مقدمه :
نتیجه اینکه ما انسانها در هر جامعه ای که زندگی می کنیم همیشه و هر زمان در بستر تغییر و تحول و تنوع هستیم زمانی مفهومی جایگزین مفهومی دیگر یا مفهومی جدید را در جامعه مشاهد می کنیم که چالش را در جامعه بوجود می آورد و به نوعی گریز نا پذیر خاستگاه اندیشیدن ما می شود و همه و همه را به اندیشیدن فرا می خواند.
دیر زمانی نیست که از جمله این مفاهیم مفهومی نو پا به عرصه جامعه ما گذاشته و اندیشه نو را فرا می خواند آن مفهوم مفهومی نیست مگر جامعه مدنی .
بله این مفهوم در دیالوگ اندیشورزان ما می گردد و لذا باید آن را شناخت و رویکرد خود را با آن روشن کرد .
تعریف جامعه مدنی و تاریخچه آن :
ما در این مقاله سعی خواهیم کرد با رویکردی نو به سراق این مفهوم برویم و نگاهی دینی به آن داشته باشیم پس با پیش ورز جامعه مدنی به سراق اسلام خواهیم رفت و از این حیات طیبه به اندازه ظرف خود بهرمند خواهیم شد .
باید توجه داشت که تلقی نو ی ما از جامعه مدنی بازتابی از پیشینه این مفهوم در تعاریف مختلف می باشد . لذا برای وشن شدن بحث نگاهی گذرا خواهیم داشت به سیر تاریخی اندیشه این مفهوم .
1- جامعه مدنی پیش از دوران مدرنیته :
معادل لاتینی جامعه مدنی societas civilic در ادبیات سیاسی روم باستان به چشم می خورد .بسیاری از دانشوران سیاسی در این دوران از جمله سیسرون این عبارت لاتینی را برای توصیف دولت شهری به کار برده اند که به معنای چهار چوبی از قوانین نظم یافته اند .
زمانی که سیسرون در کتاب جمهوری می نویسد :
قانون پیوندجامعه مدنیست (1)
در سال 1677 میلادی بوسوئه در کتابی تحت عنوان سیاسیت به روایت کتاب مقدس می نویسد :
جامعه مدنی جامعه ای مرکب از انسانهاست که تحت لوای یک قانون و یک حکومت زندگی میکنند (2)
چنانچه روشن گردید این تلقی آرمان جامعه مدنی را بستر دولت قانون مند می داند و شاکله اصلی آن را قانون
می پندارد .
1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی صفحه 87 انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378 2- جهان بیگلو *رامین مدرنیته * دمکراسی * و روشن فکران صفحه 15 تهران *نشر مرکز 1374
توماس هابز1679- 1588 که از جمله متفکران فلسفه سیاسی می باشد برای تعریف جامعه مدنی متوصل به نوعی انسان شناسی تاریخی می شود .
هابز برای انسان ها وضعی با نام وضع طبیعی در نظر می گیرد که در آن وضع انسان ها سرشتی نفسانی و هوس آمیز دارند انسانها در آن وضعیت تحت غرایزی زندگی می کنند که کنتری نشده است.
- به گفته هابز :
پیشینه و هنری وجود ندارد_ زیرا به حاصل آن اطمینانی نیست و در نتیجه هیچ زراعتی هیچ گونه فعالیت دریا نوردی یا هیچ کالایی که بتوان از دریا وارد کرد . هیچ ساختمان بزرگی هیچ وسیله ای برای حرکت و نقل و انتقال چیزهایی که نیروی زیادی لازم دارند . هیچ دانشی در باره سطح زمین هیچ شرحی از دوران و گذشت زمان هیچ هنری و هیچ نوشته ای هیچ جامعه ای وجود ندارد و از همه بدتر آن که ترس و خطر همیشگی مرگی درک ناک همواره وجود دارد و زندگی انسان در تنهایی بی نوایی پستی درد منشی و به کوتاهی می گذرد .(1)
بنا بر این به نظر تنها راه راهی از این تنازع و کش مکش اقدام کردن آحاد انسان هابه تشکیل جامعه مدنی و حکومت میاشد
هابز از قراداد اجتماعی . social contract به عنوان بنیانی برای نظام سیاسی خود استفاده میکند و از نظر وی مدنیت بشر و گام نهادن او به وضع مدنی ناشی از توافق و قرار داد اجتماعی انسانهاست.
در این دیدگاه با نگاه جامعه شناختی به مفهوم جامعه مدنی نگر بسته می شود . واز تلازم ارتباطی بین انسانها گروها را به عنوان تنها راه مسالمت آمیز تحقق جامعه مدنی می داند .
