بسمه تعالی
بررسي مولفه هاي متمايز در تحليل انقلاب اسلامي ايران
علي سروش
انقلاب اسلامي ايران در سال 1979.م نه تنها در عرصه داخلي ايران آن هم در ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي، اجتماعي، هنري و... انقلاب بوجود آورد بلكه سرمنشا تحولات بسياري در عرصه جهاني شد ؛
« تاكنون مشاهده كرده ايم كه تاثيرات انقلاب ايران در طول و عرض جهان اسلام از مغرب
تا اندونزي از بوسني در قلب اروپا تا اعماق آفريقا به طرق ودرجات مختلف متجلي شده
است.
جاي شگفتي نيست كه در قبال موج تازه اي كه انقلاب اسلامي ايران به جريان انداخته
است اربابان قدرت درجهان اسلام مي كوشند تا انقلاب اسلامي ايان را يك رويداد درون
مرزي معرفي كنند و آثار آن را بي آنكه اشاره اي به بازتاب هاي آن در خارج داشته باشند
تنها در درون مرزهي ايران متوقف كنند .» ‹1›
از همين روي توجه بسياري از انديشمندان جهان را بخود جلب كرد بطوري كه مي توان گفت ادبيات توليد شده در زمينه اقلاب ايران بيش ار ادبيات توليد شده درباره هر يك از انقلاب هاي كبير ديگر در دنياست.
انديشمندان فراواني بانگاه هاي مختلف سياسي ، جامعه شناسي ، فرهنگي و... انقلاب اسلامي ايران را بصورت علمي تحليل كرده اند .اما با توجه به چند بعدي بودن انقلاب اسلامي ايران ؛ سياسي، فرهنگي، اجتماعي، فلسفي و... وهمچنين با توجه به آثار جهاني آن طبيعي است كه تحليل اين انقلاب بسيار پيچيده خواهد بود .
تحليل هايي كه مبتني به يك بعد خاص مثلا جامعه شناختي ويا سياسي وغيره هستند بسيار ناقص خواهند بود، خصوصا كه بيشتر اين تحليل ها درچارچوب تفكري غرب وناظر بر تحولات و انقلاب هايي مبتني بر ايدئولوزيهاي
غربي وغير اسلامي است.
از همين روست كه شاهد تحليل هاي بسيار متنوع وشايد عجيب از انقلاب ايران هستيم . تحليل هايي با نگاه ماركسيستي چون تحليل «يرآوند آبراهاميان» تا تحليل پست مدرن «ميشل فوكو» و تحليل عرفاني«ليلاعشقي».
با توجه به همين مسئله تحول در « نظريات انقلاب » چنانچه در نظريه ساختار گرا « اسكاچ پل »‹2› و ديگر نظريات رخ داد طبيعي مينمايد .
با علم به پيچيدگي ها وابعاد مختلف انقلاب ايران اين مقاله سعي دارد با توجه به شواهد و آثار انقلاب ايران و تحليل انديشمندان به مولفه هايي در انقلاب ايران توجه كرده است كه مي تواند جوابگوي بخشي از سوالات ونقاط مبهم تحليل هاي صورت گرفته تا امروز باشد.
دو نكته در باب چارچوب و روش تحليل :
الف . مباني نظري و معرفت شناختي تحليل:
مبناي بسياري تحليل ها براساس مباني و ايدئولوزي هاي غربي مي باشد خصوصا در آثار تحليل گران غير
ايراني .
كه مطمئنا اين چاچوب هاي نظري نمي تواند بصورتي مناسب اين انقلاب را فهم و تحليل نمايند؛گرچه كه
اين تحليل ها ناظر بر رويدادهاي انقلاب ايران باشد اما در بسياري از موارد نمي تواند ناظر بر معاني ، باطن
نيات ودر نتيجه خط سير كلي اين انقلاب باشد.
چنانچه فوكو به اين مسئله اشاره مي كند:
«نظام حقيقت آنان با نظام حقيقت ما يكي نيست. نظام ما حتي اگر تقريبا جهاني شده باشد،
همچنان كاملا خاص است ... در ايران نيز تا حدود زيادي اين نظام مبتني است بر مذهبي كه
داراي شكلي ظاهري ومحتوايي باطني است به عبارت ديگر هر آنچه در شكل صريح قانون بيان
مي شود، در همان حال به معناي ديگري باز مي گردد.پس گفتن چيزي كه معنايي ديگر دارد ،
نه تنها دو پهلويي وابهامي قابل سرزنش نيست بلكه برعكس معناي اضافي ضروري و ارزشمند
است .در واقع مردم چيزي را مي گويند كه در سطح داده ها حقيقت ندارد اما به معناي عميق
تري باز مي گردد كه در قالب درستي و مشاهده غير قابل هضم است ... » ‹3›
فوكو در جايي ديگر توضيح مي دهد :
« روزي همه اينها { اعمال انقلابي خاص جامعه ايران } از ديدتاريخ نگاران پيوستن طبقه هاي
فرادست به چپ مردمي و غيره تلقي خواهد شد و اين حقيقتي تحليلي خواهد بود من فكر
مي كنم اين نكته يكي از دلايلي است كه ما وقتي از ايران باز مي گرديم و مردم براي درك
مسئله ، از ما يك نماي كلي تحليلي از واقعيتي پيش ساخته مي خواهند ، دچار تشويش
مي شويم. » ‹4›
برخي تحليل ها از آنجا كه مبتني بر ايدئولوزي هاي غربي است نتوانسته است انقلاب ايران را تحليل كند
ودر بيان تحليل هاي خود به تناقضاتي اعتراف كرده اند.
نمونه اي ازاين تحليل ها، تحليل «آبراهاميان» در كتاب «ايران بين دو انقلاب» ميباشد كه در عين تلاش
محققانه خود به تناقضاتي اعتراف كرده است.
