۱= موضوع اصلی: بررسی ابعاد سیاسی هولوکاست.
=۲مسئله تحقیق: هدف ازاین تحقیق این است که ضمن بررسی رویداد تاریخی هولوکاست به بررسی آثار سیاسی این رویداد بپردازیم.
3=سوال اصلی: آیا واقعه هولوکاست درشکل گیری دولت اسرائیل موثر بوده است یانه؟
4=سوالهای فرعی:
الف: ابعاد تایخی وسیاسی آن چیست.
ب: شرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل چه بوده است.
ج: چه رابطه ای بین واقعه هولوکاست وتامین شرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل بوده است.
5=مفروض: در مورد ابعاد فرضیه هولوکاست اغراق شده است؛ هرچند خودش یک پدیده واقعی است.
6=روش یابی ( روش پژوهش): روش کتابخانه ای.
7= نتیجه تحقیق.
8=ادبیات موضوعی.
بشریت در طول تاریخ، از زمان شکل گیری عقل وبه کارگرفته شدن آن که به زمانهای دور ودرازی چون دوران سقراط وحتی پیش از او،به حکمای طبیعی برمیگردد ،تا کنون جنگ های بزرگ وخونریزی های زیادی را ایجادکرده ودیده است؛که باعث همه این جنگ ها،اعمال خودبشر وتمایلات فزون خواهانه خود بوده است.
جنگهائی که نه تنها بشردرهنگام وقوع آن هابسیار زیان دیده است،بلکه حتی ازخرابیهائی که ازجنگ بوجود آمده بودبسیار زیان دیده، به شکلی که ناتوان از بازسازی آن خرابیها به شکل اولیه خود بوده است.درطول این قرون هزارساله (از زمان حکمای طبیعی تابه امروز) دو جنگ بسیار اهمیت دارد. چراکه دراین جنگها عمق فاجعه های انسانی وطبیعی به اندازه ای بوده است که میلیون هاانسان درهرکدام از این جنگها کشته شده وسرزمینهای زیادی که قبلا آباد بوده اند،ویران گشته وبه علت استفاده ازبمبهائی که بسیارخطرناک بودند ودارای آثار منفی زیادی بوده اند، تابه امروز نیز بعضی از این سرزمینها هنوز غیرقابل استفاده میباشند. جنگی که درحدفاصل کمتر از 20 سال ازیکدیگر اتفاق افتاد ودنیا راچنان زیر ورو کرد که بشر ازشگفتی ،این دوجنگ را درتاریخ خود ثبت وبه علت فراگیربودنش به آن جنگ جهانی لقب داد.اما چیزی که مهم است این است که در تاریخ معاصر جهان درجنگ جهانی دوم(1939) حادثه ای اتفاق افتاد که بخشی ازشئون زندگی سیاسی واجتماعی واقتصادی جوامع اروپائی وآمریکائی را ازهمان واپسین روزهای پایان جنگ تحت تاثیر قرارداد، وآن همان واقعه تاریخی معروف به هولوکاست است.
این قضیه توانسته است از جنگ جهانی دوم تاکنون معادلات زیادی را درصحنه جهانی به نفع یهودیان صهیونیسم رقم بزند. به گونه ای که هیچ حادثه ای درجهان تاکنون بی علت ومنفک ازاین واقعه( هولوکاست) نبوده است. این واژه که ازسوی یهودیها به عنوان مدرک جرم مبنی بریهودی ستیزی آلمانی ها منتشرشده باعث بوجود آمدن دیدگاههای متفاوتی شده که حتی منجربه اختلاف میان طرفداران اینگونه دیدگاهها دیده شده است.
هولوکاست که به کشته شدن یهودیها توسط کوره های آدم سوزی وهمچنین خفه شدن دراتاقهای بسته با گازهای سمی بدست آلمانیها اشاره دارد و مدعی براین است که درجنگ جهانی دوم 6 میلیون نفر وبه گفته بعضی ازرسانه ها مانند فیلم شب، مه حدود 9 میلیون نفریهودی به دست آلمان هیتلری( نازیسم) کشته شده اند. روزنامه ها ومقالات متعددی این قضیه را تاییدکرده وآن راتبلیغ می کردند تاوسیله ای برای مظلوم نمائی دولت اسرائیل وگرفتن غرامت ازآلمان به عنوان حربه ای اقتصادی وسیاسی باشد. لذا بعد ازجنگ جهانی دوم بااینکه تمام دنیا دراین جنگ شرکت کرده بودند واز هرکشوری افراد بسیاری کشته شده بودند، ولی فقط دولت اسرائیل توانست غرامت کشته شده های خود را ازآلمان دریافت کند که این دریافت غرامت تا سال 2030 نیز ادامه می یابد. هرچند هولوکاست را صهیونیستها به عنوان یک موضوع دینی ورویداد تاریخی قلمداد کرده اند اما این رویداد برای غیر یهودیان یک موضوع تاریخی است.
دراین مقاله سعی شده است ضمن روشن کردن واژه هولوکاست وریشه های آن، استفاده های ایدئولوژیکی که از این واقعه توسط موافقان آن صورت گرفته مانند ادعای یهودیان مبنی برتعلق سرزمین فلسطین به آنها که ریشه دراین واقعه تاریخی دارد را مطرح کرده وسپس درقسمت نتیجه گیری نظرات نویسنده مقاله را درباره این واقعه بیان کرده وبه سمع ونظر خوانندگان عزیز برسانم.
1- بررسی ابعادسیاسی هولوکاست.
واژه هولوکاست(Holocaust)،واژه ای است یونانی،که ازدو واژهHolos به معنی همه وKaustosبه معنی سوزاندن ونابودکردن ترکیب شده است ودرلغت به معنی همه سوزی است.امابه طورکل به معنای سوزاندن با آتش است به گونه ای که آن شیء ویا آن چیزبه طورکامل ازمیان برود.
خاستگاه وپیشینه هولوکاست نیز آنچنان که طراحان ومدافعان آن بیان کرده اند،دشمنی هیتلر بایهودیان وتفکرنژادپرستانه اوبوده است.چراکه بنا به عقیده نازیها ومخصوصا هیتلر،آریائی همان نژادبرتراست ونژادژرمن یاآلمانی نیز ازمیان شاخه های نژادآریائی برترین است.
باپرورش ورشدچنین تفکراتی وبه دلیل بدبینی شدیدی که درذهن آلمانیها نسبت به یهودیان وجود داشت وهم اینکه آلمانیها، سایه نفوذاقتصادی یهودیان را برسرخویش میدیدند،دولتمردان آلمانی برآن شدندتایهودیان را ازاعمال نفوذ برسرنوشت آلمان دورکنند وهیتلربه عنوان رهبراین جریان،خواستاربیرون راندن یهودیان،نه تنها ازآلمان بلکه ازاروپا شد وبهترین مقصدبرای کوچ دادن آنهارانیز روسیه میدانست. هیتلربرای کوچ یهودیان باتوافق سران یهودی، مقداری خشونت برای ترساندن یهودیان واینکه آنان ازاروپا به روسیه کوچ کنند،به کارداد.این خشونت ها ازقبیل برتری نژادژرمن وتحقیریهودیان،زندانی کردن یهودیان،گرفتن سرمایه های آنان،تحریم های اقتصادی وهمچنین اعزام بعضی ازآنان به اردوگاه های کاراجباری بودند.بعدازجنگ جهانی دوم ومحکوم شدن هیتلر،سران یهودی بااینکه خود درکاربردخشونت برای هموطنانشان ازسوی هیتلرنقش داشتند،ولی باخودکشی هیتلر ومحکوم شدن آلمان نازی در مجامع بین المللی توسط متفقین،همان سران یهودی خشونت های هیتلر ورنج های وارده به یهودیان در دوران آلمان نازی رابه گونه ای تعبیرکردند که بتوانندازاین روی سکه نیز سودی ببرند وهمین طورنیز شد. آنها باابداع نظریه هولوکاست وتنظیم سندهای گوناگون توسط خود توانستندامتیازهای بسیار والا وباشکوهی ازآلمان ودیگرکشورها بگیرند. که دستاورداین امتیازها برای یهودیان دارای ابعاد سیاسی،اقتصادی،فرهنگی ودینی بوده است.اما آنچه که اهمیت بسزائی دارد،نقش واهمیت ابعادسیاسی این قضیه است که شامل دستاوردهای زیر بوده است: 1-1) تشکیل یک دولت صهیونیسم دریک منطقه خارج ازاروپا به نام فلسطین.
2-1)همگامی بسیاری ازکشورهای اروپائی وکشورهای دیگر که درراس آنان یگانه قدرت جهانی،آمریکا قرارداشت با یهودیان.
3-1)متحدشدن همه یهودیان جهان.
4-1)تبدیل کردن اسرائیل به یک قطی جهانی.
5-1)دریافت غرامت ازمتحدین بویژه آلمان هیتلری. به گونه ای که بادریافت این غرامتها،توانستند کارخانه ها وشرکت های زیادی را درآمریکاوکشورهای اروپائی به نام خودثبت کنند وخود را تبدیل به یک قطب اقتصادی بنمایند.
2- بررسی آثارسیاسی رویدادتاریخی هولوکاست.
ازآثارسیاسی این رویدادمیتوان به چندمورداشاره کرد:
1-2)هویت سازی برای یهودیان واسرائیلیان.
همانگونه که میدانیدازجمله لوازم بقابرای استمرار وقوام یک قوم،وجودیک هویت معلوم ودسته جمعی میباشد.چراکه درسایه انسجام وهویت خاص است که میتوان ازمنافع افراد دفاع کرد وحق وحقوقی برای افراد درنظر گرفت.
برای یک فردایرانی،فارس زبان بودن،ایجادکنندهآن هویت ملی وحس همبستگی میباشد وهمینگونه برای یک فردعرب نیزمیتوان داشتن زبان عربی(زبان قرآن)هویت آن قوم درنظرگرفت.ولی قوم یهودچون ازخودچیزی برای همبستگی ملی وایجادهویت ندارد،به دنبال ایجادبهانه ای می گشت تاآنرا دستاویزی برای خود قرارداده وهویت خود را براساس آن شکل دهد.هولوکاست برای یهودیان دقیقاهمین نقش تولیدهویت را ایفامیکند ونقطه شروع مناسبی در راستای فرایندملت سازی برای قومی است که باتکیه برمبادی نژادی می کوشد،قوام قوم یهود رادرپناه آن تضمین کند.تلاش فوق العاده یهودیان برای توسعه مفهوم هولوکاست وپناه بردن به آن،برای استمرارجلب حمایت وترحم جامعه جهانی ونادیده گرفتن تاسیس دولت مدرن ازسوی جامعه جهانی،مبتنی برآموزه های نژادپرستانه این قوم میباشد.
اگرچه بانیان اسرائیل تلاش بسیاری نموده اندتا باافسانه هائی چون هولوکاست برمشکل بحران هویت خودفائق آیند،اما تاکنون هیچ نتیجه قطعی به دنبال نداشته است وسوال ازکیستی آنان از زمان انتشاراعلامیه بالفور تابه حال همچنان مطرح بوده است ومطرح خواهد بود.
2-2)اعمال فشاربرای رسیدن به خواسته های خود.
یکی ازخواسته های یهودیان، دریافت غرامت ازآلمان میباشد.مبنای این درخواست،تسکین دردها ورنج های یهودیان وجبران خسارت های وارده به آنان در دوره آلمان نازیستی بود.آنچه که برای یهودیان دراین درخواست غیرقابل قبول وانمود میکرد، مبلغ پیشنهادی نمایندگان آلمان بود.لذا آنها تصمیم گرفتند ازطریق حامی خودواشنگتن،آلمان غربی را برای موافقت باتوافق نامه خود،تحت فشارقرار دهند.
در7مه1952،موشه شارت،(وزیرخارجه اسرائیل )درکنست (مجلس اسرائیل)اعلام کرد که اگر بن پبشنهادجدیدی درپرداخت غرامت مطرح نکند،اسرائیل مذاکرات راترک خواهد کرد،که بااین کار پیامدهای بین المللی باعث ایجادبحران درآلمان خواهدشد. یک روزنامه یهودی نیزدرلندن عنوان کرد:
(تمام قدرت بین المللی جامعه جهانی یهود،درصورتی که پیشنهاد پرداخت غرامت بن قانع کننده نباشد،علیه آلمان بسیج خواهدشد).
این مذاکرات پس ازبرگزاری چند نشست دیگر وبررسی جزئیات،سرانجامبه توافق نامه لوکزامبورگ منجرشد؛که در10 دسامبر1952 توسط کنراد ادنائر(صدراعظم آلمان غربی)،موشه شارت(وزیرخارجه اسرائیل)وناحوم گلدمن (رئیس کنگره جهانی یهود)به امضاء رسید
3-2)ازجمله مهمترین آثارسیاسی این واقعه که بسیاربرای یهودیان کاربرد داشته است دراواخر دهه60 بود،که ازاین واقعه درطی این دوجنگ بسیاراستفاده شد.
الف)جنگ ژوئن1967اسرائیل با اعراب:
در1967،اسرائیل به سرعت نشان دادکه آسیب پذیری اش بسیارکمترازدوران کشمکش برای استقرار دولت یهود است.رهبران آمریکا واسرائیل ازپیش میدانستندکه اسرائیل درنبردبادولت های عربی به آسانی چیره میشود.پس ازاستفاده وسیع ازقدرت نظامی اسرائیل دراین جنگ،هولوکاست دوباره مطرح گردیدودرمیان جشن و سرورپیروزمندانه اسرائیلی ها شکوفاترشد.
ب)جنگ اکتبر1973،اسرائیل بااعراب:
دراین جنگ برخلاف نبردژوئن1967،مسائل دیگری باعث درمرکزقرارگرفتن هولوکاست شد:افزایش قدرت نظامی انورسادات،رئیس جمهورمصر. که درپی این رخداد،ایالات متحده وسیاست گذاران برجسته اسرائیل قانع شدندکه توافق دیپلماتیک بامصرامری اجتناب ناپذیر است،وبه منظور بالابردن قدرت اسرائیل دراین مذاکرات،میزان ارجاعات به هولوکاست افزایش یافت.
