تبليغاتX
روش تحقيق

به نام خدا

موضوع:

توصیف چگونگی برخورد دولت با نیروهای اجتماعی در عصر پهلوی دوم از سال 1320 -1332 با تاکید بر نحوه ی ارتباط دولت با احزاب این دوره

چکیده:

دراین مقاله ابتدابه بررسی اهمیت موضوع رابطه دولت و نیروهای اجتماعی پرداخته می شود سپس تعاریف مختلف از دولت ونیروهای اجتماعی ارائه می شود درادامه اشکال مختلف رابطه دولت ونیروهای اجتماعی از نظر متفکران داخلی وخارجی مطرح شده است و درانتها با ارائه شواهد تاریخی از نوع رابطه دولت و نیروهای اجتماعی به تصدیق احکام محمد علی کاتوزیان پرداخته ایم .

کلید واژه: دولت – نیروهای اجتماعی

اهمیت موضوع :

رابطه ی دولت ونیروهای اجتماعی از مباحث مهم و اصلی حوزه ی جامعه شناسی سیاسی محسوب می شود ؛ اگر امروز موضوع احزاب، انجمن ها، تشکل های مردمی ، مطبوعات ، روشنفکران و... با چالش های نظری و عملی فراوانی روبروست از آن جهت است که ما نسبت به شناخت جایگاه آن ها و چگونگی پیدایش، تکوین و حیات آن ها کمتر همت گمارده ایم.

علت انتخاب این موضوع شناخت بیشتر نوع رابطه ی دولت و نیروهای اجتماعی در دوره مذکور است و نیز از این حقیقت نمی توان به دور بود که شناخت کنونی نوع رابطه ی  دولت بانیروهای اجتماعی در گرو ورق تاریخ آنهاست .

در این روزگار شاهد اهمیت پیدا کردن مفهوم "جامعه مدنی" هستیم  .جامعه مدنی شامل همه ی حوزه هایی است که پس از تعیین و تجزیه ی حوزه های  دولت باقی می ماند ؛دولت می کوشد تا کشمکش ها و نزاع ها در آن را حل یا سرکوب کند.کارگزاران این حوزه نیروهای اجتماعی هستند که شناخت آن ها اهمیت دارد و بدون شناخت از پیشینه ی آن ها شناخت دقیق آن ها میسر نیست .

فضای بحث:

به هر حال رضا شاه به وسیله نیروهای متفقین درشهریور1320 از صحنه ی سیاست خارج شد، اما دستگاه دولت که سیاست او را دنبال می کرد بدون تغییر اساسی همچنان باقی ماند و تغییرعمده در ساخت گروه های حاکم حاصل نشد. نقش فردی شاه در اداره ی کشور کاهش یافت و در مقابل قدرت جمعی گروه های حاکم فزونی یافت . این دگرگونی دردستگاه دولت باعث افزایش  اهمیت نقش مجلس در زندگی سیاسی شد،نقشی که در رژیم گذشته به کلی پایمال و فراموش شده بود. ناپدید شدن و کاهش نسبی قدرت امپریالیسم انگلیس در اثر جنگ جهانی دوم و سست شدن حیطه ی  نظارت بر مستعمرات ،حضور نظامی آمریکا و شوروی در ایران ،فضای نسبتا آزادی را به وجود آورد و به پیدایش احزاب و گروه های سیاسی چپ و راست منجر شد.(1)

و دیگر اینکه باید توجه داشت که گفتمان سیاسی حاکم براین دوره، گفتمان مدرنیسم مطلقه ی پهلوی است، که عناصری مانند  نظریه شاهی ایرانی ،پاتریمونیالسیم سنتی ،گفتمان توسعه و نوسازی به شیوه  ی مدرنیسم غربی ،قانون گرایی و مردم گرایی بود وخود در طی زمان ترکیبات بیشتری پیدا کرد .در این گفتمان بر اقتدارگرایی ،اصلاحات از بالا،عقلانیت مدرنیستی،ناسیونالیسم ایرانی ،مرکزیت سیاسی ،مدرنیسم فرهنگی و توسعه صنعتی تاکید می شد و در پرتو آن دولت مطلقه جامعه از حال گذاراز جامعه سنتی به جامعه مدرن بود.(2)

منظور از دولت :

تعاریف گوناگون ومختلفی از دولت در دانش سیاسی ارائه شده است،

دکتر داوودفیرهی در کتاب نظام سیاسی و دولت در اسلام در این باره می گوید:

"اصطلاح دولت در علوم سیاسی ،معمولا به دو مفهوم متمایز،ولی مرتبط با هم ،اطلاق می شود ،گاهی به مجموعه خاصی از افراد و حاکمان گفته می شود که هریک با خصوصیات و ویژگی هایی اعم ازضعف ها و فضیلت های شخصی ،درجامعه ای ودر زمان معین انجام می دهد در این معنی دولت مترادف با حکام و کسانی است که قانون را وضع ،اعلام و اجرا می کنند . گاهی نیز دولت به مجموعه خاصی از نهاد های برتر گفته می شود."(3)

یا آستین رنی در کتاب آشنایی با علم سیاست می گوید:"دولت مجموعه ای از افراد و نهاد هاست که قوانین فائقه دریک جامعه را وضع ،و با پشتوانه قدرت برتری که در اختیار دارند ،اجرا می کنند."(4)

به هر حال در این مقاله منظور از دولت را با اغماض، شاه و مجموعه ی دربار که قدرت رسمی را دراختیار دارند در نظر گرفته می شود.

منظور از نیروهای اجتماعی:

حسام فرحناز در کتاب دولت و نیروهای اجتماعی درعصر پهلوی اول نیروهای اجتماعی را اینگونه تعریف می کند :

" نیروهای اجتماعی مجموعه طبقات و گروه هایی هستندکه درزندگی سیاسی به معنای کلی آن تاثیر می گذارند وممکن است به شیوه ی مستقیم ،قدرت را در دست گیرند و یا درآن نفوذ کنند. نیروهای اجتماعی مرکب از افرادی است که دارای وجوه همسانی از علایق اجتماعی ،اقتصادی ،ارزشی ،فرهنگی و صنفی و مانند آن باشند. همچنین به شرکت درحیات سیاسی علاقمند هستند و به این منظور به خود سازمان داده، آماده انجام عمل سیاسی می شوند.

نیروهای اجتماعی مبتنی بر سه مولفه اند:

1- نیروهای اجتماعی  پایه ( زنان ،روحانیون و...)

2- نیروهای جنبش (جنبش زنان ،دهقانان و…)

3- نیروهای نفوذ مستقیم(سازمان های خاص ،احزاب ،اصناف و…)(5)

دکتر حسین بشیریه در کتاب جامعه شناسی سیاسی می گوید :

" نیروهای اجتماعی مجموعه ی طبقات و گروه هایی هستند که بر روی زندگی سیاسی به معنای کلی آن تاثیر می گذارند و ممکن است به شیوه مستقیم قدرت سیاسی را در دست بگیرندو یا به شیوه های مختلف در آن نفوذ کنند .

نیروهای اجتماعی به این معنا اولا مرکب از افرادی است که دارای وجوه همسانی از نظر علایق اقتصادی ،ارزشی ،فرهنگی ،صنفی جزءآن باشند . ثانیا به شرکت در حیات سیاسی علاقمندند و ثالثا اینکه به این منظور به خود سازمان می دهند و آماده ی انجام عمل سیاست می شوند."(6)

و یا در کتاب دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران می گوید :

"به طور کلی نیروهای اجتماعی در هر جامعه ای هم شامل طبقات اجتماعی به مفهوم دقیق کلمه و هم در برگیرنده مجموعه ی گروه ها و شئونی است که ذاتا طبقه به شمار نمی روند ولی ممکن است به نمایندگی از طبقات اجتماعی عمل کنند و یا دارای ایدئولوژی طبقاتی باشند."(7)

که این تعاریف منظور از نیروهای اجتماعی را مشخص می کند.

