تبليغاتX
روش تحقيق

مقدمه  :

اندکی با خود بااندیشیدخواهید دانست که اندیشیدن جزئی جدا ناشدنی از شماست .

اندکی نیز هم تامل کنید باز خواهید دانست که اندیشیدن شما در دایره ذهن با ابزاری به نام کلمه صورت خواهد گرفت پس آنچه ما رو به تفکر سوق می دهد دایره کلمات ما می باشد.

نتیجه اینکه  ما انسانها در هر جامعه ای که زندگی می کنیم همیشه و هر زمان در بستر تغییر و تحول و تنوع هستیم زمانی مفهومی جایگزین مفهومی دیگر یا مفهومی جدید را در جامعه مشاهد می کنیم که چالش را در جامعه بوجود می آورد و به نوعی گریز نا پذیر خاستگاه اندیشیدن ما می شود و همه و همه را به اندیشیدن فرا می خواند.

دیر زمانی نیست که از جمله این مفاهیم مفهومی نو پا به عرصه جامعه ما گذاشته و اندیشه نو را فرا می خواند آن مفهوم مفهومی نیست مگر جامعه مدنی .

بله این مفهوم در دیالوگ اندیشورزان ما می گردد و لذا باید آن را شناخت و رویکرد خود را با آن روشن کرد .

 

 

تعریف جامعه مدنی و تاریخچه آن  :

ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با رویکردی نو به سراق این مفهوم برویم و نگاهی دینی به آن داشته باشیم پس با پیش ورز جامعه مدنی به سراق اسلام خواهیم رفت و از این حیات طیبه به اندازه ظرف خود بهرمند خواهیم شد .

باید توجه داشت که تلقی نو ی ما از جامعه مدنی بازتابی از پیشینه این مفهوم در تعاریف مختلف می باشد . لذا برای وشن شدن بحث نگاهی گذرا خواهیم داشت به سیر تاریخی اندیشه این مفهوم .

 

1-    جامعه مدنی پیش از دوران مدرنیته :

معادل لاتینی جامعه مدنی societas civilic در ادبیات سیاسی روم باستان به چشم می خورد .بسیاری از دانشوران سیاسی در این دوران از جمله سیسرون این عبارت لاتینی را برای توصیف دولت شهری به کار برده اند که به معنای چهار چوبی از قوانین نظم یافته اند .

 زمانی که سیسرون در کتاب جمهوری می نویسد :

 قانون پیوندجامعه مدنیست (1)

در سال 1677 میلادی بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاسیت به روایت کتاب مقدس می نویسد :

جامعه مدنی جامعه ای مرکب از انسانهاست که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی میکنند (2)

چنانچه روشن گردید این تلقی آرمان جامعه مدنی را بستر دولت قانون مند می داند و شاکله اصلی آن را قانون

 می پندارد . 

 

1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی  صفحه 87 انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378

2- جهان بیگلو *رامین  مدرنیته * دمکراسی * و روشن فکران صفحه 15 تهران *نشر مرکز 1374

 

 

 


 2- جامعه مدنی * تمدن

توماس هابز1679- 1588 که از جمله متفکران فلسفه سیاسی می باشد برای تعریف جامعه مدنی متوصل به نوعی انسان شناسی تاریخی می شود .

هابز برای انسان ها وضعی با نام وضع طبیعی در نظر می گیرد که در آن وضع انسان ها سرشتی نفسانی و هوس آمیز دارند انسانها در آن وضعیت تحت غرایزی زندگی می کنند که کنتری نشده است.

- به گفته هابز :

پیشینه و هنری وجود ندارد_ زیرا به حاصل آن اطمینانی نیست و در نتیجه هیچ زراعتی هیچ گونه فعالیت دریا نوردی یا هیچ کالایی که بتوان از دریا وارد کرد . هیچ ساختمان بزرگی هیچ وسیله ای برای حرکت و نقل و انتقال چیزهایی که نیروی زیادی لازم دارند . هیچ دانشی در باره سطح زمین هیچ شرحی از دوران و گذشت زمان هیچ هنری و هیچ نوشته ای هیچ جامعه ای وجود ندارد و از همه بدتر آن که ترس و خطر همیشگی مرگی درک ناک همواره وجود دارد و زندگی انسان در تنهایی بی نوایی پستی درد منشی و به کوتاهی می گذرد .(1)

بنا بر این به نظر تنها راه راهی از این تنازع و کش مکش اقدام کردن آحاد انسان هابه تشکیل جامعه مدنی و حکومت میاشد

هابز از قراداد اجتماعی .  social contract به عنوان بنیانی برای نظام سیاسی خود استفاده میکند و از نظر وی مدنیت بشر و گام نهادن او به وضع مدنی ناشی از توافق و قرار داد اجتماعی انسانهاست.

 

2-                            جامعه مدنی هم زیستی اجتما عی 

در این دیدگاه با نگاه جامعه شناختی به مفهوم جامعه مدنی نگر بسته می شود . واز تلازم ارتباطی بین انسانها گروها را به عنوان تنها راه مسالمت آمیز تحقق جامعه مدنی می داند .

 

یک تمدن مشخص . نتیجه کار اجتماعی انسان و حامل تاثیرات داخلی و تداخلات متعدد میان مردمان و گروها در داخل یک جامعه مدنی است .

لاپی یر* ژان ویلیام * قدرت سیاسی *ترجمه بزرگ نادرزاده *تهران نشر فروزان 1375 صفحه 56 تا 46

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-                           جامعه مدنی * تمدن معاصر

این دیدگاه بر خلاف دیدگاههای پیش که به قرائت خاص از جامعه مدنی معتقد نبودند به نحوه خاصی از برداشت جامعه مدنی می نگرند . در این باور جوامع  غربي به عنوان سر دمداران تمدن و پیشرفت نماد تحقق جامعه مدنی هستند . و در طرف مقابل جوامع شرقی به علت عقب ماندن درعرصه تمدن جامعه برابر هستند .

 

5-                           جامعه مدنی *مبتنی بر اقتصاد آزاد

این دیدگاه اگر چه در امتداد و خط مش نظرات دیگر جامعه مدنی می باشد ولی از نقطه نظری حاضر در خصوص جامعه مدنی سخن به میان می آورد . اگر در گذشته آرمان تحقق جامعه مدنی در قرار داد اجتماعی یا وضع قانون و یا همزیستی مسالمت آمیز نگریسته می شود هم اکنون ایده تحقق جامعه مدنی را باید در اقتصادجست می شود ادعا کرد که این نهوه تفکر باز می گردد به اقتصاد و بازار آزاد آدام اسمیت .

 

6-                           جامعه مدنی * تلقی نوین از آن

در این تز که بار ویکردی تفکیکی به مفهوم جامعه مدنی و دولت نگربسته می شود تلاش بر آن است تا به میزان زیادی این دو حوزه از همدیگر تفکیک شوند و تنها ترین نهاد تحقق جامعه مدنی در این نگرش ارتباطات گروههای تشکل های مردمی می باشد .

با توجه به مطالبی که در این فصل بران اشاره شد دانسته شد ابراز نشد و عرصه برای چند معنايي آن وجود دارد .

لذا بر آن شدیم نگرش دینی به این مفهوم داشته باشیم و بتوانیم با توجه به مبانی نظری هر دو مفهوم و حوزه وجهه اشتراکی از این دو بیابیم لذا قبل از هر چیز به مبانی و ویژه گیهایی از جامعه مدنی در فصل بعدی خواهیم پرداخت .

 

 

(***************)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم :

جامعه مدنی : مبانی و ویژگی ها

 

جامعه مدنی و لیبرالیسم

اگر چه به جهت زمانی مفهوم لیرالیسم نو پا و نوزادی تازه پا می باشد ولی ریشه های آن را می شود در دیر زمانها جست .

و از این جهت می شود همراهی این دو مفهوم را با هم پیدا کرد به  جهت سبقه جامعه مدنی از جهت زمانی . پیوند اندیش جامعه مدنی با لیبرالیسم تنها در بعد ایدئولوژی زدایی خلاصه نمی شود دیدگاه دکترین جامعه مدنی به حیطه اقتدار دولت- تاکید بر معصوم ماندن حریم خوصوصی و گروهی از دخالت دولت- و استقلال افراد در قانون گذاری بنیانین در حریم خصوصی _ اعتقاد پلوارلسیم اخلاقی در کنار پلواریسم سیاسی _ نوع نگاهی به حوزه دخالت دین در مقولات اجتماعی و سیاسی همگی جلوه هایی از پیوند این تفسیر از جامعه مدنی با لیبرالیسم است .

 

جامعه مدنی و دموکراسی

می توان ادعا کرد و عهد بر آمد که از اهداف اصلی ایده جامعه مدنی تکمیل دمو کراسی و کمک به واقعی تر شدن مشارکت سیاسی مردوم است .(1) در حقیقت جامعه مدنی از لوازم بروز شکل واقعی دموکراسی می باشد برخی را عقیده بر این است که جوامع امروزی دموکراتیک نیستند . و فقط و فقط ادعا بر آن است که مشارکت مردومی عنصر اصلی فعالیت سیاسی می باشد به عبارت دیگر ما در جامعه توده وار زندگی می کنیم .

جامعه مدنی با باز تولید مشارکت مردومی و حضور و شرکت آنها در انجمن ها و احزاب زمینه ساز بهترین برای غیر 

 توده وار کردن جامعه و پیش رفتن به سوی دمو کراسی می باشد

.
جامعه مدنی و مسئله قانون گذاری

در کشور های مبتنی بر دموکراسی و مشارکت سیاسی و فعالیت سیاسی تنها نمود حضور مردم نمی باشد بلکه قانون یا قانون گذاری نیز از جمله موارد حقوق شهروندان می باشد .

نهایت جامعه مدنی این است که ما انسان ها بتوانیم در باره شیوه زندگی خود تصمیم بگیریم و هیچ حدو مرزی هم برای تصمیم گیری ها وجود نداشته باشد . تنها در صورتی می توان گفت جامعه مدنی وجود دارد که بتوانیم قانون گذاری بنیان کنیم . یعنی در مورد بنیانهای زندگی خودمان قانون گذاری بنیادی کنیم از عرصه لباس گرفته تا عرصه زندگی خصوصی _ بدون زندگی خصوصی که نمی توان گفت جامعه مدنی وجود دارد . قدم اول این است که ما در زندگی خصوصی خود آزاد باشیم و این به مسئله قانون گذاری بنیادین بر می گردد که اساس دمو کراسی.

 

1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی  صفحه     انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378

2- حسین بشیریه جامعه مدنی و ایران امروز صفحه 21

 

 


جامعه مدنی و پلورایسم اخلاقی

از دیگر لوازم جامعه مدنی تکثر اخلاقی و اسرار نوزیدن به مسلک خاصی از اخلاق می باشد .البته این نگاه و اندیشه هم در حوضه دولت و هم در حوضه خوصوصی شهر وندان رواج دارد .به این صورت که هم دولت در عمور اخلاقی خود اسرار به اخلاق خاصی ندارد و هم شهر وندان و در انتخاب شیوه اخلاقی خود مختار هستند .

تشکل های جامعه مدنی منبعی برای تقویت و تحکیم حقایق گوناگون و نه یک حقیقت واحد متعلق به فرد یا گروه هستند .حتی اگر حقیقت واحد باشد هر یک از گروه یا افراد  دارای روش های گوناگون برای دست یابی به آن حقیقت هستند .

