسیر کرده است، یعنی انسان با تمام بزرگی اش اسیر ساختار ها شده است و در نگاه اول این اسارت به چشم نمی اید .

کودک شش ساله داستان ما یا همان انسان ازاد و متفکر تصمیم می گیرد از زمین فاصله بگیرد، او پرواز را انتخاب می کند و در جغرافیای تازه اش به دنبال جنگلهای بکر و ستاره ها می گردد ، جائی که یک انسان ازاد لازم دارد ، جائی که هنوز کلاه و کروات ، سیاست و گلف! جای حقیقت بکر را نگرفته است .

او سعی دارد تا دیگران را با سوال خویش درگیر کند اما وقتی می بیند انها حاضر نیستند به اسارت فکر کنند و از ان بتر سند وخودش هم هنوز به جنگلهای بکر دست پیدا نکرده و مجبور است با همین بزرگتر ها زندگی کند ، خودش را تا حد انها پائین می اورد و با انان از سیاست ، گلف و کروات صحبت می کند اما همچنان خود را تنها می داند و به دنبال جنگلهای بکر و ستارگان است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 10:33 توسط مجتبي اكبري(2) |

سه کلید واژه اساسی در قسمت اول یا دیالگ یک وجود دارد :کودک شش ساله،فیل و مار بوا کودک شش ساله نماد انسانهائی است که هنوز با نگاهی عمیق به جهان نگاه می کنند، انسانهائی که هنوز اسیر ساختار ها نشده اند .

فیل نماد بزرگیست و مار بوا ساختارهائی که انسان را در خود اسیر کرده است، یعنی انسان با تمام بزرگی اش اسیر ساختار ها شده است و در نگاه اول این اسارت به چشم نمی اید .

کودک شش ساله داستان ما یا همان انسان ازاد و متفکر تصمیم می گیرد از زمین فاصله بگیرد، او پرواز را انتخاب می کند و در جغرافیای تازه اش به دنبال جنگلهای بکر و ستاره ها می گردد ، جائی که یک انسان ازاد لازم دارد ، جائی که هنوز کلاه و کروات ، سیاست و گلف! جای حقیقت بکر را نگرفته است .

او سعی دارد تا دیگران را با سوال خویش درگیر کند اما وقتی می بیند انها حاضر نیستند به اسارت فکر کنند و از ان بتر سند وخودش هم هنوز به جنگلهای بکر دست پیدا نکرده و مجبور است با همین بزرگتر ها زندگی کند ، خودش را تا حد انها پائین می اورد و با انان از سیاست ، گلف و کروات صحبت می کند اما همچنان خود را تنها می داند و به دنبال جنگلهای بکر و ستارگان است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 10:31 توسط مجتبي اكبري(2) |

پاسخ سوال ۱)دهخدا تفاوت را در نقص و کمال می داند اما جدای بحث  انگلیسی ان مقاله انعکاس اندیشه فرد است و رساله تحلیل و تدوین اندیشه دیگران +اندیشه فرد

پاسخ سوال۲)دو سوال در ذهن من شکل می گیرد ۱)تعریف مقاله به قطعه نوشتاری جامع و مانع نیست ۲)چگونه می توان قطعه ای نوشتاری را مقاله نامیدپاسخ های موقت:۱)اگر مقاله را به اندیشیدن از طریق نوشتن معنی کنیم جامع و مانع خواهد بود ۲)اصلا مقاله به معنی قطعه نوشتاری نیست.

پاسخ سوال ۳)چهار مقاله عروضی ۴ مقاله است نه رساله.

پاسخ سوال ۴)مقاله با انعکاس اندیشه های فرهنگ ساز برای همه گیر شدن و همه فهم شدن نیاز به تکنولوژی و فناوری صنعت چاپ و ازادی بیان داردکه بیشتر در ازادی مطبوعات تجلی می کند پس صنعت چاپ و روزنامه ها به ترویج مقاله ها کمک می کنند و ترویج مقاله نویسی و مقاله خوانی مساویست با توسعه اندیشه و اندیشیدن و یک فرهنگ پایدار.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 10:1 توسط مجتبي اكبري(2) |

پاسخ سوال ۱)دهخدا تفاوت را در نقص و کمال می داند اما جدای بحث  انگلیسی ان مقاله انعکاس اندیشه فرد است و رساله تحلیل و تدوین اندیشه دیگران +اندیشه فرد

پاسخ سوال۲)دو سوال در ذهن من شکل می گیرد ۱)تعریف مقاله به قطعه نوشتاری جامع و مانع نیست ۲)چگونه می توان قطعه ای نوشتاری را مقاله نامیدپاسخ های موقت:۱)اگر مقاله را به اندیشیدن از طریق نوشتن معنی کنیم جامع و مانع خواهد بود ۲)اصلا مقاله به معنی قطعه نوشتاری نیست.