نیروهای اجتماعی دوره با تاکید براحزاب دوره:

دکتر حسین بشیریه درکتاب دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران درمورد نیروهای اجتماعی فعال درصحنه سیاسی درایران معاصر می گوید آن ها به دودسته تقسیم می شوند:

الف) طبقات و نیروهای اجتماعی سنتی  ب) طبقات و نیروهای اجتماعی مدرن

وی در این باره می گوید: "با توجه به ساختار شکاف های اجتماعی درایران مهمترین طبقات و نیروهای اجتماعی سنتی عبارتند از اشرافیت زمیندار،روحانیت ،سرمایه داران بازار(تاجر پیشه) و دهقانان. درمقابل مهمترین طبقات ونیروهای اجتماعی مدرن شامل طبقه سرمایه دارجدید(صنعتی ،تجاری،مالی )،طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر صنعتی بوده اند.(8)

که دراین مقاله مجال توضیحات کامل آن ها نیست.

اما در مورد احزاب این دوره باید گفت که با فروپاشی نظام استبدادی رضا خان احزاب این دوره به یک باره زیاد شدند که آن ها را می توان در سه گرایش کلی کمونیستی ،ناسیونالیستی و اسلامی تقسیم کرد.از مهمترین احزاب با گرایش کمونیستی می توان به احزاب توده ،فرقه دموکرات آذربایجان ،فرقه دموکرات کردستان نام برد. واز احزاب با گرایشات ناسیونالیستی ،جبهه ملی  اول ،حزب ملت ،حزب ایران ،حزب عدالت ،حزب آریا ،حزب اراده ملی ،حزب دموکرات ایران ،حزب جنگل ، حزب وطن ، حزب استقلال ، حزب میهن ، حزب مردم ، حزب وحدت ایران ، حزب همراهان ، حزب آزادی ، حزب پیکار، حزب زحمتکشان ملت ایران . و از احزاب گروه های اسلامی می توان به حزب فدائیان اشاره کرد.(9)

اشکال رابطه ی دولت ونیروهای اجتماعی:

در این باب اندیشمندان و متفکران زیادی سخن گفته اند و هر یک بر اساس تقسیم بندی خود از نوع حکومت های ممکنه ،به نوع خاصی از رابطه ی حکومت با نیروهای اجتماعی اشاره کرده اند برای مثال دکتر اسپنگر در این باره می گوید :"در جامعه صنعتی ،گرایش به کاهش تنظیم مرکزی و کنترل قهر آمیز و جانشین شدن آن بانهادهای نمایندگی و نظامی ،برای تنظیم و اداره ی امور وجود دارد."(10) و در انتها می گوید که حکومت انتخابی تا اندازه ی زیادی به وجود نوع خاصی از اقتصاد بستگی دارد.

مارکس در این باره معتقد است که "شیوه تولید زندگی مادی  وخصلت کلی روند اجتماعی و معنوی راتعیین می کند وبه طور کلی می توانیم شیوه های تولید آسیای باستانی ،فئودالی و بورژوایی را در شکل بندی اقتصاد جامعه درنظر بگیریم." (11)

از نظر وی سازمان اجتماعی که بی واسطه از تولید حاصل می شود در تمام ادوار باید دولت و دیگر روبنا های ایده آلیستی راشکل می دهد.(12)

بنابراین شکل حکومت ،برگرفته از نیروهای اجتماعی مسلط درهر عصر است که خود این نیرو تحت تاثیر شیوه تولید و شرایط مادی تولیداند؛ پس از نظر وی طبقه ای که ابزار تولید را در دست دارد تعیین کننده ی نوع رابطه خواهد بود و در نتیجه نوع رابطه ،رابطه ای استثماری و ناعادلانه خواهد شد چون طبقه ی مسلط درپی حفظ ، افزایش و تداوم قدرت خویش است .

برینگتن مور درکتاب ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی (13) می گوید : نیروهای اجتماعی درایجاد نوع حاکمیت موثر است ؛درتحلیل وی طبقات اجتماعی ،دهقانان ،زمین داران و سرمایه داران در برقراری حکومت های دموکراتیک ،فاشیستی و کمونیستی نقشی تعیین کننده داشته اند.

مور کیفیت رابطه ی نیروهای اجتماعی و قدرت سیاسی رادرارتباط با شیوه های نوسازی و راه های مختلف توسعه قرارداده ،از این زاویه به چگونگی حضور نیروهای اجتماعی درجوامع مختلف می پردازد . کشورهای مورد بررسی مورنوع سازمان داخلی طبقات حاکمه و دولت و رابطه ی آن ها با دهقانان و با طبقات تجاری به منزله معیارهای تفاوت ساختار اجتماعی آن کشورها ،مورد بحث قرارگرفته است. درکشورهای چین ،ژاپن ،انگلستان ،فرانسه ،آمریکا ،طبقات اجتماعی مختلف ،نقش های سیاسی متفاوتی  داشته اند وهمچنین چگونگی حضور طبقات ،اعمال دهقانان و... پدید آورنده ی نوع خاصی از حکومت بوده است. در جوامعی که دموکراسی صنعتی نوین شکل گرفت ،مهمترین عامل، پیدایش گروهی با پایگاه اقتصادی مستقل بود که طبقات بالای زمین دار،چنان که درانگلستان اتفاق افتاد،بخش عمده ی این جنبش دموکراتیک راتشکیل می دادند؛اما درکشور هایی که حکومت فاشیستی پدید آمد ،جنبش بورژوازی ضعیف بود. دراین جوامع بخش هایی از طبقه تجاری و صنعتی نسبتا ضعیف،با تکیه برعناصرناراضی طبقات مسلط زمین دار،دست به ایجاد تغییرات سیاسی و اقتصادی لازم برای نو سازی صنعتی جامعه زدند که نتیجه ی آن پیدایش فاشیسم است . راه سوم توسعه که درکشورهایی چون روسیه و چین دیده می شود راه نوسازی کمونیستی است که درآن دستگاه های دیوان دولتی مانع از رشد نیروهای تجاری و صنعتی گردید.

درنتیجه طبقات شهری بیش از آن ضعیف بودند که حتی بتوانند با طبقه حاکم ائتلاف کنند.بدین ترتیب از نظر مور، نیروهای اجتماعی درایجاد نوع حاکمیت موثر است.

نوع دیگر رابطه ی حکومت و نیروهای اجتماعی درنظریه سیاسی – اجتماعی فرانکو پوچی  درکتاب تکوین دولت مدرن وجود دارد که وی مبانی دولت مدرن را تحلیل کرده ،چگونگی  حظور نیروهای اجتماعی درعصر دولت های مدرن را به تصویر می کشد.اومعتقداست دولت مدرن برخلاف دولت یونانی ،دیگر به طور مستقیم با کل جامعه درهمه ی سطوح آن در ارتباط نیست و تعهد شهروندان در قبال سعادت و امنیت دولت ،دیگر به وفاداری شخصی نسبت به رئیس حکومت ،فعال نمی شود .مناصب خاصی که حاصل مسئولیت ها و استعدادهای سیاسی هستند.دیگر به تناسب ثروت ،درجه اعتبار یاموهبت مذهبی ،به طور مستقیم به کسی واگذارنمی شود.هزینه ی فعالیت های مداوم گسترش یابند و برخرج دولت از خزانه ی معینی تامین می شود.این خزانه از طریق مالیات هایی که شهروندان می پردازند ،بازسازی و ترمیم می شوند.در دولت های جدید،دیگر شهروندان اعانه نمی گیرند و پست ومنصبی به آن ها فروخته نمی شود،بلکه دولت ،درچارچوب های متنوع، خود راپدید می آورد، تا شهروندان طبق آن منافع فوق العاده ی متنوع خود را تعقیب کنند.(14)

وی درباره ی نحوه ی مناسبات دولت و جامعه می نویسد:

"آرایش های پیچیده وپیشرفته سیاسی لازم است که جامعه و دولت راهم به همدیگر جفت و هم از یکدیگرتاق کند((توکویل))ادعا می کند.که دیده است آمریکایی ها چنین ارتباط دشواری را بامشارکت داوطلبانه و انجمن های مدنی متحقق کرده اند."(15)

آن چه گفته شد چندی از نظریه درباره اشکال رابطه ی دولت و نیروهای اجتماعی است که همگی بر ارتباط وسیع دولت و جامعه تاکید دارند.