«نقش بزرگي كه اسلام در انقلاب 1356 تا 1358 ايفا كرد نه تنها نقيضه اي در تاريخ ايران پديد
مي آورد بلكه در نخستين نگاه نيز چنين مي نمايد كه اين تصور رايج را از اذهان زدوده باشد كه
نوسازي منجر به مذهب زدايي مي شود و شهري شدن طبقات نوين را در برابر طبقات سنتي
تقويت مي كند بدين سان در اينجا دو پرسش به هم پيوسته پيش مي آيد اين نقيضه را چگونه
مي توان توضيح داد ؟
و آيا انقلاب اسلامي اين نظريه مرسوم را كه نوسازي ناگزير به مذهب زدايي يا غير مذهبي شده
كمك ميكند از ميان برد ؟
اين پرسش ها را به صورت ديگري نيز مي توان طرح كرد : چرا انقلاب 1356 تا 1358 كه مضمون
آن عمدتا اجتماعي، اقتصادي و سياسي بود شكل عقيدتي كه بي شك مذهبي بود به خود
گرفت ؟ و عواملي كه به انقلاب شكل اسلامي دادند موقتي اند يا دائمي ؟» ‹5›
در اين تحليل وتحليل هاي مشابه سعي ميشود مبتني بر الگوهاي ماركسيستي بيشتر به مسائل
اقتصادي پرداخته شود. كه البته به تحليل هاي مبتني بر اقتصاد نيز اشكالات فراواني وارد است.‹6›
ب. فراگير بودن ابعاد و فصل مشترك آنها :
دسته اي ديگر از تحليل ها در عين اينكه اصطلاحا بومي و ناظر بر فرهنگ ايراني اسلامي است اما يا تك
بعدي هستند ويا آنكه اگر هم چندبعدي هستند نتوانسته اند عامل اصلي و وجه اتصال ابعادمختلف
و به تبع آن آثار آن را توضيح دهند.
از آنجمله تحليل «صادق زيباكلام» در «مقدمه اي بر انقلاب اسلامي» كه ضمن توجه به ابعاد اقتصادي و
فرهنگي عامل اصلي انقلاب ايران را سياسي و مسئله «استبداد» ميداند.‹7›
اما به نظر مي رسد اين تحليل نمي تواند بسياري از ابعاد و آثار انقلاب ايران را توضيح دهد. به عنوان نمونه
تحول دروني عظيمي كه در ملت ايران در سال هاي انقلاب و بعد از آن به وجود آمد و باعث تحولات بسيار
در فرهنگ اجتماعي مردم ايران شد را نمي توان توضيح داد چرا كه نهادينه شدن هنجارهايي چون «ايثار» ،«ساده زيستي» و «معنويت گرايي» را نه تنها نمي توان با عامل اقتصادي يا عامل سياسي چون استبداد توضيح داد
كه حتي بالعكس اگر تحليل ها ي مبتني بر اقتصاد را بپذيريم بايد شاهد هنجارهايي عكس يا لااقل هنجاري غير از
ساده زيستي مي بوديم ويا اگر استبداد را عامل مي دانيم خصوصا در چارچوب مفهومي غربي آن بايد شاهد هنجاري
عكس يا لااقل هنجاري غير از معنويت گرايي مي بوديم . خصوصا كه اينگونه هنجارها از جمله نمود هاي بارز و
سمبليك جامعه ايران در سال هاي انقلاب وپس از آن است.
« براي مردمي كه روي اين خاك زندگي مي كنند جستجوي چيزي كه ما غربي ها امكان آن را پس از
رنسانس وبحران بزرگ مسيحيت از دست داده ايم چه معني دارد : جستجوي معنويت سياسي ؟
هم اكنون صداي خندهء فرانسوي ها را مي شنوم اما مي دانم كه اشتباه مي كنند .»‹8›
اساسا با توجه به ابعاد گسترده و خاص انقلاب ايران برخي از تحليل گران چارچوب ها وروش هاي متداول
را نامناسب يافته اند و چارچوب مفهومي و معرفت شناسي جديدي براي تحليل خود برگزيده اند؛
چنانكه فوكو مطالبه جامعه ايران را در روزهاي انقلاب توصيف مي كند :
« بايد خودمان را تغيير دهيم بايد شيوهء بودنمان ورابطه مان با ديگران، با چيزها ، با ابديت، با خدا و
غيره كاملا تغيير كند و تنها در صورت اين تغيير ريشه اي در تجربهء مان است كه انقلاب مان انقلابي
واقعي خواهد بود.» ‹9›
« وقتي از ايران آمدم سوالي كه همه از من مي كردند اين بود: «اين انقلابد است؟» من جواب نمي دادم
اما دلم مي خواست بگويم : نه به معني ظاهري كلمه انقلاب نيست؛ يعني نوعي از جا برخواستن و
برپاايستادن نيست قيام انسانهاي دست خالي است كه مي خواهند باري را كه برپشت همه ما و به ويزه
پشت ايشان...ازميان بردارند بار نظم جهاني را، شايداين نخستين قيام بزرگ برضدنظام جهاني باشد»‹10›
براي تحليل صحيح انقالب ايران در بسياري از موارد بايد فارغ از نگاه هاي متداول در علم سيلست به اين انقلاب
نگريست چنانچه «امام خميني‹ره›» اينگونه به انقلاب نگاه مي كنند:
«شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از همه انقلاب ها جداست هم در پيدايش وهم در كيفيت مبارزه و هم
در انگيزه انقلاب و قيام ، ترديد نيست كه اين يك تحفه الهي وهديه غيبي بوده كه ازجانب خداوندمنان براين
ملت مظلوم ...عنايت شده است.»‹11›
دراينجا به دو مولفه اساسي كه به انقلاب ايران ماهيتي متمايز مي بخشد اشاره مي شود:
الف.«اسلام ناب» :
برخلاف انقلاب هاي كبير دنيا كه ايدئولوزهاي مقطعي ونوساخته به عنوان ابزاري براي رسيدن به اهدف انقلاب
عمل كرده است در انقلاب ايران ، اسلام نه تنها نقش ايدئولوزي به معني سياسي آن را ايفا كرد بلكه از آنجا كه اسلام
يك مكتب ريشه دار تاريخي تمدني است وداراي نظريه، قانونو الگو در بسياري از ابعاد سياسي ، فرهنگي،اخلاقي و
غيره است به عنوان يك هدف وآرمان هم مطرح بوده است.