3-آیاواقعه هولوکاست درشکل گیری دولت اسرائیل موثربوده است یانه.
براساس این واقعه بوده است که سران یهودی به فکرایجاد یک دولت یهودی افتادند.دولتی که جلوی هرگونه تجاوز،کشتاروظلم به یهودیان را،که توسط غیریهودیان صورت میگیرد رابگیرد ونگذاردکه دوباره هولوکاستی دیگر صورت بگیرد.پس درنتیجه میتوان بیان کردکه تنها جوازبرای شکل گیری دولت اسرائیل ایجادیک بهانه بوده است و واقعه هولوکاست همان بهانه بوده است؛وصحت این گفته رامیتوان دربیانات آبراهام هسل جستجو کرد.چنانکه وی می گوید:
(دولت اسرائیل،پاسخ خداوندبه آشویتس است).
همانگونه که درعبارت فوق پیدا است،یهودیان برپائی دولت اسرائیل رامنوط به خواست خداوند میدانند.چراکه خداوند از ظلم وستم های رواشده بر سریهودیان ناراحت شده،وبرای انتقامجوئی ازدیگرکشورها،ایجاد دولت اسرائیل رامجاز شمرده تابلکه با این کاربتواند انتقام ظلم هائی که بریهودیان رفته است رابگیرد.
4-ابعادتاریخی وسیاسی آن چیست.
یکی ازابعادتاریخی وسیاسی ای که یهودیان براساس واقعه هولوکاست آن راتائید میکنند وبرآن پافشاری میکنند،فرمان راه حل نهائی میباشد،که مفاد ومحتوای این برنامه بدین گونه میباشد:گرایشهای یهودستیزانه نازی ها در کناراندیشه های نژادپرستانه هیتلر،به تدوین برنامه ای جهت مبارزه با یهودیان منتهی گردیدواین برنامه عبارت بودازآنکه اروپا ازیهودیان تهی شود.به این صورت که آنان به نقطه ای هرچه دورفرستاده شوندتا ازکارآنان بتوان بهره گرفت.این برنامه درسه مقطع به اجرادرآمد:
مقطع اول=1933تا1939
مقطع دوم=1939تا1941
مقطع سوم=1941تا1945.
درمقطع اول ودوم،نازی هابرای اجرای نظریه نژادی هیتلر قوانینی برای یهودیان وضع کردندکه براساس این قوانین یهودیان پست نژادانی بشمار میرفتندکه خون زهرآلودشان آنها راذاتا جنایتکاربارمی آورد.لذا پیوندزناشوئی باآنها ممنوع گردیدوآنان ازحقوق مدنی،انجام امورتجاری وسایرفعالیت های اجتماعی محروم شدند.دراین دومقطع موج حمله علیه یهودیان بیشترلفظی وتبلیغاتی بود.
ازدیگرابعادتاریخی اسطوره میتوان ازتجدیدنظرطلبی یا به اصطلاح(ریوزیونیزم)نام برد. اصطلاح (revisionism)ازواژه لاتین revider))به معنای بازنگری محدود،مشتق شده است.
تجدیدنظرطلبان معتقدندکه اسطوره براساس واقعیت هائی شکل گرفته،اما این واقعیت ها ازسوی جعل کنندگان هولوکاست به کمک جریان تبلیغاتی،اهرم های سیاسی ودادرسی های قضائی،آنچنان بزرگ نمائی شده وبه انحراف رفته که باور آن ممکن نیست.آمارهانشان میدهد،درمجموع نازیها ازسال1933،سالی که درآلمان به قدرت رسیدندتاسال 1945،سال پایان جنگ جهانی دوم،بیش از10هزاربازداشتگاه واردوگاه کاراجباری درسراسر اروپا ایجادکردند.ازمهمترین اردوگاههای داخل خاک آلمان،میتوان به داخائو،ماتهاوزن ، سکس هاوزن،برگن بلسن،بوخنوالد واحدانین برگ اشاره کرد.چنین اردوگاه هائی ابتدا درخاک آلمان وسپس دراراضی تحت اشغال نازی ها درشرق اروپا ایجادشدند.
اردوگاه های کاراجباری سمبل سبعیت نازی ها بودند ودرآنها گروه های نژادی ازجمله یهودیان به بردگی واداشته میشدند.اردوگاه آشویتس،فعالترین مرکزشرکت شیمیائی فاربین،کارخانه های تولیدتسلیحات ومعادن ازجمله مراکزی بودندکه اسرابه کاراجباری وادارمیشدند.با اتمام جنگ و با مشاهده اجساد روی هم انباشته این اسرا،که در اثرسوءتغذیه وعمدتابیماری تیفوس جان داده بودندوبرخی صحنه های دلخراش دیگردراردوگاه ها،زمینه برای اسطوره سازان صهیونیستی فراهم گردید تاسوژه ومسلک جدیدی را درجهان به نام هولوکاست یاقتل عام یهودیان جعل نمایند.
اما اصول ومبانی هولوکاست صرفا تاریخی نیست،بلکه دارای جنبه سیاسی نیزمیباشد.اصول ومبانی مورداشاره،معما ونکته متعارضی رابیان میکند وآن اینکه،افسانه هولوکاست ، اولا در راستای محکوم کردن ناسیونال سوسیالیسم آلمان وثانیا درجهت محکوم کردن تمامی اشکال ملی گرائی یاعقیده ملی،به استثناء نوع اسرائیلی ویهودی آن،که افسانه مزبوربه عکس آن راتقویت وتائید میکند،عمل مینمائد.
ازدیگرابعادسیاسی اسطوره هولوکاست این میباشدکه صهیونیسم واکنشی بودکهیهودیان دربرابرتحولات سده نوزدهم میلادی اروپا ازخودنشان دادند.گروهی ازیهودیان ،تحت تاثیرافکارناسیونالیسم که دراروپا رواج یافته بود،به صهیونیسم روی آوردند.هدف اصلی این گروه،تحقق آرزوی بازگشت وروانه کردن یهودیان به سرزمین موعودبود.بابه قدرت رسیدن هیتلردرسال1933،بخش اعظم نیروهای بین المللی مخالفت خود راباحزب نازی اعلام کردند.سازمانهای یهودی نیزحکومت نازی ها رادرآلمان محکوم نمودند.امارهبری جنبش صهیونیسم ازروی کارآمدن هیتلراستقبال کرد.رهبرای صهیونیسم درمورخه22ژوئن1933،یادداشتی برای هیتلر ارسال میکنند که درآن آمادگی خود رابرای همکاری بانازیها،جهت ایجادفضای حیاتی بیشتربرای نژاد ژرمن وتخلیه یهودیان ازآلمان اعلام میکنند.رهبران نازی این پیشنهاد همکاری راپذیرفتند.زیرا این همکاری تعارضی باسیاست یهود ستیزی آنها نداشت وحتی کمیته یهودی موفق شدکنگره جهانی را ازصدورقطعنامه مربوط به تحریم کالاهای آلمانی بازدارد.درمقابل این خدمات،نازیها به اتحادیه صهیونیست آلمان اجازه دادندتافعالیت رسمی خودرادنبال کند.امادرهمان حال،نازیها دریک اقدام جانبدارانه ازصهیونیستها،همکاری خود رابااتحادیه مرکزی یهودیان آلمان قطع کردند. درواقع همکاری رسمی بین جنبش صهیونیستی ونازیها ازهمان سالی آغاز شدکه یهودیان آلمان تحت فشارنازی ها قرار گرفتند.
ازشرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل چه بوده است.
ایدئولوژِی صهیونیسم برشالوده یک موضوع بسیارساده استواراست.درسفرپیدایش آمده است:(درآن روزخداوندبا ابرام عهدبست وگفت این زمین را ازنهرمصرتانهرفرات به تو بخشیدم).
ازآن هنگام به بعد،رهبران صهیونیست،حتی اگر لاادری یاملحدباشند،بی آنکه درباره ماهیت این عهدواین که این وعده به چه کسی داده شده است،همواره درگوش جهانیان میخوانندکه فلسطین راخداوندبه ما عطاءکرده است.
اکنون به سوال اساسی بازمیگردیم،که ازشرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل چه بوده است؟
یکی ازشرایط لازم برای تشکیل دولت صهیونیستی،زمینه سازی های روانی بوده است.ازدیگر شرایط آن نیز میتوان ازفراهم آوردن امکان مهاجرت وسیع یهودیان اروپابه سرزمین اشغالی،داشتن امکانات اقتصادی به منظورپرداخت هزینه های حمل ونقل وایجادتبلیغات لازم برای زمینه سازی های روانی وسرانجام میتوان از استفاده ازشیوه های تبلیغی برای تاثیرگذاری براذهان جهانیان نام برد.
1-4)زمینه سازی های روانی درسطح جهان برای استقرار وتثبیت دولت صهیونیستی.
صهیونیست ها دراین بخش دوهدف راپی گیری میکنند:اول آنکه بامظلوم نمائی وسیعی که درمیان مردم دنیابراثر بزرگنمائی جریان هولوکاست ودیگروقایع ایجادشده بود ، تشکیل دولت اسرائیل راموجه جلوه دهند واین طور وانمودکنند که تشکیل دولت توسط یهودیان حق آنان است.چراکه همواره درطول تاریخ موردظلم وستم ملت های مختلف قرارگرفته اند. دوم آنکه صهیونیست هابرای تشکیل دولت اسرائیل درمنطقه فلسطین،باکشوربدون ملت مواجه نبودند،بلکه می بایست دست به عملیات قتل عام وکشتارجمعی بزنند؛تا باکم کردن جمعیت عرب های مسلمان بوسیله کشتارومهاجرت اجباری آنان،توازن جمعیتی رابه نفع خودتغییردهند؛وامروزه نتیجه بزرگنمائی کشتار یهودیان درجنگ جهانی دوم رادرفلسطین ولبنان میبینیم،که گویابه خاطرظلم وستمی که ادعا میکنندبرهموطنانشان رفته، بزرگترین جنایات خود را توجیه میکنند.
2-4)فراهم آوردن امکان مهاجرت وسیع یهودیان جهان به سرزمین اسرائیل(فلسطین).
پس ازپایان جنگ جهانی اول،استقلال فلسطین ازامپراطوری عثمانی اعلام شدوسرزمین فلسطین رسمابه مستعمره انگلیس تبدیل شد.اندکی بعد، استعمارانگلیس باتشکیل دولت یهودی درفلسطین موافقت کرد.از این به بعدسیاست هماهنگ استعمارگران وصهیونیست ها،اینگونه شکل گرفت که با اجرای برنامه های تبلیغی وبرانگیختن یهودیان،آنان را ازسراسرجهان به اسرائیل بکشانند،تا ازیکسو،باانتقال یهودیان جهان به فلسطین وازسوی دیگر،باکشتاروبیرون راندن اعراب مسلمان فلسطینی ازسرزمین آباءواجدادی خود،در راه حفظ سلطه خویش بردنیاوهمچنین تحکیم وتثبیت پایه های دولت اسرائیل قدم بردارند.
3-4)غرامت به دولت اسرائیل.
دریافت این غرامت ها،آنقدرمهم وموردنیازدولت صهیونیستی بودکه اهمیت به چنگ آوردن آن برای سران صهیونیستی را میتوان دربیان (بن گورین)خطاب به(گلدمن)مجری طرح، دریافت.وی میگوید:
(تو ومن این سعادت را داشته ایم که دومعجزه راتجربه کنیم. ایجاد دولت اسرائیل وامضای توافق نامه با آلمان.من مسئول اولی بودم وتومسئول دومی).
اسرائیل به محض آنکه به عنوان یک دولت انسجام یافت،خود رانماینده همه یهودیان جهان قلمدادکرد،وبا این ادعاتوانست قراردادهای متعددی را بادولت فدرال آلمان منعقدکند، که به قراردادهای پرداخت غرامت به زیان دیدگان ازحکومت نازی معروف است.
به این ترتیب هنگام بررسی وتامل دراین موضوع که مالیات دهندگان آلمانی،دست کم از زمان امضای توافق نامه(پرداخت غرامت)که درسال1952،درلوکزامبورگ منعقد شد،مبالغ نجومی به جمعیت یهودی ساکن اسرائیل (فلسطین)وهمچنین یهودیان خارج ازآن پرداخت نموده اند.مالیات دهندگان یاد شده بایدتا سال2030 به اتهام جنایات مرتبط باشوآ،که به آنها نسبت داده شده،مبالغ مذکور راهمچنان بپردازند.
4-4)استراژی تبلیغاتی.
از اوائل سال 1942،سازمان های صهیونیستی درکنار استراتژی همکاری،استراتژی تبلیغاتی رانیزدرپیش گرفتند که خاستگاه آنها عمدتا درایالات متحده بود.اساس این استراتژی بزرگنمائی اقدامات یهودستیزانه نازی ها وتحریف اخبارمربوط به آن وانتشارشایعات دراین باره بود.
این سازمانها درفرایندی سه ساله تلاش کردندتابه جهانیان، متفقین ومجامع رسمی بین المللی بقبولانندکه نازی ها به شیوه ای غیرانسانی ودرسطحی وسیع درحال نسل کشی یهودیان هستند.این فرایند درنهایت به شکل گیری وتثبیت اسطوره هولوکاست منجرشد.سازمان های صهیونیستی براساس این فرایندتبلیغاتی،سه هدف عمده رادنبال میکردند
الف=یهودیان بیشتری را به اسرائیل (فلسطین)منتقل نمایند.
ب=به قیومیت بریتانیا برفلسطین خاتمه دهند.
ج=برانگیختن حس همدردی جهانیان نسبت به وضعیت یهودیان،تا اگرجنبش صهیونیستی خواهان ایجاد دولت مستقل برای یهودیان شد،جهانیان آن رابپذیرند.
چه رابطه ای بین واقعه هولوکاست وتامین شرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل بوده است.