 

الگوهای مطرح شده درباره ی چگونگی رابطه ی دولت و نیروهای اجتماعی درایران:

نظرات متعدد و گوناگونی در این باره داده شده است مثلا دکتر محمود سریع القلم درکتاب مبانی عشیره ای دولت و حکومت در ایران می گوید : قدرت ،ارزش مهم اجتماعی است و دستیابی به سایر مزایای اجتماعی و اقتصادی راتسهیل می کند.از سوی دیگر،ناامنی درحوزه های مختلف اجتماعی ،سیاسی واقتصادی ،نوعی روحیه ی دوگانه در مردم پدید آورده است .

فرهنگ سیاسی تاریخ ایران ،نشان دهنده این نکته است که دایره ی اعتماد میان مردم ونهادها و سازمان ها ،بسیار محدود و تنگ است .نشانه ی این بی اعتمادی رامی توان دراین موضوع جست که عموما پست ها و نقش های مهم و حساس به خویشاوندان و برمبنای تعلقات خانوادگی یا قومی واگذار می شود . اصل طبیعی رقابت و اختلاف و تعارض و درنهایت تضاد میان افراد و سازمان ها به گونه ای خشونت آمیز و حداقل بامنطق حذفی انجام شده است . فرد یا شهروند درمقابل دولت  ونهادهای سیاسی تنها بوده است حتی درمقابل عشایر و ایلات.

دردیدگاهی دیگر سید جواد طباطبایی در کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران تاکید می کند که رابطه ی دولت و جامعه یک سویه بوده است و آن هم از طرف دولت به سوی نیروهای اجتماعی و علت آن را هم سطح اندیشه سیاسی و فلسفه ی سیاسی نیروهای اجتماعی می داند که دولت و شاه را خدای خود می دانستند.

ودیگر اینکه دردیدگاه محمد علی (همایون ) کاتوزیان رابطه ی دولت و جامعه مبتنی بر چهارده حکم ارائه می شود که به اختصار درکتاب حسام فرحناز آمده است .

حکم اول:

ایران ،در طول تاریخ ،همواره دولت و جامعه ی استبدادی بوده که در آن دولت ،طبقات اجتماعی ،قانون، سیاست و مانند آن ،ظاهری متفاوت با اروپاداشته است . درایران ،حق مالکیت اراضی وجود نداشته است و این تنها امتیازی بود که به دولت تعلق داشته است ،دولت یا شاه ،هر زمان که اراده می کرد آن را اعطامی کرد،ویا پس می گرفت.

حکم دوم:

دولت ،خود مالک مستقیم زمین های کشاورزی فراوان و گوناگون بود.نظام های  مقاطعه کاری مالیاتی متعددی وجود داشت که درزمان ها و مکان های مختلف متفاوت بودند ماخذهای اصلی تاریخ ایران ،سرشار ازنمونه های تصاحب اموال خصوصی ،حتی اموال صاحب منصبان قبل و بعد از مرگشان است . درنیمه دوم قرن نوزدهم نیز که اقتدار دولت هم درسایه ی قدرت های اروپایی و هم در برابرنفوذ افکار غربی رو به کاهش نهاده وضعیت به همین منوال بود .

حکم سوم :

درایران ،طبقات اجتماعی همیشه وجود داشته ،وجوه تمایز آن ها در پست های رسمب و مشاغل حرفه ای، نوع مالکیت و ثروت و درآمده بوده است مانند درباریان ،وزرا ،دیوانیان ،روحانیون وتجارو... که کاملا متفاوت بااروپا بوده است.

حکم چهارم:

ایران همیشه سرزمین کسب و کارو تجارت بوده است ؛اما در ایران هیچگاه نمادهای اجتماعی قدرتمندی به وجود نیامد که سپر امنیتی برای طبقات بازرگان و تجار فراهم آورد.

حکم پنجم:

دراروپا ،دولت نماینده ی منافع طبقات اجتماعی بود؛اما درایران طبقات ،وابسته به دولت بودند.

حکم ششم:

درایران قانون به معنای ضوابط وجود نداشت ، تا حدومرزی برای اعمال قدرت دولت باشد حتی رهبران مشروطه نیز فقط مفهوم اروپایی قانون رادر ذهن داشتن نه اجرای آن.

حکم هفتم:

چون قانون وجود نداشت ،از سیاست هم خبری نبود، در حقیقت سیاست درایران ،دربرابر تبادلات اجتماعی جوامع ابتدایی بود؛ سیاست بدون قانون نمی تواند وجود داشته باشد. تاآغاز قرن بیستم ،واژه سیاست درایران دومعنا داشت : یکی معنای هنرفرمانروایی و دیگرمجازات بزرگان و مقامات خطاکار.

حکم هشتم:

نتیجه ی موارد یاد شده ،فقدان تداوم رشد اجتماعی و اقتصادی درایران است. دولت های ایران قوی بودند یا ضعیف وسلاطین زیرک بودند یا کودن ؛اماچون قدرت آن ها استبدادی بود، همه چیز بستگی به شخصیت فرمانروا داشت و این شاید مهمترین نکته در توضیح نوسان های بزرگ و سریع درحیات جامعه و سرنوشت کشور باشد به همین دلیل در تاریخ ایران ناپیوستگی های پیاپی و اساسی مشاهده می کنیم و برهمین اساس می توان ایران راجامعه ی کوتاه مدت توصیف کرد .

حکم نهم:

موضوع فقدان مشروعیت ،که موضوعی مهم در حکومت های ایرانی بوده است ،سبب می گردد مسئله ی جانشینی نامعین باشد.

حکم دهم:

نبود دستگاه قضایی مستقل درایران سبب گردید تا سران کشور ،نزدیکان شاه وحتی روحانیون بلند پایه برای نجات جان و مال کسانی که قربانی بدگمان یا خشم سلاطین مستبد می شدند ،میانجی گری دنبال کنند .به دنبال آن سنت دیگری نیز پدید آمد که پناه جستن یا بسط نشینی درمکان مقدس بود.

حکم یازدهم:

سلاطین مستبد و حکومت های استبدادی گاهی به دلیل کودتاهای درباری شورش های مردمی ویا هجوم های خارجی سرنگون می شدند . قیام ها وطغیان های اجتماعی که درایران صورت گرفت،برخلاف اروپا ،طغیان بخشی از جامعه برضد بخش دیگر نبودبلکه عصیان جامعه ،برضد دولت بود.

حکم دوازدهم :

حقیقت این است که دولت غیر مسئول و جامعه ی متمرد،دو روی سکه اند ؛اما در ایران دولت استبدادی ،نماینده ی جامعه ی استبدادی بوده است ،سرنگونی دولت درچنین جامعه ای به همه کسانی که قدرتی داشتند ،اجازه می دادکه به شیوه ی استبدادی وخود کامانه از آن استفاده کنند.حال آن که در اروپا هنگامی که دولت سرنگون می شد،قانون آن دولت ،الزام آورنبود؛اما نفس قانون و مفهوم متناسب قانونی به کلی منتفی نمی شد اما درایران برعکس این قضیه راشاهد هستیم.

حکم سیزدهم :

درایران تراکم قدرت استبدادی موجب تمرکز دستگاه اداری دولت نمی شد.این درصورتی است که میزان تمرکز زدایی اداری بانظام حکومتی ارتباط دارد. مشخصه ی دولت استبدادی ،این است که قدرت درآن متراکم بوده ، خودکامانه به کار می رود؛اما همین دولت ممکن است متمرکز و مداخله جونباشد. برخی از دولت های ایران ،به دلیل فن آوری موجود و هزینه ی حمل و نقل و ارتباطات ،متمرکز بودند اما بعضی دیگر.

حکم چهاردهم:

تنها نکته ای که می ماند،مسئله ی اصل و منشا دولت استبدادی است .گویا کمبود منابع آبی ،نقش اساسی در ساختار اقتصاد سیاسی ایران داشته است که این دونتیجه درپی داشته است : یکی آن که ماننداروپا ،قدرت فئودالی پدید نیامد. دوم آن که مازاد تولیدروستاها به قدری بود که اگر به دست نیروهای نظامی خارج از روستا می افتاد، پایگاه اقتصادی لازم جهت ساختن دولتی مستبد به وجود می آورد . آن گاه با نظامی استبدادی ازتجزیه بیشترقدرت جلو گیری کرد . نکته دیگر اینکه نیروی جنگاور متحرک درایران را ایلات گروه مهاجم تشکیل می دادند،و هریک با فتح وپیروزی بردیگری دولت استبدادی نیرومندی رابه وجود می آوردند.(16)

 

درپایان نتیجه ی این تحلیل ها رامی توان چنین گفت که رابطه ی دولت و نیروهای اجتماعی ،تحت متغییرهایی وجود داشته است ؛برخی صاحب نظرها ،متغییرفرهنگی ،باورها وارزش های تاریخی موجود درجامعه ی ایران رادلیل استبدادی و ناعادلانه بودن رابطه ی دولت و حکومت دانسته اند و برخی دیگر نیروی استعمارو... راعامل دانسته اند.