اساسا در طول تاريخ قرون گذشته ، اسلام حقيقي همواره گمشده بخش عمده جامعه ايران بوده است بطوري كه در
بسياري موارد تاريخي هنگامي كه مردم، اسلام را متبلور در نهاد يا تفكري ديدهاند از آن حمايت كرده اند .
چنانچه سلسله صفويه با ادعاي نمايندگي اسلام حقيقي مورد اقبال جامعه ايران واقع مي شود. ويا مشروطه هنگامي
كه به نام عدالت اسلامي مورد حمايت روحانيون واقع مي شود از سوي مردم اقبال مي شود و هنگامي كه خلاف آن
ثابت مي شود اين نهادها يا تفكرها مورد نفرت مردم واقع مي شود.
ازهمين روست كه تحجرستيزي و شناخت و معرفي اسلام ناب در قبل وبعد از پيروزي انقلاب مورد اهتمام مردم و
رهبران انقلاب بوده است؛ چنانچه امام خميني‹ره› در نامه اي خطاب به يكي از مورخين تحجرستيزي را يكي از
اهداف انقلاب مي دانند:
«شما بايد نشان دهيد كه چگونه مردم عليه ظلم وبيداد، تحجر و واپسگرايي قيام كردند و فكر اسلام ناب را
جايگزين تفكر اسلام سلطنتي، اسلام سرمايه داري،واسلام التقاط دربك كلمه اسلام آمريكايي كردند»‹12›
با توجه به عمق وگستردگي اسلام در ابعاد مختلف فكري، فرهنگي و تمدني خصوصا در نگاه مردم ايران اساسا
بايد مولفه ها وابعاد تك بعدي و غير جامع همچون اهداف اقتصادي و يساسي چون مبازه با استبداد وعدالت اجتماعي
را در درون اسلام خواهي و مطالبه اسلام ناب جستجو كرد.
اساسا برخلاف انقلاب هاي كبير ديگر كه به نوعي نفي گذشته است انقلاب ايران تداوم ميراث اسلام حقيقي است
چنانچه «حامد الگار» به آن اشاره مي كند:
«در حاليكه انقلاب روسيه، چين و ساير ملت ها درپي آن هستند كه لااقل تئوري گذشته را به شيوه اي قطعي
و صريح نفي كنند،انقلاب اسلامي ايران تداوم يك بخش پراهميت درميراث اسلامي ايران است به اعتباري
سرآغاز اين ميراث به ظهور اسلام در ايران در قرن هفتم ميلادي باز مي گردد .و به اعتباري صريح تر
نقطه عطف واقعي جهت بررسي زمينه تاريخي انقلاب را در همان سالهاي نخست قرن شانزده يعني زماني
كه ايران به عنوان تنها كشورجهان اسلام كه اكثرجمعيت آن به مكتب تشيع گرويدند مي با يدجستجوكرد»‹13›
در پاسخ به اين اشكال كه اسلام قرن ها خواسته و آرمان جامعه ايران بوده است ؛ چگونه است كه بعد از قرن ها به
يكباره مردم ايران انقلاب ميكنند ؟ بايد توضي داد كه اسلام خواهي سير تكاملي داشته است واوج اسلام خواهي و
مبارزه سازمان يافته و همچنين فهم جامع تاريخ از التقاط و تحجر در اين دوره اتفاق افتاد ضمن اينكه در طول تاريخ
هم در قالب بينش هاي اجتماعي گوگانون تلاش خود را در تحقق اين خواسته نشان داده است
ب.«ايمان جمعي» :
علاوه بر تناقض هايي كه از حيث نظري در برخي تحليل ها شاهد هستيم همچنين شاهد تناقض ها ويا ابراز شگفتي هايي
در اعمال انقلابي و نتايج حاصله در مقاطع مختلف انقلاب ايران هستيم .
به عبارتي شاهد نوعي نارسايي محاسبت استراتزيك متداول سياسي در تحليل انقلاب ايران هستيم:
«همه ما مسلمانان با بحث هاي تئوريك وقت وانرزي خود را تلف مي كنيم بي آنكه به غايت وهدف برسيم در
اينجا موضوع احساسات يا معنويات نيست، اينجا مسئله »هور واقعيت و مظاهر واقعي مطرح است، اگر غير
از اين بود چگونه بود كه ايرانيان توانستند بدون برخورداري از منابع مادي ... با يكي از مجهزترين ارتشهاي
جهان مقابله كرده و روياروي همه قدرت هاي بزرگ جهان ايستاده ودر نهايت به پيروزي برسند؟ مورخين
غربي تا صد سال ديگر نيز از اين رويداد دچار سرذرگمي خواهند بود.»‹14›
«يكي از دوستان ايراني من كه براي ديدار آيت الله خميني به پاريس مسافرت كرده بود از ايشان سوال كرد آيا
فكر مي كنيد عمليات واقدامات كنوني ما عاقلانه است؟ اگر ارتش به كشتار عمده دست بزند چه خواهد شد؟
آيا دير يا زود مردم خسته و نااميد نمي شوند؟ آيت الله در كمال آرامش وبه سادگي پاسخ دادند كه اين وظيفه
ماست كه به اين صورت مبارزه كنيم وپاداش آن با خداست.
