تبليغاتX
روش تحقيق -

چکیده

اگرچه جنگ رمضان در ششم اكتبر 1973 كه مصادف با عيد كيپور كه از اعياد مهم يهوديان بود محقق شد ولي ابتداي واقعي آن شش سال قبل از اين تاريخ بود. در جنگ1967 بین اعراب و اسرائیل،اعراب شکست دردناکی را متحمل شدند و به دنبال آن برای بازپس گیری عزت و کرامت از دست رفتهی خویش در پی انتقام برآمدند.مصر تلاش کرد به طرق دیپلماتیک و سیاسی حمایت جهانی ،منطقه ای و کشورهای عرب را در حقانیت اعراب، برای حمله به اسرائیل به دست آورد.سرانجام روز ششم اکتبر 1973 سوریه و مصر حملات برق آسای خود را در دو جبهه یعنی بلندی های جولان و صحرای سینا آغاز کردند. مصری ها که به سلاح های روسی مجهز شده بودند بااستفاده ازاصل غافلگیری موفق شدند خطوط بسیار مستحکم بارلیو را تسخیر نمایند و تا روز 14 اکتبر با رخنه به صحرای سینا این منطقه را به اشغال خود درآوردند . سوریه نیز طی چند روز اول مواضع بسیار مهمی را تسخیر نمود و درمجموع تلفات وخسارات فراوانی بر اسرائیل وارد آورد. اما با کمک های نظامی و حمایت هایی که آمریکا در قبالاسرائیل انجام داد،جنگ اعراب و اسرائیل که میرفت تا به پیروزی اعراب بیانجامد ،در نهایت به آتش بس و شکست آنها منجر شد.

1- چه کشورهایی در این جنگ علیه اسرائیل موضع گیری کردند

در تابستان سال 1346 که سومین در گیری اعراب و اسرائیل پایان یافت دولت های عرب کوشش های سیاسی و دیپلماتیک وسیعی را برای تهیه زمینهای که به استقرارصلح عادلانه و دائمی در خاورمیانه منجر گردد شروع کردند. ولی همه این تقلاها و کوشش ها در برابر لجاجت ها و عدم پذیرش اسرائیل نابود شد و آشکارا معلوم شد که در قاموس اسرائیل مفهومی به جز جنگ و توسعه طلبی درج نیست.

البته در این بین ممکن بود که تصویب نامه شماره 242 شورای امنیت سازمان ملل متحد مورخه 1/9/1346 بحران و مشکل خاورمیانه را به صورتی حل و فصل کند و پایههای صلح عادلانه در منطقه را مستحکم کنداما اسرائیل و نیروهای امپریالیستی که به آن کمک می کرندحد اکثر کوشش خود را برای جلوگیری از اجرای آن و سپس به منظور بی اثر کردن آن به کار بستند .

این تصویب نامه بر دو رکن زیر استوار بود:

غیر قانونی بودن استیلا بر اراضی دیگران بوسیله ی جنگ

ضرورت فعالیت کردن به خاطر صلحی عادلانه ودائمی،صلحی که در ضمن آن دول منطقه بتواننددر امن و امان زندگی کنند.

دبیر کل سازمان ملل متحد برای اجرای این تصویب نامه اقای گوناریارینگ را به عنوان نماینده ی مخصوص خویش در خاور میانه معین کرد تا به مذاکره با دول مربوطه بپردازدو براساس مواد تصویب نامه ی مزبور راه حلی آشتی آمیز برگزیند. در این حین واضح شدکه اسرائیل روش خاصی را برگزیده و وقتی حاظر به عقب نشینی خواهد شد که راه حلی را که خویش پیشنهاد کرده مورد قبول واقع گردد،درنتیجه ماموریت گوناریارینگ بی نتیجه پایان یافت .

در این بین مذاکرات چهار جانبه ای بیت فرانسه و شوروی و انگلستان و ایالات متحده برقرار شدکه براساس تصویب نامه ی 242 صلحمطلوب توسط این چهارکشور در منطقه بر قرار گردد.و با طرح راجرز ( وزیر خارجه ی آمریکا ) موافقت کردند ولی به دلیل اختلاف آمریکا و شوروی در مورد نیروهای حافظ صلح مذاکرات متوقف شد .

در این اثنا مذاکرات دو جانبه ای بین آمریکا وشوروی انجام شد و توافق کردند که حل مشکلات خاورمیانه باید به صورت یکبارگی و نه مرحله به مرحله انجام شود.اما چون در مورد مطلباساسی یعنی خروج اسرائیل از اراضی اشغالی و موضوع فلسطین به توافق نرسیدند نتیجه ای حاصل نشد .

اسرائیل طرح راجرز و انور سادات ( که تا حدودی مبنی بر خروج اسرائیل از سرزمینهای اشغالی بود) را رد کرد و مصر خواستار تشکیل جلسه ی فوق العادهی شورای امنیت شد.در4/5/1352 ،13 کشور شورای امنیت سازمان ملل متحدبه قطعنامه ی کشورهای غیر متعهد جهان رای موافق داد و فقط ایالات متحده به آن رای مخالف داد.در این قطعنامه اسرائیل محکوم شده بودوازاین کشورمصرا خواسته شده بود قطعنامه ی 242 شورای امنیت را عملی سازد نماینده ی مصر این صحنه را که آمریکا و اسرائیل بوجود آورده بودند و با همه چیز به مبارزه برخواسته بودندبرای نمایندگان سازمان ملل متحد به نحو آشکارتری عریان کرد و اکنون هر شخصی می فهمید که راه حلی به جز راه حل نظامی باقی نمانده است،در نتیجه مصر اقدامات دیپلماتیک خود را آغاز کرد. در سطح جهانی دیپلماسی مصر برای این که حمایت بیشتر افکار عمومی جهان را برا ی استرداد اراضی خود فراهم کند توسعه یافت و با کمک دیپلماسی سوریه و دیگر کشورها و دوستان عرب توانست تایید اکثریت قریب به اتفاق افکار عمومی جهان را در مورد حقانیت عرب به دست آورد که استرداد اراضی مصرو سوریه و غرب نهر اردن و نوارغزه و نیز حق تعیین سرنوشت مردم فلسطین بوسیله ی خودشان باشد.