 

نحوه برخورد دولت بانیروهای اجتماعی (باتاکید بربرخورد دولت با احزاب دوره)دردوره مذکور:

تاریخ دوازده ساله ی 1332-1320 نشان می دهد که دولت و نیروهای اجتماعی دراین دوره درحال نزاع و درگیری بوده اند که درابتدا با فضای باز سیاسی به وجود آمده از سقوط رضاخان و مشکلات عدیده امپریالیست ،احزاب دوره رشد می کنند، اما با حادثه ی ترورنا فرجام محمد رضا شاه درسال 1327 ازیک طرف واز طرف دیگرولو رفتن تقلب درانتخابات مجلس شانزدهم نیروهای اجتماعی و دولت وارد درگیری و نزاع آشکار می شوند و نهایت این نزاع کودتای 28 مرداد1332 می شود، که منجربه ایجاد اختناق  بر روابط موجود در جامعه می شود.

 

جمع بندی و نتیجه گیری :

شواهد تاریخی چون: - بلوای نان درسال 1321 که به غارت قصر قوام السلطنه توسط مردم صورت گرفت – تشکیل فرقه ی دموکرات آذربایجان توسط پیشه وری درسال1324، طی رد شدن اعتبار وی در مجلس – انحلال فرقه ی دموکرات آذربایجان در دوره ی نخست وزیری قوام السلطنه درسال های 1324-1326 و دستگیری ،اعدام و قلع وقم سران آنها –اعدام سران حزب فرقه دموکرات کردستان توسط قوام السلطنه – تبعید آیت ا... کاشانی به لندن توسط دولت –ترور عبدالحسین هژیر توسط حسن امامی از فدائیان اسلام –اعلامیه معروف نواب صفوی از فدائیان اسلام – استعفای مصدق از نخست وزیری درپی فشار شاه در سال 1331 – اعلامیه تند قوام السلطنه در رادیو مبنی بر سرکوب شدید موافقان مصدق در سال1331- دو کودتای لو رفته در23و25 مرداد 1332 – کودتای 28 مرداد 1332 سر لشگر زاهدی و... نشان می دهند که حکم هایی که در نظریات محمد علی کاتوزیان ارائه شده است صحیح می باشد.

 

 

 

 

 


(1).فیوضات ابراهیم.دولت در عصر پهلوی(تهران:آگه،1375)، 60.

(2).بشیریه حسین.دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران(تهران:نگاه معاصر،1384)،68-69.

(3).فیرحی داوود.نظام سیاسی و دولت در اسلام(تهران:سمت وموسسه عالی باقرالعلوم(ع))،8.

(4). رنی آستین.آشنایی با علم سیاست،ترجمه لیلا سازگار(تهران:مرکز نشر دانشگاهی،1374)،13.

(5).فرحناز حسام.دولت ونیروهای اجتماعی در عصر پهلوی اول

(6).بشیریه حسین.جامعه شناسی سیاسی نقش نیروهای اجتماعی در زندگی سیاسی(تهران:نگاه معاصر،1383،)،107.

(7).بشیریه حسین،دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران(تهران نگاه معاصر،1384)،11.

(8).همان 14.

(9).ناظری محمد رضا. شناسنامه احزاب سیاسی ایران( تهران:پارسایان)،24-36.

(10).باتامور تام،جامعه شناسی سیاسی،ترجمه وتالیف صبوری کاشانی(تهران:کیهان1373)، 82.

(11).همان83.

(12).مارکس وانگلس ،ایدئولوژی آلمانی،ترجمه وتالیف درسال1845،بی جا، بی تا،46.

(13).مور برینگتن.ریشه های اجتماعی ودیکتاتوری ودموکراسی،ترجمه حسین بشیریه(تهران:مرکز نشر دانشگاهی،1369).

(14).فرحناز حسام.پیشین 26.

(15).فرانکو پوچی جان.تکوین دولت مدرن،ترجمه بهزاد باقی(تهران:آگه،1377)، 188.

(16). فرحناز حسام.پیشین52-57

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 2:15 توسط علي كاوند |

در تهران اعلام شده که نيروی انتظامی از ارديبهشت ماه، با زنان و دخترانی که با شلوار کوتاه يا بدون جوراب در انظار عمومی ظاهر شوند، روسری کوتاه و باريک به سر کنند، مانتوی کوتاه و چسبان بپوشند يا در پارک و خيابان حيوان همراه خود داشته باشند برخورد قاطع خواهد شد. همچنين گفته شده با کسانی که مواد مخدر توزيع کنند يا مزاحم زنان شوند نيز برخورد خواهد شد

خوشم میاد که تو دانشگاه ما ازاین خبر ها نی!!!!(؟)

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:39 توسط علي كاوند |

 

عنوان : آداب مطالعه ونگارش علمی برای دانشجویان وپژوهشگران(2)

منبع : فصلنامه مصباح شماره 29

 

در مقاله دوم نگارنده یادداشت برداری هنگام مطالعه را(قبل از نگارش علمی ) ازاساسی ترین کار ها بیان می کند وبرای بیان بهترین کار در این زمینه "ایجاد درخت حافظه" را پس از مطالعه را پیشنهاد می کند که طی این راه فرد با خواندن متن ودرست کرن درختی از مطالب مهم آن باید بتواند با نگاه به آن تمام  مطالب مهم متن را به یاد بیاورید .

 

علاوه بر مورد بالا وی برای تکمیل کار تحقیقی موارد ذیل را اشاره می کند:

 

1-      روشهای ارجاع وماخذ دهی: که برای این کار 2 سیستم ذیل را معرفی می کند:

اول: سیستم دانشگاه ونکوور: که دراین روش از عددهایی برای شماره گذاری یادداشتها استفاده می شود ودر پایان فصل می آید .

دوم: سیستم دانشگاه هاروارد: که در این روش نام نویسنده وتاریخ انتشار کتاب که در داخل پرانتز است به صورت مشخص در متن می آید واطلاعات کتابشناختی آن به طور کامل در انتهای فصل ویا در انتهای کتاب آورده  می شود.

 

             

2-      روش ثبت ارجاع : که بهتر است با استفاده از کارتهای فیش برداری صورت بگیرد وطی آن می توان اهمیت منبع مطالب آن و... را ثبت کرد.

3-      مفهوم سازی در مقاله: که در این رابطه اشاره می شود که مهمترین عامل یاددآوری مطلب مفهوم سازی است ودو مورد ذیل رابرای این کار اشاره می کند :

اول: مطالعه کلی نگر: که در این روش می بایست نسبت به تمام متن نگاه جامع ای داشت  وسپس از طریق برسی ایده ها میتوان موضوع را تحلیل کرد و همزمان یادداشت برداری کرد.

            دوم: مطالعه تحلیلی: که در این روش نوعی اشتراتژی در نگارش موفق کار های تحقیقی می باشد که این کار از طریق مطالعه استراتژی های مختلف می باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:14 توسط علي كاوند |

كتاب شازده كوچولو اثر زيبا ودلنشين آقاي آنتوان دوسنت اگزوپري نويسنده نامدارو خلبان فرانسوي قرن 20 است كه داستان آن داستان تخيلي گيرافتادنش در يكي از بيابانهاي خشك و بي آب وعلف  آفريقا بر اثر خراب شدن هواپيمايش مي باشد؛ وي پس از اين اتفاق تصميم به تعميير هواپيماي خود ميكند كه در حين اين كار با شازده كوچولو ،آدمك زيباودوست داشتني كه بدور از هيچ گونه آلايشي مي باشد آشنا مي شودكه  براي كسب دانش ومعرفت سياره اي كه در آن زندگي مي كرده را ترك كرده  ودريكي از سفرهايش به زمين آمده است؛ودرطي چند روزي كه تعميير هواپيمايش با نااميدي به پيش برده مي شد ازخلق وخو وداستان سفرهاي او مطلع مي شود،كه همين خلق و خو وداستان سفرهاي او منبع اصلي پيامهاي كتاب وزيبايي هاي آن مي باشد؛اين داستان با مرگ شازده كوچولو(بازگشت او به جايي كه از آنجا آمده است)ونجات نويسنده داستان ازبيابان آفريقا با درست شدن هواپيمايش پايان ميپذيرد .

