تبليغاتX
روش تحقيق
کاش می شد این کلاس همیشگی بود

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 22:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

کاش می شد این کلاس همیشگی بود

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 22:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

خسته نباشید استاد
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 18:5 توسط سيد ابوالقاسم رضوي(2) |

با ورود به وبلاگ دوست داشتنی و فراموش نشدنی، یکدفعه جا خوردم با خود گفتم چی شده ، اینجا کجاست، بابا اشتباه امدی، علی حواست جم کن. با خودم گفتم تا اینجا که امدیم یه نگاهی بکنیم بلکه فرجی حاصل شود. یادداشتها رو شرو کردم به خواندن، به یکباره گفتم یاران حلقه کیه، مگه ما سوفی بودیم خبر نداشتیم. توجهم بیشتر شد گمان بردم به محفل ادبی وارد شده ام جایی که همه طبع شعر و داستان سراعیشان گل کرده، با خود گفتم عجب است ٬ دوستان به اشتباه انتخاب رشته کرده اند یا شاید هم مظلومتر از این رشته در این کشور وسیع پیدا نکرده اند، داغم تازه شد.بس است برویم سراغ اصل مطلب

با این اثرات درخشان وبلاگ حال و هوای دیگری پیدا کرده و این جای بسی مسرت است و البته جای بسی شرمساری برای رشته علوم سیاسی که دانشجویان ان چنین طبایعی داردند و ما خبر نداشتیم. البته اینها تماما اثرات خارج شدن وبلاگ از حالت رسمی خود می باشد که این امری طبیعی است. اما باید توجه داشت که وبلاگ  ما باید با دیگر وبلاگ ها تمایزی خاص داشته باشد که فکر میکنم با این روندی که عزیزان در پیش گرفته اند این تمایز در حال کم رنگ شدن است که به امید خدا با توجهی که دوستان به عمل می اورند و راهنمایی هایی که استاد ارجمند ارائه میدهد این مشکل برطرف شود و اگر هم همگان با این روند موافق هستند بنده حقیر تابع جمع می باشم.               با امید صحت و سلامتی برای دوستان  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 10:37 توسط علي محمدي ضياء |

« مادر من ! »

 

مهربان مادر من !

اي من از مهر تو در جامه ي گرم !

اي من از لطف تو در بستر ناز !

هرگز از خويش مرا دور مساز

اي مرا مايه ي ايمان و غرور !

اي نگاه تو پر از گرمي و نور !

اي صداي تو مرا روحنواز !

هرگز از خويش مرا دور مساز !

نازنين مادر من !

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 9:4 توسط حسن واعظي |

زمانیکه پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت منتقل شد ، امریکا در تلاش برامد که یک اجماع جهانی بر علیه ایران ایجاد نماید و این کشور را در عرصه جهانی محکوم کرده و یکسری تحریماتی را از جانب جامعه جهانی بوسیله ابزار شورای امنیت بر علیه ایران اعمال نماید . این امر به دلایل مختلف به شکست انجامید که از مخالفت کشورهای روسیه و چین می توان به عنوان دلیل عمده ای در این راستا یاد کرد.

با نشستهای متعددی که در این زمینه انجام گرفت غربیها به این نتیجه رسیدند که بدون ارائه هیچ پیشنهادی به ایران در خواست تعلیق غنی سازی از این کشور امری معقولانه و  امکان پذیر نمی باشد. از طرفی ارائه یکسری پیشنهادات به ایران در قبال تعلیق غنی سازی ، کشورهای غرب و بخصوص امریکا را  قادر خواهد ساخت که در صورت عدم پذیرش این پیشنهاد از جانب ایران قدم مهمی در اجماع علیه ایران برداشته و به اعمال تحریم علیه این کشور بپردازند. لذا بسته پیشنهادی از جانب این کشورها تهیه و برای ایران ارسال شد . اما در این میان یک اشتباهی از جانب غربیها رخ داد و ان قرار ندادن مدت زمان پاسخگویی به این بسته پیشنهادی بود که می توان انرا یک اشتباه تاکتیکی قلمداد کرد. این امر موجب شد که دست ایران در پاسخگویی به این بسته باز باشد و ابتکار عمل به طرف ایرانی داده شود یا شاید به قول دیپلماتهای غربی توپ اکنون در زمین ایران می باشد. در ادامه باید منتظر ماند که عاقبت این رمان به کجا ختم می شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 13:25 توسط علي محمدي ضياء |

گفت شنيدم بر سر مناره، شغالي يعقوب را دريد. گفتندش اوّلاً بر مناره نبود و در قعر چاه بود، ثانياً يعقوب نبود و يوسف بود، ثالثاً شغال نبود وگرگ بود رابعاً اصل داستان از بيخ و بن كذب بود!

 

در ترم‌هاي قبل سخن از رابطة رشتة علوم سياسي با رشته‌هايي چون حقوق، فلسفه، اقتصاد و... بود. ولي امروزه اين‌گونه مي‌توان برداشت نمود كه عده‌اي خواستار تعميق روابط رشتة علوم سياسي با رشتة پزشكي مي‌باشند. دليل اين مدعاي من مطالب درج شده در روزنامه كيهان مورخ 28/3/1384(صفحه 14)مي‌باشد.

در اين روزنامه خبر از سفر مهري نيك‌نام (همسر ناصر جليسي صهيونيست مقيم ايران در زمان طاغوت و دلال عتيقه)به ايران براي شركت در همايش حقوق بشر بود كه اخيراً در ايران برگزار شده است.

با توجه به اينكه اصلاً چنين سفري به دانشگاه مفيد صورت نگرفته و همايش حقوق بشر هم 13 ماه پيش بوده نه اخيراً، من فكر مي‌كنم كه جناب آقاي شريعتمداري و دوستان ايشان مي‌خواهند كه شعار "پيشگيري بهتر از درمان است" را با تاثي از رشتة پزشكي وارد علوم سياسي كنند. و روابط سياست با ديگر رشته‌ها را بيشتر نمايند.

در ضمن خدمت دوست بزرگوارم جناب آقاي رضاپور هم كه گفته بودند آقاي نيستاني را بادمجون كنن و... ، قانون مربوط به اين جرایم را هم مي‌نويسم:

فصل جرايم

ماده 23

هر گاه در مطبوعات مطالبي مشتمل بر توهين و افتراء يا خلاف واقع و يا انتقاد نسبت به شخص (اعم زا حقيقي يا حقوقي مشاهده شود ذينفع حق دارد پاسخ آن‌ را ظرف يك ماه كتباً براي همان نشريه بفرستد و نشرية مذبور موظف است اين‌گونه توضيحات و پاسخ‌ها را در يكي از دو شماره‌اي كه پس از وصول پاسخ منتشر مي‌شود در همان صفحه و ستون و با همان حروف كه اصل مطلب منتشر شده است مجاني به چاپ برساند. به شرط آنكه جواب از دو برابر اصل تجاوز نكند و متضمن توهين و افتراء به كسي نباشد.

تبصره 1:

اگر نشريه علاوه بر پاسخ مذكور مطالب يا توضيحات مجددي چاپ كند حق پاسخ‌گويي مجدد براي معترض باقي است درج قسمتي از پاسخ به صورتي كه آن را ناقص يا نامفهوم سازد و هم‌چنين افزودن مطالبي به آن در حكم عدم درج است و متن پاسخ بايد در يك شماره درج شود متخلف از اين ماده به اعدام محكوم مي‌شود.

قانون مطبوعات مصوب 26/12/1364

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 12:57 توسط حسن واعظي |

موضوع:جهانی شدن و هویت فرهنگی ایران اسلامی

 

     مسئله اصلی:تاثیر جهانی شدن بر هویت فرهنگی ایران اسلامی چیست؟

سوالات اصلی:1)هویت وعوامل تشکیل دهنده ان چیست؟

2)جهانی شدن واثاران چیست؟

3)نسبت منطقی این دو کدام است؟

ضرورت مقاله:امروزه موج جهانی شدن مانند تسونامی،تمام ساحل نشینان د نیای مدرن را وحشت زده کرده است.وحشت ازویران شدن ساختارهای اقتصادی نوپا،وحشت از شکستن سدهای قدرت سیاسی ومهمتر از همه گمشدن هویت های مختلف در میان امواج جهانی شدن است.دقدقه بسیاری از سیاست مداران دنیای کنونی این است که روزانه موج وسیعی از شکلها ،باورها ورفتارهای فرهنگی بیگانه باهویت ملی از طریق تکنولوژی وارد خانه وخون یک ملت می شود وخود را در تمام عرصه ها مانند کار ،تفریح،ورزش ،فعالیتهای اجتماعی دیگر ،کوچه وخیابان،مدرسه ودانشگاه ودر شکلهای مختلف از مد لباس یا شیوه زندگی وتعاملات اجتماعی نشان می دهد.

ما در زمانه ای زندگی می کنیم که موجودیت (فاعل شناسا)واستعداد بازنمایی ان به شدت به مخاطره افتاده است و عده ای نیز پا را فراتر از ان گذاشته وخبر از مرگ انسان(سوبژه)میدهد.این تبیین و توصیفی است از معنای بحران هویت.

مفروضات:1)بخشی از اداب ورسوم ملی ومذهبی ما در نوع لباس،روابط اجتماعی و…هویت ما راشکل می دهند.

2)شاخصه های فرهنگ ملی_مذهبی ما در سالهای واضطراب واحساس اخیر دچار تغییراتی شده است.

3)این تغییرات اثار مستقیم و یا غیرمستقیم جهانی شدن است.

ادبیات موضوعی:1)پارادایم دو جهانی:جهان واقعی ومجازی و در نهایت بحران هویت 2)جهانی شدن نوعی فرایند دیالکتیکی راسبب میشود:ازادی واضطراب،واحساس

موقتی ومتغیر بودن.3)چهل تکه گی:شناخت در پراکندگی وگستردگی هویت های چند گانه.4)(اندرسون):«تعامل بین بیولوژیک،الکترونیک»،(انسان وتکنولوژی):فرد تک مرکزی تبدیل به یک فرد چند مرکزی می شود و باعث ضعف لایه های هویتی او می شود.

5)(هابرماس):تاکید بر ویژگی های ژنتیکی:ژن ساخته شده وژن طبیعی تفاوتهای هویتی را در جامعه به وجود می اورد .

فرضیه:جهانی شدن یک مفهوم خنثی نیست.

مفهوم سازی:الف-1 گره خوردن جهان به  حلقه تکنولوژی:1)سرعتارتباطات2)ایجاد یک جهان مجازی وغلبه مجاز بر حقیقت 3)ایجاد یک فرهنگ ماشینی.

الف-2جهانی شدن وارتباطات نظری وایجاد گفتمانهای جدید.

الف-3در خطر بودن اینده هویت فرد،هویت یک منطقه ،هویت تمدنی مثل هویت معماری،نقاشی،هویت شهری و...

