تبليغاتX
روش تحقيق

موضوع تحقيق : نقش جايگاه زن در اسلام

وضعيت كنوني جوامع بشري و جوامع اسلامي

ستم و تبعيض نسبت به زن يك تراژدي تاريخي و جهاني است . خريد و فروش زن ، زنده به گور كردن دختران در بين عرب جاهلي ، بردگي و اسيري، زنداني حرمسراهاي دربارها ، قرباني براي خشنودي خدايان ، انداختن در رود نيل براي آمدن باران ، قتل و سوزاندنشان پس از مرگ شوهر در بين هندوان ، دفن دختران زنده با فراعنه مرده كه پس از مرگشان نيز خلاصي از چنگال شومشان نداشته باشند، ربودن، تجاوز، قتل و ضرب و شتم نمونه هاي معروف اين ستم تاريخ است . در دنياي امروز غالباً از زن به عنوان وسيله اي براي زراندوزي استفاده مي كنند. صنعت و تجارت فيلم از پر درآمدترين كارها است و آنچه گوهر اين صنعت را تشكيل مي دهد مسائل جنسي است . در اينجا ما از اسلام دفاع مي كنيم . نه از وضعيت موجود مسلمين و مدعي هستيم كه تصوير اسلام از زن بهتر است از تصوير ساير مكاتب قديم و جديد و انسب به وضع طبيعي و تكويني انسان و جامعه انساني است . در بسياري از مكاتب به زن به عنوان يك موجود ناقص نظر مي شود. در تورات آمده است (( منزهي تو اي پروردگار، سلطان جهان ، كه من زن متولد نشدم)) در انجيل آمده است (( مرد تصوير خدا و جلوه اي از جلال اوست ، اما زن تجلي جلال مرد است )) اين طرز نگرش از نظر اسلام محكوم است و طبق تعاليم قرآن هيچ جنسي بر جنس ديگري هر هيچ نژاد و اهل زبان و جغرافيايي به نژاد و اهل زبان و جغرافياي ديگر برتري ندارد. تنها مالك برتري انسانها تقوا و عدالت است . اما در مقايسه كشورهاي اسلامي با غرب از حيث عفاف و طهارت زن در بسياري از كشورهاي اسلامي به مراتب در جايگاه رفيع تري قرار دارد. و قابل قياس با زن در غرب نيست . اما از حيث برخورداري از حقوق و مزاياي اجتماعي و رشد علمي و دخالت در شئون جامعه زنان در غرب از وضعيت بهتري برخوردارند. البته براي زن مسلمان ضمن اينكه ((قسمت دوم مهم است)) مهمتر و غير قابل اغماض است و دومي را به بهاي از دست دادن اولي به هيچ وجه نمي خواهد . بدترين وضع يت زن در جوامعي است كه از سوي با تاثير از زنان غرب عفاف و اصالت خود را از دست داده اند و از طرف ديگر هيچ بهره اي از علم و فرهنگ و برخورداري از حقوق انساني كه در غرب تا حدي تامين است ندارد. اينها خسر الدنيا و الاخره هستند و اين خاصيت يك جامعه خود باخته و مقلد است . تقليد فساد بسيار آسان است . اما تقليد علم و فرهنگ و پيشرفت اجتماعي و سياسي كار دشواري است . متاسفانه بسياري از دولتها و كشورهاي اسلامي به اين سو سير مي كنند . بهتر اين است كه در وهله اول آنچه را كه داريم از دست ندهيم و در مرحله بعد براي دستيابي به آنچه كه نداريم تلاش كنيم . بعضي از حاكمان در جهان اسلام مانند رضا خان و آتا تورك ديدند در غرب علم و فرهنگ وجود دارد . اما حجاب و عفاف اهميت ندارد . براي تشبه به غرب تصميم گرفتند اول عفاف را از زنان بگيرند . چون كار آساني است، تابعه فكري براي علم و فرهنگ شود . اين حالات در مورد افراد هم جاري است . آنچه براي فرد و جامعه مطلوب است حفظ اصالت و طهارت همراه با كسب علم و اعتلاي شخصيت است و جامعه مطلوب اين است كه اكثريت قاطع زنان و مردان به اين وضعيت رسيده باشند.

ديدگاه اسلام در مورد تفاوتهاي زن و مرد

در ابعاد مختلف بين زن و مرد تفاوت ديده مي شود كه برخي از اين تفاوتها طبيعي و حق مي باشند و برخي ديگر مصنوعي و ناحق كه بايد براي رفع آنها تلاش نمود. اين تفاوتها ناشي از طبيعت، شريعت و عادت و سمت مي باشد. تفاوتهاي طبيعي و تشريعي تبعيض نيست و برخلاف و طبيعتي اعراض نيست . اگر ساختمان جسمي و روحي زن تفاوتهايي با مرد دارد اين شرط ضروري همسر بودن ، مادر بودن و زن بودن است. چه راز همه آنها را بفهميم چه نفهميم به شريعت نيز كه كتاب تدويني حق است بايد اطاعت و انقياد داشت. در اينجا بايد دو كار كرد. يكي شناخت حقانيت شريعت و ديگر فهم درست از آن ، تفاوت زن و مرد در احكام شرعي تبعيض نيست . اينكه جواز قاضي شدن زن محل بحث فقهي است مشكلي ندارد. اينكه انسان قاضي نباشد. در دو محدوديت نيست . گر همه مردان قاضي هستند . مشكل زنان اين نيست كه قاضي نيستند ، مگر شغل قحطي است . زن مي تواند وزير ، وكيل ، استاد دانشگاه، رئيس جمهور و غيره كه شأنشان كمتر از قاضي نيست باشند. هيچ مشكل ارزشي هم در اينجا نيست. بلكه شرع بر اساس حكمتي كه به طور كامل و قطعي براي ما روشن نيست حكمي داده است و مامور به اطاعت هستيم همچنين است ساير قضاوتهايي كه در شريعت بين زن و مرد ديده مي شود اما تفاوتهايي كه صرفاً منشا اجتماعي دارند مقبول نيستند . اين عادت در چاره اي از موارد در فهم از دين اثر مي گذارد ، گاه از تفاوتهايي طبيعي و شرعي برداشت و استفاده نادرست مي شود. از تفاوتهاي طبيعي ، نقص وجودي زن و از تفاوتهاي شرعي كه متناسب با ساختار شخصيتي متفاوت زن و مرد است . تفاوتهاي ارزشي فهميده مي شود. اما چنانچه گفتيم تفاوتها نه دلالت بر نقص وجودي و نه نقص ارزشي دارند بلكه فقط موجب تمايز دو جنس و شخصيت آنها مي باشد بنابراين در مورد طبيعت ، شناخت ، و در مقابل فهم نادرست از شريعت تصحيح فهم و در مقابل عادات و سنن نادرست نيز انكار و ترك لازم است .

برخي در تلاش اند حتي تفاوتهاي بدني را رفع يا تقليل دهند . از ديدگاه اسلام اين تفاوتها طبيعي است و لازمه زن و مرد بودن است . به فرض زنان بتوانند با ورزش و تدابير ديگر بدنشان را مانند مردان كنند . باز نشان دهنده ي عدم تفاوت نيست اگر زن و مرد با هم شروع به ورزش كردن كنند . باز آن قاصد باقي مي ماند. در ورزش با سخت افزار و ورزش هايي مثل بوكس، كشني، وزنه برداري و مانند آن زنان علاقه كمتري نشان مي دهند و تفاوت دارند اما در ورزشهايي مثل شنا، دوچرخه سواري، تنيس روي ميز و امثال آن زنان علاقه مند تر و موفق ترند . چه لزومي دارد كه زن و مرد در اين امور يكسان باشند. اين نظريه به ضرر زدن است كه در واقع مرد را كامل مي داند و زن را ناقص و به زن توصيه مي كند كه به هر طريقي شده كه تو بايد خود را مثل مرد كني تا كامل شوي. در حالي كه كمال زن در زن بودن است و زن بودن به مشخصات جسمي و روحي زن است. ديدگاه اسلام آن است كه زن را به خودي خود موجود كاملي مي داند و نمي خوا هد از زن موجودي شبيه مرد بسازد، كساني كه تفاوتها را ناديده مي گيرند و ذكر آنها را توجيه وضع موجود تلقي مي كنند و به تكرار اشكالات (كليشه اي ) مي پردازند گرفتار خطا مي باشند . ذكر تفاوتها براي توجيه تبعيض ها نيست بلكه براي شناخت بهتر زن است . ناديده گرفتن تفاوتها خام انديشي است.