اين پاسخ دقيقا نشانگرآن است كه آيت الله خميني در مبارزه خود به دنبال استراتزي نبودند واين كلام كاملا رد
محاسبات استراتزيك سياسي متداول است كه نشان از عالي ترين شكل استراتزي انقلاب با محتواي اسلامي
آن دارد.»‹15›
چنانچه شهيد مطهري معتقد است انقلاب ها در سرشت انسان ها ريشه دارند.‹16›
شاهد ابراز شگفتي ها وتناقض گويي هاي بسياري ازسوي انديشمندان و تحليل گران سياسي دنيا در مورد روند غير متداول
انقلاب ايران هستيم ؛ شگفتي از: حضور فراگيرومتحد مردم، بي توجهي به قدرت هاي بزرگ سياسي نظامي،پيروزي در
برابر توطئه ها وكودتاهاي پيچيده، «پيروزي خون بر شمشير»، مقاومت 8ساله در برابر ارتش عراق كه مورد حمايت همه
جانبه آمريكا ، شوروي واروپا بود.
به نظر مي رسد جواب اين بظاهر تناقض ها و شگفتي ها را مي توان در مولفه اي بنام «ايمان جمعي» جستجو كرد.
گرچه كه گفته مي شود ايمان امري فرا مادي و غير قابل سنجش ومحاسبه است پس نمي توان آن را يه عنوان يك مولفه
سياسي در انقلاب مورد بررسي قرار داد.اما به فرض آنكه خود ايمان را نتوان بصورت نظري وعملي تحليل كرد مطمئنا
آثار آن را مي توان مشاهده كرد و نمي توان اثر گذاري آن را ناديده گرفت.
البته نمي توان انتظار داشت تحليل گراني كه آشنايي به فرهنگ ايراني اسلامي ندارند اين ملفه را درك كنند.
تحليل فراگير:
«اساس اين نهضت از دو جا سرچشمه مي گيرد يكي از شدت فشار خارجي واز چپاول گري هاي خارجي و
داخلي و اختناق هاي فوق كه ... مردم را به جان آورد كه اين نهضت را همراهي كنند و يكي ديگر آرزوي ما
براي يك حكومت اسلامي و يك حكومت عدل كه يك رزيم در مقابل رزيم طاغوتي باشد و ما مسائل اسلامي
را مثل صدر اسلام پياده كنيم.»‹17›
همانگونه كه ابعاد انقلاب ايران فراگير است بطوري كه مطالبات و پيامد هاي اين انقلاب را ذر حوزه سياسي گرفتته تا
تا حوزه اخلاقي ، هنري و فلسفي مي توان مشاهده كرد. بايد تحليل ان هم برخوردار از چاچوبي باشد كه مي تواند همه
اين ابعاد را در بر بگيرد.
شايد واقع بينانه ترين چارچوب يا به عبارتي بهترين فصل مشترك مطالبات انقلاب ايران مفهوم اسلام ناب باشد.
دو زمينه مهم در پيدايش انقلاب ايران:
اما در انقلاب ايران دو اتفاق رخ داد :
الف: ظلم، استبداد،فشار اقتصادي،فساد،تبعيض،توسعه ناهمگون،دولت تحصيل دار،حقوق بشركارتر وغيرهمه در كنار
هم موجبات نوعي بيداري و فرار بسوي موعود اسلام را بوجود آورد.
مردم مي دانستند تبعيض نمي خواهند، مي دانستنداستبداد نمي خواهند، اما مي دانستند «توسعه» ،«استعمارنوين» و
غرب و شرق هم مطلوب آنها نيست.پس به دنبال چارچوب كلي اي بودند كه خواسته هاشان را تفسير كنند،و آن را
در گفتمان اسلام خواهي البته اسلام ناب يافتند:
« واكنون{ روزهاي پيش از انقلاب} همين نوسازي است كه از بنياد نفي مي شود آن هم نه تنها بخاطر
انحراف هايش بلكه به سبب اصل بنياديش در اقتصاد رزيم كنوني ايران ماشاهد آخرين لحظه هاي دوراني
هستيم كه كمابيش شصت سال بيش از اين آغاز شده است، دوران كوشش براي نوسازي كشورهاي اسلامي
به سبك اروپايي.»‹18›
ب:پس از سال ها كه دوباره اسلام در جامعه حضور يافته بود به تعامل با نظريات و فرهنگهاي شرق وغرب پرداخته
بود خصوصا با تجربه اي كه از نهضت مشروطيت به همراه داشت امام خميني‹ره›ومجموعه همفكرانش چون مطهري
و شريعتي توانستند اسلامي به دور از تحجر و داراي همه ابعاد حقيقي اش خصوصا بعد اجتماعي ظلم ستيز آن ويا به
عبارتي «اسلام ناب» را ارائه دهند وروشنگري كه امام و يارانش از سال 1342 شروع كرده بودند تبديل به گفتمان
برتر انقلاب و فصل مشترك خواسته هاي عموم جامعه شود. اسلامي كه جامع بين عدالت اجتماعي ،آزادي ،استقلال
،معنويت و معنا بخش زندگي مردم ايران بود.
« « شما چه مي خواهيد ؟» در مدت اقامت در ايران يك بار هم وازه « انقلاب » را از زبان كسي نشنيدم
اما از پنج مخاطب من چهارنفر جواب مي دادند « حكومت اسلامي » . »‹19›
و«حكومت اسلامي» بيش از آنكه مفهومي سياسي باشد گوياي گفتماني فرهنگي بود.
منابع:
1.الگار، حامد، ايران و انفلاب اسلامي، ص9 ، تهران ، انتشارات سپاه ،1362.
2.اسكاچ پل، تدا، حكومت تحصيل دار و اسلام شيعي .
3.فوكو، ميشل ، ايران روح يك جهان بي روح ، ص66 ، تهران ،هرمس ،1380.
4.همان، 64.
5.آبراهاميان ، يراوند ، ايران بين دو انقلاب ، ص490 ، تهران ، نشر مركز ، 1377.
6.زيباكلام ، صادق ، مقدمه اي بر انقلاب اسلامي ، ص70-90، تهران ،روزنه ، 1378.