ب:مثل فرهنگ ژاپنی که امروز تحت الشعاع تکنولوژی جدید وارتباطات به راحتی در موج فرهنگ غربی گم شده است و لا ا قل در ظاهر قابل تمایز از فرهنگ غربی نیست و یا کشورهای حاشیه خلیچ فارس مانند امارات،کویت و ... که به سرعت به سمت غربی شدن پیش می روند .

روش یا متدولوژی:توصیفیُ،تبیینی با اتکاء به قیاس منطقی

منبع یابی:منابعی که تا کنون یافته ام :1)گل محمد ی ،احمد،جهانی شدن ،فرهنگ،هو یت،تهران ،نشرنی،چاپ دوم،1383

2)مجموعه مقالات،هویت ملی وجهانی شدن،تهران،موسسه تحقیقات وتوسعه علوم انسانی،چاپ اول،1384

بقیه منابع در مقاله درج خواهد شد.

از استاد تقاضامندم اشکالات این (پلن)را در قسمت نظرات گوشزد نمایند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 20:53 توسط مجتبي اكبري(2) |

خدا را شکر که تیم ملی ما در همین مراحل اولیه بازیهای جام جهانی نتیجه را واگذار کرد وبه مراحل بالاتر صعود نکرد. زیرا باعث هرچه بیشتر رفتن آبروی ایران میشد. چرا که تیمی که هنوز بعد ازمقدار زیادی بازی مقدماتی دروازبان آن شوت کردن بلد نیست، ودفاعش با آنهمه بازی در باشگاههای خارجی هنوز حفظ توپ نمیتواند انجام دهد، وخط حمله آن( علی دائی) نقش دفاع را ایفا میکند و همانند مترسکی در مزرعه میماند که کلاغها دست او راخوانده اند وفقط قدم میزند ، دیگر از این تیم چه انتظاری میتوان داشت؟ همان بهتر که درهمین مراحل اولیه شکست خورد وباعث آبرو ریزی بیشتری نشد. 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 23:38 توسط رضا درياباري |

این نوشته‏ای قدیمی از سال 82 در وبلاگ شخصی و متروکم هست. امروز نیز برعقیده‏ی پیشین‏ام، به‏جز آن‏که در معاصر بودن توده‏ی مردمم در تردیدم!

سالگرد امام خميني گذشت و شوكران فرصت نكرد چيزي بنويسد. درپي مطلبي مناسب بودم كه به نامه‌‌ي نمايندگان مجلس به رهبر انقلاب برخوردم. در آن به بحران مشروعيت نظام اشاره شده‏بود. مناسب ديدم با يك تير دو نشان بزنم: هم از شخصيت كاريزماتيك امام خميني یادی کنم و هم به انواع مشروعيت‏ها از نظر ماكس وبر اشاره کنم.
«درديدگاه جامعه شناسانه، مشروعيت دولت از ديدگاه بيروني يعني از ديدگاه اتباع ملاحظه مي‌شود.(1) وبر سه نوع اصلي مشروعيت از ديدگاه جامعه‌شناسانه را مطرح كرده است؛ اول مشروعيت سنتي ، دوم مشروعيت كاريزمايي و سوم مشروعيت قانوني.
به گفته‌ي وبر، اقتدار سنتي: ” اقتدار گذشته‌ي ابدي يعني اقتدار رسومي است كه به واسطه‌ي تصديق و پذيرش از ديرباز قداست يافته‌اند.“ انواع اصلي اقتدار و مشروعيت سنتي، پدرشاهي وپدرسالاري بوده‌اند.
مشروعيت كاريزمايي: ” اقتدار ناشي از لطف و عطيه خارق العاده و شخصي است؛ ارادت مطلقا شخصي و اعتماد شخصي نسبت به الهامات، خصال قهرماني و ديگر ويژگي‌هاي رهبري فردي است.“
”سر انجام سلطه‌ي قانوني به حكم اعتقاد به اعتبار قوانين موضوعه پديد مي‌آيد وبر صلاحيت كاركردي مبتني است.“(2)
امام خميني از شخصيتي كاريزمايي برخوردار بود. خصال «منحصر به فردشان» باعث توجه واقبال مردم شده بود. براي به دست آوردن چنان مشروعيتي نياز شخصيت كاريزماي ديگري هستيم؛ وگرنه نياز به رهيافت به نوع ديگري از مشروعيت خواهيم بود... با توجه به بلوغ فراگیری که متوجه انسان معاصر است ـ اعم از شرق یا غرب ـ مسلما در چنان صورتی مشروعیت سنتی گزینش نخواهد شد. برگ برنده در اختیار مشروعیت عقلانی و قانونی خواهد بود... یاحق!
=================
1ـ به خلاف ديدگاه فلسفي كه به عناصرذاتي ودروني حكومت نظر دارد.
2ـ حسين بشيريه، آموزش دانش سياسي، ص37.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 1:20 توسط علی رضاپور(1) |

به گزارش ايسنا رييس ديوان محاسبات كشور طي سخناني با ابراز خشنودي از حضور رييس‌جمهور در همايش این دیوان گفت: در سال گذشته نيز همايش اين ديوان با حضور دكتر حدادعادل برگزار شد و من در همان همايش عرض كردم كه در سال آينده در دولت جديد با تخلفات كمتري مواجه هستيم. در آن همايش، گزارش مشروحي از تخلفاتي كه در سال‌هاي گذشته صورت گرفته بود، به دكتر حدادعادل دادم، ولي در خدمت شما آماري ارايه نمي‌دهم؛ چرا كه مطمئن هستم دولت جناب‌عالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا مي‌كند.
رحيمي با بيان اين‌كه اعتقاد قلبي وي اين است كه بايد با دولت احمدي‌نژاد بيشتر از دولت‌هاي گذشته همكاري كرد، گفت: البته ما با دولت‌هاي قبلي نيز همكاري كرده‌ايم، ولي اكنون اين كار را به صورت ويژه ادامه خواهيم داد.

وي افزود: در سوريه در شهر تاريخي بصرا كه اسم آن را بعضا ممكن است نشنيده باشيد، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن احمدي‌نژاد بود و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار مي‌كرديم؛ چرا كه در اين شهر وقتي راه مي‌رفتيم همه به ما احترام مي‌گذاشتند و به بركت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار مي‌دادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت مي‌كردند و مي‌گفتند دكتر احمدي‌نژاد رييس‌جمهور ماست. در اين كشورها حال و هواي ديگري حاكم بود.

«متن کامل گزارش»

 

پاسخ بازتاب به خدمات ویژه رئیس محاسبات:

براي اثبات سخنان آقاي رحيمي، خبرنگار «واحد ادعاي نبوت‌سنجي» بازتاب، بلافاصله به محل اعزام شد تا ضمن يافتن گوينده آن سخن، با وي مصاحبه كند.

ساعاتي پيش، خبرنگار «بازتاب»، ضمن تماس با دفتر سايت، ضمن تأييد وجود اين شخص، گفت‌وگوي خيالي خود با وي را مخابره كرد كه در پي مي‌آيد:

بصرا ـ سوريه ـ خبرنگار واحد «ادعاي نبوت‌ سنجي» بازتاب.
خبرنگار «بازتاب» ـ سؤال: با سلام، آيا شما همان شخصي هستيد كه با آقاي رحيمي صحبت كرديد؟
مرد سوري ـ جواب: آقاي رحيمي ديگه كيه؟

خبرنگار: آقاي رحيمي، رئيس ديوان محاسبات كشورِ ايران هستند.
مرد سوري: اينهايي كه گفتي نمي‌دانم چيست، ولي چند نفر ايراني اينجا آمدند و با هم اختلاط كرديم.

خبرنگار: چه گفتيد با هم؟
مرد سوري: خيلي حرف زديم. آنها زيتون و قهوه خوب مي‌خواستند، من هم گفتم كه بروند از «ابوسعدون» بخرند. بعد آنها به من گفتند، نظرم راجع به ايران چيه. من هم گفتم: يك بار پسته ايراني خوردم و خيلي خوشم آمد.

خبرنگار: ديگر چه گفتيد؟
مرد سوري: آن‌وقت من از شغل آنها پرسيدم. آخه چند تا انگشتر خيلي خوشگل به انگشت داشتند و دايم تسبيح مي‌چرخاندند، من هم فكر كردم توي كار انگشتر و تسبيح هستند و شايد هم بتوانم معامله‌شان را با «سعيدبن كلاش»، جوش بدهم و چار لير كاسبي كنم، اما آنان گفتند: شغلشان چيز ديگري است...

«ادامه مطلب»

 

«از اهالی محترم تقاضا می‏شود، الهامات و مکاشفات دولتی خود را یا به سایت اختصاصی دیوان محاسبات کشور ایمیل بزنند یا با میزبانی از رئیس محترم آن دیوان به صرف چای و بستنی به صورت حضوری گزارش داده تا جهت محاسبه و انعکاس، اقدام شود.»

 

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 0:40 توسط علی رضاپور(1) |

 

مانا! تو قرباني چه هستي؟ تو كه روحت را نازك و شكننده كرده‌اي تا هنرمند شوي، تا به انگيزه آموختنی همراه با لبخند برای كودكان‌مان، طرح بزني و ماناتر شوي؛ امروز زمختي اين پاسخ را چطور تاب می‌آوري؟ مانا! راز نامانا شدنت در اين نيستان چيست؟

از حماقت و بي خبری‌ات نمی‌توان گذشت! مانا! ما ساده‌ايم، بی‌خبر و احمقیم كه گمان می‌كنيم مردم به طنزهاي ما می‌خندند. ايشان مدت‌هاست زبان طنز را فراموش كرده‌اند و بجايش به حرف‌هاي جدي می‌خندند! امتحانش كن: وعده جامعه مدني، تحقق ژاپن اسلامي، آزادي عقيده و مبارزه با مفاسد اقتصادي و...

با يكي از دوستان آذري، صحبت از ناآرامي هاي اخير آذربايجان بود، او حق را به مردم مي داد: شبكه‌ي سیمای استان آذربایجان به جز درصدي، به زبان فارسي است و باقي مشكلات عمومي! و سهم تو در اين ميان؟ بهانه‌اي بيش نيست! طنز تو در ميان طنزهاي محاوره ای یا رسمي رسانه‌اي، ملايم‌ترين و نيت‌ات نيز مثل ديگران عاري از اهانت بوده‌است. پس اين همه هياهو در پي چيست؟

ما راه اعتراض را نياموخته ايم. اصلاً نهادينه نشده‌است و راهي نساخته‌اند تا بياموزيم، آيا كسي هست به من بياموزاند: راه پيگيري نتيجه‌ي پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي كجاست و چه تضميني بر سودمندی‌اش هست؟ اين در حالي است كه مقام رهبري چندسالي با تأكيد، به پيگيری‌اش امر كرده‌اند و ما شهروندان را در سالی به داشتن روح پرسش‌گري و مسئولان را به وظيفه‌ي پاسخ‌گويي ارشاد كرده‌اند.