مواجهه درست با مسئله زن

طرح مسئله زن در جوامع اسلامي اغلب به صورت دفاع از مواضع اسلامي در مقابل انتقادات و تهاجماتي است كه از سوي غربيان به اسلام و جوامع اسلامي مي شود. اگر اشكالي هست در فهم يا در نيت اين مهاجمين است كه بايد به رفع آن اقدام كنند .آنگاه در مقابل اين تهاجمات در مقام والاي زن در اسلام تاكيد مي گردد و به آياتي از قرآن و پاره اي از احاديث استفاده مي شود و به برخي نمونه ها اعلاء چون حضرت مريم و آسيه و در قرآن ، و خديجه و فاطمه سلام الله عليها در تاريخ اشاره مي گردد و بدين ترتيب مسئله حل شد تلقي مي گردد. اين نوع برخورد دفاعي و انفعالي با مسئله مشكلي را حل نمي كند . اين شيوه در دفع اين شبهات نيز ناكام است . اشكال كنند كاري به معناي باطني قرآن ندارد. بلكه به ظاهر دين و قرآن (بسنده) مي كند و از طرفي هم وضعيت موجود زن در جهان اسلام و جايگاهي كنوني بالفعل در خانواده و جامعه دارد اهميت دارد. مواجهه صحيح با مسئله اين است كه بياييم مسئله را درك كنيم و به رسميت بشناسيم و تا مسئله براي خودمان جدي نباشد به دنبال راه حل جدي نمي رويم.

راههاي حل مسئله از ديدگاه اسلام :

1- از ديدگاه اسلام بين زن و مرد در انسانيتشان تفاوتي نيست و تفاوت در جنسيت پس از اشتراك در ذات و نوع است يا به تعبير ديگر آنها دو صنف از يك نوع هستند يعني حقيقت و گوهر آنها يك چيز است و در انسانيت هيچ يك بر ديگري تقاضايي نيست و اسلام تنها مالك و تفاوت را در ارزش تقوا مي داند.

تعبير قرآن كريم در اين موضوع (( يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباَ و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقيكم من الله عليم خبير)) اي مردم همه شما را تحت از مرد و زن آفريديم و آنگاه شعبه هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد . بلكه بزرگوارترين شما نزد خداوند با تقواترين مردم اند و خداوند كاملاَ آگاه است.

2- با وجود وحدت در ذات و تساوي در ارزش بين زن و مرد تفاوتهايي است كه موجب تفاوت در پاره اي از احكام و لوازم مي باشد . اين تفاوتها را مي توان به سه دسته كلي تقسيم كرد.

2-1 تفاوتهاي طبيعي كه خود بر دو قسم مي باشند: الف) زيستي biological ب)رواني psychological

2-2 تفاوتهاي اجتماعي : social كه محصول جامعه انساني و رفتارها و مناسبات بين آدميان است . حال در مقابل تفاوتهاي اجتماعي زن و مرد در نقشهايي كه ايفا مي كنند و بهره وري از انواع مزايا در معشيت اجتماعي موضوع اسلام چيست؟ مشي غالب جوامع بر قبول اين تفاوتها است ولي در مقابل اين تفاوتها است ، ولي در مقابل برخي از فمنيستهاي عصر حاضر هيچ نوع تفاوتي را بر نمي تابد به نظر آنها ساختار جوامع بشري يك ساختار طبيعي نيست ، بلكه در ابعاد مختلف بر پايه پدر سالاري((patriarchy ))و غلبه و تسلط مردان شكل گرفته است . در مقابل اينها اسلام و همچنين عقل سليم هم نه تبعيضهاي ناروا عليه زن را مي پذيرد و نه تفاوتهاي زن و مرد را ناديده مي گيرد . دين مبين به طرز بسيار زيبا به احياء حقوق زن ومرد پرداخته است و حقوق هر يك از زن و مرد را به لحاظ مسئوليت و مشكلاتي كه در زندگي بر عهده دارند تقسيم بندي نموده است . نه راه افراط را براي هر يك از زن و مرد در پيش گرفته نه راه تفريط.

3-2: تفاوت در پاره اي از احكام ديني كه ناشي از وحي است .

آيا قوانين اسلامي با رشد و فعاليت اجتماعي و شخصيتي زن منافات دارد؟

در مساله تعامل تقوا و رشد و شخصيت زن سه مقوله قابل بررسي است 1- تقوا را بي اهميت تلقي كنيم كه در اين صورت به لحاظ عملي كار آساني است اما پيامدهاي زشت ديگر را به همراه دارد .

2- عفاف و طهارت زن را با اهميت تلقي كنيم و او را از حقوق طبيعي و اجتماعي مثل تحصيل ، كار ، ورزش و غيره محروم كنيم. كه البته ممكن است تقوا حفظ شود اما به قيمت نازل بودن و معطل ماندن شخصيت زن و كشتن استعدادهاي وي و عقب ماندگي جامعه ها مي شود.

3- جمع بين عفاف شكوفاي شخصيت و برخورداري از مواهب و مشاركت فعال در تحرك چرخ جامعه كه اين هم خواستگاه عقل و علم است و هم خواستگاه دين . راههاي اول و دوم آسان است اما راه سوم برنامه ريزي علم و سرمايه و پويايي در قانون گذاري.

ارتقاء سطح نظام تعليم و تربيت و دانشگاه و امكانات و محيط امن براي كار و رفت و آمد و غير آن مي خواهد كه جامعه موظف است اين بها را به خاطر آن هدف و ارزش گرانبها بپردازد.

مشكل اصلي در ديد منفي به زن و راهكارهاي اسلام

منشا مشكلات به دو بخش تقسيم مي شود1- بخش فردي 2- بخش اجتماعي

در بخش فردي منشا نابرابري يا اعتقادات غلط درباره ارزش انساني زن است كه بر طبق آن گمان مي شود زن در درجه نازل تري قرار دارد يا اخلاق غير مهذب است كه به دليل عدم تربيت صحيح از يك سو و غلبه فيزيكي از سوي ديگر مرد حقوق زن را ناديده مي گيرد و البته جمع بين اعتقاد غلط و اخلاق نادرست هم بسيار است .

در بخش اجتماعي مي توان از سه عامل آداب و رسوم نادرست قوانين خير عادلانه و فساد اداري يا فعل در اجراي قانون نام برده از ديدگاه اسلام ريشه همه اين وجوه ضعف و عقب ماندگي از فرهنگ اصيل است راه احقاق حقوق زن را شناخت عامل فوق و مقابله با آن مي داند و براي رفع موانع فوق حركت هماهنگ و همزمان را لازم مي داند. در ديدگاه جديد اگر تحت به اصلاح اداري و سپس به اصلاح قانون پرداخته شود ثمرات قابل توجهي را به بار مي آورد و بايد توجه شود كه با فعل پيشرفته ترين قوانين اگر تغيير در فرهنگ عمومي وضعيت زنان ايجاد نشود . تغيير قابل توجهي صورت نمي گيرد تغيير در زير ساختهاي اعتقادي ، اخلاقي و فرهنگي يك برنامه دراز مدت است و چيزي نيست كه بتوان در كوتاه مدت ولو با انقلاب به آن نائل شد . لذا براي اين امر مهم برنامه ريزي سنجيد شناخت دقيق فرهنگ جامعه و تعاليم بين يافتن روشهاي درست تعليم و تربيت و تدبير و سختكوشي مداوم لازم است موفقيت زن در يك جامعه وابسته به ميزان رشد فرهنگي آن جامعه و يك شاخص براي سنجش ميزان رشد فرهنگي هر جامعه است .