صهیونسیت ها بانفوذخود در عرصه های اجتماعی،فرهنگی، هنری و... همواره درصددبودندکه هولکاست رازنده نگه دارند.درهمین راستاجایزه صلح نوبل درسال1992به درک والکوت اعطاء شدکه به صراحت گفته است:
(کشتاریهودیان درجریان جنگ جهانی دوم،مهمترین حادثه قرن بیستم است).
جایزه صلح نوبل راهم درسال2002یک یهودی مجارستانی به نام(اپمرکویتس)دریافت کردکه اونیز درآثارش برادعای وقوع هولوکاست پای فشرده است.همچنین موزه های متعددی درنقاط مختلف جهان برپاشده است،تاخزانه های افسانه های هولوکاستبه عنوان سندتاریخی،درمعرض نمایش بازدیدکنندگان قراردهند.درآبانماه 1384،مجمع عمومی سازمان ملل متحد،قطعنامه ای مبنی بر27ژانویه،به عنوان روزجهانی هولوکاست تصویب کرد.آنها طی این واقعه به کشورهای جهان توصیه کردندکه باتهیه وساماندهی برنامه های آموزشی وتبلیغی ویژه،ازحوادث ناشی ازنسل کشی و تکرارهولوکاست جلوگیری به عمل آورند.آنها توانستنداین قطعنامه را با104رای به تصویب برسانند.
اینها موارد اندکی است ازطرح ها واقدامات صهیونیست برای زنده نگه داشتن هولوکاست.
ازدیدگاه صهیونیست ها،برپایی دولت اسرائیل نتیجه منطقی ظلم بریهودیان میباشد.آن ها میخواهند به واسطه وقوع آشویتس(نام یکی ازکوره های آدم سوزی)خودرامستحق برپایی یک دولت بنمایانند،آنهم درگوشه دیگری ازجهان وباغصب سرزمین ملتی که هیچ گونه ربطی به جنایات واقعی ویاجنایات ساخته وپرداخته آنان ندارد.
سازمان صهیونیسم درشرایط جنگ جهانی اول،اولین مرحله ازپروژه تسلط برجهان راکلید زد.این سازمان چاره را دراین دیدکه ازهرج ومرج به وجود آمده درجنگ جهانی استفاده کند وبامظلوم نمائی هرچه تمامتر،چنین جلوه دهندکه جهان مسیحیت به آنها حمله کرده وتعدادزیادی ازآنان راکشته است وآنها ناچارندبه جای دیگری بروند،وکجابهتر ازخاورمیانه وآن هم فلسطین.این سیاستی است که نه براساس اجبار بلکه کاملا موردخواست ومطابق اهداف صهیونیست بود.
حال میتوان این رابطه راکه ازشرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل بوده است رامورد بررسی قراردهیم.دراین بررسی میتوان بیان کرد:
ازمهمترین شرایط لازم وبلکه اولین شرط وراهکار برای تشکیل یک دولت،موافقت وهمراهی دیگرکشورها دربه رسمیت شناختن آن دولت،شناسائی ها وبه رسمیت شناختن های دوژور و دوفاکتور است.
چراکه دراین مراحل است که کشورها،آن دولت ویاکشور تازه تاسیس شده راهماننددولت و یا کشورخویش یک واحد سیاسی قلمدادکرده وبا آن ارتباط وحتی سفرائی رابین خود ردوبدل میکنند.
درباره اسرائیل میتوان گفت که باوقوع رویدادی به نام هولو کاست،اسرائیل سعی کردکه کشورها وحامیانی رابرای خود به وجودآورد تا ازتاسیس یک دولت،به نام اسرائیل موافقت به عمل آورند وهیچ گونه ممانعتی نیز برسرراه قرارنگیرد وهمین گونه نیزشد.آنها توانستند تعداد زیادی ازکشورهای دنیا را(که شایدبه 60-70درصدهم برسند)با خود همسوکنند؛ و حتی تشکیل یک دولت صهیونیستی را نیزتوانستند درشورای سازمان ملل به تصویب برسانند.امامسئله ای که دراینجا به وجود می آید،این است که کشورهای اروپائی ازحمایت اسرائیل وبامدنظرقراردادن هولوکاست چه اهدافی رادنبال میکنند.
اگرهدف دولت های اروپایی ودر راس آنان آمریکا را ازحمایت دولت اسرائیل،ضعیف کردن ویا ازبین بردن اتحاد جوامع اسلامی بدانیم،بایداین نکته رانیزمدنظرقراردهیم که باحمایت آمریکا واروپائیان ازاسرائیل وافزایش تهاجمات ددمنشانه آن رژیم،کشورهای اسلامی به علت وجود موجودخطرناکی چون اسرائیل درمنطقه آنان،اختلافات خویش راکنارگذاشته وباهم متحدشده وعلیه آن رژیم وحامیان آن دست به اعتراض می زنند.پس این هدف،مدنظر اروپائیان وآمریکانمی تواند باشد. چراکه بیشترباعث دوستی واتحادمیان کشورها میشود ومنافع خود را به خطرخواهندانداخت.درنتیجه بایدبه عمق قضیه واردشد ودیدکه چرا اروپائیان وآمریکا ازاسرائیل حمایت میکنند وسمبل این حمایات خود را واقعه هولوکاست قرار داده اند.
کشورهای غربی علیرغم پذیرش برخی هزینه هادرطرح افسانه هولوکاست،بایک تیرچندهدف را نشانه رفته اند. ازیک سو،ازدست یهودیان که همواره درطول تاریخ به دلایل اعتقادی ورفتاری خاص،جمعیتی دردسرساز وبیگانه بوده اند، ومقامات ومردم غربی که نگاهی بدبینانه همراه بانوعی حس بی اعتمادی،به این جمعیت داشته اند،راحت میشدند. وازسوی دیگر،باتشکیل دولت اسرائیل،منافع جهانی خود را تعقیب میکردند.
دریک جمع بندی،اهداف چندسویه آمریکا واروپا ازاین اقدام عبارت است از:
الف]تخلیه حداکثری جماعت یهود ازدرون سرزمین های اروپائی به یک مکان مشخص.
ب]تمرکزدهی به یهوددرمحل اتصال سه قاره اروپا،آسیا و آفریقا واستقرار اسرائیل درقلب خاورمیانه برای ایجاد یک پایگاه برمنافع غرب درخاورمیانه.
5-درمورد ابعاد فرضیه هولوکاست اغراق شده است، هر چندخودش یک پدیده واقعی است.
درمورداغراق بودن ابعاد فرضیه هولوکاست بایدبه این نکته اساسی توجه داشته باشیم که،منظورما ازهولوکاست چیست؟
اگرمنظورما ازهولوکاست،به معنای سوزاندن اجسادمردگان (اجسادی که قبلاخود به وسیله بیماری های همه گیر و خطرناک مرده و یا انسانهائی که دارای این بیماری می بودند)درکوره های مخصوص باشد،واقعه هولوکاست دارای صحت وازنظرتاریخی قابل شناسائی است.چراکه این اتفاق افتاده است وجای هیچ شک وشبهه ای درآن باقی نمی گذارد. زیرا آلمانی ها،انسان هایی را سوزانده اند، اماانسان هایی که قبلا خودبه وسیله بیماریهای همه گیری مانند تیفوس و... سوخته بودندوفقط جسمی ازآنان باقی مانده بود،نه آن انسانهایی که سالم بوده وهیچ گونه بیماری ای نداشتند.
اما اگرمنظورما ازهولوکاست،کشتارشش میلیونی یهودیان در اتاق های گاز،کوره های آدم سوزی ویا ایجادصابون ازچربی پوست این گونه افراد(یهودیها)باشد،این منظورما دارای ابهامات فراوانی است.چراکه هنگامی که واردحوزه بررسی می شویم به بسیاری ازتناقضات برمی خوریم که دلیلی بر اغراق درابعاداین واقعه میباشد.
حال ما دراین قسمت،به بررسی این منظور ازهولوکاست می پردازیم،تا اغراق های ایجادشده درفرضیه هولوکاست را به سمع ونظرخوانندگان برسانیم.
1-5)تیفوس کشتارمی کردنه آلمانی ها.
درسال 1945 ودرآخرین ماه های جنگ،یک اپیدمی تیفوس در اردوگاه برگن_بلسن شیوع یافت.به نحوی که آلمانی ها علیرغم استفاده ازگاز[زیکون ب]برای ازبین بردن ریشه های مهلک این بیماری نتوانستند آن رامهارکنند.البته درآن زمان اوضاع عمومی آلمان بسیار ازهم پاشیده وغم انگیزبود.هیچ گونه موادغذائی وداروئی به اردوگاه نمی رسید.نیروی هوائی متفقین ازماه های قبل جاده ها وراه های زیرزمینی را بمباران میکردند.آنها(آلمانی ها)،پس از اینکه نتوانستند این بیماری رامهارکنند،اتاق های دربسته ای ایجادکردند که بعدها به اتاق های گازآدم کشی معروف شد.
کاراین اتاق ها،ضدعفونی کردن لباس های اسرایی بودکه از شهرها وکشورهای دیگر به آنجا آورده می شدند.
همچنین آنها درمورداجسادآن عده از اسرایی که براثر بیماری تیفوس جان خودرا ازدست داده بودند،تنها راه علمی ومتد علمی تجویز شده موثرآن زمان یعنی سوزاندن اجساد در کوره های مخصوص را به کارگرفتند.آن ها اجسادمبتلا به بیماری تیفوس والبسه آنها را برای مسدودساختن و جلوگیری ازگسترش این بیماری می سوزاندند.
ازسوی دیگر،دراین اردوگاه هابه علت وجود سفره های آبی زیرزمینی،امکان دفع اجسادوجود نداشت.چراکه دفع آنها باعث آلوده شدن آب های زیرزمینی و رودخانه هاودرنتیجه گسترش این بیماری می شد.
نتیجه آنکه،عامل مرگ ومیرهزاران یهودی وغیریهودی در اردوگاه های کار اجباری،تنها سیاست سبعانه ونژادپرستانه نازی ها نبود،بلکه بسیاری ازآنهابه واسطه ابتلاء به بیماری های واگیرداری چون تیفوس مرده بودند.
2-5)ابداع رقم شش میلیونی.
رقم شش میلیون کشته یهودی،نخستین بار ازسوی خاخام میخائیل وایزمندل مطرح شد.خاخام یاد شده که دراسلواکی مستقربود،مبتکراصلی مساله دروغین آشویتس به حساب می آید.این رقم شش میلیونی پیش ازپایان جنگ،درنوشته های یک یهودی روسی به نام ایلیا اهرنبرگ که احتمالا نفرت انگیزترین تبلیغات چی جنگ جهانی دوم به حساب می آید نیزدرج شده است.
اماخوشبختانه،بررسی های تاریخی،تعدادقربانیان فرضی را به شیوه ای کاملاچشمگیر موردبازنگری قرارداده است.بعد از چهل سال تلاش وفشار وارده ازسوی تجدیدنظرطلبان،سر انجام مقامات یهودی ومسئولان موزه دولتی آشویتس مجبورشدند19فقره ازتابلوهائی که به 19زبان مختلف دنیا ، تعدادقربانیان یهودی را چهارمیلیون اعلام می کرد،ازآن مکان بردارد.پس از آن نیز پنج سال سراسر جاروجنجال ومناقشه داخلی،زمان بردتادرباره رقم جدیدقربانیان ادعایی،یعنییک میلیون ونیم نفر توافق حاصل شد.این رقم خیلی زود ازسوی مولفان ونویسندگان طرفدار نظریه قتل عام یهودیان،مورد مخالفت قرارگرفت.ژان کلودپرساک،اخیرا رقم ششصدهزارتا هشتصدهزارقربانی یهودی وغیریهودی راپیشنهاد ومطرح کرده که درجریان کل دوره موجودیت مجموعه اردوگاهی آشویتس جان باخته اند.
3-5)شیوه های کشتار
درتبلیغات زمان جنگ،درمحاکمی که بلافاصله پس ازجنگ برگزارشد درتعدادی ازکتاب هائی که توسط تاریخ نگاران رسمی بعدازجنگ به نگارش درآمده،به برخی ازشیوه های کشتاریهودیان اشاره شده است.ازجمله:
زنده به گورکردن یهودیان توسط آلمانی ها،کشتاریهودیان توسط جریان برق،کشتاردراتاق های بخارسوزان،مرگ به دلیل تخلیه هوا ازاتاق ها،مرگ به وسیله آهک زنده،کشتارازطریق مسموم سازی خون وتیرباران های گروهی.
تمامی این شیوه های کشتار،امروزه به فراموشی سپرده شده است.براساس برداشت امروزی ازهولوکاست،یهودیان به وسیله کامیون هائی باموتوردیزلی که می توانستندگاز تولیدکنند،درچهار اردوگاه بلزک،سابی بور،تربلینکا وچلمنوقتل عام شده اند.همچنین دراردوگاه آشویتس ومجدانک باگاز سمی[زیکون ب]کشته شده اند.
اما امروزه،هیچ تاریخ نگار رسمی،مدعی وجوداتاق های گاز یاکشتاردرکوره ها نیست.
[آنهادراین مورد توافق دارندکه کوره هابرای ازمیان بردن اجساد ونه افرادزنده بوده است].
همچنین درسال1960،تاریخ نگاربرجسته آلمانی هولوکاست، به نام مارتین بروسزات،صراحتا اعلام کردکه هرگزکشتار ازطریق گاز دراردوگاه های تجمعی واقع درخاک آلمان روی نداده است.درواقع بروسزات،گزارش شاهدان درموردکشتار ازطریق گازدراردوگاه های برپاشده درخاک آلمان رابی پایه و اساس دانسته است.
4-5)ماجرای صابون سازی.