ما آموخته‌ايم: كوتاه‌ترين و سالم‌ترين راه، اين است كه در پي حل مشكلات معيشتي فردي خودمان باشيم و بدون هيچ مشاركت يا خداي نكرده دخالتي، حل مسائل اجتماعي را به مسئولان و وجدانشان واگذار كنيم. البته اين سكوت، خالي از عوارض هم نيست، عقده‌هاي انباشته‌شده و سؤال‌هاي پاسخ‌ داده‌نشده، در پي يافتن بهانه و فرصتي می‌گردند، اگرچه به كوچكي كاريكاتور تو باشند. ظهور چنين اجتماع عقده‌اي و هيجان‌دوستي، متقابلاً سركوب می‌طلبد و يافتن سوسكي تا با له كردنش، عقده‌ها را فرو بنشاند و عقده‌ای‌هاي خطرناك را بترساند!

نیز ما آموخته‌ايم: اگر اعتراضي هم مقبول حاكميت است، با خشونت مردمي همراه باشد. مثل اعتراض به چاپ كاريكاتور موهن نسبت به پيامبر اسلام(ص) در حد آتش‌زدن سفارت دانمارك، مثل اعتراض به حضور دراويش گنابادي در قم، مثل...

آه مانا! تو قرباني چه هستي؟ ما قربانی چه هستيم؟...

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 17:54 توسط علی رضاپور(1) |

مانا نیستانی رو سوسکش کنین! مانا نیستانی رو بادمجونش کنین! مانا نیستانی رو اعدامش کنین!

مرگ بر آمریکا!

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 0:38 توسط علی رضاپور(1) |

فصل چهارم

 

 

در اين فصل ما در پي اين هستيم كه توضيح دهيم جگونه مهارت زباني مارا در در بهتر انتقاد كرد كمك ميكند كه به تفكر انتقادي معروف ميباشد براي همين امر بايد سعي كنيم كه دايره اطلاعت واژگاني خود را افزايش دهيم كه همين امر ما را هم در بهتر فهميدن متن مورد نظر كمك ميكند وهم اينكه در ارزيابي مارا ياري خواهد كرد وديگري اينكه در خلاصه نيز هم
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

ارزش يابي دلايل

 

يكي از اين راه ها  دانش عمومي ميباشد

 

بواسطه توجه كردن به مرجعها ميباشد

 

 

كاستي ها يي يك متن عبارتند از اين است كه متن مورد نظر از جهت دلايل اين است كه ان متن شامل نتيجه نباشد

 

ميتوانگفت كه اگر در يك استدلال از يك  دليل           جزي ما بخواهيم استدلال كلي انجام بدهيم كار غير منطقي به نظر ميايد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

يا اگر متن مورد نظر دلايل ناكافي را ارايه دهد

 

ويا اينكه فقط دليل خود را بپذيرد

 

در اين فصل به فرايند استدلالها توجه خواهيم كرد

 

بايد از متن اين داده را استخراج كرد كه ايا متن مودر نظر جقدر به نتايج مربوط ميباشد

 

براي اين كار دو روش وجود دارد .يكي استدلال موازي ارزش چنين مهارتي ما در جهت نقصان متن   مورد تظر كمك خواهد كرد .دومين روش اين است كه به ارزش يابي كلي مشهور ميباشد كه در ان استدلال فراتر از موضوع ميباشد
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

ارزش يابي دلايل

 

يكي از اين راه ها  دانش عمومي ميباشد

 

بواسطه توجه كردن به مرجعها ميباشد

 

 

كاستي ها يي يك متن عبارتند از اين است كه متن مورد نظر از جهت دلايل اين است كه ان متن شامل نتيجه نباشد

 

ميتوانگفت كه اگر در يك استدلال از يك  دليل           جزي ما بخواهيم استدلال كلي انجام بدهيم كار غير منطقي به نظر ميايد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

ارزش يابي دلايل

 

يكي از اين راه ها  دانش عمومي ميباشد

 

بواسطه توجه كردن به مرجعها ميباشد

 

 

كاستي ها يي يك متن عبارتند از اين است كه متن مورد نظر از جهت دلايل اين است كه ان متن شامل نتيجه نباشد

 

ميتوانگفت كه اگر در يك استدلال از يك  دليل           جزي ما بخواهيم استدلال كلي انجام بدهيم كار غير منطقي به نظر ميايد

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

تامسون

خلاصه كتاب

 

نكته هاي اين فصل

 

فهميدناستتدلال   ۱

 

پيش فرضها

 

۱.۱  تمام ارتباط هاي در زبان حاصل نتيجه نمي باشد لذا بايد به متن توجه كرد وبه  د نبال نشانها گشت

 

بايد توجه كرد كه در بعضي از متنهابايد به  د نبال نشانه گشت

 

يكي از همين راه هابه اين طريق ميباشد كه به متن توجه كرده واين سوال را انجام ميدهيم ايا متن مورد نظر دليلي براي پذيرش متناز جانب خواننده دارديا نه

 

دومين راه يافتن كلمات استدلال ميباشد  

 

 

سومين راه اين است كه هر گاه كلملت استدلال را مشاهده كر د يد ان را در انتهاي متن قرار دهيد

 

 

جگونگي تشخيص دلايل/

 

/. جواب مثبت دادن به نتيجه ها

 

/.                                                            /. قبول كردن نتايج

 

اگر ما در متني به نتيجه برخورد كرديم  حتمابايد قبل از ان دلايل وجود داشته باشد

 

شاكله دلايل

يكمتن ميتواند يك يابيش ان شامل دلايل باشد

 

انواع استدلالها .د ليل اضافي      دليل اصلي     دليل مستقل                                                                                                   انواع نتايج                                                                          فرعي                  نتايج اصلي                                                                                                                     در حيقيقت فرضيه ها دلايل ما را تشكيل ميدهد                                                    

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 10:30 توسط قادر حافظ(2) |

يكي از اساتيدمون تعريف ميكردكه در جلسه ي دفاع از پايان نامش نكته ي جالبي اتفاق افتاد اون هم اين بود كه اساتيدي كه در دانشگاه مقصد به عنوان داور انتخاب شده بودند وبايد پايان نامه رو داوري ميكردند اطلاع چنداني از محتواي پايان نامه نداشتند جالبتر اين كه اساتيدي كه از بيرون براي دفاع دعوت شده بودند تسلط كامل بر مباحث داشتند.اين امر رو ميتونيم روتفسير كنيم اول اين كه اساتيد دانشگاه مقصد فرصت خوندن پايان نامه دوم اين كه اون رو خيلي جدي نگرفته بودن سوم اين كه هدف بر اين بوده كه اونرو جدي نگيرن.در هر صورت وقتي كه آدم خودشو جاي اون دانشجو بذاره كه چند سال وقت وهزينه صرف كرده بود كه تاروز دفاع رو باخيالي خوش پشت سر بذاره حال خوبي بهش دست نميده.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:41 توسط كريم عباسيان |

مدتهاست که در ایران سخن از این است که بورس اوراق بهادار جای خوبی برای سرمایه گذاریست.

هرچند سرمایه ای نداشتم،ولی گفتم:سرزدن به سالن بورس که هر وقت سخن از پیشرفت اقتصاد مملکت است نام ان می درخشد،باید جالب باشد.

از طرفی می دانستم که قم سالن بورس دارد،قبلا در بلوار عمار یاسر، پارچه نوشته -ای دیده بودم با عنوان (سالن بورس). لذا به انجا رفتم ،اماخبری نبود.

از یکی از مغازه داران پرسیدم گفت:به خیابان باجک منتقل شده است.

به خیابان باجک رفتم و از چندین نفر مغازه دار پرسیدم اما هیچکدام نمی دانستند بورس کجاست.جالب تر انکه از یک مغازه دار پرسیدم بورس کجاست،

گفت :بورس چیست؟!

اخر سر تصمیم گرفتمبه بانک بروم و از انها بپرسم ولی انها هم اطلاعی نداشتند.

به دفتر روزنامه اطلاعاتدر کنار بانک مراجعه کردم،گفتم شاید بورس پیام تبلیغاتی به انها داده با...امانه انها هم نمی دانستند.انها نیز مرا به سازمان اقتصاد اسلامی که روبروی دفتر بود ارجاع دادند.در کمال شگفتی!

سازمان اقتصاد اسلامی هم دقیقا نمیدانست بورس کجاست!

اخر سر مجبور شدم با ۱۱۸تماس بگیرم . شماره بورس قم را گرفتم وبا بورس قم تماس گرفتم ،گفتم شاید انهابدانندکه بورس چیست؟واحتمالا از محلش خبر داشته باشند.!

اخر این ضرب المثل به بورس فم هم رسید :سالی که نکوست از بهارش پیداست.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 10:23 توسط مجتبي اكبري(2) |

غالبا جامعه ها از راه گرایش صد در صد به باطل،به گمراهی کشیده نمی -شوندبلکه از راه افراط در یک حق به فساد کشیده می شوند.*

اینکه انحطاط و زوال جوامع به چه عواملی بستگی دارد،از دیر باز مورد توجه اندیشمندان بوده است.در میان نظریات مختلف ،این جمله استاد مطهری ،نظر مرا به خود جلب کرد.

جمله واندیشه ای که مصداق های زیادی در گذشته وحال داشته است ودارد.

خود استاد مطهری به عنوان مثال: اصرار بر عبادت را مطرح می کند وبه عنوان نمونه از برخوردتند امام علی(ع)باکسانی که فقط در مسجد کوفه به عبادت مشغول بودند،یاد میکند.

اما من مارکسیستها را مثال می زنم که بیش از اندازه بر برابری و مالکیت عمومی تاکید کردند.و همین یکی از دلائل سقوط انها بود.

ویا دنیای غرب که امروز مقوله آزادی رادر حد افراط ان در پیش گرفته است.

اما باید از خود بپرسیم :آیا ما نیز بر حقی اصرارودر حقی افراط می کنیم که ممکن است گمراه کننده باشد؟

یادمان نرود که اسلام دین اعتدال است نه افراط .


*مرتضی مطهری،انسان کامل(تهران،قم:صدرا،۱۳۸۳)،۳۶.
+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 18:38 توسط مجتبي اكبري(2) |

آقا، خانوم، همکلاسی، تو رو خدا این‏قدر از چاک پنجره دنیا رو نبینین، چشماتونو ببندین، پنجره ها رو وا کنین: بلبلا دارن واسه منو تو چه‏چه می‏زنن، اووووه اونجا رو، حوض دانشگاه چه آبی داره، آب فوارش مثل رودخونه از آسمون به زمین سرازیره، اونم نه یکی صدتا، توی میدون ورزشو نگاه: چه می‏کنه اون بازیکن. آقای مجاهدی-دمش گرم- واسه همه کامنت گذاشته! معلمای علوم سیاسی هم دیگه برا درساشون از سیب‏زمینی و خاکشیر مثال نمی‏زنن.