در سطح کشور های آفریقایی یک کمیسیون از چند نفر از سران آفریقایی به ریاست سنگان انتخاب شد تا به کشور های عربی مسافرت کنند.این کمیسیون بر آن بود که اسرائیل تاکید کند که مصمم به انضمام اراضی اشغالی عرب به اراضی اسرائیل نیست. اسرائیل از ابراز نیات خود در مورد اراضی اشغالی امتناع کرد .بدین ترتیب ماموریت این کمیسیون با شکست مواجه شد واین یقین حاصل شد که دولت اسرائیل دولتی است توسعه طلب و متجاوز و این امر بر انزوای هر چه بیشتر اسرائیل کمک کرد . در میدان دول غیر متعهد ها در تمام کنفرانسهایی که اعضای غیر متعد تشکیل دادند حقانیت عربی مورد تایید قرار گرفت.

در حوزه ي اروپا مصر روابط خود را با دول سوسياليستي اروپا استوارتر كرد مخصوصاً با اتحاد جماهير شوروي كه در سال 1350 قرارداد همكاراي و دوستي با آن منعقد كرد. در ارتباط با فرانسه ژنرال دوگل حقايق مبارزه عرب با اسرائيل را درك مي كرد و مي فهميد كهفرانسه با اعراب داراي مصالح مشترك متعددي است فلذا دولت فرانسه فروش هرنوع تسليحات به اسرائيل را ممنوع كرد و روابط فرانسه و اسرائيل به سردي گرائيد.

در ارتباط با بلاد عربي از جمله كوشش هاي مصر كنفرانس سران كشورهاي عربي مورخه 19/6/52 براي مواجهه با اسرائيل بود هچنین مصر روابط برادرانه خود را با تمام كشورهاي عربي بدون استثناء تحكيم بخشيد . مخصوصاً كه مسافرت هايي كه انوار سادات به اكثر كشورهاي عربي داشت نتايج مفيدي به بار آورده و با شروع جنگ رمضان و كمك هاي فراوان ساير دول عرب به جمهوري عربي مصر و جمهوري عربي سوريه ، لزوم و آثار اين رويه ثابت گشت و كلمه عرب تفوق خود را نشان داد وبا اين ديپلماسي پيروزمندانه جهاني كه با جنگ اعراب و اسرائيل در دهم رمضان آغاز گرديد نقشه سياسي خاورميانه تغيير يافت اگرچه جنگ رمضان در ششم اكتبر 1973 كه مصادف با عيد كيپور كه از اعياد مهم يهوديان بود محقق شد ولي ابتداي واقعي آن شش سال قبل از اين تاريخ بود.

در جنگ سوم اعراب اسرائيل نيروهاي مسلح اعراب محنت دردناكي را تحمل كردند زيرا به طور ناگهاني خود را در مواجهه با نبرد غير متساوي يافتند و پيش از آن كه فرصت آماده شدن يابند نبرد مزبور به ايشان تحميل شد و در نتيجه آن به نيروهاي مسلح اعراب ضربه شديدي وارد شد.

در حلول جنگ سوم و چهارم بود كه نيروهاي مسلح براساس جديدي بناشد چه از نظر معنوی و روحی ،چه از نظرمادی و فنی و چون برای شروع جنگ با دشمن تصمیم قطعی گرفته بودیم به تمرین های سخت و برنامه ریزی های دقیق پرداختیم تا بتوانیم اراضی غصب شده ی خود را باز پس گیریم وبا یک نبرد ناگهانی ارزش و کرامت خویش را مسترد داریم و در عرض 6 سال با توفیق خداوند این آمادگی حاصل شد .

به هر حال زمان مزبور را می توان به 4 مرحله تقسیم کرد:

مرحله استقامت از خرداد 1364 تا مرداد 1347

مرحله دفاع فعال از شهریور 1347 تا بهمن 1347

مرحله خسته کردن دشمن از اسفند 1347 تا مرداد 1349

مرحله آتش بس از مرداد 1349 تا مهر 1352

هدف اساسی از مرحله استقامت این بود که نوعی از آرامش برقرار شود تا آن که فرصتی برای سازندگی خرابیها پیدا شود و در این مرحله بود که انبوه آوار خرابیها جمع آوری شد و زمینه برای ساختمان سازی آماده گشت.

تأسيس خط بارليو

مرحله دفاع فعالانه در شهريور 1347 شروع شده و تا بهمن 47 ادامه يافت. در ابتدا نبرد توپخانه شروع شد و در اثر آن خسارات دشمن روبه افزايش نهاد و ناچار به ساختن پناهگاهها و استحكامات شد. البته دشمن كوشش خود را براي جلوگيري از عمليات توپخانه اي ما نمود. ولي چون مواقع آن بخوبي مستتر شده بود و حركت ها و مانورهاي آن به نرمي انجام مي شد، دشمن نتوانست كاري از پيش برد لذا درصد تأسيس خط دفاعي مهم برآمد و شروع به ساختن اولين خط مستحكم بارليو كرد. و آن را به پايان رساند. به دنبال اين وضع بود كه نيروهاي ما درصد ابتكار برآمدند و طرح خود را براساس نابودي كلي خط بارليو ريختند. از 18 اسفند 47 عبدالناصر براي تهيه مقدمات اجراي طرح نابود كردن سد بارليو بمنظور وارد كردن ضربات بر دشمن مرحله عمليات فرسايشي را شروع كردكه تا 18 شهريور 49 ادامه يافت كه طرح راجزر روي كار آمد. در 18 شهريور 47 توپخانه ما 5 ساعت مستمر خط بارليو را مورد هدف قرار دادند و حدود 80% از خط بارليو اول را كوبيدند و خسارات سنگيني به دشمن وارد آمد.