در شرایط نبود تشکل ها جامعه ظرفیت بالای بری پذیرش حقیقت واحد دارد چرا که افراد مجال تصور تکثر را ندارند اما در صورت وجود تشکل ها افراد تکثر را تجربه می کنن و تکثر آنها از حقایق تقابل پیدا می کند (1)

 

جایگاه دین در جامعه مدنی

تصوری که می شود از نسبت بین جامعه مدنی و مذهب داشت این گونه است که مذب به عنوان پدیده قدسی و آسمانی از یک طرف و انسان محوری و اومانیسم  تقابل وجود دارد با توجه به تعاریف ارائه شده از دین در این دیدگاه محوریت از آن او نیست . در این دیدگاه دین در عرصه سیاسی تماشا گری بیش نیست که هیچگاه نقش پیدا نخواهد کرد

 

جامعه مدنی و کنترل قدرت

می شود به جرات ادعا مکرد که یکی از ویژگی های ستودنی جانعه مدنی محال و کنترل قدرت که جلوگیری از تمامیت خواهی به اصطلاح توتالیتر می باشد .

در جامعه مدنی جدید سخن بر سر این است که چگونه می توان حکومت ها را محدود کرد . و ابزار های نظارت در عصر ما عبارتند عصر روزنامه ها_ احزاب _ انجمن ها ی صنفی که به منزله سپرهای محافظتی آدمیان را در مقابل تجاوز و تعدی حکومت حفظ می کند و امکان نظارت برای اعمال حکومت را به نحو مستبدانه ای (2)

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

1-       محمدی مجید _ جامعه مدنی  ص 25

2-       سروش _ عبدالکریم جامعه مدنی و ایران امروز ص 128

 

 

 

 


در این فصل سعی بر آن است که

به دو سوال اصلی و فرعی خود پاسخ گوییم .

لازم است که به پارودگهایی که بین این دو بر قرار است اشاره کنیم تا روشن شود نقطه تنازع در کجاهاست .

 

مبانی نظری جامعه مدنی

ما هنگامی که به آثار و نوشته های فیلسوفان سیاسی مغرب زمین بعد دوره رو سانس می نگریم خواهیم دانست که تمام اندیشه دستگاه فلسفی به نوعی به انسان محوری و نقطه مرکزی بودن آن می انجامد در این اندیشه ورزی انسان به عنوان موجودی مجزا به توجه به امر درونی او نگریسته می شود .

تنها نقطه ضروری مورد بحث در بین این فیلسوفان طبیعت و نهاد انسانی می باشد .

اساس  مهم ترین مباحث فلسفه سیاسی . بحث از طبیعت و نهاد انسان به عنوان نقطه عزیمت فکری می باشد (1 )

در حقیقت این دیدگاه فرد تقدیم داتی در جمع ندارد و استدلال بر این است که او قبل از جمع وجود مستقل داشته است .

نفع انگاری : utilitaranism

این اندیشه بر می گردد به جرجيبتام که اساس زندگی را خوشی و رنج می داند و معیار برای بهتر زندگی کردن را با لاترین در حد خوشی می پندارد

 

سکو لاریزم

سکولاریزم یعنی نفی حضور دینی یا به تعبیر دیگر نادیده گرفتن از حضور دین در عرصه سیاسی می باشد .

سکولاریزم در حقیقت تمام آرما نهای و نمایات انسانی را بشری و مادی می داند و از این رهگذر آن می گردد.

 

 د- عقلا نیت .

در حقیقت این قسمت در واقع همان یکی از سوالات ما می باشد که به آن قانون گذاری انسان می باشد در نزد مذهب و جامعه مدنی مدرن .

در این ویژگی خود انسان نه فقط در عرصه سیاسی بلكه در تمام عرصه ها یکه تاز میدان می باشد . از فلسفه گرفته تا اقتصاد دو هنر در حقیقتا انسان محور می باشد اوست که با حرف خود قانون و قانون گذاری می کند چون هدف اوست .

بشيريه _ حسين _ دولت عقل  _  تهران موسسه نشر علوم  1374 ص  4 و 5

 

 

تکثر و شکایت اخلاقی

در فصل پیش به آن اشاراتی شد دراین نگاه هیچ نوعی الزامی برای دولت برای پذیرش مسلک یا باور خاص اخلاقی وجود دارد .

پس از پایان این قسمت مراجعه می کنیم و مبانی جامعه مدنی را مورد بررسی قرار می کنیم .

باید دانست که در جامعه دینی محور دین و هدف اصلی عملي کردن گزاره های دینی می باشد لذا انسان محور اصلی نمی باشد .

 

الف نگاه هستي شناسي دینی

در دیدگاه دینی انسان پاره جدا نیست بلکه او مشکل از دو حقیقت می باشد یکی روح و دیگری جسم .

و از طرف دیگر موجودی می باشد که سرشت و طبیعت او آراسته به امر معنوی شده است .

فاقم و جهک لدین حننفا فطرت الله التی فطر الناس علیها ( 1 )

 

ب : نفی فرد گرایی .

به نظر می رسد که در اندیشه دینی آنچه اصالت دارد هم فرد است و هم اجتماع و هر کدام حقوقی خاص خود را دارند

 

نفی سكولاریزم.

در اندیشه دینی هدف عملی کردن گزاره های دینی می باشد هیچ گاه نوبت به جدایی عرصه دین از سیاست نخواهد دید زیرا با توجهخ به اهدافی که دین دارد نمی شود این دو حوزه را از یکدگر تفکیک کرد .

 

فرادستوری بودن شریعت

در متون دینی فرامینی دینی از بالا به پاین می باشد بر عکی اندیشه جامعه مدنی که ارز پایین به بالا می باشد .مسئله قانون و قانون گذاری در اندیشه دین از آن خدا است و بس .

و عقل انسانی محور هیچ نسبت بلکه او فهم فرامین الهی می باشد نه تنها در عرض دینی نسبت بلکه در طول و ادامه دهنده  آن می باشد .

 پس آنچه می شود از این فصل نتیجه گرفت این است که ما اگر بخواهیم رابطه ای بین جامعه دینی و جامعه مدنی داشته باشیم . باید با سرپوش سر بعضی از مبانی جامعه مدنی به دنبال طرح ریزی جامعه مدنی دینی باشیم و رابطه حدالقی را بر پا کنیم ما در فصل بعدی به این امر خواهیم پرداخت .

 

 

سوره روم آيه 30

 

 


جامعه دینی  مدنی

در این فصل ما به دو امر خواهیم پرداخت

یکی پیش فرض ما که امر قدس در این باره وجود دارد و دومی فرضیه ما که در حقیقت پاسخی حدالقی به رابطه بین این در خواهد بود .

مشارکت سیاسی و کنترل و نظارت بر قدرت در متون دین با تو جه به اینکه دین اسلام اهتمام خاص به اجتماع و جامعه انسانی دارد می شود روی کرد که اسلام به حضور آحاد مسلمین برای شرکت در عرصه سیاسی برنامه و هدف دارد و از آن نیز دفاع می کند . در این باره می شود و به موضوعاتی چند از این پرداخت :

الف . نصیحت علی علیه اسلام در حوین می فرماید

 

 

آزادی در نظام حکومت اسلامی :

آزادی یعنی حق هر انسانی در مختار بود ن برای گزینش اعمال خود مفهوم آزادی را می توان در دو جهت مورد مطالعه قرار داد .

1-    آزادی فلسفی :

2-    آزادی حقوقی :

1-    آزادی فلسفی این سوال همواره وجود داشته است که آیا انسان واقعا آزاد آفریده شده است یا نه

در دین مبین اسلام انسان تکوینا آزاد آفریده شده و هیچ جبري برای وی وجود ندارد .

2_ آزادی حقوقی این حق در حقیقت به روابط انسانی باز می گرددو به نظام حاکم و نقش مردم در عرصه های اجتماعی نظاره دارد ( 1 )

حضرت امیر در نامه ای به فرزندش امام حسن مجتبی می نویسد : (2 )

در اندیشه دینی اگر مدقانه نظر شود دانسته خواهد شد که عرصه اختیار انسان از اصول مرفوعیه ایست که هیچ خدشه  و مناقشه بردار نیست به جهت پایه های عقلانی که از آن دفاع می کند .

 

 

 

 

 

 

 

 

1_ جامعه مدني _ محمد هادي معرفت ص 105 _ موسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد زمستان 1378_ چاپ اول

2_ نهج البلاغه _ نامه شماره 31 ص 410

 

 

 


شوراها و مشارکت مردمی :

آنچه در حقیقت باعث مبانی مشروعیت جامعه مدنی می شود محوریت قرار دادن شهروندان در عرصه مشارکت سیاسی می باشد لذا از این رهگذر باید دانست که آیا در جامعه دینی هم ما می توانیم سخن از مشارکت مردمی بکنیم یا نه .

باید دانست آن هنگامی که انسانها تشکل یک  اجتماع را می دهد و زندگی حجمی را در کنار یکدیگر تجربه می کند . برای پیشبرد این هدف نیاز به تفکیک حوزهای عمومی و خصوصی خواهد داشت در عرصه عمومی تلاش خواهند کرد اهداف مشترک خود پیدا و مشخص کنند و آن به دنبال راهکار گردند و از آن طرف که همه آنها قادر به علت کردن آن نخواهند بود با تشکیل تشکل و انجمنهای عمومی حضور پیدا خواهندکرد و برسی مشرکات به سخن خواهند پرداخت .

پس ما  ناگزيریم از اینکه برای تحقق اهداف اجتماعی خود چنین انجمنهایی را تشکیل دهیم .

 با این مقدمه به نظر نمی رسد جامعه دینی از این امر منها باشد . با نگاهی در متون دینی این امر رو شن می شود که رجوع به عقل جمعی بهترین شیوه بری انتخاب گزینه اصلح و درست می باشد .

 پیامبر اکرم در این مورد می فرماید :

لا ظاهره اوثق من المشاور (1)

یا در حدیث دیگری می فرماید  : علیکم با لجاعه واياکم الفرقه (2)

یا درحدیث دیگر می فرماید : الجماعه رحمه والفرقه عذاب(3)

 جامعه دینی و اقلیتها

این طورنیست که جامعه مدنی نظرات و سلیقه های کم طرفدار که از سوی افراد و شوراههای نه چندان قابل توجه ارائه می شوند کاملا نادیده انگاشته شدند چرا که ممکن است در مواردی نظر ایشان بسیار راهگشا باشد و به شکل بهتری مشکل را حل کنند یا گاهی حتی یا بهترین نظر را ارائه دهند (4)

در جامعه مدنی که خواهان برابری و رعایت حق و حقوق مردم در جامعه می باشد ناگزیر است از عملی کردن تمام شرایطی که این او را تحقق می بخشد .