آقای ذوالفقاری و پشم‏فروش هم تازه فهمیدن سوءتفاهم شده، دارن با هم کلی آشتی می‏کنن و به همین بهونه، هی هم‏دیگه رو  ماچ می‏کنن! خب جوونن دیگه، نوش جونشون. بچه‏های دو تا کلاس هم به نوبت، روزای دوشنبه و چهارشنبه، به میمنت حل این دعوا، براشون هی صلوات جلی می‏فرستن. این‏دوتا هم قراره به همراه آقای عزیزی سه نفر بشن بعد برن پیش آقای سروش تا لحاف ملا رو بهش پس بدن، ظاهرا آقای سروش لحاف ملا رو بی‏خبر آورده بوده، یه هویی انداخته بوده وسط دعوای حجاب این دو سه نفر. بعدش هم این چهار نفر قراره برن پیش ملا تا پنج نفری رفع سوء تفاهم کنن و... هفته‏ی بعد هم قراره منو آقای علیرضا محمدی از این کارا کنیم و...

آقا اینا رو ول کن، بیرون دانشگاهو نگاه کن، چقدر همه باصفا و لوطی‏ان. نیروی انتظامی گل پخش می‏کنن. موتورای مردم رو هم دارن به صاحباشون برمی‏گردونن، اووووه چه خوب، موتور منم جزئشونه، آره بابا کارت داره، مشکلش فقط سرمه که بی‏کلاه بوده! اما حالا دیگه وقت وبلاگ‏نویسی هم کلاه ایمنی سرم می‏ذارم! آره جونم، همیشه باید یادت باشه آهسته حرکت کنی و سرت رو کلاه بذاری، اگه هم خواستی تند بری و ‏احتیاط نکنی، باید از راست بری تا چیزیت نشه.

آقا کور شه چشمی که دنیا به این قشنگی رو نمی‏تونه ببینه! بگذریم آقا، اینو بچسب: وای وای من آمده‏ام، آخ عشق فریاد کند ...!

(سوءتفاهمی که پیش نیومده؟ اگه چیزی شده، رودربایستی نکنین، بگین رفع کنیما، خجالت نکشین!)

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 9:14 توسط علی رضاپور(1) |

در عصر ما كه در واقع عصر «شتابندگي تاريخ» است، ضرورت درك اهميّت «زمان»، «دانش زمان» و چگونگي برخورداري از تحولّات جهاني علوم و فنون در سطوح ملّي و به صورت بومي اهميّت ويژه‏اي يافته است  «جهاني انديشيدن» و «محلي عمل كردن»، قطعاً از راهبردهاي مطرح زندگي در جهان امروز است و ترديدي نيست كه جهان امروز بر مدار جابجايي اطلاعات و دانش‏هاي مربوط به حوزه ارتباطات مي‏چرخد. پس گريزي نيست جزآن‏كه براي حركت در مسير پوياي دانش بشري، به تأثيرات تعيين‏كننده‏اي بر مناسبات اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي در سطوح ملّي و بين‏المللي داشته‏اند بيشتر توجه كنيم. تا كمتر تحت تاثير پيامد هاي شكلي و ماهوي آنها قرار گيريم.

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 15:1 توسط كريم عباسيان |

 

شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها 1 به 2/1 است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند....

تصاویر مربوط به:

 

خیام، کمال الملک،افلاک نما، امام زاده محروق ،عطار، مسجد چوبی،قدمگاه

میدان بزگ نیشابور،باغرود،فضل ابن شازان

رباط بزرگ از دوره صفوی،مسجد جامع شهر ،دریاچه مصنوعی پشت سد،بینالود

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 12:35 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم عمر خیام مبارک باد

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 12:0 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

همان طور كه مي‌دانيم از جمله وظايف محلس قانونگذاري و نظارت بر اجراي آن مي‌باشد. اگر ما قانوني را تصويب كنيم ولي به آن عمل نكنيم فايده‌اي را نخواهد داشت.

مجلس حدوداً ۰۰۰/۱۳۰ مامور نظارت در دستگاه‌هاي سه گانه كشور دارد كه آنها بايد هر سه ماه يكبار گزارش نظارتي خود را به مجلس ارائه كنند ولي امر عملا صورت نمي‌گيرد و يا در حد ناچيزي صورت نمي‌گيرد. حال كه مجلس وظيفه نظارت بر اجراي قانون را نيز دارد، بهتر است اين نظارت را از خود آغاز كند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 14:28 توسط حسن واعظي |

به نظر می رسد با تو جه به حر کت روزافزون فن اوری پیشرفتی شگرف در دنیای اطلاعات رخ  دهد ولی این به اندازه ای نیست که ما را از کاغذ و کتاب جدا کند به دلیل وا بستگی عا طفی به کتاب ولی بی تا ثیر نیز نبوده است 

 

اما اینکه جرا انسانها کمتر مطامعه می کنند درصدی به نا اشنا بودن خوانندگان به شیوهای تحقیق و نظر مر تبط می با شد  ا    .          از  جمله این شرایط برداشت صحیح از منظور نویسنده می با شد.

 

 

به ای نکته با ید توجه داشت باید سعی کرد تا تمر کز را روی نقاط حساس متون علمی بیشتر  با شد . ودیگر اینکه باید شرایط مطالعه برای خواننده فراهم باشد

 

 

موضوع مطالعه بهترین مهم

 

موضوع مطالعه یکی عناصر تحلیلی تحقیق میباشد  قدم اول در این وا دی جستجوی منابع و ما خذ می با شد در این گذرگاه استاد کار  گشا می با شد در جهت معرفی کتاب و مشاوره 

 

 

نکته دیگری باید به ان تو جه کرد انتخاب صحیح و درست منا بع مورد تحقیق میباشد .

 

 

نکاتی جهت دسترسی بهتر به منابع

 

 

از کتابشنا سی ها استفاده کنید

 

سعی کنید هنگام تدریس استادمنابع را یاد داشت کنید 

 

 

از دانشجویان مقاطع بالاتر سوال کنید

 

 

سعی کنید کار گروهی کنید.

 

 

مطابقت صحیح منابع با موضوع مورد تحقیق

 

 

برای این عمل باید به نکاتی توجه کرد که عبارتنداز

 

              عنوان

 

              فهرست مندرجات

 

               مقدمه

 

               مطالعه بخشی از کتاب

 

               نتیجه.                 کتاب مورد نظر را این گونه ارزیابی کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:35 توسط قادر حافظ(2) |

به نظر می رسد با تو جه به حر کت روزافزون فن اوری پیشرفتی شگرف در دنیای اطلاعات رخ  دهد ولی این به اندازه ای نیست که ما را از کاغذ و کتاب جدا کند به دلیل وا بستگی عا طفی به کتاب ولی بی تا ثیر نیز نبوده است 

 

اما اینکه جرا انسانها کمتر مطامعه می کنند درصدی به نا اشنا بودن خوانندگان به شیوهای تحقیق و نظر مر تبط می با شد  ا    .          از  جمله این شرایط برداشت صحیح از منظور نویسنده می با شد.

 

 

به ای نکته با ید توجه داشت باید سعی کرد تا تمر کز را روی نقاط حساس متون علمی بیشتر  با شد . ودیگر اینکه باید شرایط مطالعه برای خواننده فراهم باشد

 

 

موضوع مطالعه بهترین مهم

 

موضوع مطالعه یکی عناصر تحلیلی تحقیق میباشد  قدم اول در این وا دی جستجوی منابع و ما خذ می با شد در این گذرگاه استاد کار  گشا می با شد در جهت معرفی کتاب و مشاوره 

 

 

نکته دیگری باید به ان تو جه کرد انتخاب صحیح و درست منا بع مورد تحقیق میباشد .

 

 

نکاتی جهت دسترسی بهتر به منابع

 

 

از کتابشنا سی ها استفاده کنید

 

سعی کنید هنگام تدریس استادمنابع را یاد داشت کنید 

 

 

از دانشجویان مقاطع بالاتر سوال کنید

 

 

سعی کنید کار گروهی کنید.

 

 

مطابقت صحیح منابع با موضوع مورد تحقیق

 

 

برای این عمل باید به نکاتی توجه کرد که عبارتنداز

 

              عنوان

 

              فهرست مندرجات

 

               مقدمه

 

               مطالعه بخشی از کتاب

 

               نتیجه.                 کتاب مورد نظر را این گونه ارزیابی کنید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:33 توسط قادر حافظ(2) |

کتابخانه ها منبع منابع

 

 

برای دانشجو کتابخانه محیط بسیار مناسبی میباشد  چون او بواسطه سکوت اندیشیدن را تمرین خواهد کردبا اندیشه اشنا میشنود .

 

 

از دیگر سو با حضور د انجشجو موجبات اصلاح کتابخانهرا نیز را فراهم میشنود

 

 

 

باید توجه داشت که بواسطه همین حضور است که کتابخانه ها مجموعه سازی میکنند

 

 

 

چند روش برای مراجعه بهتر به منابع وجود دارد

 

 

  1.کار گروهی

 

2.تهیه کپی

 

.3برجسته کرد مطالب

 

 

فکر کردن در مورد دو متن 

 

باید توجه داشت که همیشه سطح دو متن یکسان نیست  . می توانید با هم مقایسه کنید

 

 

 

مطالعه و یادداشت برداری . 

 

 

 

یکی از روش های مطالعه مطلوب فیش برداری میباشد و لی اغلب اوقات پزوهشگران این روش را به درستی بلد نیستند 

 

انتخاب نکات مورد نیاز به دو عامل بستگی دارد

 

 

به نوع اگاهی قبلی خواننده نسبت به موضوع مورد مطالعه

 

 

سبک و نگارش متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

کتابخانه ها منبع منابع

 

 

برای دانشجو کتابخانه محیط بسیار مناسبی میباشد  چون او بواسطه سکوت اندیشیدن را تمرین خواهد کردبا اندیشه اشنا میشنود .

 

 

از دیگر سو با حضور د انجشجو موجبات اصلاح کتابخانهرا نیز را فراهم میشنود

 

 

 

باید توجه داشت که بواسطه همین حضور است که کتابخانه ها مجموعه سازی میکنند

 

 

 

چند روش برای مراجعه بهتر به منابع وجود دارد

 

 

  1.کار گروهی

 

2.تهیه کپی

 

.3برجسته کرد مطالب

 

 

فکر کردن در مورد دو متن 

 

باید توجه داشت که همیشه سطح دو متن یکسان نیست  . می توانید با هم مقایسه کنید

 

 

 

مطالعه و یادداشت برداری . 