دراين اثر زيباي سهل اما ممتنع سه طرف سخن ران وجود دارد كه شامل شازده كوچولو طرف مقابل شازده كوچولو كه با وي ديالوگ ميكند وخود نويسنده كه گاه در مقام كل سخن مي راندوجود دارد؛ در نوع وپيام اصلي هر ديالوگ(كه به نظرهرخواننده ميتواند متفاوت باشد)ميان شازده كوچولو وطرف مقابلش عواطف انساتي وزيبايي هاي آن به زبان وشكلي ساده بيان ميشود وعلايق ووابستگي هاي مادي تحت عنوان" آدم بزرگها" به باد مسخره گرفته ميشود.

به عنوان مثال ديالوگ ميان شازده كوچولو و گل زيباي درون سياره اش  از صداقت وپاكي عشق شازده كوچولو به گلش ،از ساده وبيآلايش بودن شازده كوجولو از راستگو نبودن گل و.. پرده بر ميدارد.

يا ديالوگ ميان او و روباه كه به نظرمن زيباتري ديالوگ مي تواند باشد از آنچه كه اصل است ازديده پنهان مي باشد و براي درك اصل هر چيزي بايد با چشم دل ديد وديگر نكاتي كه در آن وجود دارد سخن ميگويد .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 16:28 توسط علي كاوند |

عنوان مقاله: مقاله  های تحقیقی را چگونه بنویسیم

منبع: نشریه ندای صادق شماره 16

 از جمله ارکان هر اثر علمی –تحقیقی موارد ذیل است

 

1- مواد سالم و مطمئن که از منابع معتبر و از طریق استدلالهای علمی به دست آمده باشد.

 

2-ارائه استدلال صحیح وسازمان دهی شده ونیز نتیجه ای منطقی.

 

3- توان علمی و اجتهادی محقق برای شناخت روشهای درست تحقیق.

 

 مراحل پژوهش موارد ذیل می باشد

 1- فرضیه و طرح تحقیق. 

2- روش تحقیق.

3-   گردآوری مواد استدلال و منابع تحقیق.

4- تنظیم مطالب و نتیجه گیری. 

در مرحله ی اول نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

 

- سئوال اصلی مشخص شد باشد.

- محدوده کار مشخص شود .

- رئوس مباحث در بر گیرنده تعیین شود .

- ابزار های مناسب کار مشخص شود .

- حوزه منابع تحقیق مشخص شود .

- تمام احتمالا برای پاسخ به سئوال اصلی وارد شود ،سپس آنها دسته بندی –شوند.

- حاصل کار طرح تحقیقی خواهد شد که دارای محور های اصلی و فرع است و همین محور ها عناوین فصل ها و رئوس مقاله خواهند شد.

 

در مرحله ی دوم نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

 

 نوع روش تحقیق وابسته به رشته ی خاص خواهد بود اما قواعد عمومی حاکم بر روش تحقیق هم وجود دارد که 2 نوع می باشد

1-                             روش تحقیق میدانی:

- این روش بیشتر به حوزه علوم تجربی_ اجتماعی _جامعه شناسی مربوط می شود .

- در این نوع روش نمونه های عینی کاوش می شوند .

- در این نوع روش نتیجه از راه تفحص واستقراء بدست می آید .

-_ در این نوع روش تحقیق بر روی افراد  ، اشیاء وپدیده ای خارج از کتاب خانه می باشد .

 

2-                             روش کتابخانه ای:

 

-در این نوع روش ما محقق محدود به کتاب عکس کتاب خوانه وامثالهم می باشد .

- در این نوع روش نمونه عینی برسی نمی شود .

کتاب معتبر ، بدون دخل وتصرف ،تحریف وخارج از جناح بندی های سیاسی و شخصی منبع اصلی این نوع روش است .

- توجه به این نکته در این مرحله مهم است که آنچه که دیگران نوشته اند وحی منزل نیست .

 

توجه: در برخی از تحقیقات ازدو نوع روش هم استفاده می شود .

 

 در مرحله ی سوم نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

بعد از انجام سه مرحله نوبت این می رسدکه به دانسته های خود مراجعه کنیم ومقدمات استدلال خود را مرتب کنیم (هر چه معلومات انباری مان بیشتر باشد استدلال های مان قویتر خواهد بود ) .

 

بعد از آن به منابع تحقیق رجوع می کنیم (کتاب شناسی ها ، فهرست نویسی ها ، نمایه ها ، اینترنت ، برگه دان کتابخانه ها از جمله آنهاست ) .

 

در مرحله ی چهارم نکات ذیل را در نظر داشته باشید:

در این مرحله فیش برداری ها ، مطالب تحقیقی و آنچه که در حین تحقیق بدست آمده با توجه به استدلالها و معلومات وطرح سئوال اصلی خود باید تنظیم کنیم ونتیجه تازه خود را در اختیار دیگران قرار بدهیم

 

بعد از طی مراحل گفته شده محقق باید مطالب خود را با رعایت نکات شیوه ی ارائه مقاله به نگارش مقاله خود به پردازد . تعدادی از این موارد در ذیل آمده است.

 

1-                                 نگارش:

2-                                 فهرست منابع:

3-                                 چکیده، کلید واژه، عنوان:

 

در ابتدا مقدمه (آغازی دلپذیر و دلنشین برای ورود به بحث ) سپس متن اصلی(در اینجا باید استدلالهای علمی خود را در رد یا اثبات فرضیه نخستین ارئه کنید)

 و در پایان نتیجه نهایی(که در اینجا نتایج نهایی خود را در رد یا اثبات فرضیه اصلی خود باید بیان کنید ، به کار گرفتن لحن غیر مستقیم در این مرحله بهتراست چرا که خواننده را به مقاومت و بن بست تفکر در مقابل نتیجه نهایی شما سوق نمی دهد )خود را بنویسید .

 

در نگارش مقاله ( بخصوص مقاله تحقیقی ) از حدس و گمان ، تخیل ، تکه بر شنیده های غیر موثق وغیره باید بدور بود .

 

ذکر منبع در هنگام نگارش فواید زیادی دارد از جمله: رعایت اصل اخلاق و امانتداری ، بدور بودن از تبعات صحت وسقم مطالب ، باز کردن راه پژوهش برای خواننده گان دیگر .

 

یکی از روش های ثبت ارجاع ؛ پاورقی است که  به دو صورت در انتهای صفحه می آید و به وسیله پاره خطی از متن اصلی جدا می شود

پاورقی توضیحی : این نوع معمولا شامل مطالب تکمیلی است که برای روشن تر شدن مطالب مجمل متن می آید.

پاورقی ارجاعی: برای ذکر سند و منبع مورد استفاده نویسنده است .

 

ازجمله ارکان صوری مقاله فهرست منابع ، چکیده،کلید واژه و عنوان می باشد .

درفهرست منابع ذکر مشخصات کامل کتب و آثاری که مولف به آنها استناد کرده است  الزامی است در قسمت چکیده که در اول مقاله می آید باید بر اساس طرح تحقیق و بطور فشرده عناوین،رو ش کار،نوع منبع،نتیجه نهایی و امثالهم معرفی شود (چکیده خوب نشانه تسلط نویسنده بر کار خویش است) .

 

کلید واژه ها مکمل چکیده مقاله اند که مقاله را در چند واژه معرفی میکنند .

عنوان مقاله محل جذب نگاه  است پس انتخاب عنوانی مناسب برای مقاله از مهمترین کار ها میباشد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:20 توسط علي كاوند |

 

 

خلاصه ای از کتاب                                                                    

Critical reasoning: a practical introduction

اثر Thomson.Anne که توسط فریده هاشمیان وحسن ملکی با عنوان استدلال انتقادی ترجمه شده است.