 

 

 

 

 

1_ ميزان الحكمه _باب مشورت_

2_  همان باب جماعه

3_ همان

4_  مظاهري سيف _ حميد رضا _ ص 120  انتشارات جوانان موفق سال78  چاپ اول

 

 

 

 

 


3_ لاپی یر* ژان ویلیام * قدرت سیاسی *ترجمه بزرگ نادرزاده *تهران نشر فروزان 1375 صفحه 56 تا 46

فهرست منابع :

4- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی  صفحه     انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378

5- حسین بشیریه جامعه مدنی و ایران امروز صفحه 21

1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی  صفحه 87 انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378

2- جهان بیگلو *رامین  مدرنیته * دمکراسی * و روشن فکران صفحه 15 تهران * نشر مرکز 1374

6_ محمدی مجید _ جامعه مدنی  ص 25

7_ سروش _ عبدالکریم جامعه مدنی و ایران امروز ص 128

 

8_  بشيريه _ حسين _ دولت عقل  _  تهران موسسه نشر علوم  1374 ص  4 و 5

9_  سوره روم آيه 30

10_ جامعه مدني _ محمد هادي معرفت ص 105 _ موسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد زمستان 1378_ چاپ اول

11_ نهج البلاغه _ نامه شماره 31 ص 410

12_ ميزان الحكمه

13_  مظاهري سيف _ حميد رضا _ ص 120  انتشارات جوانان موفق سال78  چاپ اول

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 13:43 توسط قادر حافظ(2) |

به نام خدا

 

تلخیص کتاب دنیای سوفی 

 

 

باغ عدن

 

 

نکتهای که می شود از این متن استخراج کرد      / فکر کردکه اگر ندانیم که که می میریم طعم زنده بودن را نمی توانیم  بچشیم

 

و بدون در یافت شگفتی شگرف زندگی تصور مرگ نیز ناممکن است

 

 

 

این مطلب فلسفی است که اشیا بواسطه ضد خود شناخته می شود

 

                               

 

کلا ه شعبده باز

 

تنها چیزی که نیاز داریم  تا فیلسوف خوبی  بشویم قوه شگفتی  است 

 

 

تا انسان دغدغه چیری را نداشته باشد کنجکاو  هم نخواهد بود

 

 

انچه که مهم است پذیرفتن این مسئله است که به عدد انسا نها سلیقه وجود دارد

 

 

همه شب فکر من ا ین همه روز سخنم

                                                                      که چرا غافل از حوال دل خویشتم

 

به کجا امده ام امدم بحر چه بود

 

 

 

 

باید به خاطر سپرد که نتوانستن  دال بر وجود نداشتن نیست 

 

یک فیلسوف نکته سنج است هر اتفا قی که در عالم واقع می افتد او را به چالش مییکشد درست مثل همان کودکی که هیج چیزی از نظرش دور نگه نمی دارد  

 

فرق  فیلسوف با انسان عادی در این است که او علقه  یا رابطه تنگاتنگی با جهان ظاهر ندارد ولی اانسانهای سطحی نگری هستند مدهوش این دنیای محدود هستند 

 

برای یک فیلسوف زندگی در عالمی دور از شرو نقصان به طوری که تنها حقیقت حاکم بر ان عقلالیت باشد ازوی دیرینه بوده  هست و خواهد بود

 

 

 

 

اساطیر

 

تعادل ناپدار نیروهای خیر وشر

 

 

 

حتی انسانهای که غرق عات در این جهان هستند سولاتی به اصطلاح پیششینی دارند که پدیده های این دنیا قادر به پاسخ گویی به ان نیست

 

لذا باید به دنبال پاسخ گشت  مقداری  از جوابها نزد دین میباشد اما شاید غیر عقلانی پس نوبت باز به فلسفه خواهد رسید

 

 

در نزد یک فیسلوف انچه  حقیقت دارد باید در چارجوب عقلانی باشد وگرنه  تخیلی  بیش  نیست مثل اسطورها

 

 

در حقیقت می شود گفت اسطوره ها هم ابزارهایی برای انسانهای اولیه بوده که وبواسطه ان نقصانهای دنیای خود را توجیه می کردند

 

 

 

 

فیلسوفان طبیعی

 

 

 

هیچ چیزی  نمی تواند از هیج به وجود اید

 

 

 

 

بحثی که در فلسفه اسلامی وجود دارد بحث وجود عدم میباشد

 

 

پدیده ای که به او وجود عطا شده است ولباس هستی بر تن کرده است هیچگاه به کتم عدم نخواهد پیوست

 

 

و چیزی که نیست هیچگاه وجود نخواد داشت چیزی که نیست چگونه وجود خواهد یافت                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

یکی از فیلسوفان یونان باستان طالس میباشد که سخن او پیرامون خلقت جهان مرا به یا د این ایه قرانی می اندازد که و جعلنا من الما کل شیئ حی

 

 

طالس بر این اعتقاد بود که همه چیز در این عالم از اب بوجود امده است

 

 

امیدوکلس معتقد بود که دو نیروی خیر و شر در این دنیا وجود دارد که همان مهر وکین میباشد

 

 

وموکریتوس

 

 

 

هوشمندانه ترین اسباب بازی جهان

 

 

در ست اندیشه اتم است که امروزه نوعی نگاه عرفانی به ان میشود به نام فیزیک کوانتوم

 

این قانون بر این اعتقاد است که در هیچ جای عالم خلائ وجود دارد

 

 

 

 

سرنوشت

 

 

فالگیر درصد پیش بینی چیزی است که در حقیقت قابل پیش بینی نیست

 

 

اعتقاد من بر این است که اراده خداوندی بر اراده ما تعلق  گرفته است

 

 

 

سقراط      هرکس که بداند که نداند از همه داناتر است

 

 

همین اندیشه که انسان به ناتوانی خود اگاه باشد نقطه پیشرفت برای او خواهد بود

 

 

 سقراط  نماد عقل گرای در یونان باستان می باشد.زیرا تا قبل از او  نماد طبیعت بر جسته بود  

 

باید این نکته رابه خاطر سپر اندیشه اومانیسم در غرب ریشه در یونان باستان دارد

 

اندیشه های سقراط نقطه تقابل افکار سوفسطائیا ن  شکاک میباشد                                                                                                          

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 0:6 توسط قادر حافظ(2) |

به نام خدا

 

 

 

طرح بحث 

 

از انجا که مفهوم جامعه مدنی دیر زمانی نیست که فضایه علمی کشور ما را به خود مشغول کرده است وهمچنین به جهت انکه  کشور مانوع حاکمیت ان بر اساس اموزههای دینی میبا شد لذا نگرشی خاص را خواهان است .

 

 

 به خاطر همین ضرورت بر ان شدیم تا به این دو مفهوم نگاهی نو بیفکنیم.

 

جامعه مدنی/جامعه دینی

 

ایا در این امر امر قدسی وجود دارد . می شود اشتی بین این دو بر قرار کرد   

 

 

 

 

سوال اصلی.                                                                                              

 

 

چه نسبتی میان جامعه مدنی وجامعه دینی وجود دارد

 

 

 

 

پیش فرض/

 

 

امر قدسی وجود دارد

 

 

 

فرضیه/

 

میشود با مقداری تساهل وتسامح بین این دو ارتباط بر قرار کرد

 

 

 

سوال فرعی /

 

 

                    حدود قانون گذاری عقل انسان در جامعه مدنی وجامعه دینی تا چه حد  است

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 0:4 توسط قادر حافظ(2) |

اتن

 

 

بناهای بلند سر از ویرانها بر افراتشه  بود

 

 

افلاطون

 

ارزوی باز گشت به قلمرو روح

 

 

 

یگانه اندیشه افلاطون رابطه  ثابت ومتغیر و چگونگی تاثیر این دو با هم میبلشد 

 

مکان خاستگاه جسمیت و زمان خواهان تغیر  تغییر

 

 

افلاطون بر این باور بود که از هر شیی در این دنیا نوع واحدی از خود را در عالم مثال  دارا می باشد

 

کلبه سر گرد

 

دختر درون اینه با هر دو چشم چشمک زد

 

 

ارسطو

 

سازمان دهنده ای که میخواست  مفاهیم مارا روشن کند

 

 

تفاوت  ارسطو با افلاوطون در این است که افلاطون نوعی اندیشه اشراقی داشته ولی ارسطو نوعی تجربه گرای را دنبال میکرد

 

در تقسیم بندی ارسطویی به چهار نوع علت اشاره شده است که عبارتست ا ز1 علت فاعلی 2علت صوری 3 علت مادی 4 علت غایی   

 

سخن ارسطو پیرامون زنان درست پایه  اساس سخنان فیلسوف بزرگ ملا صدرا   میباشد که جنس زن را مادون تر از ان میداند که هست و اورا تا حد حیوان نزول  می دهد

 

یونا نیگری

 

جرقه ای از اتش

 

 

کلیبییان یگانه راه طریقت  اعلارا بر این استوار میدانستند  گذشتن از ظواهر دنیای  ادنی

      رواقیون از ساده انگاری در پذیرش قانون وجبر طبیعت را به شدت ترد میکنند از        این گفته به روشنی دل احساس امنیت و  نداشتن  وابستگی به دنیا میکنمن

 

کارت پستا لها

 

 

             خودم را سخت سانسور میکنم

 

 

دو فرهنگ

 

 

تنها راه جلوگیری از سرگردانی در فضای لا یتناهی 

 

قرون وسطا

 

فرق است میان راه راتا نیمه رفتن با راه خطا رفتن

 

 

 

در حقیقت در قرون وسطا ما به یک فرافکنی دست پیدا میکنیم وان این است که اگر ملتی میخواهد که دستی در روند تغییر تاریخ داشته باشد باید که از خویشتن خویش شروع کند نیز باید در اندیشه های خود بازنگری عمیق داتشته باشد

 

رنسانس

 

 

ای موجود الهی در جلد ادمی

 

همیشه باید به خاطر سپرد همیشه و هرگاه که در جامعه ای اندیشیدن حضور  داشته باشد فرهنگ در تغییر تحول خواهد بود و هر گز ایستا  نخواهد بود 

 

 

بارک

 

خمیره سازنده رویاها 

 

در حقیقت تئاتر نمایش و توصیفی از بازیگری تک تک انسانها در عرصه زندگی می باشد.

 

اندیشه مادیگرایانه در  غرب میشود ادعا کرد که علتی  انسان محورانه وسود انگارا                                                   نه دارد  

 

 

دکارت          میخواست همه سنگ وسقط محوطه را دور بریزد  

 

 

باوری که منشا ان در پس تعصبات بدون دلیل بود

خدا خیمه شب باز نیست

 

 

می شنود ادعا کرد که اسپینوزا از جمله پیشتازان روشنفکری دینی بود 

 

از نقطه نظر وی بین خدا و طبیعت فاصله چندانی وجود ندارد

 

 

لاک                مانند تخته سیاه یپش از امدن اموزگار پاک و تهی

 

 

  تجربه گرا یی

که واقعیت ر ادر پس همین تجربه میدانست

 

او همانند ارسطو عقل  را حاکم می دانست

 

 

 

هیوم را اعتقاد بر این بود که تمام احساسات ریشه مادی دارد

 

به نظر هیوم تمام  قوانین طبیعت خلل ناپذیر  است

 

 

 

عصر رو شنگری

 

از طرز ساختن سوزن تا ریخته گری توپ و تفنگ

 

 

ما در این زمان تاخت تاز به سوی باورهای دینی هستیم که باید مورد نقادی صورت گیرد 

 

 

ما اکنون با عقلی روبرو هستیم که توانایه شناخت هستی را دارد

 

 

کانت

 

اسمان پر ستاره ای که بالا ی سر ماست و موازین اخال قی که در دل ماست

 

 

کانت را اعتقاد بر این بود که  انجه ما از دنیای  بیرون مشاهده می کنیم نمودی بیش نیست

 

 

باید دانست که کانت به اصو ل اخلاقی بسیار پایبند بود

 

 

روما نتی  سیسم

 

رمز و راز ره به درو ن می برد

 

 

رومانتیسم دارای دو وجه میباشد

 

1.جهانی

2.ملی

 

هگل

 

انچه عقلی است ماندنی است

 

 

 

 

 

هگل را بر این اعتقاد استوار بودکه حقیقت را باید در ذهن جست

 

 

به نظر هگل در هردوره ا ی حقایق نسبت به دوره دیگر فرق میکند 

 

 

پس انچه باید باقی باشد تاریخ مباشد

 

 

کرکه گور اروپا در ور شگستگی است

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 0:3 توسط قادر حافظ(2) |

مقدمه  :

اندکی با خود بااندیشیدخواهید دانست که اندیشیدن جزئی جدا ناشدنی از شماست .