راهكار اسلام براي سلامت جامعه وفرد:
يك اصل محوري در بينش اسلامي : اهميت عظيمي است كه اسلام براي طهارت روحي و عفت عمومي قائل است . در اين راستا طهارت و پاكدامني زن يك اصل اساسي و غير قابل انعطاف محسوب مي شود از اين ديدگاه اسلام كساني راه افراط و تفريط را در پي گرفته اند مثل مقدس نماهاي جاهل و در مقابل اينها افرادي كه براي زن هيچ حد و مرزي قائل نيستند من جمله در حقوق زن اينها هر دو از نظر اسلام محكوم است . حقيقت امر اين است كه از نظر اسلام بين حق زن و مرد در تحصيل علم و در برخوداري از ساير تسهيلات زندگي و امتيازات اجتماعي فرقي نيست به عنوان مثال: حديث معروف نبوي تحصيل علم را يكسان بر مرد و زن مسلمان واجب مي شمارد. اما در كنار اين امر آنچه اسلام بر آن تاكيد داشته است . حفظ سلامت و طهارت زن است نه محروميت زن از اين مزايا محدويتهاي كه در اين باب است براي حفظ سلامتي روحي و معنوي زن است كه مستلزم سلامت مرد و در نتيجه سلامت كل جامعه است اسلام در مقابل براي محدويتهاي كه براي زن قائل شده تا به وسيله آن به هدف بزرگتر يعني سلامت جامعه برسيم هم براي جامعه و هم براي مرد در قبال زن حقوقي را معرفي كرده كه عبارتند از اينكه اسلام براي مردان هم محدوديتهاي قائل شده كه اين محدوديتها در راستاي سلامت جامعه است مثل پرهيز از تحريكات جنسي و غيره همچنين جامعه بايد با در اختيار گذاشتن امكانات لازم براي تحصيل ورزشي و تفريحات براي زنان محدوديتهايي كه آنها متقبل شده اند را جبران كند.

شيوه درست و اميد بخش در حل مسئله زن اين است كه مسئله زن را به عنوان يك معضل نظري و يك شكل اجتماعي به رسميت بشناسيم دفع شبهات و دفاع از معارف دين بخشي از اين طرح و يك گام در اين مسير است . گام ديگر شناسايي و معرفي مشكلات فردي و اجتماعي بالفعل زنان كه ريشه هاي فكري و فرهنگي و اخلاقي دارد مي باشد . اينجا محور بحث عمل جامعه و طرز تلقي مردم از زن است كه گاه رنگ ديني دارد ، گام سوم ارائه راه حل براي رفع اين مشكلات و بالاخره گام نهايي اقدام عملي فردي و اجتماعي و دولتي در اجراي راه حل ها است. با برداشتن گامهاي چهار گانه هم در موقعيت زن پيشرفت حاصل مي شود و هم زمينه بسياري از شبهات در مورد دين رفع يا حداقل تقليل مي يابد حال سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه افراد و گروههاي مختلف در طرح مسئله زن چه اهدافي را دنبال مي كنند؟ جواب مي گوئيم كه در عصر جديد جنبشهاي بسياري در جوامع مختلف براي دفاع از حقوق زن و پايان دادن به تبعيضات در مورد زن پديد آمد كه توانست در بعضي از جوامع تا حدودي هم ديدگاهها را در مورد شخصيت زن تغيير دهد و هم مقداري از تبعيضات نسبت به زن را تقليل دهد لكن اين تحولات در همه جوامع واقع نشد و در آن جوامعي كه تحولي ايجاد شد همه جانبه نبود . پاره از برداشتهاي نادرست از اسلام هم درباره زن و بسياري از رفتار هاي نادرست رايج بين مسلمين موجب شده است كه برخي گمان كنند حقوق زن در اسلام مورد اهتمام نيست و ادعا كنند كه در پاره اي از احكام اسلامي در مورد زن تبعيض ديده مي شود و اين ايده موجب تبليغ نادرست و تشويش اذهان شده است در كنار اين مطلب و تحت پوشش دفاع از حقوق زن كساني نيز براي مقابله با اسلام و مسلمين به ويژه مبارزه با حركتهاي اسلامي در دهه هاي اخير استفاده از اين حربه را كارساز يافته و براي تامين اهداف سياسي و گاه مذهبي خود از آن استفاده مي كنند.

حل مشكلات زنان و راههاي پيشنهادي اسلام

ابتدا بايد روشن كنيم كه به دنبال چه راه حلي هستيم و اصلاً چه وضعي را مطلوب مي دانيم . چنانچه گفتيم زن مسلمان و جامعه اسلامي به دنبال راه حل اسلامي براي مسئله زن است . راه حلي كه به رفع ستم و تبعيض و رسيدن به حقوق عادلانه رشد ابعاد مادي و معنوي شخصيت زن كه عبارت است از تحصيل تقوي و طهارت همراه با كسب كمالات علمي و اجتماعي وضعيت زن در غرب امروز جاذبه توهمي پيدا كرده و به عنوان راه حل موفق مورد قبول بسياري از مردم واقع شده است . در حالي كه تصوير اسلامي از زن شناخته شده است و جامعه نمونه عيني هم وجود ندارد،رسالت جامعه اسلامي معرفي و ساختن چنين الگويي است . در اين راه مشكلاتي وجود دارد كه با تعارف و شعر و شورا حل نمي شود با ناديده گرفتن هم از بين نمي روند. بايد مشكلات را شناخت بيان كرد و راه حل طلب كرد. سخنان شعاري، كلي ، خطايي درباره مقام والاي زن بدون پيشنهاد هيچ گونه تغيير و تحولي در نظر و عمل نسبت به بهبود وضع زنان كاري بي اثر و فقط خود را راضي كردن است و دوره اين گونه سخنان هم گذشته است اگر زن داراي مقام چنين و چنان است بايد در عمل و عينيت جامعه در برخورد با شخصيتش موثر باشد مقام والايي كه هيچ گونه ظهور جز در آشپزخانه نداشته باشد و زن را در حد يك مملوك حفظ كند وجودش كالعدم است اين مقام والا بايد ثمره اش در جايي ظاهر شود بحث در ارزش جايگاه اجتماعي زن است نه فقط در شرافتش پيش خدا.

حل اين مشكل دو مرحله دارد. 1- مرحله نظري يا فكري 2- مرحله عملي ، در مقام بحث نظري بايد نخست به شناخت و نقد وضع موجود و ريشه يابي مشكلات پرداخت آنگاه براي رسيدن به وضعيت مطلوب تلاش نمود مساله اصلي در اين باب پاسخ به شبهات مربوط به دين نيست بلكه اول بايد تصحيح فهم عمدي و فهم ديني خود و تصحيح عمل خود بپردازيم آنگاه اگر اشكالي باقي ماند پاسخ دهيم . مشكلات در باب زن مربوط به دين نيستند . اما بسياري بين دين و فرهنگ و سنن جاري در بين مردم تفكيك نمي كنند و بيشترين مشكلات به ترتيب عبارتند از 1- فكري و فرهنگي 2- مشكل در اجراي قوانين موجود3- نقص خود قوانين، در مرحله عملي: اصلاح اداري و اجراي قوانين اولويت فوري دارد.

يكي از مهمترين عوامل موثر در بازيافت موقعيت زن : دخالت زنان در امور و نشان دادن توانائيهاي خود در رشته هاي مختلف علمي، هنري و مديريتي است نه فقط بحث كردن راجع به حقوق زن اگر زن يك كتاب ارزنده در تعليم و تربيت بنگارد و با يك اثر هنري بيافريند و يا يك سازمان را خوب مديريت كند كه به مراتب بيشتر از شخصيت زن دفاع كرده است . تا اينكه كتابي در مورد شخصيت زن بنويسيد : مطالعه كتاب را ممكن است مردم نپذيرند اما واقعيت عيني را نمي توانند انكار كنند . وقتي زن هنرش را عرضه مي كند كسي نمي تواند انكار كند: سخن گفتن از بو مشك و بوئيدن مشك فرق بسيار است.

بسياري از زنان مستعد و عالِم وقتي به تحقيق مي پردازند سعي مي كنند راجع به زن بنويسند و سخن بگويند به نظر مي رسد اين بهترين انتخاب نيست اگر به جاي اين توانايي خود را در عرصه هاي مختلف تحقيقي و علمي به منصه ظهور رسانند . در اين امر موفق تر خواهند شد . اگر زنان توانائيهايشان را ارتقاء دهند حضور و تاثير سازنده در جامعه داشته باشند بر قدر و منزلتشان افزوده خواهد شد اين موثر ترين نحوه دفاع از حقوق زن است . البته در كار احساس مسئوليت و همكاري مردان در تحقق اين امر شرط ضروري است.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 19:11 توسط حمزه اميني(2) |

ادامه پلان مقاله                                                                                   

۵-با توجه به پیشرفت تکنولوژی وشکسته شدن زمان وتغییر در عرصه زندگی مدرن ونقشهای جدیدی که زنان بر عهده میگیرند اسلام چگونه این مشکل را حل میکند .