در ضمن عمليات مزبور نيروهاي هوايي ضربات دردناكي بر دشمن وارد آورده و در برابر هواپيماهاي فانتوم اسرائيلي ها به خوبي قدرت نمايي كردند و در مقابل اسرائيل شروع به بمباران مناطق غيرنظامي در غرب كانال سوئز كرد تا شايد از حملات انتقامي ما بكاهد اما اين طرح اسرائيل نيز با شكست مواجه شد. در ادامه جنگ از 10 تير تا 9 مرداد 49 ، 21 هواپيماي دشمن را سرنگون كرديم و همين جريان اثر زيادي درپذيرش طرح وزير خارجه امريكا مستر راجرز از طرف اسرائيل داشت كه طی آن 16 مهر 1349 بين مصر و اسرائيل آتش بس برقرار شد و از اين تاريخ بود كه مصر داخل مرحله جديدي يعني مرحله كوشش در حال استقامت و سكوت گشت. يعني مرحله برنامه ريزي و مجهز شدن براي وارد شدن در نبرد عزت و كرامت.(1)

مراحل جنگ رمضان

مدت 23 روز جنگ شديد و پرشور كه در ساعت 11 هفتم آبان 1352 (28 اكتبر1973) در اثر آتش بس متوقف شد به 5 مرحله مشخص تقسيم مي شود .

مرحله اول به مدت 8 روز

در اين مرحله كار عبور و تصرف ترعه سوئز ، در هم كوبيدن قلعه ها و استحكامات خط بارليو و استقرار سپاه ها سپس ارتش ها انجام گشت. اين مرحله با حمله ي متمركز نيروهاي هوايي مصر و سوريه شروع شد.

مرحله دوم به مدت يك روز (23 مهر)

در اين مرحله حملات به سوي شرق و به جانب دره هاي غربي سينا شروع شد و تطور يافت. هدف اين عمليات اين بود كه هرچه بيشتر نيروهاي دشمن در سينا مشغول شوند تا فشار آنان بر نيروهاي سوريه تخفيف يابد و تلاش اساسي آنها در سينا ، تمركز يابد.

مرحله سوم به مدت 3 روز

در اين مرحله همه حملات دشمن و ضربه هاي متقابل او دفع گشت. دشمن مخصوصاً قسمت يمين ارتش دوم را هدف قرار داده بود و مي خواست به قسمتي از ساحل شرقي ترعه سلطه يابد و بتواند از ترعه بگذرد و حتي الامكان مقداري از پايگاهاي موشك هاي ضد هوايي را منهدم سازد ولي موفق نشد .

مرحله چهارم به مدت 5 روز

در ضمن اين مرحله بود كه عمليات پر شور جنگ در مناطق ميانه و جنوبي ساحل غربي ترعه سوئز جريان يافت و دشمن مي كوشيد پس از عبور از ترعه، نيروهاي بيشتري را به غرب ترعه بياورد . در روز از اين مرحله يعني در اول آبان 52 بود كه شوراي امنيت سازمان ملل متحد تصويب نامه آتش بس را صادر كرد و دو دولت بزرگ (آمريكا و شوروي) اجراي آن را تضمين كردند.

مرحله پنجم به مدت 6 روز

اسرائيل در حاليكه نيتش ادامه دادن بر تجاوز بود آتش بس را پذيرفت. اسرائيل تلاش كرد تا با آتش بس وضع مايوسانه خود در غرب ترعه سوئز را ترميم كند و آنرا قابل استمرار سازد و لذا ديوانه وار به طرف اسمعيليه حمله كرد و چون نتوانست پيشروي كند و با مقاومت ارتش و مردم مواجه شد به طرف سوئز حمله ورگشت و در نهايت آتش بس را پذيرفت ولي عملاً به تجاوزات خود ادمه داد تا آنكه در ظهر 7 آبان نيروهاي صلح سازمان ملل متحد بين نيروهاي اعراب و اسرائيل قرار گرفتند.(2)

2- جنگ اکتبر و خاورمیانه

جنگ اکتبر و اسرائیل

استقرار حکومت اسرائیل در فلسطین که اولین سنگ زیر بنای آن بر اساس تجاوز به حقوق مردم بی گناه فلسطین استوار شده بود و به دنبال آن تجاوزات متعدد و مکررو زجرهائیکه اسرائیل بر مردم غیر یهود ساکن فلسطین اعمال میکرد و می کند در تناقض اصلی و دایم و درونی با محتوای فرهنگ گذشته یهودیان است .تا زمانیکه این تعارض وجود داردو حل نشده است ، هر زمانیکه اوضاع واحوال خاورمیانه آرامشی پیدا کند و یا خطر و ترس " آنی و فوری " جنگ علیه اسرائیل مطرح نباشد به تدریج اعتراضات مردم یهود علیه رژیم صهیونیستی تل آویو اوج میگیرد از طرف دیگر درمتن فرهنگ قوم یهود عامل ترس نیز ریشه دارو قومی است ترس از ظلم و فشاروتجاوز و سرگردانی ،ترس از این که یهودیان قدرت خود را از دست بدهند و مجددا به سرنوشت گذشته دچار شوند .

و همین عامل ترس است که زیر بنای استراتژی کلی ایرائیل را تشکیل میدهد که بر اساس آن با حفظ وضعیت " جو " حالت جنگ و تبلیغات بی اساس درباره اعراب این عامل ترس را زنده نگه دارد و مانع از بروز تناقضات یاد شده شود .