اندکی نیز هم تامل کنید باز خواهید دانست که اندیشیدن شما در دایره ذهن با ابزاری به نام کلمه صورت خواهد گرفت پس آنچه ما رو به تفکر سوق می دهد دایره کلمات ما می باشد.

نتیجه اینکه  ما انسانها در هر جامعه ای که زندگی می کنیم همیشه و هر زمان در بستر تغییر و تحول و تنوع هستیم زمانی مفهومی جایگزین مفهومی دیگر یا مفهومی جدید را در جامعه مشاهد می کنیم که چالش را در جامعه بوجود می آورد و به نوعی گریز نا پذیر خاستگاه اندیشیدن ما می شود و همه و همه را به اندیشیدن فرا می خواند.

دیر زمانی نیست که از جمله این مفاهیم مفهومی نو پا به عرصه جامعه ما گذاشته و اندیشه نو را فرا می خواند آن مفهوم مفهومی نیست مگر جامعه مدنی .

بله این مفهوم در دیالوگ اندیشورزان ما می گردد و لذا باید آن را شناخت و رویکرد خود را با آن روشن کرد .

 

 

تعریف جامعه مدنی و تاریخچه آن  :

ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با رویکردی نو به سراق این مفهوم برویم و نگاهی دینی به آن داشته باشیم پس با پیش ورز جامعه مدنی به سراق اسلام خواهیم رفت و از این حیات طیبه به اندازه ظرف خود بهرمند خواهیم شد .

باید توجه داشت که تلقی نو ی ما از جامعه مدنی بازتابی از پیشینه این مفهوم در تعاریف مختلف می باشد . لذا برای وشن شدن بحث نگاهی گذرا خواهیم داشت به سیر تاریخی اندیشه این مفهوم .

 

1-   جامعه مدنی پیش از دوران مدرنیته :

معادل لاتینی جامعه مدنی societas civilic در ادبیات سیاسی روم باستان به چشم می خورد .بسیاری از دانشوران سیاسی در این دوران از جمله سیسرون این عبارت لاتینی را برای توصیف دولت شهری به کار برده اند که به معنای چهار چوبی از قوانین نظم یافته اند .

 زمانی که سیسرون در کتاب جمهوری می نویسد :

 قانون پیوندجامعه مدنیست (1)

در سال 1677 میلادی بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاسیت به روایت کتاب مقدس می نویسد :

جامعه مدنی جامعه ای مرکب از انسانهاست که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی میکنند (2)

چنانچه روشن گردید این تلقی آرمان جامعه مدنی را بستر دولت قانون مند می داند و شاکله اصلی آن را قانون

 می پندارد . 

 

1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی  صفحه 87 انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378

2- جهان بیگلو *رامین  مدرنیته * دمکراسی * و روشن فکران صفحه 15 تهران *نشر مرکز 1374

 

 

 


 2- جامعه مدنی * تمدن

توماس هابز1679- 1588 که از جمله متفکران فلسفه سیاسی می باشد برای تعریف جامعه مدنی متوصل به نوعی انسان شناسی تاریخی می شود .

هابز برای انسان ها وضعی با نام وضع طبیعی در نظر می گیرد که در آن وضع انسان ها سرشتی نفسانی و هوس آمیز دارند انسانها در آن وضعیت تحت غرایزی زندگی می کنند که کنتری نشده است.

- به گفته هابز :

پیشینه و هنری وجود ندارد_ زیرا به حاصل آن اطمینانی نیست و در نتیجه هیچ زراعتی هیچ گونه فعالیت دریا نوردی یا هیچ کالایی که بتوان از دریا وارد کرد . هیچ ساختمان بزرگی هیچ وسیله ای برای حرکت و نقل و انتقال چیزهایی که نیروی زیادی لازم دارند . هیچ دانشی در باره سطح زمین هیچ شرحی از دوران و گذشت زمان هیچ هنری و هیچ نوشته ای هیچ جامعه ای وجود ندارد و از همه بدتر آن که ترس و خطر همیشگی مرگی درک ناک همواره وجود دارد و زندگی انسان در تنهایی بی نوایی پستی درد منشی و به کوتاهی می گذرد .(1)

بنا بر این به نظر تنها راه راهی از این تنازع و کش مکش اقدام کردن آحاد انسان هابه تشکیل جامعه مدنی و حکومت میاشد

هابز از قراداد اجتماعی .  social contract به عنوان بنیانی برای نظام سیاسی خود استفاده میکند و از نظر وی مدنیت بشر و گام نهادن او به وضع مدنی ناشی از توافق و قرار داد اجتماعی انسانهاست.

 

2-   جامعه مدنی هم زیستی اجتما عی 

در این دیدگاه با نگاه جامعه شناختی به مفهوم جامعه مدنی نگر بسته می شود . واز تلازم ارتباطی بین انسانها گروها را به عنوان تنها راه مسالمت آمیز تحقق جامعه مدنی می داند .

 

یک تمدن مشخص . نتیجه کار اجتماعی انسان و حامل تاثیرات داخلی و تداخلات متعدد میان مردمان و گروها در داخل یک جامعه مدنی است .

لاپی یر* ژان ویلیام * قدرت سیاسی *ترجمه بزرگ نادرزاده *تهران نشر فروزان 1375 صفحه 56 تا 46

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4-   جامعه مدنی * تمدن معاصر

این دیدگاه بر خلاف دیدگاههای پیش که به قرائت خاص از جامعه مدنی معتقد نبودند به نحوه خاصی از برداشت جامعه مدنی می نگرند . در این باور جوامع  غربي به عنوان سر دمداران تمدن و پیشرفت نماد تحقق جامعه مدنی هستند . و در طرف مقابل جوامع شرقی به علت عقب ماندن درعرصه تمدن جامعه برابر هستند .

 

5-   جامعه مدنی *مبتنی بر اقتصاد آزاد

این دیدگاه اگر چه در امتداد و خط مش نظرات دیگر جامعه مدنی می باشد ولی از نقطه نظری حاضر در خصوص جامعه مدنی سخن به میان می آورد . اگر در گذشته آرمان تحقق جامعه مدنی در قرار داد اجتماعی یا وضع قانون و یا همزیستی مسالمت آمیز نگریسته می شود هم اکنون ایده تحقق جامعه مدنی را باید در اقتصادجست می شود ادعا کرد که این نهوه تفکر باز می گردد به اقتصاد و بازار آزاد آدام اسمیت .

 

6-   جامعه مدنی * تلقی نوین از آن

در این تز که بار ویکردی تفکیکی به مفهوم جامعه مدنی و دولت نگربسته می شود تلاش بر آن است تا به میزان زیادی این دو حوزه از همدیگر تفکیک شوند و تنها ترین نهاد تحقق جامعه مدنی در این نگرش ارتباطات گروههای تشکل های مردمی می باشد .

با توجه به مطالبی که در این فصل بران اشاره شد دانسته شد ابراز نشد و عرصه برای چند معنايي آن وجود دارد .

لذا بر آن شدیم نگرش دینی به این مفهوم داشته باشیم و بتوانیم با توجه به مبانی نظری هر دو مفهوم و حوزه وجهه اشتراکی از این دو بیابیم لذا قبل از هر چیز به مبانی و ویژه گیهایی از جامعه مدنی در فصل بعدی خواهیم پرداخت .

 

 

(***************)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم :

جامعه مدنی : مبانی و ویژگی ها

 

جامعه مدنی و لیبرالیسم

اگر چه به جهت زمانی مفهوم لیرالیسم نو پا و نوزادی تازه پا می باشد ولی ریشه های آن را می شود در دیر زمانها جست .

و از این جهت می شود همراهی این دو مفهوم را با هم پیدا کرد به  جهت سبقه جامعه مدنی از جهت زمانی . پیوند اندیش جامعه مدنی با لیبرالیسم تنها در بعد ایدئولوژی زدایی خلاصه نمی شود دیدگاه دکترین جامعه مدنی به حیطه اقتدار دولت- تاکید بر معصوم ماندن حریم خوصوصی و گروهی از دخالت دولت- و استقلال افراد در قانون گذاری بنیانین در حریم خصوصی _ اعتقاد پلوارلسیم اخلاقی در کنار پلواریسم سیاسی _ نوع نگاهی به حوزه دخالت دین در مقولات اجتماعی و سیاسی همگی جلوه هایی از پیوند این تفسیر از جامعه مدنی با لیبرالیسم است .

 

جامعه مدنی و دموکراسی

می توان ادعا کرد و عهد بر آمد که از اهداف اصلی ایده جامعه مدنی تکمیل دمو کراسی و کمک به واقعی تر شدن مشارکت سیاسی مردوم است .(1) در حقیقت جامعه مدنی از لوازم بروز شکل واقعی دموکراسی می باشد برخی را عقیده بر این است که جوامع امروزی دموکراتیک نیستند . و فقط و فقط ادعا بر آن است که مشارکت مردومی عنصر اصلی فعالیت سیاسی می باشد به عبارت دیگر ما در جامعه توده وار زندگی می کنیم .

جامعه مدنی با باز تولید مشارکت مردومی و حضور و شرکت آنها در انجمن ها و احزاب زمینه ساز بهترین برای غیر 

 توده وار کردن جامعه و پیش رفتن به سوی دمو کراسی می باشد

.
جامعه مدنی و مسئله قانون گذاری

در کشور های مبتنی بر دموکراسی و مشارکت سیاسی و فعالیت سیاسی تنها نمود حضور مردم نمی باشد بلکه قانون یا قانون گذاری نیز از جمله موارد حقوق شهروندان می باشد .

نهایت جامعه مدنی این است که ما انسان ها بتوانیم در باره شیوه زندگی خود تصمیم بگیریم و هیچ حدو مرزی هم برای تصمیم گیری ها وجود نداشته باشد . تنها در صورتی می توان گفت جامعه مدنی وجود دارد که بتوانیم قانون گذاری بنیان کنیم . یعنی در مورد بنیانهای زندگی خودمان قانون گذاری بنیادی کنیم از عرصه لباس گرفته تا عرصه زندگی خصوصی _ بدون زندگی خصوصی که نمی توان گفت جامعه مدنی وجود دارد . قدم اول این است که ما در زندگی خصوصی خود آزاد باشیم و این به مسئله قانون گذاری بنیادین بر می گردد که اساس دمو کراسی.

 

1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی  صفحه     انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378

2- حسین بشیریه جامعه مدنی و ایران امروز صفحه 21

 

 


جامعه مدنی و پلورایسم اخلاقی

از دیگر لوازم جامعه مدنی تکثر اخلاقی و اسرار نوزیدن به مسلک خاصی از اخلاق می باشد .البته این نگاه و اندیشه هم در حوضه دولت و هم در حوضه خوصوصی شهر وندان رواج دارد .به این صورت که هم دولت در عمور اخلاقی خود اسرار به اخلاق خاصی ندارد و هم شهر وندان و در انتخاب شیوه اخلاقی خود مختار هستند .