 

تفکر انتقادی به عنوان یک کمبود در سطح جهانی ، نظر کارشناسان را به طور جدی به خود جلب کرده است ؛ در این کتاب سعی شده است تفکر انتقادی به عنوان فعالیتی در جهت برسی عقاید و نظرات ،بر مبنای موید آن و نتایجی که پیامد آنهاست آموزش و تمرین داده شود.

 

خلاصه ای از مطالب آن

 

فصل نخست:

 

-        سعی کنید در متن ارئه شده دلایل سخن و نتایج آنرا از هم جدا کنید و آن ها را بسنجید.

-        برای شناسایی استدلال از در جمله؛ از کلمات نشانگر استدلال مثل بنابراین، از این رو، باید، نمی تواند، در نتیجه و.. میتوان کمک گرفت ( توجه: لزوما وجود کلمات نشانگر استدلال نشانه استدلالی بودن آن نیست و برعکس ) .

-        در متنی که کلمات نشانگر استدلال وجود نداشت از روابط بین عبارات متن می توان به استدلالی بودن با نبودن متن پی برد .

-        توجه داشته باشید که گاه هدف متن ، نتیجه خواهد بود اگر چه هدف متن در خود متن وجود نداشته باشد (توجه: اگر هیچیک از جملات متن، شامل نتیجه گیری نباشد آن متن استدلالی نخواهد بود) .

-        اگر در متن ارائه شده دلایلی برای نتیجه وجود داشت کشف کنید که آیا دلایل آورده شده با هم منطبق هستند یا نه، بعد از آن به ارزیابی آنها بپردازید .

-        توجه داشته باشید که بازنویسی متن برای جداسازی استدلال از نتیجه به شما کمک خواهد کرد .

-        گاه در متن دلایلی وجود دارد که همگی باهم نتیجه را اثبات می کند؛ در این صورت باید صحت تمام دلایل آورده شده برسی شود .

-        گاه در متن دلایلی وجود دارد که هریک می تواند نتیجه را اثبات کند بنابراین انجام نکته قبلی نیازی نیست.

-        اگر متن سرشار از دلایل بود به تفکیک دلایل بپردازید این کار کمک زیادی خواهد کرد.

-        دو شیوه ای می تواند شما را در تشخیص دلایل ارائه شده در یک استدلال کمک کند موارد ذیل است:

1-   پیدا کردن دلایلی که بتواند نتیجه های خاص را تایید کند .

2-   پیدا کردن راههایی که با دلایل ارئه شده تطبیق داشته باشد .

 

-        - استدلال ها همیشه شامل مفروضهای زیادی هستند؛ عملکرد آنها در استدلال ها مواد ذیل است:

1-   حمایت از دلایل اصلی ارئه شده در استدلال .

2-   به عنوان دلایل اضافی که برای بیان نتیجه استدلال کافی نیست ویا به عنوان گامی نامرئی در استدلال ها میتواند به هر مقصودی به کارآید.

فصل دوم :

 

- برای ارزشیابی درستی دلایل و مفروض ها دو مورد ذیل به خیلی کمک می کند:

1- دانش عمومی خود .

2- برسی اعتبار مراجع ( دروغ نبودن، تخصصی بودن تحت احساسات نبودن تایید شدن با منابع دیگر و....) .

 

-        توجه داشته باشید پیروی دلیل از نتیجه آورده شده نیاز است .

-        موارد ذیل را برای تشخیص استدلال های ناقص به خاطرداشته باشید:

1-   یک مورد، قابل تعمیم به همه موارد نیست .

2-   مدارک و شواهد کافی .

3-   همزمانی دو اتفاق دلیلی برای گرفتن یک نتیجه نخواهد بود.

 

-        توجه داشته باشید که در هنگام جستجوی نواقص استدلال کاری به صحت دلایل نداریم.

-        برخی از استدلال ها به جای متقاعد کردن برای پذیرش یک نتیجه خاص، سعی دارند تاچیزی که ما قبلا آنرا به عنوان یک حقیقت قبول داشته ایم تبیین کنند؛ در هنگام برسی تبیین موارد ذیل را توجه کنید:

1-   هر گونه ابهام را در ارتباط با تبیین مشخص کنید .

2-   اگر در جستجوی تبیینی دیگر موفق شدید در قبول تبیین ارئه شده محطاط باشید .

 

 

فصل سوم :

 

-        از جنبه های مهم استدلال، استخراج نتایج از شواهد ودرک پیام سخن دیگران است که با تمرین حاصل می شود

-        گاه به هنگام ارائه استدلال اصلی برای نتیجه، استدلال های موازی آورده می شود؛اگر بتوانید استدلال های اصلی را از استدلال های موازی جدا کنید در پیدا کردن نقص استدلال ها راحت تر خواهید بود .

-        استدلال هایی که بر اصول کلی متکی هستند؛ دارای مدلولهایی فراتر از موضوع خود می باشند ، اصول کلی اصولی هستند که برای بیش از یک حالت قابل اجرااند؛ گاه در یک استدلال بر یک اصول کلی تاکید می شود،می توان با کشف اصول کلی و سنجش آن (رد یا اصلاح یا تایید) نقص استدلال را کشف کرد .

 

 

فصل چهارم :

 

-        مهارت درک زبان از جمله مهارت هایی می باشد که ارتباط عمقی با تفکر انتقادی دارد .

-        از جمله مهارت های زبان که ارتباط زیادی با استدلال دارند مواد ذیل است:

 

1-   توانایی کار برد زبان با دقت و وضوح تمام

2-   توانایی خلاصه کردن استدلال های دیگران.

 

گاها در استدلال ها "عبارت مبهم" وجود دارد که شاید معنی نزدیک یک کلمه منظور نباشد یا عرفا یک عبارت بجای عبارت مقصود به کار می رود ویا امثالهم در این گونه موارد باید سعی شود معنی دقیق عبارت مبهم را پیدا کرد تا قصد نویسنده یا گوینده متن مشخص شود (در اینجا برسی تفسیر های ممکن از عبارت مبهم کمک کننده است) .

 

-        برای خلاصه کردن استدلال های متن دو روش می تواند ممد باشد :

 

1-   بیان متن ارائه شده بر زبان خود

2-   خلاصه کردن متن به روش ذیل:

 

متن سعی دارد به من بقبولاند که ...(نتیجه گیری اصلی) ...،بنابر دلایلی که (نتیجه گیری میانی/حد وسط اول)...و...(دلیل اصلی)...و...(نتیجه گیری میانی/حد وسط دوم).

 

 

 

فصل پنجم :

 

 

این فصل آخرین فصل کتاب است ودر آن به تمرین مهارت های استدلال می پردازد(تمرین بر روی متن های طولانی )

 

طرح ذیل خلاصه ای برای ارزیابی استدلال است که در این فصل آمده است

 

 

تجزیه وتحلیل

ارزشیابی

1-   دلایل ونتایج را مشخص کنید

-        نشانگر های نتیجه را پیدا کنید

-        نشانگر های دلیل را پیدا کنید

-        بپرسید متن سعی در قبولاندن چه چیزی را دارد

-        این بحث از چه دلایل ومدارکی برای متقاعد کردن من استفاده می کند

2-   مفروضات بیان نشده را بیان کنید

-        مفروضاتی که از دلایل حمایت می کنند

-        مفروضاتی که به عنوان دلایل اضافی هستند

-        مفروضاتی که به عنوان نتایج میانی عمل می کنند

-        مفروضاتی  که در ارتباط با موارد مشابه یا قابل قیاس هستند مفروضاتی که در ارتباط با صحت یک توضیح ارائه شده ، هستند

3-   صحت دلایل را ارزشیابی کنید

- چگونه اطلاعات بیشتری را که در این امر به شما کمک خواهند کرد جستجو می کنید.