جنگ اکتبر و تغییر تاکتیک های سیاسی اعراب و قبول مذاکره برای صلح، توازن نیروها را چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ روانی شدیدا به ضرر اسرائیل برهم زد، در حالیکه در جنگ 67 نتایج سیاسی- نظامی- روانی کلا به نفع اسرائیل یود . با جنگ اکتبر افسانه شکست ناپذیری اسرائیل از بین رفت. همچنین افسانه وجود مرزهای امن و امان بی پایگی خود را به مردم دنیا وبخصوص یهودیان نشان داد. این بار عامل ترس در روبرو شدن با واقعیت ارزش نظامی مردم عرب باعث شد که نگرانیهای عمیقی در اسرائیل و در میان توده های یهودی بوجود آید و موقعیت صهیونیست ها را حتی در انظار مردم یهودی به میزان قابل توجهی به خطر اندازد. جنگ اکتبر نظریه عمومی و آرام بخشی را که بسیاری از یهودیان ساکن اسرائیل بدان معتقد بوده و خود را به صورت یک انسان برتر وطرف مقابل را ( اعراب ) به صورت انسان پست تر می دیده اند ،به کلی بر هم زد و ایده های آنان را درباره ی امنیت بر هم کوبید .

جنگ اکتبرو اعراب

جنگ اکتبر هر قدر در اردوگاه اسرائیل و صهیونیسم نتایج منفی به بار آورد، در اردوگاه اعراب نتایجش مثبت و به طور نسبی سازنده بوده است . در نتیجه ی این جنگ اعراب از نظرروانی ، نظامی و دیپلماتیک در وضعیت مناسبتری قرار گرفتند. این جنگ از نظر روانی بزرگترین تاثیرمثبت را روی توده های عرب گذاشت و این امر میتواند بزرگترین منبع سازنده و خلاق برای جنبش های ضد استعماری در منطقه باشد. در جنگ ژوئن 67 قبل از آن که اعراب کوچکترین امکانی برای عرض وجود و مقاومت پیدا کند ارتش های عربی متلاشی شدند ،آتش بس اعلام ودول عربی آنرا پذیرفتند و از نظر نظامی، سیاسی وروانی بزرگترین شکست تاریخی را به اعراب وارد آورد و به صورت دلاوریهای سربازان عرب در جنگ اکتبر نمایان شد.

از نظر نظامی اعراب نشان دادند که شایستگی استفاده از تجهیزات نوین جنگی را دارند . در طی جنگ اکتبر 73 اگر چه هنوز اعراب فاقد هواپیماهای بمب افکن و بسیاری دیگر از تسلیحات تهاجمی هستند اما امکانات آنها در استفاده از موشک های ضد هوایی عامل موثری در خنثی کردن حملات مداوم بمب افکن های اسرائیلی بود.

از نظر دیپلماسی نیز اعراب در وضعیت تهاجمی بهتری قرار گرفتند. جنگ اکتبرو درک وابستگی عمیق اسرائیل به آمریکا و عریان شدن این واقعیت برای توده های عرب حتی مرتجعترین حکومت های عربی را - نظیر عربستان سعودی - وادار کرد که به نفع جنبش اعراب موضع گیری نمایند.

جنگ اعراب و جنبش فلسطین

جنگ اعراب به فدائیان فلسطین یک بار دیگر امکان داد تا در برابر دشمن قدرت نمایی کنند. در طی جنگ 22 روزه ، بیش از 250 عملیات نظامی توسط فلسطینی ها در سرزمین های اشغالی به وقوع پیوست . اگر تا قبل از جنگ 67 برای اسرائیل و سایر کشورهای عربی این امکان وجود داشت که با سازش میان خود صلحی را در منطقه حادث کنند،بعد از جنگ و آغاز گسترش جنبش مسلحانه این امید به کلی از میان رفت و نه تنها خلق فلسطین برای احقاق حق خود قیام کردند بلکه جنبش فلسطین مرکزوپایگاهی برای همه جنبش های رهایی بخش منطقه گردید. جنگ اکتبر نشان داد علیرغم تمام فشارها،کشتارهای دسته جمعی و ترورها جنبش فلسطین زنده ، قوی و قادر به ضربه زدن است .همچنین این جنگ به رشد مبارزه در مناطق اشغالی کمک موثری نمود و جنبش فلسطین و حقانیت مبارزات آنان رابیش از پیش نشان داد. همچنین نشان داد که مسئله فلسطین به عنوان اصلی ترین تناقض و تضاد در جنگ اعراب واسرائیل پا برجاست و تا زمانیکه مسئله فلسطین حل نشود ، هر گونه صلحی و سازشی امری موقتی خواهد بود و ایجاد صلح و آرامش در منطقه بدون راه حلی عادلانه برای مسئله فلسطین و اعاده ی حقوق مردم آن غیر ممکن است. (3)

مهمترین طرح بعد از جنگ اکتبر پیشنهاد و ایجاد یک دولت فلسطینی مستقل در ساحل غربی رود اردن و باریکه ی غزه می باشد. این طرح از حمایت سیاسی شوروی و کشورهای عربی برخوردار گردید و به سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان نماینده خلق فلسطین پیشنهاد شد و مورد پذیرش یاسر عرفات قرار گرفت.

طرح دولت فلسطین موج تازه ای بود که پیگره ی انقلاب فلسطین را دستخوش دگرگونیهایی هم ازداخل و هم از خارج نمود.(4)

3- فرآیند صلح

از روز 14 اكتبر اسرائيل با كمك هاي نظامي و تسليحاتي آمريكا و سكوت شوروي با حمله به غرب كانال سوئز در مصر و بلندي هاي جولان در سوريه جنگ را مغلوب نمود و پيروزي هاي چشمگيري بدست آورد و وضعيت جبهه ها در 22 اكتبر به نحو فزاينده اي به ضرر مصريها بود.

وضعيت جنگ اسرائيلي ـ سوري در همان چند روز اول جنگ مشخص شده بود يعني عليرغم موفقيت هاي نسبي سوريه در اوايل جنگ اسرائيل موفق گرديد كه در جولان پيشرفت هاي قابل توجهي بكند به نحوي كه حتي دمشق ( پايتخت سوريه ) در تيررس توپخانه اسرائيل قرار داشت .(5)

... از روز ششم جنگ اسرائيلي ها ابتكار عمليات را در جبهه جولان به دست گرفتند و پس از اجراي چند حمله متقابل سرانجام تا 20 كيلومتري داخل خاك سوريه و آتش بس قبلي نفوذ كردند .