تشکل های جامعه مدنی منبعی برای تقویت و تحکیم حقایق گوناگون و نه یک حقیقت واحد متعلق به فرد یا گروه هستند .حتی اگر حقیقت واحد باشد هر یک از گروه یا افراد  دارای روش های گوناگون برای دست یابی به آن حقیقت هستند .

در شرایط نبود تشکل ها جامعه ظرفیت بالای بری پذیرش حقیقت واحد دارد چرا که افراد مجال تصور تکثر را ندارند اما در صورت وجود تشکل ها افراد تکثر را تجربه می کنن و تکثر آنها از حقایق تقابل پیدا می کند (1)

 

جایگاه دین در جامعه مدنی

تصوری که می شود از نسبت بین جامعه مدنی و مذهب داشت این گونه است که مذب به عنوان پدیده قدسی و آسمانی از یک طرف و انسان محوری و اومانیسم  تقابل وجود دارد با توجه به تعاریف ارائه شده از دین در این دیدگاه محوریت از آن او نیست . در این دیدگاه دین در عرصه سیاسی تماشا گری بیش نیست که هیچگاه نقش پیدا نخواهد کرد

 

جامعه مدنی و کنترل قدرت

می شود به جرات ادعا مکرد که یکی از ویژگی های ستودنی جانعه مدنی محال و کنترل قدرت که جلوگیری از تمامیت خواهی به اصطلاح توتالیتر می باشد .

در جامعه مدنی جدید سخن بر سر این است که چگونه می توان حکومت ها را محدود کرد . و ابزار های نظارت در عصر ما عبارتند عصر روزنامه ها_ احزاب _ انجمن ها ی صنفی که به منزله سپرهای محافظتی آدمیان را در مقابل تجاوز و تعدی حکومت حفظ می کند و امکان نظارت برای اعمال حکومت را به نحو مستبدانه ای (2)

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 

1-       محمدی مجید _ جامعه مدنی  ص 25

2-       سروش _ عبدالکریم جامعه مدنی و ایران امروز ص 128

 

 

 

 


در این فصل سعی بر آن است که

به دو سوال اصلی و فرعی خود پاسخ گوییم .

لازم است که به پارودگهایی که بین این دو بر قرار است اشاره کنیم تا روشن شود نقطه تنازع در کجاهاست .

 

مبانی نظری جامعه مدنی

ما هنگامی که به آثار و نوشته های فیلسوفان سیاسی مغرب زمین بعد دوره رو سانس می نگریم خواهیم دانست که تمام اندیشه دستگاه فلسفی به نوعی به انسان محوری و نقطه مرکزی بودن آن می انجامد در این اندیشه ورزی انسان به عنوان موجودی مجزا به توجه به امر درونی او نگریسته می شود .

تنها نقطه ضروری مورد بحث در بین این فیلسوفان طبیعت و نهاد انسانی می باشد .

اساس  مهم ترین مباحث فلسفه سیاسی . بحث از طبیعت و نهاد انسان به عنوان نقطه عزیمت فکری می باشد (1 )

در حقیقت این دیدگاه فرد تقدیم داتی در جمع ندارد و استدلال بر این است که او قبل از جمع وجود مستقل داشته است .

نفع انگاری : utilitaranism

این اندیشه بر می گردد به جرجيبتام که اساس زندگی را خوشی و رنج می داند و معیار برای بهتر زندگی کردن را با لاترین در حد خوشی می پندارد

 

سکو لاریزم

سکولاریزم یعنی نفی حضور دینی یا به تعبیر دیگر نادیده گرفتن از حضور دین در عرصه سیاسی می باشد .

سکولاریزم در حقیقت تمام آرما نهای و نمایات انسانی را بشری و مادی می داند و از این رهگذر آن می گردد.

 

 د- عقلا نیت .

در حقیقت این قسمت در واقع همان یکی از سوالات ما می باشد که به آن قانون گذاری انسان می باشد در نزد مذهب و جامعه مدنی مدرن .

در این ویژگی خود انسان نه فقط در عرصه سیاسی بلكه در تمام عرصه ها یکه تاز میدان می باشد . از فلسفه گرفته تا اقتصاد دو هنر در حقیقتا انسان محور می باشد اوست که با حرف خود قانون و قانون گذاری می کند چون هدف اوست .

بشيريه _ حسين _ دولت عقل  _  تهران موسسه نشر علوم  1374 ص  4 و 5

 

 

تکثر و شکایت اخلاقی

در فصل پیش به آن اشاراتی شد دراین نگاه هیچ نوعی الزامی برای دولت برای پذیرش مسلک یا باور خاص اخلاقی وجود دارد .

پس از پایان این قسمت مراجعه می کنیم و مبانی جامعه مدنی را مورد بررسی قرار می کنیم .

باید دانست که در جامعه دینی محور دین و هدف اصلی عملي کردن گزاره های دینی می باشد لذا انسان محور اصلی نمی باشد .

 

الف نگاه هستي شناسي دینی

در دیدگاه دینی انسان پاره جدا نیست بلکه او مشکل از دو حقیقت می باشد یکی روح و دیگری جسم .

و از طرف دیگر موجودی می باشد که سرشت و طبیعت او آراسته به امر معنوی شده است .

فاقم و جهک لدین حننفا فطرت الله التی فطر الناس علیها ( 1 )

 

ب : نفی فرد گرایی .

به نظر می رسد که در اندیشه دینی آنچه اصالت دارد هم فرد است و هم اجتماع و هر کدام حقوقی خاص خود را دارند

 

نفی سكولاریزم.

در اندیشه دینی هدف عملی کردن گزاره های دینی می باشد هیچ گاه نوبت به جدایی عرصه دین از سیاست نخواهد دید زیرا با توجهخ به اهدافی که دین دارد نمی شود این دو حوزه را از یکدگر تفکیک کرد .

 

فرادستوری بودن شریعت

در متون دینی فرامینی دینی از بالا به پاین می باشد بر عکی اندیشه جامعه مدنی که ارز پایین به بالا می باشد .مسئله قانون و قانون گذاری در اندیشه دین از آن خدا است و بس .

و عقل انسانی محور هیچ نسبت بلکه او فهم فرامین الهی می باشد نه تنها در عرض دینی نسبت بلکه در طول و ادامه دهنده  آن می باشد .

 پس آنچه می شود از این فصل نتیجه گرفت این است که ما اگر بخواهیم رابطه ای بین جامعه دینی و جامعه مدنی داشته باشیم . باید با سرپوش سر بعضی از مبانی جامعه مدنی به دنبال طرح ریزی جامعه مدنی دینی باشیم و رابطه حدالقی را بر پا کنیم ما در فصل بعدی به این امر خواهیم پرداخت .

 

 

سوره روم آيه 30

 

 


جامعه دینی  مدنی

در این فصل ما به دو امر خواهیم پرداخت

یکی پیش فرض ما که امر قدس در این باره وجود دارد و دومی فرضیه ما که در حقیقت پاسخی حدالقی به رابطه بین این در خواهد بود .

مشارکت سیاسی و کنترل و نظارت بر قدرت در متون دین با تو جه به اینکه دین اسلام اهتمام خاص به اجتماع و جامعه انسانی دارد می شود روی کرد که اسلام به حضور آحاد مسلمین برای شرکت در عرصه سیاسی برنامه و هدف دارد و از آن نیز دفاع می کند . در این باره می شود و به موضوعاتی چند از این پرداخت :

الف . نصیحت علی علیه اسلام در حوین می فرماید

 

 

آزادی در نظام حکومت اسلامی :

آزادی یعنی حق هر انسانی در مختار بود ن برای گزینش اعمال خود مفهوم آزادی را می توان در دو جهت مورد مطالعه قرار داد .

1-    آزادی فلسفی :

2-    آزادی حقوقی :

1-    آزادی فلسفی این سوال همواره وجود داشته است که آیا انسان واقعا آزاد آفریده شده است یا نه

در دین مبین اسلام انسان تکوینا آزاد آفریده شده و هیچ جبري برای وی وجود ندارد .

2_ آزادی حقوقی این حق در حقیقت به روابط انسانی باز می گرددو به نظام حاکم و نقش مردم در عرصه های اجتماعی نظاره دارد ( 1 )

حضرت امیر در نامه ای به فرزندش امام حسن مجتبی می نویسد : (2 )

در اندیشه دینی اگر مدقانه نظر شود دانسته خواهد شد که عرصه اختیار انسان از اصول مرفوعیه ایست که هیچ خدشه  و مناقشه بردار نیست به جهت پایه های عقلانی که از آن دفاع می کند .

 

 

 

 

 

 

 

 

1_ جامعه مدني _ محمد هادي معرفت ص 105 _ موسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد زمستان 1378_ چاپ اول

2_ نهج البلاغه _ نامه شماره 31 ص 410

 

 

 


شوراها و مشارکت مردمی :

آنچه در حقیقت باعث مبانی مشروعیت جامعه مدنی می شود محوریت قرار دادن شهروندان در عرصه مشارکت سیاسی می باشد لذا از این رهگذر باید دانست که آیا در جامعه دینی هم ما می توانیم سخن از مشارکت مردمی بکنیم یا نه .

باید دانست آن هنگامی که انسانها تشکل یک  اجتماع را می دهد و زندگی حجمی را در کنار یکدیگر تجربه می کند . برای پیشبرد این هدف نیاز به تفکیک حوزهای عمومی و خصوصی خواهد داشت در عرصه عمومی تلاش خواهند کرد اهداف مشترک خود پیدا و مشخص کنند و آن به دنبال راهکار گردند و از آن طرف که همه آنها قادر به علت کردن آن نخواهند بود با تشکیل تشکل و انجمنهای عمومی حضور پیدا خواهندکرد و برسی مشرکات به سخن خواهند پرداخت .

پس ما  ناگزيریم از اینکه برای تحقق اهداف اجتماعی خود چنین انجمنهایی را تشکیل دهیم .

 با این مقدمه به نظر نمی رسد جامعه دینی از این امر منها باشد . با نگاهی در متون دینی این امر رو شن می شود که رجوع به عقل جمعی بهترین شیوه بری انتخاب گزینه اصلح و درست می باشد .

 پیامبر اکرم در این مورد می فرماید :

لا ظاهره اوثق من المشاور (1)

یا در حدیث دیگری می فرماید  : علیکم با لجاعه واياکم الفرقه (2)

یا درحدیث دیگر می فرماید : الجماعه رحمه والفرقه عذاب(3)

 جامعه دینی و اقلیتها

این طورنیست که جامعه مدنی نظرات و سلیقه های کم طرفدار که از سوی افراد و شوراههای نه چندان قابل توجه ارائه می شوند کاملا نادیده انگاشته شدند چرا که ممکن است در مواردی نظر ایشان بسیار راهگشا باشد و به شکل بهتری مشکل را حل کنند یا گاهی حتی یا بهترین نظر را ارائه دهند (4)

در جامعه مدنی که خواهان برابری و رعایت حق و حقوق مردم در جامعه می باشد ناگزیر است از عملی کردن تمام شرایطی که این او را تحقق می بخشد .