 

 

 

یکی از روش های مطالعه مطلوب فیش برداری میباشد و لی اغلب اوقات پزوهشگران این روش را به درستی بلد نیستند 

 

انتخاب نکات مورد نیاز به دو عامل بستگی دارد

 

 

به نوع اگاهی قبلی خواننده نسبت به موضوع مورد مطالعه

 

 

سبک و نگارش متن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:32 توسط قادر حافظ(2) |

به نام خدا

 

در بند یازدهم به این نکته اشاره دا رد که شخص خود پسند خودش  را محور و هدف میداند غیر خود را وسیله ای از برای رسیدن به این مقصود فرض میکند 

 

در حقیقت زندگی برای این شخص هیج تازگی ندارد و نخواهد داشت در بند 12

 

 

مرا اینگونه متنبه کرد که ادمها چنان گذشته را تباه میکنند که ازبرای فراموشی گذشته دوباره کا رگشته را تکرارمیکننند

 

 

 

 

در بند 13 سیزدهم اینگونه متصور است  که انسانهای غنی بی هدف چنان تصور میکنند که  صاحب  همه چیز هستتند ولی در حقیقت در زندگی متوهم سیر میکنند 

 

 

 

در بند 14 انچه نظر را جولان می دهد این است که انجه کامل است در این دنیا پیدا نمی شود و انسانها همیشه خاکستری هستنند    

 

 

بند15 مرا یاد این نکته انداخت که در بعظی جوامع علمی معروف است  در حوزهای علمیه که در شان علما نیست که به دنبال مصداق برای حکم بگردد  این وظیفه مکلف است که امر را بعهده گیرد . وهمین امر موجب مشکلات متعددی شده است              

در بند 16 ظاهرا تمام انسانها مصداق مردمان تجربه شده در دیگر سیارات توسط  همسفر  کتاب ما میباشد . مصداق انسانهای ظاهر بین غیر واقع بین

 

 

در بند 17 به نکته جالبی اشاره دارد وان اینکه معمولا از انچه فکر می کنند کمتر هستنند . خود بزگتر از انچه می نمانایند هستنند

18. کنایه از یاری میماند که در اوج ریسدن به عشق دیرینه اش ناکام مانده است لذا به حکم کل حکم میراند  

 

در بند 19ظاهرا انسانها در دنیای پر هیایی که زندگی می کنند بیشتر تکرار مکررات می کنند تا اندیشه نو                                              

 

 

 

در بند بیست  شناختی والا پیدا می کند وان اینکه بهتر ین از بهتر خواهد بود اگر یکسو نگر نباشیم و هیچگاه هیچ چیز را اخرین محسوب نکنیم

 

 

 

بند 21 مرا به یاد داستان عاشقانه لیلی و مجنون انداخت که مجنون جای پای سگ لیلی را با شور بوسه میزد که این را اشا رت   نوید میدهد تمام اشیای مربوط به محبوب از برای عاشق لذت بخش می باشد . همچنین میرساند که ظاهر فرینده میباشد و باید درون رانگریست . به قول مولانا ما درون را بنگریم حال را نی برون بنگریم را قال را  

 

 

 

 

 

در بند 22 اشاره به این نکته دارد که انسانهابدون اینکه توجه کنند وبفهمند از برای چه در این دنیا باید باشند مشغول هیچ هستنند بی هدف به دنبال سراب به امید اب

 

 

 

23هم اشارتهای فراوانی دارد از جمله ان همان فکر ادمهای بزرگ می باشد که از ظرا ف زندگی بدور هستنند مادیات را به هر جیزی ترجیح میدهند

 

 

بند24 اسرامیز و زیبا جنین مینمایاندازرش دارد به خاطر محبوب وحضور او کل هستی را زیبا دید

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:30 توسط قادر حافظ(2) |

موضوع مورد بحث بنده براي تحقيق طرح يك شاخهاي از عنوان فقه در زمينه اخلاق ميباشد كه به موضوع علوم سياي نيز مربوط ميشود و از انجا كه اين عنوان از جمله بسيار مباحثي كه نسبت به ان اجحاف صورت گرقته ميباشد  

هم در حوضه هاي علميه و نيز دانشگاه

 

طرح بنده كليات از موضوع اخلاق سياسي ميباشد

 

 

مقدمه

 

كاتب دنياي صوفي ميشود گفت مفسري حقيقي از براي هزاران مطاب بغرنج فلسفي تا كنون ميباشد بطوريكه اگر كسي اهل درك هستي از منظر عقل مدار باشد به درستي در خواهد يافت كه اين كتاب چگونه است 

 

 

در حقيقت ما براحتي خواهيم شناخت كه فيسوفان از براي جه تاكنوناين همه فرياد و بانگ حقيقت سر ميداده اند

 

اگر كسي كتاب جمهورافلاطون را ياضيافترا وخوانده باشد خواهد فهميد كه اين كتاب جيست
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:21 توسط قادر حافظ(2) |

درعصر جديد به علم ارج بسيار گذاشته ميشود 

 

 

ارج گذاري به علم منحصر به زندگي روز مره ووسايل جمعي نيست . بلكه اشكارادر كانونهاي علم وتحقيق ودر تمام اجزاي جهان معرفت  مشاهده ميشود

 

اينكه بسياري از حوزهاي مطالعاتي را حاميانشان علم مي خوانند از اين روست كه تلويحا فهمانده ميشود روشهاي مورد استفاده به همان اندازه وثيق وبه همان اندازه ثمربخش است كه علم با سابقهاي همجون فيزيك 

 

به كار بردن اصطلاح علوم سياسي و علوم اجتماعي مددهاست كه متداول شده است . ماركسيتها باتاكيد   بسيار

 

اصرار مي ورزنند كه ماترياليسم تاريخي علم است

 

اين نشانده دهنده اعتبار زياد علم تجربي ميباشد تا جايي كه بر سر دانشگاه شيگاگو نوشته شده است كه اگر نتوانيد اندازهگيري كنيد دانش شما كافي نيست  

 

بعضي از براهين اقامه شده براي اين مدعا كه نظريه هاي علمي را نميتوان به صورت قطعي اثبا ت يا نفي كرد بيشتر بر عهده علم شناسي فلسفي ومنطقي گذاشته شده است وبر ديگر براساس تحليل تاريخ علم و تاريخ نظريه هاي جديد علمي استوار گشته است .......................................................................................................................................................     علم شناسي فلسفي در نگاه يك فيلسوف علم . ........................................................................................................................................................يكي از عواقب درك اين نكته كه نظريهاي علمي قابل اثبات ياابطال قطعي نيستنندواين كه تبين فلاسفه از انجه واقعا وجود دارد شباهت كمي دارد كنار گذاشتن اين فكر است كه علم يك فعاليت عقلاني است

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 10:19 توسط قادر حافظ(2)

امروز جرج بوش يا همان سوفي بهشت ليبراليسم درب صندوق پستي خود را باز مي كند و نا مه اي را مي بيند كه روي ان نوشته برسد به دست بوش(سوفي)او نمي داند درون نامه چيست ؟شايد نوشته: تو كيستي؟يا نوشته ايا جهان ديگري بعد از سرمايه داري وجود دارد ؟جهان چگونه تك قطبي شد ؟

او نامه را باز مي كند ومي بيند نويسنده اورا به خدا دعوت كرده است و نويد فرو ريختن پايه هاي ليبرال دموكراسي را داده است او از انسانهاي بي گناه سخن گفته است و...

جرج همچنان كه در باغ قدم مي زد سگش را بغل كرد و نگاهي به كاخ سفيد انداخت و با خود گفت :امروز كه به ۵/۳ درصد رسيده اند نامه مي فرستند اگر به ۸۰ يا ۹۰ درصد برسند چه خواهند فرستاد !

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:55 توسط مجتبي اكبري(2) |

    برادر ذوالفقاري ،پشم فروش،عزيزي و... مواظب لحاف باشيد!
   
    قضيه لحاف ملا را كه شنيده ايد ، بنظر ميرسد اين دعوا هاي اخير حجاب هم سر لحاف ملا است لطفا اينقدر خود را مشغول مكدر نكنيد.
    
   تحجر وسرمايه داري رابطه ديرينه اي با هم دارند.!
   داستان از اين جا شروع شد كه عده اي با نگاهي متحجرانه خواستند حجاب را با راهپيمايي حل كنند و عده سودجو كه مشغول ماهي گيري هستند سريع با روزنامه هي خود و... آتش بيار معركه شدند و اين شد كه شد .

   امروز بار ديگر تحجر و سرمايه داري و رانت خواري دست به دست هم داده اند تا بي عدالتي ها را نبينيم و ويژه خواران طرفين را فراموش كنيم .

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:49 توسط علي سروش(2) |

نان ماشینی سنتی

 

شاید در ابتدا عنوان و موضوع جالبی برای خواننده نباشد و او را یاد حرف مادر یا همسرش بیندازد که موقع خارج شدن از خانه گفته بود که نان تهیه کند ویا یاد این بیفتد که امروز هم به خاطر نداشتن نان صبحانه نخوده است ویا خیلی فکرای دیگر

اما آنچه توجه مرا به خود جلب کرد نوشته سر در مغازه نانوایی بود که بااین ترکیب خود را نمایان می کرد : نان ماشینی سنتی

آی درست است ماشین و سنت ؛نیازوماشین وتجدد .

بحث بسیار جنجال بر انگیز وقدیمی که همه اعصا ر ذهن متفکران را به خود جلب کرده است آیا به سمت تجدد باید رفت یا همچنان به داشته های قبلی خود و سنتهای کهن و ابزارهای قدیمی اکتفا کرد؟

اگر چه سوال بسیار آسانی به نظر میرسد اما درعمل بسیار مشکل خواهد بود که شخص فکر وداشته های خود که درذهن او مستحکم شده وهوییت او را ایجاد می کند از آن دست برداشته وبه سراغ چیزهای جدیدی برود آنهم فکری که نه از درون جامعه وفرهنگ خود بلکه از یک فرهنگ وجامعه غیر نشات گرفته است .

در این  باب استدلالهای گوناگون ومتنوعی هم از طرف سنت گرایان وهم تجدد گرایان بر برتری هر یک بر دیگری و امکان یا عدم امکان ایجاد اتصال وجمع بین آنها آورده شده است  اما من با مبانی واستدلال های  این دو گروه کاری ندارم، بلکه به آنچه درخارج واقع شده است توجه میکنم که حرف اول وآخر را همان سردر مغازه می گوید :نان ماشینی سنتی .

آری درست است هر دو ساخته دست ومحصول فکری انسانها می باشد که در جهت ارتقای خود .ورسیدن به کمال مطلوب انسانی  واستفاده از عقل و ابزارها در جهت رفاه میباشد .

البته نباید به ذهن برسد که ما معتقد به جبر تاریخی و سیر خطی وصعودی می باشیم، بلکه معتقد هستیم که نه گذشته و سنت تمام حقیقت ونهایت کمال وصحت  بوده است و نه آنچه جدید است، تمام کلام است بلکه معتقد هستیم هم گذشته سنت وهم تجدد ومدرنیته دارای معایب ومزایایی میباشند که باید با جمع کردن وجوه مثبت و نفی نکات منفی آن به آنچه منطقی و عقلانی تر است نزدیکتر شویم واز تعصبات بی جا و دنباله روی های کودکانه خود داری کنیم .  