در جاده دمشق عناصر رژيمي آنها تا روستاي بزرگ ساسا رخنه كرده بودند و حومه دمشق در تيررس توپخانه دورزن 170 ميليمتري اسرائيل قرار داشت.(6)

به اين ترتيب چهارمين جنگ بين اعراب و اسرائيل نيز با شكست اعراب همراه گرديد و زمينه براي سرشكستگي اعراب و غرور اسرائيلي ها فراهم گرديد. چرا كه اعراب به نام فلسطين جنگ را آغاز نمودند و هر پيروزي يا شكستي در جبهه اعراب در ارتباط با مردم فلسطين قرار مي گرفت .

…)مصر پس از جمال عبدالناصر از اوايل دهه 70 و بويژه پس از جنگ رمضان خط سازش را آغاز كرده بود . سادات در 1972 مستشاران نفلا مي شود روي را از مصر اخراج كرد در سال 1975 نيز قرارداد سينا با اسرائيل منعقد ساخت و سرانجام در 1978 در محل كمپ ديويد با مناخيم بگين وزير اسرائيل و جيمي كارتر رئيس جمهور آمريكا پيمان صلح با اسرائيل را منعقد ساخت و اولين رژيم عرب بود كه موجوديت رژيم غاصب را به رسميت شناخته و شكافي در اعراب به وجود آورد ).(7)

ادوار مبارزات فلسطين

پس از تشكيل دولت صهيونيستي، فلسطينيان و اعراب به مقابله تهديدات صهيونيستي ادامه دادند. اما مبارزات ضد صهيونيستي آنها فراز و نشيبهاي فراوان داشت به شكلي كه مبارزات آنان را مي توان به ادوار مختلف تقسيم نمود. با توجه به تحولاتي كه در مبارزات اعراب و اسرائيل ايجاد شده است تاريخ مبارزات مردم فلسطين را مي توان به چهار دوره تقسيم كرد:

1ـ دوران اول يا دوران اسارت: اين دوران از فرو پاشي عثماني تا 1948 ادامه يافت . دراين دوران رهبران فلسطيني در منازعه با صهيونيسم با نيتي خيرخواهانه و ساده لوحانه دل بر انگليس مي بندند زيرا اين كشور را هم پيمان خود مي دانند. با حمايت علني بريتانياي كبير از يهود بخصوص با صدور اعلاميه بالفور فلسطيني ها مي انديشيدند مي توانند باجذب انگلستان دل اين كشور را نسبت به خود نرم كنند و آن کشور را از حمايت از صهيونيست ها منصرف نمايند . اما گذشت ايام به اعراب نشان داد تا چه اندازه ساده لوحانه دل در گرو بريتانيا نهاده اند. بريتانيا همان گونه كه در دوران جنگ اول جهاني از اعراب جهت تامين منافع خود استفاده كرده بود پس از جنگ نيز از خوش باوري اعراب در جهت منافع خويش سوء استفاده كرد . از دهه 30 ميلادي به بعد فلسطيني هاي روشن ضمير كه به فراست در مي يابند كه اراده بريتانيا نسبت به حمايت از صهيونيسم راسخ است با تشكيل گروههاي زيرزميني به مبارزه زيرزميني عليه بريتانيا و صهيونيسم دست زدند. با وقوع جنگ جهاني دوم مسئله فلسطين به حاشيه رفت . جنگ جهاني دوم مصادف بود با پيروزي متفقين و برتري آمريكا به عنوان تنها ابر قدرت جهاني . در نتيجه انگلستان به يك قدرت حاشيه اي مبدل شد اما اين تحول تاثيري در سرنوشت بحران خاورميانه نداشت و آمريكا به پيروي از سياست خاورميانه اي بريتانيا، حمايت از اسرائيل را در دستور كارخود قرار داد. وحتي حمايت آمريكا از اسرائيل غفلت بيشتر پيدا نمود. در اواخر اين دوران ارتش عرب كه به حمايت از فلسطين برخاسته بود وارد معركه شد.

... با اعلان حكومت اسرائيل نخستين جنگ اعراب و اسرائيل آغاز شد و نتيجه آن با شكست ارتش هاي عرب پايان يافت و اسرائيل عليرغم اخطارهاي سازمان ملل و شوراي امنيت 1300 كيومتر از اراضي مهم اعراب را اشغال كرد.

2 ـ دوران دوم يا دوران حمايت

دوران دوم يعني از 1948 تا 1968 به دوران حمايت تعبير مي گردد . در اين دوران با بيدار شدن وجدان عربي جهان عرب با جمعيت چند ده ميليوني خود را در برابر جمعيت چند ميليوني اسرائيل تحقير شده مي يابد و خود را در برابر مسئله فلسطين مسئول مي داند. در اين دوران مسئله فلسطين از نظر مردم عرب به يك كشور محدود نمي ماند و همه اعراب نسبت به اين قضيه احساس مسئوليت مي نمايند . در حقيقت شروع دوران حمايت ريشه در دوران اسارت دارد و در اواخر دهه 40 كشورهاي عربي همچون يدواحد با شركت در يك جنگ بزرگ به حمايت از مردم فلسطين پرداختند تا وجدان عربي را از ظلمي كه به يك كشور عرب مي رود تصفيه نمايد . در اين دوران كشورهاي عرب به خصوص مصر و سوريه از مبارزات فلسطيني حمايت مي كردند و علناً هدايت آنها را بر عهده داشتند و عمليات فلسطينيان تحت الشعاع ارتش عرب واقع مي شد. جنگ هاي 1956 و 1967 بين اعراب و اسرائيل در خلال اين دوران به وقوع پيوست و در هر دو جنگ ارتش عرب با شكست سنگيني مواجه شد . و اسرائيل توانست علاوه بر تثبيت مواضع قبلي اراضي زيادي از كشورهاي عربي را به چنگ آورد. دوران دوم از لحاظ سياست بين -المللي دچار تحول بسيار بزرگي شد اتحاد جماهيرشوروي در سالهاي آخر جنگ جهاني دوم با حضور در جبهه متفقين جزء فاتحين جنگ محسوب مي شد به تدريج به قدرت بزرگي تبديل گرديد و در سال 1949 ميلادي هنگامي كه اولين بمب اتمي خود را با موفقيت آزمايش نمود در حقيقت داعيه ابر قدرت خود را اعلام كرد ايدئولوژي ماركسيستي با تقسيم جهان به دو اردوگاه استثمارگر و استثمار شده خود را در مقابل استثمار ملل تحت ستم مسئول مي داند . در همين دوران شعار اصلي اتحاد شوروي حمايت از كشورهاي تحت ستم جهان سوم بود شعاري كه بسياري از نهضت هاي آزادي بخش در سراسر دنيا را فعال نمود .

