اگر چه استدلال به وسيله زبان ارائه ميشود ولي همه ارتباط هاي زباني شامل دليل و يرهان نيست. بنابراين ما بايد بتوانيم ويژگي هاي زبان را كه نشان دهنده استدلال است را پيدا كنيم. بيشترين كاربرد زبان براي برقراري ارتباط با ديگران است.
كلمات نشانگر استدلال:
رايج ترين كلماتي كه براي ارائه نتيجه از آنها استفاده ميشود كلمات بنابراين و پس ميباشد.
در ستوني كه كلمات نشانگر استدلال وجود ندارد بايد روابط بين عبارات در متن بررسي شود، تا ارزيابي كنيم كه آيا برخي از
جملات ميتوانند درتاييد عبارات بين نتيجه به كار روند يا نه.
براي شناسايي نتيجه گيري يك استدلال بايد به موارد زير توجه كرد:
كلمات نشانگر نتيجه گيري
اظهار نظرهايي كه به نظر ميرسد دلايلي براي آنها ارائه شده است.
بررسي درون متن به عنوان اولين قدم در هنگام تصميم گيري كه آيا استدلال است يا نه.
مراحل تشخيص اينكه يك متن يا عبارت استدلال است يا نه
1)ابتدا كلمات نشانگر استنتاج را پيدا كنيم مثل لذا، بنابراين.
2)اگر هيچ يك از جملات متن شامل نتيجه گيري نباشد پس آن متن استدلال نييست. زيرا استدلال بدون نتيجه گيري وجود ندارد.
مواردي كه ما ازدلايل استفاده مي كنيم عبارتند از: تاييد نتايج بحث، تاثير نظرات، توضيح علت وقوع يك پديده. دو شيوه اساسي براي تشخيص دلايل ارائه شده عبارتند از جستجوي دلايلي كه بتواند نتيجه هاي خاصي را تاييد كنند. دوم تلاش براي پيدا كردن راههايي كه با دلايل ارائه شده تطبيق داشته باشد.
منظور از فرض نه هر فرضي در استدلال بلكه اشاره به مفروض ها يي دارد كه تلويحا بيان ميشود و ممكن است شواهد دقيقي براي درستي آن باشد يا نباشد و اين ويژگي وجه مشترك دليل و فرض است و از فرض براي اشاره به مطلبي كه به صراحت بيان نمي شود استفاده مي كنيم .