4-   اعتبار متخصصانی را که استدلال مبتنی بر گفته های آنهاست ، ارزیابی کنید

5-   آیا مدارک و شواهد اضافی وجود دارد که نتیجه را تقویت یا تضعیف کند؟

- هر چیزی ممکن است درست باشد

6-   قابلیت پذیرش هر یک از توضیحاتی را که مشخص کرده اید ، برسی کنید

7-   درستی مقایسه های را که مشخص کرده اید، ارزیابی کنید

8-   آیا شما می توانید نتیجه را ازمتن استخراج کنید؟ اگر این طور است،آیا این نتایج دال بر ناقص بودن استدلال متن هستند؟

9-   آیا در متن استدلال موازی با استدلالی که شما آن را ناقص می دانید وجود دارد؟

10- هر یک از دلایل و مفروضات ، متضمن یک اصل کلی است؟

11- استدلال به خوبی نتیجه راتایید میکند؟اگر این طور است، آیا شما می توانید مسیری را که درآن حرکت از دلیل به سوی نتیجه ،دچار نقض شده است مشخص کنید

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:2 توسط علي كاوند |

 

 

عنوان مقاله: روش مطالعه ونگارش برای دانشجویان (1)

 

نگارنده برای ارئه روش مطالعه و نگارش علمی توصیه وتمرین هایی را ارئه می دهد که برخی از انها  در ذیل آمده است.

- به هنگام خواندن متن سعی کنید به گونه ای بخوانید که بتوانید به بر داشتی کلی و روشنی از متن دست بیابید هر چند در برخی از جاهای متن پیچیدگی زیادی باشد.

- سعی کنید برای مطالعه خود شرایط و محیط مناسب را فرا هم آورید

- انتخاب موضوع برای نگارش علمی ، بدست آوردن منابع م ماخذ متناسب با موضوع انتخاب شده ، گرفتن توصیه های مفید از استاد مربوطه ، رجوع به راهنمایی های مختلف کتاب رجوع به نمایه ها از مهمترین کار ها برای نگارش علمی است.

- از جمله کارهایی که می توانید برای دسترسی به منابع انجام دهید موارد ذیل است:

1- استفاده از کتاب شناسی ها وفهرست منابع

2- بدست آوردن منابع معتبر ازطر یق راهنمایی استاد ویا دانشجویان بالاترو....

- توجه به نقاط حساس متن بری تطبیق منابع با نیاز های اطلاعاتی از اهمیت زیادی برخوردار است ؛ نقاط حساس متن شامل :عنوان، فهرست، مقدمه، مطالعه بخشی از کتاب ونتیجه می باشد

- کتابخانه ها منبع جستجوی منابع اند ؛ پس انتخاب کتابخانه مناسب اهمیت زیادی دارد( دارا بودن کتب زیاد و معتبر ،کارکنان خوش برخورد داشتن و... از جمله آنهاست) .

- اگر به هنگام مطالعه با متن آن موافق نبودید دلایل موافق نبودن خود را بر شمارید.

- سعی کنید بخشهای مهم متن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید وسپس آنها را متجانس کنید.

- برای اینکه بتوانید سطح تفاوت مفاهیم و اندیشه ها را در دو متن مشاهده کنید تمرین ذیل را انجام دهید

1- دو متن را انتخاب کنید یکی آشنا به مطالب آن و دیگری نه .

2- یک برگه را به دو قسمت تقسیم کنید و هر قیمت را به هریک از متن ها اختصاص دهید .

3- پس از مطالعه، در برگه ای که آماده کرده اید لیستی از مطالب که وجه تفاوت دو متن است را مشخص منید و در قسمت مربوط به هر متن بنویسید.

4-در حاصل کار خود تفکر کنید (نتایج شگفت انگیز خواهد بود)

 

- برای اینکه بدانید چگونه و چطور یادداشت برداری کنید تمرین ذیل را انجام دهید:

1- متنی متناسب با نیاز خود انتخاب کنید.

2- مطالب متن را با دقت بخوانید بطوریکه بتوانید مفاهیم اصلی آنرا درک کنید و نکات قابل توجه آنرا یادداشت برداری کنید (یادداشت برداری بدون مراجعه به متن اصلی بهتر است).

3- حاصل کار شما انبوهی از یادداشتهای مختلف است؛ حال آنها را با توجه به تصویر ذهنی خود از متن بازنویسی کنید(تداوم این تمرین موفقیت خوبی به دنبال خواهد داشت).

- برای اینکه یادداشت برداری مناسب از متن "پس از مطالعه " را خوب انجام دهید تمرین ذیل را انجام دهید

1- متنی را انتخاب کنید .

2- برگه ای انتخاب و آنرا به دو قسمت قسیم کنید (3/1و3/2).

 3- بعد از خواندن متن در قسمت بزرگتر برگه مطالب متناسب با تحقیق خود را بازنویسی متن را بازنویسی کنید و در قسمت کوچکتر یادداشت های خود را به صورت کلید واژه بنویسید.

4- بعد از انجام این مراحل شما دو یادداشت از یک متن خواهید داشت و پس از تکرار این تمرین شاهد افزایش توان نوشتاری در قالب یادداشت و فهم بهتر مطلب خواهید شد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 18:41 توسط علي كاوند |

در زبان ما،مقاله نام قطعه اي نوشتاري است،اماازريشه عربي قول به معناي گفتن،اين مشاهده نزد شما چه پرسشهايي را بر ميانگيزد؟پاسخهاي موقت و پيشنهادي شما به انها چيست؟

 

در پاشخ به اين سئوال ميتوان دودسته سئوال را ازهم تفكيك كردكه دردسته اول پيش فرض ما خلط ميان مقاله درزبان ما وريش هاش صورت گرفته ودر دسته دوم پيش فرض ما مبني برعدم خلط ميان ان دوميباشد.

ازجمله پرسشهايي كه در دسته اول ميتواند مطرح شود اين است كه آيا به هنگام وروداين كلمه به زبان ما، ما تسلط كافي بر مفهوم مقاله نداشته ايم؟كه در جواب مي توان گفت  با پيش فرض خود، جواب مثبت خواهد بود وراهكا كارامد ميتواند تلاش براي ارائه واژه مناسبتر باشد.

سئواي ديگر در اين دسته ميتواند اين باشد كه ايا سنت فرهنگي ما مبني بر اينكه بيشتر نقل قول كننده ايم وبيشتر سخن مگوييم تا نويسنده باشيم موجب اين خلط شده است؟متوان گفت بلي چرا كه سنت فرهنگي ما عاملي موثر ودخيل بوده است واين امر را تاريخ ما تاييد ميكند،راهكار پيشنهادي درنظر من تمرين وممارست است براي تغيير فرهنگ خود.

 

اما برخلاف دسته سئولات اول متوان به دستهاي از سئولات رجوع كرد كه در ان پيش فرض اين است كه خلط ميان مقاله در زبان ما وريشه ان وجود ندارد از جمله اينكه،آيا مقاله خود نوعي گفتن است؟بله چرا كه قبل از اينكه فرد مقاله را بنويسد اول انرا درپيش خود وذهن خود ميخواند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 11:43 توسط علي كاوند |

 

کاش روزی تحت عنوان "روزجهانی زن(۸ مارس)" در بین ایام سال نبود  تا زنان ایرانی دست به تجمع  در پارک دانشجوی تهران ، آنهم ازنوع غیر قانونی!!!(شاید نشانه دردی در جامعه ما)بزنند وسپس با انها برخورد قانونی!!!! شود.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 10:52 توسط علي كاوند |

سه گانه گوتنبرگ-مقاله-روزنامه براي شما چه معنايي دارد؟يوهان گوتنبرگ آلماني را قطعا را بايد يكي از عوامل زايش رنسانس در تاريخ غرب دانست چرا كه با اختراع دستگاه چاپ،اين فناوري مقدس وقابل ستايش باعث گسترش تعداد كتابها،رواج دادن سواد،ارزان شدن كتاب،كمترشدن وقت توليد كتاب و...شدوتوانست با اين اختراع  نام خود را محكم بر صفحه تاريخ ثبت كند.

وي باعث شد تا مقاله كه حاصل انديشه،پژوهش، تحقيق وشورش و مبارزه طلبي مي باشد گامي بلند و پر قدرت را در راه تكامل خويش بردارد.چرا كه فرهنگ غرب مبني بر سنت نوشتن است.ومقله با كمك دستگاه چاپ در معرض همگان قرار گرفت.