پاسخ سوال ۳)چهار مقاله عروضی ۴ مقاله است نه رساله.

پاسخ سوال ۴)مقاله با انعکاس اندیشه های فرهنگ ساز برای همه گیر شدن و همه فهم شدن نیاز به تکنولوژی و فناوری صنعت چاپ و ازادی بیان داردکه بیشتر در ازادی مطبوعات تجلی می کند پس صنعت چاپ و روزنامه ها به ترویج مقاله ها کمک می کنند و ترویج مقاله نویسی و مقاله خوانی مساویست با توسعه اندیشه و اندیشیدن و یک فرهنگ پایدار.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 10:1 توسط مجتبي اكبري(2) |

روزی در یکی از پمپ بنزین ها مسئول فروش سیگاری بر لب داشت و شلنگ بنزین را به این و ان می داد،رفتم جلو و گفتم اقا این کار خیلی خطرناک است .

با کمال پر روئی گفت:برو اقا ، بچه مثبت . دیدم فائده ندارد رفتم و به پلیسی که ان طرف تر ایستاده بود جریان را گفتم و رفتم ، اما این موضوع تا مدتها ذهن مرا مشغول

کرده بود که چرا من و شما باید روزی چندین باردر تاکسی و ادارات و بانک ها و غیره شاهد این گونه مسائل باشیم، واین درد مرا به این داشت تا مقائسه ای داشته باشم بین فرهنگ ایرانی ها با فرنگی ها:

باید بگویم ما ایرانی ها یک وجه مشترک با غربی ها داریم و ان اینست که هر دو به دنبال منافع شخصی خود هستیم اما با این تفاوت که غربی ها   سعی دارند تا با همکاری واحترام به حقوق یکدیگر به منافع خود برسند اما ما ایرانی ها با له کردن

حقوق یکدیگر سعی داریم تا به منافع خود برسیم.

تفاوت دیگر ما با غربی ها این است که:انتقاد پذیر نیستیم و قبول انتقاد را نوعی بی شخصیتی می دانیم .

تفاوت دیگر اینکه:یک غربی از کودکی چه در خانه و یا مدرسه یاد می گیرد که منافع ملی بر منافع شخصی مقدم است ،یعنی در مراقبت از وسائل مدرسه باید حساسیت بیشتری نشان دهم تا خانه و یا دیگر اموال عمومی نسبت به اموال خودش

در پایان میتوانم بگویم ما باید از مدارس ابتدائی این فرهنگ را جا بیاندازیم که منافع ملی بر منافع شخصی مقدم است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 15:52 توسط مجتبي اكبري(2) |

انتقاد از جواب سوال یک جلسه نخست:باید به منبع انگلیسی هم مراجعه می کردید.

انتقاد از جواب سوال دو جلسه نخست :از حیث لغوی هم باید توجه می شد.

انتقاد از جواب سوال سوم جلسه نخست:بی جواب.

تعریف از جواب سوال چهارم جلسه نخست:بین سه گانه گوتنبرگ و مقاله و روزنامه

رابطه خوبی ایجاد کرده اید.

با تشکر از اقای سروش.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 10:22 توسط مجتبي اكبري(2) |

زمین فلان و بهمان سیاره نیست . رو پهنه ی زمین یک صد و یازده پادشاه

هفت هزار جغرافی دان نهصد هزار تاجر پیشه پانزده کرور میخاره و ششصد

و بیست و دو کرور خود پسند و به عبارت دیگر حدود دو میلیارد ادم بزرگ

زندگی می کند.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 23:32 توسط مجتبي اكبري(2) |

اگرچه این گونه مقاله نویسی به ظاهر سخت می اید اما در نگاه دیگر شیرین تر و همگانی تر و ماندنی تر است .   

 فرصت برای نامه نوشتن زیاد نیست

      چشم انتظار باش

                 تا روشنای فتح

                                  خداحافظ .

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 22:19 توسط مجتبي اكبري(2) |