یک تمدن مشخص . نتیجه کار اجتماعی انسان و حامل تاثیرات داخلی و تداخلات متعدد میان مردمان و گروها در داخل یک جامعه مدنی است .
لاپی یر* ژان ویلیام * قدرت سیاسی *ترجمه بزرگ نادرزاده *تهران نشر فروزان 1375 صفحه 56 تا 46
این دیدگاه بر خلاف دیدگاههای پیش که به قرائت خاص از جامعه مدنی معتقد نبودند به نحوه خاصی از برداشت جامعه مدنی می نگرند . در این باور جوامع غربي به عنوان سر دمداران تمدن و پیشرفت نماد تحقق جامعه مدنی هستند . و در طرف مقابل جوامع شرقی به علت عقب ماندن درعرصه تمدن جامعه برابر هستند .
5- جامعه مدنی *مبتنی بر اقتصاد آزاد
این دیدگاه اگر چه در امتداد و خط مش نظرات دیگر جامعه مدنی می باشد ولی از نقطه نظری حاضر در خصوص جامعه مدنی سخن به میان می آورد . اگر در گذشته آرمان تحقق جامعه مدنی در قرار داد اجتماعی یا وضع قانون و یا همزیستی مسالمت آمیز نگریسته می شود هم اکنون ایده تحقق جامعه مدنی را باید در اقتصادجست می شود ادعا کرد که این نهوه تفکر باز می گردد به اقتصاد و بازار آزاد آدام اسمیت .
6- جامعه مدنی * تلقی نوین از آن
در این تز که بار ویکردی تفکیکی به مفهوم جامعه مدنی و دولت نگربسته می شود تلاش بر آن است تا به میزان زیادی این دو حوزه از همدیگر تفکیک شوند و تنها ترین نهاد تحقق جامعه مدنی در این نگرش ارتباطات گروههای تشکل های مردمی می باشد .
با توجه به مطالبی که در این فصل بران اشاره شد دانسته شد ابراز نشد و عرصه برای چند معنايي آن وجود دارد .
لذا بر آن شدیم نگرش دینی به این مفهوم داشته باشیم و بتوانیم با توجه به مبانی نظری هر دو مفهوم و حوزه وجهه اشتراکی از این دو بیابیم لذا قبل از هر چیز به مبانی و ویژه گیهایی از جامعه مدنی در فصل بعدی خواهیم پرداخت .
(***************)
فصل دوم :
جامعه مدنی : مبانی و ویژگی ها
جامعه مدنی و لیبرالیسم
اگر چه به جهت زمانی مفهوم لیرالیسم نو پا و نوزادی تازه پا می باشد ولی ریشه های آن را می شود در دیر زمانها جست .
و از این جهت می شود همراهی این دو مفهوم را با هم پیدا کرد به جهت سبقه جامعه مدنی از جهت زمانی . پیوند اندیش جامعه مدنی با لیبرالیسم تنها در بعد ایدئولوژی زدایی خلاصه نمی شود دیدگاه دکترین جامعه مدنی به حیطه اقتدار دولت- تاکید بر معصوم ماندن حریم خوصوصی و گروهی از دخالت دولت- و استقلال افراد در قانون گذاری بنیانین در حریم خصوصی _ اعتقاد پلوارلسیم اخلاقی در کنار پلواریسم سیاسی _ نوع نگاهی به حوزه دخالت دین در مقولات اجتماعی و سیاسی همگی جلوه هایی از پیوند این تفسیر از جامعه مدنی با لیبرالیسم است .
می توان ادعا کرد و عهد بر آمد که از اهداف اصلی ایده جامعه مدنی تکمیل دمو کراسی و کمک به واقعی تر شدن مشارکت سیاسی مردوم است .(1) در حقیقت جامعه مدنی از لوازم بروز شکل واقعی دموکراسی می باشد برخی را عقیده بر این است که جوامع امروزی دموکراتیک نیستند . و فقط و فقط ادعا بر آن است که مشارکت مردومی عنصر اصلی فعالیت سیاسی می باشد به عبارت دیگر ما در جامعه توده وار زندگی می کنیم .
جامعه مدنی با باز تولید مشارکت مردومی و حضور و شرکت آنها در انجمن ها و احزاب زمینه ساز بهترین برای غیر
توده وار کردن جامعه و پیش رفتن به سوی دمو کراسی می باشد
.