7.همان ، ص125.
8.فوكو، ميشل ، ايراني ها چه رويايي در سر دارند ،ص36 ، تهران ، هرمس ، 1377.
9.فوكو، ميشل ، ايران روح يك جهان بي روح ،ص60 ، تهران ،هرمس ، 1380.
10.فوكو، ميشل ، ايراني ها چه رويايي در سر دارند ،ص36 ، تهران ، هرمس ، 1377
11. خميني ،روح اله، آئين انقلاب اسلامي ، ص168، تهران ، دفتر تنظيم و نشر آثار ،1375.
12.خميني ، روح اله ، صحيفه نور، ج21، نامه به سيد حميد روحاني.، تهران ،دفتر تنظيم ونشرآثار.
13.الگار،همان،ص13.
14.همان،ص54.
15.همان،ص82.
16.مطهري ، مرتضي ، پيرامون انقلاب اسلامي ، ص33 ،تهران ، صدرا ، 1375.
17.خميني ،روح اله ، صحيفه نور ،ج9، ض72، تهران ، دفتر تنظيم ونشر آثار.
18.فوكو، همان ،ص21.
19.همان ،ص36.
موضوع اصلی : تحلیل معنیت گرا انقلاب اسلامی
مفروضات : تحلیل های متعارف : جامعه شناسی ( مارکسیستی و لیبرال ) و سیاسی و اقتصادی نمی توانند بصورت کامل انقلاب اسلامی را تحلیل کنند .
سوال اصلی : ساختار و محتوای متمایز انقلاب سلامی
مساله تحقیق : عوامل غیر مادی : معنویت . عرفان . ارزشها در سیاست اثر گذارند
فرضیه : به دلیل اینکه روش این مقاله توضیح ومقایسه تحلیل های معنویت گراست فرضیه خاص ندارد
ادبیات موضوعی : ادبیات کمی در این زمینه موجود است از آن جمله است تحلیل های : لیلی عشقی
سید مرتضی آوینی . میشل فوکو . حامد الگار
روش : ییان ومقایسه تحلیل های معنویت گرا انقلاب اسلامی
امروز بار ديگر تحجر و سرمايه داري و رانت خواري دست به دست هم داده اند تا بي عدالتي ها را نبينيم و ويژه خواران طرفين را فراموش كنيم .
نویسنده با اشاره به زندگی روزمره ومذمت آن سعی می کند مخاطب رااز زندگی معمولی که در آن غرق شده خارج کند و وارد عالم فلسفه کند.
او در این میر نکات لطیفی از تفاوت این دو دنیا عرضه میکند:
به ما یاد میدهند از کنار مخلوقات پیچیده بی سروصدا رد شویم.
اگر نوزاد میتوانست حرف بزند اولین جمله ای که می پرسید چه بود؟
جهان چشم بندی نیست .
اینقدر آدم ها به زندگی روزمره عادت کرده اند که کسی اگر بهپرسش های اساسی زندگی بخواهد فکر کند به اعتیاد به مواد مخدر و عشق و... متهم می شود .
یک صفحه مطلب فلسفی خطرناک تر از نامه عاشقانه است.
سعی کن آموخته های کلاس علوم را فراموش کنی .
همه چیز پر از خدا است.
بله ظاهرا هنوز هم یافت می شوند که چونان جناب رزم آرا ایرانی را لایق آفتابه می دانند.
جالب که در قالب به اصطلاح تحلیل علمی البته آبکی و غرض ورزانه سعی دارند دستیلبی ایران را به چرخه سوخت هسته ای بی اهمیت یا حتی مضر جلوه دهند .
امان از سیاست که بدر و مادر ندارد.
بیشنهاد می دهم از این به بعد این نگاه سیاست زده را « ریسکا » بنامیم ریسکا همان برگردان « اکسیر» است چرا همان گونه که اکسیر کارش تبدیل کردن مس به طلا است کار این آقایان چبه است تبدیل کیک طلایی به چماق است.
مجال کم است وتبیین علمی اقتصادی سیاسی آن مجال نوبت های بعدی البته به نظر من باید مسئله را طرح کرد اگر اعتراض ونقدی بود بعد ناظر براشکال تبین را ارائه داد. و اگر هم مسئله مورد اتفاق دوستان بود که صورت مسئله باک می شود.
وقتي وارد گروه علوم سياسي مي شوي هيچ فضا با تو صحبت نمي كند و متوجه نمي شوي اينجا گروه علوم سيلسي يك دانشگاه است يا بيماستان .جز اينكه روي يكي از اتاق ها نوشته دفتر رئيس گروه علوم سياسي .
حتي وقتي وارد گروه فلسفه همين دانشگاه مي شوي ۴تا مقاله فلسفي وفراخوان مقاله فلسفي و... مي بيني.
دانشجويان گروه با اتاق اساتيد قهر هستند و يا بر عكس اتاق اساتيد با دانشجويان قهر هستند [ البته بگذريم كه دانشگاه مفيد با همه قهر است مگر با ۲،۳دانشگاه خارجي ]
دريغ از يك ميزگرد ،مناظره و... در مورد اينهمه مسائل سياسي ايران وجهان.
..23..
آدم ها اگر حتي وقت فراغت هم داشته باشند باز آن را به تكرار مي گذرانند چرا كه دنبال چيزي نيستند .
..24..
نبايد «محبت» از نيازهاي جسماني انسان مانند تشنگي كم رنگتر باشد .
نويسنده زيبا به حقيقت نهفته در هر چيز اشاره ميكند كه ديدني نيست . اما ظاهرا نويسنده حتي براي حقيقت تخيلي و غير واقعي نيز ارزش قائل است كه در اين صورت ارزشي براي آن وجود ندلرد .
..25..
ماچاه را بيدار مي كنيم و او آواز مي خواند .
عكس خورشيد را بايد در اب ديد .
اعمال وظاهر فرد بيان كننده ونشانه اي از محبوبش دارد .