اما اتحاد جماهير شوروي در اين دوران داراي تناقضاتي بود . تناقضاتي ميان آرمان خواهي و منفعت طلبي . سردرگمي شوروي دروادي آرمان و يا منافع موجب حيراني جامعه عرب شدو بيشترين زيان را بر آرمان هاي فلسطيني ها داشت .

3 ـ دوران سوم يا دوران كسب هويت:

دوران سوم يا دوران كسب هويت از سال 1967 ميلادي تا سال 1987 به طول انجاميد . در اين دوران فلسطيني ها خود را باور مي كنند و به طور مستقيم حمايت شوروي و بلوك شرق را بدست آوردند . در نتيجه گروهها و سازمان هاي فلسطيني زيادي به وجود آمد . تا قبل از دوران سوم ملتي به نام ملت فلسطين به رسميت شناخته نمي شد و فلسطيني ها به نام آوارگان عرب خوانده مي شدند . در دوران سوم ساف ( سازمان آزادي بخش فلسطين ) رهبري فلسطيني ها را برعهده گرفت و به نام فلسطين صحبت نمود. در اين دوران كوشش جهت كسب هويت ملي فلسطينيان موجب ايجاد تنش در صفوف عربي ـ فلسطيني گرديد. و كشتار عظيم فلسطيني ها در روز سپتامبر سياه در اردن نتيجه سرپيچي و نافرماني فلسطيني ها از كشورهاي حامي تلقي گرديد. در اين دوران سادات رئيس جمهور مصراصلي ترين و مهم ترين حامي فلسطيني ها به اسرائيل سفر نمود و با اين سفر در حقيقت موجوديت اين رژيم را به رسميت شناخت. قرارداد كمپ ديويد كه در سپتامبر 1978 ميلادي بين دو كشور مصر و اسرائيل منعقد گرديد ، با مخالفت شديد فلسطيني ها مواجه شد و اگرچه سادات بعدها جوانب خيانت خود به آرمان هاي فلسطيني ها را با سرب داغ خالد اسلامبولي دريافت نمود. اما این امر فتح بابي شد براي مذاكره با اسرائيل .

4 ـ دوران چهارم یا دوران عزت

دوران چهارم يا دوران عزت از سال 1987 ميلادي شروع شد. پس از سلسله شكست هاي سياسي و نظامي اعراب در مقابل اسرائيل و عدم تمكين اين رژيم در قبال خواسته هاي ملتي كه آن را آواره ساخته و اقدام به نابودي آن كرده بود ملت فلسطين نااميدانه به دنبال روزنه اي بود كه خفت وخواري ناشي از شكست ها و آوارگي ها و از دست دادن اراضي را جبران نمايد . تا قبل از دوران چهارم بخش بزرگي از اقدامات فلسطيني ها عليه اسرائيل در خارج از سرزمين هاي اشغالي انجام می گرفت و اقدامات نظامي اندكي در داخل خاك سرزمين هاي اشغالي صورت مي گرفت.

از 1987 به بعد بود كه ملت فلسطين با تكيه بر نيروهاي داخلي درون سرزمين هاي اشغالي قيام گسترده خود را آغاز نمودند و در مقابل اسرائيل ايستادند و آنچنان عرصه را بر اسرائيل تنگ نمودند كه مناطق اشغالي به جهنمي براي اسرائيل تبديل گشت.(8)

بازیگران اصلی جنگ اعراب واسرائیل دلایل گوناگونی برای پذیرش فرآیند صلح داشتند .

از اهداف ساف (سازمان آزادی بخش فلسطین ) در پذیرش فرایند صلح میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

در دست گرفتن رهبری کلیه فلسطینی ها

برخوردار شدن از حمایت های بین المللی و حمایت آمریکا

اجبارهای متعدد که خواسته های آنان را تحت الشعاع قرار میداد.

دلایل موافقان صلح در جناح عربی :

توافق جهانی در حمایت از موجودیت فلسطین و اسرائیل

از دست رفتن حامی جهانی اعراب و فلسطینی ها

حمایت آمریکا و غرب از اسرائیل

شکست در جنگ های گذشته

افسانه شکست ناپذیری اسرائیل

کمرنگ شدن حمایت عربی از آرمان های اسرائیلی

برخورداری از کمک ها و امکانات جهانی

از اهداف موافقان صلح در جناح اسرائیلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

هزینه های هنگفت جنگ برای اسرائیل

حظور اسرائیل در بازارهای منطقه

دستیابی بیشتر به کمک های اعطایی آمریکا

فرآیند صلح تثبیت موقعیت آمریکا بود

اجتناب از تلفات در مناطق اشغالی

مذاکرات صلح فلسطینی اسرائیلی

قطار صلح اعراب و اسرائیل در ابتدا از مصر به حرکت درآمدو توافق کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل در سپتامبر 1978 به امضا رسید .اما اولین قدم مصالحه با خود فلسطینیان بود، به دنبال مذاکرات مخفیانه و محرمانه که از طریق دیپلماتیک و رایزنی سیاسی انجام شد، شرایط برای مذاکرات علنی آماده شد اساس رایزنی حول محور اعطای خود مختاری به فلسطینیان در مناطق غزه و اریحا بود که با مصر و اردن هم مرز بودند. در مقابل فلسطینی ها نیز اسرائیل را به رسمیت شناخته و بر اساس اصول همزیستی مسالمت آمیزاز جنگ و درگیری اجتناب نموده و امنیت اسرائیل را تضمین نمایند . این روش به فرمول صلح در برابر زمین مشهورشد.