جامعه مدنی و مسئله قانون گذاری
در کشور های مبتنی بر دموکراسی و مشارکت سیاسی و فعالیت سیاسی تنها نمود حضور مردم نمی باشد بلکه قانون یا قانون گذاری نیز از جمله موارد حقوق شهروندان می باشد .
نهایت جامعه مدنی این است که ما انسان ها بتوانیم در باره شیوه زندگی خود تصمیم بگیریم و هیچ حدو مرزی هم برای تصمیم گیری ها وجود نداشته باشد . تنها در صورتی می توان گفت جامعه مدنی وجود دارد که بتوانیم قانون گذاری بنیان کنیم . یعنی در مورد بنیانهای زندگی خودمان قانون گذاری بنیادی کنیم از عرصه لباس گرفته تا عرصه زندگی خصوصی _ بدون زندگی خصوصی که نمی توان گفت جامعه مدنی وجود دارد . قدم اول این است که ما در زندگی خصوصی خود آزاد باشیم و این به مسئله قانون گذاری بنیادین بر می گردد که اساس دمو کراسی.
1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی صفحه انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378 2- حسین بشیریه جامعه مدنی و ایران امروز صفحه 21
از دیگر لوازم جامعه مدنی تکثر اخلاقی و اسرار نوزیدن به مسلک خاصی از اخلاق می باشد .البته این نگاه و اندیشه هم در حوضه دولت و هم در حوضه خوصوصی شهر وندان رواج دارد .به این صورت که هم دولت در عمور اخلاقی خود اسرار به اخلاق خاصی ندارد و هم شهر وندان و در انتخاب شیوه اخلاقی خود مختار هستند .
تشکل های جامعه مدنی منبعی برای تقویت و تحکیم حقایق گوناگون و نه یک حقیقت واحد متعلق به فرد یا گروه هستند .حتی اگر حقیقت واحد باشد هر یک از گروه یا افراد دارای روش های گوناگون برای دست یابی به آن حقیقت هستند .
در شرایط نبود تشکل ها جامعه ظرفیت بالای بری پذیرش حقیقت واحد دارد چرا که افراد مجال تصور تکثر را ندارند اما در صورت وجود تشکل ها افراد تکثر را تجربه می کنن و تکثر آنها از حقایق تقابل پیدا می کند (1)
تصوری که می شود از نسبت بین جامعه مدنی و مذهب داشت این گونه است که مذب به عنوان پدیده قدسی و آسمانی از یک طرف و انسان محوری و اومانیسم تقابل وجود دارد با توجه به تعاریف ارائه شده از دین در این دیدگاه محوریت از آن او نیست . در این دیدگاه دین در عرصه سیاسی تماشا گری بیش نیست که هیچگاه نقش پیدا نخواهد کرد
می شود به جرات ادعا مکرد که یکی از ویژگی های ستودنی جانعه مدنی محال و کنترل قدرت که جلوگیری از تمامیت خواهی به اصطلاح توتالیتر می باشد .
در جامعه مدنی جدید سخن بر سر این است که چگونه می توان حکومت ها را محدود کرد . و ابزار های نظارت در عصر ما عبارتند عصر روزنامه ها_ احزاب _ انجمن ها ی صنفی که به منزله سپرهای محافظتی آدمیان را در مقابل تجاوز و تعدی حکومت حفظ می کند و امکان نظارت برای اعمال حکومت را به نحو مستبدانه ای (2)
.
1- محمدی مجید _ جامعه مدنی ص 25 2- سروش _ عبدالکریم جامعه مدنی و ایران امروز ص 128
به دو سوال اصلی و فرعی خود پاسخ گوییم .
لازم است که به پارودگهایی که بین این دو بر قرار است اشاره کنیم تا روشن شود نقطه تنازع در کجاهاست .
ما هنگامی که به آثار و نوشته های فیلسوفان سیاسی مغرب زمین بعد دوره رو سانس می نگریم خواهیم دانست که تمام اندیشه دستگاه فلسفی به نوعی به انسان محوری و نقطه مرکزی بودن آن می انجامد در این اندیشه ورزی انسان به عنوان موجودی مجزا به توجه به امر درونی او نگریسته می شود .
تنها نقطه ضروری مورد بحث در بین این فیلسوفان طبیعت و نهاد انسانی می باشد .
اساس مهم ترین مباحث فلسفه سیاسی . بحث از طبیعت و نهاد انسان به عنوان نقطه عزیمت فکری می باشد (1 )
در حقیقت این دیدگاه فرد تقدیم داتی در جمع ندارد و استدلال بر این است که او قبل از جمع وجود مستقل داشته است .