۶- ما برای ارائه  اسلام به نظام جهانی جدید چون زنان مهره های کلیدی در حوزه های فرهنگ واجتماع واقتصاد وسیاست جهان امروز هستند نیاز به تبیین نوینی از نقش زن در جامعه هستیم .

۷-روش یابی : روش کتابخانه ای

۸- ادبیات موضوعی :الف-نظام حقوقی زن در اسلام ( مرتضی مطهری )    ب- پژوهشی پیرامون حقوق ونقش اجتماعی وپوشش بانوان وکنکاش در زمینه شناخت الگوی اسلام برای زن امروز (فرشته آذر نیا )   ج- حقوق زن : مقایسه حقوق بشری ومدنی زن در اسلام و اعلامیه حقوق بشر (محمد خامنه ای)

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 17:26 توسط حمزه اميني(2) |

پلان مقاله

۱-موضوع تحقیق:جایگاه ونقش زن در اسلام

۲-مسئله تحقیق:اسلام تا چه قدر برای موقعیت و جایگاه زن در جامعه

اهمیت قائل است.

۳-سوال اصلی :آیا اسلام برای اظهار وجود زن در جامعه مکانیزمهایی تعبیه

کرده است ؟

۴-سوالهای فرعی :الف-آیا زن در پشت عینک اسلام به عنوان یک ابزار به 

آن نگاه میشود ؟     ب-آیادر دیدگاه اسلام زن میتواند علاوه بر نقش زن

بودن نقشهای دیگری هم ایفا کند ؟   ج-فرق دیدگاه اسلام در مورد زن با

سایر مکتبها در این موضوع چیست ؟      د-با توجه به تغییروتحولات دنیای

مدرن ونقش گسترده زن در امور جامعه اسلام به عنوان یک دین جاودانی

تا چه حد میتواند به نیاز از این قشراز جامعه جواب دهد؟

 

 

  

                                                                              

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 13:10 توسط حمزه اميني(2) |

به نظر میرسد که فلسفه علمی است که میخواهد معلوم را برای ما تبدیل به مجهول

کند واین از اول تاریخ ا به این زمان هم این روال بوده است .ما هم باید از این کار

فلسفه درس بگیریم ودر زندگی خود در پی اکتشاف مجهولاتی باشیم که ما را از

جاده مستقیم زندگی منحرف میکنند . واین مجهولات ومعلومات است که انسانها

در تشخیص راه زندگی از یکدیگر جدا میکند .

فلسفه علمی است که به ظاهر برای همه جزاب نیست ولی در این کتاب نویسنده

با بیانی شیوا خواننده را به سوی این علم سوق میدهد .  با تمثیلها وساختن دنیایی

برای خواننده سعی میکند او را به سوی این علم متمایل کند . این کتاب سعی میکند

که مفهومهای حقیقتـت ـ عقل  ـ دانایی و...  به خواننده یاد دهد  و علت فریاد وبانگ

فیلسوفان رادر  طول تاریخ را بیان میکند .                 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 11:10 توسط حمزه اميني(2) |

اينروزها زمزمه قشنگي به گوش ميرسه شايد هم تا حالا هم شنيده باشيد اون زمزمه اينه كه

قراره انتخابات شوراها هم براي بررسي زير نظر شوراي نگهبان بياد .( تا قبل از اين انتخابات شوراها

زير نظر مجلس بررسي ميشد ) اگر اين قانون تصويب بشه خوب خلاف قانون اساسي جمهوري اسلامي

است وهمچنين چون شوراها بيشتر جنبه محلي دارند كار بررسي اگر در مجلس صورت بگيرد به نظر

مي رسد بهتر باشد . ولي نكته اساسي اينجا است اينها ميگويند تا سه نشه بازي نشه ( يعني هم

انتخابات مجلس و  هم رياست جمهوري وهم شوراها هرسه رو ... )

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 توسط حمزه اميني(2) |

خجسته میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت و ولایت را به

تمامی شیعیان و بالا خص دوستان عزیز تبریک عرض میکنم و آرزوی

سعادت را برای شما عزیزان آرزو مندم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:15 توسط حمزه اميني(2) |

امام علی(ع) میفرمایند : از جمله حقوق معلم این است که از او زیاد سوال نکنی و در پاسخ دادن زیاد

او را به زحمت نیندازی و هنگامی که خسته است در سوال و جواب از او اصرار نورزی ...  و بر تو لازم است

تا هنگامی که او از دستورات الهی نگهبانی می کند به خاطر خدا به احترام کنی و جلو او ننشینی و اگر

نیازی داشت بای انجام آن از دیگران سبقت جویی.

روز معلم را به تمام اساتید و معلمان زحمتکش میهن اسلامی تبریک عرض میکنم و همچنین سالروز

شهادت استاد مطهری را گرامی میداریم .

امام خمینی :من گرچه فرزندی را که پاره تنم بود از دست دادم ولی مفتخرم که چنین فرزند فداکاری

در اسلام وجود داشت ودارد .

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:9 توسط حمزه اميني(2) |

این روزها رسم شده که با خیلی از چیزها بازی می کنند  .  همین روزها مثل اینکه روز جوان بوده

این هم یه بهانه ای شده  برای خبرنگاران که بیایند  توی تلوزیون ورادیو  یه مشت اراجیف به خورد

ملت بدهند و بروند وبعدش هم این روز بگذره  و  تا سال آینده ببینیم چه خبره . میخوام این و بگم

جوونا  که :        باید پارو نزد  وا داد باید        باید دل رو به د ریا  داد        تا ببره هر جا دلش خواست

                         به هر جا برد بدون ساحل همونجا ست

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:26 توسط حمزه اميني(2) |

چندی پیش در مطبوعات خبر نشست اعضای مو تلفه با مشارکت در ج شد ه بود (شاید برای تعدادی

تعجب انگیز بود ) وخیلی ها هم علاوه بر تعجب برایشان سنگین بود . می خوام  بگم که واقعیت   هم

همین استهر کس دیگه هم جای آنها بود همین کار  رو می کرد این که دیگه جای نگرانی نداره 

مگه نه :

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 12:36 توسط حمزه اميني(2) |

وقتی که در ایوان دلتنگی هایت مینشینی . وقتی که در پشت یک پنجره بارانی بی هوا شاعر میشوی .

کسی هست که میشود به او  پناه برد کسی که در شب میشود دلتنگیها را بااو  قسمت کرد .  نگاهت

را از سنگفرشهای خیس وسرد کوچه های باران زده جدا کن . تا چه وقت میخواهی در کوره راههایی که

برای خودت آفریدی قدم برداری ؟ میتوان از تاریکیها گذشت.  میتوان خود را در کو چه ها ی سبز    باور

دوباره یافت .یک نفر هست . شب دلتنگیهایت را با او قسمت کن . تنها با او ...

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 12:58 توسط حمزه اميني(2) |

روز سوم  اردیبهشت  همه ساله روز بزرگداشت افتخار تشیع

مجتهد ودانشمند بزرگ شیخ بهائی است . شیخ بهاء در زمان

دولت صفویه در ایران می زیسته از آثار مهم شیخ میتوان نان و

حلوا - شیرو شکر - جامع عباسی -کشکول- خلاصه الحساب-

تشریح الا فلاک - کتاب حمیدیه   را نام برد .

از دیگر عجایب شیخ این است که وی در معماری هم یدی بوده

است که برای مثال میتوان مسجد جامع اصفهان  و  طراحی  و

ایجاد شهر نجف آباد  اصفهان را نام برد .

شیخ بهاء  در سال  ۱۳۰۱قمری در ۷۷سالگی دار فانی را وداع گفتند.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:24 توسط حمزه اميني(2) |

می خواهم  ساده بگویم . از مدتها پیش می خواستم از تو بنویسم.