مذاکرات مستقیم و غیر مستقیم جناح های درگیر آخرالامر به قرارداد واشنگتن منجر گردید که در 13 سپتامبر 1993 میان رهبری ساف ودولت اسرائیل با نظارت آمریکا به امضا رسید این قرارداد رسما به نام ( اعلام اصول اسرائیلی – فلسطینی ) یا ( قرارداد اول غزه – اریحا ) و یا ( قرارداد اسلو ) مشهور شد.

به هر حال مذاکرات دوجانبه به علل مختلف از جمله تفسیرهای مختلف از اعلامیه ی اصول کلی توافقات واشنگتن با بحران مواجه شد و به حالت تعلیق در آمد.

اما با هدایت آمریکا مذاکرات فلسطینی اسرائیلی مجددا در قاهره از سر گرفته شد و این مذاکرات در نهایت پنهان کاری صورت گرفت. درمدت 2.5 ماه پس از امضا توافق خود مختاری محدود درغزه و اریحا مذاکرات سری طاها و قاهره با شکست روبرو شد چرا که مفهوم امنیت از نظر اسرائیل با برداشت طرف مقابل یکسان نبود و یکرشته عقب نشینی فلسطینی ها از مواضع خود نتوانست منجر به عقد قرارداد نهایی شود.

مذاکرات با هدایت آمریکا د راسلو نروژ ادامه یافت،اما به علت دست نیافتن به یک توافق جامع این مذاکرات 21 دسامبر 1993 در پاریس دنبال شد. فشار دولت اسرائیل و عقب نشینی فلسطینیها موجب گشت محمود عباس امضا کننده ی فلسطینی توافق خودرا از روند صلح جدا سازد.اما مذاکرات صلح اسلو پیشرفت هایی داشت که سبب شد طرفین برای امضای قرارداد نهایی به مذاکرات خود ادامه دهند .

در آستانه ی از سر گیری مذاکرات خود مختاری در طابا و مذاکرات دو جانبه در واشنگتن روند مذاکرات فلسطینی اسرائیلی دوباره گرم شد. در مراسم تشییع جنازه ی وزیر خارجه نروژدراسلوعرفات وپرزدرروز 24 ژانویه ی 1994 باهم ملاقات نمودند، دراین دیدار دو طرف موفق شدند برخی از مشکلات را حل و فصل کنند .در داووس سوئیس نیز مذاکرات فشرده ای بین طرفین انجام گردید اگر چه در این دیدار نیزحلقهی مفقوده مفهوم امنیت اسرائیل بود،اما طرفین به توافقات مهمی درراه عقب نشینی اسرائیل از غزه – اریحا دست یافتند .بالاخره پس از چند روز بحث و مذاکره پیرامون توافق بین ساف و اسرائیل، سند تدابیر امنیتی درغزه و اریحا به نام توافق قاهره به امضا عرفات و پرزرسید .اما واکنش مسئولان اسرائیلی در قبال توافق قاهره بیانگراین بود کهعرفات بسیاری ازمنافع وحقوق فلسطینیها را فدای سراب صلح نموده است.

پس از توافق قاهره هیئتهای فلسطینی واسرائیلی خود راآماده نمودند که دور سیزدهم مذاکرات خود را در واشنگتن آغاز کنند .

اهم مسائلی که قرار بود در این مذاکرات مطرح شود به نقل از روزنامه الشرق به شرح زیر است :

توافق مرحله ای به صورت نهایی آن

فرامین نظامی معمول در اراضی اشغالی

تجدید آرایش نیروهای اسرائیلی دراراضی اشغالی

انتخاب شورای خود مختاری

انتقال اختیارات اولیه به سایر مناطق اراضی اشغالی پس از پایان مذاکرات طابا در باره انتقال اختیارات به مناطق خود مختار

درحالیکه دولت اسرائیل به ارتش این کشوردستور داد که خود را مهیا کند در ظرف 2 هفتهازغزه واریحا عقب نشینی کند،در25 فوریه 1994 یک شهرک نشین اسرائیلی آمریکایی تبار به نام باروخگلدشتیان با حمله به صفوف نمازگزاران فلسطینی در آرامگاه حضرت ابراهیم درشهر الخلیل 63 نفر را به شهادت رساند و270 نفر دیگر را زخمی کرد. بدین ترتیب بحران بزرگی در مقابل فرآیند صلح ایجاد کرد و مذاکرات صلح را به تعویق انداخت .

رابین مشاور خود و سفیر اسرائیل را به دیدار عرفات فرستاد اما مذاکرات 4 ساعته ی آنها هیچ نتیجه ای در بر نداشت . رژیم صهیونیستی هراسان از به خطر افتادن وضعیت صلح و از دست رفتن امنیت رژیم صهیونیستی کوشید تا عرفات را به پای میز مذاکرات آورد . سرانجام دو هیئت بیانیه مشترکی به نام بیانیه قاهره در 31 مارس 1994 صادر نمودند و همچنین توافقنامه ای بین هیئتهای فلسطینی - اسرائیلی بر سر امنیت شهر الخلیل در کرانه باختری رود اردن به امضا رسید . این توافقنامه بلافاصله بعد از امضا به اجرا درآمد و مذاکرات غزه و اریحا از سر گرفته شد .