در چند جرعه اب مي توان طعم نغمه نماز نيمه شب و شيريني لبخند را چشيد .
..26..
همه ادم ها ستاره دارند «راهنما» ستاره مسافران و «طلا» ستاره كارفرما و«معما» ستاره دانشمندان اما «محبت» ستاره توست كه شامل همه ستاره هاست .
براي سفر تو سنگيني اذوقه و حتي سنگيني بدن را نبايد كشيد .
پس دور انداختن آذوقه ويا حتي بدن مهم نيست و اين سفر توست كه مهم است .
..14..
فانوس افروز شخصيتي ديگر از آدم بزرگ هاست البته نه خيلي آدم بزرگ هم نيست او كه به اين خاطر كه به او دستور داده اغند كار مي كند كاري تكراري وطاقت فرسا .
..15..
شخصيت ديگر جغرافي دان است كه شان خود را اجل از آن مي داند كه از اتاقش خارج شود و از نزد يك جغرافياي سيارات را بشناسد او فقط درلابلاي كتاب هاست .
گرچه او كار مفيدي انجام مي دهد اما كارش ناقص است و فقط آنچه تغيير نمي كند براي او اهميت دارد .
..16.17..
آدم بزگ هاي زيادي از نوع «سلطان» «خودپسند» «مست» و.... در سياره زمين زندگي مي كنند .آنها كه خيلي از آسمان وسيارات ديگر خبر ندارند خود را خيلي بزرگ مي دانند شايد اندازه مار بوآ .
..18.20..
شازده كوچولو وقتي زمين را به اين بزرگي با آن همه گل سرخ وآتش فشان مي بيند مي فهمد شاهزاده بزرگي نيست .
..21..
آدمبزرگ ها فراموش كرده اند كه موجودات اطراف ونعمت ها را بشناسند و با آنها دوست شوند چرا كه همه چيز را حاضر وآماده به آنها داده مي شود .
يك راز : آنچه اصل است از ديد ه پنهان است . وارزش اشياء به معني وزيبايي است كه در ماوراي آنها نهفته است .
فصل اول
استدلال: استدلال درتایید نتیجه دلیلی را بیان میکند .
* علائم نشانه معمولا در زبان پیش ازبیان استدلال ها استفاده می شود مانند «درنتیجه» و «بنابراین» .
*نتایج ممکن است در هرجای استدلال آورده شود پایان میان وابتدا .
*استدلالها ترکیب های متفاوتی میتواند داشته باشند : یکدلیل نتیجه را تایید کند / دو یاچند دلیل مستقلا نتیجه را تایید کند /دلیل یا دلایلی نتیجه را می دهند و بعد با انضمام دلیلی دیگر نتیجه نهائی تایید می شود .
* استدلال باید در ماده و صور صحیح باشد یعنی باید دلیل حقیقی باشد و نتیجه اصلی نیز از دلایل ارائه شده بری آن بیرون آید .
فصل دوم
ارزیابی درستی استدلال :
برای کاهش ضریب خطا باید : الف. اعتبار مرجع را بررسی کرد . ب. ارزشیابی تایید نتایج .
ارزشیابی نتاییج : بررسی اینکه آیا دلیل ارتباطی با نتیجه دارد / آیا این ارتباط مویید نتیجه هم هست چراکه صرف ارتباط کافی نیست ./ قدم بعد اینکه آیا شواهد ماخذ مناسبی را برای پذیرش فراهم میآورند . اگر نتیجه عملی را توصیه میکنند آبا عمل بر اساس آن دلایل عقلانی است ؟ / آیا می توانیم دلایل وشواهد دیگری درموافقت با مخالفت بدست آوریم ؟
تشخیص نواقص استدلال : <استدلال ناقص منتهی به نتیجه مورد نظر نمی شود > موارئ آن : ۱. قابل تعمیم نبودن به همه موارد آن . ۲.کافی نبودن مدارک و شواهد . ۳.همبستگی بین دلیل ونتیجه هست اما علت نیست . مثلا بین چاقی و فساد دندان همبستگی هست اما علت هر دو در اصل زیاد خوردن است .
بررسی تبیین ها : راه های بررسی تبیین ها : ۱.بررسی هرگونه ابهامی که در ارتباط با تبیین است .۲.جست وجوی تبیین های دیگر .
در این شرایط باید از تمرکز گیر روی این مسئله جلوگیری کرد خوب حالا چه آتوئی بهتر از حقوق بشر . ولی حالا گنجی هم رفته خونش واروپائی ها بهانه چندین ساله خود را از دست داده اند !
اما جدا دوست عزیز جدای از همه چالش ها و نیاز هائی که نظام سیاسی اجتماعی جمهوری اسلامی دارد آیا اینکه در سالهای متمادی اروپائی ها وآمریکائی ها در بحث حقوق بشر فقط به اسم چهار پنج نفر انگشت شمار مثل اکبر گنجی وزهرا کاظمی و... اشاره می کنند آیا این بیانگر وضعیت خوب حقوق بشر درایران است یا بد ؟
حتی اگر در مورد همه این چهار پنج نفر هم نقض حقوق بشر شده باشد وآن هم عمدی آیا این باعث افتخار است یا ... که در ایران فقط سه چهار مورد نقض حقوق بشر بیشتر نیست به اعتراف غیر مستقیم خود اروپائی ها .
«۱۰»
نویسنده درذ اینجا به بخشی دیگر از اخلاق آدم بزرگ ها اشاره میکند می کند : آنها شیفته پادشاهی کردن هستند ودایره این تمامیت خواهی آنقدر وسیع است که اگر مانعی نباشد همه دنیا را خواهد گرفت و از آن هم فراتر آرزو می کند.
نویسنده بالطافت اشاره می کند که پادشاهان از خود قدرتی ندارند واین رعیت است که به قدرت او معنا میدهد واین رعیت است که بخاطر توهم قدرت اطاعت میکند.