امروز قلم را در ذست گرفتم واز آسمان قلبت سخن گفتم.  مادر   تو

آسمانی ترین شعری هستی که شاعران  سروده اند.

+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 13:6 توسط حمزه اميني(2) |

اسم تو را فریاد زدم . با تمام  با تمام وجود و احساسم  تو را خواندم

تا از گستره ابرهای تیره  دستی مهربا ن  به سوی تو دراز شد دستی

از جنس نور . آیا میتوان تو را باور کرد  ؟

+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 13:2 توسط حمزه اميني(2) |

میلاد مسعود خاتم المرسلین  پیامبر مهربانی وعطوفت حضرت محمد بن عبدالله  (ص)

(درعام الفیل.  ۵۳ سال پیش از هجرت)وهمچنین خجسته میلاد با برکت حضرت امام

جعفر صادق(ع) رابه تمام مسلمین وبالا خص دو ستان عزیز تبریک میگویم و امیدوارم

سالی که به نام این پیامبر عظیم الشان نام گذاری شده سالی پر از موفقیت و  نیکی

وشادی باشد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 12:36 توسط حمزه اميني(2) |

کاش ساده و  بی ریا بودیم . مثل کشکول ساده درویش.

مثل برگهای درخت بید . مثل نارنج روی شاخه .  مثل

رویای کودکان .  کاش مثل باران بهاری مثل خلو ت

حافظ بی ریا بودیم. 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:34 توسط حمزه اميني(2) |

من وپنجره  و جمعه دست در دست هم در باغ  انتظار به امید طلوع تو

نشستیم میدانم وقتی دستهای نیازمند  آسمان را می طلبند   نوای

دلنشین  (انا المهدی) است که انها را  بینیاز می کند .

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 10:24 توسط حمزه اميني(2) |

اینطور که  آمار نشان میدهد ۲۲درصد كل زندانهاي كشور را جوانان تشكيل ميدهند به طوري كه سالانه

۲۷تا ۳۰هزار جوان در گروههاي سني ۱۹تا ۲۵سال زنداني ميشوند . اين آمار مه خدمتتان ارائه شد  در

ديروز در روزنامه مطالعه كردم ،واقعآ آمار عجيبي بود وبحثهاي كارشناسي هم كه در مورد اين قضيه شده

بود علت اين جريان را بيشتر فقدان يك جايگاه امن روحي ورواني و پر شور وحال بودن دوره جواني ذكر

ميكردند ودر آخر هم با پيشنهاد دادن ازدواج سرو ته قضيه را  جمع كرده بودند .

ولي آنچه به نظر ميرسد اين مسئله ريشه در مسائل مهمتري دارد كه من فكر ميكنم اين گونه مباحث را

حضوري دنبال كنيم  ضريب امنيتي بيشتري دارد .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 12:26 توسط حمزه اميني(2) |

همیشه  ۲۰ ُفروردین ماه  مارا به یاد شهادت هنرمند بسیجی سید مرتضی آوینی  می اندازد

شخصیتی که به تمام معنی اسلامی و ایرانی بود . شخصیتی که هم اهل علم وهم اهل  عمل

بود وهم تعهد . شخصیتی که در این مقطع واقعآ جای خالی آ ن احساس میشود .

روحش شاد ویادش گرامی وراهش پررهرو باد .

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 11:10 توسط حمزه اميني(2) |

نوروز فرهنگ ویژه ایرانیان است که از تاریخ باستا ن تاکنون این فرهنگ زنده بوده است وجهانیان

ایرانیان را با آن میشناسند .

نوروز در حقیقت یک روزنو دیگری است که ایران وایرانی را متحول میکند ویک قدم به جلو میکشاند

وهشدار پیشرفت نسبت به گذشته را به ما میدهد .

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 17:14 توسط حمزه اميني(2) |

و به این صورت هداف خود را پیش میبرند .نتیجه ای که در این مقاله میتوانیم به آن دست یابیم

وبه آن توجه کنیم رابطه علم ونیروی نامی وپیشرفت است که اینها ملازم یکدیگر هستند وبدون

اینها نمیتوان پیشرفتی را کسب نمود واین از اول تاریخ تابه امروز هم به اثبات رسیده است .پس

ما در این مقطع زمان شدیدآ نیازمند به تولید علم که مادر همه پیشرفتها است هستیم  و اگر

توانستیم به این امر مهم نزدیک شویم پیشرفتهای بعدی هم پشت سر آن می آید در غیر این

صورت به انتظار پیشرفت نشستن بیهوده است .

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 14:57 توسط حمزه اميني(2) |

و همچنین از قدرت وثروت خود در پی جزب نخبگان دیگر ملل جهان است . وباتوجه به

اینکه  فنون نظامی وغیره در این عصر تمامآ به علم ودانش تخصصی نیازمند هستند اکثر

کشورهای قدرتمند سعی میکنند جایگاه ویژه ای رابرای دانشمندان در نظر بگیرند و بودجه های

هنگفتی راسالانه برای طرحهای علمی درنظر بگیرند .

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 8:45 توسط حمزه اميني(2) |

اما در مقابل وقتی می بینیم زمانی که مسلمین از لحاظ قدرت نظامی ضعیف شدند یگانگان هم بر ما

مسلط شدند وما کم کم قدرت هژمونیک خود راهم از دست دادیم وبه جای آن نه این که نتوانستیم

فرهنگ خود را صادر کنیم بلکه در ی آن هستیم که همین مقدار فرهنگوعلوم خود را هم که داریم سعی

میکنیم از دست ندهیم . این موضوع را اگربخواهیم   بهتر لمس کنیم میتوانیم به قدرت امروز غرب نگاه

کنیم که چگونه در پناه قدرت نظامی سعی میکند سلطه فرهنگی واقتصادی راهم به دیگران تحمیل کند.

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 9:30 توسط حمزه اميني(2) |

هدف ما در این مقاله جستجو درعلل سقوط مسلمین از قله اوج است که واقعآ علت اصلی عقب -

افتادگی جامعه اسلام وایران در این مقطع تاریخی چه میتواند باشد . مسلمینی که توانسته بودند

امپراطوریهای روم وایران رادر هم بشکنند وتمام نگاههای جهانیان را به خود جلب کنند آیا  باور این

میرفت که روزی محتاج بیگانه شوند .

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 8:48 توسط حمزه اميني(2) |

اگر بخوهیم علت این قضیه راریشه یابی کنیم باید به تاریخ رجوع کنیم  آنچه شواهد تاریخی نشان

میدهد نقطه شروع اوج مسلمین با اوج گرفتن نیروی نظامی آنها همراه بوده است و این   قدرت

نظامی بود که به اوج گرفتن مسلمین چه از لحاظ علمی وغیره کمک به سزایی کرده است .(اما این

راهم نباید فراموش کرد که آیین نورانی وصحیح ومنطقی اسلام هم در این راه نقش به سزایی داشته

است)

+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 11:59 توسط حمزه اميني(2) |

اما سوال اصلی در این زمینه این است که چرا با وجود سابقه تاریخی شکوفا از لحاظ علمی که در بین

مسلمین و بالاخص ایرانیان وجود داشته که در یک زمانی این شکوفایی علمی به حدی رسیده بود که

از کشورهای غربی برای تحصیل به سرزمینهای اسلامی روی می اوردند وهر کس که به زبان عربی

صحبت میکرد ه یا در دانشگاههای اسلامی تحصیل میکرده  او را روشنفکر می دانستند ولی در این

مقطع تاریخی مسلمین از قله شکوه پایین آمده ودست نیاز به سوی غرب دراز میکنند.

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 12:48 توسط حمزه اميني(2) |

بیشترین کاربرد زبان تلاش برای برقراری با دیگران است . اگر چه استدلال بوسیله زبان ارائه می شود ولی همه ارتباط ههای زبانی شامل دلیل و برهان نیست.بنابراین ما باید بتوانیم ویژگی های زبانی را که نشان دهنده استدلال است پیدا کنیم. مراحل تشخیص یک متن که آیا استدلال است یا نه : 1- جستجو برای نشانگر استنتاج 2-اگر نشانگر استنتاج پیدا نشد به هر جمله دقت کنید و از خود بپرسید که آیا بقیه متن که اطلاعات اضافی به ما می گوید چرا باید آنرا قبول کنیم؟ اگر جواب منفی باشد استنتاج نیست بلکه اگر مثبت باشد اسنتاج است.