یکی ازمواردجنجال برانگیز تبلیغات فریبکارانه یهودیان،این ادعابودکه آلمانی ها ازچربی یهودیان کشته شده برای تولید صابون استفاده می کنند.این ادعا را سیمون وایزنتال یهودی، معروف به(شکارچی نازی ها)درسال1946،در روزنامه انجمن یهودیان اتریش به نام(راه نو)مطرح کرد.بسیاری ازمردم در غرب همچنان این داستان راباور دارند؛واین به دلیل آنست که این ادعادرطی چندین دهه توسط رسانه ها تکرارشده است. امادرسال1990،ساموئل کراکوفسکی،دانشمنداسرائیلی هو لوکاست اعتراف کردکه داستان صابون سازی یک افسانه است.وی این دروغ را به آلمانی ها نسبت دادکه برای ترساندن زندانیان یهودی آن راساخته بودند.
6=نتیجه تحقیق.
پس ازخواندن این مقاله،همان گونه که مطلع شدید،درباره واقعه هولوکاست تحریف های زیادی شده است واین واقعه رابیش از آنچه که هست نشان داده اند.اماچیزی که درپس این نوشته ها و واقعیات نهفته است،مسئله حقوق بشر است.
درواقع درقسمت نتیجه گیری آنچه که بدان میخواهم بپردازم، بررسی حقوق بشر درواقعه هولوکاست است.
یهودیان بواسطه وقوع آشویتس(نام یکی ازکوره های آدم سوزی)وبقیه شیوه های کشتار،جنایات زیادی را درجهان آن هم درقسمت ودرکشوری که اصلا درجریان این حوادث نبوده مرتکب شدند ودرحال مرتکب شدن نیز میباشند.آنها این جنایات خودرا با واقعه هولوکاست توجیه می کنند.واقعه هولوکاست،درپوشی شده برسطل آشغال یهودیان،تابوی گند آن درهواپخش نشود.
اماچیزی که جالب است،این است که کشورهای غربی که منادیان حقوق بشرهستند،چرادرمقابل این جنایات ساکت نشسته اند؟
یعنی چراباوقوع رویدادی به نام هولوکاست وکشته شدن نهایتا یک میلیون ونیم نفر،حقوق بشرخود رافعال می کنند ودائما درحال پی گیری ومحکوم کردن عامل این جنایت می باشند،ولی نسبت به زنان وکودکان بسیاری که براثر بمب های میکروبی واستفاده ازسلاح های ممنوعه،جان خودرا ازدست میدهند ودائما ندای کمک سرمیدهند،خاموش نشسته،ماننداین که اصلا حقوق بشری درکارنیست.
آیاعلت اینها چیزی جزتبعیض نژادی میتواندباشد.
خیر.چراکه سازمانهای حقوق بشرکه کارشان و وظیفه شان برقراری حقوق افراداست،درفلسطین ولبنان ساکت نشسته ولی به محض اینکه شخصی بخواهددرباره وقوع هولوکاست درغرب تحقیق کند،علیرغم اینکه بامجازات های سنگینی روبرو میشود،سروصدای همه درمی آید که این فرد حقوق بشر رازیر پا گذاشته است.دلیل آن هم این است که نقطه قوت وضعف اسرائیل همین واقعه هولوکاست است.درواقع شیشه عمراسرائیل این واقعه میباشد.چرا که با وقوع رویدادی به نام هولوکاست،اسرائیل توانست جوازتشکیل یک دولت رابگیرد وبه دولت خودنیز مشروعیت ببخشد.
اما نقطه ضعف اسرائیل درست همین جا میباشد.بدین گونه که اگرکسی درباره واقعه هولوکاست تحقیق کند وبه تحریف های ایجادشده دراین واقعه پی ببرد،تاروپوداسرائیل ازهم پاشیده وخالی ازمحتوی میشود ومشروعیتش نیزبه تبع زیر سوال میرود.
پس واقعه هولوکاست چیزی نیست،جزبیان کردن بسته وچارچوب توخالی حقوق بشر در غرب.
7=روش یابی(روش پژوهش):روش کتابخانه ای.
8=ادبیات موضوعی:
1-8)کتاب:
ا]روژه گارودی،اسطوره های بنیان گذارسیاست اسرائیل ، ترجمه حمیدرضا آژیر وحمیدرضاشفیعی،انتشارات گوهرشاد، 1377.
2]روژه گارودی،پرونده صهیونیسم اسرائیل ، ترجمه دکتر نسرین حکمی،وزارت فرهنگ وارشاداسلامی،1364.
3]روژه گارودی،محاکمه صهیونیسم اسرائیل،ترجمه جعفریاره ودیگران،سازمان انتشارات کیهان،1380.
4]روژه گارودی،محاکمه آزادی،ترجمه جعفریاره ودیگران ، موسسه فرهنگی اندیشه معاصر،1377.
5]سیدمحمد تراهی،جایگاه هولوکاست درپروژه صهیونیسم، مرکزاسنادانقلاب اسلامی،1384.
6]روبرت فوریسون،اتاق های گاز درجنگ جهانی دوم،واقعیت یا افسانه،ترجمه سیدابوالفریدضیاءالدینی،موسسه فرهنگی پژوهشی ضیاءاندیشه،1381.
4]علیرضا محمدی،هولوکاست دروغ مقدس غرب،انتشارات فقه،1384.
5]ویکتورفرانکل،انسان درجستجوی معنی،ترجمه دکترنهضت صالحیان ومهین میلانی،ناشر درسا،چاپ پانزدهم،1384.
6]سیدمجیدحسینی،هولوکاست حریم ممنوعه
7]محمدتقی_تقی پور،پس پرده هولوکاست
2-8)مقاله
1]عبدالله شهبازی،مکتب ((تاریخی واقعی)) و افسانه هولوکاست،مجله صبح اول،شماره72،سال چهارم،اسفند84.
3-8)مصاحبه
1]افسانه هولوکاست،گفتگو باپروفسور رابرت فورریسون ،نشریه ماندگار،شماره 5، 1378.
4-8)روزنامه
1]روزنامه کیهان،22 آذر1384.
2]روزنامه همشهری،ا مرداد1385.
3]روزنامه همشهری،2 مرداد1385.
5-8)منابع اینترنت
1)http://shafieyan.blogspot.com/2006/01/blog_post.
کتاب دنیای سوفی به تاریخ خطی نگاه می کند. یعنی تاریخ را دارای ابتدائی می داندکه ازنقطه ای شروع شده وهمینطور باجلوآمدن وحرکت کردن به سمت جلو کامل شده وتکامل پیدا میکند وفلسفه نیز باتوجه به تاریخ میتواند ادامه دهد.درنتیجه نقطه اتکای فلسفه تاریخ است.از نظر نویسنده این کتاب، تاریخ و فلسفه از پیش سقراطیان( حکمای طبیعی) آغازشده وظاهرا به فروید ختم میشود. ولی باطنا تابه امروز ادامه دارد وفیلسوفان امروزی رانیز دربر میگیرد.سرانجام باجمله ای ازگوته: کسی که ازسه هزارسال بهره نگیرد؛ خواننده رانصیحت عمیق وپند پر معنائی میدهد که منظوروی ازآوردن این جمله این است تاخواننده به یک نتیجه درست وبه یک جمع بندی منطقی رسیده وشیوه تفکرخویش راسروسامان بدهد.
باپیشرفت تاریخ حقیقتها وواقعیتها ازدوره ای به دوره دیگر فرق میکند وهردوره ای تزی راتولید میکند وگفتمانی مخالف با آن تز به عنوان آنتی تز تولید میشود ودرنتیجه مخالفت ورویاروئی تزوآنتی تز دوره جدیدی تحت عنوان سنتز شروع میشود که این دوره جدید درعین حال که سنتزاست خودنیز نوعی تزمیباشد وهمینطور تاریخ جلو میرود وفلسفه که به تاریخ اتکا کرده است پیشرفت میکند. این تحولات به نوعی منعکس کننده بیان هگل است که گفته است: تحول تاریخی نتیجه برخورد اضداد است.
انسانهای اولیه اول به این فکر بودند که باید هرچیزی ازعدم بوجود آمده باشد. درنتیجه آن چیز اول وجود نداشته است وسپس به وجودآمده است.درنتیجه ماباید به دنبال فرایندی باشیم که آن شیء بوجود آمده است؛ واین نتیجه گیری ذهن انسانهای اولیه رابه خود مشغول کرده بود ودرپی دستیابی به این سوال بود که بعضی ازافراد به سمت اسطوره ها رفتند. که به عقیده پیش سقراطیان اسطوره ها زائیده تخیلات بشرهستند.
درمقابل این اسطوره ها بود که فیلسوفان اولیه، پیش سقراطیان به وجود آمدند واندیشه های خود را مطرح کردند. این فیلسوفان درمقابل اسطوره ها، طبیعت رامطرح کردند وبه همین علت به فیلسوفان اولیه معروف شدند. زیرا به عقیده آنان علت تحول وتغییر همه چیزها وحقیقت همه چیزها درطبیعت است. درنتیجه باشناخت طبیعت میتوان به حقیقت اشیاء پی برد. بعضی از فیلسوفان نیز حقیقت را آّب وبعضی دیگرخاک وبعضی دیگر چهارعنصر اصلی می دانستند وهمین گونه بانظریه پردازی فیلسوفان طبیعی، فلسفه رشد پیدا کرد تارسید به زمان سوفسطائیان وسقراط. درزمان سقراط نقش فرد برجسته شد. زیرا تاقبل ازسقراط(پیش سقراطیان) نقش طبیعت واسطوره برجسته بود. درزمان سقراط، انسان کانون همه چیزها شد. واین ازجمله معروف سوفسطائی معروف پروتاگوراس مشهود است: انسان معیار همه چیزها است ، معیار حق وناحق خود انسان است.
بعد ازسقراط میرویم به سمت افلاطون.درزمان افلاطون نقش فیلسوف شاه برجسته شد وشاه حتما می بایست ازنظر افلاطون فیلسوف میبود. زیرا فیلسوف دانای کل است وحاکمیت وی باعث شکوفاشدن ورشد جامعه می شدکه میتوانست جامعه رابه سعادت منتهی کند. ازنظر افلاطون هرآنچه که درغالب زمان است تغییرپذیر وهرآنچه که درغالب زمان نیست تغییرناپذیر وثابت است.
پس ازافلاطون میرسیم به ارسطو. ازنظر ارسطو سیاست مهمترین دانش است. زیرا فلسفه حکمت نظری است وسیاست جزء حکمت عملی. پس ضعف فلسفه درنظری بودن آن است وقوت سیاست درعملی بودن آن است. درنتیجه سیاست میتواند انسانها را به سعادت رهنمون سازد. زیرا غایت سعادت ازنظر ارسطو اخلاق خوب است وسیاست ابزاری است برای رساندن انسان به اخلاق خوب. ارسطو معتقد است که هرچیزی که درطبیعت اتفاق می افتد دارای علتی غائی است.
بعد ازارسطومیرسیم به قرون وسطی، که دراین دوره نیز خداوند محور میشود ودوره خدامحوری است. نام قرون وسطی به معنای قرن وعصری است که واسطه بین دوعصر دیگر است ونام دیگر آن دوران تیرگی است وهمه فعالیت های انسان معطوف به رضایت خداوند میباشد. برجسته ترین فیلسوفان این دوره آگوستینوس وآکویناس است. آگوستینوس نخستین فیلسوفی است که پای تاریخ رابه فلسفه میکشد. وی حامی مسیحیت است وازآن دفاع می کند. وی معتقد است که چون انسان اولیه گناه کرده است عقلش فاسد شده است وهنگامی که عقل فاسد شدباید آن راکنار گذاشت .وبه سمت ایمان رفت.وی کتابی دارد به نام شهرخدا که دراین کتاب او عنوان کرده رستگاری درشهر زمینی حاصل نمیشود وباید به سمت شهرخدا رفت.
آکویناس نیز معتقدبود که دین وعقل ، عقل ونقل هردو یک چیز رابیان می کنند واختلافی باهم ندارند. منظور اصلی اواین بود که بین ارسطو که عقلی است بامسیحیت که نقلی است اختلافی وجود ندارد. ازنظر وی حقیقت یک چیز است وعقل ونقل هردو یک چیزرابیان میکنند. وی همچنین مانند آگوستین منشا قدرت را ازآن خداوند میداند ولی معتقد است که خداوند قدرت را به مردم واگذار کرده ومردم نوع حکومت را خودشان تعیین میکنند. همچنین او انسان را یک موجود خطاکار نمی داند وبرای انسان یک شان وارزشی قائل است که این غایت همان کمال است.
بعد از قرون وسطی میرسیم به رنسانس که رنسانس دوره گذاربه مدرنیته است. تحولاتی در این دوره رخ داد وعلم و دانش رشد پیدا کرد. مهمترین متفکر این دوره ماکیاول است.
بعد ازقرون وسطی میرسیم به دوره مدرنیته که مهمترین فیلسوفان واندیشمندان این دوره دکارت، اسپینوزا، لاک وهیوم میباشند.
دراندیشه های دکارت بیشتر اندیشه های سقراط نمایان است. اوهمانند سقراط به نادانی خود پی برده بود وبه حواس بی اعتنا بود وتنها به عقل اعتماد داشت. وی آن خلا ناشی از فلسفه عقلی را که دردوره مسیحیت وقرون وسطی پیش آمده بود را پرکرد. از این روبه وی لقب پدرفلسفه نو را اعطا کردند.
در اسپینوزا نیز بیشتر آثار رواقیان متجلی است. زیرا او مانند رواقیان معتقد به جبری بودن سرنوشت وهرآنچه که روی میدهد است. ازنظر او طبیعت وخدا هیچ فرقی باهم ندارند بلکه هر دو درهم ادغام شده اند وخدا همان جوهر وجود است. پس هرچه خدا بخواهد روی میدهد. چون او علت درونی است.
لاک نیز همانند ارسطو تجربه گرا بود وببیشتر به ارسطو توجه داشت.لاک معتقد بود که تمام ذهنیت افکار ما حسیات ماهستند. یعنی ما ازطریق حس واقعیات را ادراک میکنیم وذهن خود را شکل میدهیم. حسیات انسان را به سمت تامل وا میدارد. از نظر او ذهن مانند یک تخته سفید است که آموزگار آن راسیاه میکند واین آموزگار همان حسیات هستند.