 

 

 

 

 

1_ ميزان الحكمه _باب مشورت_

2_  همان باب جماعه

3_ همان

4_  مظاهري سيف _ حميد رضا _ ص 120  انتشارات جوانان موفق سال78  چاپ اول

 

 

 

 

 


فهرست منابع :

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 14:16 توسط قادر حافظ(2) |

فصل چهارم

 

 

در اين فصل ما در پي اين هستيم كه توضيح دهيم جگونه مهارت زباني مارا در در بهتر انتقاد كرد كمك ميكند كه به تفكر انتقادي معروف ميباشد براي همين امر بايد سعي كنيم كه دايره اطلاعت واژگاني خود را افزايش دهيم كه همين امر ما را هم در بهتر فهميدن متن مورد نظر كمك ميكند وهم اينكه در ارزيابي مارا ياري خواهد كرد وديگري اينكه در خلاصه نيز هم
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

ارزش يابي دلايل

 

يكي از اين راه ها  دانش عمومي ميباشد

 

بواسطه توجه كردن به مرجعها ميباشد

 

 

كاستي ها يي يك متن عبارتند از اين است كه متن مورد نظر از جهت دلايل اين است كه ان متن شامل نتيجه نباشد

 

ميتوانگفت كه اگر در يك استدلال از يك  دليل           جزي ما بخواهيم استدلال كلي انجام بدهيم كار غير منطقي به نظر ميايد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

يا اگر متن مورد نظر دلايل ناكافي را ارايه دهد

 

ويا اينكه فقط دليل خود را بپذيرد

 

در اين فصل به فرايند استدلالها توجه خواهيم كرد

 

بايد از متن اين داده را استخراج كرد كه ايا متن مودر نظر جقدر به نتايج مربوط ميباشد

 

براي اين كار دو روش وجود دارد .يكي استدلال موازي ارزش چنين مهارتي ما در جهت نقصان متن   مورد تظر كمك خواهد كرد .دومين روش اين است كه به ارزش يابي كلي مشهور ميباشد كه در ان استدلال فراتر از موضوع ميباشد
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

ارزش يابي دلايل

 

يكي از اين راه ها  دانش عمومي ميباشد

 

بواسطه توجه كردن به مرجعها ميباشد

 

 

كاستي ها يي يك متن عبارتند از اين است كه متن مورد نظر از جهت دلايل اين است كه ان متن شامل نتيجه نباشد

 

ميتوانگفت كه اگر در يك استدلال از يك  دليل           جزي ما بخواهيم استدلال كلي انجام بدهيم كار غير منطقي به نظر ميايد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

ارزش يابي دلايل

 

يكي از اين راه ها  دانش عمومي ميباشد

 

بواسطه توجه كردن به مرجعها ميباشد

 

 

كاستي ها يي يك متن عبارتند از اين است كه متن مورد نظر از جهت دلايل اين است كه ان متن شامل نتيجه نباشد

 

ميتوانگفت كه اگر در يك استدلال از يك  دليل           جزي ما بخواهيم استدلال كلي انجام بدهيم كار غير منطقي به نظر ميايد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

تامسون

خلاصه كتاب

 

نكته هاي اين فصل

 

فهميدناستتدلال   ۱

 

پيش فرضها

 

۱.۱  تمام ارتباط هاي در زبان حاصل نتيجه نمي باشد لذا بايد به متن توجه كرد وبه  د نبال نشانها گشت

 

بايد توجه كرد كه در بعضي از متنهابايد به  د نبال نشانه گشت

 

يكي از همين راه هابه اين طريق ميباشد كه به متن توجه كرده واين سوال را انجام ميدهيم ايا متن مورد نظر دليلي براي پذيرش متناز جانب خواننده دارديا نه

 

دومين راه يافتن كلمات استدلال ميباشد  

 

 

سومين راه اين است كه هر گاه كلملت استدلال را مشاهده كر د يد ان را در انتهاي متن قرار دهيد

 

 

جگونگي تشخيص دلايل/

 

/. جواب مثبت دادن به نتيجه ها

 

/.                                                            /. قبول كردن نتايج

 

اگر ما در متني به نتيجه برخورد كرديم  حتمابايد قبل از ان دلايل وجود داشته باشد

 

شاكله دلايل

يكمتن ميتواند يك يابيش ان شامل دلايل باشد

 

انواع استدلالها .د ليل اضافي      دليل اصلي     دليل مستقل                                                                                                   انواع نتايج                                                                          فرعي                  نتايج اصلي                                                                                                                     در حيقيقت فرضيه ها دلايل ما را تشكيل ميدهد                                                    

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:30 توسط قادر حافظ(2) |

به نظر می رسد با تو جه به حر کت روزافزون فن اوری پیشرفتی شگرف در دنیای اطلاعات رخ  دهد ولی این به اندازه ای نیست که ما را از کاغذ و کتاب جدا کند به دلیل وا بستگی عا طفی به کتاب ولی بی تا ثیر نیز نبوده است 

 

اما اینکه جرا انسانها کمتر مطامعه می کنند درصدی به نا اشنا بودن خوانندگان به شیوهای تحقیق و نظر مر تبط می با شد  ا    .          از  جمله این شرایط برداشت صحیح از منظور نویسنده می با شد.

 

 

به ای نکته با ید توجه داشت باید سعی کرد تا تمر کز را روی نقاط حساس متون علمی بیشتر  با شد . ودیگر اینکه باید شرایط مطالعه برای خواننده فراهم باشد

 

 

موضوع مطالعه بهترین مهم

 

موضوع مطالعه یکی عناصر تحلیلی تحقیق میباشد  قدم اول در این وا دی جستجوی منابع و ما خذ می با شد در این گذرگاه استاد کار  گشا می با شد در جهت معرفی کتاب و مشاوره 

 

 

نکته دیگری باید به ان تو جه کرد انتخاب صحیح و درست منا بع مورد تحقیق میباشد .

 

 

نکاتی جهت دسترسی بهتر به منابع

 

 

از کتابشنا سی ها استفاده کنید

 

سعی کنید هنگام تدریس استادمنابع را یاد داشت کنید 

 

 

از دانشجویان مقاطع بالاتر سوال کنید

 

 

سعی کنید کار گروهی کنید.

 

 

مطابقت صحیح منابع با موضوع مورد تحقیق

 

 

برای این عمل باید به نکاتی توجه کرد که عبارتنداز

 

              عنوان

 

              فهرست مندرجات

 

               مقدمه

 

               مطالعه بخشی از کتاب

 

               نتیجه.                 کتاب مورد نظر را این گونه ارزیابی کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:35 توسط قادر حافظ(2) |

به نظر می رسد با تو جه به حر کت روزافزون فن اوری پیشرفتی شگرف در دنیای اطلاعات رخ  دهد ولی این به اندازه ای نیست که ما را از کاغذ و کتاب جدا کند به دلیل وا بستگی عا طفی به کتاب ولی بی تا ثیر نیز نبوده است 

 

اما اینکه جرا انسانها کمتر مطامعه می کنند درصدی به نا اشنا بودن خوانندگان به شیوهای تحقیق و نظر مر تبط می با شد  ا    .          از  جمله این شرایط برداشت صحیح از منظور نویسنده می با شد.

 

 

به ای نکته با ید توجه داشت باید سعی کرد تا تمر کز را روی نقاط حساس متون علمی بیشتر  با شد . ودیگر اینکه باید شرایط مطالعه برای خواننده فراهم باشد

 

 

موضوع مطالعه بهترین مهم

 

موضوع مطالعه یکی عناصر تحلیلی تحقیق میباشد  قدم اول در این وا دی جستجوی منابع و ما خذ می با شد در این گذرگاه استاد کار  گشا می با شد در جهت معرفی کتاب و مشاوره 

 

 

نکته دیگری باید به ان تو جه کرد انتخاب صحیح و درست منا بع مورد تحقیق میباشد .

 

 

نکاتی جهت دسترسی بهتر به منابع

 

 

از کتابشنا سی ها استفاده کنید

 

سعی کنید هنگام تدریس استادمنابع را یاد داشت کنید 

 

 

از دانشجویان مقاطع بالاتر سوال کنید

 

 

سعی کنید کار گروهی کنید.

 

 

مطابقت صحیح منابع با موضوع مورد تحقیق

 

 

برای این عمل باید به نکاتی توجه کرد که عبارتنداز

 

              عنوان

 

              فهرست مندرجات

 

               مقدمه

 

               مطالعه بخشی از کتاب

 

               نتیجه.                 کتاب مورد نظر را این گونه ارزیابی کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

کتابخانه ها منبع منابع

 

 

برای دانشجو کتابخانه محیط بسیار مناسبی میباشد  چون او بواسطه سکوت اندیشیدن را تمرین خواهد کردبا اندیشه اشنا میشنود .

 

 

از دیگر سو با حضور د انجشجو موجبات اصلاح کتابخانهرا نیز را فراهم میشنود

 

 

 

باید توجه داشت که بواسطه همین حضور است که کتابخانه ها مجموعه سازی میکنند

 

 

 

چند روش برای مراجعه بهتر به منابع وجود دارد

 

 

  1.کار گروهی

 

2.تهیه کپی

 

.3برجسته کرد مطالب

 

 

فکر کردن در مورد دو متن 

 

باید توجه داشت که همیشه سطح دو متن یکسان نیست  . می توانید با هم مقایسه کنید

 

 

 

مطالعه و یادداشت برداری . 

 

 

 

یکی از روش های مطالعه مطلوب فیش برداری میباشد و لی اغلب اوقات پزوهشگران این روش را به درستی بلد نیستند 

 

انتخاب نکات مورد نیاز به دو عامل بستگی دارد

 

 

به نوع اگاهی قبلی خواننده نسبت به موضوع مورد مطالعه

 

 

سبک و نگارش متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

کتابخانه ها منبع منابع

 

 

برای دانشجو کتابخانه محیط بسیار مناسبی میباشد  چون او بواسطه سکوت اندیشیدن را تمرین خواهد کردبا اندیشه اشنا میشنود .

 

 

از دیگر سو با حضور د انجشجو موجبات اصلاح کتابخانهرا نیز را فراهم میشنود

 

 

 

باید توجه داشت که بواسطه همین حضور است که کتابخانه ها مجموعه سازی میکنند

 

 

 

چند روش برای مراجعه بهتر به منابع وجود دارد

 

 

  1.کار گروهی

 

2.تهیه کپی

 

.3برجسته کرد مطالب

 

 

فکر کردن در مورد دو متن 

 

باید توجه داشت که همیشه سطح دو متن یکسان نیست  . می توانید با هم مقایسه کنید

 

 

 

مطالعه و یادداشت برداری . 