نکته دیگر اینکه صاحبان قدرت و دیگر مصادیق سلطنت سعی می کند دیگران را بنحوی در این چرخه قدرت قرار دهند .
«۱۱»
همهآدم بزرگ ها در سیاره خود تنها هستند .
نویسنده به زیبائی مفهوم جمله بالا را به تصویر میکشد.
توضیح می دهد آدم بزرگ ها چگونه خود را با هوس های کوچک محاصره کردهاند ودنیای بیرون را برخود بسته اند . خود پسند کلاه رامی پوشد تا دیگران به او توجه کند او محصور این کلاه است .
شاید خود پسند حتی ابزار بازی شازده کوچولو می شود او که محصور سیستم خود پسندساز خود است بادست زدن شازده ناخودآگاه کلاه را بر می دارد .
روایت گردانی بخش ۸ و ۹ «شازده کوچولو»
«۸»
نویسنده سعی می کند جلوه هائی از زیبائی ها را به تصویر بکشد .
درضمن این توصیف به نکات مهمی هم اشاره میشود مثل این نکته که ممکن است در پشت هر زیبائی زشتی ای خوابیده باشد .
نویسنده در ادامه به ضعف مخلوقات اشاره دارد که بعضی در عین زیبائی ضعیف و مغرور هستند .
نکته دیگری که به آن اشاره میشود اینکه باید سعی کرد به هر مخلوقی از آن جنبه که زیباست نگریست نه از جنبه ضعف و زشتی آنها .[فتامل که این درمقام نگاه ونظرگاه است ]
«۹»
در این قسمت شازده کوچولو در عین اینکه مطمئن است که به سفری طولانی وشاید بیبازگشت میرود اما باز هم از آباد کردن و منظم کردن سیاره اش لذت میبرد وکامل آن راانجام میدهد واین خود نکته اخلاقی ایست که نویسنده اشاره میکند که در عین موقتی بودن کره خاکی اما موظفیف آنرا خوب بسازیم.
نویسنده همچنین بصورت لطیفی به این نکته اشاره میکند که نیکی ها وسرورها در لابلای سختی ها یافت می شود .
«۴»
نویسنده از غلبه اعداد و همچنین نگاه پزیتیویسی بسیار نگران است چرا که اعداد جای نگاه به زیبایی ها و غیر ملموسات را گرفته است .
نویسنده همچنین از نژادپرستی غربی ها حتی در مسائل علمی گلایه دارد .
نگرانی دیگر نویسنده این است که حواس آدم بزرگ ها محدود به اعداد و ارقام شده است و یاد نگرفته اند که با حواسشان زیبایی ها را درک ولمس کنند .
«۵»
مسئله مبارزه با فساد و ریشه کنی آن از نگرانی های دیگر نویسنده است او توضیح میدهد اگر با فساد در ابتدا برخورد نشود و ریشه کن نشود موجب می شود که کل جامعه از بین برود .
مقابله با فساد بقول نویسنده از زبان شازده کوچولو « یک تکلیف انظباطی است .آدم باید با کمال دقت به پاک کردن سیاره خود بپردازد باید بمحض آنکه نهالهای بائوبابرا از بوته های گل سرخ که در کوچکی بسیار به هم شبیهند تشخیص داد مرتبا آنها را ریشه کن بکند .این کار خسته کننده ولی آسان است ».
در بخش ۱ ابتدا از تصاویر حرف میزند شاید منظور اینکه باید بود ها رادید نه نمودها وحرف هارا.
نویسنده سی می کند انسانها را به دو دسته ادم بزرگ ها و آدم های غیر بزرگ تقسیم کند و هر کدام را به تصویر می کشد .
آدم بزرگ هایی که عادت کرده اند فقط به ظواهر ومسائل سطحی نگاه کنند .
درعوض آدم هایی که آدم بزرگ نیستند به هنر علاقه دارند و سعی می کنند حقایق را ببینند وبه باطن ها توجه دارند .
آدم هایی که آدم بزرگ نیستند آدم ها را با هنر خود امتحان می کنند واگر دیدند مخاطبشان ادم بزرگ است با آنها با زبان خودشان صحبت می کنند .
آدم های غیر آدم بزرگ مجبورند با آدم بزرگ ها تعامل کنند وسعی می کنند اگر نمی توانند به سوی حقایق پرواز کنند با ظواهر پرواز کنند .
«۲»
نویسنده در فضایی که مسئله مرگ وزندگی اش مطرح است و دور از دنیا وآدم بزرگ هاست با دوستی اشنا می شود آدمکی کوچولو .
«۳»
آدم کوچولو از عالمی بسیار بالاتر به زمین آمده است در وطن او غیر از روابط زمینی حاکم است و آدم کوچولو روابط زمینی هارا نمی تواند در ک کند.
چهارشنبه سوری سالهاست که به عنوان بک بحران درکشور دیده می شود .
اما بنظر میرسد باسیاستی حساب شده ویک برنامه ریزی صحیح میتوان از این بحران یک فرصت ساخت.
درروزهای پایانی سال ونزدیک شدن به تعطیلات بهاری ناخوداگاه آرامش و نشاطی را در مردم خصوصا جوانان ایجاد می کند که چهارشنبه آخر سال کانون این نشاط شده است .
از سویی نشاط اجتماعی امر بسیار مطلوبی است پس می توان به این ایام واین روز به عنوان یک فرصت نگاه کرد وبه شیوه ای معقول ایجاد نشاط اجتماعی کرد .
البته این نظر نیاز به چند مکمل دارد یکی اینکه برخی شادی های این ایام خطرات جانی دارد وایجاد هرج ومرج می کند ولازمه این امر آن است که اولا با ابزار تبلیغاتی ثانیا با روشهای انتظامی دیگر نظمی معقول بر این ایام حاکم کرد .