به دنبال امضای بیانیه مشترک قاهره و توافقنامه شهر الخلیل دولت صهیونیستی به خاطراین که مذاکرات ازهم گسیخته نگردد مسئله تخلیه اریحا را مطرح نمود و سخنگوی ارتش اسرائیلاعلام کرد که ارتش مقر فرمانده ای خود رااز قلب شهر غزه به پادگان نوریا منتقل میکند . در مراسم چهلم شهدای الخلیل در عفوله یک عملیات شهادت طلبانه توسط جنبش حماس منجر به کشته شدن 7 اسرائیلی و زخمی شدن 52 نفرشد . بعد از حادثه عفوله هیئت اسرائیلی به طور ناگهانی مذاکرات را قطع کرد و به تل آبیب بازگشت . بعد از این حادثه ،انفجاردیگری فرآیند صلح را به بن بست رسانید .5 اسرائیلی کشته و 21 نفر دیگر زخمی شدند.

آمریکا برای این که از شکست فرآیند صلح جلوگیری کند به صحنه آمد و از طرفین منازعه دعوت نمود که با ادامه مذاکرات روند صلح را نجات بخشند به همین منظور نشست چهارجانبه ای با حظور رئیس جمهورمصر،وزیر امورخارجه آمریکا،یاسرعرفات وشیمونپرز در قاهره برگزار گردید و ساف و اسرائیل توافق کردند که چهارم مه 1994 به عنوان زمان امضای قرارداد نهایی خودمختاری غزه و اریحا تعیین گردد.قبل از امضای قرارداد نهایی در مورد غزه – اریحا، هیئت های فلسطینی – اسرائیلی درپاریس توافقنامه ی اقتصادی مربوط به قرارداد خودمختاری را امضا کردند.

امضای قرارداد سازش

بالاخره در 4 می 1994 با حظور وارن کریستوفروزیر امور خارجی آمریکا، کوزیرف وزیر خارجه روسیه وحسنی مبارک رئیس جمهوری مصر قرار داد نهایی توافق غزه – اریحا به امضای یاسر عرفات و اسحاق رابین رسید . سپس عرفات پشت میز مخصوص نشست و چندین سند را امضا کرد ولی از امضای سند مربوط به نقشهمناطقخودمختارو پیوست توافق خودداری کرد به همین منوال رابین نیز از امضای اسناد مزبور خودداری کرد و مراسم برای مدتی به حالت تعلیق درآمد . پس از مذاکرات پشت پرده عرفات با اظافه شدن عباراتی دال بر ملاحضات امضا کرد و نوبت به رابین رسید. بر اساس این سند جنجالی اسرائیلی ها امنیت داخلی 19 شهرک منطقه غزه را در دست گرفتند و راههای فرهی میان شهرکها و اسرائیل تحت اشراف مشترک قرار میگیرد .

در 5 مه 1994 هیئتی مرکب از 19 مسئول بلند پایه فلسطینی مامور پیگیری امور امنیتی از جمله 3 افسر آزادی بخش فلسطین وارد باریکه غزه شدند این هیئت از مصر وارد پاسگاه مرزی رفح شدند و پس از آن با فرمانده ارتش اسرائیل ملاقات کردند. ماموریت این هیئت مقدمات ورود 2000 پلیس فلسطینی از مجموع 9000 نفری این نیروها در غزه بود .سازمان آزادی بخش فلسطین 300 نفر از کادر و کارمندان خود را به غزه فرستاد تا نهادهای حکومت خودمختار را پایه گزاری کنند .این در حالی بود که سه دایره از دوایر 10 گانه ساف به غزه و اریحا انتقال نیافت که عبارت بودند از دایره ی سیاسی به ریاست فاروق قدومی ، روابط عرب و بین الملل به ریاست ابو مازان و امور معاودین به ریاست عبدالله حوراتی.نخستین گردان پلیس فلسطین مرکب از 150 نفر از مصر وارد منطقه مرزی رفح شدند. سازمان آزادیبخش فلسطین در تونس اسامی 25 نفر را به عنوان اعضای دولت خودمختارغزه واریحا برای اسحاق رابین ارسال نمود که 15 عضو از اراضی اشغالی و10 عضو ازفلسطینی های خارج بودند.

طرح خودمختاری درهیئت دولت اسرائیل به تصویب رسید و رابین طرح خودمختاری را به مجلس اسرائیل برد که این توافقنامه با اکثریت 52 رای به تصویب رسید.(9)

نتیجه گیری

اگر چه منافعی که برای رژیم صهیونیستی برشمرده شد که در سایه صلح با اعراب به دست می آورد فقط در حد پیش بینی شده بود و این رژیم جز به بخشی از منافع یاد شده که بیشتر جنبه سیاسی – امنیتی دارد و مقداری هم منافع اقتصادی ، هنوز در این مرحله از صلح به بقیه منافع دست نیافته است. به نظر میرسد که در مسیر عادی سازی روابط بین اعراب و اسرائیل، یک مانع اصلی و رسمی وجود دارد که حلقه ی اتصال سازش بین فلسطینی ها و کشورهای عربی می باشد. این مانع اتصال ، سوریه و در کنار آن لبنان است .از طرف دیگر انزجار قلبی مسلمانان از یهودیان و یهودیان از مسلمانان وهمچنین مخالفت گروههای تندرو و افراطی صهیونیستی باصلح ، آینده صلح را نامطمئن و غیرقابل پیش بینی قطعی می کند .

 

 

منابع

  1. البدری،حسن و دیگران – جنگ رمضان ترجمه مصطفی رهنما- تهران:امید روز1354صص18-44
  2. همان صص114-119
  3. جنگ اکتبر و خاور میانه- بی جا بی نا صص23-33
  4. همان ص79
  5. حمصیان،احمدرضا- فرآیند صلح و کشورهای متخاصم-اصفهان: کنکاش1380 صص29-30
  6. نجاتی،غلامرضا- جنگ چهارم اعراب و اسرائیل- تهران: شرکت سهامی انتشارات1352ص89
  7. فلسطین از دیدگاه امام خمینی – تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی چاپ اول 1373ص220
  8. احمد رضا حمصیان ص38-48
  9. همان صص93-130
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت 13:37 توسط كريم عباسيان |