 

 

 

یکی از روش های مطالعه مطلوب فیش برداری میباشد و لی اغلب اوقات پزوهشگران این روش را به درستی بلد نیستند 

 

انتخاب نکات مورد نیاز به دو عامل بستگی دارد

 

 

به نوع اگاهی قبلی خواننده نسبت به موضوع مورد مطالعه

 

 

سبک و نگارش متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

به نام خدا

 

در بند یازدهم به این نکته اشاره دا رد که شخص خود پسند خودش  را محور و هدف میداند غیر خود را وسیله ای از برای رسیدن به این مقصود فرض میکند 

 

در حقیقت زندگی برای این شخص هیج تازگی ندارد و نخواهد داشت در بند 12

 

 

مرا اینگونه متنبه کرد که ادمها چنان گذشته را تباه میکنند که ازبرای فراموشی گذشته دوباره کا رگشته را تکرارمیکننند

 

 

 

 

در بند 13 سیزدهم اینگونه متصور است  که انسانهای غنی بی هدف چنان تصور میکنند که  صاحب  همه چیز هستتند ولی در حقیقت در زندگی متوهم سیر میکنند 

 

 

 

در بند 14 انچه نظر را جولان می دهد این است که انجه کامل است در این دنیا پیدا نمی شود و انسانها همیشه خاکستری هستنند    

 

 

بند15 مرا یاد این نکته انداخت که در بعظی جوامع علمی معروف است  در حوزهای علمیه که در شان علما نیست که به دنبال مصداق برای حکم بگردد  این وظیفه مکلف است که امر را بعهده گیرد . وهمین امر موجب مشکلات متعددی شده است              

در بند 16 ظاهرا تمام انسانها مصداق مردمان تجربه شده در دیگر سیارات توسط  همسفر  کتاب ما میباشد . مصداق انسانهای ظاهر بین غیر واقع بین

 

 

در بند 17 به نکته جالبی اشاره دارد وان اینکه معمولا از انچه فکر می کنند کمتر هستنند . خود بزگتر از انچه می نمانایند هستنند

18. کنایه از یاری میماند که در اوج ریسدن به عشق دیرینه اش ناکام مانده است لذا به حکم کل حکم میراند  

 

در بند 19ظاهرا انسانها در دنیای پر هیایی که زندگی می کنند بیشتر تکرار مکررات می کنند تا اندیشه نو                                              

 

 

 

در بند بیست  شناختی والا پیدا می کند وان اینکه بهتر ین از بهتر خواهد بود اگر یکسو نگر نباشیم و هیچگاه هیچ چیز را اخرین محسوب نکنیم

 

 

 

بند 21 مرا به یاد داستان عاشقانه لیلی و مجنون انداخت که مجنون جای پای سگ لیلی را با شور بوسه میزد که این را اشا رت   نوید میدهد تمام اشیای مربوط به محبوب از برای عاشق لذت بخش می باشد . همچنین میرساند که ظاهر فرینده میباشد و باید درون رانگریست . به قول مولانا ما درون را بنگریم حال را نی برون بنگریم را قال را  

 

 

 

 

 

در بند 22 اشاره به این نکته دارد که انسانهابدون اینکه توجه کنند وبفهمند از برای چه در این دنیا باید باشند مشغول هیچ هستنند بی هدف به دنبال سراب به امید اب

 

 

 

23هم اشارتهای فراوانی دارد از جمله ان همان فکر ادمهای بزرگ می باشد که از ظرا ف زندگی بدور هستنند مادیات را به هر جیزی ترجیح میدهند

 

 

بند24 اسرامیز و زیبا جنین مینمایاندازرش دارد به خاطر محبوب وحضور او کل هستی را زیبا دید

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:30 توسط قادر حافظ(2) |

موضوع مورد بحث بنده براي تحقيق طرح يك شاخهاي از عنوان فقه در زمينه اخلاق ميباشد كه به موضوع علوم سياي نيز مربوط ميشود و از انجا كه اين عنوان از جمله بسيار مباحثي كه نسبت به ان اجحاف صورت گرقته ميباشد  

هم در حوضه هاي علميه و نيز دانشگاه

 

طرح بنده كليات از موضوع اخلاق سياسي ميباشد

 

 

مقدمه

 

كاتب دنياي صوفي ميشود گفت مفسري حقيقي از براي هزاران مطاب بغرنج فلسفي تا كنون ميباشد بطوريكه اگر كسي اهل درك هستي از منظر عقل مدار باشد به درستي در خواهد يافت كه اين كتاب چگونه است 

 

 

در حقيقت ما براحتي خواهيم شناخت كه فيسوفان از براي جه تاكنوناين همه فرياد و بانگ حقيقت سر ميداده اند

 

اگر كسي كتاب جمهورافلاطون را ياضيافترا وخوانده باشد خواهد فهميد كه اين كتاب جيست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:21 توسط قادر حافظ(2) |

درعصر جديد به علم ارج بسيار گذاشته ميشود 

 

 

ارج گذاري به علم منحصر به زندگي روز مره ووسايل جمعي نيست . بلكه اشكارادر كانونهاي علم وتحقيق ودر تمام اجزاي جهان معرفت  مشاهده ميشود

 

اينكه بسياري از حوزهاي مطالعاتي را حاميانشان علم مي خوانند از اين روست كه تلويحا فهمانده ميشود روشهاي مورد استفاده به همان اندازه وثيق وبه همان اندازه ثمربخش است كه علم با سابقهاي همجون فيزيك 

 

به كار بردن اصطلاح علوم سياسي و علوم اجتماعي مددهاست كه متداول شده است . ماركسيتها باتاكيد   بسيار

 

اصرار مي ورزنند كه ماترياليسم تاريخي علم است

 

اين نشانده دهنده اعتبار زياد علم تجربي ميباشد تا جايي كه بر سر دانشگاه شيگاگو نوشته شده است كه اگر نتوانيد اندازهگيري كنيد دانش شما كافي نيست  

 

بعضي از براهين اقامه شده براي اين مدعا كه نظريه هاي علمي را نميتوان به صورت قطعي اثبا ت يا نفي كرد بيشتر بر عهده علم شناسي فلسفي ومنطقي گذاشته شده است وبر ديگر براساس تحليل تاريخ علم و تاريخ نظريه هاي جديد علمي استوار گشته است .......................................................................................................................................................     علم شناسي فلسفي در نگاه يك فيلسوف علم . ........................................................................................................................................................يكي از عواقب درك اين نكته كه نظريهاي علمي قابل اثبات ياابطال قطعي نيستنندواين كه تبين فلاسفه از انجه واقعا وجود دارد شباهت كمي دارد كنار گذاشتن اين فكر است كه علم يك فعاليت عقلاني است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:19 توسط قادر حافظ(2)

به نام خداوند

 

 

عید امسال خوب نبود حس غریبی داشت انگاری با سالا یه قبل یه فرق اساسی داشت نه من عمدا به صورت استقرا از همه این سوال رو  میکردم که عید به شما  جطورگذشت تقریبا همه مثل من بودن    

 

بگذریم توی عید حس عجیبی  داشتم افکاریری از اعماق وجود پیرامون اسرارهستی به   کجا امده ام امدم بهر چه بود     لذا شروع به مطا لعه کردم ازحضرت شیخ اکبربه

 

 

در اندیشه عرفانی سهرودی هستی منظری دیگر می نماید .بنا به عقیده سهرودی هما نطور که نور را درجاتی از شدت و ضعف است   تاریکی نیز درجات دارد . گرچه او نور را به سنبت وجود داشتن ان طبقه بندی می کند لزوما ملاک تعیین مرتبه وجودی

 

انوار این است که ایا از وجود خود اگاهند یا نه . بنا براین خود اگاهی ملاکی میشود برای مر تبه وجودی عالی تر که در نظام اشراقی مستلزم درجه شدیدتری از نور است 

 

 

به اعتقاد سهرودی نهایتا اگاهی شخص از طبیعت خوداست که مرتبه ووجودی او را ارتقا میدهد

 

 نور مرکب است از توالی نا محدودی از انوار ممکن وابسته و هر نورعلت وجودی نوری است که پایین از ان قرار دارد . نور غایی که همان واجب الوجود است از نظر سهرودی  نور الانوار و همه اشیا است

 

تا انجا که به سلسله مراتب مربوط میشود سهرودی به هستی سنتی اعتقاد داشت او سعی میکرد که موضوعات فلسفی و عرفانی را در سطوح وجود تشریح کند . وی فکر سلسله مراتب وجودراحفظ را  کرد .  ولی چارچوب هستی شناسی ابن سینا را از وجود به نور تبدیل کرددقیقا همین بنیادی تغییر بود که وی امکان داد تا شرحی ازتعالیم عرفانی و باطنی و بسیاری از موضوعات سنتی فلسفی را مخصوصا رابطه میان وجود و ماهیت را ارائه دهد .بنا به نظر سهروردی طبیعت نور امری بدیهی است زیرا تمام اشیا به کمک نور شناخته میشود     

 

وجود وماهیت

 

از نظر سهرودی شناختن چیزی عبارت است از شناختن ماهیت ان نه وجود ان .سهرودی بر خلاف مشا ئیون معتقد است که وجود یک مفهوم صرف میباشد و هیچ واقعیت یا تجلی خارجی ند ارد   در حکمه الاشراق این گونه بحث میکند که تمام موجودات به طور برابروجوددارند و این درست نیست که بعضی چیزهای موجود بیش از بقیه وجود داشته باشند و این اشاره ای است به اینکه وجود مفهو می عام است

 

 

 

شهاب الدین یحی بن حبش سهرودی. معروف به شیخ اشراق و شیخ مقتول یکی از فیسوفان ط راز اول جهان اسلام میباشد که درسده ششم هجری می زیست اواندیشمندی خلاذق با دیدگاهی جهان شمول وعارفانه بودکه  شیوهای استدلالی فلسفه را در حوزه عرفان کار گرفت . شیخ اشراق برای دستیابی به دانش وا قعی از همه سنتهای فکری بشری که تا ان زمان شناخته شده بود بهره برد . حاصل تلا شهای فکری وی در طول عمر کوتاه ولی پر بارش عرضه و تبیین نوعی از علم بود خود ان را علم حضوری نامید . به گفته شیخ ولی این علم را در حالات روحی خاصی بدست اورده و سپس برای ان مبنایی منطقی و عقلایی یا فته است . کوشش سهرودی دراین تامل و تحقیق اشتی دادن فلسفه وعرفان بوده است که ثمره اش ساخت و پرداخت نظامی از تفکر است که در تاریخ فلسقه ایرانی /اسلامی به حکمت اشراق شهرت یافته است        

 

 

 

 

سهروردی حکیم

 

تعبیر حکیم درمورد سهروردی نیز مورد تائید شماری از دانشمندان برجسجته مانند سید حسین نصر و هانری کربن است .  معنای شاخص این تعبیر جنبه چند بعدی فلسفه سهروردی است . طبق این تعبسر فلسفه عقل عقلگرایانه شرط لازم برای مطالعه فلسفه اشراقی و جزمکمل ان میباشد  

 

 

 

سهروردی نو ابن سینایی

 

 

بنا به نظر بعضی دانشمندان برجسته در عرصه فلسفه اسلامی از قبیل مهدی حائری و سید جلال الدین اشتیانی سهروردی فیلسو فی است که علی رقم نو اوریهایش و با جود انحرافا تش از دیگاه مشا ئی اساسا در قلمروفلسفی ابن سیناست  .

 

 

 

سهروردی منطقی

 

طبق این نظر که بیشتر حسین ضیا ئی بدان معتفد میباشد.مشخصه فلسفه سهرودی تاللیفات او و بخصوص شرحای او بر منطق و نقد او بر دیگاه مشائی درباره تعریف به عنوان وسیله شناخت است . ضیائی که تالیفات غیر مشائی را در درجه  دوم اهمیت مینهد به ندرت اشاره ای به مقالات عرفانی او می کند   

 

زند گی و اثار سهروردی

 

 

سهروردی رد روستایی نزدیک زنجان . شهری در شمال ایران دیده به جهان گشود . نام کاملوی شهاب الین یحی بن حبش بن امیرک ابوالفتح سهروودی است . که لقب شیخ و مقتول را نیزگرفته است . 