هیوم نیز به نوعی تجربه گرا بود. از نظر هیوم بشر دارای دو ادراک تاثرات وتصورات است. مقصودش از تاثرات، احساسات آنی هستی خارجی است وتصورات نیز یادآوری این احساسات است.هیوم مانند مرحله سوم شازده کوچولواست. او میگفت ریشه همه دانایی ها وتصورات انسانها تاثرات وتجربه های آنها است. زیرا باتجربه( تاثرات) دانایی ها ویادآوری ها( تصورات) در ذهن انسان نقش میبندد. از نظر هیوم توالی رویدادها پشت سریکدیگر مانند رعدوبرق به علت وجود قانون میان آنها نیست، بلکه نتیجه ذهن ماست وآن عادتی که ما درتوالی رعدوبرق داریم. اگر ما در استفاده از محسوسات دچار اشتباه شویم، عقل ما نیز دچار اشتباه میکند ودرنتیجه عملمان نیز اشتباه است.سرانجام اومعتقد است که: عقل برده احساسات است. زیرا احساسات وعواطف است که راهنمای زندگی انسان ها است وعقل همانی را میپذیرد که احساسات بیان میکند.
سرانجام میرسیم به عصر روشنگری یا دوران معاصر که ازقرن 18 شروع میشود. مهمترین اندیشمندان این دوره
کانت، هگل، مارکس وفروید میباشند.
محل برخورد وتقاطع تجربه گرائی وعقل گرائی در کانت است. به نظر او هم عقل وهم حس در رسیدن انسان به هدف دخیل هستند وهیچ کدام نقش برتری نسبت به یکدیگر ندارند وزمان ومکان را درعقل دخیل میداند.کانت معتقد بود که ذات اشیاء متفاوت از آن چیزی است که ما در ذهن خود تصور میکنیم وهیچ گاه نمیتوانیم شناخت قطعی داشته باشیم وقائل به نسبیت بود.همچنین اومعتقد بود که خلا ناشی ازعقل وتجربه، بادین پر میشود. کانت موازین اخلاقی را امرمطلقی میداند وتشخیص حق ازباطل راکار عقل میداند. اصول اخلاقی کانت را اخلاقیات وظیفه شناسی می خوانند واو پدر اندیشه سازمان ملل بود. زیرا اوتاسیس یک جامعه ملل را دررساله خود عنوان کرده بود.
هگل نیز معتقد بود که حقیقت همان امری است که درذهن وجود دارد وتجلی کننده همان جمله معروف سوفسطائیان است که میگویند: انسان هرچه بفهمد خودش حقیقت است. به نظر هگل خصایص جاودان وحقیقت ها همواره از دوره ای به دوره دیگر فرق میکند.یعنی حقیقتها درهر دوره ای نسبت به دوره قبل عامیانه تر میشود وتنها چیزی که میتوان به آن حقیقت گفت همان تاریخ است.
مارکس نیز ماتریالیست بود وطرفدار ماتریالیست تاریخی بود. وی معتقد بود که عوامل مادی جامعه تاحدی شیوه اندیشیدن ما رامعین میکند وعوامل مادی نقش تعیین کننده ای درتحول تاریخی دارند. وی اقتصاد را زیربنای جامعه میداند وعوامل دیگر را روبنای جامعه میداند. منظور وی از عوامل مادی آن نیروهای اقتصادی است که تاریخ راپیش میبرند. ازنظر مارکس هگل روی سرخود ایستاده است. به عقیده مارکس بین روبنا وزیربنا یک رابطه دیالکتیک ومتقابل وجود دارد. به همین جهت اورا ماتریالیست دیالکتیک می خوانند. از دیدگاه وی تاریخ محصول کشمکش وتضاد طبقاتی است وسرمایه داری نظامی است که موجب خودنابودی میشود.
میتوان گفت فروید، فیلسوف فرهنگی است.او، اعتقاد داشت که تمام اعمال وحرکات براساس ضمیرناخودآگاه انسان صورت میگیرد، که ازدوران کودکی برای او به ارث مانده است. اصطلاح ناخودآگاه را نیز برای چیزهائی که سرکوب کرده ایم، یعنی برای ما ناخوشایند وناگوار است بکار میبرد. از نظر فروید راه ورود به ضمیر ناخودآگاه ما رویاهای ما است ورویاهای ما همه تحقق آرزوهای ما میباشد.
بعد ازعصر روشنگری میرسیم به دوران خودمان. مهمترین متفکران واندیشمندان این دوره نیچه وسارتر میباشند.
نیچه فردی واقع گرا بود ومیگفت:به سخن کسانی راکه وعده های آسمانی میدهند گوش مسپار. وی آنقدر واقع بین بودکه گفت خدا مرده است.
سارتر نیز معتقد بودکه وجودگرائی، انسان گرائی است ومقصودش نیز این بود که فلاسفه اگزیستانسیالیست، انسانیت را مبدا کار خودقرار میدهند. سارتر فرق میان وجود انسان وگیاهان را اینچنین بیان میکند: گیاهان وجانوران زنده اند و وجود دارند ولی به وجود خود نمی اندیشند، ولی انسان تنها موجود زنده ای است که ازوجود خود آگاه است. وی سرانجام میگوید وجود برماهیت مقدم است ومعتقد بودکه آگاهی ما ازطریق ادراک وحواس صورت میگیرد. زیرا ما با واسطه ادراکمان با محیط ارتباط برقرار میکنیم.
گوته: کسی که از سه هزار سال بهره نگیرد، تنگدست بسر میبرد.
دوره باستان___ قرون وسطی___دوره گذار(رنسانس)__مدرنیته__عصرروشنگری___دوران خودمان.
1= موضوع اصلی: بررسی ابعاد سیاسی هولوکاست.
2=مسئله تحقیق: هدف ازاین تحقیق این است که ضمن بررسی رویداد تاریخی هولوکاست به بررسی آثار سیاسی این رویداد بپردازیم.
3=سوال اصلی: آیا واقعه هولوکاست درشکل گیری دولت اسرائیل موثر بوده است یانه؟
4=سوالهای فرعی:
الف: ابعاد تایخی وسیاسی آن چیست.
ب: شرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل چه بوده است.
ج: چه رابطه ای بین واقعه هولوکاست وتامین شرایط لازم برای تشکیل دولت اسرائیل بوده است.
5=مفروض: در مورد ابعاد فرضیه هولوکاست اغراق شده است؛ هرچند خودش یک پدیده واقعی است.
6= اغراق درابعاد هولوکاست توجیهی برای اشغال سرزمین فلسطین توسط یهودیان بوده است.
7=روش یابی ( روش پژوهش): روش کتابخانه ای
8=ادبیات موضوعی:
هولوکاست دروغ مقدس غرب علیرضا محمدی
گذار به دموکراسی مخالفان هولوکاست درایران shafieyan.blog spot.com
روزنامه کیهان 22 آذر1385
مکتب تاریخی واقعی وافسانه هولوکاست. عبدالله شهبازی . مجله صفحه اول. سال چهاردهم. شماره 72
9= نتیجه تحقیق
10= ضرورت واهمیت:
تاریخ معاصر جهان ازجنگ جهانی اول تاکنون به دلیل ظهور قدرت های جهانی پس ازاین دوجنگ فراگیر جهانی درقرون 20 و21 وافزایش کشمکش این قدرتها بایکدیگر نسبت به دهه ها وحتی سالهای گذشته ازتحریفات بیشتری برخوردار شده است. بسیاری ازوقایع سیاسی اتفاق افتاده دراین دوقرن نیز توسط قدرت های بزرگ وسلطه آنان یا مسکوت گذاشته شد، ویا بیش ازحد بزرگ نشان داده شد.
یکی ازوقایع تاریخی که درخلال جنگ جهانی دوم(1939) اتفاق افتاد وبخشی ازشئون زندگی سیاسی واجتماعی واقتصادی جوامع اروپائی وآمریکائی را ازهمان واپسین روزهای پایان جنگ تحت تاثیر قرارداد، واقعه تاریخی معروف به هولوکاست است.
این واژه که ازسوی یهودیها به عنوان مدرک جرم مبنی بریهودی ستیزی آلمانی ها منتشرشده باعث بوجود آمدن دیدگاههای متفاوتی شده که حتی منجربه اختلاف میان طرفداران اینگونه دیدگاهها دیده شده است.
هولوکاست که به کشته شدن یهودیها توسط کوره های آدم سوزی وهمچنین خفه شدن دراتاقهای بسته با گازهای سمی بدست آلمانیها اشاره دارد، مدعی براین است که درجنگ جهانی دوم 6 میلیون نفر وبه گفته بعضی ازرسانه ها مانند فیلم شب، مه حدود 9 میلیون نفریهودی به دست آلمان هیتلری( نازیسم) کشته شده اند. روزنامه ها ومقالات متعددی این قضیه را تاییدکرده وآن راتبلیغ می کردند تاوسیله ای برای مظلوم نمائی دولت اسرائیل وگرفتن غرامت ازآلمان به عنوان حربه ای اقتصادی وسیاسی باشد. لذا بعد ازجنگ جهانی دوم بااینکه تمام دنیا دراین جنگ شرکت کرده بودند واز هرکشوری افراد بسیاری کشته شده بودند، ولی فقط دولت اسرائیل توانست غرامت کشته شده های خود را ازآلمان دریافت کند که این دریافت غرامت تا سال 2030 نیز ادامه می یابد. هرچند هولوکاست را صهیونیستها به عنوان یک موضوع دینی ورویداد تاریخی قلمداد کرده اند اما این رویداد برای غیر یهودیان یک موضوع تاریخی است.
دراین مقاله سعی شده است ضمن روشن کردن واژه هولوکاست وریشه های آن، استفاده های ایدئولوژیکی که از این واقعه توسط موافقان آن صورت گرفته مانند ادعای یهودیان مبنی برتعلق سرزمین فلسطین به آنها که ریشه دراین واقعه تاریخی دارد را مطرح کرده وسپس درقسمت نتیجه گیری نظرات نویسنده مقاله را درباره این واقعه بیان کرده وبه سمع ونظر خوانندگان عزیز برسانم.
پایان
1= موضوع اصلی: هولوکاس وبررسی صحت وسقم آن
2=مسئله تحقیق: آیا هولوکاس واقعی است یا نه؟
3=سوال اصلی: هولوکاس درچه ابعادی اتفاق افتاد؟
4=سوالهای فرعی:
الف: خود پدیده تایخی آن چیست؟
ب: روایات تاریخی که دراین باره وجود دارد چند دسته است؟
ج: درهرکدام از این روایات ابعاد پدیده چه میزان ارزیابی شده است؟
د: قوت وضعف هریک از این اسناد چگونه ارزیابی میشود؟
5=فرضیه تحقیق: در موردابعادفرضیه هولوکاست اغراق شده است هرچند خودش یک واقعه تاریخی است.
6=اهمیت وضرورت: بی پایه واساس جلوه دادن ادعای یهودیان مبنی برتعلق سرزمین فلسطین به آنها.
7=روش یابی ( روش پژوهش): روش کتابخانه ای
8=ادبیات موضوعی:
هولوکاست دروغ مقدس غرب علیرضا محمدی
گذار به دموکراسی مخالفان هولوکاست درایران shafieyan.blog spot.com
روزنامه کیهان 22 آذر1385
مکتب تاریخی واقعی وافسانه هولوکاست. عبدالله شهبازی . مجله صفحه اول. سال چهاردهم. شماره 72
9= نتیجه تحقیق
مقدمه:
تاریخ معاصر جهان ازجنگ جهانی اول تاکنون به دلیل ظهور قدرت های جهانی پس ازاین دوجنگ فراگیر جهانی درقرون 20 و21 وافزایش کشمکش این قدرتها بایکدیگر نسبت به دهه ها وحتی سالهای گذشته ازتحریفات بیشتری برخوردار شده است. بسیاری ازوقایع سیاسی اتفاق افتاده دراین دوقرن نیز توسط قدرت های بزرگ وسلطه آنان یا مسکوت گذاشته شد، ویا بیش ازحد بزرگ نشان داده شد.
یکی ازوقایع تاریخی که درخلال جنگ جهانی دوم(1939) اتفاق افتاد وبخشی ازشئون زندگی سیاسی واجتماعی واقتصادی جوامع اروپائی وآمریکائی را ازهمان واپسین روزهای پایان جنگ تحت تاثیر قرارداد، واقعه تاریخی معروف به هولوکاست است.
این واژه که ازسوی یهودیها به عنوان مدرک جرم مبنی بریهودی ستیزی آلمانی ها منتشرشده باعث بوجود آمدن دیدگاههای متفاوتی شده که حتی منجربه اختلاف میان طرفداران اینگونه دیدگاهها دیده شده است.
هولوکاست که به کشته شدن یهودیها توسط کوره های آدم سوزی وهمچنین خفه شدن دراتاقهای بسته با گازهای سمی بدست آلمانیها اشاره دارد، مدعی براین است که درجنگ جهانی دوم 6 میلیون نفر وبه گفته بعضی ازرسانه ها مانند فیلم شب، مه حدود 9 میلیون نفریهودی به دست آلمان هیتلری( نازیسم) کشته شده اند. روزنامه ها ومقالات متعددی این قضیه را تاییدکرده وآن راتبلیغ می کردند تاوسیله ای برای مظلوم نمائی دولت اسرائیل وگرفتن غرامت ازآلمان به عنوان حربه ای اقتصادی وسیاسی باشد. لذا بعد ازجنگ جهانی دوم بااینکه تمام دنیا دراین جنگ شرکت کرده بودند واز هرکشوری افراد بسیاری کشته شده بودند، ولی فقط دولت اسرائیل توانست غرامت کشته شده های خود را ازآلمان دریافت کند ککه این دریافت غرامت تا سال 2030 نیز ادامه می یابد. هرچند هولوکاست را صهیونیستها به عنوان یک موضوع دینی ورویداد تاریخی قلمداد کرده اند اما این رویداد برای غیر یهودیان یک موضوع تاریخی است.