                                                      موفق باشید  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:28 توسط احمد اسلامي(2) |

دوشنبه هفته قبل روز جهاني كار و كارگر بود، و من خودم مطلبي در اين  مورد ننوشتم تا ببينم كه كدام يك از بزرگواران مطلبي مي‌نويسند كه كسي ننوشت. بنده كاملا از اين امر متاسف شدم. حال اگر روز پاسداشت كارفرمايان يا ثروتمندان بود چه ريخت و پاشي در كشور عزيزمان ايران انجام مي‌دادند.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:46 توسط حسن واعظي |

سالروز ولادت امام حسن عسکری را بر عموم شیعیان ،خاصه رهبر انقلاب ، مراجع تقلید

واستاد وهمکلاسیانم تبریک عرض می نمایم 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:25 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

امام علی(ع) میفرمایند : از جمله حقوق معلم این است که از او زیاد سوال نکنی و در پاسخ دادن زیاد

او را به زحمت نیندازی و هنگامی که خسته است در سوال و جواب از او اصرار نورزی ...  و بر تو لازم است

تا هنگامی که او از دستورات الهی نگهبانی می کند به خاطر خدا به احترام کنی و جلو او ننشینی و اگر

نیازی داشت بای انجام آن از دیگران سبقت جویی.

روز معلم را به تمام اساتید و معلمان زحمتکش میهن اسلامی تبریک عرض میکنم و همچنین سالروز

شهادت استاد مطهری را گرامی میداریم .

امام خمینی :من گرچه فرزندی را که پاره تنم بود از دست دادم ولی مفتخرم که چنین فرزند فداکاری

در اسلام وجود داشت ودارد .

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:9 توسط حمزه اميني(2) |

با راننده تاكسي در مورد اينكه آيا ايشان با داشتن ماشيني مدل پايين از كارشان و اتحاديه‌اشان راضي هستند يا نه صحبت مي‌كردم و ايشان گفتند كه رانندگاني كه ماشين‌هاي مدل بالا دارند بهتر از ما كار مي‌كنن و به عبارت ديگه "به منعم دريا دريا نعمت و به مفلس كشتى كشتى محنت ارزانى داشته مي‌شود"

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:32 توسط حسن واعظي |

نمي‌دونم واقعاً فلسفه اين ساندويچ درست كردنا تو وسط خيابون چيه؟ خيابون‌هاي ما خودشون اونقدر چاله و چوله دارن كه ديگه نيازي به خيلي از اين سرعت‌گيرا نيست. تازه مردم هم كه به اين ساندويچا مي‌رسن وقتي فكر چاله‌هاي خيابونو را مي‌كننن با خودشون مي‌گن: الان بهترين وقته كه كمك فنراي ماشينمونو امتحان كنيم.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:32 توسط حسن واعظي |

با خيلي از دوستان كه در مورد شهر قم صحبت مي‌كنيم، از گفته‌هايشان اين گونه بر‌مي‌آيد كه اكثر دوستان نتوانسته‌اند خود را با محيط جديد وفق دهند.هر چند كه محدوديت‌هايي نيز در شهر مقدس قم وجود دارد، ولي امتيازاتي نيزي براي خيلي از مردم ساكن در قم دارد:

1-      حرم مطهر حضرت معصومه (س)

2-      مسجد مقدس جمكران

3-      آيات عظام

4-      وجود مسجد در بيشتر محله‌ها

البته‌ها اين موارد از نظر من محدوديت نيست و....

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:29 توسط حسن واعظي |

با يكي از اقوام در مورد اينكه آيا بايد خانم‌ها هم به ورزشگاه بروند يا نه صحبت مي‌كرديم كه ايشان جمله‌اي را گفتند كه براي من جالب بود. گفتند كه اگر انرژي هسته‌اي و پيوستن به باشگاه هسته‌اي حق مسلم ماست (البته اين باشگاهي كه در ادبيات نظام بين‌الملل وجود دارد، با اين باشگاه هسته‌اي ما تفاوت زيادي دارد)؛ پس رفتن به استاديوم و پيوستن به باشگاهي كه خودمان تعريف مي‌كنيم نيز حق مسلم ماست.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:43 توسط حسن واعظي |

چند دقیقه قبل یکی از دانشجویان ارشد که ایشان همیشه ارادت خاصی به بعضی از اساتید محترم دانشگاه دارند و از اساتید التماس دعا دارند مقاله ای را در جایی ارائه کرده بودند که پذیرفته شده بود. ایشان خیال می کردند که با همین یک مقاله،در اين زمينه داناي كل شده‌اند. و يكي از اساتيد صاحب نام در اين زمينه را زير سوال بردند. ايشان آنقدر به طور مطلق صحبت مي‌كردند كه گويي صاحب سبك و روشي در اين زمينه هستند.

هزار سال ره است از تو تا مسلماني

 هزار سال دگــر تا به حد انسـانــي

مولوي

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 16:5 توسط حسن واعظي |

در سر کلاس یکی از اساتید،استاد مثالی برای گفته اش اورد و گفت که درروزنامه

شرق در فلان روز نوشته بودکه این هفته در شب جمعه دعای کمیل در منزل عبدالله

نوری است. وسخنرا ن این جلسه ، یوسفی اشکوری است،  در این موقع بود که

بچه ها خندیدند،نمی دانم که ایا این سخن خنده دار بود یا اینکه اصلآ خنده دار نبود

ولی انچه که مسلم است بچه ها بی خود نمی خندند.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 14:57 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

امروز در سلف سرویس دانشگاه ک ب ا ب خوردیم. این کباب نوشتنم هم شبیه همون کبابی بود که امروز خوردم. احتمالاْ سیخ های کباب شکسته شده بودند و آنها را با؟؟؟؟؟به هم وصل کرده بودند. و یا اینکه در هنگام به سیخ کشیدن کباب ها آشپز محترم ازکلیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

  spaceخیلی استفاده کرده اند چون کباب ها قطعه قطعه شده بوند.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 13:20 توسط حسن واعظي |

گفتم شبی مهدی از تو نگاه خواهم

                                               گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم

نمی دانم در فکر و اعتقاد مردم چه چیزی رسوخ کرده که به فکر همه چیز

هستند جز...

وقتی ادم یک چیز هایی را از برخی ادمها می بیند. به فکرش رسوخ می کند 

که واقعآ امام زمان از دست مردم چه می کشدحق دارد نیاید،وقتی شیعیانش

به این صورت هستند دیگر چه چه امیدی به امدن.ولی باز هم باید ما ناامید 

نباشیم وبرای فرجش دعا کنیم   

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 11:56 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

آقاي احمدي نژاد در سفرهاي استاني خود به چند تا از استان هاي محروم كشور سفر كردند كه در بعضي ازشهرهاي اين استان ها به جاي استقبال به ايشان اشياء نيز پرتاب مي كردند و استقبال خوبي نكردند.شايد دولت ايشان را نيز مانند دولت هاي قبلي براي استانشان ناكارامد فرض كرده اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:40 توسط محمودي |

برخی از دوستان راجع به ان نوشته بودند ، به نظر من هم طرح بدی نیست هرچند خالی از اشکال هم نیست، اما رای مراجع هم همینطور ،اخر اگر بحث دیدن بدن مرد است که انچه از رسانه ها پخش می شود بدتراست ،اگر هم بحث جو ورزشگاه که  گفته اند با شرایط ان الهم الا ان یقال.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:55 توسط مجتبي اكبري(2) |

یادداشت اقای میر خلیلی مرا یاد این انداخت(ناگهان چه زود دیر میشود)

نمدانم چرا اساتید دانشگاه را معلم نمیدانیم ،شاید به خاطر رفتار دوستانه ایست که دارند،یا خط کش به دست وارد کلاس نمی شوند .

البته چیزی از مشق شبها کم نشده .

تا یادم نرفته (آقای مجاهدی خسته نباشید)

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:45 توسط مجتبي اكبري(2) |

این روزها رسم شده که با خیلی از چیزها بازی می کنند  .  همین روزها مثل اینکه روز جوان بوده

این هم یه بهانه ای شده  برای خبرنگاران که بیایند  توی تلوزیون ورادیو  یه مشت اراجیف به خورد

ملت بدهند و بروند وبعدش هم این روز بگذره  و  تا سال آینده ببینیم چه خبره . میخوام این و بگم

جوونا  که :        باید پارو نزد  وا داد باید        باید دل رو به د ریا  داد        تا ببره هر جا دلش خواست

                         به هر جا برد بدون ساحل همونجا ست

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:26 توسط حمزه اميني(2) |

بی تردید توسعه کمی و کیفی جوامع همگی مرهون تصمیم سازیها و تصمیم گیری هایی است که بر پایه تحقیقات علمی صورت گرفته است٬ زیرا علم چون گذشته محصول جرقه های ناگهانی اندیشه یک یا چند دانشمند نیست. بلکه کوششی آگاهانه و سازمان یافته است تا به حل یک مساله نائل آید.

در سالهای ۱۹۶۰مدل متفاوت دیگری از نوآوری مطرح شدکه بر طبق این مدل ٬ که به نام مدل کشش بازار ونیاز  نامیده میشود حاکی از این است که جهت تحقیقات علمی در واقع تابع عوامل بیرونی است.

به نظر من نیز هدف از طرح درس روش تحقیق علمی ساختن اندیشه های افراد و در نتیجه شکل گیری ذهنیات و فرآیندهای علمی است که منتهی به ایجاد نتیجه و تحقیقات علمی خواهد شد. حال هرچقدر دانشجویان افکار خود را علمی کنند و به این گونه درس ها علاقه نشان دهند در زندگی اجتماعی خود که دنیای آگاهی ها و علمیات است موفق تر میشوند.

ادامه دارد ( در نشست های بعدی)

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:54 توسط رضا درياباري |

نه این‏که جای دوری بخواهم بروم، نه این‏که مطلبی برای گفتن نداشته باشم… این نخستین تجربه‏ی عضویت‏ام در وبلاگی گروهی بود، اما من به تلاش و تعاملی جمعی دست نیافتم. احساس می‏کنم، اگر به وبلاگ فردی‏ام رسیدگی کنم، زمین‏اش را شخم بزنم و بذری بکارم، در برداشت محصول، به تلاش و تعامل جمعی بیشتری نایل می‏شوم!

راستش برای کارهایم باید دلایل موجه و کافی داشته باشم، پس به همین دلیل فردیت افراد در این وبلاگ گروهی، تنها دلیل بودن را پرداختن به همان تکالیف کلاسی می‏دانم که همگی به تنهایی و هدفمند، رو به آن سو دارند، من اما به دلیل اشتغال به یادداشت‏های روزانه و… از آن بسیار عقبافتاده‏ام.

مأموریت اداری‏ام برای حضور در نمایشگاه بین‏المللی کتاب، اجباری است بر ترک موقت کلاس و وبلاگ. امیدوارم استاد، دوست پرتلاشمان آقای کاظمی و باقی دوستان معذورم بدارند.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 19:55 توسط علی رضاپور(1) |

چندی پیش در مطبوعات خبر نشست اعضای مو تلفه با مشارکت در ج شد ه بود (شاید برای تعدادی

تعجب انگیز بود ) وخیلی ها هم علاوه بر تعجب برایشان سنگین بود . می خوام  بگم که واقعیت   هم

همین استهر کس دیگه هم جای آنها بود همین کار  رو می کرد این که دیگه جای نگرانی نداره 

مگه نه :

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 12:36 توسط حمزه اميني(2) |

غروب بود: اذان و نماز بود و چه با اخلاص و جز «ذكر» هيچ در ميان نبود. تصميم، «عملياتي بزرگ» بود، نه تو فكر كني نخست پاي انتقام درميان بود، نه! اول رضاي خدا بود و عمليات انتقام‏جویانه، وسيله و بهانه بود!