3-اگر نتوانیم از متن نتنیجه گیری کنیم آن متن یک متن استدلالی نیست . 4-باید نتیجه در انتهای متن قرار بگیرد .

دو شیوه اصاصی برای تشخیص دلایل ارائه شده در یک استذلال : 1- جستجو در دلایلی که بتواند نتیجه های خاص را تائید کند 2- تلاش برای پیدا کردن راههایی که با دلایل ارائه شده تطبیق داشته باشد .

راههای مختلف برای ارزیابی یک تبیین :1- بررسی هر گونه ابهامی است که در ارتباط با تبیین است 2- جستجو تبیین های دیگر.

 

گاهی مدلولهای یک بحث فراتر از یک موضوع اصلی آن است :دو روش برای درک این مطلب :   1-با ارائه ساختاری خاص  با شکلی ویژه که در استدلالهای  دیگر نیز وجود دا رد .2-با تکیه بر اصلی کلی در

در مواردی دیگر نیز کاربرد دارد . مهارتی که درپرداختن به مدلولها ی  استدلال به کار می رود به عنوان

شناسایی  استدلالهای موازی شناخت و کاربرد اصول نامیده  میشود . تفکر انتقادی نقش مهمی در بررسی

استدلال دارد :پرداختن به متون استدلالی طولانی تر ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد اما کاربرد این

مهارتها به طولانی بودن ارتباطی ندارد .

مهارتهایی که ارتباط مستقیم با استدلال دارند : 1-توانایی کاربرد زبان با وضوح تمام 2- توانایی خلاصه کردن استدلالهای دیگران .

توضیح:اولین مهارتی که استدلال کننده خوب باید داشته باشد دانستن این است که گاهی ارزیابی استدلال به

طور قطعی به معنی صحیح و دقیق کلمه یا عبارت مربوط است .دومین مهارت – توانایی خلاصه کردن

استدلال در درجه اول به درک وفهم بستگی دارد تا ارزیابی و استدلال .اما چون ارزیابی بدون درک وفهم

ممکن نیست وچون خلاصه نویسی کمک مفیدی بهدرک و فهم میکند توسعه این مهارت ارزش بالایی خاهد داشت 

کاربرد روشن ودقیق زبان : این طبیعت زبان است که بعضی لغتها ممکن است بیش از یک معنی داشته باشد

بنا براین گاهی استفاده از یک کلمه یا یک عبارت میتواند مهم باشد . یعنی که گاهی مردم درهنگام ارائه یک استدلال استفاده میکنند کاربرد رایج کلمه ای مبهم است تا بدین ترتیب مردم را به سمت پذیرش  نتیجه ای هدایت کنند که در غیر این صورت استدلال موجود آنها را به نتیجه ای سوق داد .

تلخیص استلالها به دو طریق به فهم ما کمک میکند :1- این که بیان مطلبی به زبان خودتان شما را مجبور میکند که ابتدا مفهوم وپیام  متن را به خوبی درک کنید وبا آنچه که  متن دقیقآ  میگوید با جدیت  برخورد کنید

2-اینکه  نوع خاص خلاصه نویسی که در اینجا توصیه میشود به شما کمک میکند تا با تجزیه یک بحث 

طولانی به قسمتهای کوچکتر کنترل بیشتری بر آن داشته باشید .

ارزیابی استدلالی طولانی تر :1- دلایل و نتایج را مشخص کنید 1-1 نشانگرهای نتیجه را پیدا کنید .1-2 نشانگر های دلیل را پیدا کنید 1-3 ببرسید متن سعی در قبولاندن چه چیزی را به شما دارد 1-4 این بحث از چه دلایل و مدارکی برای متقاعد کردن من استفاده کرده است.

2- مفروضات بیان نشده را بیان کنید :2-1 مفروضاتی که از دلایل اصلی حمایت می کنند .2-2 مفروضاتی که به عنوان دلایل اضافی هستند . 2-3 مفروضاتی که به عنوان نتایج میانی (حد وسط)عمل می کنند.2-4 مفروضاتی که در ارتباط با موارد مشابه قابل قیاص  هستند .2-5 مفروضاتی که در ارتباط با صحت یک توضیح  ارائه شده هستند.

3-صحت دلایل- مفروضات را ارزشیابی کنید :3-1 چگونه اطلاعات بیشتری را که در این امر به شما کمک خواهد کرد جستجو کنید .

4-اعتبار متخصصانی را که استدلال مبتنی بر گفته های آنها است را ارزیابی کنید .

5- ایا مدارک یا شواهد وجود دارد که نتیجه را تقویت یا تضعیف  کند :5-1  هرچیزی را که ممکن است درست باشد .

6- قابلیت پذیرش هر یک از توضیحاتی را که مشخص کرده اید را بررسی کنید .

7- درستی مقایسه های را که مشخص کرده اید را ارزیابی کنید.

8-آیا شما می توانید نتیجه هی را از متن استخراج کنید؟ اگر اینطور است آیا این نتایج دال بر ناقص بودن این استدلالهایی متن هستند؟

9-آیا در متن استدلالی موازی یا استدلالی که شما آنرا ناقص می دانید وجود دارد ؟

10-آیا هر یک از دلایل و مفروضات متضمن یک اصل کلی هستند ؟

11- ایا استدلال نتیجه را به خوبی تائید می کند؟ اگر اینگونه است آیا شما می توانید مسیری را که در آن حرکت از دلایل به سوی ننتیجه دچار

بیشترین کاربرد زبان تلاش برای برقراری با دیگران است . اگر چه استدلال بوسیله زبان ارائه می شود ولی همه ارتباط ههای زبانی شامل دلیل و برهان نیست.بنابراین ما باید بتوانیم ویزگی های زبانی را که نشان دهنده استدلال است بیدا کنیم. مراحل تشخیص یک متن که آیا استدلال است یا نه : 1- جستجو برای نشانگر استنتاج 2-اگر نشانگر استنتاج بیدا نشد به هر جمله دقت کنید و از خود ببرسید که آیا بقیه متن که اطلاعات اضافی به ما می گوید چرا باید آنرا قبول کنیم؟ اگر جواب منفی باشد استنتاج نیست بلکه اگر مثبت باشد اسنتاج است.

3-اگر نتوانیم از متن نتنیجه گیری کنیم آن متن یک متن استدلالی نیست . 4-باید نتیجه در انتهای متن قرار بگیرد .

دو شیوه اصاصی برای تشخیص دلایل ارائه شده در یک استذلال : 1- جستجو در دلایلی که بتواند نتیجه های خاص را تائید کند 2- تلاش برای بیدا کردن راههایی که با دلایل ارائه شده تطبیق داشته باشد .

راههای مختلف برای ارزیابی یک تبیین :1- بررسی هر گونه ابهامی است که در ارتباط با تبیین است 2- جستجو تبیین های دیگر.

 

گاهی مدلولهای یک بحث فراتر از یک موضوع اصلی آن است :دو روش برای درک این مطلب :   1-با ارائه ساختاری خاص  با شکلی ویزه که در استدلالهای  دیگر نیز وجود دا رد .2-با تکیه بر اصلی کلی در

در مواردی دیگر نیز کاربرد دارد . مهارتی که دربرداختن به مدلولها ی  استدلال به کار می رود به عنوان

شناسایی  استدلالهای موازی شناخت و کاربرد اصول نامیده  میشود . تفکر انتقادی نقش مهمی در بررسی

استدلال دارد :برداختن به متون استدلالی طولانی تر ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد اما کاربرد این

مهارتها به طولانی بودن ارتباطی ندارد .

مهارتهایی که ارتباط مستقیم با استدلال دارند : 1-توانایی کاربرد زبان با وضوح تمام 2- توانایی خلاصه کردن استدلالهای دیگران .