دراین مقاله سعی شده است ضمن روشن کردن واژه هولوکاست وریشه های آن، ادعاها ودیدگاه های موافقان ومخالفان این واقعه رابه صورت مختصر بیان کرده واستفاده های ایدئولوژیکی که از این واقعه توسط موافقان آن صورت گرفته را مطرح کرده وسپس درقسمت نتیجه گیری نظرات نویسنده مقاله را درباره این واقعه بیان کرده وبه سمع ونظر خوانندگان عزیز برسانم.
1= موضوع اصلی: هولوکاس وبررسی صحت وسقم آن
2=مسئله تحقیق: آیا هولوکاس واقعی است یا نه؟
3=سوال اصلی: هولوکاس درچه ابعادی اتفاق افتاد؟
4=سوالهای فرعی:
الف: خود پدیده تایخی آن چیست؟
ب: روایات تاریخی که دراین باره وجود دارد چند دسته است؟
ج: درهرکدام از این روایات ابعاد پدیده چه میزان ارزیابی شده است؟
د: قوت وضعف هریک از این اسناد چگونه ارزیابی میشود؟
5=فرضیه تحقیق: در موردابعادفرضیه هولوکاست اغراق شده است هرچند خودش یک واقعه تاریخی است.
6=اهمیت وضرورت: بی پایه واساس جلوه دادن ادعای یهودیان مبنی برتعلق سرزمین فلسطین به آنها.
7=روش یابی ( روش پژوهش): روش کتابخانه ای
8=ادبیات موضوعی:
هولوکاست دروغ مقدس غرب علیرضا محمدی
گذار به دموکراسی مخالفان هولوکاست درایران shafieyan.blog spot.com
روزنامه کیهان 22 آذر1385
مکتب تاریخی واقعی وافسانه هولوکاست. عبدالله شهبازی . مجله صفحه اول. سال چهاردهم. شماره 72
9= نتیجه تحقیق
مقدمه:
تاریخ معاصر جهان ازجنگ جهانی اول تاکنون به دلیل ظهور قدرت های جهانی پس ازاین دوجنگ فراگیر جهانی درقرون 20 و21 وافزایش کشمکش این قدرتها بایکدیگر نسبت به دهه ها وحتی سالهای گذشته ازتحریفات بیشتری برخوردار شده است. بسیاری ازوقایع سیاسی اتفاق افتاده دراین دوقرن نیز توسط قدرت های بزرگ وسلطه آنان یا مسکوت گذاشته شد، ویا بیش ازحد بزرگ نشان داده شد.
یکی ازوقایع تاریخی که درخلال جنگ جهانی دوم(1939) اتفاق افتاد وبخشی ازشئون زندگی سیاسی واجتماعی واقتصادی جوامع اروپائی وآمریکائی را ازهمان واپسین روزهای پایان جنگ تحت تاثیر قرارداد، واقعه تاریخی معروف به هولوکاست است.
این واژه که ازسوی یهودیها به عنوان مدرک جرم مبنی بریهودی ستیزی آلمانی ها منتشرشده باعث بوجود آمدن دیدگاههای متفاوتی شده که حتی منجربه اختلاف میان طرفداران اینگونه دیدگاهها دیده شده است.
هولوکاست که به کشته شدن یهودیها توسط کوره های آدم سوزی وهمچنین خفه شدن دراتاقهای بسته با گازهای سمی بدست آلمانیها اشاره دارد، مدعی براین است که درجنگ جهانی دوم 6 میلیون نفر وبه گفته بعضی ازرسانه ها مانند فیلم شب، مه حدود 9 میلیون نفریهودی به دست آلمان هیتلری( نازیسم) کشته شده اند. روزنامه ها ومقالات متعددی این قضیه را تاییدکرده وآن راتبلیغ می کردند تاوسیله ای برای مظلوم نمائی دولت اسرائیل وگرفتن غرامت ازآلمان به عنوان حربه ای اقتصادی وسیاسی باشد. لذا بعد ازجنگ جهانی دوم بااینکه تمام دنیا دراین جنگ شرکت کرده بودند واز هرکشوری افراد بسیاری کشته شده بودند، ولی فقط دولت اسرائیل توانست غرامت کشته شده های خود را ازآلمان دریافت کند ککه این دریافت غرامت تا سال 2030 نیز ادامه می یابد. هرچند هولوکاست را صهیونیستها به عنوان یک موضوع دینی ورویداد تاریخی قلمداد کرده اند اما این رویداد برای غیر یهودیان یک موضوع تاریخی است.
دراین مقاله سعی شده است ضمن روشن کردن واژه هولوکاست وریشه های آن، ادعاها ودیدگاه های موافقان ومخالفان این واقعه رابه صورت مختصر بیان کرده واستفاده های ایدئولوژیکی که از این واقعه توسط موافقان آن صورت گرفته را مطرح کرده وسپس درقسمت نتیجه گیری نظرات نویسنده مقاله را درباره این واقعه بیان کرده وبه سمع ونظر خوانندگان عزیز برسانم.
1= موضوع اصلی: هولوکاس وبررسی صحت وسقم آن
2=مسئله تحقیق: آیا هولوکاس واقعی است یا نه؟
3=سوال اصلی: هولوکاس درچه ابعادی اتفاق افتاد؟
4=سوالهای فرعی:
الف: خود پدیده تایخی آن چیست؟
ب: روایات تاریخی که دراین باره وجود دارد چند دسته است؟
ج: درهرکدام از این روایات ابعاد پدیده چه میزان ارزیابی شده است؟
د: قوت وضعف هریک از این اسناد چگونه ارزیابی میشود؟
5=فرضیه تحقیق: در موردابعادفرضیه هولوکاست اغراق شده است هرچند خودش یک واقعه تاریخی است.
6=اهمیت وضرورت: بی پایه واساس جلوه دادن ادعای یهودیان مبنی برتعلق سرزمین فلسطین به آنها.
7=روش یابی ( روش پژوهش): روش کتابخانه ای
8=ادبیات موضوعی:
هولوکاست دروغ مقدس غرب علیرضا محمدی
گذار به دموکراسی مخالفان هولوکاست درایران shafieyan.blog spot.com
روزنامه کیهان 22 آذر1385
مکتب تاریخی واقعی وافسانه هولوکاست. عبدالله شهبازی . مجله صفحه اول. سال چهاردهم. شماره 72
9= نتیجه تحقیق
مقدمه:
تاریخ معاصر جهان ازجنگ جهانی اول تاکنون به دلیل ظهور قدرت های جهانی پس ازاین دوجنگ فراگیر جهانی درقرون 20 و21 وافزایش کشمکش این قدرتها بایکدیگر نسبت به دهه ها وحتی سالهای گذشته ازتحریفات بیشتری برخوردار شده است. بسیاری ازوقایع سیاسی اتفاق افتاده دراین دوقرن نیز توسط قدرت های بزرگ وسلطه آنان یا مسکوت گذاشته شد، ویا بیش ازحد بزرگ نشان داده شد.
یکی ازوقایع تاریخی که درخلال جنگ جهانی دوم(1939) اتفاق افتاد وبخشی ازشئون زندگی سیاسی واجتماعی واقتصادی جوامع اروپائی وآمریکائی را ازهمان واپسین روزهای پایان جنگ تحت تاثیر قرارداد، واقعه تاریخی معروف به هولوکاست است.
این واژه که ازسوی یهودیها به عنوان مدرک جرم مبنی بریهودی ستیزی آلمانی ها منتشرشده باعث بوجود آمدن دیدگاههای متفاوتی شده که حتی منجربه اختلاف میان طرفداران اینگونه دیدگاهها دیده شده است.
هولوکاست که به کشته شدن یهودیها توسط کوره های آدم سوزی وهمچنین خفه شدن دراتاقهای بسته با گازهای سمی بدست آلمانیها اشاره دارد، مدعی براین است که درجنگ جهانی دوم 6 میلیون نفر وبه گفته بعضی ازرسانه ها مانند فیلم شب، مه حدود 9 میلیون نفریهودی به دست آلمان هیتلری( نازیسم) کشته شده اند. روزنامه ها ومقالات متعددی این قضیه را تاییدکرده وآن راتبلیغ می کردند تاوسیله ای برای مظلوم نمائی دولت اسرائیل وگرفتن غرامت ازآلمان به عنوان حربه ای اقتصادی وسیاسی باشد. لذا بعد ازجنگ جهانی دوم بااینکه تمام دنیا دراین جنگ شرکت کرده بودند واز هرکشوری افراد بسیاری کشته شده بودند، ولی فقط دولت اسرائیل توانست غرامت کشته شده های خود را ازآلمان دریافت کند ککه این دریافت غرامت تا سال 2030 نیز ادامه می یابد. هرچند هولوکاست را صهیونیستها به عنوان یک موضوع دینی ورویداد تاریخی قلمداد کرده اند اما این رویداد برای غیر یهودیان یک موضوع تاریخی است.
دراین مقاله سعی شده است ضمن روشن کردن واژه هولوکاست وریشه های آن، ادعاها ودیدگاه های موافقان ومخالفان این واقعه رابه صورت مختصر بیان کرده واستفاده های ایدئولوژیکی که از این واقعه توسط موافقان آن صورت گرفته را مطرح کرده وسپس درقسمت نتیجه گیری نظرات نویسنده مقاله را درباره این واقعه بیان کرده وبه سمع ونظر خوانندگان عزیز برسانم.
در سالهای ۱۹۶۰مدل متفاوت دیگری از نوآوری مطرح شدکه بر طبق این مدل ٬ که به نام مدل کشش بازار ونیاز نامیده میشود حاکی از این است که جهت تحقیقات علمی در واقع تابع عوامل بیرونی است.
به نظر من نیز هدف از طرح درس روش تحقیق علمی ساختن اندیشه های افراد و در نتیجه شکل گیری ذهنیات و فرآیندهای علمی است که منتهی به ایجاد نتیجه و تحقیقات علمی خواهد شد. حال هرچقدر دانشجویان افکار خود را علمی کنند و به این گونه درس ها علاقه نشان دهند در زندگی اجتماعی خود که دنیای آگاهی ها و علمیات است موفق تر میشوند.
ادامه دارد ( در نشست های بعدی)
فیلسوف مانند یک کودکی می ماند که همه چیز را می پذیرد ولی انسانهای عادی مانند آدم بزرگ های شازده کوچولو آن چیزی را می پذیرند که با ادراکشان موافق است. در صورتی که فیلسوف می خواهد از این وضعیت خود را رها کرده و وارد دنیای جدیدی شود. زیرا این جهان به نظر وی دارای نقص است و در پی ایجاد یک جامعه عقلانی وکامل است ٬ چون به فکر ایجاد چنین جامعه ای است از سوی مردمانی که در جامعه ناقص زندگی می کنند مجنون تصور شده و از صحنه اجتماعی طرد میشوند و از این جهت است که فیلسوفان عمدتا منزوی هستند. هر علتی دارای معلولی است و هر معلولی که خود علت میباشد دارای معلول دیگر میباشد. یعنی علت منزوی شدن فلاسفه نحوه تفکراتشان درباره جهان می باشد. زندگی بدون مرگ معنا ندارد و مرگ نیز بدون زندگی بی معنا است.و بالاخره اینکه :
(با آنکه همه ما فلسفه را تجربه کرده ایم ولی همه ما فیلسوف نمی شویم.)
گوته مي گويد: كسي كه از سه هزار سال بهره نگيرد تهيدست به سر مي برد .
انسانهاي كارگر و ضعيف با اينكه از لحاظ كار و توانايي خيلي بزرگ بودند، اما چون وجود ابراز كردن خود را نداشته ، توسط انسان هاي كم توان و خطرناك كه مانند مار بوآ مي باشند و وجود ابراز كردن خود را دارند، استثمار شده و تحت سلطه قرار مي گيرند.
به علت اين گونه افكار كه از رابطه قوي و ضعيف رنج مي بردم و در اين دنياي نااميد كننده كه هيچ كس مرا درك نمي كرد ناگهان فردي پيدا شد كه او نيز از اين رابطه قوي و ضعيف به سطوح آمده و مانند من به دنبال روزنه اي براي فرار از اين دنياي گمراهي مي كرد. من نام آن فرد را به دليل اينكه بسيار مانند من از نظر ديگران رويائي بود، شازده كوچولو گذاشتم.
او معتقد بود كه: آزادي انسانها چندان كه ديگران فكر مي كنند در اين كلبه محقر زيان آور نيست.
او همچنين معتقد بود كه، انسان هاي كم خرد در غالب دين خود را بزرگ جلوه مي دهند. انسان هاي به ظاهر بزرگي كه هيچ حيوان عظيم الجثهاي حتي فيلها نيز به آنها نخواهند رسيد. آن آدمها بزرگ هستند چون دين بزرگ است. همين انسانهاي به ظاهر بزرگ روزي از يك گياه نيز كوچكتر و ضعيف تر بودند و بايد انسانهاي روشنفكري به وجود بيابند كه اين گياهان كوچك امروزي (دين) را كه هنوز ضعيف هستند و تنومند نشده اند را از همان دوران نو نهالي مورد نقد قرار دهند و آنها را از ريشه خشكاند.
دين يك ساختار، ايده و يا يك موجودي است كه اگر او را به حال خود رها كنيم آنقدر بزرگ مي شوند كه روزي همه انسانها را تحت سلطه خود در مي آورد. از همين رو بايد از سلطه انسانهاي توانمند ( دينداران) بيرون آمد و براي بيرون آمدن از سلطه آنها بايد آنها را در هم شكست و براي در هم شكستن آنها بايد آنها را دائما مورد نقد قرار داد.
براي انسانهاي روشن بين انسانهاي استثمار شده مانند غروب خورشيدي مي ماند كه طلوعي ندارد و اين بسيار غم انگيز است. در واقع زماني كه در گوشه اي از اين دنياي فاني زمان شروع و طلوع يك روز استثماري است، در گوشه ديگر زمان پايان و غروب يك روز استثماري است و فاصله طلوع در يك نقطه تا غروب در يك نقطه ديگر را مي توان با تفكر خود به اندازه جابجا كردن يك صندلي به چند گام جلو و عقب آنها را به هم نزديك كرد.