شب بود: جمع برادران «جندالله» جمع بود و خطابه‏ي فرمانده، دل‏گرمی بود و از ذکر خدا و شهادت در راه او، هیچ‏ کم نداشت.

-          برادران! چشم رسول خدا و اصحابش به ماست؛ عزیزان! بهشت در یک‏قدمی، آنجاست!

لحظه‏ای بعد، در همان میعادگاه، جان ده‏ها نفر، بهای خرید خاک بهشت، ملاقات رسول خدا و صحابه‏اش شد و «عبدالمالک» خوشحال بود!

نیمه‏های شب بود: عملیات موفقیت‏آمیز انجام شده بود: «زمین» برای میزبانی از خدا آغشته به خون بود و خدا آنجا نبود!

***

این‏ نخستین قربانیان خدا نبودند و آخرین‏شان هم نخواهند بود. قرن‏هاست تا هرجا که حافظه‏ی تاریخ یاری کند، نام خدا از آدمیان بی‏‏گناه، قربانی گرفته است. چه جدی و چه بی‏رحم است این خدای آدمیان، جدی‏تر از خدای یگانه‏ی پیامبران!

خدایا! من از خدای مخلوق آدمیان، می‏ترسم!

 

***

خدا در برابر خدا! (۲)

با عجله به خانه‏ می‏آیی و لوح‏فشرده را در رایانه می‏گذاری. تو به دنبال تصویر گم‏گشته‏ای می‏گردی: «رضا» برادر استاد محبوبت، لک‏زایی. او در حال حاضر گروگان جماعت به اصطلاح «جندالله» هست. تا فیلم خوانده شود، وقت داری لیوانی چای از فلاسک فراهم کنی.

فیلم شروع شده است: پنج نظامی مسلح، با صورت‏های پوشیده، ایستاده‏اند و جلو‏شان اسیری دست و پا بسته، بر روی زمین نشانده‏اند. ظاهراً این قسمت نباید مربوط به جماعت جندالله باشد. آرام و خونسرد، به تماشای فیلم ادامه می‏دهی.

آن وسط، یکی از مردان، نوشته‏ای را به زبان عربی قرائت می‏کند و ظاهراً مسلمانان را به جهاد و قتال با کفار دعوت می‏کند. قطعنامه‏اش طول می‏کشد و تو مانده‏ای حال چه باجی از دشمنان خدا در مقابل این اسیر زبان بسته، مطالبه ‏خواهد کرد.

چای لیوانت به نصف رسیده است که قطعنامه تمام می‏شود. می‏خواهی جرعه‏ای دیگر سربکشی که لیوان تا دقایقی طولانی، بر دستانت باقی می‏ماند و در پایان به زمین می‏افتد: خواننده‏ی قطعنامه، بی‏درنگ کاغذها را به همراهان، تحویل می‏دهد و چاقویی بلند از لباسش بیرون می‏آورد. به کمک همراهان، اسیر را مثل گوسفندی می‏خواباند و چاقو را بر پهلوی گردنش می‏گذارد. گویا برای تمام کردنش، خیلی هم عجله ندارد. صدای جیغ و فریاد قربانی، با صدای تکبیر سلّاخان، در رقابت می‏افتد. اندکی بعد، این صدای الله‏‏اکبر است که باقی می‏ماند و از قربانی جز سری خاموش، بر روی سینه‏اش باقی نمی‏ماند.

 

 

تو نمی‏دانی چه مدت طول کشیده‏است تا از شکّه درآیی. حرفی نداری، لغتی نمیابی، چیزی برای گفتن هم داشته‏باشی، زبانت گرفته است و نفسی در سینه نداری.

 

شب، طبق روزهای وسط هفته، همسرت تماس می‏گیرد. لحن صدای بیمار و حنجره‏ی خنجرخورده‏ات را زود تشخیص می‏دهد. در برابر اصرارش، راه گریزی نداری، باید گزارش بدهی! در برابر پیمان‏شکنی‏ات و عصبانیت او البته پاسخی نداری:

-          تو مگه قول نداده بودی، این‏ چیزها رو نگاه نکنی، هان؟ این سی‏دی رو از کدوم گوری آوردی؟

-          خانم جان! من که نمی‏دونستم... من برای دیدن تصویر برادر استادم... رضا...

-        خدا نگذره از اونی که این سی‏دی رو بهت داده... مگه بعد از تماشای درگیری‏های حسینیه‏ی شریعت و افسردگی‏های بعدیش ما به توافق نرسیده بودیم؟ علی جان! اون جلمه شریعتی رو فراموش کن! (هرگز به‏خاطر آرامش کور نباش!) اون مال تو نیست. دیدن این چیزا مسئولیت آوره، و تو فعلا در حدش نیستی... تو یه دانشجوی کوچیک هستی، نه یه مجری، نه یه ایدئولوگ، نه آبروی اسلام... آخه چرا زندگی‏مون رو تلخ می‏کنی؟... الو؟... الو؟؟

 

«... به اندیشیدن خطر مکن!

روزگار غریبی است، نازنین!

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.

 

آنک قصابان‏اند

بر گذرگاه‏ها مستقر

با کُنده و ساتوری خون‏آلود

روزگار غریبی است، نازنین

و تبسم را بر لب‏ها جراحی می‏کنند

و ترانه‏ را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.

 

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس!

روزگار غریبی است، نازنین

ابلیس پیروزمست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.»

«شاملو»

 

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 15:50 توسط علی رضاپور(1) |

تلفن همراه، براي اينكه كارهاي مهم و اضطراري ما در كمترين زمان انجام شود بوجود آمده است. مدت زمان مكالمه جهاني دو دقيقه است، حال در ايران بعضي‌ها براي كارهاي غير ضروري و آدم بزرگ شدن (در خيال خودشان) به سمت تلفن هراه مي‌روند. و مدت زمان مكالمه نيز در ايران قابل مقايسه با مدت زمان جهاني نيست.

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 12:45 توسط حسن واعظي |

نيروي انتظامي هم براي اينكه از غافلة….. جا نماند، به ظن من اقدام به وضع احكام ثانويه نموده است.

 

1-       در ايام عيد نوروز سوار كردن دو سر نشين در صندلي جلو اتومبيل (به اصطلاح شاگرد) آزاد مي‌باشد.فقط بايد از 120 تا بيشتر نرويد تا بهانه‌اي براي گير دادن نداشته باشند.

2-       موقعي كه در جاده به شما گفته شد در كنار جاده توقف نماييد بايد فوراً پياده شده و بعد از عرض ارادت خدمت ايشان، بدون هيچ سخني جريمة ارزان قيمت را دريافت نماييد.

تبصره: در صورتي كه پياده نشديد، و موارد بند 2 را مخلصانه و عاجزانه انجام ندهيد مبلغ 000/20 ناقابل در كاسه شما قرار خواهد گرفت.

3-       موتور سواراني كه خانمي (هر خانمي) در تركشان است به هيچ وجه جريمه نخمواهند شد.

تبصره: اين گونه از موتورسواران با سرعت دلخواه نيز مي‌توانند حركت كنند.

اينها جزئي از قوانيني است كه من در شهر مقدس قم به آنها پي بردم.والله اعلم بصدقها.

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 12:44 توسط حسن واعظي |

در میان هزاران دلیل بی‏دلیل رأی جامعه‏ی توده‏وار ایران به احمدی‏نژاد (۱) دلایل روشنی هم درمیان بود. یکی از آن‏ها عدم نقش بازی‏کردن و ادا اطوار احمدی‏نژاد بود. او کسی نبود که یک‏‏شبه به بهای رأی رعیت ایرانی، برای خود ژست روشنفکری بگیرد و دم از شعارهای اصلاح‏طلبانه بزند! او سعی کرد خودش باشد، به گمان من وعده‏های کرامات و معجزاتش که "ما می‏توانیم" و این که در بروشورهای تبلیغاتی‏اش خود را مثل امام‏زاده‏ها، قدیس(!) معرفی می‏کرد یا بعدها در مقابل عالمی فهیم مثل آیت الله جوادی هاله‏ای از نور را بر گرد خودش، مطرح می‏کند، همگی برخاسته از صداقت و سادگی‏اش است.

این‏که آیا وعده‏های احمدی‏نژاد، عملی است یا خودش نیز مرد عمل است، به خودش و مطالبات رعیت رأی‏دهنده‏اش مربوط است،(۲) بحث من ماهیت وعده‏هایش است، از جمله همین وعده‏ی ورود بانوان به استادیوم ورزشی که خشم علما را برانگیخت.

***

جناب احمدی‏نژاد! عادت بر این شد وعده‏هایی بشنویم که برخاسته از شخصیت و روحیات خودت باشد، نه برخاسته از روحیات روحانیان روشنفکری با عبای شکلاتی! من مطمئنم خاتمی هم جرأت چنین وعده‏ای را نمی‏داشت، پس حاجی‏جان،عزیزم! خودت باش!

چاره‏ی کار:

هیچ سخت نیست. یک توبه‏نامه، از روی متن توبه‏نامه‏ی غرویان، با خط خودتان، اگر تنظیم شود، همه چیز به صورت اولش برمی‏گردد! عنوانش نیز همان باشد:  این سخنان را شيطان در دهان من گذاشته است!

________________________________

۱. استقبال توده‏وار ایران، فقط متوجه احمدی‏نژاد نبوده است، رأی به خاتمی و... هم از همین ماهیت برخوردار بوده است.

۲. «رعیت» در متن من واژه‏ای محاوره‏ای و یک ناسزا نیست.  مسلماً در این اجتماع توده‏وار، اقلیتی آگاه هم هستند که بنا به دلایلی به احمدی نژاد رأی داده‏اند و بنا به همان دلایل به خاتمی رأی نداده‏اند. روی سخن من با توده‏ای است که مثل کف روی آب، سرگردان است و آمار تعیین کننده و سرنوشت‏ساز نتایج انتخابات را در ایران رقم می‏زند و مبتنی بر علت حرکت می‏کند نه دلیل. 

چه خبر؟

محسن غرویان شاگرد ارشد آيت الله مصباح يزدي: احمدی نژاد حرفش را پس می‏گیرد

بازتاب: تعرض لفظی به خاتمی در قم!