توضیح:اولین مهارتی که استدلال کننده خوب باید داشته باشد دانستن این است که گاهی ارزیابی استدلال به

طور قطعی به معنی صحیح و دقیق کلمه یا عبارت مربوط است .دومین مهارت – توانایی خلاصه کردن

استدلال در درجه اول به درک وفهم بستگی دارد تا ارزیابی و استدلال .اما چون ارزیابی بدون درک وفهم

ممکن نیست وچون خلاصه نویسی کمک مفیدی بهدرک و فهم میکند توسعه این مهارت ارزش بالایی خاهد داشت 

کاربرد روشن ودقیق زبان : این طبیعت زبان است که بعضی لغتها ممکن است بیش از یک معنی داشته باشد

بنا براین گاهی استفاده از یک کلمه یا یک عبارت میتواند مهم باشد . یعنی که گاهی مردم درهنگام ارائه یک استدلال استفاده میکنند کاربرد رایج کلمه ای مبهم است تا بدین ترتیب مردم را به سمت بذیرش  نتیجه ای هدایت کنند که در غیر این صورت استدلال موجود آنها را به نتیجه ای سوق داد .

تلخیص استلالها به دو طریق به فهم ما کمک میکند :1- این که بیان مطلبی به زبان خودتان شما را مجبور میکند که ابتدا مفهوم وبیام  متن را به خوبی درک کنید وبا آنچه که  متن دقیقآ  میگوید با جدیت  برخورد کنید

2-اینکه  نوع خاص خلاصه نویسی که در اینجا توصیه میشود به شما کمک میکند تا با تجزیه یک بحث 

طولانی به قسمتهای کوچکتر کنترل بیشتری بر آن داشته باشید .

ارزیابی استدلالی طولانی تر :1- دلایل و نتایج را مشخص کنید 1-1 نشانگرهای نتیجه را بیدا کنید .1-2 نشانگر های دلیل رابیدا کنید 1-3 ببرسید متن سعی در قبولاندن چه چیزی را به شما دارد 1-4 این بحث از چه دلایل و مدارکی برای متقاعد کردن من استفاده کرده است.

2- مفروضات بیان نشده را بیان کنید :2-1 مفروضاتی که از دلایل اصلی حمایت می کنند .2-2 مفروضاتی که به عنوان دلایل اضافی هستند . 2-3 مفروضاتی که به عنوان نتایج میانی (حد وسط)عمل می کنند.2-4 مفروضاتی که در ارتباط با موارد مشابه قابل قیاص  هستند .2-5 مفروضاتی که در ارتباط با صحت یک توضیح  ارائه شده هستند.

3-صحت دلایل- مفروضات را ارزشیابی کنید :3-1 چگونه اطلاعات بیشتری را که در این امر به شما کمک خواهد کرد جستجو کنید .

4-اعتبار متخصصانی را که استدلال مبتنی بر گفته های آنها است را ارزیابی کنید .

5- ایا مدارک یا شواهد وجود دارد که نتیجه را تقویت یا تضعیف  کند :5-1  هرچیزی را که ممکن است درست باشد .

6- قابلیت بذیرش هر یک از توضیحاتی را که مشخص کرده اید را بررسی کنید .

7- درستی مقایسه های را که مشخص کرده اید را ارزیابی کنید.

8-آیا شما می توانید نتیجه هی را از متن استخراج کنید؟ اگر اینطور است آیا این نتایج دال بر ناقص بودن این استدلالهایی متن هستند؟

9-آیا در متن استدلالی موازی یا استدلالی که شما آنرا ناقص می دانید وجود دارد ؟

10-آیا هر یک از دلایل و مفروضات متضمن یک اصل کلی هستند ؟

11- ایا استدلال نتیجه را به خوبی تائید می کند؟ اگر اینگونه است آیا شما می توانید مسیری را که در آن حرکت از دلایل به سوی ننتیجه دچار نقص شده است را مشخص کنید؟   

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 11:1 توسط حمزه اميني(2) |

چنانچه که در کتب ومقالات به ان تصریح شده اکثر داننشکده های غرب در این زمان هم از آثار ابن

-سینا در زمینه های مختلف استفاده میکنند . واگر بخواهیم در این مقطع زمانی گریزی به این مطلب

بزنیم خواهیم دید که در این زمان هم هنوز پیوند صحیحی بین ایرانیان وعلم وجود دارد وشاهد بر

این قضیه موفقیتهای جوانان این مرز وبوم در المپیادهای جهانی وغیره است .

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 4:23 توسط حمزه اميني(2) |

خدمت استاد گرامی جناب آقای دکتر مجاهدی وآقای کاظمی  وتمام دوستان عزیز سال جدید را

تبریک میگویم و آرزوی توفیق روزافزون را برای تک تک شما سروران خواستارم .

(امینی)

+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 15:36 توسط حمزه اميني(2) |

که ارزش علم به آن اندازه است که در چهارده قرن پیش با عدم وجو د امکانات  و همچنین فاصله

جغرافیایی عربستان با چین پیامبر (ص) تا کید بر این موضوع داشته وامت را به این فضیلت ارزشمند

ارشاد فرموده اند . وعلاوه بر این علم در نزد ما ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته و گواه بر این مطلب

تمدن بزرگ ایرانی و سیطره آن درطول تاریخ است ( که در این زمینه میتوان دانشگاه جندی شاپور

اهواز در قبل از اسلام نام برد )و در بعد از اسلام تواناییهاو کوششهای دانشمندانی چون ابو ریحان

-ابن سینا وغیره میتوان به آن اشاره نمود .

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 11:6 توسط حمزه اميني(2) |

علم در نزد خداوند متعال هم دارای ارزش میباشد چون اولآ  خداوند برای توصیف خود از این واژه بسیار

استفاده میکند .واوصاف خود را به ان مزین میکند مثل عالم ... واین حاکی از نیکویی علم نزد خداوند 

متعال است . وعلاوه بر این  دین اسلام  جایگاه ویژه ای برای علم وعالم قرار داده است و در این زمینه

احادیث وروایات زیادی از معصومین وبزر گان وجود دارد (مثل اطلب العلم ولو  بالسین . وغیره ) که این

حاکی از این است .

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384ساعت 16:49 توسط حمزه اميني(2) |

ازبدو تولد جهان تا به امروز تا بوده و هست علم جایگاه ویژه ای داشته ودارد چه در نزد عاقلان و چه غیره

وهمچنین علم درنزد تمامی ادیان چه ادیان ابراهیمی وچه غیر از آن دارای اهمیت بوده وشخص آموزنده

علم هم دارای کمال است واین ارزش واهمیت علم را می رساند که علاوه بر اینکه خود به ذاته ارزشمند 

است به شخص دانش پژوه هم یک نوع فضل وبرتری میدهد واو را از سایر اشخاص تمییز میدهد  .

(ادامه دارد )

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 14:34 توسط حمزه اميني(2) |

روزغدیر خم بزرگترین روز امت پیامبر وبالاخص بزرگترین عید شیعه است روزی است که علی(ع)بعداز

پیامبر راهنما شد.روزی است که خداوند دین را به کمال رساند ونعمت را بر امت تمام کرد واسلام  را

به عنوان دین برای امت پسندید .مهمترین ویژگی غدیر مسئله ولایت وحکومت اسلامی و    مشخص

شدن آن به عنوان یک حقیقت قانونی در اسلام است .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 12:44 توسط حمزه اميني(2) |

آنچه که در مورد پرونده صدا وسیمای مااز قبل از انقلاب و بعد از انقلاب جالب به نظر مرسد ومرا بر این

داشت که چند مطلبی در مورد آن بنویسم سعی وکوشش این سازمان  در زمینه تاریخ باستان ایران

است.وآنچه که به نظر میرسدشکوه وعظمت ایران درآن دوره بوده است که حتی خارجی ها هم تحت

تاثیر قرار داده است وباعث شده است که دراین زمینه کار کنند .ولی در کشور خودمان هنوز یک اثر

درست وحسابی که واقعآ بتوان در مورد آن صحبت کرد تهیه نشده است.وباید توجه داشت که این

مسئله نبایدبه منزله باستان گرائی تلقی شود.چون واقعآ اینقدر که این سازمان در زمینه تاریخ اسلام

کار کرده در زمینه تاریخ باستان ما کار نکرده است وتنها یک طرفه قضاوت کرده است.   امید وارم  با

دوراندیشی بهتری گذشته وحال ایران را بهتر به جهانیان نشان دهیم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:57 توسط حمزه اميني(2) |

یادم می آید سال گذشته چهار شنبه سوری در شیراز بودم . قشنگی شیراز یک طرف و قشنگی

چهار شنبه سوری یک طرف . ولی آنچه این قشنگی را خراب می کرد رفتار ناشایست وضایعی بود

که توسط بعضی از افراد انجام می شد که موجب زخمی شدن وناراحتی تعدادی از همشهریان شد

امید وارم که امسال با برنامه ریزی صحیح این جشن باستانی با زیبایی هرچه بیشتر به پایان برسد

وماشاهد ناراحتی هم وطنانمان نباشیم.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 10:36 توسط حمزه اميني(2) |

امروز سری به روزنامه ها که زدم مثل گذشته ها کلی گله مند بودند گله از همه چیز ومهمتر از همه گله

از فرار نخبگان و مغزها از این سرزمین . آنچه به نظر میرسد این مشکل این دوره زمانه ما نیست   آنچه

تحقیقات نشان میدهد این مشکل قبل از انقلاب هم بوده است ولی این زمانه با توجه به جو بین المللی

وموقعیت خاص ایران بیشتر به این مسئله دامن زده می شود .لذا از دوستان خواهشمندم به این موضوع

بیشتر فکر کنند شاید راه حلی خودمان رسید.