بطوريكه در روز وقتي به 43 نقطه نگاه مي كني ، در هر 43 نقطه غروب خورشيد را خواهيد ديد.
خلاصه اينكه اين انسان ظاهرا كوچك براي فرار از اين دنياي تباهي و تاريكي تصميم گرفت تا به سرزمين هاي ديگر مسافرت كرده و از حال مردمان آن سرزمين نيز مطلع شود.
شازده كوچولوي ما وقتي وارد اولين سرزمين شد ، اين سرزمين داراي پادشاهي بود كه بسيار مغرور ولي عاقل بود. او همه مردم ر رعيت خويش مي دانست و چند سرزمين را نيز تحت سيطره خود در آورده بود. اين پادشاه معتقد بود كه همه كارها بايد بر طبق برنامه انجام شود و نميشود به يك باره وضعيت را دگرگون كرد شازده كوچولو از اين سرزمين رفت و وارد سرزمين ديگري شد.
در سرزمين دوم همه افراد خودپسند بوده و فقط به چرب زباني و ستايشگري اهميت ميدادند. اين انسانها به نظر شازده كوچولو احمقترين مردمان بودند و سپس آنجا را ترك كرد. در سرزمين سوم افراد به خاطر خجالت از كارهاي بدشان ، كارهاي بد را تكرار مي كردند و هيچ گاه سعي نمي كردند كه آن كارهاي پست و زشت را ترك كنند. شازده كوچولو اين سرزمين را نيز ترك كرد .
در سرزمين چهارم اقتصاد نقش برجسته اي داشت. همه چيز حتي حالات و رفتار آدمها بر اساس پول و اقتصاد تعريف ميشد و اقتصاد نقش برجسته اي داشت.
سرزمين پنجم بسيار عجيب تر از سرزمينهاي ديگر بود. در اين سرزمين افراد نقش خدمتكاراني را داشتند كه فقط وظيفه آنها انجام كارهايشان بود. بدون اينكه از چرايي و علت انجام كارهايشان سوالي بكنند.
در سرزمين ششم ،نقش نخبگان و انسانهاي دانشمند برجسته بود و به انسانهايي كه مانند گل فاني بودند هيچ اهميتي داده نمي شد و فقط بزرگان حق زندگي داشتند.
و اما سرزمين هفتم. مسافر كوچولوي ما هر آنچه را كه در شش سرزمين گذشته ديده بود ، همه را با هم در اين سرزمين ديد. در اين سرزمين همه افراد داراي نقش و ارزش يكساني بودند و هيچ كدام ديگري را به تمسخر نمي گرفت و كارها بر طبق نظم و قانون صورت مي گرفت. شازده كوچولو در اين سرزمين با انسان بسيار كوچكي روبرو شد كه ظاهرا از همه انسانها ناتوان تر بود و اين انسان در جاي بسيار دور و تنها مانند بيابان زندگي مي كرد. آ ن انسان براي توجيه ناتواني خود گفت كه حتي از يك پادشاه نيز تواناتر است. و آنقدر توانا است كه وقتي كسي را لمس كند مي تواند او را در خاك فرو ببرد. مانند مار، كه با آنكه كوچك است ولي با يك نيش خود انسان را ميكشد.
مسافر كوچولوي ما بعد از ملاقات با اين فرد رفت تا رسيد به يك انسان بسيار مغروري كه حتي جواب سلام شازده كوچولو را نداد .
شازده كوچولو از آن فرد نيز جدا شد و رفت تا رسيد به انسانهاي بسيار فداكار و عاشق كه مانند گل سرخ بسيار زيبا بودند. مسافر ما خود را در مقابل اين انسانها بسيار كوچك احساس كرد و لقب شازده را براي خود بسيار سنگين مي دانست.
خلاصه من و شازده كوچولو در اين سرزمين همسفر شديم. او به من گفت كه بهترين يار انسان دوست خوب است و خوب است كه انسان حتي در حال مرگ نيز دوستي داشته باشد.
او تعلقات دنيوي را رنج باطلي مي دانست. من و او در اين سفر آنقدر خود را از تعلقات دنيوي دور كرديم كه بالاخره توانستيم از چشمه حقيقت آبي بنوشيم . اين چشمه همان حقيقت وجودي ما بود كه ما توانسته بوديم به حقيقت خود دست يابيم . سرانجام من و او در يك غروب بسيار غم انگيز از هم جدا شديم . او در يك لحظه مانند رعد و برق از من جدا شد و به سرزمين خود رفت تا مردمان آنجا را با تجربه خودش از زير سلطه قدرتمندان نجات دهد و من نيز در سرزمين خود شروع به انجام اين كار كردم . به راستي كه غروب چقدر غم انگيز است.
( عطار هفت شهر عشق را گشت ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم )
( عيد شما مبارك باد)
ولی من معتقدم که درست است اقتصاد و پول نقش مهمی در فعالیت های انسانها ایفا میکند ولی اینگونه نیست که همه ذهن و ذکر انسان متعلق به پول باشد. بلکه بعضی از افراد هستند که فعالیت هایشان نه برای پول بلکه برای خود ان کار میباشد پول برایشان اصلا مهم نیست. مانند انسانهای خیری که پول خود را بدون هیچ چشمداشتی در راه های خیر هزینه میکنند و اصلا سودی هم از لحاظ مادی نمیبرند. به قول سن: انسان اقتصادی خالص ٬ هالویی اجتماعی بیش نیست.
گاهی در استدلال یک عبارت شرطی به جای نتیجه به کار میرود. بنابراین شما نمیتوانید هر عبارت شرطی را به عنوان دلیل در نظر بگیرید. کلمات نشانگر دلیل هم می توانند همراه کلمات نشانگر به کار روند٬ اما وظیفه انها چیزی بیش از معرفی دلایل است. بنابراین حضور انها وجود دلیل را تضمین نمیکند اگر چه کمک موثری خواهد بود. بنابراین هر بحث استدلالی باید دست کم یک دلیل اساسی که هیچ تاییدی برایش در متن وجود نداشته باشد ارایه دهد ٬بدین ترتیب کسانی که استدلالی را ارایه میدهند اغلب انرا با یک حقیقت محض یا چیزی که دیگران به سهولت می توانند درستی ان را کشف کنند شروع میکنند. ما دو شیوه اساسی را برای تشخیص دلایل ارایه شده در یک استدلال بیان می کنیم:
الف=جستجوی دلایلی که بتوانند نتیجه های خاص را تایید کنند.
ب=تلاش برای پیدا کردن راه هایی که با دلایل ارایه شده تطبیق داشته باشد.
استفاده از کلمه فرض می تواند به عنوان حدسی باشد که به روشنی و صداقت ابراز شده و ممکن است درست یا نادرست باشد. یکی از مواردی که افراد بطور معمولی از این کلمه استفاده می کنند هنگامی است که عقیده ای را بدون مدارک و شواهد کافی جهت تایید ان مطرح می کنند. در واقع این اصطلاح را میتوان حد فاصل انچه شناخته شده است و انچه فقط اعتقاد داریم شناسایی کرد. منظور ما از کلمه فرض بیشتر اشاره به مفروض هایی دارد که تلویحا بیان می شود. حقیقت این است که یک فرض بطور واضح از دلیل متمایز نمی شود و گاهی در فرایند ارزش یابی استدلال از اصطلاح پیش فرض به جای فرض استفاده میشود.
گاهی اوقات ممکن است دلیلی که برای صحت یک ادعا بکار میرود ارتباطی با نتیجه ادعا نداشته باشد و بر همین اساس مورد قبول قرار نمی گیرد. ممکن است این مساله بسیار اشکار بنظر اید زیرا اگر دلیلی درباره عنوانی کاملا غیر مرتبط با موضوع نتیجه باشد ٬ تصور اینکه دلیل قادر به تایید نتیجه باشد مسلما اشتباه است. با این وجود هنگامی که در مورد دلیلی مرتبط با نتیجه صحبت میکنیم منظورمان فقط این نیست که چنین دلیلی در صورت درست بودن در قابل قبول بودن نتیجه تاثیر می گذارد. ارتباط در این معنا لزوما به معنای این نیست که جمله مرتبط را تایید کرده است . یک جمله میتواند به موضوع مرتبط بوده و درعین حال با نتیجه شما متضاد باشد.
در مورد استدلالات باید گفت که استدلالی ناقص است که دلایل اریه شده در ان منتهی به نتیجه مورد نظر نمی شود و مهارت تشخیص نقایص استدلال فرد را قادر به درک این موضوع میسازد که نتیجه از دلایل یا شواهد پیروی نمی کند. توانایی بیان نقص ها بدین روش مهارت مهمی است که باید توسعه داده شود. چون این مهارت می تواند روش موثری برای نشان دادن نواقص استدلالهای دیگران باشد.
بعضی از استدلالها به جای متقاعد کردن برای پذیرش یک نتیجه خاص سعی دارند تا چیزی را که ما قبلا ان را به عنوان یک حقیقت قبول داشته ایم تبیین کنند. اما انچه را که باید در مورد یک تبیین بدانیم عبارتند از :
الف)بررسی هر گونه ابهامی که در ارتباط با تبیین است.
ب) جستجوی تبیین های دیگر.
هنگام بررسی یک متن استدلالی باید بررسی کنید که ایا دلایل هر یک از مفروض های بیان شده درست هستند؟ ایا ان بحث متکی به مدرک از طرف کسی است که اعتبار وی قابل تردید است؟ ایا انچه که در متن ذکر شده ولی ما ان را نمی دانیم باعث تضعیف یا تقویت نتیجه است؟ وبالاخره اینکه نقایص استدلالی را که به ما نشان دهد نتیجه مبتنی بر دلایل نیست را تشخیص می دهیم یا نه؟
گاهی مدلول ها در یک بحث فراتر از موضوع اصلی ان است. بحث حاضر می تواند به دو روش صورت گیرد که عبارتند از:
۱=با ارایه ساختاری خاص با شکلی ویژه که در استدلال های دیگری نیز وجود دارد.
۲=با تکیه بر اصلی کلی که در موارد دیگر نیز کاربر
اگر چه استدلال به وسیله زبان ارایه می شود ولی همه ارتباط های زبانی شامل دلیل و برهان نیست.بنا بر این ما باید بتوانیم ویژگی های زبانی را که نشان دهنده استدلال است را پیدا کنیم. بیشترین کاربرد زبان تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران است.زبان استدلال میتواند بسیار پیچیده باشد ولی علم زبان شناسی نسبتا ساده ای وجود دارد که میتواند نشان دهنده استدلال باشد.
بررسی هدف متن به عنوان اولین قدم در هنگام تصمیم گیری که ایا استدلال است یا خیر عبارتند از:
۱)ابتدا کلمه نشانگر را جستجو کنید٬ یعنی کلماتی مانند لذا٬ بنابراین٬ باید٬ نمیتواند و نمی بایست.
۲)اگر هیچ کلمه نشانگری پیدا نشد به هر جمله دقت کنید واز خود بپرسید که ایا بقیه متن اطلاعات اضافی ٬ که به من بگوید چرا باید این را قبول کنم ارایه میدهد؟اگر جواب منفی است٬ ان عبارت یک استنتاج نیست و چنانچه پاسخ مثبت باشد ان جمله یا عبارت یک استنتاج است.
۳) اگر هیچ یک از جملات متن شامل نتیجه گیری نباشد د دارد. مهارتی که در پرداختن به مدلول های استدلال به کار می رودبه عنوان شناسایی استدلال های موازی و شناخت و کاربرد اصول نامیده می شود.
تفکر انتقادی نیز نقش مهمی در بررسی استدلال دارد. پرداختن به متون استدلالی طولانی تر ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد٬ اما کاربرد این مهارت ها به طولانی بودن ارتباطی ندارد. همچنین تجزیه متون بسیار طولانی به بخش. های کوتاهتر و جستجوی موضوع قسمت های مختلف ان قبل از نوشتن خلاصه می تواند مفید باشد
عيد بر شما استاد گرامي و اقاي كاظمي و دانشجويان عزيز مبارك باد.
ویکتور هوگو:کبوتر٬ کبوتر به دنیا می اید و کبوتر هم از دنیا می رود. کرکس٬ کرکس به دنیا می اید و کرکس هم از دنیا می رود. ادمیزاد٬ ادمیزاد به دنیا می اید ولی من نمی دانم که چگونه موجودی از دنیا می رود؟
این جمله برای من خیلی معنا دار بود. براستی انسان چگونه موجودی است؟ که از زمان متولد شدنش تا مردنش دایما در حال تغییر است؟دارای چه سیستم پیچیده ای است که دایما در حال تغییر است و میتواند بالاتر از فرشتگان ویا پایین تر از حیوانات برسد؟ نمی دانم٬ فقط انقدر می دانم که خداوند وقتی می گوید انسان اشرف موجودات است ٬ بی دلیل نیست.
حالا دوستان عزیز نظر خود را درباره این جمله بنویسید؟
پ) آیا چهار مقاله عروضی مجموعه چهار مقاله است و یا خود رساله است؟ یا هیچ کدام؟
چهار مقاله یک رساله است. زیرا چهارمقاله یعنی اینکه نویسنده یا چهارمقاله را از جاهای گوناگون و نوشته های گوناگون استخراج کرده و در یکجا به نام خویش جمع کرده است و یا اینکه بندهایی را از نوشته های مختلف (عروضی سمرقندی)جمع آوری کرده و انها را به یکدیگر متصل کرده ونام چهار مقاله را بر روی ان گذاشته اند
که هیچ کدام از این معیارها در رابطه با چهارمقاله درست نیست
اما چهار مقاله یک رساله است .زیرا چهاربند مشخص وپشت سرهم را مورخان واشخاصی که مطالب عروضی را جمع اوری کرده اند در یک کتاب ارایه کرده اند. البته منظور از چهاربند حتما جهارمقاله نیست بلکه میتواند بندهای بیشتری هم داشته باشد . اما عمدتا این مقاله را به نام چهار مقاله می شناسند .