نفع انگاری : utilitaranism
این اندیشه بر می گردد به جرجيبتام که اساس زندگی را خوشی و رنج می داند و معیار برای بهتر زندگی کردن را با لاترین در حد خوشی می پندارد
سکولاریزم یعنی نفی حضور دینی یا به تعبیر دیگر نادیده گرفتن از حضور دین در عرصه سیاسی می باشد .
سکولاریزم در حقیقت تمام آرما نهای و نمایات انسانی را بشری و مادی می داند و از این رهگذر آن می گردد.
د- عقلا نیت .
در حقیقت این قسمت در واقع همان یکی از سوالات ما می باشد که به آن قانون گذاری انسان می باشد در نزد مذهب و جامعه مدنی مدرن .
در این ویژگی خود انسان نه فقط در عرصه سیاسی بلكه در تمام عرصه ها یکه تاز میدان می باشد . از فلسفه گرفته تا اقتصاد دو هنر در حقیقتا انسان محور می باشد اوست که با حرف خود قانون و قانون گذاری می کند چون هدف اوست .
بشيريه _ حسين _ دولت عقل _ تهران موسسه نشر علوم 1374 ص 4 و 5
در فصل پیش به آن اشاراتی شد دراین نگاه هیچ نوعی الزامی برای دولت برای پذیرش مسلک یا باور خاص اخلاقی وجود دارد .
پس از پایان این قسمت مراجعه می کنیم و مبانی جامعه مدنی را مورد بررسی قرار می کنیم .
باید دانست که در جامعه دینی محور دین و هدف اصلی عملي کردن گزاره های دینی می باشد لذا انسان محور اصلی نمی باشد .
الف نگاه هستي شناسي دینی
در دیدگاه دینی انسان پاره جدا نیست بلکه او مشکل از دو حقیقت می باشد یکی روح و دیگری جسم .
و از طرف دیگر موجودی می باشد که سرشت و طبیعت او آراسته به امر معنوی شده است .
فاقم و جهک لدین حننفا فطرت الله التی فطر الناس علیها ( 1 )
ب : نفی فرد گرایی .
به نظر می رسد که در اندیشه دینی آنچه اصالت دارد هم فرد است و هم اجتماع و هر کدام حقوقی خاص خود را دارند
نفی سكولاریزم.
در اندیشه دینی هدف عملی کردن گزاره های دینی می باشد هیچ گاه نوبت به جدایی عرصه دین از سیاست نخواهد دید زیرا با توجهخ به اهدافی که دین دارد نمی شود این دو حوزه را از یکدگر تفکیک کرد .
در متون دینی فرامینی دینی از بالا به پاین می باشد بر عکی اندیشه جامعه مدنی که ارز پایین به بالا می باشد .مسئله قانون و قانون گذاری در اندیشه دین از آن خدا است و بس .
و عقل انسانی محور هیچ نسبت بلکه او فهم فرامین الهی می باشد نه تنها در عرض دینی نسبت بلکه در طول و ادامه دهنده آن می باشد .
پس آنچه می شود از این فصل نتیجه گرفت این است که ما اگر بخواهیم رابطه ای بین جامعه دینی و جامعه مدنی داشته باشیم . باید با سرپوش سر بعضی از مبانی جامعه مدنی به دنبال طرح ریزی جامعه مدنی دینی باشیم و رابطه حدالقی را بر پا کنیم ما در فصل بعدی به این امر خواهیم پرداخت .
سوره روم آيه 30
در این فصل ما به دو امر خواهیم پرداخت
یکی پیش فرض ما که امر قدس در این باره وجود دارد و دومی فرضیه ما که در حقیقت پاسخی حدالقی به رابطه بین این در خواهد بود .
مشارکت سیاسی و کنترل و نظارت بر قدرت در متون دین با تو جه به اینکه دین اسلام اهتمام خاص به اجتماع و جامعه انسانی دارد می شود روی کرد که اسلام به حضور آحاد مسلمین برای شرکت در عرصه سیاسی برنامه و هدف دارد و از آن نیز دفاع می کند . در این باره می شود و به موضوعاتی چند از این پرداخت :
الف . نصیحت علی علیه اسلام در حوین می فرماید
آزادی در نظام حکومت اسلامی :
آزادی یعنی حق هر انسانی در مختار بود ن برای گزینش اعمال خود مفهوم آزادی را می توان در دو جهت مورد مطالعه قرار داد .
1- آزادی فلسفی :
2- آزادی حقوقی :
1- آزادی فلسفی این سوال همواره وجود داشته است که آیا انسان واقعا آزاد آفریده شده است یا نه
در دین مبین اسلام انسان تکوینا آزاد آفریده شده و هیچ جبري برای وی وجود ندارد .