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 23:44 توسط علی رضاپور(1) |

 

دقايقي قبل جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور پيشين كشورمون به دانشگاه آمدند. البته اين ديدار در غالب هيئت امناي دانشگاه صورت گرفت و ديدار دانشجويي نداشتند. چه خوب بود كه لااقل تو اين مورد ...........برخورد نمي‌شد.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 18:41 توسط حسن واعظي |

چند ماه قبل از یکی از دوستان شنیدم که استانداری قم، به يكي از جرايد كشور در مورد اينكه نوشته بودند تعداد افراد آلوده به ايدز در قم رتبه يك را در كشور دارد  اعتراض كرده و گفتند كه قم رتبه ۲ را دارد. من هم خواست به صحت و سقم اين مطلب پي ببرم كه با اين جمله مواجه شدم:

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد

 

خودتان قضاوت كنيد؟

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 18:8 توسط حسن واعظي |

دیشب مامورای نیروی انتظامی مثل هر موقعی که خودشون دوست دارن، تو خيابونها ايست بازرسي گذاشته بودن و داشتن موتور سوارايي كه كلاه نداشتن مي‌گرفتن. يه موتور سوار اين وضعيت ديد و چون كلاه نداشت سرعتش زياد كرد و فرار كرد. سرباز بيچاره هم كه فرمانده! كنارش بود، شير شد و اومد اين موتور سوار بگيره و وقتي نتونست بگيره با باتومش يه ضربه محكم به اون زد. و كم بود كه موتور سواره زمين بخوره. حالا نيروي انتظامي كه خودشو ضامن جان و مال و امنیت مردم معرفي مي‌كنه، حاضره كه اين ضمانتو به قيمت گرفتن جون مردم انجام بده. مطمئن باشيد برخورد جامعه ما با مسئله بدحجابي هم دست كمي از قضييه بالا نداره. (من نه با اون موتور سواره موافقم نه با بد حجابي) 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:32 توسط حسن واعظي |

از همکلاسی هایم تقاضا دارم در مورد انرژی هسته ای(تعلیق موقت ،تعلیق دائم،ادامه فعالیتها) نظر داده وجواب کوتاه دهند.

البته خودم نظرم بر ادامه فعالیتها است به طور قاطعانه.واین مطلب را می خواستم متذکر شوم که(هر چند ممکن است مطلب ابتدائی باشد )اماحقیقت این است که در صورت کوتاه امدن ایران انها دست از

سرایران برنداشته و بهانه های دیگر می گیرند مثلآ می گویند کارهای تحقیقاتی  علمی وصنعتی خود را در دانشگاها معلق کنید ویقین داشته باشید که این حرف را خواهند زد با تمام جسارت و زیادی خواهی

البته انها کار خود را میکنند وانتظاری جز این نیست وباید ما عاقل باشیم وهر کس فکری جز این دارد به نظر من اشتباه می کند وشاید هم نه.

                                                                                           لطفآ نظر دهید

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:3 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

نه از دختری که مثل جنّ‏ بوداده‏ در اجتماع ظاهر می‏شود، خوشم می‏آید، نه از ارشاد کسی‏که در معابر و انظار، مانع‏اش می‏شود. به نظر من، هر دو نتیجه‏ی ساختارهای غلط و برخاسته از ذهن بیمار برنامه‏‏ریزان فرهنگی است. دوستمان ذوالفقاری درست می‏گوید: با برخوردهای چماقی وگلنگی هیچ بد حجاب وبی حجابی محجبه نشده ونمی شود باید روی اعتقادات وفرهنگ راستین ودور از منفعت طلبی اسلامی کار شود.

چه کسی است که نداند، مأمورین ارشاد، همه‏جا و همه‏وقت نمی‏توانند حضور داشته‏باشند؟ می‏ماند برنامه‏های فرهنگی مدت‏دار و هزینه‏بردار تا به فرزندانمان بیاموزد: «عالم محضر خداست؛ در محضر خدا معصیت نکنید!»

دوستان! به من حق بدهید بنا به آن‏چه رخ می‏دهد، اجباراً به این‏ نتیجه برسم: ما متولیان و مجریانی منسجم، فهمیده و خیرخواهی در امور فرهنگی نداریم. متأسفانه متولیان فرهنگی، زحمت برنامه‏ریزی را برخود آسان کرده، دائماً با طرحی مقطعی و مضر در صدد اصلاح ظاهر جامعه برمی‏آیند!  بی‏اعتباری و کم‏مایگی بعضی از ایشان در فهم خدا و انسان، یا در خوشبینانه‏ترین برداشت، تنبلی‏های ناشی از بی‏دغدغگی‏شان، چنین حکم کرده است: کسانی که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند (!...)

آخر پر رویی هم حدی دارد!  این از آن حرف‏هاست که بنا به طنزی تلخ می‏گفتیم: بجای فقرزدایی، فقیرزدایی کنیم!  پس وظیفه‏ی انسان‏سازی و فرهنگ‏سازی شما، اخراج شهروندان است؟ کجا پیامبر اعظم با مشرکان چنین صحبت یا عملی داشته بود؟

آن‏چه در قرآن آمده است و پیامبر عزیزمان بدان سفارش داشته است، تأکید بر حجاب درون، عفت باطنی و همیشگی انسان‏هاست. سفارش قرآن به مؤمنان در مقابل شهروندان بدحجاب، این است:

به مردان با ایمان بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان اجنبی باز گیرند و فرج‏های خویش را نگهدارند. این برای ایشان پاکیزه‏تر است که خدا از کارهایی که می‏کنید آگاه است؛ و به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند و و فرج‏های خویش را حفظ کنند... (۱)

____________________________________

* این متن به‏خاطر دوستم میر‏خلیلی تنظیم شده است و به ایشان تقدیم می كنم.

۱. قرآن کریم: 24:30،31 ، ترجمه تفسیر المیزان

 

لینک‏های مربتط(همه‏ی مطالب لینک‏ها، مورد تأیید یا رد این‏جانب نیست):

كم‌كاري نهادهاي فرهنگي و مظلوميت نيروي انتظامي

دو تحلیل متفاوت از آغاز فعاليت گشت ارشاد در خيابان‌هاي تهران

سیدمهدی طباطبایی، عضو ائتلاف آبادگران و طراح مباحث اخلاقی و اعتقادی در صدا و سیما: کسانی که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند (!...)

«محمدتقی رهبر» عضو کمیسیون فرهنگی مجلس: برای مجازات تولیدکنندگان، فروشندگان و مصرف کنندگان لباس های مبتذل و خلاف شرع قانون داریم

«زهره ارزنی» فعال حقوق زنان: مصادیق حجاب در قانون مشخص نیست

« الهه کولایی»: برخورد با بدحجابی مشکل را اضافه می کند

یک تحلیل: برخورد با بدحجابي، علت يا معلول؟

تصاویر: آغاز طرح مبارزه با بدحجابي

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 2:43 توسط علی رضاپور(1) |

به نظر من شخصیت سوفی درکتاب  دنیای سوفی مانند تمثیل غار افلاطون  ارائه کننده چهره آرمانی از یک فیلسوف یا کسی است که قدم در راه فلسفه گذاشته است٬  می باشد که آن را پدر هیلده برای کمک به فرزندش هیلده مولرکناگ جهت راهنمایی او برای وارد شدن به دنیای فلسفه نگاشته است. یعنی شخصیت سوفی یک شخصیت خیالی است و واقعی نمی باشد٬ بلکه نتیجه تصورات و افکارات پدر هیلده یا همان سرگرد قدیمی می باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 1:17 توسط رضا درياباري |

روز سوم  اردیبهشت  همه ساله روز بزرگداشت افتخار تشیع

مجتهد ودانشمند بزرگ شیخ بهائی است . شیخ بهاء در زمان

دولت صفویه در ایران می زیسته از آثار مهم شیخ میتوان نان و

حلوا - شیرو شکر - جامع عباسی -کشکول- خلاصه الحساب-

تشریح الا فلاک - کتاب حمیدیه   را نام برد .

از دیگر عجایب شیخ این است که وی در معماری هم یدی بوده

است که برای مثال میتوان مسجد جامع اصفهان  و  طراحی  و

ایجاد شهر نجف آباد  اصفهان را نام برد .

شیخ بهاء  در سال  ۱۳۰۱قمری در ۷۷سالگی دار فانی را وداع گفتند.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:24 توسط حمزه اميني(2) |

در ايام عيدي داشتم مطالبي را تحت عنوان يادداشتهاي روزانه كه به نوعي از تكاليف ما محسوب

مي شد وارد وبلاك ميكردم.در اين موقع بود كه پسر عمه ام كه دانسجوي دانشگاه شهيد بهشتي

بود مرا ديد وگفت چه كار ميكني. من به او گفتم كه دارم چه مي نويسم وقضيه گذراندن واحد درسي

روش تحقيق را به اين صورت كه بود به او گفتم او گفت كه در دانشگاه ما با اين عظمت از اين خبرها

نيست. او مي گفت ارزش چنين اساتيدي را بدانيد.

من هم در اينجا فرصت را غنيمت مي شمارم واز استاد نو آور خود جناب آقاي دكتر مجاهدي تشكر

مي نمايم واز خدا توفيق بيش از اين را برايش مسئلت مي نمايم

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 12:13 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

اينجانب شخصآ از سفرهاي آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم طرفداري ميكنم

وآن را قدمي رو به جلو ومثبت تلقي ميكنم اما يك چيز مرا نگران ميكند وآن وعده

هايي است كه رئيس جمهور به مردم مي دهد.

اين مسئله براي من حل نشده واين سئوال هميشه در ذهنم هست كه آيا اين

وعده ها از روي حساب  و كتاب است و پيشبيني بوجه اي آن از طرف  دولت و 

مجلس شده يا نه .كه انشاء الله اينگونه باشد واين اميدواري كه بين مردم بوجود

آمده از بين نرود

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

اينجانب شخصآ از سفرهاي آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور محترم طرفداري ميكنم

وآن را قدمي رو به جلو ومثبت تلقي ميكنم اما يك چيز مرا نگران ميكند وآن وعده

هايي است كه رئيس جمهور به مردم مي دهد.

اين مسئله براي من حل نشده واين سئوال هميشه در ذهنم هست كه آيا اين

وعده ها از روي حساب  و كتاب است و پيشبيني بوجه اي آن از طرف  دولت و 

مجلس شده يا نه .كه انشاء الله اينگونه باشد واين اميدواري كه بين مردم بوجود

آمده از بين نرود

+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:38 توسط مهدي جعفري پناه(2) |

در تهران اعلام شده که نيروی انتظامی از ارديبهشت ماه، با زنان و دخترانی که با شلوار کوتاه يا بدون جوراب در انظار عمومی ظاهر شوند، روسری کوتاه و باريک به سر کنند، مانتوی کوتاه و چسبان بپوشند يا در پارک و خيابان حيوان همراه خود داشته باشند برخورد قاطع خواهد شد. همچنين گفته شده با کسانی که مواد مخدر توزيع کنند يا مزاحم زنان شوند نيز برخورد خواهد شد

خوشم میاد که تو دانشگاه ما ازاین خبر ها نی!!!!(؟)

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:39 توسط علي كاوند |

مطالب قدیمی‌تر