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:29 توسط حمزه اميني(2) |

اثر شازده کو چو لو در حقیقت بار معنایی را به دوش میکشد که در این معنی حقیقت گم شده است

و انسانها با ابزاری به نام ( بزرگترها ) خو دشان را درگیر کارها واشیاء کم ارزش کرده اند . در این  اثر

انسانها آنقدر گرفتار مادیاتوغرق در پول پرستی شده اند که اصالت وعواطف زیبای انسانی درآنها رخت

بر بسته است .آنتوان دوسنت اگزوپری با خلق این داستان میخاهد به انسانها گوشزد کند که اصول

انسانیت را فراموش کرده اند .

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:3 توسط حمزه اميني(2) |

۱-فرق بین essay  و articl  چیست؟

essay  چه در لغت و چه در اصطلاح بر یک معنای عمومی و عام دلالت میکند ولی articl  بر خلافessay

بر یک معنای جزئی دلالت می کند یعنی essay علاوه بر مقاله بر چیز های دیگری هم دلالت میکند.

۲- در زبان ما مقاله نام نوشتاری است اما از ریشه عربی قول به معنای گفتن است این مشاهده چه

سوالاتی برای شما دارد ؟

۱-رابطه بین مقاله وقول چیست ؟ به نظر می رسد از لحاظ ظاهری ازیک ریشه باشند ولی از لحاظ

معنایی کاملآ با یکدیگر متفاوتند.

۲-آیا اینها از لحاظ متنی هم با هم یکی هستند ؟ جواب منفی است . چون مقاله یک خصلت نوشتنی

وتخصصی دارد ولی قول ممکن است تخصصی نباشد واین تخصصی بودن انها از یکدیگر جدا می کند .

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:28 توسط حمزه اميني(2) |

می خوا ستم خدمت آقای میر خلیلی عرض کنم که این مطلب (زندگی ) شما یک مطلب اجتماعی

نمی تو اند باشد چو ن مطلب شما یک مطلب کا ملآ  شخصی است و ربطی به یک مطلب اجتماعی

متاسفانه ندارد .خواهشمندم یک بار دیگر به تعریف مقاله اجتماعی که استاد فرمودند بذل توجه بیشتری

بفرمائید  .                    
                                                          

                                                            (  ارادتمند شما  امینی )

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 10:13 توسط حمزه اميني(2) |

همیشه روز ۱۶ اسفند ماه مارابه یاد فداکریهای ملیو ن ومذهبیون در جریان ملی شدن صنعت نفت

می اندازد .مارا به یاد طهماسبی ورزم آرا و مصدق و کاشانی و ... می اندازد . ۱۶ اسفند روزی است

که شکست استعمار را به ارمغان میاورد . ۱۶ اسفند روز ترور رزم آرا است .ولی حیف که این همه

تلاشها به وسیله کودتای ۲۸ مرداد نافرجام ماند .

   

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 9:40 توسط حمزه اميني(2) |

علم و تعهد مثل دو بال  هستند که می توانند انسان را به سوی کمال سوق دهند .این دو بدون یکدیگر

حال اگر نتوان گفت که به منزله زنبور بی عسل هستند ولی به جرات میتوان گفت که بدون یکدیگر هم

انسان در رسیدن به کمال عاجز است . اگراین فرضیه در سطح کلان تر برای جامعه به کار ببریم در این

برهه از زمان جامعه ما شدیدآ نیاز به اتحاد علم تعهد در افراد است . چون در غیر این صورت انتظار

مطلوبی نمی رود. 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 12:56 توسط حمزه اميني(2) |

بعضی وقتها وقتی یه گربه که می بینم نمی دانم چرا یکدفعه یاد مظلومیت ایران می افتم . بی خود آدم

را یاد قراردادهای ایران و روس و یاد آن مناطق از دست رفته و یاد مصیبتهای مردم ایران ومظلومیت این

کشور در برابر بیگانگان می افتم اگر عقب تر برویم باز نقشه ایران را در دوران هخامنش و آن دوران می

بینیم احساس غرور می  کنیم که ما چه بودیم و در آ ن مقطع تاریخی (قاجاریه ـ پهلوی) چه شدیم

امید وارم که در این مقطع تاریخی ما را از این گربه هم کوچکتر نکنند وبرایمان کاری کنند که آیندگان

احساس حقارت نکنند .

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 10:59 توسط حمزه اميني(2) |

آنچه که مهم است ایجاد فرهنگ پرسش ومسئله یابی است.یادداشت برداری ونمایش تصویری یدداشتها

تقریبا بهترین راه برای یادگیری بهتر است که به تجربه هم ثابت شده است.مطالعه وسرقت ادبی راههایی

برای کسب علم است.زمانی که درارائه مطالبی شک داریم باید آن را ارجاء داد و ساده ترین روش ارجاء

نقل قول است.{دو روش برای نقل قول:۱-اصل مطلب نویسنده بیان شود.۲-خواننده مطلب خود را آن طور

که خوانده بازگو کند.}

روشهای ارجاء ماخذ دهی:۱-شماره گذاری یادداشتها۲-سیستم هاروارد(که نام نویسنده و تاریخ انتشار

کتاب در انتهای مقاله یا کتاب آورده شده است.

ثبت ارجاء:استفاده از کارتهای فیش برداری

 

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 13:16 توسط حمزه اميني(2) |

آیا اهمیت قلم به اندازه است که ما فکر می کنیم یا چیزی بیشتر از آن است

که در مخیله اکثر انسانها تصور میشود. اما آنچه در واقعیت به نظر میرسد وعقل

ومنطق بر ان صحه میگذارد .اهمیت قلم بسیار فراتر از اینها است .چون این موضوع

آنقدر اهمیت دارد که خداوند متعال هم به ان قسم یاد کرده است .اما آنچه در اینجا

مهم به نظر میرسد رابطه قلم وآزادی است .این دو با یکدیگرهمگامند ومکمل یکدیگر

هستند.قلمی که آزاد نباشدقلم نیست وآزادی که درآن قلم یافت نشود آزادی نیست.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 10:3 توسط حمزه اميني(2) |

نمی دانم با ان چه کنم  ان را چه بنامم دیگر اصلا" مثل گذشته هانیست

نمی دانم همیشه اینطور بوده یا تازه این روند رابه خودش گرفته .نمیدانم .

از هر کسی سراغش را میگیرم یا درباره ان با بچه ها صحبت میکنم از ان

راضی نیستند . انگار با همه سر جنگ دارد . نمیدانم تا کی می خواهد این

راه را ادامه دهد . تازه از همه بدتر نه در خواب و نه در بیداری هم ولکن نیست

هر روز هم که بیشتر باهاش باشی تو اون دنیا باید بشتر جواب بدی.خوب. زندگیه باید باهاش ساخت.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 10:7 توسط حمزه اميني(2) |

آنچه امروز می تواند دراین دنیای پرهیاهو و پرتلا طم به کمک بشربیاید

و او را از فلاکت نجات دهد و بشر را به سعادت اصلی برساند عدالت

است وعدالت هدیه ای است الهی برای بشر. که ان را میتوان منجی

بشر نامید

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 13:18 توسط حمزه اميني(2) |