 

تاریخ تولدش محقق نیست امازندگی نامه نویس بسیار سرشناس او شهروزی میگوید وی در تاریخ  545/1166یا 550/1171زاده شده است 

 

 

مطالعه ای در اثار سهروردی 

 

تالیفات سهروردی متنوع وبرخوردار از تحرک و پویایی است و اغلب از توضیح و تفسیر مبحثی صرفا فلسفی به سراغ داستان یا روایتی عمیقا عرفانی میرود . اثار وی به سبکهای متفاوتی نوشته شده است  یعنی مشائی . عرفانی و اشراقی . گرچه چنددهه اخیر بسیاری ازکارهای سهروردی به همت سیدحسین نصر و هانری کربن به مردم معرفی شده شماری از اثار وی هنوز منتشر نشده است  

 

 

اثار وی عبارت است از مطارعات و مقاومات وتلویحات و الواح عمادی و لمحات و واردات  وتقدیسات و جبرائیل سرخ عقل سرخ البته بعضی از  اثار وی میباشد

 

 

 

فرشته شناسی سهروردی

 

 

پس از بکار کیری نمادهای نور وظلمت سهروردی می پردازدبه پروردان مقوله فرشته شناسی براساس فرشتگان زرشتی .او با یکی انگاشتن درجات مختلف  نور با مراتب مراتب ملکوتی این هدف را عملی میسازد . در میان نور الانوارو تاریکی مطلق مراتبی ازنور با درجات مختلفی شدت قرار دارد به گونه ای که هر مرتبه ای منطبق با فرشته ای میباشد .   

 

 

این طرح کلی جدید  از فرشتگان تصوری را که در گذشته از فرشتگان ازفرشتگان به عنوان نیروئی در پشت حرکت اجرام سماوی وجود داشت تغییرمیدهد . طبق نظر سهروردی فرشتگان چندین نقش بر عهده دارند که مهمترین انها میانجی بین       نورالانوار و انسان میباشد .   

 

منظور از هستی شناسی سهروردی ونتیجه جنبی ان فرشته شناسی .به تصویر کشیدن حقیقت درونی  انسان میباشد

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 23:4 توسط قادر حافظ(2) |

D:\Documents and Settings\rasol\Desktop\به نام خدا وند ماه مهر  یه حال عجیبی دارم انگاری نوروز امسال با خیلی از سالایه دیگه فرق می کنه ادم حس خوبی نداره اون شور حال نیست به خاطر محرم  یا مسائل دیگر                             بعضی از مواقع حس عجیبی دارم می خوام اسمش رو تجربه دورنی نام گذاری کنم   من چه بهره ای هستی دارم یا میتوانم داشته باشم در این بین بود سعی کردم بیابم ازسهروردی  به ابن سینا تا حضرت شیخ اکبر  هستی نزد اینان چه در یافتی  داشته از سهرودی شروع میکنیم             هستی شناسی                         تاانجاکه به سلسله مراتب حقیقت مربوط می شود سهروردی به هستی سنتی اعتقاد داشت بنا به عقیده سهروردی درست همان طور که نور در جاتی از شدت و ضعف هست  تاریکی نیز درجاتی دارد گرچه او نور را به نسبت درجه  وجود داشتن ان طبقه بندی میکند ..لزوما  ملاک تعیین مرتبه وجودی انوار این است که  ایا انها از وجود خود اگاهند یا نه . بنا بر این خود اگاهی ملاکی میشود برای مرتبه وجودی عالی تر که در نظام حکمت اشراقی مستلزم در جه شدیدتر   ازنور است
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 11:39 توسط قادر حافظ(2) |

 نويسده   نوشته    نگا شته   

 

 

نقش نويسنده در جا معه

 

 

نويسده تنها برا ي خو د نمي نويسد  نويسده مقاله و دا ستان ونما يشنا مه كه  در خوا ننده  تا ثير  ميگذارد  وطبعا خوا نندگا ن فراوا ني ميدارد به همين جهت  مسو ليت وي هم سنگين است نويسده توانا وچيره دست با روح انسا نها بوژيه نسل وجوان سر كار دارد ومي تواند با قلم سحار خود احسا سا ت عواطف ملتي را به سود يا زيان حاكميتي  برانگيزيد وبه افراد سرد خامو ش توان و تحر ك بخشد و روابط حا كم بر جا معه را دگرگو ن سازد وحتي  از بيخ بن براندازد

     

شازده کوچولو

                                  در بند اول شاید اشا رهای به دنیا ی کوچک کودکا نه  با توجه به اقتضای سنی می با شد هک تا بع انتظا را ت خا صی است و شاید بخا طر روح لطیفی که دارد جنبه های زیبای این صحنه را به تصویر میکشد  ویک اشا رای به گریز از ظا هر بینی دارد   در بند دوم به ظا هر نوعی سفر در درون میبا شدگوش به نجوا های درونی خود بدهد انگار همدمی برای خویش پیدا کرده است همراه او می باشد  

 

در بند سوم انسان جرا با ید از منزگاه اصلی خودش که هما ن نا کجا اباد میباشددور باشد   که به نظر می رسد همان روز نخستین  یا عهد اولین مباشد   این انسا ن اگر بر فطرت خویش گا م بردارد هیجگاه منحرف نخواهد شد 

 

ما ز با لائیم با لامی رویم         ما  زبی جا ئیم بی جا می رویم

 

در بند جها رم  اشار ظریفی به نکته جا لبی می کند و ان اینکه انسانها کمیت انگار هستند به پوسته توجه می کنند تا به هسته     

 

بند پنجم شا زده کو جو لو با توجه به ذهنیت خو دش پا سخ تحلیل می کند و سعی میکند پا سخها همسو با انتظا را ت او باشد                                            

 

و بعد اشاره به یک سنت گسست نا پذیر میکند همه جیز بستگی اصل بنه  ان دارد

 

ود یگر اینکه انسانها باید به دنیای پیرامون خود دلسوزی کنند واگر  ازاین کار غفلت شود شاید غیر قابل جبران بشود  

 

واگر بدی جایی را فرا گرفت باید زود ان را اصلاح کرد 

 

دربند 5  نكته اي را كه مي توان به ان شاره كرد اين مي با شد انسان با توجه به ذهنيتي كه دارد  نسبت به وقايع بيرو ني قضاوت مي كند     

 

در بند ششم اشاراي به  اين نكته دارد همه جيز در عالم هستي فلسفه وجودي دارد  هيج چيز در عالم هستي بيهو ده نيست  واين كه انسانها اگر احسا سات نداشته با شند مثل اشيائ هستند  ديگر اينكه اگر انسانها اميد به زندگي داشته باشند دنيا وفق مراد انها ميباشد در بند هشتم مي گويدكه هيچگاه نمي شود به ظا هر قضا وت كرد وبا يد به درون توجه كرد  

 

بند 9 مرا بياد اخرت انداخت كه انسان قبل ا ز سفر بايد نام نيك از خود به جا ي بگذارد و سفر او رو به بالا باشد و تحليل نرود

 

در بند 10   اشا ره به اين دارد كه بعضي از انسانها جنان خود را بزرگ ميدانند كه انگار تمام عالم براي انها ميباشد 

 

 

سلطا ن بدون رعيت جالب است اين انسان در دنياي زند گي كند صاحب ان نميباشد بيشتر فسا نه است تا واقعيت 

 

 

چهار شنبه اخر سال  يك سنت ديرينه يك ايين باستاني گذشته اي به عمر تا ريخ با تما م فراز نسيبش

 

امسال هم چهار شنبه اخر سال ديگر اما انگار اين يكي با سالاي قبل فرق داره

 

اروم تره بخاطر ترس يا نبودن حوصله نميدونم چي بگم انگار هر سال كه د اره  ميگز ره رغبتي نميمونه    

 

ايا ميشه يكاري كرد كه بشه اين سنت به نحو خوبي اجرا بشه وطوري كه هيج كس متضرر نشه

 

فرهنگ سازي بشه

 

خيلي لازم نيست كه ما رو منطق  استدلالي دنبال اين موضوع بگرديم چون سنتها هميشه اين گونه نيستنند    

 

 

ايا يك باور مذهبي مي با شدبرگرفته از اعتقادات  يا ريشه در احساسات دارد

 

واگذار مي كنيم به قضاوت تاريخ  

 

 

 

اتش نماد هيبت ترس يا الاهه اقتدار يافسانه اي بيش از اين
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 10:20 توسط قادر حافظ(2) |

مدتی این پرسش مرا مشغول کرده

دانشگاه مفید شاید تنها دانشگاهی باشد که بصورت   u

 

ساخته شده است تابع قوانین بین الملل برای بمبا ران نشدن در هنگام جنگ 

علت این کار چیست

 

 

                       گرایش خاص سیا سی

 

 

                                                          یا صرفا نوعی نقشه مهند سی

            به         نظر شما
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 10:43 توسط قادر حافظ(2) |

خلاصه کتاب استلا ل انتقادیتامسون

 

 

                              ما به همراه زبا ن ارتباط  برقرار می کنیم

 

 

                                اما همیشه همراه استلا ل نیست

 

 

                                              به زبان دیگر زبان وسیله ارتباط بادیگران میباشد  

 

 

                               خلاصه ای برای تشخیس استلا لی بودن متن

 

 

 

                                                            1اول از همه به دنبال کلما تی که نشانگر  نتیجه گیری میباشد می گردیم

 

 

 

 

 

                             2 اگران متن دارای هیچ نتیجه گیری نبود  ان متن  متن استللالی نیست

 

 

            3ما میتوانیم با دقت در خود متن به این نتیجه برسسیم  یعنی از خود متن میتوانیم استللالی  یا استللالی نبو دن ان را کشف کنیم  واگرمتنی داراینتیجه گیری بود ان را در انتها قرار دهید
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 10:10 توسط قادر حافظ(2) |

 

۱)فرقessay باarticleچیست؟

 

Essayبه معنای مقامه می باشدمنتهانویسنده دران به دنبال ارائه نظریه ونظریه پردازی واپتکار می باشد

 

ولی درarticleنویسنده مقاله رابصورت قطعه قطعه درمیا ورد یعنی مراجعه به منا بع مختلف بدون ابتکار ونواوری

 

۲)درزبان ما مقاله نام قطعه ای است نو شتاری  اما ازریشه عربی قول به معنای گفتتن این مشاهده چه پرسشی رابرمی انگیزد

 

پرسشی که برای من بوجود می اید چرا درمعنای مصدری قول به فاعل اشاره شده ولی درمصدرمیمی  اشاره نشده  

 

 

۳)آیاچهار مقاله عروضی مجموعه چهار مقاله است  یاخود یک رساله  

 

انچه میشود گفت این که با توجه به اشارهای دوره دبیر ستان این کتاب بصورت قطعه قطعه جمع اوری  شده

 

وبه ان اضافه شده است می تواند یک رساله باشد

 

 

۴)سه گانه گوتبرگ /مقاله/روزنامه / برای شما چه معنای دارد        0000ازادی /فرهنگ/تکنولوزی

 

 

مقاله یک نوشته است نوعی ابراز وجودمیباشد روزنامه محل عرضه ابراز وجود     ---   گوتنبرگ بعنوان  دستگاه جاپ این دو رابهم پیوند می دهد پش ارتباط وثیقی بین فرهنگ .ازادی بیان .فناوری بوجود میاید

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 17:11 توسط قادر حافظ(2) |