مقاله اي كه عنصر معنا بخش به آن حق آزادي بيان وقلم است .چرا كه بدون اي حق مقاله معنايي نخواهد داشت وروزنامه كه بارشد تكنولوژي وفن اوري در حال طي راه رشد خود است ابزاري است براي تعميم وگسترش نظر، انديشه و..كه تجلي گاه آن مقاله است.

 

 

آيا چهار مقاله عروضي مجمعه چها مقاله است يا خود يك رساله است يا هيچ كدام؟جواب قاطع وروشني براي اين سئوال حاصل نشداما با برسي هاي انجام شده نظر بنده اين است كه اين اثر يك رساله ميباشد جرا كه عنصر پيوند كلي ميان چهار مقاله موجود دركتاب نمايان است.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند 1384ساعت 11:16 توسط علي كاوند |

فرق essayباarticleچيست؟با اينكه معني تحت الفظي هر دو لغت مقاله است اما با دقت بيشتر به معاني آن از جمله

Article:

1.a piece of writing about a particular subject in a newspaper or magazine.

2.low a separate item in an agreement or contract.

3.formal a particular item or separate thing especially.

4.grammar the word sand on.

Essay

1.ashort piece of writing by student as part of a course of study.

2.ashort piece of writing on a particular subject.

3.an attempt to do sth

متوان گفت مقاله در مقام essayاز نوع تحليلي خواهد بود ور در آن انديشه جديد ارائه مي شود وكوتاه تر از articleمي باشداما مقاله در مقام articleازنوع تحقيقي خواهد بود و در اين نوع مقاله نويسنده با خقلاقيت و دانش خود جرئ هاي مختلفي را به هم وصل كرده ومقاله اي را توليد ميكند.

(1) oxford advanced learnes dictionary

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 11:37 توسط علي كاوند |

دوست عزيزم آقاي مهدي عزيزي

سئولات مطرح شده شمادر نقد برمطلب واگیررابه دقت مطالعه كردم.

متوجه شدم كه شما دوست عزيز متن اينجانب را مبني براينكه دانشگا ما از ابزار اقناع براي عدم استعمال دخايات در دانشگاه استفاده كرده است متوجه نشده ايدچراكه دقيقابرعكس آن اتفاق افتاده است.

يعني دانشگاه اصلا توجهي به ابزار اقناع نكرده وصرفا با زدن اعلاميه به من،تووديگران حكم كرده است كه استعمال دخانيات دردانشگاه ممنوع است.

درضمن من نگفته ام كه چهره زوروقدرت دردنياي ما ديگركاربردي ندارد بلكه ادعادر متن بنده تنها اين بود كه استفاده از اين ابزار در سيستمهاي دموكرات امروزي به طور چشمگيري افول يافته است.

در انتها از لطف شما ممنونم وبايد بگم كه من شيردل مورد دلخواه آقاي دكترعبدالكريم سروش نيستم!.

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 12:14 توسط علي كاوند |

 

همانطور كه ميدانيد ابزار مشهور وبارز قدرت،زوراست كه نمايش واستفاده ازآن درسيستمهاي سياسي دموكرات ومدرن امروزي به علت انعطاف ناپذيري وخشن بودن ان به طور چشمگيري افول يافته است وبجاي به ان ازابزار اقناع وتطميع براي بالا بردن مشروعت سياسي وانسجام اجتماعي استفاده ميشود.

    باگسترش فناوري اطلاعات و ورود به عصر ارتباطات كار به جايي رسيده كه استفاده از اين ابزار درجامعه دموكرات ومدرن قم هم مرسوم شد .

    نمونه بارزونمايان ان را در قضيه حسينه دراويش قم شاهد شديم كه طي ان اين اتفاق بدون بكار گرفتن عنصر موثر زور وخشونت وبدون خون وخونريزي به خوبي وخوشي به پايان رسيد.

    اما اين حركت رو به جلودراينجا خاتمه نيافت ودانشگاه خودمون(مفيد قم)هم نشان داد كه دنباله روان دسته از جوامعي است كه براي رسيدن به مقصود خود از ابزار اقناع  به نحو احسنت استفاده ميكند واين كار را با زدن اعلاميه هاي اخير خود مبني بر عدم استعمال دخانيات در دانشگاه  نشان داد(از سر دردانشگاه، روي آرم دانشگاه تا اونجايي كه مجبوري بشيني!؟).

 

 باشد كه اينگونه گامها توسط ما اينده سازان اين مرزوبوم،دراينده محكمتروقويتر برداشته شود

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 18:1 توسط علي كاوند |

         

ایست!

ايست!

هر دو به هم ایست دادند.هردو ایستادند.اسلحه هایشان را رو به هم نشانه رفته بودند.

هر دو باهم گفتند:اسلحتو بنداز. هيجكدام اسلحه هايشان را ننداختند.

سرباز اولي گفت :چرا تو مرز ما اومدي.

سرباز دومي گفت :تو چرا تو مرز ما اومدي.

 - دنباله آب آومدم اخه خيلي تشنمه.

- خب،منم تشنمه، دنباله اب اومدم.

پس بهتره بجاي اينكه همديگرو نشونه بگيريم دنباله آب بگرديم.

-باشه بريم.

-بريم.

هركدام منتظر بودند تاديگري اسله اش راپايين بياورد.

سرباز اولي گفت:پس چرا اسلحه تو پايين نمي آري.

سرباز دومي گفت:خودت چرا اسلحه تو پايين نمي آري.

-اصلا مي خواي باهم اين كارو كنيم؟

-باشه.

تاسه ميشماريم باهر شماره يه كم اسلحمونو پايين مياريم.

هردو تا سه شمر دند با هر شماره اسلحه هايشان را كمي پايين اوردند حالا بهتر ميتوانستند همديگر رو ببينند.باترس به هم نزديك شدندوكمي همديگر رو ورنداز كردند به دنباله اب راه افتادند. به بركه كوچكي رسيدند

سرباز اولي گفت:اول تو بخور.

-نه اول تو بخور.

تصميم گرفتند دوباره تا سه بشمورند وهردو باهم سرشان را تو اب سرد بركه فرو كنند.تا سه شمردند وباهم سرشان راداخل اب گوارا فروكردند.هردو توي دلشان تا سه شمردند وسرشان را سريع از اب بيرون كشيدند تا مبادا ديگري زودتر اين كار را انجام دهد.

باهم به راه افتادند.به مرز كه رسيدند از هم خدا حافظي كردند

گفت:اول تو برو.

گفت:نه اول تو برو.

تصميم گرفتند تا سه بشمارن وبا هم برگردند.تا سه شمردند و هريك به سمتي رفتند.

بعد از جند لحظه صداي شليك دو گلوله امد وسكوت بيابان را فرا گرفت.

انها مرز همديگر رو اشتباه رفته بودند.

+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 12:21 توسط علي كاوند |

جایگاه ما !

سامرا غرق ماتمان کردی اشکهایمان را جاری کردی دلمان را شکستی عقدهای بزرگ در حلقمان فرو کردی افکار شیطانی در فکرما فرو کردی....

امروزاساتيد و طلاب حوزه علميه ودانشگاهها و مردم قم شهری که در انیم با برپايي دسته هاي عزا از مقابل بيت حضرت امام خميني (ره) انزجار خود را از توهين و تخريب بارگاه امام هادي (ع) نشان خواهند داد.

آیا کافیست آیا همین کار فقط. بس است؟

جایگاه ما کجاست!

مگر امام هادی علیه السلام عزیز دلمان نیست!

چرا خروش نکنیم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 12:8 توسط علي كاوند |

امروز تو خبر ها اينوداريم كه:

تخريب بخشي از گنبد امام هادي(ع) در سامرا توسط بمبگذاري عده اي از؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ها

 نظر شما در اين باره چيه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 16:5 توسط علي كاوند |

به نام خدا

باسلام وعرض وقت به خير به همه دوستان

خيلي خوشحالم به طوريكه نمي دنونم جه طور خوشحالي خودمو بهتون بگم.

مي خوام در اولين حرفم از باني هاي اين كارصميمانه تشكر كنم از استاد گراميم اقاي دكتر مجاهدي ودوست عزيز مان آقاي مهدي كاظمي.

انشاء الله بتونيم با كمك هم ديگه وبلاگ خوبي رو سامان بديم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 15:48 توسط علي كاوند |