ت)سه گانه (گوتنبرگ-مقاله-روزنامه)برای شما چه معنایی دارد؟ (کلید واژه های:ازادی بیان وقلم ،فناوری و فرهنگ)
گوتنبرگ مخترع دستگاه چاپ است. مقاله دیدگاهی نوشتاری است درباره یک مساله. روزنامه نیز محل و عرصه جمع اوری وانتشار مقالات است. پیوندی که میان این سه گانه وجود دارد این است که در مقاله دیدگاهی نوشته می شود ودر دستگاه چاپ ، چاپ می شود ودر روزنامه توضیح د اده می شود ومنتشر می شود وارتباطی بین فرهنگ و فناوری می باشد. ازادی بیان وقلم در مقاله و روزنامه اولین رکن یک مقاله است واگر نه این پیوند بدون وجود ازادی بیان وقلم حالت اقتدارگر به خود می گیرد. مقاله عرصه ابراز وجود و ابراز عقیده ونظر تویسنده است. نویسنده در مقاله خودش را معرفی می کند که دنیا را اینگونه می بیند. پس هویت هر فرد در مقاله های ان فرد نمایش داده می شود. اگر ازادی بیان و قلم وجود نداشته باشد،اگر جلوی انتشار دیدگاه ها ونظرات افراد گرفته شود به ناچار افراد مجبور می شوند تغییر هویت دهند ودو هویتی شوند و نفاق شکل بگیرد.
{نقد مقاله شماره 1 آقای دریاباری }
این مقاله دارای چند جای نقد است :
article عدم ارجاع به منبع برای معنی لغت
در قسمت ( پ)خط چهارم کلمه اراء درست است نه کلمه معیارو همچنین خط اخربه جای کلمه مقاله باید رساله را نام گذاشت.
در پایان اینکه پاسخهای شما بسیار عالی است ولی جای کار بیشتری دارد.
{از طرف علی کاوند }
الف) فرق essay با article چیست؟
از لحاظ ظاهری و ساختاری دو کلمه هم دارای مشابهت هستند و هم دارای اختلاف.از این جهت با هم مشابهت دارند که هردو به معنای مقاله می باشند اما تفاوت essay با article عبارتند از:
Article ازنظر لغوی به معنای قطعه قطعه وتکه تکه میباشد .بدین معنی که یک وقت در حال نوشتن مقاله ای هستبم و می رویم قطعاتی را از جاهای مختلف جمع میکنیم و یک سامانی به ان میدهیم که اسم ان را مقاله میگذاریم وممکن است در ان نظریه جدیدی وجود نداشته باشد ونویسنده در article کمترین نقش را دارد مانند نقش چسب وقیچی.ولی در essay یک ایده ودیدگاه و نظریه به صورت تحلیلی بیان می شود که این نظریه ای جدید میباشدو نقش نویسنده و مقاله نویس در essay بسیار برجسته است.
ب)در زبان ما مقاله نام قطعه ای نوشتاری است اما از ریشه عربی قول به معنای گفتن این مشاهده نزد شما چه سولاتی را بر می انگیزد ؟جوابهای موقت شما به انها چیست؟
سوالاتی که برای ما به وجود می اید عبارتند از
الف) در مقاله وجه گفتاری ونوشتاری چه نسبتی با هم دارند؟ ب)نقش هر یک از انها به چه میزانی است؟ د)وقتی می گوییم از گفتن قول نوشتار بوجود میاید کدام قسمت مقاله بر جسته میشود؟
ما یک وقت چیزی را می نویسیم وگاهی اوقات چیزی را می گوییم خصلت گفتاری ونوشتاری دو متن متفاوت است و حتی ما چیزی را که می گوییم با چیزی که می نویسیم متفاوت است . بنابراین ان چیزی که می گوییم از یک جنس وانچه که می نویسیم از یک جنس دیگر میباشد . شاید گفتاری بودن مقاله در زبان فارسی به این دلیل باشد که در فرهنگ فارسی وایرانی
سنت شفاهی بر سنت مکتوب غلبه دارد ومتون هم در ایران باستان عمدتا متون دینی بوده ومتون دینی هم توسط روحانی های ان زمان سینه به سینه به صورت شفاهی به نسل های بعد منتقل می شده به همین دلیل مقاله در زبان فارسی جنبه گفتاری ان بر جنبه نوشتاری ان اولویت دارد.
الف) فرق essay با article چیست؟
از لحاظ ظاهری و ساختاری دو کلمه هم دارای مشابهت هستند و هم دارای اختلاف.از این جهت با هم مشابهت دارند که هردو به معنای مقاله می باشند اما تفاوت essay با article عبارتند از:
Article ازنظر لغوی به معنای قطعه قطعه وتکه تکه میباشد .بدین معنی که یک وقت در حال نوشتن مقاله ای هستبم و می رویم قطعاتی را از جاهای مختلف جمع میکنیم و یک سامانی به ان میدهیم که اسم ان را مقاله میگذاریم وممکن است در ان نظریه جدیدی وجود نداشته باشد ونویسنده در article کمترین نقش را دارد مانند نقش چسب وقیچی.ولی در essay یک ایده ودیدگاه و نظریه به صورت تحلیلی بیان می شود که این نظریه ای جدید میباشدو نقش نویسنده و مقاله نویس در essay بسیار برجسته است.
ب)در زبان ما مقاله نام قطعه ای نوشتاری است اما از ریشه عربی قول به معنای گفتن این مشاهده نزد شما چه سولاتی را بر می انگیزد ؟جوابهای موقت شما به انها چیست؟
سوالاتی که برای ما به وجود می اید عبارتند از
الف) در مقاله وجه گفتاری ونوشتاری چه نسبتی با هم دارند؟ ب)نقش هر یک از انها به چه میزانی است؟ د)وقتی می گوییم از گفتن قول نوشتار بوجود میاید کدام قسمت مقاله بر جسته میشود؟
ما یک وقت چیزی را می نویسیم وگاهی اوقات چیزی را می گوییم خصلت گفتاری ونوشتاری دو متن متفاوت است و حتی ما چیزی را که می گوییم با چیزی که می نویسیم متفاوت است . بنابراین ان چیزی که می گوییم از یک جنس وانچه که می نویسیم از یک جنس دیگر میباشد . شاید گفتاری بودن مقاله در زبان فارسی به این دلیل باشد که در فرهنگ فارسی وایرانی
سنت شفاهی بر سنت مکتوب غلبه دارد ومتون هم در ایران باستان عمدتا متون دینی بوده ومتون دینی هم توسط روحانی های ان زمان سینه به سینه به صورت شفاهی به نسل های بعد منتقل می شده به همین دلیل مقاله در زبان فارسی جنبه گفتاری ان بر جنبه نوشتاری ان اولویت دارد.
هر خواننده بايد هنگام مطالعه بر داشت روشني از منظور نويسنده متن داشته باشد. البته برخي اوقات فراهم شدن چنين زمينه اي از پيچيدگي متن متاثر است نه توان خواننده. بزرگترين عامل باز دارنده در كار تحقيق انتخاب موضوع مطالعه است. قدم اول در اين مرحله جستجوي منابع و ماخذي است كه با موضوع تحقيق تناسب داشته داشد. براي تطبيق و تشخيص مناسب منبع بايد به نقاط حساس ومهم كتاب يا مقاله توجه كرد. كتابخانه نقطه پيوند دانشجو ،استاد و همچنين پژوهشگر و خواننده است. چنين به نظر مي رسد اگر بخواهيم سطح علمي پژوهشگران را تعيين كنيم بايد ميزان ارتباط او را با كتابخانه در نظر بگيريم. چند روش مناسب براي دسترسي همگان به منبع مورد نياز وجود دارد كه عبارتند از:
الف=كار گروهي دانشجويان و پژوهشگران ب=تهيه كپي از منبع ج=برجسته كردن مطالب با قلمهاي رنگي.
بسياري از افراد بر اين باورند كه يادداشت برداري ساده از متن همواره روش مناسبي براي يادگيري و ياداوري مطالب نيست. انها ترجيح ميدهند از روش ايجاد درخت حافظه براي نمايش تصويري يادداشت ها استفاده كنند. اين امر به انها كمك ميكند تا انچه را قبلا مطالعه كرده اند را به ياد بياورند.
در روش يادداشت برداري خواننده به اين دليل كه با استفاده از كلمات و انديشه هاي خود به مفهوم سازي مي پردازد فاصله اي بين مطلب او تا متن اصلي ايجاد مي شود. اما اين امر باعث نمي شود تا او از ارجاع دادن و استناد كردن به منابع و اثار ديگران طفره برود.بايد گفت هر چقدر يادداشت ها به صورت نقل قول غير مستقيم انجام گرفته باشد باز موضوع استناد كردن به منابع را به طور كامل نفي نمي كند.
ساده ترين روش ارجاع نقل قول مستقيم است. دو روش عمده براي ارجاع مطالب در مراكز دانشگاهي معمول است= در روش اول از عددهايي براي شماره گذاري استفاده و معمولا در پايان هر فصل يا انتهاي مقاله ان نكات توضيح داده ميشود.توضيح مطالب ممكن است در مورد يك واژه باشد و يا منبع و ماخذي را معرفي كند اين روش به نام سيستم ونكوور شناخته ميشود . در روش دوم يا سيستم هاروارد نام نويسنده و تاريخ انتشار كتاب كه در داخل پرانتز مي ايد به صورت مشخص در متن بان مي شود.
هر پژوهش علمي داراي مراحلي است كه عبارتند از: الف=فرضيه و طرح تحقيق :تفكر ادمي از برخورد با امر مجهول اغاز ميشود و تا زماني كه سوال و مجهولي براي انسان مطرح نباشد تلاش فكري براي بدست اوردن علم صورت نمي گيرد.زيرا پس از طرح مجهول و تشكيل فرضيه سوالها يي به عنوان مجهولات كه مبناي فرضيه هاي علمي مي باشد ذهن محقق را به خود جلب ميكند و براي پاسخ به انها بايد طرح دقيقي ريخته شود. طرح دقيق در واقع قانون كار محقق است.
ب=روش تحقيق:انتخاب روش تحقيق از مسايلي است كه در ضمن طرح دقيق مورد تحقيق قرار ميگيرد. تحقيق در هر يك از رشته هاي بشري روش خاص خود را مي طلبد و نويسنده مقاله تحقيقي به تناسب رشته اي كه دارد روش خاصي را در امر تحقيق انتخاب مي كند.
ج=گرد اوري مواد استدلال: پس از تشكيل فرضيه براي نوشتن طرح و انتخاب روش محقق به خزانه
معلومات خويش مراجعه ميكند و از ميان دانسته ها انچه را كه ارتباطي با فرضيه و مجهول وي دارند را بر مي گزيند ،مرتب مي كند و مقدمات استدلال خود را شكل ميدهد.
د=تنظيم مطالب و نتيجه گيري: اطلاعات علمي از هر منبع و به هر دليلي كه حاصل شود مقدمات استدلال محقق را تشكيل مي دهد.
پس از پايان مراحل پژوهشي نوبت ارايه مطالب موجود و نتايج بدست امده به شكل درست و زيبا مي رسد. در اين مرحله بايد چند نكته را مورد توجه قرار داد:
۱)طرح مقاله =همانگونه كه در مرحله پژوهش طرح تحقيق الزامي است در مرحله نگارش نيز طرح نوشته لازم و ضرري است.
۲)مستند نوشتن=در نگارش مقاله بخصوص مقاله هاي تحقيقي بايد از حدس و گمان و شنيده هاي غير موثق جدا پرهيز كرد. هر جا نويسنده از مطلبي استفاده كرده است بايد در مقاله خود بدان اشاره كند و نشاني دقيق منبع را به خواننده باز گويد.
الف) فرق essay با article چیست؟
از لحاظ ظاهری و ساختاری دو کلمه هم دارای مشابهت هستند و هم دارای اختلاف.از این جهت با هم مشابهت دارند که هردو به معنای مقاله می باشند اما تفاوت essay با article عبارتند از:
Article ازنظر لغوی به معنای قطعه قطعه وتکه تکه میباشد .بدین معنی که یک وقت در حال نوشتن مقاله ای هستبم و می رویم قطعاتی را از جاهای مختلف جمع میکنیم و یک سامانی به ان میدهیم که اسم ان را مقاله میگذاریم وممکن است در ان نظریه جدیدی وجود نداشته باشد ونویسنده در article کمترین نقش را دارد مانند نقش چسب وقیچی.ولی در essay یک ایده ودیدگاه و نظریه به صورت تحلیلی بیان می شود که این نظریه ای جدید میباشدو نقش نویسنده و مقاله نویس در essay بسیار برجسته است.
ب)در زبان ما مقاله نام قطعه ای نوشتاری است اما از ریشه عربی قول به معنای گفتن این مشاهده نزد شما چه سولاتی را بر می انگیزد ؟جوابهای موقت شما به انها چیست؟
سوالاتی که برای ما به وجود می اید عبارتند از
1) در مقاله وجه گفتاری ونوشتاری چه نسبتی با هم دارند؟ 2)نقش هر یک از انها به چه میزانی است؟ 3)وقتی می گوییم از گفتن قول نوشتار بوجود میاید کدام قسمت مقاله بر جسته میشود؟
ما یک وقت چیزی را می نویسیم وگاهی اوقات چیزی را می گوییم خصلت گفتاری ونوشتاری دو متن متفاوت است و حتی ما چیزی را که می گوییم با چیزی که می نویسیم متفاوت است . بنابراین ان چیزی که می گوییم از یک جنس وانچه که می نویسیم از یک جنس دیگر میباشد . شاید گفتاری بودن مقاله در زبان فارسی به این دلیل باشد که در فرهنگ فارسی وایرانی
سنت شفاهی بر سنت مکتوب غلبه دارد ومتون هم در ایران باستان عمدتا متون دینی بوده ومتون دینی هم توسط روحانی های ان زمان سینه به سینه به صورت شفاهی به نسل های بعد منتقل می شده به همین دلیل مقاله در زبان فارسی جنبه گفتاری ان بر جنبه نوشتاری ان اولویت دارد.