2_ آزادی حقوقی این حق در حقیقت به روابط انسانی باز می گرددو به نظام حاکم و نقش مردم در عرصه های اجتماعی نظاره دارد ( 1 )
حضرت امیر در نامه ای به فرزندش امام حسن مجتبی می نویسد : (2 )
در اندیشه دینی اگر مدقانه نظر شود دانسته خواهد شد که عرصه اختیار انسان از اصول مرفوعیه ایست که هیچ خدشه و مناقشه بردار نیست به جهت پایه های عقلانی که از آن دفاع می کند .
1_ جامعه مدني _ محمد هادي معرفت ص 105 _ موسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد زمستان 1378_ چاپ اول 2_ نهج البلاغه _ نامه شماره 31 ص 410
شوراها و مشارکت مردمی :
آنچه در حقیقت باعث مبانی مشروعیت جامعه مدنی می شود محوریت قرار دادن شهروندان در عرصه مشارکت سیاسی می باشد لذا از این رهگذر باید دانست که آیا در جامعه دینی هم ما می توانیم سخن از مشارکت مردمی بکنیم یا نه .
باید دانست آن هنگامی که انسانها تشکل یک اجتماع را می دهد و زندگی حجمی را در کنار یکدیگر تجربه می کند . برای پیشبرد این هدف نیاز به تفکیک حوزهای عمومی و خصوصی خواهد داشت در عرصه عمومی تلاش خواهند کرد اهداف مشترک خود پیدا و مشخص کنند و آن به دنبال راهکار گردند و از آن طرف که همه آنها قادر به علت کردن آن نخواهند بود با تشکیل تشکل و انجمنهای عمومی حضور پیدا خواهندکرد و برسی مشرکات به سخن خواهند پرداخت .
پس ما ناگزيریم از اینکه برای تحقق اهداف اجتماعی خود چنین انجمنهایی را تشکیل دهیم .
با این مقدمه به نظر نمی رسد جامعه دینی از این امر منها باشد . با نگاهی در متون دینی این امر رو شن می شود که رجوع به عقل جمعی بهترین شیوه بری انتخاب گزینه اصلح و درست می باشد .
پیامبر اکرم در این مورد می فرماید :
لا ظاهره اوثق من المشاور (1)
یا در حدیث دیگری می فرماید : علیکم با لجاعه واياکم الفرقه (2)
یا درحدیث دیگر می فرماید : الجماعه رحمه والفرقه عذاب(3)
این طورنیست که جامعه مدنی نظرات و سلیقه های کم طرفدار که از سوی افراد و شوراههای نه چندان قابل توجه ارائه می شوند کاملا نادیده انگاشته شدند چرا که ممکن است در مواردی نظر ایشان بسیار راهگشا باشد و به شکل بهتری مشکل را حل کنند یا گاهی حتی یا بهترین نظر را ارائه دهند (4)
در جامعه مدنی که خواهان برابری و رعایت حق و حقوق مردم در جامعه می باشد ناگزیر است از عملی کردن تمام شرایطی که این او را تحقق می بخشد .
1_ ميزان الحكمه _باب مشورت_ 2_ همان باب جماعه 3_ همان 4_ مظاهري سيف _ حميد رضا _ ص 120 انتشارات جوانان موفق سال78 چاپ اول
3_ لاپی یر* ژان ویلیام * قدرت سیاسی *ترجمه بزرگ نادرزاده *تهران نشر فروزان 1375 صفحه 56 تا 46
فهرست منابع :
4- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی صفحه انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378 5- حسین بشیریه جامعه مدنی و ایران امروز صفحه 21 1- واعظی * احمد جامعه دینی* جامعه مدنی صفحه 87 انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی زمستان 1378 2- جهان بیگلو *رامین مدرنیته * دمکراسی * و روشن فکران صفحه 15 تهران * نشر مرکز 1374 6_ محمدی مجید _ جامعه مدنی ص 25 7_ سروش _ عبدالکریم جامعه مدنی و ایران امروز ص 128 8_ بشيريه _ حسين _ دولت عقل _ تهران موسسه نشر علوم 1374 ص 4 و 5 9_ سوره روم آيه 30 10_ جامعه مدني _ محمد هادي معرفت ص 105 _ موسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد زمستان 1378_ چاپ اول 11_ نهج البلاغه _ نامه شماره 31 ص 410 12_ ميزان الحكمه 13_ مظاهري سيف _ حميد رضا _ ص 120 انتشارات جوانان موفق سال78 چاپ اول