ازسویی این سنت شاید خلاف سنن اسلامی دانسته شود در این مورد نیز اولا نباید انچنان چهارشنبه سوری را بیان کرد که نوجوانی که به صرف شادی آتش بازی می کند خود را خارج هز دین بببیند و ثانیا می توان بصورت بلندمدت برای مردم براساس ارزش های اسلامی فرهنگ سازی کرد و البته شادیهای مشابه را برای مردم زمینه سازی کرد.
وامروز می توانیم شاهد این مژده باشیم امسال زمین های افغانستان سبزتر از همیشه است وگلهای سرخ خشخاش همه افغانستان را پوشانیده .
چند روز پیش تلویزیون امسال کشت خشخاش ۵۰۰ ٪ افزایش یافته است .
حال شما رابطه بین شکوفه های خشخاش رفاه مافیای مواد مخدر و امریکا را بیابید.
سه رکن اساسی اثار علمی تحقیقی :
۱.انتخاب مواد سالم از منابع معتبر .
۲.انتخاب شیوه صحیح استدلال و تحقیق .
۳.توان علمی واجتهادی محقق .
مراحل پژوهش :
الف. فرضیه وطرح تحقیق :
طراحی سوالات سنجیده گام مهم در این مرحله است . باید از میان مجهولات فرضیه ها سوالات اساسی طرح شود .
توجه شود که مجهولات بستر طراحی فرضیه ها هستند .
بعد از طراحی فرضیه باید طرح تحقیقی متناسب با فرضیه ایجاد کرد .
طرح تحقیق قانون کار محقق و مشخص کننده هدف ومحدوده کار اوست .
طرح تحقیق باید رووس مباحث ابزارها و روش های تحقیق را توضیح دهد و مانع از پراکندگی
مباحث شود .
احتمالا طرح اولیه مغشوش خواهد بود اما هرچه ربط بین یادداشت هایتان را بیشتر مرور کنید
طرح اولیه تان منظم رتر خواهد شد.
ب. هررشته دانش روش خاص تحقیقی برای خود دارد :
روشهای تحقیق را به دو دسته کلی می توان تقسیم کرد :
۱.روش میدانی . این روش بیشتر برای تحقیق در حوزهای علوم تجربی و جامعه شناس
استفاده میشود و به بررسی پدیدههای خارجی میپردازد .
۲.روش کتابخانهای .این روش بیشتر در حوزه علوم عقلی ونقلی مورد استفاده است.
در این روش محقق بیشتر به کتابها اسناد و مدارک مراجعه می کند.
نکات مهم برای مطالعه :
۱.برداشت روشن از منظور نویسنده .
۲.ایجاد تمرکز .
۳.انتخاب موضوع مطالعه در کار تحقیقی :
قدم اول : جستجو منابع مرتبط با موضوع تحقیق .
قدم دوم :خلاصه کردن موضوع در سه یا چهار کلمه .
قدم سوم :راهنمایی گرفتن از استاد .
یک ضرورت :اصلاح کتابخانه ها: به روز نبودن وعدم توجه به نیاز مخاطب باعث شده بسیاری از تحقیق ها بجای موضوع محوری منبع محور باشد .
یک نکته :به عواملی که باعث طولانی شدن مطالعه تان میشود توجه کنید . آیا از نظرات نویسنده خوشتان نمی اید یا موضوع را درست انتخاب نکرده اید.
یک روش مطالعه مطلوب :خلاصه کردن بخش های مهم و متجانس کردن خلاصه ها .
آداب مطالعه و نگارش مطلوب :
راه گشاترین مرحله تفکر آدمی سوال سازی است .
روش درخت حافظه کمک میکند آنچه را قبلا مطالعه کردید را آسان یاداوری کنید .
روشهای ارجاع :
۱.سیستم ونکور : که از عددها برای شماره گذاری یادداشت ها و معرفی منابع استفاده می شود و در انتهای مقاله یا متن می اید .
۲.سیستم هاروارد : که نام نویسنده تاریخ نشر در داخل پرانتز و اطلاعات کتاب شناسی کامل در پایان کتب یا مقاله می اید.
مفهوم سازی در مطالعه :
مطالعه کلی نگر : بررسی کلیات موضوع .
مطالعه تحلیلی :تحلیل وتعمیق در مطالب .
نکات مهم برای مطالعه :
۱.برداشت روشن از منظور نویسنده .
۲.ایجاد تمرکز .
۳.انتخاب موضوع مطالعه در کار تحقیقی :
قدم اول : جستجو منابع مرتبط با موضوع تحقیق .
قدم دوم :خلاصه کردن موضوع در سه یا چهار کلمه .
قدم سوم :راهنمایی گرفتن از استاد .
یک ضرورت :اصلاح کتابخانه ها: به روز نبودن وعدم توجه به نیاز مخاطب باعث شده بسیاری از تحقیق ها بجای موضوع محوری منبع محور باشد .
یک نکته :به عواملی که باعث طولانی شدن مطالعه تان میشود توجه کنید . آیا از نظرات نویسنده خوشتان نمی اید یا موضوع را درست انتخاب نکرده اید.
یک روش مطالعه مطلوب :خلاصه کردن بخش های مهم و متجانس کردن خلاصه ها .
آداب مطالعه و نگارش مطلوب :
راه گشاترین مرحله تفکر آدمی سوال سازی است .
روش درخت حافظه کمک میکند آنچه را قبلا مطالعه کردید را آسان یاداوری کنید .
روشهای ارجاع :
۱.سیستم ونکور : که از عددها برای شماره گذاری یادداشت ها و معرفی منابع استفاده می شود و در انتهای مقاله یا متن می اید .
۲.سیستم هاروارد : که نام نویسنده تاریخ نشر در داخل پرانتز و اطلاعات کتاب شناسی کامل در پایان کتب یا مقاله می اید.
مفهوم سازی در مطالعه :
مطالعه کلی نگر : بررسی کلیات موضوع .
مطالعه تحلیلی :تحلیل وتعمیق در مطالب .